سه شنبه, ۲۹ ۱۴۴۸هـ| ۲۰۲۶/۰۶/۱۶م
ساعت: مدینه منوره
Menu
القائمة الرئيسية
القائمة الرئيسية

(ترجمه)

تصمیم ناگهانی دونالدترامپ رئیس جمهور امریکا در خصوص خروج نیروهای امریکایی از سوریه، باعث ایجاد طوفان سیاسی و ویران‌گر در پایتخت‌های کشورهای ‌منطقه و بین‌الملل(تصمیم گیرنده در خصوص اوضاع سوریه) شد، همان‌گونه که این تصمیم بر کاخ سفید نیز بی‌تأثیر نبوده و منجر به اخراج جیمز ماتیس وزیر دفاع امریکا از سمت‌اش شد. این تصمیم، روند سیاسی را در سوریه مختل کرده و آن را در موجی از سیاست‌های ‌مبهم غوطه‌ور ساخت، چنانچه اوضاع را پیچیده‌تر از قبل نمود. روزنامۀ وال استریت ژورنال امریکایی‌ به نقل از منبعی که از ذکر نامش خودداری‌ می‌نماید، این تصمیم را به عنوان "گامی‌که می‌تواند به بی‌ثباتی استراتیژی ایالات متحده در شرق میانه منجر شود" توصیف نمود.

از اینرو ترامپ به بهانۀ انحلال سازمان داعش به تاریخ 19 دسمبر 2018م خروج نیروهای امریکایی را رسماً اعلان کرده، چنین گفت: «تنها دلیل حضورمان در سوریه سرکوب نمودن داعش بود که ما آن‌ را سرکوب نمودیم.» بنا‌‌‌‌ به اظهارات پنتاگون خروج این  نیروها، حد اکثر در صد روز کامل خواهد شد. لذا برای آموزش و مسلح‌سازی ‌نیروهای‌ مزدور محلی، تحت نام واحد‌های حمایت مردمی و نیروهای دموکراتیک سوریه برای‌ مبارزه با داعش حدوداً ۲۰۰۰ سرباز از نیروهای امریکایی در سوریه باقی‌ خواهد ماند، روی این ملحوظ امریکا ده‌ها پایگاهی نظامی را در شرق فرات تأسیس نموده است. یک مقام امنیتی روسیه می‌گوید: «ایالات متحده حدوداً بیست پایگاه نظامی را در مناطق تحت کنترل کرد‌ها در سوریه تأسیس نموده است.»

عجیب این است که امریکا تا همین نزدیکی‌ها بر حمایت و مستقر ساختن نیروهایش در سوریه تمرکز داشته، دو روز قبل از این تصمیم در 17 دسمبر 2018م جیمز جفری فرستادۀ امریکا به سوریه در واشنگتن اعلان کرد که کشورش تا شکست کامل داعش و کاهش نفوذ ایران در سوریه باقی خواهد ماند. هم‌چنان امریکا در ماه گذشته عربستان سعودی را دستور داد که جهت تمویل و حمایت از وظیفۀ نیروهایش ‌شرق فرات ۱۰۰ میلیون دالر پرداخت نماید. چنانچه چند روز پیش جوزف دانفورد، رئیس ستاد مشترک ارتش امریکا گفت: «ایالات متحده برای اطمینان از شکست دائمی ‌گروهای ‌تروریستی باید هزاران نفر از جنگجویان محلی را آموزش دهد.» بنابر این، به‌گونۀ غیرمترقبه‌ ‌شرایط تغییر کرد؛ در حالی‌که نیاز به آموزش نیروهای ‌نظامی هنوز پا برجاست و آنچه که در مورد نیاز به باقی ‌ماندن نیروهای‌ نظامی امریکای‌ برای‌ بیرون راندن ایرانی‌ها از سوریه گفته می‌شد، هنوز هم در همان حد نیاز می‌باشد؛ اما زبان سیاسی امریکا در یک شب تغییر می‌کند.

باید دید که دلیل این سرعت و تغییر در موقف امریکا چیست؛ با آن که اوضاع هنوز در حال خود قرار دارد؟ چرا دیگر نیازی‌ به نیروهای امریکایی در سوریه نیست؟ دلیل این تصمیم ناگهانی‌ برای خروج نیروهای امریکایی در عرض دو یا سه ماه چیست؟ واقعیت تصمیم‌گیری در امریکا چگونه می‌باشد؟ تصمیم گیرندۀ اصلی چه کسی است؟ آیا او رئيس جمهور است یا پنتاگون و یا دولت عمیق؟

برای پاسخ به‌ این پرسش‌ها، باید تحولات سیاسی قبل از این تصمیم و تحولات همراه با آن و تحولات پس از آن را نادیده نباید گرفت، همان گونه تحولات مرتبط به ترکیه را و مخصوصاً این‌که ترکیه مهم‌ترین و خطرناک‌ترین نقش را در مهار نمودن انقلاب و رام ساختن جبهه‌النصره و گروه‌های‌ مشابه آن بازی‌ می‌کند. ترکیه هنوز هم در ارتباط به شمال سوریه و شرق فرات برگه‌یی برنده را در دست دارد.

این گام ناگهانی امریکا اظهارات ناگهانی اردوغان را در خصوص عملیات قریب‌الوقوع نظامی ‌ترکیه در  شرق فرات در پیش داشت؛ اردوغان گفت: «این امکان وجود دارد، ما هر زمان که بخواهیم طبق طرح و پلان ویژۀ خود در خاک سوریه عملیات نظامی داشته باشیم. ما این دسترسی را داریم که از مناسب‌ترین نقطۀ خط مرزیی خود که به گسترده‌گی ۵۰۰ کیلومتری‌ می‌باشد، وارد سوریه شویم؛ طوری‌که هیچ‌گونه آسیبی‌ متوجه سربازان امریکایی ‌نشود.»  اردوغان طرف سخنش را امریکا قرارداد، سخنانش طوری صریح بود که می‌شد پیش از پیش موقف امریکا را از آن‌ها دانست؛ چنانچه گفت: «چون ما و ایالات متحده شرکای استراتیژیک می‌باشیم، لازم است که واشنگتن آنچه را که باید انجام دهد، در حال حاضر نوبت شرق فرات فرا رسیده است.»

در مکالمات تلیفونی ‌بین اردوغان و ترامپ به طور واضحی ‌توافق بر نقش جدید ترکیه در شرق فرات بر ملاء بود، طوری‌که پس از آن اردوغان بگونۀ افتخارآمیزی در برابر رسانه‌ها گفت: «ارتش ترکیه برای‌ مبارزه با تروریست‌های داعش و گروه‌های مسلح کردی‌ مجهز و آماده می‌باشد.» چنانچه در حال حاضر آماده‌گی ‌برای اقدام به انجام چنین کاری می‌گیرد؛ چنانچه گفت: «گفتگوی‌ تلیفونی وی ‌با ترامپ و تماس‌های دیپلوماتیک و امنیتی و هم‌چنین اظهارات امریکا، ترکیه را وادار نموده تا چند ماه منتظر بماند؛ اما این انتظار طول نخواهد کشید.» این بدین معنی ‌است که از اردوغان خواسته شده بود، تا زمان پایین آمدن امریکا از موضع‌اش، منتظر مانده و بعد اقدام نظامی ‌نماید.

از اینرو این تصادف ‌نیست که وقایع با اعلان وزارت امور خارجه امریکا از معاملۀ فروش سیستم مدافع هوایی و دفاع موشکی ‌به ارزش ۳.۵ میلیارد دالر برای ‌ترکیه، همزمان باشد. مسئله واضح‌تر و واضح‌تر می‌شود، هم‌چنان این تصویر پروسۀ شفاف شدن‌اش را تکمیل می‌کند. امریکا تصمیم‌اش را به واگزاری‌ شمال سوریه به ترکیه به هزینۀ کردها، جزم نموده است؛ زیرا که ترکیه از روس‌ها و ایرانی‌ها برای ‌تأمین منافع امریکا در سوریه کاراتر است. علاوه بر کاهش هزینه‌های‌ مداخلات مستقیم امریکا در کشورهای دیگر، درین میان با این تصمیم امریکا بیشترین خطر و صدمه را کردها متحمل می‌شوند؛ کردهایی‌که رهبران‌شان از هیچ همکاری ‌با امریکایی‌ها دریغ ننموده اند، این تصمیم امریکا در واقع خیانتی‌ به کردها ‌می‌باشد.

تصمیم ترامپ برای خروج از سوریه پیش از پیش توسط سیاست‌گزاران امریکایی‌ آماده شده و خاتمۀ ‌برای اختلاف نظر‌های ‌بود که مدت‌هاست در راهروهای ‌کاخ سفید و پنتاگون در جریان بوده و به طور مداوم در مورد ماندن و یا خروج از سوریه، تبصره می‌شد. خروج از سوریه بیشتر به مصلحت منافع امریکا می‌باشد تا باقی ‌ماندن در آن؛ چون اهداف و منافع امریکا در سوریه از طریق وکلایش برآورده و تأمین می‌شود؛ پس نیازی ‌به مداخلۀ مستقیم آن در سوریه وجود ندارد.

