پنجشنبه, ۲۵ ذیحجه ۱۴۴۷هـ| ۲۰۲۶/۰۶/۱۱م
ساعت: مدینه منوره
Menu
القائمة الرئيسية
القائمة الرئيسية

سخنی در خصوص "استقلال"

  • نشر شده در لبنان

                                                                                                                 (ترجمه)              

هیچ شکی نیست که ما با ازبین رفتن هر تسلط نظامی و فکری یک استعمارگر کافر از هر سرزمین اسلامی، چه از لبنان و چه از سرزمین‌های دیگر، خوش می‌شویم؛ برای ما استعماگر فرانسوی، انگلیسی یا امریکایی هیچ فرقی ندارد و هرکسی‌که به‌صورت مستقیم یا غیرمستقیم کنترول کشورهای مسلمان را به‌دست دارد. روی این ملحوظ، توجه‌تان را به موارد زیر مبذول می‌داریم:

- استقلال به معنای اجازه ندادن به اشغال‌گر برای نفوذ به نظام زنده‌گی(سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی...) ماست و بعد از بررسی موشکافانه در نظام تحمیلی بر ما،‌ درخواهیم یافت که تشکیل لبنان منحیث یک دولت و جدایی‌اش از اصل آن، توسط دشمنان اشغال‌گر انجام شده است. قبل از اعلام تأسیس لبنان "بزرگ‌تر" در سال ۱۹۲۰م توسط جنرال گراود فرانسوی،‌ این کشور فقط یکی از ولایه‌های خلافت عثمانی بود. مساحت ولایه‌ی بیروت بیشتر از ۳۰هزار کیلومتر نبود که از "هایفا، اکا، تریپولی و لاتاکیا" تشکیل شده بود.

- نظام دولت لبنان از قانون اساسی دست‌ساخته‌ی بشر مربوط به جمهوری چهارم فرانسه در حدود یک‌صد سال پیش گرفته شده است.

- تأثیر اشغال فرهنگی عمیقاً در نصاب تعلیمی این کشور نفوذ کرده است. شماری از مضامین مانند کیمیا،‌ فزیک و علم حساب به فرانسوی تدریس می‌شوند.

- تأثیر اشغال بر طبقه سیاسی حاکم هنوز قویاً وجود دارد. شماری از آن‌ها فرانسه را منحیث مادر لبنان می‌بینند، چون فرانسه باعث پیدایش‌اش شده است؛ حتی انگلیس، امریکا و دیگر کشورهای استعماری تأثیر واضحی بر این طبقه و بر اخلاق سیاسی، اقتصادی و حتی بر زنده‌گی نظامی‌شان دارند.

- لبنان منحیث یک دولت، موفقیتی ندارد؛ چون فاقد عنصر واقعی یک دولت است. فرقه‌گرایی و فقدان یک جامعه‌ی واحد در ساحه‌ی جغرافیایی کوچک، از زمان اعلام دولت لبنان بین فرزندانش نزاع و جنگ را به‌وجود آورده است. برعلاوه‌ی ناکامی دولت، به امور مردم در موضوعات اساسی(برق، آب، جاده‌ها، ضیاع منابع وغیره) و این‌که کشور زیر یک قرض ۱۰۰ میلیارد دالری قرار دارد، می‌توان نظر کرد و فساد و دزدی در بسیاری از نهادها شایع شده است. به طور عام، نظام اقتصادی در لبنان اساساً فاسد است. این نظام سرمایه‌داری اساساً بدون کدام علاقه‌ی واقعی در صنعت و زراعت است، اما بیشتر به معامله با سودهای ممنوعه و گردش‌گری می‌پردازند؛ اساساتی‌که باعث خشم الله سبحانه‌و‌تعالی می‌شود.

- با اعلام نمودن لبنان من‌حیث یک کشور توسط فرانسوی‌ها، در بین مردم آن تقسیمات صورت گرفت؛ اکثریت مسلمانان،‌ شماری دروزیه(طایفه‌ای از اسماعیلیان که در کوهستان‌های شام می‌باشند، منسوب به ابومحمد عبدالله درزی) و مسیحی، این اعلام را نپذیرفتند و تقاضا کردند که نباید این سرزمین از شام جدا شود.

با توجه به این، چه‌وقت و چگونه استقلال ما(استقلال واقعی) به‌دست خواهد آمد؟ بنابر این، استقلال ما وقتی به‌دست خواهد آمد که ما دست دخالت غرب را از کشور خود قطع کرده و با آن اجازه ندهیم که در امور ما مداخله کند،‌ به نقشه‌ای که با دستان غرب برای کشور ما ترسیم شده و به قانون اساسی پوسیده‌ای که بالای ما تحمیل شده و فرهنگ‌شان که در اساس نصاب تعلیمی ما قرار گرفته، نقطه‌ی پایان بگذاریم.

