سه شنبه, ۰۵ ربیع الاول ۱۴۴۸هـ| ۲۰۲۶/۰۸/۱۸م
ساعت: مدینه منوره
Menu
القائمة الرئيسية
القائمة الرئيسية
  • نشر شده در فقهی

(ترجمه)

پرسش

در کتاب منهج آمده است: «این فضل الله به ما و مردم است که اسلام به رأی عام تبدیل شده، اسلام یگانه امید نجات امت مطرح گردیده و خلافت و خلافت‌خواهی بر سر زبان‌ها آمده است که قبلاً این‌گونه نبود. اقامۀ آن و اعادۀ حکم بما انزل الله آرزوی تمام مسلمان‌ها قرار گرفته است.» (منهج صفحۀ 50)

در این‌جا رأی عام ذکرشده است؛ نه وعی عام، آیا کدام سبب دارد؟ به هرحال، زمانی‌که مبارزات در مرحلۀ دوم دعوت پایان یابد، در کتاب منهج در مورد آمده است: «ثقافت جمعی برای جمع از امت با افکار اسلامی‌که آن را حزب تبنی کرده است به خاطر ایجاد وعی عام در نزد امت و تفاعل با آن‌ها...» (منهج صفحۀ 43)؛ یعنی این‌که وعی عام  شرط است، گفته نشده است که رأی عام نیز فرض است، چرا این اختلاف؟ معنای وعی عام چیست؟ و وعی عام در خلافت چگونه می‌باشد؟

پاسخ

در اکثر موارد در تعریف رأی عام یادآور شدیم که: "رأی عام برخاسته از وعی عام است"؛ اگر احیاناً تنها رأی عام و یا تنها وعی عام را ذکر کردیم هردو درست است؛ زیرا رأی عام مطلوب برخاسته از وعی عام است؛ پس هردو در یک سلسله قرار دارند. ذکر جزء از یک سلسله، بدون دیگرش درست است؛ مثلا: الله سبحانه وتعالی می‌فرماید:

﴿وَمِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَكُمْ مِنْ تُرَابٍ ثُمَّ إِذَا أَنْتُمْ بَشَرٌ تَنْتَشِرُونَ﴾

ترجمه: و از نشانه‌های او آن است که شما را از خاک آفرید؛ سپس به حیث بشر انتشار پیدا کردید.

الله سبحانه وتعالی می‌فرماید:

﴿الَّذِي أَحْسَنَ كُلَّ شَيْءٍ خَلَقَهُ وَبَدَأَ خَلْقَ الْإِنْسَانِ مِنْ طِينٍ﴾

ترجمه: الله ذات است که تمام چیز را نیکو آفرید و آغاز پیدایش انسان را از گِل نمود.

 هم‌چنان الله سبحانه وتعالی در جای دیگری چنین می‌فرماید:

﴿وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ مِنْ صَلْصَالٍ مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ﴾

ترجمه: بدون شک ما انسان را از گِل خشکیده و بوی‌ناک و تیره‌ای آفریدم.

 در جای دیگری الله سبحانه وتعالی می‌فرماید:

﴿خَلَقَ الْإِنْسَانَ مِنْ صَلْصَالٍ كَالْفَخَّار﴾

ترجمه: انسان را از گِل خشکیده‌ای پخته‌شده آفرید.

به آیات کریمه اگر دیده شود یک مرتبه «تراب» ذکر شده است، بار دیگر «طین»، در مرتبۀ سوم «صلصال من حمأ مسنون» و در دفعۀ چهارم «صلصال کالفخار» آمده است. صلصال به معنای "گِل خشک‌ است که پخته نشده باشد و اگر پخته شد فخار گفته می‌شود."

تمام آن‌ها دریک سلسله‌اند: تراب (خاک)، طین (گِل) و بعد از آن گل خشک پخته ناشده و هم‌چنان گل پخته شده و ذکر جزء از یک سلسله درست است؛ مثلا: قسمی‌که گفته شد، رأی عام برخاسته از وعی عام است و اگر هردوی آن‌ها را هم استعمال کنیم کدام مشکلی ندارد، چه رأی عام بگوییم و چه وعی عام. هیچ اختلاف وجود نداشته و  درست می‌باشد؛ مخصوصاً که سیاق آن واضح باشد.

معنای وعی عام: وعی از "وَعَیَ" گرفته شده و معنای لغوی آن؛ چنان‌چه در لغت‌نامۀ «اللسان» آمده است: "الوعیُ: حِفْظ القلبِ الشيءَ؛ یعنی چیزی را در قلب حفظ کردن که اسم فاعل آن واعٍ است. کلمه "الوعی" در حدیث نیز آمده است:

«نَضَّر اللَّهُ امْرَأً سَمِعَ مَقالَتي فوَعاها، فَرُبَّ مُبَلِّغٍ أَوْعَى مِنْ سَامِعٍ»

ترجمه: الله شخصی را تروتازه بدارد که سخن مرا شنید، آن را حفظ کرد و بسا مبلغی‌که حفظش بهتر از شنونده است.

و «عام» در این مورد به این معنا است که  درک «درک» همه‌شمول گردد و مسأله واضح گردد. این‌که وعی عام در خلافت چگونه می‌باشد؛ وعی عام تنها به معرفت جزئی لفظ خلافت خلاصه نمی‌شود؛ بلکه وعی عام از بعضی احکام دیگری آن فرض می‌باشد؛ مانند: خلیفۀ واحد، بیعت به رضا و اختیار و شناخت بعضی صلاحیت‌های خلیفه؛ مانند: رعایت امور داخلی و خارجی وغیره. در عبارت خویش وقتی کلمه «بعض» را ذکر می‌کنیم به این مفهوم است که وعی عام به معنای  شناخت تفصیلی امور نیست؛ بلکه به صورت اجمال هرگاه انسان‌ها از خلافت و احکام دیگر آگهی داشته باشند، وعی عام گفته می‌شود.

برادرتان شیخ عطا بن خلیل ابورشته

مترجم: بدرالدین حسینی

ادامه مطلب...

بیجینگ+25: آیا نقاب برابری جنسیتی برداشته شده است؟ Featured

(ترجمه)

روز شنبه، چهارم اپریل بخش زنان دفتر ‌مطبوعاتی حزب‌التحریر مؤفقانه کنفرانس حیاتیِ بین‌المللی آنلاین را تحت عنوان: «بیجینگ+25: آیا نقاب برابری جنسیتی برداشته شده است؟!» برگزار کرد. این کنفرانس نتیجه‌ی از کمپاین سه روزه‌ی جهانیِ در خصوص همان موضوع می‌باشد. در این کنفرانس، بخش زنان اعضای حزب‌التحریر از کشور‌های فلسطین، ترکیه، اندونیزیا، تونس، آسترالیا، لبنان و انگستان به سخن‌رانی پرداختند. محتویات این کنفرانس به لسان‌های انگلیسی، عربی، ترکی و اندونیزیایی در خدمت شنونده‌ها به سطح بین‌الملل ترتیب و توسط ده‌ها هزار تن تماشا گردید. هدف کنفرانس این بود تا ثابت سازد که «آیا مفکورۀ غربی "برابری جنسیت" که در کنفرانس بیجینگ سال 1995 سازمان ملل مبنی بر ارجحیت مقام و حقوق زن، بلند بردن کیفیت زندگی زنان به سطح بین‌المللی به شکل واقعی آن حاصل گردیده است یا خیر؟» قابل یادآوری‌ست که اعلامیه بیجینگ 25مین سال‌روز خود را ام‌سال تجلیل می‌کند.

این کنفرانس مهم، با سخن‌رانی در مورد اهداف ایدیولوژیکی و تاریخی مفکورۀ شایع جهانی "فیمینیزم و برابری جنسیتی" آغاز گردید. در حقیقت، این مفکوره‌ها وسایلی‌اند که توسط دولت‌های سرمایه‌دار استعماری، برای تحمیل عقاید سکولری، لیبرالی و نظام‌های‌شان در سرزمین‌های اسلامی بالای جوامع مسلمانان به سطح جهان اعمال می‌شود تا برتریت و منافع جهانی خویش را حفظ و از طلوع نظام اسلام جلو‌گیری کنند. هم‌چنان در این سخن‌رانی، این‌که چگونه مباحثات ملی و بین‌المللی روی مسایل زنان توسط مفکوره‌ها و آجندای سکولر، جنبۀ سیاسی پیدا کرده و انحصار می‌شود، بحث صورت گرفت. ضمناً به شکل  واقعی قضایای اسلامی و راه حل‌های سالم آن در بارۀ مجموعه‌ای از مشکلاتی‌که زنان مواجه می‌شوند و تاثیر حقیقیِ که ارزش نظام‌های مختلف به شمول اسلام بالای زندگی زنان، خانواده و جامعه دارد، توضیحات داده شد.

سخن‌رانی دوم تحت عنوان: «ترک‌کردن توهم برابری جنسیت» صورت گرفت. این مبحث ناکامیِ پالسی‌های ‌برابری جنسیت و قوانین را که برای حمایت، توان‌مند‌سازی زنان و ارتقای سطح زندگی آن‌ها بود را به چالش کشاند. هم‌چنان در این سخن‌رانی واضح گردید که دلیل اصلیِ بیش‌ترین مشکلات که امروزه دامن‌گیر زنان شده است، نابرابری جنسیتی نه؛ بلکه مفکوره‌ها، ارزش‌ها و نظام‌های سرمایه‌داری، اشتراکی و دیگر نظام‌های ساختۀ بشر و تطبیق آن در سراسر جهان می‌باشد.