ساختار این تصمیم ضربه مهلکی‌ به اروپایی‌ها، مخصوصاً به انگلیس‌ها و فرانسوی‌هایی‌که در کنار نیروی‌های امریکایی‌ نیز درین سرزمین می‌باشند، است. انگلیس‌ها می‌گویند خطر تروریست‌ها هنوز در سوریه پا‌برجاست و برخلاف اظهارات ترامپ هنوز تنظیم داعش منحل نشده است؛ اما فرانسوی‌ها برای پیروی از تصمیم امریکا به جمع کردن پایگاه‌های‌ نظامی خود مجبور می‌باشند، این درحالی ‌می‌باشد که امریکا برای از بین بردن امکانات نظامی خود در نزدیکی‌ مرز ترکیه شتابانه عمل می‌نماید.

بنابر این، تصمیم به خروج نیروهای امریکا از سوریه یک تصمیم جدی ‌است و اجراء شدنی‌ می‌باشد و شروع به اجراء می‌کند. ترامپ با ردی از مخالفان تصمیم خود، از جمله سناتوری جمهوری لیندسی گراهام چنین می‌گوید: «سخت است باور داشته باشید که گراهام مخالف حفظ جان هزاران سرباز و مخالف حفظ میلیاردها دالر باشد.» وی افزوده و چنین پرسش را مطرح می‌سازد: «چرا ما به نیابت از دشمنان خویش(سوریه، ایران و دیگر ساکنین محلی) در سوریه باقی‌ مانده و با داعش مبارزه کنیم؟»

برگرفته از جریدۀ الرایه

نویسنده: ابو حمزه الخطوانی

ادامه مطلب...

حکومت پاکستان در ستایش "کمال اتاترک"؛ مردی‌که باعث انهدام دولت خلافت شد، بی‌حد غلو نمود؛ حال آن‌که همین حکومت ادعای وفادری را به خلافت راشده نیز نموده است

(ترجمه)

عمران خان در بیاینه‌ی سفر ترکیه‌‌اش مصطفی کمال را به‌ حیث "رهبر صاحب بصیرت و سیاست‌مدار عظیم قرن بیست میلادی" لقب داد، اما در خلال چند ساعت اولاً از سوی متفکرین لیبرال غربی مورد استهزا و تمسخر قرار گرفته و ثانیاً سبب ناامیدی و مایوسی شدید هزاران مسلمانی شد که اسلام را از دل و جان دوست می‌دارند. رژیم باجواه-عمران با ادعای این‌که "خلافت راشده برای شان در عرصه‌ی حکمرانی و اقتدار دولت یک نمونه بوده و خواهان ایجاد دولت مدینه در کشور اند"، به اریکه قدرت رسیدند، مگر خائنی را مورد ستایش و تمجید قرار داد که به تاریخ ۳ مارچ ۱۹۲۴م، مطابق به ۲۸ رجب ۱۳۴۲هـ.ق برای انهدام دولت خلافت اسلامی توطئه کرده بود. علاوه بر این، این بیانیه تنها موضوع منافق بودن عمران خان نیست، بلکه چهره‌ی اصلی نظام را نمایان می‌سازد.

طوری معلوم می‌شود که حکومت فعلی پاکستان در میان دو مسیر قرار دارد: اول امتی‌که قاطعانه مخالف استعمارگران و حامی اسلام اند و دوم ترامپ استعمارگر؛ کسی‌که علناً مبارزه‌ی ایدیولوژیک و فکری را علیه طرز زنده‌گی اسلامی به راه انداخته است. حکومت فعلی با حمله بر صندوق‌ بین‌المللی پول به اریکه‌ی قدرت رسید، مگر اکنون با قبول شرایط مخرب صندوق بین‌المللی پول تورم شدید را بر بالای مردم مظلوم تحمیل نموده که باعث قیمتی در بازار شده است. حکومت باجواه-عمران با حمله بر تسلیم شدن در مقابل هند یعنی هرکی دوست هند بود غدار است، در اریکه‌ی قدرت رسید، مگر اکنون آشکارا دروازه‌ی دسترخوان مهمان‌نوازی خود را بر روی دولت هند مشرک باز نموده است.

حکومت باجواه-عمران با حمله بر ظلم و ستمی‌که علیه مسلمانان در کشمیر اشغال‌شده صورت می‌گیرد، به اریکه‌ی قدرت رسید؛ مگر همین حکومت غدار از انتقام خون هزاران مسلمان خویشتن داری نموده و بر خونین‌ترین قتل عام مودی در سال ۲۰۱۸م که حتی خونین‌تر از سال ۲۰۰۹م بود، پرده افگند. این رژیم منافق و غدار با حمله بر معاملات غیرمنصفانه با چین بر اریکه‌ی قدرت نشست، مگر اکنون زیری بار همین معاملات کثیف غرق شده و از سوی دیگر اظهار حمایت از دولتی می‌کند که به طور ظالمانه بر مسلمانان آیغور ستم را روا می‌دارد.و این حکومت ریاکار با حمله بر کسانی‌که غلام حلقه به گوش امریکا اند، در قدرت آمد، مگر اکنون خودش منحیث غلامان تسهیل‌کننده برای حفظ حضور ارتش و نظامیان خصوصی امریکا در افغانستان توسط معاملات سیاسی نقش بازی می‌کند.

ای مسلمانان پاکستان! رسول الله صلی الله علیه و سلم به شما انذار داده:

«لَا يُلْدَغُ الْمُؤْمِنُ مِنْ جُحْرٍ وَاحِدٍ مَرَّتَيْنِ»

(رواه بخاری و مسلم)

ترجمه: مؤمن از یک سوراخ دوبار گزیده نمی‌شود.

درد یاس و ناامیدی که شما اکنون می‌کشید، بخاطریست که شما این‌بار نیز از همان سوراخ دوباره گزیده شده اید. دلیل بر گزیده شدن دوباره‌ی‌تان اینست که شما بالای مردی؛ یعنی عمران خان اعتماد کردید که حامی تطبیق احکام غیر نظام الله سبحانه‌و‌تعالی یعنی توسط دموکراسی کفری است. فلهذا حقیقت امر اینست که مخلص‌ترین حاکم کسی‌ است که از الله سبحانه‌و‌تعالی اطاعت و توشه‌ی برای آخرت خود بسازد، اما ضعیف‌ترین و غدار‌ترین حاکم کسی‌ است که از هوای نفس خود پیروی کند. رسول الله صلی الله علیه و سلم می‌فرماید:

«الْكَيِّسُ مَنْ دَانَ نَفْسَهُ وَعَمِلَ لِمَا بَعْدَ الْمَوْتِ، وَالْعَاجِزُ مَنْ أَتْبَعَ نَفْسَهُ هَوَاهَا وَتَمَنَّى عَلَى اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ»

(رواه ترمذی، ابن ماجه)

ترجمه: زیرک کسی است که خود و اعمال‌اش را برای آن‌چه که بعد ازمرگ می‌آید، محاسبه نماید و ضعیف کسی است که از هوای نفس خود پیروی نموده و بعدًا از الله(سبحانه ‌وتعالی) آرزوی بخشیده شدن را بنماید.

فلهذا ما برای پیشبرد نظام اسلام نیاز به حکمران مخلص و توانان مانند حضرت عمر فاروق رضی الله عنه داریم که همواره از الله سبحانه‌و‌تعالی اطاعت می‌کرد، نه حکمران مانند ابوجهل که در کفر و بی‌اطاعتی بسر می‌برد. بگذارید که از اشتباهات گذشته‌ی خود عبرت گرفته و بخاطر آن‌ها طلب مغفرت کنیم و بدانید که توبه و رجوع ما به درگاه الله سبحانه‌و‌تعالی قبول نخواهد شد؛ مگر توسط اطاعت و تسلیم شدن بر اسلام. بناءً برای رجوع به رب العالمین شما باید دموکراسی و حامیان آن را ترک نموده و با رغبت خاص بخاطر تاسیس مجدد خلافت راشده‌ی ثانی بر منهج نبوت همراه دعوتگران آن یکجا فعالیت کنید.

دفتر مطبوعاتی حزب التحریر-ولایه پاکستان

ادامه مطلب...

قرار گرفتن دو سوم ثروت جهان در دست یک درصد از ساکنین جهان تا سال ۲۰۳۰م

همواره ثروتمندان اموال بیشتر از حد اوسط درآمدشان را جمع‌آوری می‌کنند و به همین سبب فاصله میان ثروتمندان و فقرا در طول چند سال محدود آینده بیشتر از این افزایش خواهد یافت. بر اساس تازه‌ترین تحقیقات و مطالعات انجام شده، در جریان ۱۲ سال آینده، بیشتر از دو سوم ثروت جهان در دست فقط ۱درصد از ساکنین جهان قرار خواهد گرفت و افزایش دارایی افراد ثروتمند به تناسب ۶درصد در سال، از سال ۲۰۰۸م به این طرف هم‌چنان ادامه دارد و نظر به سال گذشته، میزان اشخاصی‌که نیمی از ثروت جهان را در دست دارند، به ۱درصد رسیده است. با ملاحظه نمودن میزان رشد این حالت، در طول چند سال محدود آینده و تا سال ۲۰۳۰م، ثروت مندان بر ۶۴درصد از مجموع ثروت جهان تسلط خواهند یافت. این گزارش طبق ارزیابی‌های ارائه شده از سوی مجلس عمومی بریتانیا می‌باشد که به روز شنبه در انترنت به نشر رسید.