استقلال واقعی زمانی به‌دست خواهد آمد که ما به‌اصل خود برگردیم؛ بخشی از یک امت بزرگ و سرزمین وسیع و دولت قوی، این دولتی بود که برای مدت طولانی رهبری جهان را به عهده داشت. بنابر این، این وقت است که لبنان جزئی از محیط‌اش می‌شود. این دولت در پیشبرد امور مردم خود فارغ از تبعیضات بر اساس مذهب و مکتب فکری و در تمام عرصه‌ها: پزشکی، تعلیم  و تربیه،‌ اشتغال وغیره موفق خواهد بود و این کشور را از زیر بار قرضه‌های سنگین، ظرفیت‌های فساد و اختلاس نجات خواهد داد؛ سرک‌ها، برق و آب برای همه بدون تبعیضات فرقه‌گرایانه تضمین خواهد کرد و مردم همه‌گی با هم برابر خواهند بود؛ هیچ تفاوتی بین یک عرب و غیرعرب، غیر از تقوی وجود نخواهد داشت.

زمانی‌که تمام این‌ها را درک کنیم، استقلال به‌دست می‌آید و برای لبنانی کار کنیم که به اصل‌اش برگردد، سرزمینی از شام. بعد از آن ما از ثبات و خوشبختی لذت خواهیم برد، تحت دولت خلافت راشده‌ی ثانی برمنهج نبی اکرم صلی الله علیه وسلم که با قانون الله سبحانه‌و‌تعالی حکومت می‌شود و دست فساد و مفسدین را قطع می‌کند. این به توفیق الله سبحانه‌و‌تعالی نزدیک است و در آن روز مردم با گرفتن استقلال از غرب کافر و پیروانش مسرور خواهند شد؛ کسانی‌که توسط غرب منحیث حکام و سیاسیون ما تعیین شده اند و مردم ظهور یک دولت جهانی را جشن خواهند گرفت که وسعت آن از اندونیزیا در شرق تا اسپانیا در غرب خواهد بود.

شیخ داکتر محمد ابراهیم
 رئیس دفتر مطبوعاتی حزب‌التحریر-ولایه لبنان

ادامه مطلب...

خطابۀ فیسبوک: "یمن فریاد می زند! چه کسی پاسخ خواهد داد؟ "

برادران و خواهران عزیز!  همانطوری  که می دانید، در حال حاضر مردم مسلمان یمن با فاجعۀ انسانی‌ای به دلیل جنگ سه سالۀ پوچ و بی    معنی که بین ائتلاف کشورهای منطقۀ خاورمیانه به رهبری عربستان سعودی و نیروهای طرفدار دولت و شورشیان حوثی تحت حمایت ایران جریان دارد، دست و پنجه نرم می کنند. این جنگ در اثر کشمکش های دولت‌های استعمارگر انگلیس و امریکا-بخاطر کسب قدرت و نفوذ بر این کشور-  به وجود آمده و این دو دولت استعمارگر بخاطر منافع شخصی خویش با حمایت مزدوران دست نشاندۀ شان و درگیری هاوحشیانۀ آن ها و هم‌چنان با فروش اسلحه به آن ها، جنگ را شعله    ور می سازند.

برادران و خواهران گرامی! در نتیجۀ این بازی سیاسی بی‌قید و شرط استعمارگران، امت مسلمان ما در یمن، مشکلات بی شمار و غیرقابل تصوری را به دلیل جنگ، بمباردمان و محاصرۀ موادغذایی، دارو و دوا، مواد سوخت و دیگر احتیاجات اولیه، متحمل می‌شوند. کودکان یمنی قربانی اصلی این جنگ وحشتناک و پوچ هستند؛ آن ها با گرسنگی شدید مواجه بوده و همه‌روزه کشته می‌شوند و در معرض منافع سیاسی خودخواهانۀ هریک از بازی  کنان این جنگ قرار دارند. قسمی‌که "گریت کاپلار" مدیر منطقه‌ای یونیسف(صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل)، حالت این کشور را چنین بیان نمود: «یمن به جهنمی برای کودکان یمنی تبدیل شده است.» حسبنا الله و نعم الوکیل!تصاویری که از کودکان یمنی پخش می  شوند، کودکان سوءتغذی، لاغر و اجساد کودکان و نوزادان غیرقابل دیدن می‌باشند. حالت این کودکان رنج‌کشیده باعث ناراحتی و نگرانی هرفرد مسلمان می شود. مادران و پدران این کودکان مجبور به تغذیۀ فرزندان شان از نان فاسد یا برگ های جوش‌دادۀ گیاهان هستند تا آن ها را زنده نگهدارند. در تمام این مدت، فریادهای آن‌ها ناشی از گرسنگی قلب انسان را به درد می‌آورد. به عنوان پدر و مادر هیچ گاه نمی  توانم تصور کنم که فرزندم در مقابل چشمانم از بین برود و هیچ کاری برای نجات و یا کاسته شدن رنج و مشقت آن نتوانم انجام دهم.

