سه شنبه, ۰۵ ربیع الاول ۱۴۴۸هـ| ۲۰۲۶/۰۸/۱۸م
ساعت: مدینه منوره
Menu
القائمة الرئيسية
القائمة الرئيسية

ای مجاهدین شام از سران خائن فاصله بگیرید و به واحدهای مستقل بپیوندید!

(ترجمه)

خبر

رئیس جمهور ترکیه: «آنچه از دیدار فردا با رئیس جمهور پوتین در مسکو انتظار داریم، آتش‌بس در سوریه است.» (منبع: الجزیره)

تبصره

رژیم سوریه یک نظام جمهوری‏خواه سکولار است که پس از جنگ جهانی اول توسط اروپا بالای ویرانه‏های دولت خلافت عثمانی ساخته شد و سپس توسط آمریکا به ارث برده شده و تا به امروز مزدور آمریکا می‏باشد. موقف شرعی لازم در مورد این نظام و کلیه نظام‌های حاکم در سرزمین‌های اسلامی، تلاش برای ازبین بردن آن‌ها و ایجاد دولت خلافت راشده بالای ویرانه‏های آن‌ها می‏باشد.

مردمِ شام پس از چشیدن طعم‏های گوناگون عذاب از برکت این نظام فاسق، انقلابی بزرگ علیه آن در دمشق به راه انداختند تا آن را سرنگون کنند. پس از گسترش اوضاع اسلامی در آن‌جا آمریکا تمام جهان را علیه این انقلاب مسلح کرد تا آن را در نطفه ازبین ببرد.

رژیم ترکیه یکی از قائم‏مقام‏های آمریکا برای زنده بگور کردن انقلاب سوریه با خرید برخی از رهبران؛ جهت واگذاری مناطق به رژیم جنایتکار بشار از طریق توافق‏نامه‏های کاهش خشونت است که جدیدترین آن‌ها سوچی است که از طرف آمریکا بسیار برجسته شد. پس از بلعیده شدن مناطق زیادی توسط رژیم جنایتکار بشار، اکنون این نظام می‏خواهد که جنگ‏ها را متوقف کند، چنانچه که به نظر می‏رسد خطر جدی برای انقلاب وجود دارد و احتمال می‏رود که رژیم خون‏خوار بشار بر تمام سوریه تسلط یابد، مگر این‌که مجاهدین از خود تحرکی نشان دهند و از رهبران مرتبط با اردوغان (مزدور آمریکا) دست بشویند.

ارتباط با کافران استعمارگر غربی، یک شر فاحشی است که به شکست و خسران منجر می‏شود. الله سبحانه وتعالی می‏فرماید:

﴿وَلَا تَرْكَنُوا إِلَى الَّذِينَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّكُمُ النَّارُ وَمَا لَكُم مِّن دُونِ اللَّهِ مِنْ أَوْلِيَاءَ ثُمَّ لَا تُنصَرُونَ﴾

[هود: 113]

ترجمه: بر ظالمان تکیه ننمایید، که موجب می‌شود آتش شما را فرا گیرد و در آن حال، هیچ ولیّ و سرپرستی جز الله نخواهید داشت و یاری نمی‌شوید!

مجاهدین باید از خدمت به رهبران خائن مرتبط با اردوغان (همرزم آمریکا) استعفا دهند و به واحدهای مستقلی‌که به هدف سرنگونی رژیم جنایتکار و تطبیق احکام اسلام در دولت خلافت راشده بر منهج نبوت کار می‏کنند، بپیوندند. پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم می‏فرماید: "آگاه باشید که مرکز دارالاسلام شام است".

بارالها مردم شام را نصرت پایداری عنایت فرما!

نویسنده: عبدالعزیز المنیس

مترجم: یاسین "سادات"

 

ادامه مطلب...

اسلام دین علم و عمل است

از ابو هریره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود:

«مَنْ سَلَكَ طَرِيقًا يَلْتَمِسُ فِيهِ عِلْمًا، سَهَّلَ اللَّهُ لَهُ طَرِيقًا إِلَى الْجَنَّةِ»

(رواه مسلم)

ترجمه: کسی‌که راهی را جهت فراگيری علم دین در پيش گيرد، الله متعال راه بهشت را برايش هموار می‌سازد.

توضيح حديث

در نخستین لحظات نزول وحی بر پیامبر صلی الله علیه وسلم که ظلمت اوهام و خرافات در زمين سایه افگنده بود، الله سبحانه وتعالی از قرائت و آموختن علم توسط قلم یادآوری نموده و می‌فرماید:

﴿اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ (1) خَلَقَ الْإِنْسَانَ مِنْ عَلَقٍ (2) اقْرَأْ وَرَبُّكَ الْأَكْرَمُ (3) الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ (4) عَلَّمَ الْإِنْسَانَ مَا لَمْ يَعْلَمْ﴾

[علق:1 - 5]

ترجمه: (ای محمّد! بخوان چيزی را که به تو وحي می‌شود؛ آن را بياغاز و بخوان به نام پروردگارت، آن‌که  همه جهان را آفريده است، انسان را از خون بسته آفريده است). بخوان! (پروردگار تو بزرگوارتر و بخشنده‌تر است (از آنچه تو می‌انگاری. بعد از اين، بزرگواری‏ها و بخشندگی‏ها از او خواهی ديد که تعليم قرائت در برابر آن‌ها ساده و ناچيز است). همان خدائی‌که به وسيله قلم (انسان را تعليم داد و چيزها به او) آموخت. بدو چيزهائی را آموخت که نمی‌دانست.

اما از جمله افکار و مبادیی‌که این دین را از غیرش متمایز می‌سازد، آنست که این دین بین علم و عمل جمع می‌نماید، لذا افکاری‌که عمل در پی آن نباشد، هیچ ارزشی ندارد؛ بلکه الله سبحانه وتعالی به شدیدترین طریقه از آن تحذیر نموده است که مسلمان چیزی بگوید و به آن عمل نکند، چنانچه فرموده:

﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ * كَبُرَ مَقْتًا عِنْدَ اللَّهِ أَنْ تَقُولُوا مَا لَا تَفْعَلُونَ﴾

[صف: 2- 3]

ترجمه: ای مؤمنان! چرا سخنی (به ديگران) می‌گوئيد كه خودتان بر آن عمل نمی‌كنيد؟ اگر سخنی را بگوئيد و خودتان برآن عمل نكنيد، موجب كينه و خشم عظيم الله (متعال) می‌گردد.

لذا در امتی‌که قول و سخن‌شان تطابق به عمل شان نداشته باشد، تصور هیچ خیری نیست؛ بلکه این حالت در بین امت به یک ورته و هلاکت مبدل شده است؛ حتی این‌که بدون قرائت، بدون علم، بدون وعی و بدون عمل روزهای خود را سپری می‌کنند.

با کمال تأسف! جوانانِ امروز امت را در می‌یابی که ایشان همه اوقات با نشستن مقابل تلویزیون‏ها، فیسبوک، انترنت، و بقیه وسایل الکترنیکی و تکنالوژیکی غرق بوده و روزها وهفته‌ها را مصروف در چنین حالتی سپری می‌کنند؛ این یک جنگ فکری با جوانان ماست. پس کجاست جوانانی‌که از تحصیل علم راه رسیدن به بهشت را جستجو کنند، کجاست کسی‌که رسیدن به این ارزش‏های معنوی و آینده‌ساز را مهیا کند و سیلا‏ب‏های خطرناک دشمن را متوقف سازد؟ بدون شک کسی‌که این توان‌مندی از وی توقع می‌رود، خلیفه مسلمانان در رأس دولت اسلامی است که عنقریب به اذن پرودگار اقامه خواهد شد.

یا الله حالت کنونی امت را با اقامه خلافت اسلامی به منهج نبوت دگرگون نما! اللهم آمین آمین...

ادامه مطلب...

قتل‌عام مسلمانان در هند: حزب التحریر-مالیزیا راهپیمایی وسیعی را در مقابل کمیسیون عالی دولت هندو برپا نمود و به ارتش مسلمانان ندا زد که حرکت کنند و امت با حزب‌التحریر هم‌دست شوند تا خلافت را تأسیس نمایند

(ترجمه)

به تاریخ 6 مارس 2020م، حزب التحریر-مالیزیا راهپیمایی مسالمت‌آمیزی را جلو کمیسیون عالی هند، در کوالالامپور برگزار کرد و به قتل‌عام مسلمانان در هند، به ویژه در دهلی نو، اعتراض نمود. افراطی‌گرایان یا تندرویان هندو، با اجازه و همکاری نخست‌وزیر، نرندرا مودی، پس از اعتراضات وسیع مسلمانان در خصوص "اصلاحیه قانون جدید شهروندی 2019(CAA)"، اقدام به کشتن، آتش‌زدن مساجد، تخریب خانه‌ها و سایر املاک مسلمانان کردند.