سخن‌رانی سوم آجندای خاینانۀ کنفرانس بیجینگ را که چگونه برای از بین بردن خانواده، جامعه و قوانین اسلامی توسط دولت‌ها و نهاد‌ها تلاش صورت می‌گیرد و میکانیزمی‌که توسط حکومت‌های اسلامی و نهاد‌های بین‌المللی برای حصول این هدف کار می‌کنند و تاثیر مضر که بالای زنان خانوداه و جامعه می‌گذارد، برملا ساخت .

سخن‌رانی‌های چهارم، پنجم و ششم، نواقص و ورشکسته‌گی‌های اهداف استراتیژیکی اعلامیه بیجینگ را در بخش‌های حق تعلیم برای دختران و زنان، تضمین حقوق اقتصادی زنان و حمایت زنان در مناطق جنگی تشریح نمود. در مقابل، طریقۀ سالم اسلامی برای مصونیت این حقوق برای زنان را نیز واضح ساخت.  هم‌چنان واضح گردید که غرب افسانۀ جنسیتی توان‌مند‌سازی زنان از طریق استخدام را کنار گذاشتند و تشریح کردند که این وسیله‌یی‌ست که دولت‌های سرمایه‌دار به عوض بلند بردن سطح زندگی زنان برای بهره وری آن‌ها من‌حیث چرخ ماشین‌های اقتصادی خویش استفاده می‌کنند.

سخن‌رانی نهایی تحت عنوان: «اسلام، یگانه راه ‌واقعی توان‌مند‌سازی زنان» تشریح نمود که چگونه اسلام و نظام سیاسی‌اش «خلافت» بر منهج نبوت، اساسات، قوانین و نظام‌های سالم را با دیدگاه درست و دقیق مجسم می‌سازد. اسلام به شکل واقعی، بر علاوۀ توان‌مند‌سازی و حمایت از نقش مادری، مقام زن را در جامعه بالا برده و از مشکلات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی که با آن مواجه‌اند جلو‌گیری می‌کند. برعلاوۀ ریشه‌کن‌سازی فقر و ایجاد آرامش، حفاظت زنان از خشونت، بهره‌برداری و بی‌عدالتی، مساعد سازی زمینۀ تحصیل و خدمات صحی به سطح عالی، توان‌مند‌سازی آن‌ها برای داشتن نقش فعال و مؤثر در فضای مصؤن و این‌که چگونه در دولت به پیش‌رفت واقعی نایل شوند، جزء از مسؤلیت‌های دولت اسلامی می‌باشد. سخن‌رانی با خطاب نمودن زنان مسلمان در سراسر جهان برای پیوستن و کار کردن برای تاسیس خلافت راشده که برای زنان مژده طلوع عزت آن‌ها را در سرزمین‌های اسلامی می‌دهد و من‌حیث مدل جهانی یک بار دیگر برای حقوق و معالج خوب مشکلاتی‌که تمام زنان مستحق آن است، به پایان رسید.

در هفته‌های پیش‌رو، یک بوکلیت شامل مجموع از مقالاتی‌که موضوعات کنفرانس به شکل گسترده در آن بحث شده در چندین زبان به نشر سپرده خواهد شد. إن‌شاءالله!

سخن‌رانی‌های کنفرانس و مواد‌های کمپاین و بوکلیت از آدرس‌های ذیل قابل دست‌رس می‌باشند.

داکتر نسرین نواز

رئیس بخش زنان دفتر مطبوعاتی مرکزی حزب‌التحریر

مترجم: عبدالله صالحی

http://www.muslimworld.today/en/index.php/hizbuttahrir/19097.html

and

www.facebook.com/WomenandShariah2

ادامه مطلب...

این رژیم‌ها دست‌آوردی ندارند؛ جز دوچند کردن قیمت نان مردم!

  • نشر شده در سودان

(ترجمه)

سپهدار احمد عبدون، حاکم خرطوم، اعلام کرد که بنابر منفعت حکومت، ایالت خرطوم به منظور دریافت راه مناسب برای رسیدن به ثبات، هر قرص ۴۰ تا ۴۵ گرام نان به مبلغ یک پوند فروخته می‌شود؛ حال‌آن‌که صاحبان نانوایی‌ها پیش‌نهاد فروش قرص ۸۰ تا ۹۰ گرام نان را در بدل دو پوند به حکومت داده‌اند.

این ابلاغیه نشان می‌دهد که حکومت به دنبال راهی است که خود را از این وضع بیرون بکشد، نه این‌که به یک راه‌حل واقعی دست یابد؛ بناءً موقف ما، در حزب‌التحریر – ولایه سودان، در قبال این ابلاغ چنین است:

اول: وزن هر قرص نان در رژیم قبلی در بدل یک پوند، ۷۰ گرام بود. این وزن در آخر دورۀ انقاذ دست‌کاری شد و به ۵۰ گرام رسید.

دوم: حکومت انتقالی فعلی چشم کورش را به سمت کاهش وزن قرص نان کرده‌است، تا در نتیجه در بدترین وضع‌اش از ۳۰ گرام کم‌تر نشود.

سوم: با درنظرداشت این‌که قیمت فعلی کفایت هزینۀ تولید را نمی‌کند، صاحبان نانوایی‌ها اصرار داشتند که وزن هر قرص نان افزایش یابد و به مبلغ ۲ پوند فروخته شود؛ در نهایت، مردم نیز قیمت جدید را خواهند پذیرفت. سرانجام، حکومت در برابر این پیشنهاد کوتاه آمد، اما از دو قیمت و دو وزنی نام برد که هرگز تطبیق نخواهند کرد و بتواند مردم را این‌گونه گمراه کند.

چهارم: اندازۀ نان در روزهای اول بزرگ‌تر خواهد بود، تا زمانی‌که مردم به این حالت عادت کنند؛ سپس وزن‌اش به وزن امروز خواهد رسید و قیمت‌اش هم در دو پوند ثابت خواهد ماند؛ در نهایت چنان می‌شود که حکومت بهای نان را بدون اطلاع رسمی دوچند خواهد کرد.

این حکومت نیز هیچ فرقی با حکومت پیشین و سیاست‌های ناعادلانه‌اش، که براساس صندوق‌های بین‌المللی سودی و تجویزهای مخرب‌شان استوار بود، که مردم علیه‌اش قیام کردند، ندارد. هردو، دو روی یک سکه‌اند؛ چنان‌که اساس‌شان بر کنار آمدن با بحران‌های نظام ناعادلانۀ سرمایه‌داری بنا شده‌است؛ نظامی‌که برپایۀ مالیات استوار می‌باشد، کیفیت در تولید را فدای منافع سرمایه‌داری حریص می‌کند و دستور کاری برای مراقبت از امور مردم ندارد. اکنون حامی حکومت، نیروهای آزادی و تغییر (GAHT)، بهانه می‌کند که از این پس کمک‌های مالی دولت برای نان و سایر مواد افزایش نخواهد یافت. باوجود هزینه‌های کمرشکن، فقر و ناداری که مردم را به ستوه آورده‌است، اصرار حکومت بر تطبیق تجویزهای کشندۀ صندوق بین‌المللی پول ثابت می‌کند که این حکام، مزدوران استعماراند.

تنها نظام اسلام – خلافت راشده به‌طریقۀ رسول الله صلی الله علیه و سلم – می‌تواند از امور مردم مراقبت و یک زندگی آرام، راحت و آسوده را برای‌شان تأمین کند؛ زیرا درمان‌هایش را از کتاب صاحب جهانیان و رهنمودهای پیامبر مبارک‌اش صلی الله علیه و سلم اتخاذ می‌کند.

ای مردم سودان! بیایید برای تأسیس دولت خلافت راشده به‌طریقۀ رسول الله صلی الله علیه و سلم فعالیت کنید، تا از این بحران‌های پیاپی به‌درآیید، تا پروردگارتان را خوشنود کنید و یک زندگی خوشایند داشته باشید.

الله سبحانه و تعالی می‌فرماید:

﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَجِيبُوا لِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُمْ لِمَا يُحْيِيكُمْ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَقَلْبِهِ وَأَنَّهُ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ﴾
(الأنفال: ۲۴)

ترجمه: ای کسانی‌که ایمان آورده‌اید! دعوت الله (سبحانه و تعالی) و رسول الله (صلی الله علیه و سلم) را اجابت کنید، هنگامی‌که شما را به‌سوی چیزی می‌خواند که شما را حیات می‌بخشد و بدانید الله (سبحانه و تعالی) میان انسان و قلب او حایل می‌شود و همۀ شما (در قیامت) نزد او گردآوری می‌شوید.

ابراهیم عثمان (ابوخلیل)

سخنگوی رسمی حزب‌التحریر – ولایه سودان

مترجم: محمد حارث پویا

ادامه مطلب...
  • نشر شده در سیاسی

(ترجمه)

به پرسش‌کنندگانی‌که پیرامون برخی جزئیات پرسش قبلی زیر عنوان «پیامدهای ویروس کرونا» پرسش‌هایی را مطرح کرده‌اند:

1- نسبت به تفاوت بین وباء و طاعون و بین کرونا و طاعون؛ باید گفت که از دید همه‌گیر بودن در میان‌شان تفاوتی نیست. طاعون و کرونا دو مرضی استند که در هردوی آن‌ها امکانات همه‌گیر شدن وجود دارد؛ چنان‌چه الله قوی و عزیز این دو مرض را با این ویژگی آفریده است. قطع نظر از این‌که مرض باکتریایی‌ست و یا ویروسی. پس ویژگی و خصوصیت همه‌گیر شدن در هردو مرض موجود بوده و از این جهت حکم این دو مرض با هم مختلف نیست.