طبق گزارش سازمان ملل؛ هرسال 30 هزار کودک مظلوم این امت در یمن به علت قحطی، که در اثر جنگ به وجود آمده است، سوءتغذیه شده و جان خود را از دست می دهند. نیمی از این کودکان یمنی زیر 5 سال به طور نامناسب تغذیه می‌شوند. 400 هزار تن این ها به طرز بسیار شدیدی به سوءتغذیه گرفتار هستند که بدون کدام تداوی به کام مرگ می روند و هر 10 دقیقه یک کودک یمنی به دلیل بیماری های غیرقابل پیشگیری یا گرسنگی ناشی از جنگ، می  میرد. آژانس های کمک رسان گفته اند که اگر جنگ متوقف نشود، در عرض سه ماه قحطی به تمام کشور سرایت خواهد کرد و حدود نیمی از جمعیت این کشور را در خطر گرسنگی قرار می دهد. هم‌چنان پیش بینی شده است که جهان شاهد بدترین قحطی در صد سال گذشته خواهد بود. لا حول ولا قوت الا بالله!

کمبود آب آشامیدنی صحی و هم‌چنین پوشش ناکافی واکسیناسیون و سیستم پزشکی به دلیل جنگ در این کشور موجب مرگ و میر ناشی از سرخکان، دیفتری و وبا می شود که در این میان کودکان آسیب پذیرترین قشر هستند. شیوع بیماری وبا تنها 1.2 میلیون تن را مبتلا کرده و جان 24 هزار تن را نیز گرفته است. علاوه بر این، یونیسف(صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل) هشدار داده است که  هم اکنون جنگ شدید در نزدیکی بیمارستان الطورا شهر حدیده جریان دارد و از طرفی ده‌ها تن از کودکان  در معرض خطر جدی مرگ قرار دارند. لاحول ولا قوت الا بالله! به علت جنگ و وحشت حتی نمی‌توانند به دنبال درمان کودکان سوءتغذی باشند. در کنار این وضعیت فاجعه بار، هزاران غیرنظامی و بی‌گناه در بندر حدیده؛ جایی‌که درگیری میان نیروهای هوایی ائتلاف به رهبری عربستان و تیراندازی شورشیان حوثی جریان دارد، کشته شده اند.

برادران و خواهران عزیز! نظام سرمایه داری که نظم کنونی جهان را اداره می کند، چشم و گوش خود را بسته و در این جنایت علیه بشریت همکاری می کند. آیا این آمار وحشتناک و تصاویر جسدهای سوختۀ  کودکان یکی پی دیگر برای بیداری وجدان آن‌ها کافی نیست؟! واضح است که امروز یک دولت واحد، یک رهبر واحد و یک حاکم واحدی‌که صادقانه و مخلصانه از کودکان رنج کشیده و مسلمانان یمن مراقبت کند، وجود ندارد. درست همان طوری که برای کفار و حکام دست نشاندۀ آن  ها، مسلمانان سوریه، میانمار، سرزمین مقدس فلسطین، کشمیر و یگر نقاط جهان اهمیتی ندارد. چرا؟ چون در این نظام فاسد سرمایه‌داری مقاصد سیاسی و اقتصادی آن ها با خاتمه دادن به قتل و کشتار کودکان و سایر افراد جامعه برآورده نمی شوند. 

در واقع، قدرت های استعماری غربی، امریکا و انگلیس به خاطر دست‌آوردهای سیاسی و اقتصادی خودخواهانۀ خود با زندگی کودکان یمنی در این جنگ وحشتناک بازی می کنند؛ زیرا سیاست خارجی نظام سرمایه‌داری بر اساس یک اصل استوار است(کسب مفاد بیشتر!). این استعمارگران از یک طرف جنگ را  محکوم می کنند؛ در حالی که از طرف دیگر سلاح های خود را به جنگ جویان به فروش می رسانند. بناءً چنین موقفی ریاکاری محض به  شمار می رود. در همین حال، رژیم‌های وحشی‌صفت عربستان سعودی و کشورهای ائتلافی‌که با خون مردم مظلوم یمن رنگ‌آمیزی شده اند، از قبیل امارات متحده عربی، کویت، اردن، مصر و سایر کشورها بر اساس دستورالعمل های باداران غربی خویش جنگیده و کودکان مسلمان این امت را به قتل رسانده اند. در واقع دستان تمام جناح هایی که در این درگیری غیرمنطقی شامل اند، از جمله رژیم ایران و شبه‌نظامیان حوثی، به خون کودکان مظلوم یمنی آلوده می  باشند.