علی‌رغم افتخار ورزیدن و ادعایش بر بودن مادر دموکراسی یا بزرگ‌ترین مهد دموکراسی در جهان، دولت هندو بدون شرم و حیا، تبعیض‌آمیزترین قانون را به تصویب رساند و تصمیم‌اش را مبنی برای ایجاد یک دولت هندو بدون هیچ‌گونه مسلمان اعلام نمود. مودی آن‌گاه جرئت به ارتکاب چنین جنایتی فجیع پیدا می‌کند که بادارش، ترامپ، به او چراغ سبز نشان می‌دهد تا مسلمانان را به بهانه مبارزه با "رادیکالیسم اسلامی"، بکشند.

این تجمع درست پس از نماز جمعه در مسجد جامع جمیل احسان -که با فاصله‌ی 250 متر دوتر از کمیسیون عالی قرار دارد- آغاز شد. ‏معترضین با شعارهای جدی و تکبیرات "الله اکبر" در طول مسجد، راهپیمایی کردند. به محض ورود، استاد عبدالحکیم عثمان سخنگوی حزب التحریر/مالیزیا که رهبری تظاهرات را بر عهده داشت، از دست‌رسی به تحویل نمودن نامه به رییس دفتر کمیسیون عالی محروم شد و فقط از وی خواسته شد تا نامه یا یادداشت را در صندوق پستی خارج از ساختمان قرار دهد. عبدالحکیم در سخنرانی‌ تأکید‌آمیز خود به جمع مردم اشاره کرد که عدم پذیرش یادداشت یا نامه از سوی کمیساری عالی یا نماینده وی نشانگر چیزی جز ترسو بودن و اثبات گناه جنایاتی‌که توسط رژیم افراطی هندوی هند انجام شده است، نیست.

عبدالحکیم هم‌چنین در سخنان خود از نیروهای مسلح مالیزیا و تمامی افواج/ارتش‌های مسلمانان به‌طور عام و از ارتش پاکستان و بنگلادیش به‌طور خاص خواست و بالای‌شان ندا بلند نمود تا جهاد فی سبیل الله را برای نجات مسلمانان در هند و آزاد‌سازی آن‌ها از رژیم ستمگر افراطی هندو، برپا کنند.

سرانجام، قبل از پایان بیانیه‌اش، سخنگوی حزب التحریر-مالیزیا به تمام مسلمانان خطاب کرد و از آنان خواست تا دست به دست هم داده و با حزب التحریر برای تأسیس مجدد خلافت راشده ثانی بر منهج نبوت به‌عنوان یگانه راه‌حل صحیح برای حفاظت مسلمانان در سراسر جهان فعالیت و تلاش نمایند تا آنان تحت رهبری واحدی‌که اسلام آن را واجب دانسته، متحد و یک‌پارچه شوند‌. عبدالحکیم در اختتامیه سخنرانی گران‌بهایش چنین اظهار نمود: «حزب التحریر شب و روز در سراسر جهان تلاش می‌کند تا طریقه/روش زندگی اسلامی را از سر بگیرد و تا به‌طور مجدد خلافت را تأسیس نماید که وعده احیای دوباره‌اش از سوی رسول الله صلی الله علیه و سلم  داده شده است.»

این راهپیمایی به طور مسالمت‌آمیز پایان یافت؛ هرچند خشم معترضین در این "تجمع وسیع مردمی" خیلی آشکار بود. ‏حزب التحریر-مالیزیا از طریق همین تظاهرات به تمام مسلمانان، به ویژه به مسلمانان هند ندا زد و خطاب نمود تا نه تنها مودی، بلکه نظام دموکراتیک را نیز رد کنند که به مودی، قصاب گجرات، اجازه می‌دهد تا به کمک امریکا بالای مسلمانان حکومت کند. حزب التحریر می‌خواهد به مسلمانان هند یادآوری کند که پس از سقوط/انهدام خلافت در 28 رجب سال 1342هـ.ق در ترکیه ، علما و مسلمانان هند جزو اولین گروه‌هایی بودند که خواستار نصب و احیای مجدد خلافت شدند. آن‌ها کاملاً آگاه بودند که خلافت یگانه دولت و یگانه نظام برای مسلمانان است و خلافت یگانه سپر و محافظ برای تمام مسلمانان محسوب می‌شود. ‏حزب التحریر بدین‌وسیله استدعاء می‌کند که الله سبحانه وتعالی به مسلمانان مظلوم هندوستان قدرت و شکیبایی(صبر) عطا نماید و این‌که او سبحانه وتعالی تمامی رژیم‌های استعمارگر را منهدم سازد و آنان را با خلافت راشده ثانی بر منهج نبوت، جایگزین کند.

عبدالحکیم عثمان

سخنگوی حزب التحریر-مالیزیا

مترجم: داکتر زکریا

ادامه مطلب...

فاجعه کمپ نسیرات؛ نتیجۀ ناکامی‌نظام، نادیده‌گرفتن ارزش‌های انسانی و معیار‌گرفتن منفعت در اعمال است!

(ترجمه)

چشم‌‌ها اشک می‌ریزند، قلب‌ها می‌شکنند! برای چیزی‌که اتفاق افتاده است، نهایت غمگین هستیم؛ اما همان چیزی را می‌گوییم که باعث خوشنودی الله سبحانه‌و‌تعالی می‌گردد!

﴿إِنَّا للهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ﴾

[بقره: 156]

ترجمه: ما از آن الله(سبحانه‌و‌تعالی) ایم و به سوی او(تعالی) باز می‌گردیم!

بار الها! حسنات ما را بیفزا! برای قربانیان این حادثه از درگاه الله سبحانه‌و‌تعالی طلب بخشش کرده، برای مجروحین شفای‌عاجل، بدیل بهتر در مال آن‌ها اعطای و صبر جمیل و آرامش‌واقعی را نصیب خانواده‌ها و دوستان آن‌ها ارزانی فرما!

با بررسی عمیق از حادثه غم‌انگیزی‌که در کمپ نسیرات رخ داد، می‌توان بی‌توجهی، بی‌کفایتی، عدم آماده‌گی و ناکاریی مقامات غزه را برای جلو‌گیری و یا اقدام با چنین رویداد‌ها دریافت. بر اساس اظهارات شهر‌داری نسیرات؛ خبازیی‌که مورد آتش‌سوزی قرار گرفت، فاقد معیار‌های ایمنی و مصونیتی بود. کمیته مسلکی‌ملی برای مالک این خبازی مدت دو هفته ضرب‌العجل تعیین نموده بود تا این وضعیت را درست سازد. آیا درست است که مدت دو هفته  وقت گذاشت تا باعث انفجار و ده‌ها خسارت دیگر شود؟ اصول و اساسات اسلام این است که خسارات فوراً از بین برده شود؛ مخصوصاً زمانی‌که خطر تانک‌گاز به وزن 1340 کیلو‌گرام در ساحۀ پر تجمع شهر موجود باشد. حفاظت جان مردم اولین و مهم‌ترین مسئولیت‌های دولت نسبت به جمع‌آوری پول جواز و یا بخش‌های دیگر است و این کار به احتمالات هرگز واگذار نمی‌شود.

آتش‌سوزی همه را متعجب ساخت و مالک‌خبازی در مدت داده شده، هیچ کمکی نگردید؛ فلهذا هیچ دلیل شهر‌داری و یا مقامات مسئول غزه برای توجیه سهل‌انگاری شان در این حادثۀ غم‌انگیز پذیرفته نمی‌شود و یا این‌که توجیه کنند که این حادثه مربوط به قضا و قدر الله سبحانه‌و‌تعالی می‌گردد. هیچ کدام این دلایل نمی‌تواند آن‌ها را از مسئول بودن این حادثه بی‌طرف سازد.