2- در رابطه به پرسشی‌که در قسمت از پاسخ قبلی، پیرامون عدم ساخت ویروس کنونی کرونا اشاره شده و پرسش‌کننده گفته است که: "این سخن بنا به اعتماد بر گزارشات غربی بیان شده و نباید به آن متمایل شد." باید گفت که این دقیق نیست؛ چون: امکان این وجود دارد که جنبه‌های علمی را از هر بُعد و جهتی‌که به آن اطمینان حاصل می‌شود، با ترجیح بُعد درست آن گرفته و به آن اعتماد کرد. از این‌رو، در این‌که کرونایی‌که باعث انتشار و انتقال بیماری شده و ساخت بشر نیست؛ هیچ‌گونه اعتماد بر گزارشات غربی نشده؛ بلکه این ویروس بدون آن‌که بشر به ساخت آن پرداخته باشد، به صورت طبیعی موجود است. چنان‌چه در پاسخ قبلی آمده و ما وجود طبیعی این مرض را بر این قول که بشر آن را برای اهدافی ساخته است، ترجیح دادیم. خاصتاً پس از آن‌که مرض در کشورهای متهم به ساخت آن؛ مانند: چین، امریکا و... انتشار گسترده‌ای یافته است. ما در پاسخ به پرسشی قبلی گفته بودیم:

«به این ترتیب، جنگ زبانی میان امریکا و چین به دلیل انتشار ویروس تاج‌دار Covid19 – SARS CoV2 آغاز گردید و هریک از این دو دولت، طرف مقابل را متهم می‌کنند که سبب مستقیم انتشار این بیماری بوده‌اند. هرچند از نظام‌هایی‌که در چین و ایالات متحده حاکم است، بعید نیست که در عقب گسترش این بیماری باشند؛ اما بعد از تحقیقات، گمان اغلب این است که دلیل محسوسی وجود ندارد که چین یا ایالات متحده، عامل انتقال این ویروس و یا طراح و سازندۀ آن بوده که بعداً شروع به انتشار آن در سایر مناطق کرده باشند...» پیرامون این مورد در آن پاسخ، به تفصیل پرداخته شده و برای معلومات بیش‌تر می‌شود به آن مراجعه کرد.

3- برپایی نماز جمعه در مسجد جواز دارد و اما عدۀ از فقها برپایی آن را در فضای عام جواز داده‌اند؛ یعنی مکان عامی‌که نمازگزار از ورود به آن منع کرده نمی‌شود. اما در اماکن خصوصی (خانه‌ها) رأی ارجح آن‌ست که نماز جمعه در آن‌ها اقامه نشده و درست هم نمی‌باشد. اگر مسجد و فضای عمومی به سهولت یافت نمی‌شد، چهار رکعت نماز پیشین (منظور نماز فرض است)، در خانه اداء کرده شود. اگر دولتی مانع برپایی نماز در مسجد و یا فضای باز شود، گنه‌کار خواهدشد؛ چون: نصوص وارده در این مورد افادۀ این امر را می‌کند؛ چنان‌چه از این فرمودۀ الله سبحان‌ وتعالی این امر دانسته می‌شود:

﴿يَا أيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا نُودِيَ لِلصَّلَاةِ مِنْ يَوْمِ الْجُمُعَةِ فَاسْعَوْا إِلَى ذِكْرِ اللَّهِ وَذَرُوا الْبَيْعَ ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ﴾

[جمعه: 9]

ترجمه: ای مومنان! هنگامی‌که روز جمعه برای ادای نماز، اذان گفته شد، به سوی ذکر و عبادت الله بشتابید و داد و ستد را رها کنید. این برای شما بهتر و سودمندتر است؛ اگر متوجه باشید.

مسلمان باید برای ادای نماز سعی نماید، بدون این‌که از پرداختن به آن باز داشته شود. سعی برای ادای نماز فرض است؛ چون: به قرینۀ ترک مباح (بیع) وارد شده است. یعنی در اماکن خصوصی؛ مانند: خانه‌ها، نماز جمعه اقامه نمی‌شود و جایز است که از ادای نماز جمعه در خانه‌ها ممانعت صورت گیرد. از این‌رو، در پاسخ پیشین گفته بودیم که قفل نمودن مساجد و بازداشتن مردم از ادای نماز در آن‌ها، امری نادرست بوده و گناه این کار بر دوش حکامی‌ست که دست به این کار زده‌اند. بناءً، اگر حکام و مقامات دولتی از اقامۀ نماز جمعه در مساجد جلوگیری می‌نمایند و جایی وسیع و مناسبی غیر از خانه‌ها هم وجود نداشته باشد؛ پس چهار رکعت نماز پیشین در خانه ادا کرده شود. البته دولتی‌که مساجد را بسته می‌نماید، مرتکب گناه بزرگی می‌شود؛ چنان‌چه در پاسخ قبلی یادآوری نموده بودیم.

4- اما این پرسش که: «امروز نماز جمعه و جماعت به دلیل ترس از ظلم حکام ترک می‌شود؛ چنان‌چه من دانسته‌ام و الله از همه داناتر است» این امر به اندکی شرح و تفصیل نیاز دارد. در پاسخ قبلی ما آمده است: «جمعه بالای کسی‌که از حضور در آن ترسی دارد واجب نیست، به دلیل روایتی‌که ابن عباس رضی الله عنه از رسول الله صلی الله علیه وسلم نقل نموده که فرمود:

«مَنْ سَمِعَ النِّدَاءَ فَلَمْ يُجِبْهُ فَلَا صَلَاةَ لَهُ إلَّا مِنْ عُذْرٍ، قَالُوا: يَا رَسُولَ اللهِ وَمَا الْعُذْرُ؟ قَالَ: خَوْفٌ أَوْ مَرَضٌ»

ترجمه: کسی‌که ندای اذان را شنید و آن را استجابت نکرد، نمازی از او پذیرفته نخواهد شد؛ مگر در صورت عذر. گفتند: یا رسول الله! عذر چیست؟ فرمود: ترس یا مریضی. اين حدیث را بیهقی در سنن کبری روایت نموده است.

اما ترس؛ چنان‌چه در «المغنی» از ابن قدامه جلد1 صفحۀ 451 آمده است: «فصل: در این‌که نماز جمعه و جماعت ترک شود، ترس، عذر پنداشته می‌شود. نظر به این قول پیامبر صلی الله علیه وسلم: «عذر یا ترس است و یا مرض»، ترس به سه‌گونه است: ترسی از دست دادن جان، ترسی از دست دادن مال و ترس بر اهل و خانواده. اما مورد اول؛ یعنی ترس از جان، این‌ست که شخصی برای حافظت جانش از حاکم و یا قدرت‌مندی و یا از دشمن و یا از هرآن‌چه در جانش به او آسیب می‌رساند، بترسد.» هم‌چنان در «المهذب فی‌الفقه الامام الشافعی» از شیرازی آمده است: «...از جملۀ ترس‌ها یکی این‌ست که شخصی از رسیدن آسیبی به جان و مالش هراس داشته باشد و یا بیماریی‌که همراه با آن، انجام عملی دشوار گردد؛ به دلیل آن‌چه ابن عباس از پیامبر صلی الله علیه وسلم روایت نموده است که فرمود: «کسی‌که ندای اذان را شنید و آن را استجابت نکرد، نمازی از او پذیرفته نخواهد شد؛ مگر در صورت عذر. گفتند: یا رسول الله! عذر چیست؟ فرمود: ترس یا مریضی.»

یعنی هرگاه فرد مسلمان ظلم و ستمی را از جانب حاکم متوجه شخص خود دید، در ادای نماز جمعه معذور پنداشته می‌شود. چون متیقن شد و یا به گمان غالب به این نتیجه رسید که دار و دستۀ حاکم در مسجد منتظر او هستند تا با رفتن‌اش بدان‌جا او را دست‌گیر و اذیت نمایند، شخصی مذکور از ادای نماز جمعه در آن مسجد معذور دانسته شده و باید در جست‌وجوی مسجدی دیگری باشد که در آن جمعه خوانده می‌شود. اگر بعد از سعی و تلاش به این هم دست نیافت، معذور دانسته شده و باید چهار رکعت نماز پیشین را در مکان خاص ادا نماید. اگر پرسش‌گر از پاسخ ما این فهم را درک کرده باشد؛ پس فهم درست و صحیح است و الله از همه دانا و حکیم است.

5- برخی‌ها حدیثِ «لَا عَدْوَى...» را که بخاری تخریج نموده است به نفی واگیر بودن تعبیر می‌کنند؛ اما راجح این‌ست که حدیث مذکور خبری‌ست که افادۀ طلب را می‌نماید. پس اگر مسلمانی به بیماری واگیری گرفتار شده بود، در این حالت، وی از رفتن به نماز جمعه و جماعت به دلیل این‌که مبادا باعث انتشار بیماری به نمازگزاران شود، معذور دانسته می‌شود. این هم از جمله عذرهای‌ست که در حدیثی قبلی بدان اشاره شده: «الْعُذْرُ خَوْفٌ أَوْ مَرَضٌ»

6- حدیث «إِذَا مَرِضَ الْعَبْدُ أَوْ سَافَرَ كُتِبَ لَهُ مِثْلُ مَا كَانَ يَعْمَلُ مُقِيماً صَحِيحاً»؛ یعنی: چون بندۀ مسلمانی بیمار شود و یا سفر نماید، برای او اجری نوشته می‌شود که در هنگام اقامت و تندرستی‌اش با انجام اعمال خیر، شامل حالش‌اش می‌شد. این حدیث را بخاری روایت نموده است. این حدیث نسبت به مسافر و مریض است؛ یعنی کسی‌که از ادای جمعه و جماعت معذور پنداشه شده است. مسافر و مریض آن‌گونه که شریعت برای‌شان در نظر گرفته، ادای تکلیف نموده و نماز خود را ادا می‌نمایند که در آن‌حالت به اذن الله سبحانه‌وتعالی پاداش مقیم و تندرست برای‌شان داده می‌شود. از این‌جهت، این حدیث بر صحت‌مند و مقیمی‌که بدون عذر به جماعت نمی‌رود، قابل تطبیق نیست.