استغفرالله! براستی که این حالت قابل بیان نمی  باشد که در قرن بیست ویک، میلیون‌ها تن از مردان، زنان و کودکان بی‌گناه در مقابل تمام چشم تمام جهان از گرسنگی بمیرند و بمباردمان شوند و از طرفی هیچ دولتی به دفاع از آن‌ها به پا نخیزد. حتی زمانی‌که صحبت از آتش‌بس به میان می‌آید، با جنگ شدید طرفین مواجه شده؛ چون طرفین امیدوار اند تا قبل از هرگونه مذاکرات احتمالی، منافع سیاسی بیشتری بدست آورند. متأسفانه امروزه هیچ قدرتی وجود ندارد که از این جنایت کاران بخاطر جنایات بی شمارشان علیه مسلمانان بی‌گناه یمن بازخواست کند. این واقعاً غم  انگیز است که برخی از بزرگ ترین و قدرتمند ترین ارتش های جهان در سرزمین‌های اسلامی موجود است، اما آن ها برای کشتن مسلمانان به وسیلۀ این حکام خائن مسلح می‌شوند تا باداران غربی خویش را راضی نمایند یا به جای دفاع از امت مسلمه، در سربازخانه ها غیرفعال می باشند.

برادران و خواهران عزیز! جامعۀ بین المللی فرزندان مسلمان یمن را رها نموده است. حکام جنایت کار سرزمین   های اسلامی نیز فرزندان مسلمان یمن را رها نموده اند. اما ما امت مسلمه نمی توانیم آن  ها را تنها رها نمایم، زیرا پیامبرﷺ می فرماید:

«الْمُسْلِمُ أَخُوْ الْمُسْلِمِ، لا يَظْلِمُهُ، وَلا يَخْذُلُهُ»

ترجمه: مسلمان برادر مسلمان است: بر وی ظلم روا نمی دارد و وی را رها نمی کند.

رها نکردن امت مسلمه  بدین معنی است که ما باید منحیث این امت به نسل کشی برادران و خواهران خود در یمن خاتمه دهیم؛ نه این که چشم امید به سازمان ملل و یا قدرت های خودخواه غربی و یا دولت‌های بزدل جهان اسلام برای محافظت از خون مسلمانان داشته باشیم؛ زیرا آن ها کسانی اند که باعث این کشتار و تشدید جنگ شده و این همه کشتار مسلمین را نادیده می‌گیرند!

برادران و خواهران! اگر ما واقعاً قصد داریم کودکان یمن را نجات دهیم، باید برای یک راه‌حل اساسی گرفته شده از احکام شرعی کار نماییم تا به این زندگی جهنمی نقطۀ پایان ببخشیم؛ در غیر این‌صورت غفلت ما باعث تشدید حالت بد خواهران و برادران ما می   شود. هم‌چنان تنها اشک ریختن کافی نیست؛ زیرا اشک  ریختن آن ها را محافظت و سیر نمی کند. دادن پول و کمک مالی کافی نیست؛ زیرا این کمک   ها حتی به کسانی‌که مستحق اند، به دلیل جنگ و محاصره نمی رسد.

برادران و خواهران! آیا شک و تردید وجود دارد که داشتن یک رهبری و دولت واحد بیانگر اسلام واقعی می‌باشد، از کودکان یمنی از کابوس های وحشتناک آن  ها محافظت می نماید و برای شان زندگی آرام و دور از ظلم وستم را فراهم می کند؟ این رهبری تنها بر اساس اسلام بوده که بخاطر حفاظت آن جنگ می کنند، اهداف آن را تحقق می بخشند و به تعهدات آن پایبند می باشند؛ از قبیل دفاع از خون مسلمین... و این همان خلافت به روش نبوت می باشد، چنانچه حضرت محمدﷺ می فرماید:

«إِنَّمَا الْإِمَامُ جُنَّةٌ يُقَاتَلُ مِنْ وَرَائِهِ وَيُتَّقَى بِهِ»

ترجمه: هر آیینه امام یا خلیفه سپر است که در عقب آن جنگ می شود و توسط آن حفاظت می  شوید.

تنها خلافت اسلامی است که به مثابۀ ستون فقرات اخلاقی و دارایی ارادۀ سیاسی مستحکم می‌باشد؛ به این جنگ وحشیانه خاتمه داده و ازاین امت محافظت می کند.