مسئولیت مواظبت امور‌مردم نیاز‌مند داشتن آماده‌گی کامل برای هرنوع ضرری‌که برای آن‌ها بیفتد، می‌باشد. یقیناً که افراد سهل‌انگار این حادثه، نزد الله سبحانه‌و‌تعالی و بنده‌هایش مسئول هستند. حضرت عمر فاروق رضی الله عنه از محاسبۀ الله سبحانه‌و‌تعالی ازین‌که در عراق راه عبور حیوانات را هموار نسازد، می‌ترسید. جزای کسی‌که از مسایل مصونیتی مردم چشم‌پوشی کند، چی خواهد بود و یا کسی‌که در حمل زخمی‌ها در آتش‌سوزی مهلک تأخیر کند؟ اگر رحم الله سبحانه‌و‌تعالی نمی‌بود و مردم‌عادی با همکاری شرکت‌های کانکریت برای خاموش‌کردن آتش‌سوزی شتاب نمی‌کردند و با موتر‌های شخصی خویش زخمی‌ها را منتقل نمی‌ساختند؛ وضع از این هم بد‌تر می‌شد.

چیزی‌که اتفاق افتاد، آشکارا ناکارا بودن مقامات غزه را نشان می‌دهد. وظیفه آن‌هاست که موتر‌ها را مهیا می‌ساختند و مهم‌تر از همه مصونیت مردم باید در اولویت کاری آن‌ها می‌بود؛ به عوض این‌که توجه به جمع‌آوری پول و ادامه پروسۀ جمع‌آوری مالیات و افزایش آن را با دلایل پوچ و بی‌معنی بالای مردم تحمیل کردند که در واقع دلایل آن‌ها اصلاً برای مردم قانع‌کننده نیست.

در این متن می‌خواهیم در مودر بمب‌هایی‌که در آینده در ساحات پر‌تجمع در هرجا؛ مانند ایستگاه‌ گاز، خبازی‌ها و یا جا‌های دیگر ممکن منفجر شوند، بدون کدام تقاضا از دولت و یا هم سکتور‌های خصوصی و یا به خاطر منافع شخصی و یا دیگر خواست‌هایی‌که به قیمت جان و مال مردم تمام شود، تذکر می‌دهیم که باید اقدام جدی صورت گیرد. پیامبر صلی الله علیه‌و‌سلم می‌فرماید:

»لَا ضَرَرَ وَلَا ضِرَارَ، مَنْ ضَارَّ ضَارَّهُ اللَّهُ، وَمَنْ شَاقَّ شَاقَّ اللَّهُ عَلَيْهِ«

ترجمه: باعث ضرر رساندن مردم نشوید و یا به آن‌ها ضرر نرسانید؛ کسی‌که به دیگران ضرر می‌رساند، الله (سبحانه‌و‌تعالی) به وی ضرر خواهد رساند! کسی‌که با دیگران خشن است، الله (سبحانه‌و‌تعالی) با وی خشن خواهد بود!

تنها کسی‌که سزاوار قدردانی‌ست، مردم و شرکت‌های خصوصی مانند شرکت‌کانکریت و شرکت تولید آب‌تازه می‌باشد. بدون شک، بدون رحمت الله سبحانه‌و‌تعالی و کمک این شرکت‌ها هیچ‌کس نمی‌دانست که مردم در نتیجه این آتش‌سوزی چقدر خساره‌مند می‌شد. پیامبر صلی الله علیه‌و‌سلم فرموده است:

«أَلَا كُلُّكُمْ رَاعٍ، وَكُلُّكُمْ مَسْئُولٌ عَنْ رَعِيَّتِهِ، فَالْأَمِيرُ الَّذِي عَلَى النَّاسِ رَاعٍ، وَهُوَ مَسْئُولٌ عَنْ رَعِيَّتِهِ»

ترجمه: یقیناً که هریکی از شما مراقب و مسئول زیر‌دستان خویش هستید؛ حاکم‌مردم مراقب و مسئول زیر دستانش است.

دفتر مطبوعاتی حزب‌التحریر-سرزمین‌مقدس فلسطین

مترجم: عبدالله صالحی

ادامه مطلب...
  • نشر شده در فقهی

(ترجمه)

پرسش:

السلام علیکم ورحمت الله وبرکاته!

حکم اشتراک کارمند مووسسه غیردولتی در بیمه‌ی مؤسسه‌ای که با شرکت بیمه قرارداد نموده است، چه می‌باشد؟ هم‌چنین کارمندی‌که به نمایندگی از یک مووسسه در عقدِ قرارداد و گفت‌وگوها، با شرکت بیمه اشتراک می‌نماید، حکم آن چه‌است؟

پاسخ:

وعلیکم السلام ورحمت الله وبرکاته!

برادر کاش پرسش را بیشتر توضیح می‌دادید! به‌هرحال اگر مفهوم سوال‌تان حکمِ بیمه‌صحی برای کارمندان مووسساتی است که موسسه، یک حصه معاش ماهوار کارمند را قطع نموده و در مقابل‌اش، آن‌ها و یا خانواده آن‌ها را بیمه‌صحی می‌نماید؛ پس پاسخ چنین است:

به ارتباط بیمه صحی

بیمه‌صحی اگر در هنگام‌ پیوستن به عقد کار صورت بگیرد و مانند شرطی از شروط کار باشد، درست است؛ چون این در ذات خود عقد بیمه  نیست. اگر بیمه به تنهایی‌اش قرارداد شود، جواز ندارد.

تفصیل این مسئله

هرگاه صاحب‌کار در حین قرارداد، بر بیمه صحی کارگر و فامیل او در برابر اندازه‌ای از معاش‌اش تعهد نماید، این گونه قرارداد درست است؛ چون معلوم است که در این قرارداد عقد اساسی همانا قرارداد کار است؛ نه بیمه و التزام صاحب کار نسبت به معالجه‌ی کارگر و یا افراد فامیل‌اش شرطی پیوستن به عقد کار می‌باشد. این‌گونه شرط در قراردادها ممنوع نبوده؛ مگر این‌که نصی خاصی در ممانعت آن بیاید؛ طوری‌که حرام را حلال و حلال را حرام سازد و در این میان در خصوص جواز عمل، نیاز به نصی نیست که شرط را جوازد دهد؛ بلکه در خصوص ممانعت آن ضرورت به نص ویژه است. به عبارت دیگر، قرارداد کار مانند سایر افعال نیست که اصل در آن مقید به نصوص باشد؛ بلکه هرگونه شروط  قرارداد جایز است؛ مگر این‌که نصی به منع آن بیاید؛ به‌دلیل این‌که، کثیر بن عبدالله بن عمرو بن عوف المزنی از پدراش و از جدش روایت نموده که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود:

«وَالْمُسْلِمُونَ عَلَى شُرُوطِهِمْ إِلَّا شَرْطًا حَرَّمَ حَلَالًا أَوْ أَحَلَّ حَرَامًا»

(رواه ترمزی)

ترجمه: مسلمان‌ها برشروط‌‌‌‌شان وابسته اند؛ مگر شرطی‌که حرام را حلال و یا حلال را حرام بداند.

از جهت دیگر این‌ جزء مزد کارگر بوده که از آن کاسته می‌شود؛ بنابراین بیمه‌صحی از طرف صاحب‌کار برای کارگر و افراد خانواده‌اش در مقابل حصه‌ی گرفته شده از معاش ماهوار وی جایز است؛ فرق نمی‌کند که در ابتدا برای کارگر وخانواده اش باشد و یا تنها برای کارگر بوده و بعد از توافقی‌‌که میان کارگر وصاحب‌کار صورت می‌گیرد، تعهد گردد و یا این توافق جزء از قرارداد گردد، تماماً درست است.

اما اگر عقد بیمه‌صحی در ذات خودش عقدی باشد، "یعنی این‌که نهادی ایجاد شود و برای عام مردم اعلام بدارد، کسی‌که می‌خواهد وی را هنگام مریضی‌اش معالجه نماییم، برای ما مبلغی ماهوار بپردازد و در مقابل‌اش هنگامی مریضی معالجه می‌شود، این جواز ندارد؛ چون این‌گونه قرارداد یک معامله مجهول است. انسان نمی‌داند که چه‌وقت مریض می‌گردد، مرض‌اش خرد است یا بزرگ.

برادرتان عطاء بن خلیل ابوالرشته

مترجم: احمد جبیر«نوری»

ادامه مطلب...