7- اما اعتراض بر این گفتۀ ما که حداقلی تعداد نمازگزار در نماز جمعه سه نفر است؛ درحالی‌که شافعی چهل نفر گفته، این بحث جداگانه است و علاوه بر آن در نزد مالکی‌ها کم‌ترین تعداد دوازده نفر گفته شده است. پس این‌جا تعارض و تناقضی دیده نمی‌شود؛ بلکه قضیه متعلق به نبستن مساجد است تا نمازگزار. جمعه و جماعت را با همان تعداد که شریعت معین نموده است ادا نماید، با در نظر داشتن این‌که یک رأی فقهی درست و صواب دیگر هم وجود دارد که سه نفر می‌توانند نماز جمعه را ادا نمایند؛ چنان‌چه در پاسخ به آن اشاره نموده بودیم.

8- اتخاذ تدابیر و استفاده از اسباب، امری‌ست درست و پسندیده؛ اما نباید تدابیری گرفت که در مخالفت با شریعت قرار داشته باشد. تدابیر در این بخش این‌ست که شخصی مریض برای ادای جمعه به مسجد نرود و صحت‌مندان بروند. در پاسخ قبلی، ما به حد کافی به این امر پرداخته‌ایم که نباید دروازه‌های مساجد بسته شود تا این‌که افراد صحت‌مند بتوانند برای ادای نماز به مسجد بروند و تدابیر قسمی گرفته شود که اشخاص مریض به بیماری‌های واگیر در مسجد حضور پیدا نکنند و این مسأله واضح و روشن است. این درست نیست که بگوییم: شاید افراد سالم هم به مرض کرونا مصاب شده باشند؛ اما علایم و نشانه‌های آن ظاهر نشده باشد، که در این‌صورت همه باید از رفتن به مساجد جلوگیری شوند؛ یعنی همه ساکنین کرۀ زمین باید ممانعت شوند! این سخنی‌ست که برای تأیید آن؛ نه حجتی وجود دارد و نه هم گمان غالب چنین حکم می‌کند. فردی‌که به گونۀ قطعی و یقینی و یا به گمان غالب به مرض واگیر مبتلا شده، از رفتن به مسجد جلوگیری شده و متباقی نماز خود را به جماعت ادا نمایند.

9- اما این قول که ویروس کرونا همانند انسان ستون فقرات ندارد، بلی همین‌طور است؛ مگر ارتباط برجستگی‌ها و برآمدگی‌ها در این مخلوق، باعث آن شده تا در زبان انگلیسی به آن (backbone) اطلاق شود که معنای طبی آن در عربی (العمود الفقری) یا ستون فقرات است. این نام‌گذاری از جهتی شباهتی‌ست که ارتباط و پیوند با ستون فقرات در انسان دارد. این نکته را این‌گونه باقی گذاشتیم و به آن نپرداختیم و گمان هم نمی‌کردیم که این نکته جای سوال داشته باشد.

10- نسبت به غسل میت باید گفت که حکم شرعی پیرامون آن قرار ذیل است:

الف- قول راجح در این زمینه این‌ست که غسل میت فرض کفایی است. دلائل این رأی:

- پیامبر صلی الله علیه وسلم در مورد مُحرِمی‌که شترش گردن او را شکسته و در نتیجه وفات نمود، فرموده است:  «اغْسِلُوهُ بِمَاءٍ وَسِدْرٍ وَكَفِّنُوهُ فِي ثَوْبَيْهِ»؛ یعنی: او را با آب و سدر غسل دهید و در هردو لباسش، کفن‌اش نمایید. این حدیث را بخاری از ابن عباس روایت نموده است.

- هم‌چنان برای زنی‌که دخترش را غسل می‌دهد، فرموده است: «اغْسِلْنَهَا وِتْراً ثَلَاثاً أَوْ خَمْساً»؛ یعنی: او را تاق، سه و یا پنج‌بار غسل دهد.

- از این دو حدیث دانسته می‌شود، کسانی‌که به این امر؛ یعنی غسل میت می‌پردازند، تعداد از مسلمان‌های هستند که برای این امر کفایت می‌کنند. پیامبر صلی الله علیه وسلم به این امر اکتفاء نموده و در طول زندگی خود بر این حکم مداومت داشته و از غسل دادن مرده‌ها جز شهیدی‌که در میدان جهاد کشته می‌شود کسی را استثنا نکرده است. پس غسل دادن میت فرض کفایی است.

ب- به آن‌چه در بالا گفته شد، اکثریت فقها اتفاق نظر دارند:

- در «مبسوط» از سرخسی آمده است: «بدان که غسل میت واجب است و آن از جملۀ حق مسلمان بر مسلمان است. پیامبر صلی الله علیه وسلم فرموده است: «یک مسلمان بر مسلمان دیگر شش حق دارد» که از جملۀ آن‌ها یکی این‌ست که پس از مردن‌اش او را غسل دهد؛ اما اگر برخی از مسلمان‌ها به این حق پرداختند، به دلیل برآورده شدن هدف، از ذمۀ باقی مسلمان‌ها ساقط می‌شود.»

- امام شافعی در کتاب «الام» گفته است: «غسل میت، نماز جنازه و دفن‌اش، حقی‌ست بر بالای مردم که باید بدان بپردازند؛ اما این همه‌ای مردم را در بر نمی‌گیرد. هرگاه تعداد از آن‌ها به این پرداختند در این کفایت است. إن‌شاءالله!»

- در «شرح کبیر» از ابن قدامه آمده است: «فصل پیرامون غسل میت- مسأله: غسل میت، تکفین، تدفین و نماز بر او فرض کفایی است؛ چون: پیامبر صلی الله علیه وسلم در مورد مُحرِمی‌که شترش گردن او را شکسته و در نتیجه وفات نمود، فرموده است: "او را با آب و سدر غسل دهید و در هردو لباسش، کفن‌اش نمایید." این حدیث را بخاری و مسلم روایت نموده‌اند.

ج- هرگاه غسل میت بنا بر عواملی، دشوار و متعذر شود؛ مانند: نبود آب، سوختن جسدش که اگر با آب شسته شود تکه و پاره شود و یا مصاب به امراض؛ مانند: جذام، طاعون، کرونا و دیگر امراضی‌که هرگاه غسل داده شود، احتمال انتقال آن به افراد غسل‌دهنده موجود باشد، در این بخش ما نمی‌خواهیم رأیی خاصی را تبنی و اختیار نماییم؛ بلکه هرکس از مذهب و رأی فقهی‌که به آن آرامش و اطمینان دارد، تقلید نماید. من برخی دیدگاه‌های شرعی فقها را در این‌جا بازگو می‌نمایم:

- حنفی‌ها به این نظراند که اگر غسل میت بنا بر نبود آب باشد، توسط خاک تیمم داده شود؛ چنان‌چه در «العنایه» جلد 16 صفحۀ 262 این‌گونه آمده است: «کسی‌که بنا بر نبود آب غسل‌اش ناممکن شود، با خاک پاک تیمم داده می‌شود.» اگر غسل‌اش به سبب مساس نمودن و لمس کردن، متعذر و ناممکن گردد؛ پس بر بالای او آب ریزانده شود؛ چنان‌چه در «مراقی‌الفلاح» آمده است: «وَرَم کرده‌ای‌که آن را دست زده نشود، باید بر بالایش آب ریزانده شود.»

- مالکی‌ها به این نظراند که اگر غسل میت به دلیل نبود آب ناممکن شود، تیمم داده شود و اگر به سبب زخم‌ها، سوختگی، گَرِی و یا آبله‌ای‌که بر بدنش هست، غسل‌اش ناممکن گردد و اگر غسل داده شود باعث شکستن و پارچه شدن‌اش می‌شده باشد؛ در این‌صورت به قدری‌که باعث شکستن و از هم پاشیدن‌اش نگردد، بالایش آب انداخته شود. اگر انداختن آب هم بر او ناممکن باشد، تیمم داده شود؛ چنان‌چه در «شرح کبیر» از شیخ احمد دَردِیر که بر بالای «مختصر خلیل» نگاشته شده، این‌چنین آمده است.

- شافعی‌ها به این نظراند که هرگاه غسل میت بنا بر عامل از عوامل ناممکن گردد؛ مانند: نبود آب و یا ترس متلاشی شدن جسدی کسی‌که سوخته است؛ در این حالات میت غسل نه؛ بلکه تیمم داده می‌شود. حتی آن‌ها پیش‌تر رفته و گفته‌اند که هرگاه با غسل دادن میت به غسل‌دهنده آسیبی برسد؛ در این‌حالت میت به طور حتمی و الزامی باید تیمم داده شود. نووی رحمه الله در «المجموع» گفته است: «هرگاه غسل میت به سبب نبود آب و یا سوختگی ناممکن گردد، به این حد که اگر غسل داده شود، جسدش متلاشی گردد؛ در این‌صورت غسل داده نمی‌شود؛ بلکه تیمم داده می‌شود و این واجب است؛ چون: این پاکی به نابود کردن نجاستی تعلق ندارد و باید از شستن توسط آب منصرف شده، تیمم داده شود؛ مانند: غسل جنابت. اگر توسط چیزی گزیده و یا نیش زده شده باشد که اگر غسل داده شود باعث از هم پاشیدن جسد گردد و یا بر غسل‌دهنده ترسی باشد؛ در این‌صورت نیز باید تیمم داده شود.»