تنها خلافت اسلامی است که الله سبحانه وتعالی  آن را فرض گردانیده است و از تمام شهروندان-شیعه و سنی، مسلمان و غیرمسلمان -محافظت می کند؛ تمام نیازهای شهروندان خود را تأمین کرده و متضمن زندگی آرام و مطابق به عرف  برای آن‌ها بوده و از خون، عقیده، آبرو و دارائی‌شان بدون تبعیض نگهداری می  نماید. این یک نظام سیاسی است که برای همه انسان‌ها صرف نظر از عقیده، نژاد و یا قومیت  شان می  باشد  که در زیر چتر آن همه مردم از حقوق شهروندی یکسانی برخوردار می  شوند.

طور مثال: تاریخ درخشان یمن را که در آسایش و رفاه تحت دولت خلافت اسلامی بسر می برد، به یاد می   آوریم. در زمان خلافت حضرت عمر ابن خطاب رضی الله عنه بود که وی معاذ بن جبل را به عنوان نمایندۀ خویش به یمن فرستاد. بعد از یک سال  معاذ  یک سوم زکات مردم یمن را به خلیفه فرستاد، اما حضرت عمر رضی الله عنه اعلان نمود: «من شما را به عنوان جمع کنندۀ مالیات نفرستاده ام، بلکه به این منظور فرستاده    ام که از ثروت مندان زکات را جمع  آوری نموده و به فقرا توزیع کنید.»  معاذ پاسخ داد: «من کسی را پیدا نکرده ام  که مستحق گرفتن زکات باشد.» سال بعد، معاذ نیمی از زکات را فرستاد و در سال سوم، او تمام زکات را فرستادن حضرت عمر باز همان چیز را  گفت و معاذ پاسخ داد: «من کسی را پیدا نکرده ام  که مستحق گرفتن زکات باشد.» سبحان  الله!

برادران و خواهران گرامی! تنها خلافت اسلامی است که یک دولت واقعاً مستقل می باشد و خلیفه به طور مستقل از امور مردم خویش مراقبت می‌کند و مستقلانه بدون مداخلۀ قدرت های استعماری به خیرو سلاح آن‌ها می‌اندیشد؛ دولتی‌که در تحت آن دست استعمارگران از مداخله به امور این امت کوتاه می شود و دیگر نمی توانند از نیروهای مسلح ما به عنوان چوب سوخت در بازی‌های سیاسی خود استفاده کنند.

تنها خلافت اسلامی ست که هرگونه شکاف و دوری را از میان قلوب مسلمانان می زداید و آن ها را مانند برادر تحت حکومت اسلامی دور هم جمع می کند. طور مثال:  شاهد هستیم که چگونه مسلمانان سنی و شیعه در یمن، عراق و سایر نقاط طی قرن‌ها در همسایه‌گی و در کنار هم در صلح و آرامش زندگی می‌کردند؛ در یک مسجد  نماز می‌خواندند و در برابر دشمنان دین، دوش  به دوش یکدیگر می‌جنگیدند.

بنابراین، اگر ما واقعاً می خواهیم کودکان یمنی را نجات دهیم، باید نهایت سعی و تلاش خویش را صرف تأسیس دولت خلافت اسلامی نماییم. تأسیس دولت اسلامی یک رویاء نیست، بلکه یک حکم شرعی فرض از جانب الله سبحانه وتعالی برای نجات بشر از تمام بدبختی   ها می باشد. هم چنان نمی توانیم آن  را به عنوان گزینه ای برای آیندۀ دور ببینیم؛ بلکه این یک نیاز اساسی برای پایان دادن به کابوس ها و بدبختی های مسلمانان در سراسر جهان می باشد.

بنابر این، برادران و خواهران عزیز، از طرف حزب التحریر از شما می خواهیم که در راستای دعوت اسلامی، که بسیار مهم و حیاتی بوده و باعث جاری شدن حکم الله که عبارت از تأسیس دولت خلافت می باشد، با ما بپیوندید. از شما می خواهیم که این پیام را نیاز مبرم برای تأسیس دولت اسلامی به تمام افراد، مخصوصاً کسانیکه در ارتش مسلمان هستند، برسانید و از آن‌ها بخواهید تا نصرت را به دولت اسلامی پیش کش نمایند؛ حمایت مالی بخاطر  تأسیس دولت خلافت اسلامی نمایند  و در این امر تأخیر ننمایند تا آن   ها از جملۀ مدافعان خون این امت گردند، به جای دشمنان آن    ها که از حکام جنایتکار و قدرت‌های استعمارگر برای پارچه کردن این امت دستور می گیرند، بیایید اجازه ندهیم که مصروفیت‌های زندگی، کار و وظیفه، تحصیل، فرزندان و دیگر مصروفیت‌ها ما را از دعوت دور نماید و بهانه‌ای برای شکست مان باشد و به حالت بد کودکان یمنی پشت ننماییم؛ چون غفلت و عدم انجام مسئولیت در قبال برادران و خواهران مسلمان ما  نزد الله سبحانه وتعالی عمل پسندیدۀ نمی باشد. چنانچه الله سبحانه وتعالی می فرماید:

﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اسْتَجِيبُواْ لِلّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُم لِمَا يُحْيِيكُمْ وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَقَلْبِهِ وَأَنَّهُ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ

[انفال: 24]

ترجمه: ای کسانی که ایمان آورده‌اید! دعوت الله و پیامبر را اجابت کنید؛ هنگامی که شما را به سوی چیزی می خواند که شما را حیات می‌بخشد و بدانید الله میان انسان و قلب او حایل می‌شود و همه شما(در قیامت) نزد او گردآوری می‌شوید!  

داکتر نسرین نواز

رئیس بخش زنان دفتر مطبوعاتی مرکزی حزب التحریر

ادامه مطلب...
  • نشر شده در ویدیوها

ارایه پیامی از مسجد توسط استاد محمد البابا عضو حزب التحریر-ولایه سوریه، در قریه کفر دریان واقع در حومۀ ادلب .

پنج شنبه، 14 ربیع الاول 1440هـ.ق 22 نومبر 2018م

ادامه مطلب...
  • نشر شده در ویدیوها

هیأت‌های بزرگان، فعالیت‌های ادارات بازرسی و عکس العمل‌های افسران ترکی به خصوص هیأت‌های مذکور.

دوشنبه، 11 ربیع الاول 1440هـ.ق / 19 نومبر 2018م

ادامه مطلب...
  • نشر شده در ویدیوها

تقدیم: شیخ ابو انس الحصری

سه شنبه، 12 ربیع الاول 1440هـ.ق / 20 نومبر 2018م

ادامه مطلب...
  • نشر شده در ویدیوها

هیئتی از سوی اهالی و بزرگان مناطق معره النعمان، خان شیخون و جبل الزاویه -واقع در حومۀ جنوبی ادلب- و بی‌جا شدگان غوطۀ شرقی و حومۀ حماة روانه‌ی ادارۀ بازرسی ترکیه در مورک برای شنواندن سخن حق به آنان شدند.

دوشنبه، 11 ربیع الاول 1440هـ.ق / 19 نومبر 2018م

ادامه مطلب...

امیدواری فرستادۀ امریکا برای رسیدن به توافق صلح با طالبان

(ترجمه)

رسانه‌های محلی در افغانستان به روز یکشنبه گزارش دادند که فرستادۀ خاص امریکا به افغانستان برای رسیدن به توافق صلح با طالبان تا آغاز ماه اپریل سال 2019م اظهار امیدواری کرده است. زلمی خلیلزاد فرستادۀ امریکا به خبرنگاران گفت: «من امیدوارم تا قبل از تاریخ 20 اپریل سال آیندۀ میلادی به توافق صلح دست پیدا کنم» خلیلزاد رهبری گفتگوها میان امریکا، طالبان و حکومت افغانستان را در کابل به عهده دارد. هم‌چنان قرار است تا افغانستان انتخابات ریاست جمهوری را در 20 اپریل 2019م برگزار نماید. این دیپلومات امریکایی متولد افغانستان افزود که: «من در قضیه‌ای گفتگوها همواره در مقابل تحذیرات خوشبین  و سرشار از امیدواری ام».

بعد از آن که امریکا در تنگنا قرار گرفتن اولویت‌هایش را در افغانستان و ورشکستگی اولویت هند را درک نمود، خواست تا با متوسل شدن به مذاکرات طالبان، به امید شامل ساختن آن‌ها در حکومت امریکایی افغانستان اقدام نماید و بخاطر کشاندن رهبران طالبان به میز مذاکره، مزدوران خود را در حکومت پاکستان مؤظف نموده است.

ما طالبان را از تمایل به مزدوران پاکستانی و اعتماد به آن‌ها-به سبب نشان دادن نرمش از سوی رهبران نظامی‌شان در مقابل آن‌ها- بر حذر می‌داریم. باید از گذشته پند گرفت؛ زیرا امریکا بدون همکاری مزدوران پاکستانی‌اش هیچگاه بالای افغانستان تسلط یافته نمی‌تواند. بدون شک امریکا یک دولت استعماری و محارب بالفعل بوده و مذاکره کننده با آن رسوا می‌باشد و این حقیقتی است که هیچ شکی در آن نیست. لذا بر طالبان لازم است تا با یک عمل جدی بخاطر تغییر واقعی اقدام نماید، تغییری‌که وعده و فرضی از جانب الله سبحانه و تعالی است و این کار تنها به وسیله ریشه‌کن ساختن نفوذ استعمار از سرزمین‌های ما و تطبیق نمودن نظام الهی بالای بندگانش توسط اعلان خلافت راشده برمنهج نبوت، امکان پذیر است.