در هنگام مقایسه، مقدار باقی مانده که به ۹۹درصد یا بیشتر از ۷ میلیارد شخص می‌رسد، فقط در جریان یک سال شاهد افزایش دارایی‌های‌شان به اندازۀ کمتر از ۳درصد بوده اند و اگر این تمایل به افزایش ثروت ادامه یابد، توقع می‌رود که در سال ۲۰۳۰م، ثروت جهان به ۱۹۵ تریلیون دالر برسد. طبق گزارش ارزیابی ثروت، که توسط موسسه نایت فرانک تهیه گردیده است، توقع می‌رود که تعداد اشخاصی‌که دارایی بیش از حد دارند و کم‌تر از ۳۰ میلیون دالر نمی‌باشد، تا آغاز سال ۲۰۲۶م حد اقل به ۶۰درصد خواهد رسید. دبی دارای بلندترین جایگاه در داشتن میلیونرهایی‌که دارایی‌های‌شان از ۱۰میلیون دالر کم نیست، می‌باشد. شرکت‌های عامه در هر یک از ممالک شرق میانه، از ۶۳درصد از اشخاص ثروتمند در امارات نمایندگی می‌کنند. (منبع: خبرگزاری خلیج)

بدون شک نظام سرمایه‌داری در جهان، زمینۀ جمع‌آوری مقدار زیادی از ثروت را برای ثروتمندان فراهم ساخته است. ننگ بزرگ این است که بعضی از کشورهای اسلامی در حالی از داشتن میلیاردرها ابراز فخر می‌کنند که بیشتری از ساکنین این کشورها در فقر و تنگدستی به سر می‌بردند.

ذبیح الله رضوان

ادامه مطلب...

اگر شما واقعاً به غیر از الله سبحانه وتعالی از کسی دیگری اطاعت نمی‌کردید؛ حالت شما چنین نخواهید بود!

  • نشر شده در سودان

(ترجمه)

عمر البشیر رئیس جمهوری سودان گفت: «تجمع مردم در میدان وادالحدید در الجزیره پاسخی به هر خاین و غلام است.» وی علاوه کرد: «ما به زانو زدن به ارتش خاین و استعمارگران در نمی‌آییم و آن‌ها برای به زانو در آوردن ما مبارزه می‌کنند. ما متعهد به افتخارات، عزت و دین خود هستیم و ما این‌ها را به گندم، دالر یا یورو نمی‌فروشیم.» وی در یک جلسۀ دیگری در منطقۀ سیدی را گفت: «مردم در عصر صحابه برگ‌های درختان را خوردند.»                                 

ما حزب التحریر ولایه سودان با میلیون‌ها مردم شریف امت اسلامی متحیر و متعجب با چنین سخنان وی هستیم:

  • آیا این تجمع بزرگ از مردمی‌که در مرکز و شهرهای مختلف از خانه های‌شان خارج شده اند، حکومت می‌خواهد که آن‌ها را در گرسنگی امتحان کنند تا کاسۀ صبر آن‌ها برای ساعت‌ها استادن در صف‌ها برای بدست آوردن نان، موادسوخت و پول از صاحبانی‌که عادل نیستند، بدست آورند؟ آیا با این همه آن‌ها خائنین و غلامان نیستند؟
  • خائن اصلی کسی‌ست که به الله سبحانه وتعالی، پیامبر صلی الله علیه وسلم و مؤمنین خیانت کردند. این خائنین دولت‌مردانی هستند که سال‌ها بر این کشور حکومت کرده و به غیر بماانزل الله حکم کرده اند. کشور را به دستوری امریکا به دو قسمت سودان شرقی و شمالی تقسیم کردند و دیگر مناطق را به قسمت‌های خورد و ریزه ترتیب و تنظیم کردند تا وسیله‌ای برای چپاول‌گران سودی بین‌المللی باشد. خائن کسی‌ست که به امر وی مردم و حیوانات و حاصلات آن‌ها را نابود کردند و بدتر از این همه، حکومت آن‌ها نظام کفری و استعمارگری بوده و نتیجۀ آن خاموش ساختن حیات مردم است.

﴿وَمَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنْكًا وَنَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَعْمَى﴾

[طه: 124]

ترجمه: و هركه از ياد من روی بگرداند(و از احكام كتاب‌های آسمانی دوری گزيند)، زندگی تنگ(و سخت و گرفته‌ای) خواهد داشت‌(چون نه به قسمت و نصيب الله دادی قانع خواهد شد و نه تسليم قضا و قدر الهی خواهد گشت) و روز رستاخيز او را نابينا(به عرصه قيامت گسيل و با ديگران در آنجا) گردمی‌آوريم.

  • کجاست افتخارات و عزت تان؛ وقتی‌که شما به امریکا گدایی می‌کنید تا نقش شما را قبول کند و نمایندگان تان را یکی بعد از دیگری به کاخ سفید می‌فرستید؟ ولی با این همه، امریکا از شما راضی نمی‌شود و شما دوباره تحقیرانه از روسیه برای حفاظت نظام‌تان در جستجو هستید! آیا ما الله سبحانه وتعالی را فراموش می‌کنیم؟ الله سبحانه وتعالی از شما راضی نخواهد شد؛ مگر این‌که حکومت، سیاست، اقتصاد و نظام زندگیی تان را به اساس اسلام عیار سازید. پیامبر صلی الله علیه وسلم می‌فرماید:

«مَنِ الْتَمَسَ رِضَا اللَّهِ بِسَخَطِ النَّاسِ كَفَاهُ اللَّهُ مُؤْنَةَ النَّاسِ، وَمَنِ الْتَمَسَ رِضَا النَّاسِ بِسَخَطِ اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ وَكَّلَهُ اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ إِلَى النَّاسِ»

ترجمه: کسی‌که رضای الله)سبحانه وتعالی( را در خشم و قهر مردم جستجو می‌کند، الله)سبحانه وتعالی( برای وی کافی است و هر آن کسی‌که در جستجوی رضایت مردم نظر به الله)سبحانه وتعالی( باشد، الله)سبحانه وتعالی( وی را به مرد واگذار می‌کند.

علاوه بر این، آن دین کجاست که ما آن را به گندم و دالر نخواهیم فروخت. این رژیم برای یک روز هم به بماانزل الله حکومت نکرده است. اسلام صرف شعار نیست که مسلمانان عادی را فریب دهد؛ بلکه نظام حکومت در اسلام خلافت و آن هم بر اساس و منهج نبوت است. نظام حکومت در اسلام نه جمهوریت؛ نه سلطنتی و نه کدام نظام دیگری‌ست که زندگی مردم را جنت بسازد. نظام اسلامی عدالت و رحمت الهی است. بنابر این، بشیر هیچ کسی دیگری را فریب داده نمی‌تواند؛ مگر خود را. الله سبحانه وتعالی می‌فرماید.

﴿يُخَادِعُونَ اللَّهَ وَالَّذِينَ آمَنُوا وَمَا يَخْدَعُونَ إِلَّا أَنْفُسَهُمْ وَمَا يَشْعُرُون﴾

[بقره: 9]

ترجمه: ‏(اينان به نظرشان) الله(سبحانه وتعالی) و كسانی را گول میزنند كه ايمان آوردهاند؛ در صورتی‌كه جز خود را نمی‌فريبند؛ ولی نمیفهمند.‏

حقیقت اینست که اصحاب رضی الله تعالی عنهم برگ‌های درختان را می‌خوردند؛ ولی باهم برابر بودند؛ طوری مثال: در غزوۀ خندق اصحاب رضی الله تعالی عنه یک سنگ به شکم خود بسته بودند؛ ولی پیامبر صلی الله علیه وسلم دو سنگ را به شکم خود بسته بود. سوال اینجاست که آیا امت در حالت اضطراری فعلی که شما با صندوق وجهی پولی ساخته اید، باهم برابر اند؟ دوام گدایی با کج نشستن و حکومت کردن!!

بالاخره، ما به رژیم و محافظان آن می‌گویم: در مورد این امت از الله سبحانه وتعالی بترسید؛ جایی‌که شما بدبختی را به این کشور آورده اید و وقتی‌که آن‌ها از خانه‌های‌شان برای دریافت حقیقت بیرون شدند، با آتش و گلولۀ شما روبرو شدند و بعد از آن آن‌ها را لقب غلام و خائن دادید. زود است که به اذن الله سبحانه وتعالی حقیقت دوباره به بندگان الله سبحانه وتعالی برگردد تا آن‌که عدالت الهی در زمین گسترش یابد و خلافت راشده بر منهج نبوت تأسیس گردد. همان روزها قریب است و همان زمان هم قریب است. در این مورد پیامبر صلی الله علیه وسلم فرموده است که بعد از حکومت‌های ظالم، خلافت راشده بر منهج نبوت تأسیس خواهد گردید. بیایید برای وقوع خلافت باهم یکجا کار کنیم.                                                                                                                                  

ابراهیم عثمان(ابوخلیل)

سخنگوی حزب التحریر-ولایه سودان

ادامه مطلب...