صندوق جهانی پول دولت‌های ثروتمند خلیج را از تمام شدن منابع مالی‌شان می‌ترساند

(ترجمه)

خبر:

صندوق جهانی پول دولت‌های خلیج عربی را هشدار داد که اگر به اصلاحات مالی اقدام نکنند، منابع مالی‌شان در جریان 15 سال آینده تمام خواهد شد. ثروت دولت های شش گانه عضو مجلس همکاری‌های خلیجی به مبلغ 2 تریلیون دالر محاسبه شده است و این دولت‌ها سهم‌دار خمس کمک‌های نفت جهانی می‌باشند. صندوق جهانی پول می‌گوید: «سرمایه‌های مالی کنونی که دولت‌های خلیج از آن استفاده می‌کند؛ در صورتی‌که نظام اقتصادی آن به حالت کنونی‌اش باقی بماند، در طی 15 سال آینده تمام خواهد شد. (منبع: بی بی سی عربی، 7 فبروری 2020)

تبصره:

نخست، حق این صندوق پول نامیمون است که دور انداخته شود و به سوی او مانند یک مؤسسۀ ظالم نظر کرده شود که دولت‌های بزرگ و در رأس آن امریکا آن را به عنوان وسیله برای تسلط و نفوذ خود استفاده می‌کند؛ پس با توصیه و توصیفاتش به جهنم برود. هیچ شکی در این نیست که نظام سرمایه‌داری در دولت‌های خلیج به مشکلات اساسی روبرو گردیده است؛ اما از دید اسلام نه از دید سرمایه‌داری.

نظام‌های مالی و اقتصادی و تجاری در سرزمین‌های اسلامی از آن جمله خلیج بر اساس اسلام پایدار نیست؛ از همین سبب از اموال مسلمان‌ها در مؤسسات سودی منطقوی و جهانی بهره‌جوئی صورت می‌گیرد که از دید شرعی حرام است، الله متعال می‌فرماید:

﴿يَمْحَقُ اللَّهُ الرِّبَا وَيُرْبِي الصَّدَقَاتِ وَاللَّهُ لا يُحِبُّ كُلَّ كَفَّارٍ أَثِيمٍ﴾

[سوره بقره آیه 276]

ترجمه: الله (بركت) ربا را (و اموالی را كه ربا با آن بياميزد) نابود می‌كند و (ثواب) صدقات را (و اموالی را كه از آن بذل و بخشش شود) فزونی میبخشد و الله هيچ انسان ناسپاس گنهكاری را دوست نمیدارد، یعنی برکت آن را از بین می‌برد؛ اگر چه مال زیاد هم باشد.

ابن مسعود از رسول الله روایت می‌کند که فرمودند:

«الرِّبَا وَإِنْ كَثُرَ فَإِنَّ عَاقِبَتَهُ إِلَى قُلٍّ»

ترجمه: سود اگرچه افزایش یابد، نتیجۀ آن کاهش است.

مَحَقَ به معنی نقصان و از بین رفتن می‌باشد و مَحَاقُ القَمَرِ که به معنی کم شدن ماه می‌باشد از همین کلمه گرفته شده است.  این بر علاوۀ بی‌اعتبار بودن احکام نظام اقتصاد اسلامی در تمام مالکیت‌های (دولتی، فردی و عمومی) احکام شرکت‌ها، احکام پول‌های معدنی (طلا و نقره) و بسیاری از امور دیگر می‌باشد.

سرمایه‌های مسلمانان نیاز به احکام شرعی و سیاست‌های درستی دارد که آن را حفظ کند و رشد دهد و درست نیست که از سرمایه‌های ما در امریکا و غرب به صورت عمومی بهره‌جوئی گردد. سرمایه‌های ما در آن جا برای تقویۀ دشمنان مسلمان‌ها به کار گرفته می‌شود و در معرض نابودی و از بین رفتن است؛ بطور مثال در بحران مالی جهانی سال 2008 صندوق حکومتی کویت مبلغ 94 ملیارد دالر امریکائی را به عنوان خسارت ثبت کرد. بر باد دادن ده‌ها بلکه صدها ملیارد دالر برای مسابقات جهانی فوتبال و ساخت قصرهای مجلل درست نیست. اما در مورد مصرف برای اسلحه هرچه گفته شود؛ هنوز گنجایش دارد تا جائی‌که مصرف ساخت، اسلحه در عراق به 20 ملیارد دالر در سال 2019 رسید؛ در حالی‌که یک کشوری در انزوا و تحت اشغال است.

مشکل بسیار بزرگ است، اما آنچه که لازم است این است که سیاست‌های مالی و استراتیژی‌های استثماری باید تغییر کند و این صورت نخواهد گرفت؛ مگر این‌که در نخست باید از بند و زنجیرهای فکری و اساسات واقعیت کنونی که امریکا و غرب تحمیل کرده بیرون شویم و به شکل بنیادی و جدی به راه‌حل فکر کنیم. به طور مثال باید کارهای ذیل صورت گیرد:

1. کشیدن فایده‌ها و سرمایه‌های ما از امریکا و غرب و متوقف کردن صادرات اموال به بازارهای شان.

2. پائین آوردن استخراج نفت و گاز تا به اندازۀ نیاز خود ما باشد؛ نه با تمام توان به اندازه که امریکا و بازار جهانی نیاز دارد.

3. فروش نفت به طلا نه به دالر یا یورو یا به ارقام الکترونی در بانک‌های غرب و بقیه اموال را به طلا صرف کردن و حفاظت آن به جهت احتیاط در خزانۀ دولت باشد.

در آخر سخن می‌گویم الله مالک مال‌هاست پس حکم الله در مال‌ها کجاست؟!

نویسنده: م. أسامه الثوینی

مترجم: احمد صادق امین

 

ادامه مطلب...
  • نشر شده در فقهی

(ترجمه)

پرسش

السلام‌علیکم و رحمت‌الله و برکاته!

شیخ بزرگوار ما! در صفحۀ، 165 جزء دوم کتاب شخصیه در بحث شهید و آن‌چه که به این بحث تعلق می‌گیرد، وارد شده است: «طوری‌که در مسلم روایت شده است، نظر درست این است: آن‌ها به پنج دسته هستند که عبارت اند از: مطعون(مطعون کسی است که به مرض طاعون فوت می‌شود؛ یعنی به مرگ غیرمعروف)، مبطون (او کسی است که به حالت اسهال فوت می‌شود)، غرق (او کسی است که به حالت غرق در آب فوت می‌شود) و کسی‌که در حالت منهدم شدن دیوار فوت می‌شود و شخص اخیر، کسی‌که در راه اعلاء کلمة الله در غیر از جنگ فوت می‌شود.»

در احادیث دیگری وارد شده است که این شهداء باید مرگ‌شان فی‌سبیل‌الله باشد؛ چنان‌چه در حدیث ذکر شده است: یونس بن عبدالعلی برای ما خبر داده گفت: ابن ‌وهب برای ما گفت: عبدالرحمن‌ بن‌ شریح برایم گفت: از عبدالله بن ثعلبه حضرمی روایت است که او از حجیره شنیده که عقبه بن عامر روایت کرده است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند:

«خَمْس مَنْ قُبِض فِي شَيْ ء مِنْهُن فَهُوَ شَهِيد : الْمَقْتُولُ فِي سَبِيلِ اللِّه شَهِيد ، وَالْغَرِقُ فِي سَبِيلِ اللِّه شَهِيد، وَالْمَبْطُونُ فِي سَبِيلِ اللّه شَهِيد، وَالْمَطْعُونُ فِي سَبِيلِ اللّه شَهِيد، وَالنُّفَسَاءُ فِي سَبِيلِ اللِّه شَهِيد» (حکم البانی)

ترجمه: هرکس در یکی از پنج حالت فوت شود، او شهید است؛ کسی‌که در راه الله (سبحانه وتعالی) کشته می‌شود، کسی‌که در راه الله (سبحانه وتعالی) در آب غرق می‌شود، کسی‌که در راه الله (سبحانه وتعالی) به اثر مرض اسهال فوت می‌شود، کسی‌که در راه الله (سبحانه وتعالی) به اثر مرض طاعون وفات می‌کند و هم‌چنان زنانی‌که در راه الله (سبحانه وتعالی) در حالت نفاس فوت می‌شوند.

سوال اول: آیا بین این دو حدیث توافق وجود دارد یا تعارض؟ امیدوارم که این مسأله را واضح نمائید. از شما سپاس‌گذارم!