- اما حنبلی‌ها: از آن‌ها دو دیدگاه نقل شده است. دیدگاه و روایت نخست: «در صورتی‌که غسل میت با مالش دادن ناممکن گردد، بر یک روش نیکویی بر او آب ریزانده شود، بدون این‌که جسدش مالش داده شود و اگر این هم ممکن نبود، تیمم داده شود.»

دیدگاه و روایت دوم آن‌ها می‌گوید: «هرگاه غسل میتی متعذر و ناممکن شود، تیمم هم داده نمی‌شود و بدون غسل و تیمم بر او نماز گزاریده می‌شود؛ چون: هدف از غسل پاک کردن است که توسط تیمم به دست نمی‌آید.»

- شیخ محمد ابن محمد المختار الشنقیطی در شرح «عمده‌الفقه» گفته است: «کسی‌که دارای بیماری واگیری باشد که به دیگران آسیب می‌رساند و این نسبت به آسیب رساندن به میت است و گاهی آسیب به شخص زنده‌ای غسل‌دهنده می‌باشد؛ این‌گونه که نظر به گواهی اهل خبره و متخصصین؛ اگر کسی مسؤولیت غسل‌دادن بیماری را که مرض واگیر دارد، به دوش گیرد، آسیب‌پذیر می‌شود؛ دراین‌صورت باید تیمم داده شود.»

پس چنان‌که می‌بینید، این‌جا دو نظر وجود دارد: هرگاه غسل دادن میت ناممکن شود، تیمم داده، بر او نماز خوانده و دفن گردد. نظر دوم این‌که چون غسل‌دادن میتی ناممکن گردد، تیمم داده نشده؛ بلکه بر او نماز خوانده شده و دفن شود. چنان‌چه در آغاز این بخشی از پاسخ گفتیم که هر مسلمان به هریکی از این دو نظر که اطمینان و آرامش پیدا می‌کند، تقلید و پیروی نماید.

11- در پایان، این‌که ما در عقائد و عبادات تبنی نمی‌کنیم، صحیح و درست است. مگر در عقیدۀ اساسی و عباداتی‌که متعلق به وحدت امت باشد؛ مانند: روزه و عید در هنگام دیدن هلال در هر سرزمینی و هم‌چنان این‌جا در قضیۀ بستن مساجد، واجب آ‌ن‌ست که در اوقات نمازهای فرضی، مساجد باز گذاشته شود؛ چنان‌چه در قسمتی از پاسخ بدان پرداختیم.

برادرتان عطاء بن خلیل ابوالرشته

#كرونا

19Covid#

Korona#

 

ادامه مطلب...

دولت اردوغان: از اقرار ناکامی تا مبارزه با کرونا

(ترجمه)

خبر

اقدامات اضافی در استانبول علیه مبارزه با ویروس کرونا اتخاذ خواهد شد. اجازۀ گشت و گذار ممکن است از سن 65 به 60 سال کاهش یابد و محدودیت ممکن است شامل افراد زیر 18 سال نیز باشد. هم‌چنین می‌توان از رانندگی وسایل نقلیۀ خصوصی جلوگیری کرد. (روزنامه حریات 3/4/2020)

تبصره

از زمانه­های قدیم بيمارى‌های همه‌‌گیر یکی از بزرگ‌ترین معضلات بشر شناخته شده است. قریه‌ها، ولسوالی‌ها، شهرها و ارتش‌ها را در مدت زمان کوتاهی از بین می‌برد. تاریخ نشان داده است که وقتی بیماری‌های همه‌گیر و آفات كشنده گسترش می‌یافت، مسلمانان از قدر الله به قدر الله می‌گریختند. شکی نیست که این وقایع منجر به کشته شدن بسیاری از افراد و از بین رفتن پول و سرمایه نیز می‌شود؛ اما در چنین مواردی نمی‌توان از غفلت دولت‌هایی‌که از امور مردم مراقبت می‌کنند، چشم‌پوشی کرد. اما در مورد گرفتن راه حل‌های وارداتی یا اشتباه بودن به دلیل بن‌بست یا گرفتن حق امتیاز، این یکی دیگر از مشکلات است.

علاوه بر حفظ نظم و امنیت عمومی، حمایت از صحت عمومی یکی از وظایف اساسی دولت است که در این زمینه مبارزه با بیماری­های همه­گیر بسیار مهم است. اما دولت اردوغان که به عقیدۀ وی در حال مبارزه با ویروس کرونا است، ترکیه را به دلیل سخت­گیری در بسته­بندی خود، به یک زندان آزاد تبدیل کرده است. گشت و گذار را برای سال‌مندان بالای 65 سال ممنوع کرده، مساجد را بسته و سفر در بین شهرها را ممنوع اعلام کرده­است. خلاصه این‌که روزبه‌روز بسته­های ممنوعیت را افزایش می‌دهد.

اکنون برنامه‌ریزی شده است که سن منع گشت و گذار از 65 به 60 کاهش یابد و افراد زیر 18 سال نیز محدود شود. حتی این محدودیت­های سنی نشان می‌دهد که مبارزه با ویروس در دستور کار اقتصادی قرار دارد و ارزش انسانی آن بی­فایده است. در چنین شرایطی اکثر دولت­ها برای شهروندان خود که تحت تأثیر این بیماری همه‌گیر قرار دارند، کمک‌های مالی ارائه می‌دهند؛ اما دولت ترکیه تحت نام «همبستگی ملی» از مردم خواستار آن شده است که پس‌انداز خود را در شرایط اضطراری برای بندکردن ناتوانایی اقتصاد پرداخت قرضه­های اعتباری، تأمین هزینه­های خود و پس‌انداز شرکت­ها انجام دهند.

علاوه‌براین، دولت ترکیه با اقدامات خارجی نمونه این قضیه را دنبال می‌کند و اقدامات اکثر کشورها به کار گرفته می‌شود تا سیستم بهداشت/صحت و درمان از ظرفیت جاذبه خود در مبارزه با بیماری کوید 19 تجاوز نکند. با وجود این، دولتی‌که قادر به جلوگیری از مرگ و میر و مبتلایان نیست، روزانه و بدون شرم و خجالت، آماری را در مورد تعداد کشته­ها و مصاب شده­ها به نام شفافیت در اختیار افکار عمومی قرار می­دهد تا عدم موفقیت خود در مبارزه با این بیماری را پنهان کند.

دولت افرادی را که از عمره آمده‌اند در مکان مخصوص قرار داده است، بدون آن‌که افراد مبتلا به این بیماری همه‌گیر را از کسانی که آلوده نیستند جدا کند، با این فکر که این قرنطینه است، با این وصف، نزدیک به 20000 نفر در خطراند. درحالی‌که می­توانست با گرفتن آزمایش از آن‌ها مبتلایان را از غیر مبتلایان جدا نموده که این باعث کاهش تعداد مبتلایان و کشته‌شدگان می­شود. چنان‌چه پیامبرعلیه السلام می­فرمایند: «لاَ تُورِدُوا المُمْرِضَ عَلَى المُصِحِّ»

خلاصه این‌که، دولت­های ناتوان در کشورهای اسلامی، از جمله دولت ترکیه، برای جلوگیری از شیوع ویروس همه‌گیر کوید 19 به جای دنبال کردن راه حل­هایی‌که اسلام آورده، با فلج کردن مفاصل زندگی کشورش به دنبال راه حل­‌های از کشورهایی؛ مانند: فرانسه، ایرلند و ایتالیا می‌باشد و از مدل انگلیسی و هالندی در آن‌چه شناخته شده است، استفاده می‌کند. فرض بر این است که در قرنطین سرایت از افراد بیمار به افراد سالم صورت نمی­گیرد. این دولت­ها وجب‌به‌وجب و قدم‌به‌قدم که در زمینۀ قانون‌گذاری و فرهنگی از کافران پیروی می‌کنند، در زمینۀ مبارزه با این بیماری­ همه­گیر نیز از آن‌ها پیروی می­کنند!

               

نویسنده: ارجان تکین باش

مترجم: احمدصابر خالد

#كورونا

#Covid19

#Korona

ادامه مطلب...