باشنیدن و اطاعت کردن آفتاب خلافت طلوع می‌کند

(ترجمه)

از حضرت عبد الله بن عمر رضی الله عنهما روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود:

«السَّمْعُ وَالطَّاعَةُ حَقٌّ مَا لَمْ يُؤْمَرْ بِالْمَعْصِيَةِ، فَإِذَا أُمِرَ بِمَعْصِيَةٍ، فَلاَ سَمْعَ وَلاَ طَاعَةَ»

(رواه بخاری، باب السمع والطاعه للأمام)

ترجمه: شنیدن و اطاعت نمودن(از امام) واجب بوده تا وقتی‌که به گناه امر نکند؛ زمانی‌که امر به گناه کرد، در آن حالت شنیدن و اطاعتی وجود ندارد.

خوانندگان محترم! زمانی‌که عده‌ای از صحابه از فرمان رسول الله صلی الله علیه وسلم در غزوۀ احد سرپیچی نمودند، نتیجه این شد که مسلمانان بعد از پیروزی شکست خوردند، خوشحالی رسول الله صلی الله علیه وسلم و مسلمانان برهم خورد و شمشیر مشرکین به آن ها اصابت نمود و از آن ها(اصحاب) کسانی کشته و زخمی گردیدند؛ حتی این‌که دندان رباعی رسول الله صلی الله علیه وسلم نیز شهید شد و مردم از شکست پیامبر صلی الله علیه وسلم و صحابه رضی الله عنهم سخن می‌گفتند.

این به سبب مخالفت امر رسول الله صلی الله علیه وسلم بود، عده‌ای از تیراندازانی‌که در کوه قرار داشتند، دیدند بعضی از مسلمانان غنیمت جمع می‌نمایند، همان تیراندازان نیز جاهای خود را ترک نموده از فرمان رسول الله صلی الله علیه وسلم اطاعت نکردند تا از غنیمت بهره‌ای نصیب‌شان گردد.

وقتی از شکست مسلمانان در اُحد به سبب مخالفت امر رسول الله صلی الله علیه وسلم سخن می‌گوئیم، واضح است که شکست و ذلت امروز نیز نتیجه‌ای از مخالفت امت از امر رسول الله صلی الله علیه وسلم است. احکامی را که به آن دستور داده ترک نموده‌ایم؛ حتی این‌که در همه جوانب زندگی نتایج آن شکل میراثی را به خود گرفته است،. پس امت اسلامی چنان زندگی نادرست، دردآور و غم‌انگیز دارد که مثل آن در سختی و مشقت قبلاً مشاهده نشده بود. زندگی امت در آتش کفر صبح بعد از شام و شام بعد از صبح دور می‌زند.

بلی، ای مسلمانان! دنیا با این بزرگی‌اش بالای مسلمانان تنگ گردیده و شبِ کفر طولانی. با وصف این‌که ظلم و استبداد بیداد می‌کند؛ اما ما در رأس طلوع صبحی قرار داریم که آن به حکم الله سبحانه وتعالی نزدیک است. بلی، آفتاب خلافت جدید بر منهاج نبوت زود است که طلوع نماید، برای جهان روشنی آن عود خواهد نمود و در زندگی نور و عزت آن باز خواهد آمد؛ لیکن به شرط این‌که ما امر رسول صلی الله علیه وسلم را بشنویم و اطاعت نمائیم، پس در مسیری‌که قدم نهاده، ما نیز روان شویم و جهت اقامۀ خلافت ثانیی‌که الله سبحانه وتعالی به آن وعده نموده و رسول الله صلی الله علیه وسلم بشارت آن را داده است، کار نماییم.

ادامه مطلب...

حمکرانان پاکستان نقش‌شان را به طور تسهیل کننده‌گان یا "قسم‌خوران" کرایی در مذاکرات صلح افغانستان اداء کردند تا بادار شکست‌ خوردۀ‌شان را نجات بدهند

  • نشر شده در پاکستان

(ترجمه)

بعد از این‌که مذاکرات امریکا با بعضی عناصر طالبان افغان در امارات متحدۀ عرب به دومین روز‌ش کشیده شد، در این میان حکمرانان پاکستان نتوانستند افتخار تسهیل‌ کننده‌گان یا گره‌گشایان مذاکرات را به خود کسب کنند، که آنان جهت این کار تنها یک نامه از جانب ترامپ دریافت کرده بودند. به تاریخ ۱۸ دسمبر ۲۰۱۸م، عمران خان در یک تویتی در صفحۀ تویتر‌ رسمی‌اش تصریح نموده که حکومت پاکستان جهت "تقویت روند صلح" از هر راهکاری استفاده خواهد کرد؛ تا جایی‌که این امر به جنرال باجواه تعلق می‌گیرد. او در تعریف و ستایش زلمی خلیلزاد نمایندۀ خاص امریکا برای صلح افغانستان غلو کرد؛ زیرا خلیلزاد به تاریخ ۱۹ دسمبر ۲۰۱۸م با وی دیدار نمود و گفت: «تلاش‌های پاکستان در راستای روند صلح افغانستان ستودنی است.» لیکن از سوی رژیم باجواه-عمران این چنین نمایش اظهار خوشی و شاه‌باشی برای نقش خودشان در مذاکرات کاملاً نامنظم و بی‌جا بود. یقیناً تسهیل‌کاری و گره‌گشایی آنان در مذاکرات منبع صلح دائمی و حیثیت افتخار ورزیدن را ندارد؛ بلکه ذلت و تداوم ناامنی به شمار می‌رود.   
امریکا پس از  اشتباهات‌اش در افغانستان و عراق از لحاظ اقتصادی و نظامی ضربۀ شدید دیده است. بناءً امریکا برای این‌که حضور دایمی نظامی‌ و نظامیان خصوصی‌اش را در افغانستان محکم و حفظ بکند، نیازمند به امضای یک سلسله معاهدات سیاسی است. غرب به مقاومت افغان‌ها بی‌حد مصمم است؛ ‏زیرا امریکا را با ضعیف‌ترین سلاح‌اش به زانو در آورد است. به همین ملحوظ، امریکا نیازمند مذاکرات بوده تا حضور خود را در سرزمین بی‌اندازه غنی با منابع طبیعی، که آن را پنتاگون تشبیه به "لیتیم عربستان سعودی" کرده، حفظ و قایم بسازد؛ ‏از سوی دیگر، با عساکر‌ش که از ترس جنگ دست به خودکشی می‌زنند. امریکا بخاطر برنده شدن در میز مذاکره ناامید است، زیرا عساکر بی‌غیرت و ترسو‌اش در این هفده سال در میدان جنگ چیزی جز مرگ بهره‌ی حاصل نکردند. 
اکنون امریکا بیچاره و درمانده شده که نفوذ شکست‌ناپذیر و قهر شدید خود را در جهان از دست ندهد، بناءً به گره‌گشایان و تسهیل‌ کننده‌گان پاکستان وابسته است تا حضور دایمی خود را در افغانستان مستقر کند؛ بدین سان، تا بتواند با رشد رابطۀ نزدیک هند-امریکا سرپرستی مقابله با یگانه قدرت هسته‌ای مسلمانان در جهان و چین را به عهده بگیرد.  
اولاً برای مسلمانان در چنین شرایط مطلوب، بجای به درازا کشیدن ریسمان مذاکرات تا اشغال امریکا را از غرق شدن نجات دهند، بالای قیادت سیاسی و نظامی پاکستان واجب است تا امریکا را بگذارند که در مرگ خبیثانه‌‌اش در سرزمین "قبرستان امپراتوری‌ها" هلاک شوند. دوماً، به عوض تشدید تبادلۀ اطلاعات استخباراتی با امریکا، بر حکام پاکستان واجب است تا امریکایی‌ها را از اطلاعات استخباراتی بی‌خبر و کور بگذارند. بدین لحاظ آنان نمی‌توانند آن عده فرماند‌هان مخلص طالب را که واقعاً از راه "جهاد فی سبیل الله" برای این جنگ صلیبی کفار برخاسته اند، شناسایی، ترور و هدف قرار بدهند؛ نه آن عده طالبانی‌که با اشتراک در مذاکرات بخاطر حفظ آخرین نفس‌های دشمن، آبروی خود را می‌ریزانند. ‏سوماً، به عوض تأمین خطوط تدارکاتی مهم زمینی و هوایی ناتو، بر حکام پاکستان واجب است تا نیروهای‌ امریکایی را بگذارند در قحطی هلاک شوند؛ یقیناً آنان راه عساکر بی‌شرف اتحاد جماهیر شوروی و امپراتوری انگلیس را با خروج کامل‌شان تعقیب خواهند کرد و درس و عبرتی خواهند گرفت که دیگر جرئت بازگشت را نخواهند داشت. 
ای مسلمانان پاکستان! آتش توطئۀ امریکا علیه ما به بلند‌ترین ارتقای آن رسیده و هنوزهم برای ما دیری نشده که این آتش را خاموش کنیم؛ حتی اگر همین اکنون اقدام کنیم. ‏با توجه به حکومت باجواه-عمران، به عوض هم‌دست شدن با ما(مسلمانان)، با آن کسانی همکاری می‌کند که در سدد آسیب رساند به ما و دین اسلام هستند. ‏این خصلت از پست‌فطرت بودن حکومت است؛ زیرا زمانی‌که مراقبت امور ما به رژیم می‌رسد، بی‌کفایتی و غفلت خود را نشان می‌دهد، مگر هرگاه مسئلۀ کمک به بادار شغال‌صفت واشنگتن‌اش می‌رسد، تمام زنده‌گی خود را فدای کفار بی‌ارزش و ناپاک می‌کند. این حکومت بسان خائنی‌ست که در راه ظلم و استبداد حکام سابقۀ امریکا قدم می‌نهانند و قسمی ضروریات امریکای کافر را مرفوع می‌سازند گویا ضروریات ما امت مسلمه باشد. بناءً هرگاه امریکا نیازمند جنگ باشد، این حکام خائن جنگ کفار را منحیث جنگ خود ما به تصویر می‌کشند و در آن خود را دخیل می‌سازند. 
لیکن اکنون امریکا نیاز به یک معاملۀ سیاسی دارد که حضور خود را محکم بسازد. فلهذا حکام خائن پاکستان جنگ را در کشور ما طرح‌زیری کرده و قید در زنجیر امریکایی‌ها را برای ما صلح به تصویر می‌کشانند. این حکام خائن مثل منافقین با ما بازی می‌کنند و استخبارات و نیرو‌های امنیتی ما را به خدمت کفار قرار می‌دهند؛ مگر آن روز دور نیست که حکام درک کنند که تا این مدت به خود ستم کرده اند. الله سبحانه‌و‌تعالی می‌فرماید:

﴿يُخَادِعُونَ اللَّهَ وَالَّذِينَ آمَنُوا وَمَا يَخْدَعُونَ إِلَّا أَنفُسَهُمْ وَمَا يَشْعُرُونَ﴾
[بقره: ۹]
‏ترجمه: ‏‏(اينان به نظرشان) الله(سبحانه‌و‌تعالی) و كسانی را گول می‌زنند كه ايمان آورده اند، در صورتی‌كهجز

خود را نمی‌فريبند؛ ولی نمی‌فهمند.‏
 این حکام پست به مثل مزدوران حقله به گوش عمل می‌کنند؛ هرگاه امریکا نیازمند آنان باشد که خدمتی انجام بدهند، آنان به مثل قسم‌خوران، تسهیل‌ کننده‌گان نقش بازی نموده و هرگاه امریکا قاصدی ضرورت داشته باشد، آنان آمادۀ دستور بادار خود هستند و در هر حالت به کردار و خدمت‌گذارای به امریکا افتخار می‌کنند. این حکام با تسلیم شدن به کفار ‏خود را خوار و ذلیل می‌کنند؛ زیرا آنان در جستجوی قدرت از طریق دوستی با دشمنان الله سبحانه‌و‌تعالی هستند؛ نه از طریق پیروی نظام الله سبحانه‌و‌تعالی و دین حق او تعالی. الله سبحانه‌و‌تعالی می‌فرماید:

﴿الَّذِينَ يَتَّخِذُونَ الْكَافِرِينَ أَوْلِيَاءَ مِن دُونِ الْمُؤْمِنِينَ أَيَبْتَغُونَ عِندَهُمُ الْعِزَّةَ فَإِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَمِيعًا﴾
[نساء: ۱۳۹]
ترجمه: ‏‏اين منافقان كسانی هستند كه كافران را به جای مؤمنان به سرپرستی و دوستی می‌گيرند. آيا عزت را در پيش كافران می‌جويند؟(چنين چيزی محال است) چرا كه عزت و شوكت جملگی از آن الله(سبحانه‌وتعالی)

 است(و هر كه از الله(سبحانه‌وتعالی) عزت جويد، عزيز شود و هر كه از غير او عزت طلبد، ذليل گردد).
فلهذا، از حکامی‌که بالای ما ظلم و ستم را روا می‌دارند، روی گردان شوید و صدای تان را با داعیان خلافت در قالب مخالفت با دوستی امریکا و توطئۀ جدید مذاکرات‌اش بلند کنید. 
ای مسلمانان نیروهای مسلحه و استخبارات پاکستان!  توطئۀ امریکا علیه ما در شدیدترین حد آن رسیده و بر شما هنوزهم دیری نشده که آن را واژگون کنید و رابطۀ نزدیک هند-امریکا را به انزوا بکشانید. بدانید که استخبارات شما به مجاهدین افغان بصیرت و اطلاعات جنگی را دادند که آنان را قادر ساختند با نیروی ضعیت‌شان به اشغال اتحاد جماهیر شوروی خاتمه داده و این امر باعث پارچه پارچه شدن اتحاد جماهیر شوروی نیز گردید. امروزه نیز با یاری الله سبحانه‌و‌تعالی، که الله سبحانه‌و‌تعالی بر اطاعت کننده‌گان خیر کثیر نصیب می‌گرداند، شما می‌توانید با یک تکان دیوار ظلم و ستم و حاکمیت امریکا را فرو ریزید. بر شما لازم و واجب است تا علناً و فعالانه به تمام عناصر طالبان افغان بگویید که هرگونه مذاکرات را مسترد نموده و راه جهاد را پیش گیرند که در این خیر دنیا و آخرت است. رسول الله صلی الله علیه وسلم می‌فرماید

:
«مَا تَرَكَ قَوْمٌ الْجِهَادَ إلاّ ذُلّوا»
(رواه احمد)
ترجمه: هیچ قوی جهاد را رها نکردند؛ مگر این‌که خوار و ذلیل شدند!

 ‏ای حکام! بر شما واجب است که تمام خطوط تدارکاتی ناتو را قطع نموده و دروازۀ‌ نهاد‌های جاسوسی امریکا را که به حیث سفارت‌خانه و قونسول‌ مبدل شده ببندید و تمام استخبارات و نظامیان خصوصی امریکا را از خاک ما اخراج کنید. 
ای افواج امت مسلمه! شما شیران دلیر امت هستید که می‌توانید بر دشنمان ما حمله‌ور شده و آنان را خوف‌زده اخراج کنید. ‏دشمنان‌تان از شما در هراس اند، از ترس در چهاراطراف تان آهسته آهسته با اختیاط قدم گذاشته و جال فرینده‌ای عنکبوتی را می‌بافند تا از غلطی قهر و غضب شما را بر نینگیزانند. خود را و مردم تان را از این نظامیان غدار و بی‌شعور و قیادت سیاسی کفار نجات دهید؛ زیرا آنان با مردمی دشمنی می‌کنند که شما برای محافظت آنان بر الله سبحانه‌وتعالی قسم یاد کرده اید. در پیش‌گاهی الله سبحانه‌و‌تعالی، رسول پاک‌اش و این امت اسلامی با دادن نصرت برای تأسیس مجدد خلافت راشدۀ ثانی بر منهج نبوت خود را عزیز نموده و رضایت خالق را کسب کنید؛ بعداً شما قیادتی را حاصل خواهید کرد که سزاوار آن بودید. با قایم ساختن این دولت مقتدر اسلامی با شهادت جنت را و با پیروزی قیادت زمین را حاصل می‌نماید. الله سبحانه‌و‌تعالی می‌فرماید:

﴿فَلاَ تَهِنُوا وَتَدْعُوا إِلَى السَّلْمِ وَأَنْتُمْ الأَعْلَوْنَ وَاللَّهُ مَعَكُمْ وَلَنْ يَتِرَكُمْ أَعْمَالَكُمْ﴾
[محمد: ۳۵]
‏ترجمه: ‏‏سست مشويد و(كافران را) به صلح مخوانيد، چرا كه شما برتريد و الله(سبحانه‌و‌تعالی) با شما است و هرگز از( اجر و ثواب) اعمال‌تان نمی‌كاهد.
حزب التحریر ولایه پاکستان

ادامه مطلب...

مقامات نظامی "دعوت‌گران" را دستگیر می‌کنند

  • نشر شده در سودان

                                                                                                                 (ترجمه)         

مقامات نظامی در شهر الابیَد برادر محمد احمد محمود، یکی از شباب حزب‌التحریر را از مسجد بازار کریمه، بعد از نماز عشاء، به‌خاطر توزیع یک اعلامیه که توسط حزب‌التحریر-ولایه سودان تحت عنوان "بگذارید این یک انقلاب موفق باشد که اهدافش تغییر واقعی را خواهد آورد" صادر شده بود، دستگیر کرده و تا زمان نشر این اعلامیه رها نکردند.‌

این رژیم ظالم که دعوت‌گران را دوست نداشته و صدای عدالتی را که گویای حق است، برای خود مزاحمت می‌داند، به چنین اعمال جنایت‌کارانه با این دیدگاه-که می‌تواند صدای حقیقت را خاموش کرده و کار حاملان مخلص دعوت را مختل کند- علیه دعوت‌گران خو گرفته است؛ اما هدفش ناکام شده و تیرش به سنگ می‌خورد. شما می‌دانید که دستگیری شباب حزب‌التحریر فقط استقامت‌شان را در حق؛ راهی‌که برایش دعوت می‌کنند، بالا خواهد برد و باورشان درباره‌ی چیزی‌که در این راه با آن مواجه می‌شوند، عاملی‌ست که آن‌ها را به الله سبحانه وتعالی، خالق جهان‌ و کاینات، نزدیک می‌کند.