مترجم: ذبیح الله رضوان

ادامه مطلب...

لغو توافقات و قطع روابط با دولت یهود، نه فقط توافق گاز؛ بلکه مسئله‌ای‌ست که باید رژیم اردن خواستار آن بوده و به آن مستقیماً عمل کند

  • نشر شده در اردن

(ترجمه)

باوجود تمام تلاش‌ رژیم‌های حاکم در کشورهای اسلامی برای عادی‌سازی و ایجاد روابط صمیم با دولت یهود و دست‌یابی به توافقاتی‌که به حالت مخاصمه با دشمن غاصب پایان دهد؛ هنوز‌هم میان دولت یهود و مسلمانان خصومت ادامه دارد. این امر توسط بعضی از اعتراضات و رویداد‌های مشهور ثابت می‌کند که در هر موقع این دولت تجاوزات آشکارش را علیه مردم فلسطین و یا مردم اردن انجام داده است و پذیرفتن این رژیم در واقع نوعی تسلیم‌دهی این سرزمین مقدس به آن‌هاست و این‌که گردن خمی و تملق در برابر این گونه توافقات ذلت‌بار با دولت یهود به اشغال آن‌ها در خصوص این سرزمین کمک می‌کند.

تحرکاتی‌که علیه اجاره‌دهی "باقورا" و "القمر" انجام می‌شود و علیه توافق گاز که تا هنوز موجود است، گواه بر وضعیت دوپارچه‌گی و جدایی بین رژیم اردن و امت است.‌ برعلاوه این نشان‌دهنده‌ی خوبی این امت است که فرزندان امت کوشش نمودند تا در عدم پذیرش این توافق با دشمن از کشیدن لوله گاز در سرزمین‌شان جلوگیری کنند.

در کنار این، توافق ننگین و ذلت‌بار در "وادی عربه" که توسط رژیم اردن با دولت یهود انجام شد، راهی بود که رژیم از آن برای توجیۀ توافقات گوناگونی‌که دولت یهود را در بخش‌های امنیتی و اقتصادی قادر ساخته، استفاده کرده است؛ مانند کنوانسیون کانال بحرین، ساحات آزاد عمومی و راه آهن و اندکی پیش از آن،‌ توافق گاز که با جود تمام فعالیت‌ها و تحرکات در اردن انجام شد؛ این‌ها همه محصول وادی عربه بود. در یک مقاله از سخنگوی دولت جومانه غنیمات،‌ زمانی‌که در دولت نقشی نداشت، در ۹ سپتمبر ۲۰۱۴م گفت: «دولت فراموش کرده است که رژیم اشغالگر یهود توافقات گذشته را که برایش بیشتر از گاز مهم بوده احترام نکرده است؛ به‌ویژه توافق وادی عربه. او می‌گوید: «اسرائیل‌ از پیمان‌ها سرباز زده، به آن‌ها اهمیتی نداده و به توافق گاز بسیار توجه خواهد کرد که اقتصاد اردن را به‌صورت استراتیژیک با دشمن وصل می‌سازد.» پس آیا وضعیت برای سخنگوی دولت تغییر کرده است که با ورود به دولت سخنان خود را تغییر داده است؟!

این در حالی‌ست که مردم اردن و کارشناسان، در خصوص امکان توافق بالای ورود گاز غارت‌شده از فلسطین و فایده‌ی آن برای مردم اردن،‌ پرسیده اند و آن‌ها پیشنهادات فراوانی را برای نیازهای مردم اردن در خصوص انرژی و با قیمت پایین برای تولید انرژی برق،‌ به شمول انرژی سولر، فعال‌سازی میدان گازی ریشا، بهره‌برداری از سنگ‌های نفت‌زا که نفت زیادی در آن موجود بوده و اردن را جزء ذخایر بزرگ جهانی نفت و عبورگاه گاز مایع قرار می‌دهد، مطرح کردند که آخرین پیشنهاد آن بازگشت به واردکردن از مصر بود؛ کشوری‌که مقدار تولید سالانه‌ی آن طبق کشفیات جدید به شش میلیارد فوت مکعب در روز می‌رسد. اما تمام این پیشنهاد‌ها توسط رژیم اردن به تاق نسیان گذاشته شده و در برابر صدای امت مبنی بر عدم پذیرش دولت یهود بی‌تفاوتی اختیار کرد.