سوال دوم: در سیاق مسألۀ شهید وارد گردیده است که از عبدالله بن عمرو بن عاص روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرموده است:

«يُغْفَرُ لِلشهِيدِ كُلُّ ذَنْب إِلاالديْنَ»

ترجمه: همۀ گناهان شهید بخشیده می‌شود، به جز قرض.

سوال این است: وقتی شهید قبل از شهادت‌اش از پرداخت دین عاجز باشد، بعد از شهادت شهید، ادای دین وی بالای چه‌کسی لازم است؟ از شما بسیار تشکر می‌کنم.

پاسخ

وعلیکم السلام و رحمت الله و برکاته!

اول: در مورد انواع شهید:

مسلم در صحیحین خود از ابوهریره رضی الله عنه روایت نموده که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرموده است:

«بَيْنَمَا رَجُل يَمْشِي بِطَرِيق وَجَدَ غُصْنَ شَوْ ك عَلَى الطرِيقِ فَأَخرَه فَشَكَرَ اللّه لَه فَغَفَرَ لَه وَقَالَ الشُّهَدَاءُ خَمْسَة الْمَطْعُونُ وَالْمَبْطُونُ وَالْغَرِق وَصَاحِبُ الْهَدْمِ وَالشهِيدُ فِي سَبِيلِ اللّه عَز وَجَل»

ترجمه: در حالی‌که شخصی در راه می‌رود و خاری را از راه دور می‌سازد و الله (سبحانه وتعالی) را شکر می‌کند، الله (سبحانه وتعالی) آن را می‌آمرزد و هم‌چنان گفت: شهداء پنج دسته‌اند کسی‌که به اثر مرض طاعون فوت می‌شود، کسی‌که به اثر مرض اسهال فوت می‌شود، کسی‌که به اثر غرق آب فوت می‌شود، کسی‌که به اثر چپه شدن دیوار از بین می‌رود و کسی‌که فی سبیل الله عز و جل فوت می‌شود.

در کتاب "بیان مشکل الآثار اللطحاوی" ذکر شده است که از عقبه بن عامر روایت شده است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرموده است:

«خَمْس مَنْ قُبِضَ فِي شَيْء مِنْهُن فَهُوَ شَهِيد: المَقْتُولُ فِي سَبِيلِ اللّهِ شَهِيد، وَالْغَرِيقُ فِي سَبِيلِ اللّهِ شَهِيد، وَالْمَبْطُونُ فِي سَبِيلِ اللِّه شَهِيد، وَالْمَطْعُونُ فِي سَبِيلِ اللّهِ شَهِيد، وَالنُّفَسَاءُ فِي سَبِيلِ اللِّه شَهِيد»

ترجمه: کسی‌که در یکی از پنج حالت فوت شود، شهید است: کسی‌که در راه الله (سبحانه وتعالی) کشته شود، کسی‌که در راه الله (سبحانه وتعالی) در آب غرق شود، کسی‌که در راه الله (سبحانه وتعالی) به اثر مرض اسهال فوت شود، کسی‌که به اثر مرض طاعون وفات شود و هم‌چنان زنانی‌که در حالت مرض نفاس در راه الله (سبحانه وتعالی) فوت شوند.

این حدیث را نسائی و طبرانی تخریج نموده است. در بین این احادیث کدام تعارضی نمی‌باشد. حدیث مسلم به صورت مطلق ذکر شده است:

«الْمَطْعُونُ وَالْمَبْطُونُ وَالْغَرِقُ وَصَاحِبُ الْهَدْمِ»

ترجمه: طاعون زده، اسهال، غرق در آب و کسی‌که به اثر منهدم شدن دیوار فوت می‌شود.

 اما حدیث دیگر مقید به کلمۀ "فی‌ سبیل الله" گردیده است:

«وَالْغرِيقُ فِي سَبِيلِ اللِّه شَهِيد، وَالْمَبْطُونُ فِي سَبِيلِ اللِّه شَهِيد، وَالْمَطْعُونُ فِي سَبِيلِ اللِّه شَهِيد»

ترجمه: کسی‌که در راه الله (سبحانه وتعالی) غرق شود، شهید است، کسی‌که به اثر مرض اسهال فوت شود شهید است و کسی‌که به اثر مرض طاعون فوت شود شهید است.

پس این دو حدیث طوری جمع می‌شود که حدیث مطلق به معنی مقید حمل می‌شود. بدین معنی که هرکدام از اشخاصی‌که در فی ‌سبیل‌ الله فوت شود، شهید است و کلمۀ (فی سبیل الله) را قرینه تعیین می‌کند. اگر این کلمه متقرن به نفقه باشد، مثل "ینفقون فی سبیل الله" یا با جهاد ذکر شود، مثل "یجاهدون فی سبیل الله" که در این‌جا معنی اینست که قتال به خاطر بلند شدن دین الله سبحانه وتعالی است؛ چنانچه در حدیث صحیح‌بخاری از ابو موسی رضی‌الله‌عنه روایت شده است که گفته است: مردی به نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم آمد و گفت: مردی برای به‌دست آوردن غنیمت می‌جنگد، مردی برای نام و نشان می‌جنگد و مردی برای آن می‌جنگد که مقام‌اش دیده شود؛ پس چه‌کسی از این‌ها فی سبیل الله جنگیده است؟ رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود:

«مَنْ قَاتَلَ لِتَكُونَ كَلِمَة اللّه هِيَ الْعُلْيَا فَهُوَ فِي سَبِيلِ الله »

ترجمه: کسی‌که به خاطر اعلای دین الله (سبحانه وتعالی) می‌جنگد او در راه الله (سبحانه وتعالی) جنگیده است.

 در صورتی‌که کلمۀ "فی سبیل الله" بدون قرینه ذکر شود؛ پس در این صورت به معنی این است: کسی‌که در طاعت الله سبحانه وتعالی و تقرب به آن وفات کند، یعنی کسی‌که مؤمن و مطیع الله سبحانه وتعالی باشد و به یکی از حالت‌های ذکر شده در حدیث، فوت شود؛ پس آن شهید آخرت است؛ اما کسی‌که در حال جنگ فی سبیل الله کشته شود، او شهید دنیا و آخرت است. کسی‌که به اثر مریضی اسهال فوت شود و او مطیع الله سبحانه وتعالی باشد؛ پس او شهید است و هم‌چنان کسی‌که مصاب به مریضی طاعون و  یا در آب غرق شده باشد؛ پس این‌ها شهید هستند. اما در صورتی‌که به این مریضی‌ها مصاب نباشد؛ ولی مطیع الله سبحانه وتعالی باشد، این احادیث بر آن منطبق نمی‌گردد.

دوم: اما این‌که بر شهید دَینی باشد و او از پرداخت دین، قبل از فوت‌اش، عاجز باشد؛ در این‌صورت پرداخت دین بر ورثه است. اگر ورثه از پرداخت دین عاجز و ناتوان باشند، در این‌صورت دولت در عوض شهید دین را پرداخت می‌کند؛ چنان‌چه در این مورد حدیث رسول الله صلی الله علیه وسلم آمده است:

«أَنَا أَوْلَى بِكُل مُؤْمِن مِنْ نَفْسِهِ، مَنْ تَرَكَ مَالا فَلِأهْلِهِ، وَمَنْ تَرَكَ دَيْنا أَوْ ضَيَاعا فَإِلَي وَعَلَی»

ترجمه: من از هر مؤمنی نسبت به خودش سزاوارتر هستم، کسی‌که مالی را بعد از مرگش گذاشت، از خانواده‌اش است و کسی‌که دین و یا خساره‌ای را بجا گذاشت بر من و بر ذمۀ من است.

این حدیث را مسلم تخریج نموده است.