اگر کسانی‌که باعث دستگیریِ برادر محمد احمد شدند، اعلامیه‌ای را که منجر به دستگیری‌اش شد، درک می‌کردند، پیشانی‌اش را بوسیده و او را در توزیع آن یاری می‌کردند؛ اما آن‌ها کر، گنگ و کور استند؛ این‌طور که آن‌ها نمی‌دانند. این اعلامیه اصلاً پیام شریعت بوده که ضرورت همگان است؛ انقلابیون، سازمان‌های امنیتی، پولیس و افراد با نفوذ و قدرت‌مند در نیروهای مسلح که به عقیده‌ی خود اخلاص دارند. اگر تمام گروه‌ها به آن‌چه که در این پیام گفته شده، پای‌بند باشند، زنده‌گی مرتب و منظم خواهد شد؛ چون هیچ رستگاریی برای این امت جز در اسلام، نه هیچ اسلامی؛ مگر با یک دولت و نه هیچ دولتی برای مسلمانان؛ مگر خلافت راشده بر منهج نبوت، وجود ندارد.

بناءً دوباره این اعلامیه را با دیدگاه ایمان و قلب‌های مخلص بخوانید تا این‌که الله سبحانه وتعالی بر شما و بر این امت درهای پیروزی را بگشاید؛ بعداً بشارت مرشد پیامبران و سرور کاینات صلی الله علیه وسلم حاصل خواهد شد، چنان‌چه او صلی الله علیه وسلم فرموده است:

«ثُمَّ تَكُونُ خِلَافَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ»

ترجمه: و بعداً خلافت بر روش و منهج پیامبر خواهد آمد.

ابراهیم عثمان(ابوخلیل)
سخنگوی رسمیِ حزب‌‌التحریر-ولایه سودان

ادامه مطلب...

طبقۀ سیاسیون امانت را خیانت کرده و تونس را زیر بار امانتی قرار دادند که در آن هیچ راه رستگاری جز اسلام وجود ندارد

  • نشر شده در تونس

﴿وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ حُكْماً لِّقَوْمٍ يُوقِنُونَ﴾

وبرای مردمی که‌یقین دارند، داوری چه‌کسی از الله(سبحانه‌و‌تعالی) بهتر است؟

(ترجمه)

بعد از گذشت هشت سال از انقلاب علیه بی‌عدالتی و استبداد، هنوز کشور از یک بحران اختناق‌آور در تمام سطوح رنج می‌برد. دلیل اصلی این بحران‌ها رژیم بن علی است که از دروازه بیرون می‌آید و از پنجره برمی‌گردد. به‌همین منوال مسیر طبقۀ سیاسی سیکولر و تمام حکومت‌هایی‌که قبل و بعد از انتخابات از آن حاصل می‌شود، طوری‌که با تسلط غرب و ضیاع کشور و مردم تعیین شده‌بود. در این اواخر، ما از طرف طبقۀ سیاسی مقتدر اعتراف‌هایی را شنیده‌ایم که این بحران‌ها را به‌صورت جداگانه به هر وزیر نسبت داده و چشمان مردم را از دیدن چنین سیاست‌ها و برنامه‌های فاجعه‌بار کور کرده‌است. همه می‌دانند که هرآن‌چه از وضع "قوانین اساسی"، برنامه‌های سیاسی و سیاست‌های اقتصادیی‌که در تونس اجراء می‌شود، تحت تظارت مستقیم کشورهای استعمارگر اروپایی، صندوق بین‌المللی پول(IMF) و بانک جهانی صورت می‌گرفت. چنان‌که وزراء با گذشت حکومت‌های پی در پی، چاره‌ای جز تطبیق و امضای آن‌چه برای‌شان گفته می‌شد تا امضاء کنند، نداشتند. با این‌حال، آن‌چه همۀ حکومت‌ها به‌صورت متوالی به آن دست یافته‌اند این‌ها است:

۱. دوام پروسۀ مصالحه بر سر حاکمیت کشور و فراهم‌کردن فضا برای رشد و نموی تمام قدرت‌های استعماری، مانند انگلیس و شرکت‌های غارت‌گرش، اتحادیۀ اروپا و بانک‌هایش، IMF و شرایط ناتوان و شکننده‌اش و سازمانملل و "تجارب‌اش."

۲. حفظ توازن مالی دولت مطابق دساتیر صندوق بین‌المللی پول؛ مثلاً دولت به بهانۀ ناتوانی در امر حمایت از نیازهای اساسی مردم، مانند تحصیل، صحت، حمل‌ونقل وغیره، از توجه به آن‌ها دست می‌کشد و اثرات‌اش اینست که ارزش دینار ازبین می‌رود، قیمت‌ها افزایش می‌یابد و زنده‌گی بدتر می‌شود.

۳. تأمین منافع "شرکت‌های غارت‌گر استعماری" که به وسیلۀ وضع قوانین و پس ازکشیده‌شدن طبقۀ سیاسی در حکومت، از طریق انتخابات، ثروت‌مان را به غارت می‌برند.

۴. عفو اشخاص فاسد و چپاول‌گر زیر نام اصلاح اقتصادی برای-به ادعای آنان- تقویت اقتصاد.

۵. خواست قرارداد منحوس عهدنامۀ تجارت عمیق و جامع آزاد با اتحادیۀ اروپا، که اروپائیان را قادر می‌سازد تا بر بخش زراعت و اقتصاد تسلط کامل داشته باشند.

۶. اشارۀ کامل به سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی، که جوانان تونس را بردۀ شرکت‌های اروپایی می‌سازد.

منافع مردم و امنیت و سهولت در زنده‌گی‌شان آخرین نگرانی این حکام است، چون آنان تنها مردم را انگشت‌های رأی‌دهنده می‌پندارند که در هر پنج سال چند روزی از آن‌ها مراقبت می‌شود.

ای مسلمانان سرزمین "زیتونه"! حکومت "جدید" یک نسخۀ اصلاح شده از رژیم‌های بورقیبه و بن علی و هماهنگ با معیارهای انگلیس، اتحادیۀ اروپا، صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی است. این حکومت از طریق فریب دموکراتیک به منظور اغفال مردم از آوردن تغییر سر کار آمد و به‌جای یک حزب، هم طبقۀ سیاسی سیکولر و هم به اصطلاح "اسلام‌گراهای میانه‌رو" در حکومت دخیل اند؛ کسانی‌که با امانت‌داری مستقیم استعمار در تمام جرایمی‌که در تونس اتفاق می‌افتد، از سوی استعمارگران داخل شده‌اند.

ای مسلمانان سرزمین زیتونه! ای کسانی‌که با برپایی انقلاب پایه‌های ظلم و استبداد را در شرق و غرب به لرزه درآوردید! شما را تذکر می‌دهیم که شأن شما، شوکت مردم شما و عظمت سرزمین‌تان در دین شما و اسلام شما است، آن‌چه الله سبحانه وتعالی شما را بدان مفتخر کرده‌است، آن‌چه به تمام مشکلات شما راه‌حل دارد. ما به شما این گفتۀ الله سبحانه وتعالی را یادآوری می‌کنیم:

﴿أَفَحُكْمَ الْجَاهِلِيَّةِ يَبْغُونَ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ حُكْماً لِّقَوْمٍ يُوقِنُونَ﴾
[مائده: ۵۰]

ترجمه: آیا آن‌ها حکم جاهلیت را(از تو ) می‌خواهند؟! و چه کسی بهتر از الله(سبحانه و تعالی) برای قومی‌که اهل یقین اند، حکم می‌کند؟!

و آن راه‌حل طور ذیل است:

۱. حذف طبقۀ حاکمی‌که خود را از طریق خلاهای مخرب نظام دموکراتیک به حکومت کشانده‌اند، چون آنان کشور و مردم را فروخته‌اند.

۲. حذف هژمونی اقتدار غرب با ممانعت از مداخله یا ورود تمام اشخاص وابسته به کیان استعمار، چون آن‌ها استند که سیاسیون و زنده‌گی سیاسی را در تونس کنترول می‌کنند و مجرم‌شناختن تمام اشخاص دخیل بخاطری‌که مسلماً آن‌ها برای دین‌ما، سرزمین‌ما و مردم‌ما ضرر می‌رسانند.

۳. لغو تمام تعهدنامه‌ها و قراردادها همراه با کشورهای استعمارگر و سازمان‌های بین‌المللی؛ مانند ملل متحد، صندوق بین‌المللی پول، بانک جهانی و شرکای‌شان، چون آن‌ها در راه آزادسازی سرزمین‌های‌ما یک مانع به شمار می‌روند.

۴. پس‌گیری و اصلاح ثروت کشور از دستان شرکت‌های غارت‌گر.

این‌ها تماماً با تطبیق این نص الله سبحانه وتعالی ممکن است:

﴿وَلَن يَجْعَلَ اللَّهُ لِلْكَافِرِينَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ سَبِيلاً﴾
[نساء: ۱۴۱]

ترجمه: و الله(سبحانه وتعالی) هرگز کافران را بر مؤمنان تسلطی نداده‌است.

۵. این آیه تملق در برابر کافر استعمارگر را منع می‌کند و نشان می‌دهد که یک مؤمن کامل هرگز زیر بار نفوذ کافر قرار نمی‌گیرد و نمی‌تواند آرام بگیرد تا روزی آن‌ها نفوذشان را بردارند.