نتیجه‌گیری فعالیت‌های کمپاین: «اسلام از خانواده، نسل‌ها و جامعه حفاظت می‌کند!» Featured

  • نشر شده در ترکیه

(ترجمه)

به‌تاریخ 28 مارچ 2020م، حزب‌التحریر – ولایه ترکیه کمپاینی را که به‌تاریخ 21 جنوری/ژوئیه 2020م، تحت عنوان: «اسلام از فامیل، نسل‌ها و جامعه حفاظت می‌کند» برگذار نموه بود، به‌دلیل پیش‌گیری‌های بیماری جهان‌گیرِ ویروسِ کرونا لغو کرد. برنامۀ الغای این کمپاین با اشتراک 21 نفر شرکت‌کننده (5 تن در اِستدیو و 15 تن از طریق جریان زنده) از دانشگاه‌ها، نویسند‌ه‌گان و نمایند‌ه‌گانِ سازمان‌های مدنی پایان یافت. در پایان این نشست، بیانیه‌ای نهایی کمپاین «اسلام از خانواده، نسل‌ها و جامعه حفاظت می‌کند» به‌خوانش گرفته شده و به موارد آتی تأکید صورت گرفت:

خانواده بدون شک اساس و بنیاد جامعه است و فرزندان ما آینده‌ی ما را شکل می‌دهند.‌ محفاظتِ خانواده، نسل‌ها و جامعه از همه اندیشه‌ها، رفتار و آداب نادرست؛ همانا در جامعه‌ای به دست می‌آید که قوانین اسلام را به‌طورِ صحیح اجراء و پیامِ آن را به‌جهان حمل کند. زمانی‌که حفاظت از مرد و زن به‌شکل درست آن صورت گیرد؛ چنان‌چه که دو طرف تشکیل‌دهندۀ ازدواج که خانواده را ایجاد می‌کنند، کودکان به عنوان ثمره‌ی ازدواج محافظت شوند و پیوند آن‌ها به اسلام تقویت یابد، جامعه قوی و منسجم خواهد بود. بااین‌حال، زمانی‌که ازدواج، رابطه‌ی مرد با زن، روابط خانواده‌گی، اصل و نسب و خویشاوندی، خدشه‌دار و فاسد شود، جامعه‌ حالت ضعیف و شکننده‌ای را به‌خود می‌گیرد و در ضربه‌ی اول از هم می‌پاشد. با توجه به ظُهورِ بیماری همه‌گیرِ  ویروسِ کرونا که جهان را فرو ریخته و در برابر ما قرار گرفته است، اهمیت حیاتی هم‌کاری و هم‌بستگی در جامعه را برجسته می‌سازد.

ما در حزب‌التحریر – ولایه ترکیه کمپاینی را که تحت عنوان: «اسلام از فامیل، نسل‌ها و جامعه حفاظت می‌کند» به‌تاریخِ 21جنوری/ژوئیه 2020م، راه‌اندازی نمودیم که در طی آن 29 سیمینار و سخنرانی در بسیاری از شهرهای مختلف ترکیه برگزار کردیم و 26 سخنرانی و سیمینارهای دیگر را به‌دلیل ویروس همه‌گیرِ کرونا فسخ نمودیم. در چارچوب موضوع مبارزاتِ کمپاینی، ما با آن احزابِ تماس گرفتیم که معتقدیم عین نگرانی را در رابطه به مسأله‌ی حفاظت از خانواده با سازمان‌های مدنی، احزاب سیاسی، شهرداران، مدیران سازمان‌های رسمی، نویسنده‌گان و نماینده‌گان رسانه‌ها به‌اشتراک گذاشتند. ما مشوره و نظریاتِ خود را به راه‌حل‌های بنیادی مبادله کردیم. پیرامون اهداف کمپاین بحث و گفت‌وگو کردیم و از آن‌ها خواستیم تا در این زمینه ما را حمایت کنند‌. ما در این زمینه 547 بازدید را انجام داده و به تعداد 55 هزار نسخه از یک بروشور که در رابطه به این موضوع تهیه نموده بودیم، توزیع کردیم و مبارزاتی را برای جمع‌آوری امضای آنلاین برای لغو «معاهده‌ی استانبول و قانون شماره 6284» راه‌اندازی و در نتیجه حمایت و امضای 110هزار نفر را به دست آوردیم.

ما از الله سبحانه‌وتعالی بابت حمایت و کمک‌های فراوانی‌که از بخش‌های خیر و سودمند دریافت نمودیم، سپاس‌گزاری می‌کنیم. هم‌چنین از همه کسانی‌که در این کمپاین اشتراک نمودند، درهای خود را برای ما گشودند، ما را در این راستا همکاری نمودند و به تماس‌های ما پاسخ دادند؛ از نماینده‌گان سازمان‌های مدنی گرفته الی متفکرین، نویسنده‌گان، نهادهای تحصیلی، استادان، شیخ‌های معزز و همه مسلمانانی‌که در این کمپاین مارا یاری کردند، قلباً سپاس‌گزاری می‌کنیم. الله سبحان وتعالی از همه آن‌ها راضی باشد.

ما در حزب‌التحریر – ولایه ترکیه به تکرار می‌گوییم: ما با مسلمانان برای حفاظت از خانواده، نسل‌ها و جامعه کار می‌کنیم. هرچند کمپاین ما «اسلام از خانواده، نسل‌ها و جامعه حفاظت می‌کند» به پایان رسیده است؛ اما مشکل هنوز حل نشده است. یگانه راه‌حل درست، بدون شک این است که اسلام در تمام جنبه‌های زند‌ه‌گی ما مسلط شود و تا زمانی‌که این هدف به دست آید، ما به کارِ خستگی‌ناپذیر خود، بدون کدام توقف به آن ادامه خواهیم داد و اسلام با یاری الله سبحان‌وتعالی دوباره به این کشور باز خواهد گشت. به اذن الله سبحانه‌وتعالی تحت سایۀ دولت خلافت راشده بر منهج نبوت، امنیت، سلامتی و صحت به‌جهان واپس داده خواهد شد و پرچم رسول‌الله صلی‌الله‌علیه‌وسلم بلند خواهد شد. ما تلاش و کارِ خود را انجام می‌دهیم و پیروزی نیرومند و پُرشکوه از جانب الله سبحان‌وتعالی است.

دفتر مطبوعاتی حزب‌التحریر – ولایه ترکیه

مترجم: ارسلان مبارز

ادامه مطلب...

گزارش تحقیقات «بحران شکر و گندم» تائید می‌کند که نظام دموکراسی-سرمایه‌داری یک ویروس کشنده است و باید کاملاً قرنطینه شود، تااین‌که به‌مرگ خودش بمیرد!

  • نشر شده در پاکستان

(ترجمه)

گزارش تحقیقاتی درخصوص بحران شکر/بوره و گندم، نقاب را از چهره‌ی نخبگان در قدرت؛ به شمول: جهانگیر ترین، خسرو بختیار، مونس الهی و برادران شریف (خاندان شریف) برچیده است. علاوه‌براین، یک‌بار دیگر چهره‌ی کثیف دموکراسی به خاطر تأمین راه قانونی برای حاکمیت نخبگان کپیتلست (سرمایه‌دار) آشکار شد، تا آنان بتوانند سرمایه‌های عامه را اختلاس و حیف و میل نمایند. این گزارش حقیقتی را فاش کرد که با همکاری دولت کنونی و اسبق، میلیاردها روپیه‌ی مالیه‌دهنده‌گان تحت‌نام «کمک‌مالی/یارانه (امداد رسانی دولت)» میان خانواده‌ها و اشخاص حاکم در قدرت توزیع و تقسیم شده است. نظام دموکراسی سرمایه‌داری مردم‌ را مجبور می‌کند تا ظالمان را من‌حیث زعیم و نماینده‌ی‌شان انتخاب کنند و به آنان قدرت و صلاحیت قانونی داده می‌شود تا طبق هوا و هوس‌شان سیاست‌ها و قوانینی‌که ظاهراً برای «فلاح» مردم و در اصل برای «تباهی» مردم‌اند، طرح و تصویب نمایند. ‏هرچند، در ساحه‌ی عمل، نمایندگان نخبه در حاکمیت تنها و صرف منافع مالی خودشان را تأمین می‌کنند. هم‌چنین در جریان حاکمیت‌شان ثروت عظیم و بی‌شمار را جمع‌آوری می‌کنند؛ درحالی‌که با گرفتن اقدامات اندک برای خدمات عام‌المنفعه، خاک را در چشم مردم می‌زنند تا کثافت‌کاری‌های‌شان برملا نشود.

به‌عوض قبول نمودن نقص بنیادی در فابریکه‌ی فساد؛ یعنی جمهوریت، آنان به‌طور مداوم به‌منظور حفظ «منافع مقرره ‌(vested interests)» در دموکراسی، انگشت انتقاد را به طرف مردم بلند می‌کنند و از آنان می‌خواهند تا دقیق و بااحتیاط رای دهند. ‏اما این «رژیم تبدیلی» ظاهراً با جلوه‌ی ضد فساد‌ و پاک‌اش، نشان داده است که دوستان صمیمی‌اش را؛ مانند: دولت قبلی مساعدت اقتصادی می‌نماید؛ البته این امر دقیقاً تحت نظر عمران خان با استثمار و بهره‌برداری فریبنده‌اش از دولت نام نهاد «مدینه» انجام شد. کمیته‌ی هماهنگی اقتصادی (ECC) کابینه‌ی حکومت پاکستان نه تنها اجازه‌ی صادرات شکر/بوره را علی‌رغم کمبود سهام داخلی داد؛ بلکه خزانه‌ی دولت را برای دادن کمک‌مالی/یارانی نیز باز نگه‌داشت (و این امر سبب حیف و میل بیش‌تر شد)، در نهایت مردم را در یک سراسیمگی و تقلا رها کرد تا شکر/بوره را به قیمت متورم یا بسیار بلند خریداری کنند. جمعاً به این نتیجه می‌رسیم که دموکراسی-سرمایه‌داری و نخبگان حاکم‌اش در واقع ویروس خطرناکی‌اند که باید کاملاً قفل/قرنطینه شوند تا به مرگ خودشان بمیرند.