 هم‌چنان احادیثی‌که ابوداود از جابر تخریج نموده و گفته است:

«كَانَ رَسُولُ اللِّه صلى الله عليه وسلم لَا يُصَلِي عَلَى رَجُل مَاتَ وَعَلَيْهِ دَيْن ، فَأتُيَ بِمَيت فَقَالَ : أَعَلَيْهِ دَيْن؟ قَالُوا: نَعَمْ دِينَارَانِ . قَالَ : صَلُّوا عَلَى صَاحِبِكُمْ . فَقَالَ أَبُو قَتَادَةَ الْانْصَارِيُّ : هُمَا عَلَي يَا رَسُولَ اللّه ،ِ قَالَ : فَصَلى عَلَيْهِ رَسُولُ اللِّه صلى الله عليه وسلم، فَلَما فَتَحَ اللُّه عَلَى رَسُولِ اللِّه صلى الله عليه وسلم قَالَ : أَنَا أَوْلَى بِكُل مُؤْمِن مِنْ نَفْسِهِ . فَمَنْ تَرَكَ دَيْنا فَعَلَي قَضَاؤُه ، وَمَنْ تَرَكَ مَالا فَلِوَرَثَتِه»

ترجمه: رسول الله صلی الله علیه وسلم بر کسی‌که فوت می‌شد و بر ذمۀ او دین بودی نماز جنازه نمی‌خواند، جنازۀ نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم آورده شد، رسول الله صلی الله علیه وسلم سوال کرد که آیا بر گردن این شخص کدام دَینی است؟ گفتند: بلی دو دینار است، رسول الله صلی الله علیه وسلم گفت: بر رفیق خود نماز نخوانید، ابو قتادۀ انصاری گفت اداء این دو دینار بر ذمۀ من باشد یا رسول الله! جابر گفته است، سپس رسول الله صلی الله علیه وسلم بر این متوفی نماز خواند. وقتی الله سبحانه وتعالی این مسأله را برای رسول خود روشن ساخت، وی گفت: من بر هر مؤمن از خودش سزاوارتر هستم، کسی‌که دینی بجا گذاشت، ادایش بر من است و کسی‌که مالی را بجا گذاشت، متعلق به و رثه‌اش می‌باشد.

امیدوارم که همین‌قدر برای جواب هردو سوال شما کافی باشد،.الله سبحانه وتعالی از همه عالم‌تر و حکیم‌تر است.

برادرتان عطاء ابن خلیل ابوالرشته

مترجم: مصطفی اسلام

ادامه مطلب...

دوستی با کفار، خودکشی سیاسی و نظامی است!

  • نشر شده در ترکیه

(ترجمه)

کمتر از ۴۸ ساعت قبل از پایان مهلتی‌که ترکیه به رژیم سوریه داده بود تا از مناطق تحت دیدبانی ترکیه خارج شود، حملۀ جنایت‌کارانه‌ای بالای نیروهای ترکیه انجام شد. روسیه ادعا كرد كه به سربازان تركیه حمله نكرده‌است، بلکه "تروریست‌ها" و اعضای ارتش ترکیه در آن محل با یکدیگر درگیر شدند و از مختصات مواضع‌شان مطلع نبودند. هالوسی آکار، وزیردفاع ترکیه، بیانیه روسیه را تکذیب کرد و اظهار داشت که "طرف روس کاملاً از این قضیه مطلع بود، اما بازهم به حملات هوایی‌اش ادامه داد."  با این‌حال ترکیه از سرزنش روسیه برای این حمله خودداری کرد و اصرار داشت تا به "ناتو" مراجعه کند. از جانب دیگر، درخواست ترکیه از ناتو برای اجرای ماده ۴ نیز پذیرفته نشد؛ ماده‌ای‌که مبنی بر آن، دولت‌ها هر زمانی‌که تمامیت ارضی، استقلال سیاسی و امنیت خود را در خطر ببینند، با یکدیگر به مشورت می‌پردازند. سپس، نشستی به درخواست ترکیه بین پوتین و اردوغان صورت گرفت. آنان در این نشست نگرانی‌های‌شان را از افزایش تنش‌ها و تعداد کشته‌شده‌گان ابراز و بر افزایش هماهنگی بین وزرای دفاع دو کشور تأکید کردند. در این گفتگو به نشست‌های آستانه و سوچی و مبارزه با "تروریسم" نیز پرداخته شد و بر انجام اقدامات لازم برای بازگرداندن اوضاع به حالت عادی در ادلب تأکید صورت گرفت.

این‌ها پیامدهای اتکاء به قطع‌نامه‌ها، برنامه‌ها و پروژه‌های بین‌المللی طرح‌شده توسط استعمارگران است، که به چنین نتایج وحشت‌ناک و اسف‌بار منجر شده‌است. تنها ۵۳ سرباز بر اثر حملات روسیه و رژیم سوریه در فبروری/فوریه ۲۰۲۰م، جان باختند. وضعیت فعلی ترکیه تلخ و دهشت‌ناک است. ترکیه نمی‌تواند بیان کند که دنباله‌روی از گام‌های امریکا و روسیه، عامل وضعیت فعلی است. آنان با چه توجیه سیاسی می‌خواهند بقای‌شان را در پیمان‌های ژینو، آستانه و سوچی تثبیت می‌کنند، درحالی‌که حقایق را از چشم مردم پنهان می‌دارند. این‌که روی این میزها به انقلاب سوریه خیانت شده و این‌که همین توافق‌نامه‌ها ترکیه را به سمت وضعیت کنونی‌اش سوق داده‌است؟ آیا یک انسان راست‌فکر در وزارت خارجه ترکیه وجود ندارد؟

هرچند یگانه مقام بلندپایه‌ای‌که رئیس جمهور اردوغان بیش‌ترین ملاقات را با وی داشته‌است، دوست‌اش پوتین می‌باشد؛ با این‌حال، منفعت مطلوب این دیدار با این قاتل چیست؟ بدون شک دوستی با امریکا، روسیه، اروپا یا سایر کشورهای کافر استعمارگر یک خودکشی سیاسی و نظامی است و همان‌طوری‌که همه شاهدیم، بهای گزافی دارد. در نتیجه، ترکیه باید به همکاری‌هایش با امریکا و روسیه، دشمنان اسلام و مسلمانان، نقطۀ پایان بگذارد و پیمان‌های ژینو، آستانه و سوچی را به زباله‌دانی بیندازد. باید فوراً یک واکنش عملی انجام شود.

شعله‌های آتش ادلب درد ما را تازه می‌کند، درست به مانند دردی‌که سوریه نُه سال قبل از آن رنج می‌برد. بنابراین، ما مسلمانان هیچ چاره‌ای نداریم، جز این‌که به عقیده‌مان –اسلام- چنگ بزنیم، به راه‌حل‌هایش اعتماد کنیم و از سرزمین‌های‌مان در برابر اشغال‌گران کافر محافظت کنیم. این امر مستلزم آن است كه با عزم راسخ در مقابل برنامه‌های کفار كنار همدیگر باشیم و متفرق نشویم. باید از کفار دوری کنیم و به دوستی‌شان اعتماد نداشته‌باشیم و باید دین الله سبحانه وتعالی را نصرت دهیم تا او نیز ما را نصرت دهد و پای‌مان را در راه دین‌اش استوار نگه دارد.

دفتر مطبوعات حزب التحریر – ولایه ترکیه

مترجم: امیر حسام

ادامه مطلب...

"مارچ/مارش زنان"؛ دیگر اسلوب غلامان روشن‌فکر غرب جهت فاسد کردن جامعۀ اسلامی

 (ترجمه)

عده‌ای از مزدوران روشن‌فکر غرب، با حمایت نهان و پنهان دولت، از "مارچ/مارش زنان" در روز ۸ مارچ/مارس استفاده کردند تا پاکستان را توسط پنجاه مفکورۀ آزادی‌خواهانه بمباردمان فکری کنند. اما باوجود حمایت کامل رسانه‌های غرب‌زده از این کارزار فاسد، مسلمانان پاکستان علناً آن را رد کردند. باید از مادران، خواهران و دختران‌مان بابت خنثی کردن این توطئه و برچیدن دسایس این مزدوران سپاس‌گذاری کرد. در حقیقت، در جریان تطبیق این نظام استعماری غربی طی دوصد سال گذشته، نه تنها زنان مسلمانان، بلکه تمام مسلمانان از دریافت کامل حقوق اسلامی‌شان بی‌بهره بوده‌اند. سنت‌های قبیلوی غیراسلامی، تعصب و فرهنگ ملی‌گرایی، خیلی از مسلمانان را از حقوق اسلامی‌شان محروم کرده‌است؛ مثلاً مفهوم فمینیزم، که از مفکورۀ فاسد و ناقص آزادی غربی گرفته شده‌است، بیش‌تر از این‌که یک راه‌حل باشد، یک مریضی فکری غربی است.