۶. تطبیق فوری اسلام از طریق تأسیس دولت خلافت راشده به طریقۀ رسول الله صلی الله علیه وسلم و ازسرگیری اسلام به عنوان روش زنده‌گی و قانون اساسی دولت.

حزب‌التحریر برای دولت خلافت یک قانون اساسی را به طریقۀ رسول الله صلی الله علیه و سلم تهیه کرده‌است که احکام تفصیلی را از نظام اقتصادی تا سیاست تحصیلی به صورت جامع دربرگرفته‌است و او یک دسته افراد صالح و باکفایت را آماده کرده‌است که سیاست را دقت در مراقبت از امور امت و نوعی عبادت آموخته‌اند که پاداش بزرگی نزد پروردگار دارد. آنان می‌دانند که وظیفۀ نخست حکام این است که امت و سرزمین مسلمانان را از دست دشمنان حفاظت کنند. حزب برای رهبری دولت خلافت برنامۀ مشخصی را آماده کرده‌است تا از روز اول یک خلافت بر منهج نبوت باشد و توسط اسلام-شریعت الله سبحانه و تعالی- امور مسلمانان و غیرمسلمانان را به صورت عادلانه مواظبت کند، جایی برای تأمل و تملق در برابر دشمنان الله سبحانه وتعالی و دشمنان مسلمانان باقی نخواهند ماند و هیچ‌گونه اطاعت و فرمان‌برداری جز از پروردگار جهان و خالق آسمان‌ها و زمین صورت نخواهد گرفت.

به این ترتیب، برای همه تذکر می‌دهیم: زمانی‌که الله سبحانه و تعالی در کتاب‌اش به اعلای کلمة‌الله و قراردادن تقنین و حکومت بر مبنای اسلام دستور داده‌است و زمانی‌که به مواجهه در مقابل کفار و استعمارگران دستور داده‌است، تنها به حزب‌التحریر دستور نداده؛ بلکه تمام مسلمانان و بخصوص قدرت‌مندان و متنفذین را مأمور کرده‌است.

ما نیروهای امنیتی و ارتش‌مان را در امر حفاظت و مراقبت از جامعه خطاب قرار می دهیم و برای‌شان می‌گوییم: سرزمین شما توسط حکام‌نماها و سیاسیون‌نماهای‌ آن گروگان گرفته شده‌است که می‌کوشند آن را در گرداب غوطه‌ور کنند و امروز شما شیطنت‌طلبی و خیانت‌شان را با چشمان خودتان می‌بینید؛ حال، آیا به حفاظت از آنان ادامه می‌دهید؟ آیا در جنایت‌شان شرکت می‌کنید؟ فرض می‌کنیم شما از پیروان مطیع و متمایل به خواهشات این رهبران دور باشید. در عوض، وظیفۀ شما این است که به دنبال رهبر مخلصی باشید تا از خواسته‌های‌تان که از عقیدۀ شما سرچشمه می‌گیرد، پشتیبانی کند؛ عقیده‌ای‌که به شما دستور می‌دهد جزئی از مردم و امت‌تان باشید؛ نه جزئی از ساختار حکومتی ناقصی‌که هم‌وغم‌اش خوشنودی دشمنان شماست. شما در اکثر سوگندهای‌تان تعهد می‌دهید که از مردم و سرزمین‌تان حفاظت می‌کنید و امروزه سرزمین شما در گرو استعماری است که آن را به وسیلۀ خیانت‌کارانی‌که خود را رسوا کرده و آن را فروخته‌اند، ربوده‌است و آن‌ها در استفاده از شما به عنوان برده‌گان شرکت‌های استعماری تأمل نخواهند کرد.

و بدانید که الله سبحانه وتعالی نصرت و قدرت را برای‌مان وعده داده‌است و وعدۀ او سبحانه وتعالی نه‌تنها برای رسول الله صلی الله علیه وسلم؛ بلکه برای تمام مؤمنین حق است که زین‌پس تنها تصدیق، خوشنودی الله سبحانه وتعالی و جنت نیست، بلکه نصرت و پیروزی نیز در این جهان برای مؤمنان خواهد بود. الله سبحانه وتعالی می‌فرماید:

﴿إِنَّا لَنَنصُرُ رُسُلَنَا وَالَّذِينَ آمَنُوا فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَيَوْمَ يَقُومُ الْأَشْهَادُ﴾
[غافر: ۵۱]

ترجمه: ما به یقین پیامبران خود و کسانی را که ایمان آورده‌اند، در زنده‌گی دنیا و(در آخرت) روزی‌که گواهان به پا می‌خیزند، یاری می‌دهیم.

حزب‌التحریر-ولایه تونس

ادامه مطلب...

در پاسخ به‌افسانه‌بافی‌های دارالافتای مصر:

﴿أَفَحُكْمَ الْجَاهِلِيَّةِ يَبْغُونَ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ حُكْماً لِقَوْمٍ يُوقِنُونَ﴾

ترجمه: آیا آن‌ها حکم جاهلیت را(از تو ) می‌خواهند؟! و چه کسی بهتر از الله(سبحانه وتعالی) برای قومی‌که اهل یقین اند، حکم می‌کند؟!

(ترجمه)

اسلام پدیدۀ اجتهاد را که در آن مجتهد تلاش خود را در جهت استنباط عملی فقه از دلایل مشرح در منابع شرعی به‌کار گرفته و بالای واقعیت موضوع(مناط) اجراء می‌کند، به‌رسمیت می‌شناسد. بدون‌شک، اجتهاد بالای موضوعات قطعی نه، بلکه بالای موضوعات ظنی صورت گرفته و به‌همین خاطر مجتهد دو پاداش-در صورتی‌که اجتهادش درست باشد- می‌گیرد و در صورتی‌که اشتباه کرده باشد، یک پاداش می‌گیرد. اجتهاد به‌یک شخص و یا یک حزب محدود نبوده و برای همه کسانی‌که اهلیت آن‌را دارند، امکان دارد.

به‌همین خاطر، چیز عجیب در گزارش نشر شده به‌تاریخ 12 دسمبر 2018م در لیست به‌اصطلاح "فتوای جهانی" که توسط واحد مطالعات استراتیژیک دارالافتای مصری با عنوان: "فتواء بالای معاملات اقتصادی در سازمان‌های تروریستی" تهیه شده و در وب‌سایت دارلافتاء(http://dar-alifta.org.eg/AR/Viewstatement.aspx?sec=media&ID=6205) نشرشده می‌باشد. اگر دارالافتاء یک اجتهاد مهم را نقض کرده و قانون متفاوتی‌را بر اساس یک فهم درست‌تر و دقیق‌تر از مناط‌الحکم، یا براساس دلایل فقهی مهم نموده باشد، بحث بالای آن قابل قبول می‌بود؛ در حالی‌که وقتی دارالافتای مصر بعد از 90 ساعت جستجو همراه با متخصصین و کارشناسان، بیت‌کوین(پول انترنتی) را با استناد به‌عین فتواء که از طرف امیر حزب‌التحریر، عالم برجسته، عطا‌ءابن‌خلیل ابوالرشته حفظه‌الله حرام اعلام نموده؛ ولی بعداً حزب را به‌خاطر تحریم بیت‌کوین این‌گونه انتقاد می‌نماید: «در میان چیزهایی‌که حزب‌التحریر تحریم نموده، بیت‌کوین است و مطابق فتوای امیر که گفته است: «بیت‌کوین پول نیست؛ در شریعت اسلامی این یک پول رایج نبوده و به‌طور واضح معاملات "قرار" یا محصولات "مجهول" است؛ پس به‌خرید و فروش آن اجازه نیست.»  پس، ما نمی‌فهمیم که در این‌جا چه خبر است؟ و هدف دارالافتای مصری چیست؟

ولی با نگاهی به‌واقعیت این "لیست فتوای جهانی" و این‌که چه‌کسی در پشت آن قرار دارد، پی ‌می‌بریم که این نهاد چیزی جز یکی از ابزارهای دارالافتای مصر، که برای منحرف کردن اذهان از راه الله سبحانه‌وتعالی و دفاع از رژیم جنایت‌کار در مصر؛ یعنی امریکا، رأس‌الکفر و فرعون زمان نیست؛ جایی‌که بالای گردن مردم حکومت کرده و با انداختن آن‌ها به‌قربانگاه عروسکی‌اش تحت‌نام "دموکراسی" که با الله سبحانه‌وتعالی و رسول‌اش صلی‌الله علیه وسلم با قانون‌سازی برای مردم با حلال ساختن و حرام ساختن در مخالفت با خالق مردم و امریکا بالای عروسک خود صدا زده و انتخابات زیر ادارۀ آن‌را استقبال می‌کند، در حالی‌که وقتی مردم مصر توسط انتخابات "دموکراتیک" داکتر محمد مرسی را من‌حیث حاکم خود انتخاب نمودند، امریکا ادامۀ حاکمیت وی را قبول نکرده و تصمیم گرفت تا مزدور خود "سیسی" را که با منطق فرعونی، استبداد و بی‌عدالتی حکومت می‌کند، بالای آن‌ها تحمیل کند. این(لیست فتوای جهانی) چیزی جز نقابی‌که امریکا در پشت آن برای کنترول هدف کشور و مردم مصر در سرزمین "کنانه" پنهان شده، نیست.