اگرچه ساختار دولت خلافت که متشکل از سیزده دستگاه؛ من‌جمله: خلیفه، معاونین، قضاء، دایره‌ی امیر جهاد و شورای امت وغیره می‌باشد؛ اما در این میان هیچ‌یکی از آنان قدرت و صلاحیت مقننه را ندارند تا طبق هوا و هوس بشری‌شان قوانین را بسازند؛ بلکه در عوض، آنان وظیفه اجرائیه قوانین شریعت را دارند. قوانینی‌که تبنی و اجرا می‌شود در واقع منحصراً از نصوص شرعی؛ قرآن کریم و سنت استخراج شده می‌باشند که در مغایرت شدید با دموکراسی قرار دارند؛ بناءً دموکراسی جایی‌‌ست که سیاست‌مداران حرفه‌ای من‌حیث قانون‌گذاران، قوانین خود-خدمت (نافع به خودشان) را می‌سازند تا توسط سرمایه‌گذاری‌های‌شان به ازای هر میلیون، میلیارد‌ها را به‌دست بیاورند. قضاء و شورای امت از خلیفه مبنی بر اسلام محاسبه می‌کنند، خلیفه و معاونین‌اش را مجبور می‌کنند تا در برابر شریعت تسلیم شوند؛ همان‌گونه که این امر در تاریخ اسلام به‌خوبی ثابت شده است. محیط سیاسی دولت خلافت تمرکز بر اطاعت از الله سبحانه‌وتعالی و رسول‌الله صلی‌الله‌علیه‌وسلم می‌کند. بناءً توسط تطبیق دین حق نیازهای مبرم جامعه و افراد تامین می‌شود. شیوع بیماری ویروس کرونا (کووید 19) اسطوره‌ی رفاه عامه را تحت دهه‌های دردناک نظام جمهوری-سرمایه‌داری آشکار نموده است. فلهذا، اکنون زمانش رسیده تا یک‌بار دیگر ساختار باشکوه خلافت را بر بالای نظام دموکراسی-سرمایه‌داری زوال‌یافته بنا نماییم. الله سبحانه‌وتعالی می‌فرماید:

﴿...فَمَاذَا بَعْدَ الْحَقِّ اِلَّا الضَّلَالُ فَاَنّـٰى تُصْرَفُوْنَ﴾

[یونس: 32]

ترجمه: ...آيا سوای حق جز گمراهی است‌؟ پس چگونه بايد از راه به در برده شويد؟‏

دفتر مطبوعاتی حزب‌التحریر – ولایه پاکستان

مترجم: داکتر زکریا

 

ادامه مطلب...

امر به اطاعت امام، امر به اقامۀ وی است!

از عبدالله بن عمرو بن عاص رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود:

«مَنْ بَايَعَ إِمَامًا فَأَعْطَاهُ صَفْقَةَ يَدِهِ وَثَمَرَةَ قَلْبِهِ، فَلْيُطِعْهُ إِنِ اسْتَطَاعَ، فَإِنْ جَاءَ آخَرُ يُنَازِعُهُ فَاضْرِبُوا عُنُقَ الْآخَرِ»

(رواه‌المسلم، کتاب‌الاماره، باب وجوب الوفاء ببيعه‌الخلفا)

ترجمه: هر که با خلیفۀ مسلمین دست داده به رضا و رغبت با وی بيعت کرد، بايد تا حد توانش از او اطاعت کند؛ اگر شخص ديگری آمد و در امر خلافت با وی منازعه کرد، گردن دومی را بزنيد.

توضیح حدیث

این حدیث دو مطلب مهم را به طور جدی بیان کرده است. نخست بیعت با خلیفۀ مسلمین و دوم اطاعت از خلیفۀ مسلمین، که اطاعت نیز مرتبط به بیعت می‏باشد؛ یعنی زمانی از حاکم اطاعت جایز است که در بین او و بین مردم حتماً بیعت شرعی صورت گرفته باشد. بیعت شرعی آن است که برای حکم به کتابِ الله سبحانه و تعالی و سنت رسول الله صلی الله علیه وسلم باشد. بنابرآن‌چه گفتیم، بالای حکام امروزی مسلمانان، حدیث شنیدن و اطاعت کردن هرگز صدق نمی‌کند؛ پس این حکام اهلیت بیعت شرعی را ندارند، به دلیل این‌که:

 به کتابِ الله سبحانه و تعالی و سنت رسول الله صلی الله علیه وسلم حکم کرده نمی‏توانند؛ یعنی صلاحیت و توانایی آن را ندارند؛ چون به اختیار خود نیستند و از طرف کفار برای‌شان اجازه داده نمی‌شود.

برعکس، قوانین غربی (ساختۀ دست بشر) را بالای امت اسلامی تحمیل و تطبیق می‏نمایند؛ حتی قوانین غربی را، به مردم اسلامی معرفی می‌کنند، غالباً به غرض این‌که در قدرت موجوده باقی بمانند.

ای مسلمانان!

بدون شک امر به اطاعت امام یا خلیفۀ مسلمین امر به قیام و ثبات آن می‌باشد؛ زیرا الله سبحانه وتعالی ما را به فرمان‌برداری کسی‌که وجود نداشته باشد، امر نمی‌کند؛ هم‌چنان جنگ با کسی‌که با امام نزاع می‌کند، دلالت بر دوام موجودیت آن می‌نماید و آن‌چه را ما از حکام غیرشرعی و نبودن حاکم شرعی می‌بینیم بر ما لازم است تا با همه توان و قدرت دست داشته خود در ایجاد حاکم شرعی بکوشیم؛ زیرا حکام امروزی ما همه حاکمان زمان جبریه هستند که آن‌ها را رسول الله صلی الله علیه وسلم مذمت نموده است؛ البته آن‌ها کسانی هستند که غرب کافر ایشان را گماشته است تا به نفع کفار، احکام آن‏ها را بالای امت تطبیق نمایند. بناءً بر امت لازم است تا در خلع نمودن قدرت و سلطه از آن‏ها سعی وتلاش نمایند و دستورات جدایی دین از سیاست آن‏ها را حریق نموده و محدودیت‌های غیرواقعی‌که قانون سایکس پیکو برای اولاد این امت واحد به جا گذاشته است دور نمایند، تا این‌که امت همان سلطه و قدرت واحد خود را دریافت نموده و بالایش خلیفۀ واحد حکمرانی نماید.

یا الله، ما را با آمدن خلافت راشده بر منهاج نبوت که در آن وحدت مسلمانان نهفته باشد، مستفید گردان و از آن‌ها، مصایب و بلاها را دور نما! یا الله، زمین را به نور وجۀ کریمت منور گردان! اللهم آمین، آمین! 

خلاصه

امر به طاعت امام یا خلیفۀ مسلمین در حقيقت امر به نصب و اقامۀ وی است و امر به جنگيدن در مقابل کسی‌که با امام منازعه کند، قرينه بر جزم در حفظ وی به حيث خليفۀ واحد است.

ادامه مطلب...

بهره‌گیری غرب و آمریکا از استعمار و استثمار ملت‌ها

خبر:

براساس آن‌چه /دانشگاه «جانز هاپکنیز»، شام روز سه شنبه اعلان نمود:ه است "دولت آمریکا مرگ 865 تن را در جریان 24 ساعت اخیر به علت مبتلا بودن به ویروس کرونا را ثبت کرده است که این بلندترین آمار بدست آمده در طول یک‌روز در این کشور می باشد." رهبر ایالت کنتیکت گفته است که فعلا ذخیرۀ استراتژیکی ملی امریکا از کمک های طبی «خالی می باشد». (فرانس 24) 

تبصره:

فشار های کرونا از میزان مصیبت انسانی‌ پرده بر داشت که نظام سرمایه‌داری در جریان عمل‌کرد دولت های سرمایه‌داری استعماری و حشی در چند دههۀ از نابودی توجه به صحت و بهداشت بشر و مصرف کردن سرمایه ها و ثروت ها برای استعمار ملت ها، از خلال حمله های نظامی بزرگ و مصرف کردن آن به امور اقتصادی و فرهنگی‌‌که در استثمار و برده‌گیری ملت ها برای پر کردن کار خانه ها و به دست آوردن ثروت ها و مواد خام برای بشریت به ارمغان آورده است.

فشار کرونا با عجله آمد تا از عمق بی توجهی به زندگی بشر، عدم توانائی برای بهداشتصایشان و موجود نبودن ۀ بهداشت حقیقی در اولیت کاری سیاست‌مداران در غرب استعمار گر، پرده بر دارد. این بی توجهی و این گرایش مادی استعماری را به نام خالی بودن ذخیره های استراتیژی ملی امریکا از کمک های طبی در میانۀ بحران کرونا و عدم کفایت تجهیزات تنفسی و بستر های لازم برای معالجه مریضان در شفاخانه ها امریکا و اروپا و تمام شدن ماسک های وقایوی و مواد لازم برای ضدعفونی کردن بهانه کردند.

بدون شک که این حالت بسیار زشت نظام بهداشتی در دولت های غربی، دلیل کاملی بر رویکرد های مادی و استعماری کینه توزانۀ این نظام ها است که سرمایه‌های میلیونی را برای جنگ های شان به مصرف می رسانند. به حرکت آوردن کشتی های بزرگی جنگی و هزاران ارتش و پرتاب کردن موشک های بالاتر از توان در صدر اولویت های کاری شان است. در حالیکه رعایت بهداشت و حمایت نظام صحی محل مناقشات سیاسی و گفت‌وگو های انتخابی، همیشه گی بوده است این بدین خاطر است که نظام بهداشتی به نظام های غربی استعمارگر که اندیشۀ مادی بر آنان چیره شده، به هیچ‌چیز جز نفت و سرمایه ارزش قایل نمی شوند و برای زندگی بشر و مشکلات صحی، روحی، معنوی و اقتصادی شان هیچ ارزشی قایل نمی باشند، فایدۀ نمی رساند.