مفکورۀ آزادی غربی می‌گوید که یک شخص باید مطابق شهوات و تمایلات‌اش عمل کند و آشکارا به سرکشی از خالق‌اش برخیزد. جدایی دین از زندگی نتیجۀ سرکشی غرب از کلیسا است و در پنجاه شعار خلاصه می‌شد؛ از جمله: شعار "بدنم، انتخابم" که به گسترش "مارچ/مارش زنان" انجامید. مفکورۀ آزادی محصول ذهن محدود بشر است، بناءً در تشکیل روابط میان مردان و زنان و ایجاد همکاری منظم و سودمند بین‌شان عاجز می‌باشد. جامعۀ اسلامی، برخلاف نظریۀ لیبرال، بر این تهداب سفت و سخت استوار است که هیچ معبودی غیر از الله سبحانه وتعالی لایق پرستش نمی‌باشد؛ بدین‌گونه، اطاعت از الله سبحانه وتعالی را در تمام جوانب زندگی تضمین می‌کند. الله سبحانه وتعالی، به عنوان خالق ما، مناسب‌ترین نقش برای مرد و زن را در جامعه می‌داند. او سبحانه وتعالی فرموده‌است:

﴿اَلَا يَعلَمُ مَن خَلَقَ وَهُوَ اللَّطِيفُ الخَبِيرُ﴾

[ملک: ۱۴]

ترجمه: (اما) کسانی‌که از پروردگارشان در نهان می‌ترسند، مسلماً آمرزش و پاداش بزرگی دارند!

در جامعۀ اسلامی، بحث برابری مطلق میان مرد و زن، و برتری و کهتری بین‌شان وجود ندارد. هرکه نقش‌اش را مطابق به دساتیر الله سبحانه وتعالی اجرا کند، موفق است. بنابراین، اسلام حق آموزش، تجارت، اشتغال‌پذیری و مالکیت را برای مرد و زن، مطابق به اوامر الله سبحانه وتعالی، تضمین کرده‌است. زنان در دوران رسول الله صلی الله علیه وسلم به جهاد شرکت می‌کردند. خلیفۀ راشده، عمر رضی الله تعالی عنه زنی به‌نام شریفه بنت عبدالله را به عنوان قاضی بازارها مقرر کرد. زنان خلیفه را در مسجد محاسبه می‌کردند. زنان در سیاست دولت حرفی برای گفتن داشتند و در پیشرفت و ترقی نسل بعدی یک نقش ارزنده را بازی می‌کردند. اسلام برای تنظیم روابط مردان و زنان دساتیر واضحی داده‌است.

زن نزد مردان نامحرم و در اماکن عامه باید خمار و جلباب بپوشد، خلوت مردان و زنان نامحرم حرام است. مردان و زنان مکلف اند که نگاه‌شان را پایین بیندازند. مردان و زنان در جامعه نقش‌های متفاوت؛ اما مکمِل دارند. مرد مسئول تأمین نیازهای زن است. مادران در ایجاد یک خانوادۀ اسلامی مهم‌ترین نقش را دارند و دساتیر متعلق به اقارب، یک زندگی اجتماعی اسلامی بی‌نظیر را می‌سازد. جامعۀ اسلامی بی‌نظیر کاملاً بر اوامر الله سبحانه وتعالی استوار است؛ اوامری‌که هر مرد و زن مکلف به پیروی‌شان استند. حقوق تمام اجزای جامعه، مشمول زنان، فقط توسط قوانین الله سبحانه وتعالی تضمین می‌شود؛ قوانینی‌که توسط نظام حکومتی اسلام، یعنی خلافت، تطبیق می‌شدند. بنابراین، نبود خلافت در جریان ۹۹ سال هجری اخیر جامعۀمان را طعمۀ ارزش‌های مخرب غرب قرار داده‌است. ان‌شاءالله، خلافتی‌که عنقریب به اذن الله سبحانه وتعالی می‌آید، این جامعه را از افکار غیراسلامی و مریض غربی مطهر خواهد کرد.

دفتر مطبوعاتی حزب‌التحریر – ولایه پاکستان

مترجم: محمد حارث پویا

ادامه مطلب...

ویروس کرونا و تأثیر آن بالای اقتصاد جهان

(ترجمه)

اقتصاد جهانی زیر سایه نظام فاسد سرمایه‌داری، ناتوان‌تر و شکننده‌تر از خانه عنکبوت شده، طوری‌که هر تکان نیرومند یا ضعیف، تمام اقتصادهای جهان را تحت تأثیر مثبت یا منفی خود قرار می‌دهد؛ اسعار بازار بورس، بهای کالاهای حیاتی و خدمات مانند پترول، طلا و شرکت‌های هوایی جهانی را متأثر می‌کند. دلیل این‌که اقتصاد سرمایه‌داری چنین ویژه‌گی‌های بدی دارد، چند چیز است که از جمله به برخی از آن‌ها اشاره می‌شود:

1. متکی بودن به اساس ناپایدار و ضعیف جهانی در دادوستدهای تجاری و ارزش‌های پولی که زیربنای بسیاری از پس اندازها در دولت‌های جهان قرار گرفته: این اساس ضعیف و ناپایدار همانا دالر است؛ دالری‌که خود متکی بر بنای ثابتی مانند طلا یا نقره نیست و یا حتی متکی به مواد عینی که ارزش ذاتی داشته باشد، نیست. جهان بارها شاهد پیامدهای این نقیصه در جریان تکان‌های اقتصادی در اقتصاد جهانی بود که چگونه فراز و نشیب‌هایی را تجربه می‌کرد. در عین حال دیدیم که دولت‌های جهان، به ویژه دولت‌های بزرگ آن، چگونه از این تسلط امریکا بالای اقتصاد جهانی رنج می‌بردند؛ بدون این‌که نتیجه قابل ذکری به دست آورند، تلاش نمودند خود را از زیر سلطه دالر رها کنند.

2. به هم تنیده‌گی و وابسته‌گی بازهارهای مالی جهانی، طوری‌که هر تکانی در این بازارها، هم‌چون برق  و در چند لحظه به سراسر جهان انتقال می‌یابد: دلیل این نقیصه آنست که بازارهای یادشده متکی به پول ثابت نیست؛ طوری‌که بسیاری از سهام و اسنادبهاداری‌که در این بازارها رد و بدل می‌گردند، در حقیقت ارقامی بیش نیستند که در بسیاری از موارد ارقام خیالی می‌باشند. در گذشته تکان‌هایی در شماری از دولت‌های بزرگ و کوچک رخ داد که پیامدهای ویران‌گر داشت و نزدیک بود برخی از دولت‌ها را از نقشه سیاسی جهان محو کند.

3. تسلط و حاکمیت اقتصادی امریکا بالای جهان: این در حالی است که می‌دانیم اقتصاد امریکا به شدت از کمبود بودجۀ تجارتی و بودجۀ عام خود رنج می‌برد و دلیل آن، فعالیت‌های سیاسی و نظامی است که بارها از حجم اقتصاد آن بزرگ‌تر است و هم‌چنین به دلیل این‌که اوراق بهادار زیادی را بدون این‌که هیچ‌گونه پشتیبانۀ واقعی از طلا، نقره و یا مواد مشخص دیگری داشته باشد، صادر می‌کند و هم چنین به دلیل هزینه‌های سنگین داخلی که بیش‌تر دوبرابر تولید داخلی آن است. این تسلط و حاکمیت بالای اقتصاد جهان، امریکا را به جایی رسانیده که برای حفظ بقاء و تداوم آن از هرگونه اسالیب کثیف و جنگ‌های ویران‌گر، تهدیدها و هشدارها استفاده کند؛ زیرا بدون این اسالیب، امریکا محکوم به مرگ حتمی و قعطی می‌شود.

4. حاکمیت امریکا بالای کالاهای حیاتی مانند پترول و هم‌چنین بالای بازارهای جهانی در حالی‌که جهان صنعتی موجود به شدت وابسته به این کالاهای حیاتی گردیده: بناءً این مسأله بالای دولت‌های صنعتی و استهلاکی تأثیر زیادی گذاشته و آن را به شدت وابسته به امریکا نموده.

5. جنگ‌های تجاری ویران‌گری‌که جهان امروز سخت از آن رنج می‌برد، بازارها، تولیدات و صادرات را به شدت مختل نموده و  هم چنین بازار اسعار را در معرض نوسان همیشه‌گی قرار داده و به این ترتیب بالای کالاهای حیاتی مانند پترول و طلا تأثیر منفی گذاشته است.