بلی، سیسی خودش بارها گفته که علمای "الازهر" باید انقلاب دینی را به‌پیش ببرند؛ انقلابی نه به‎‌هدف آزاد کردن کشور از مداخلات امریکا و رهبری سربازان شجاع کنانه و برای آزادسازی الاقصی شریف، قبلۀ اول مسلمین و مسراء(جای معراج) پیامبر بزرگوارشان از چنگال یهودیان؛ بلکه انقلابی علیه "اسلام افراطی" آن‌گونه که ادعاء می‌کنند.

﴿وَإِنَّ مِنْهُمْ لَفَرِيقاً يَلْوُونَ أَلْسِنَتَهُم بِالْكِتَابِ لِتَحْسَبُوهُ مِنَ الْكِتَابِ وَمَا هُوَ مِنَ الْكِتَابِ وَيَقُولُونَ هُوَ مِنْ عِندِ اللَّهِ وَمَا هُوَ مِنْ عِندِ اللَّهِ وَيَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ وَهُمْ يَعْلَمُونَ﴾

 [آل‌عمران: 78]

ترجمه: و از آنان گروهی هستند که‌زبان خود را کتاب می‌پیچانند تا آنان را از کتاب بپندارید با این‌که آن از کتاب نیست و می‌گویند: آن از نزد الله(سبحانه‌وتعالی) است؛ در صورتی‌که آن از سوی الله(سبحانه‌وتعالی) نیست و بر الله(سبحانه‌وتعالی) دروغ می‌بندند، با این‌که خودشان می‌دانند.

برحسب گزارش لیست فتواء: همان‌گونه که توسط لیست فتوای جهانی تذکر داده شد، حزب محکومیت 100 فیصدی حکومت‌های فعلی و اقتصادشان‌را در‌ تحلیلی‌که امیر حزب صادر نموده، تصویب کرده است. نکتۀ قابل توجه در این تحلیل نظر وی راجع به شرایط سرمایه‌گذاری در سودان است، با این گفته: «حل مشکل بیکاری یا به‌کار گرفتن کارگران محلی، هدف کمپنی‌های استعماری سرمایه‌داری نیست. راه‌حل اساسی مشکلات اقتصادی تأسیس دولتی برپایۀ اسلام است.» بدین‌گونه در دین فرعون جدید امریکایی، انتقاد از دولت‌های دست‌نشاندۀ فرعون عصر حاضر و درخواست برای تأسیس دولتی بر اساس اسلام یک ننگ بزرگ است، در حالی‌که توهین به‌ نهاد الهی و تلاش برای اختلال در تطبیق قرآن در ملاء عام برای آن‌ها و آزادی عقیده‌ای است که‌ توسط دین آن‌ها برای‌شان اختیار داده است. الله سبحانه‌وتعالی آن‌ها را نابود گرداند که چگونه گمراه شده اند!

این امر بدون‌شک بی‌شرمی این دروغ‌گوها را که به‌آمارهای ساخته شده توسط استخبارات امریکای راجع به‌قربانیان ادعاء شدۀ حملات "تروریستی" در افغانستان و سوریه استناد کرده‌اند، نشان می‌دهد؛ در حالی‌که قربانیان مسلمان به صدها و هزاران تن در نتیجۀ جنایات امریکایی، چه به‌طور مستقیم توسط امریکایی‌ها در افغانستان و یا توسط مزدور قصاب خون‌خوار دمشق بشار در سوریه یا مزدور آن‌ها، مالکی در عراق، یا سیسی در کنانۀ مصر...کشته شده‌اند. در مورد تمام این‌ها "لیست فتوای جهانی" یا چیزی از آن‌ها نشنیده است و یا هم شاید شنیده؛ ولی از تبریکی دادن آن شرمیده اند!

این عجیب نیست که جادوگران فرعون، ندای حزب‌التحریر را برای تأسیس دولت خلافت برمنهج نبوت جهت تطبیق قانون الله سبحانه‌وتعالی به‌نفع امریکا و غرب کافر ندانسته اند. عجیب نیست که آن‌ها این ندا را جدایی دین امریکا و غلامی که او بالای مردم و دین اسلام تحمیل کرده است، دانسته اند. این امت، که توسط الله سبحانه‌وتعالی عزت داده شده، به‌حیت بهترین مردمی‌که در میان انسان‌ها برخواسته اند، خوانده؛ چون امر به‌معروف و نهی از منکر می‌کنند. اولین معروف، دعوت مردم به‌پرستش ذات یگانه و اعلان وحدانیت و مطلق وی با اجرای اوامر و نواهی وی و اولین منکر تسلیم شدن به‌حاکمیت کفر(طاغوت) به‌هر شکل و نامی‌که هست، می‌باشد.

﴿أَفَغَيْرَ دِينِ اللَّهِ يَبْغُونَ وَلَهُ أَسْلَمَ مَن فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ طَوْعاً وَكَرْهاً وَإِلَيْهِ يُرْجَعُونَ﴾

                                                                                              [آل‌عمران: 83]                           

ترجمه: آیا جز دین الله(سبحانه‌وتعالی) را می‌جویند؟ با آن‌که هرکه در آسمان‌ها و زمین است، خواه ناخواه برای الله(سبحانه‌وتعالی) منقاد است و به‌سوی او بازگردانیده می‌شوند.

در آخر به‌جادوگران امریکا می‌گوییم که الله سبحانه‌وتعالی حتماً وعدۀ خود را محقق خواهد کرد:

﴿يُرِيدُونَ لِيُطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ﴾

[صف: 8]

ترجمه: می‌خواهند که نور الله(سبحانه‌وتعالی) را با دهان‌های خویش خاموش کنند و حال‌آن‌که الله(سبحانه‌وتعالی) تمام کنندۀ نور خویش است؛ هرچند کافران خوش نداشته باشند!

﴿هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ﴾

[نور: 33]

ترجمه: اوست که‌ پیامبر خو را با هدایت و دین حق فرستاد تا آن‌را برهمه ادیان پیروز گرداند؛ هرچند مشرکان خوش نداشته باشند!

داکتر عثمان بخاش

رئیس دفتر مطبوعاتی مرکزی حزب‌التحریر

ادامه مطلب...

اصرار امریکا بر دشمنی‌اش با اسلام و مسلمانان

مایک پامپیو وزیر خارجۀ امریکا، در جریان ملاقات با بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر دولت یهود در برازیل به تاریخ 3 جنوری 2019م گفت: «بدون شک تصمیم رئیس جمهور ترامپ در رابطه به سوریه، چیزی را از همکاری این اداره با اسرائیل تغییر نخواهد داد و تعهد ما مبنی بر حفظ استقرار و حمایت از اسرائیل، مانندی‌که قبل از تصمیم بود، ادامه خواهد یافت.» او هم‌چنان تأکید کرد که: «متعهد بودن امریکا به حفظ ثبات و حقوق اسرائیل، مشروط بر دفاع از امریکا توسط اسرائیل نیست.»

به این شکل امریکا بر دشمنی‌اش با اسلام و مسلمانان اصرار ورزیده و رقابت دوامدار خود را با آن‌ها اعلام می دارد و در هر مناسبت و حادثه‌ای تعهد خودش را با رژیم غصب کنندۀ سرزمین فلسطین، توسط حفاظت، حمایت و مسلح ساختن این رژیم تأکید می‌ورزد. امریکا حکومت‌های سرزمین‌های اسلامی را بخاطر حمایت از این رژیم استخدام نموده است، طوری‌که بعضی از آن‌ها روابط رسمی دیپلوماسی و اقتصادی را مانند: مصر، اردن و ترکیه با این رژیم برقرار نموده اند، برخی دیگر از آن‌ها چنین روابط رسمی با آن نداشته؛ ولی روابطی را به شکل دیگر با آن برقرار نموده اند؛ چنانچه این واقعیت از دیدارهای اخیر مسئولین رژیم یهودی از کشورهای خلیج به دست می‌آید.

هم‌چنان دونالد ترامپ رئیس جمهور امریکا، به تاریخ22 نومبر 2018م یاد آور گردید که: «یقینا اگر سعودی نمی‌بود، اسرائیل در معرض نابودی قرار می گرفت.»

جواد ظریف، وزیر خارجۀ ایران در گفتگویی با مجلۀ فرانسوی لی پوینت به تاریخ 24 دسمبر 2018م یاد آور گردید که: «هیچ کدام از مسئولین در ایران نگفته است که ایران اسرائیل را نابود خواهد ساخت؛ یک نفر را به من نشان بدهید که چنین چیزی گفته باشد؛ هیچ کس این حرف را نگفته است.» این یک حقیقت است که ایران نیز بر ضد مسلمانان است، طوری‌که با مسلمانان مبارزه کننده بخاطر سقوط نظام ظالم سوریه-که از دولت یهود حمایت می‌کند – وارد جنگ گردیده و مانع سقوط این نظام مجرم و برپایی خلافت راشده که نابود کنندۀ رژیم غصب کننده فلسطین خواهد بود، گردیده است.

ذبیح الله رضوان

ادامه مطلب...
Subscribe to this RSS feed

سرزمین های اسلامی

سرزمین های اسلامی

کشورهای غربی

سائر لینک ها

بخش های از صفحه