بدون شک بهره جوئی غرب در جنگ ها و حمله های نظامی برای تسلط بر نفت و دیگر ثروت های ملت های مظلوم زیر آتش استعمار، سبب شده تا از غرب و حکومت های آن وحش سرمایه‌داری بسازد که در بهداشت صحی و نگهداری زندگی بشر و تأمین زندگی با کرامت برای شان هیچ بهرۀ مادی قابل ارزشی را نمی بیند.

از این رو بهره جوئی امریکا و غرب همیشه در استعمار ملت‌ها با اشکال مختلف نظامی و فرهنگی صورت گرفته و همیشه سعی شده تا از طریق برنامه ها، معاهدات و دیگر روش ها بتواند بر ملت های مورد تهاجم به کمک مزدورانش از حکام سرزمین های اسلامین ها و دیگر سرزمین ها سیطره‌اش را تحمیل نموده و هم‌چنان می‌کوشد توسط با استفاده ازجدا سازی جامعه ها، ضعیف سازی نیروی فرهنگی شان برای به برده‌گیری آنان، استعمار سرزمین ها و غارت سرمایه های شان را آسان گرداند. طوری‌که معاهده سیداو، تغییر منهج ها، معاهدۀ های حقوق طفل و زن و تبلیغ دیموکراسی و سکولاریستی به عنوان دین جدید در این چهار چوب جریانی است برای نقشۀ استعمار گران پیرامون سیطره بر ملت‌ها و گرفتن سلاح فرهنگی شان که ایشان را در مقابل بردگی و غارت سرمایه های شان محفوظ نگه می دارد.

بدون شک کوشش های امریکا و غرب استعمار گر برای حرکت سریع همراه فشار های کرونا و به مصرف رساندن مال های زود هنگام جهت تلاش برای پوشاندن کوتاهی هایش در محافظت مردمانش و در تحمل مسئولیت های جهانی اش از انتشار وباء، گندیدگی نظام سرمایه‌داری پلید را هرگز پوشانده نمی تواند؛ همین‌گونه رویکرد های استعماری، وحشی، مادی اصیل و ریشه‌ دار در ذات نظام سرمایه‌داری را که امریکا و غرب به آن سخت باور دارد را مخفی ساخته نمی‌تواند و تمام این تلاش ها و اجراآت به صورت استثنائی و صحنه سازی بوده و بر خاسته از درون نظام سرمایه‌داری خبیث، نیست. بهداشت صحی بشر و کار کردن برای تأمین زندگی شان برای داشتن یک زندگی باکرامت و شایسته از اولویت های نظام سرمایه‌داری نیست که در سرپرستی بشر و محافظت زندگی شان هیچ بهره جوئی مادی ارزش‌مند و بی ارزشی را نمی بیند که چون جنگ ها، انداختن بمب ها، نا بودی، پخش و نشر سکولاریزم و به بردگی گرفتن ملت‌ ها سزاوار بهره گیری حقیقی باشد که در نزد امریکا و غرب به عنوان بهره جوئی حقیقی باقی می ماند و ارزشی است که امریکا و غرب مجرم به آن ادامه می دهد تا اینکه امت اسلامی با تأسیس خلافت راشده بر منهج نبوت مانع آن شود.

بدون شک امت اسلامی دارای رسالت جهانی عادل و سرچمشه گرفته از عقیدۀ اسلامی که وحی پروردگار جهانیان آن را آورده است تنها امت‌ی است که دارندۀ نظامی مراعات‌کنندۀ حالات انسانی می باشد. ‌انسان را به دیدۀ انسان نگریسته و راه حل های حفاظتی برای بشر براساس مسئولیت‌اش در قبال بشر ارائه می کند. نظام بهداشتی در اسلام از ارزش های روحی، انسانی و اخلاقی بلند می باشد و بر زندگی بشر محافظت کرده، مصالح شان را مراعات می کند؛ چنان مراعاتی‌که آنان را از زندگی با کرامت بهره مند گرداند. نظام و حاکمیت خلافت، بهداشت صحی را برای رعیتش با صرف نظر از دین، نژاد و رنگ های شان تقدیم نموده؛ زیرا رعایت حالات انسان در ذات و محور کارکرد های سیاسی برای دولت خلافت و رویکرد های سیاسی او واقع شده است. خلافت دولت مالیاتی خراجی نیست و همین‌طور دولت استعماری نیز نمی باشد؛ بلکه دولت متوجه و رعایت‌کنندۀ رعیتش و تمام بشریت می باشد و دولتی است دارای رسالت و رحمتی برای تمام جهانیان. طوری‌که با حمل و دعوت به سوی اسلام، بشریت را از تاریکی های نظام سرمایه‌داری به سوی نور اسلام و عدالت بیرون می گرداند.

حالا وقت آن رسیده است تا امت اسلامی نظام و حاکمیت عادلانه اش را به کار اندازد (نظام خلافت بر منهج نبوت) تا برای زمین، نور اسلام و عدالت قوانین اسلامی را که ضامن بهداشت حقیقی برای مسلمانان و تمام بشریت است، برگرداند حالا وقت آن رسیده است تا توان‌مندان و افسران ارتش و رهبران شان بر مزدوران غرب و آنانی‌که بر گردن های امت بلند شده اند هجوم آورده، آنان را از ریشه بر کنند و خلافت راشده بر منهج نبوت را تأسیس نمایند زیرا انتظار آن طولانی شده و زمان تأسیس آن فرا رسیده است.

نویسنده: دکتور مصعب ابو عرقوب

مترجم: احمد صادق امین

 

ادامه مطلب...

حصول قدرت در زندگی گناه‌آلود، استدراج است!

از عقبه بن عامر رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود:

«إِذَا رَأَيْتَ اللَّهَ يُعْطِي الْعَبْدَ مِنْ الدُّنْيَا عَلَى مَعَاصِيهِ مَا يُحِبُّ فَإِنَّمَا هُوَ اسْتِدْرَاجٌ» ثُمَّ تَلَا رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ (فَلَمَّا نَسُوا مَا ذُكِّرُوا بِهِ فَتَحْنَا عَلَيْهِمْ أَبْوَابَ كُلِّ شَيْءٍ حَتَّى إِذَا فَرِحُوا بِمَا أُوتُوا أَخَذْنَاهُمْ بَغْتَةً فَإِذَا هُمْ مُبْلِسُونَ)

(رواه احمد)

ترجمه: هرگاه مشاهده کردید که الله متعال برای بندۀ ظالم و نافرمان‌اش آن‌چه از مال، دارایی و قدرت دنیا را که آن بنده دوست دارد می‌دهد، بدانید که آن در حق وی استدراج (یک نوع مهلت دادن) است.

آن‌گاه پیامبر صلی الله علیه وسلم به طور استشهاد این آیه را تلاوت نمود:

﴿فَلَمَّا نَسُوا مَا ذُكِّرُوا بِهِ فَتَحْنَا عَلَيْهِمْ أَبْوَابَ كُلِّ شَيْءٍ حَتَّى إِذَا فَرِحُوا بِمَا أُوتُوا أَخَذْنَاهُمْ بَغْتَةً فَإِذَا هُمْ مُبْلِسُونَ﴾

[الأنعام: 44]

ترجمه: «هنگامی‌که آنان دستور الهی را كه به ايشان تذكر داده شد فراموش كردند، ما هم درهای همه‌چيز را به روی آن‌ها گشوديم تا به نعمت (یا قدرتی) كه به آن‌ها داده شد، شادمان و مغرور شدند، ناگهان آن‌ها را (برای مواخذه) گرفتيم و يک‌باره نااميد شدند.»

شرح حديث

یکی از قوانین الله سبحانه و تعالی که با افراد یا اقوام وملت‏ها برخورد می‌کند، قاعدۀ «استدراج» است؛ یعنی هنگامی‌که افراد یاگروهی در معصیت و گناه مبتلا شوند، آخرت و قوانین الهی را فراموش کنند، الله متعال از ایشان ناراض می‏شود و بعضی اوقات به آن‌ها مهلت می‏دهد و برای اندک مدتی به آن‌ها نعمت‌ها، آسایش و قدرت دنیا را می‏دهد تا این‌که در آن آسایش و قدرت، مست، مدهوش و مغرور شوند و بیش‌تر نافرمانی کنند و در نهایت مورد سخت‌ترین عذاب و مواخذۀ الله متعال قرار می‏گیرند که این امر در اصطلاح خاص شریعت (استدراج) گفته می‏شود؛ پس حال رهبران و حکام ما چه خواهد بود که شب و روز دیوانه‌وار در پی به دست آوردن قدرت هستند تا توسط قدرت‌شان پلان‌ها و قوانین کفری را در سرزمین‌های اسلامی نهادینه سازند.

خلاصه حدیث

هرگاه افراد یا گروهی را دیدید که قوانین الله متعال را فراموش کرده از کفار پیروی می‏کنند و زندگی‌شان پر از گناه است با وجود این، نعمت‌ها، آسایش و قدرت دنیوی برای‌شان داده شده و از آن در راه معصیت و گناه استفاده می‏کنند، بدانید که الله متعال به آنان مهلت داده تا چاق و فربه شوند و سرانجام هیزم یا درگیران دوزخ شوند.

ادامه مطلب...
Subscribe to this RSS feed

سرزمین های اسلامی

سرزمین های اسلامی

کشورهای غربی

سائر لینک ها

بخش های از صفحه