اما در خصوص این مریضی موسوم به "کرونا"، باید گفت که عملاً بحران اقتصادی جدیدی را به بار آورده که دامنۀ آن روزبه‌روز دارد گسترده‌تر می‌شود؛ چنان‌چه کریستالینا جورجیفا مسئول صندوق بین‌المللی پول در ماه گذشته گفت: «وضعیت جدید که منجر به عدم اعتماد در خصوص مهار ویروس کرونا گردیده، می‌طلبد که آماده‌گی رویارویی با سناریوهای منفی در سال 2020م را داشته باشیم و انتظار می‌رود این  وبای فراگیر، آثار منفی را روی رشد اقتصاد چین و سراسر جهان بگذارد.» وی که در پایان بیستمین دور گردهمایی وزیران مالیه/دارای و مسئولین بانک‌های مرکزی که در ریاض، پایتخت سعودی برگزار گردیده بود، سخن می‌گفت، افزود: «به علاوۀ گسترش این ویروس، خطرهای دیگری نیز وجود دارد؛ مانند افزایش میزان قرض‌ کشورها و شرکت‌ها همزمان با افزایش حجم خطر و یا شدت گرفتن غیر مترقبۀ شرایط مالی.»

جولیا ایفانز بریتچارد مسئول ارشد اقتصاددانان چین در کاپیتال ایکونومیکس می‌گوید: «گسترش سریع این ویروس به معنای آن است که بدون شک اقتصاد را در جریان ربع اول سال تعطیل خواهد نمود.» ادوارد مویا مسئول ارشد تحلیل‌گران بازار در اواندا به این باور است: «نگرانی‌ها بر اقتصاد در مورد پیامدهای ممنوعیت از سفر به گونۀ وسیعی در حال افزایش است و این در حالی است که برخی‌ها نگران کاهش تولیدات داخلی چین در حدود 1% و یا حتی بیشتر از آن در جریان ربع اول سال 2020م استند.»

انتشار این ویروس، پیامدهای منفی زیادی برای شرکت‌های هوایی نیز داشته؛ چنان‌چه اتحادیۀ حمل و نقل بین‌المللی هوایی (IATA) گفته: «ممکن است درامدهایی از دست رفتۀ شرکت‌های هوایی به دلیل ویروس کرونا به 29.3 ملیارد دالر برسد.» اتحادیۀ مذکور در بیانیه‌ای‌که در خصوص ارزیابی اولی خویش در مورد گسترش ویروس، منتشر نموده افزود: «به نظر می‌رسد درخواست‌های سفر از طریق شرکت‌های هوایی در منطقۀ آسیا و بحر آرام تا 13% کاهش داشته.»

این بیماری واگیر روی قیمت پترول نیز تأثیر گذاشته؛ چنان‌چه بهای نفت به پایین‌ترین حد خود از ماه جنوری سال 2019م تا کنون رسید و دلیل آن، نگرانی سرمایه‌گذارن از تأثیر ویروس کرونا بالای میزان تقاضای نفت در چین بوده. بهای نفت خام برنت  در هر بشکه به 53.3 دالر رسید و بهای نفت خام امریکا به زیر پنجاه دالر در هر بشکه رسید. قیمت نفت در مقایسه با بلندترین میزان ثبت شده در ماه گذشته بیشتر از 20% کاهش داشت. پیش‌بینی‌های سازمان‌های جهانی نشان می‌دهد که ویروس کرونا تقاضای نفت در داخل چین را تا 260 هزار بشکه در روز کاهش داده و نگرانی‌ها در خصوص افزایش این کاهش هم‌چنان ادامه دارد و این در حالی است که تا کنون هیچ راه‌حلی برای مقابله با این بیماری دریافت نگردیده. می‌دانیم که چین با وارد نمودن حد اوسط 10 ملیون بشکه نفت در روز، بزرگ‌ترین وارد کنندۀ نفت در سطح جهان بوده و با مصرف روزانه 13.2 ملیون بشکه، دومین مصرف کننده به شمار می‌رود.

در مورد پیامدهای این بیماری بالای طلا باید گفت که طلا بلندترین میزان افزایش قیمت در جریان یک هفته را تجربه نمود؛ زیرا سرمایه‌گذاران به دلیل نگرانی‌ها از پیامدهای اقتصادی گسترش ویروس کرونا در جستجوی پناهگاه امنی برای حفظ دارایی‌های شان می‌باشند؛ ویروسی‌که شمار قربانیان آن همه‌روزه در حال افزایش است و تا کنون به 5000 تن رسیده.

مصطفی نصار که یک آگاه اقتصادی است در زمینه می‌گوید: «هنوز تا حدود زیادی در خصوص پیامدهای ویروس بالای بازارها معلومات دقیق و یقینی وجود ندارد و این در حالی است که شمار قربانیان و مبتلایان پیوسته در حال افزایش است و پیامدهای اقتصادی هنوز روشن نیست. این واقعیت، روی آوردن به طلا را در مرحلۀ بعدی افزایش خواهد داد.»

بدون شک این حوادث و سایر حوادثی‌که جهان قبلاً تجربه نموده، تمام جهان را در برابر یک واقعیت روشن اقتصادی قرار می‌دهد و آن واقعیت این است که اقتصاد حاکم در جهان، به فرمودۀ قرآن کریم؛ آسیب‌پذیرتر و ضعیف‌تر از خانۀ عنکبوت است و دلیل آن، استوار بودن این اقتصاد بر زیربناهای فاسد و نااستواری است که هیچ‌گونه ریشه و استحکام اقتصادی ندارد، به ویژه نظام پولی آن که نظامی سخت شکننده و غیر واقعی است. حوادث مذکور جهان را هم‌چنین در برابر واقعیت مهم‌تری قرار می‌دهد که همانا نیاز شدید جهانی به ریشه‌کن نمودن این نظام فاسد و جایگزین نمودن آن با نظام درست ربانی است. زبان‌ها و قلم‌های زیادی در جریان بحران اقتصادی قبلی در سال 2008م که بیشتر دامن بازار خرید و فروش زمین و خانه را گرفته بود، به صراحت گفتند و نویشتند که آن‌چه توان نجات دادن اقتصاد جهان از پیامدهای این بحران را دارد، همانا نظام اقتصادی اسلامی است.

این واقعیت ما را به یاد فرمودۀ الله سبحانه وتعالی می‌اندازد، آنجا که چهرۀ واقعی کفر و نظام‌های مریض آن را برملا می‌ساد:

﴿أَفَمَنْ أَسَّسَ بُنْيَانَهُ عَلَى تَقْوَى مِنَ اللَّهِ وَرِضْوَانٍ خَيْرٌ أَم مَّنْ أَسَّسَ بُنْيَانَهُ عَلَى شَفَا جُرُفٍ هَارٍ فَانْهَارَ بِهِ فِي نَارِ جَهَنَّمَ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ﴾

[توبه: 109]

ترجمه: آیا کسی‌که شالودۀ آن (مسجد) را بر پایۀ تقوا و پرهیز از (مخالفت فرمان) الله و (جلب) خشنودی او بنا نهاده است؛ بهتر است یا کسی‌که شالودۀ آن را بر لبۀ پرتگاه شکافته و فرو تپید‌ای بنا نهاده است و (هر آن با فرو ریختن خود) او را به آتش دوزخ فرو می‌اندازد؟ الله مردمان ستم‌پیشه را هدایت نمی‌کند.

و می‌فرماید:

﴿مَثَلُ الَّذِينَ اتَّخَذُوا مِن دُونِ اللَّهِ أَوْلِيَاءَ كَمَثَلِ الْعَنكَبُوتِ اتَّخَذَتْ بَيْتاً وَإِنَّ أَوْهَنَ الْبُيُوتِ لَبَيْتُ الْعَنكَبُوتِ لَوْ كَانُوا يَعْلَمُونَ﴾

[العنكبوت: 41]

ترجمه: كار كسانی‌كه جز الله سرپرستانی برگزیده‌اند، هم‌چون کار عنکبوت است که خانه‌ای برگزیده است. بی‌گمان سست‌ترین خانه‌ها حانه و کاشانۀ عنکبوت است، اگر می‌دانستند!

از بارگاه الله سبحانه وتعالی می‌طلبیم تا این تکان‌های اقتصادی را آغازگر خیری برای نجات جهان از شر گمراهی و بلا تکلیفی قرار داده و آن را به جانب استحکام و رشد واقعی جهت دهد.

ادامه مطلب...
Subscribe to this RSS feed

سرزمین های اسلامی

سرزمین های اسلامی

کشورهای غربی

سائر لینک ها

بخش های از صفحه