بناءً این به‌خاطری است که رژیم اردن ماموریت‌اش را در تقویت دولت یهود و تضعیف اردن می‌داند؛ چون وظایف و ماموریت‌هایش ایجاب نمی‌کند که در مقابل دشمن، دشمن امت قرار بگیرد. بنابر این، معامله‌ی ده میلیارد دالری برای قادرسازی یهودیان برای سرمایه‌گذاری در منطقه‌ی "لیویاتن" جدید بوده و آماده‌سازی آن برای صادرات، برعلاوه‌ی بُعد استراتیژیک آن، اردن را به گروگانی به این دولت خبیث فرو می‌برد و مهم‌تر ازآن، سازش در برابر این گونه توافقات منجر به بدنامی مردم شریف یمن می‌گردد.

از سوی دیگر، مسئلۀ فلسطین مصداق ملت بابرکتی‌‌ست که اشغال شده است. این مسئله باید از نقطه نظر خاص اسلامی نشان داده شود که بر عقیده و احکام شرعی که از آن صادر شده استوار باشد. این یک سرزمین اسلامی برای مسلمانان است و این جایی است که مسجدالاقصی مسرای پیامبر الله سبحانه‌و‌تعالی در آن یافت شده است. این مکان مقدس توسط یهودی‌های خبیث اشغال گردید که دولت خود را به کمک غرب کافر که رژیم‌های مزدور عرب را به وجود آوردند، تأسیس کردند. آزادسازی آن نمی‌تواند توسط مصالحه،‌ اهانت، عادی‌سازی و حفاظت از دولت یهود و تقویت آن بر کشور و مردم و مجهزکردن آن با ثروت کشور برای بقای آن، انجام شود؛ بلکه ترجیحاً با فعالیت برای ریشه‌کن کردن آن انجام خواهد شد. این کاری است که امت می‌تواند از طریق جهاد فی سبیل الله به آن پایان دهد.

چیزی باقی نمانده است که  ما از این رژیم‌های مزدور بخواهیم تا توافق وادی عربه و امثالهم را فسخ کند و به هم‌چو گردن خمی‌ها در برابر این گونه توافقات ذلت‌بار نقطۀ پایانی دهد؛ مگر این‌که به وسیله‌ی قدرت مادی تمام این سرزمین‌ها از چنگال خفاشان یهود آزاد خواهد شد؛ زیرا این رژیم با لغو توافق‌نامه گاز صدمه نخواهد دید و ممکن این کار صورت گیرد چنان‌چه که در خصوص اجاره‌دهی باقورا و القمر در تلاش برای قناعت زودگذر افکار عمومی انجام داد که در نتیجۀ آن امت به ان پی‌برد و دانست که این نوعی خاک در چشم مردم است. فلهذا امت اسلامی آگاه شده‌اند که هیچ راهی برای ارتباط با دولت یهود باقی نمانده، مگر این‌که در چهارچوب یک دولت قدرت‌مند در مخاصمه با آن قرار داشته باشیم و این‌که هیچ راهی برای انجام آن وجود ندارد؛ مگر با از سرگرفتن طریقه‌ی زنده‌گی اسلامی از طریق تأسیس دولت خلافت راشده برمنهج نبوت، که در آن خلیفه با قوانین اسلام حفاظت امت را به‌دوش می‌گیرد، کشور و مردم را از حرص دشمنان‌شان حفاظت کرده و امت را برای ازبین بردن دولت خطرناک یهود رهبری می‌کند.

﴿أَفَحُكْمَ الْجَاهِلِيَّةِ يَبْغُونَ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللّهِ حُكْماً لِّقَوْمٍ يُوقِنُونَ﴾

 ]مائده: ٥۰[

ترجمه: آیا حکم جاهلیت را می‌جویند؟ برای آن مردمی‌که اهل یقین هستند؛ چه حکمی از حکم خدا بهتر است؟"

دفتر مطبوعاتی حزب‌التحریر-ولایه اردن

ادامه مطلب...

رژیم مکار بجوا-عمران درحالی تحقیر ترامپ را با صدای بلند محکوم می‌کند که به ائتلاف با امریکا محکم چسپیده است

  • نشر شده در پاکستان

(ترجمه)

یک روز بعد از این‌که ترامپ تلفات پاکستان را در جنگ امریکا در افغانستان به‌تمسخر گرفت؛ حزب حاکم تحریک انصاف پاکستان به‌جای عمل، که نیاز این وقت است، با کلمات جواب داد. به‌تاریخ ۱۹ نومبر ۲۰۱۸م، داکتر شیرین مزاری وزیر حقوق بشر  و یکی از رهبران تحریک انصاف گفت: «تلفات انسانی پاکستان در جنگ امریکا با تروریزم، فضای آزاد برای "ریموند دیویس" و دیگر فعالان آن به شمول کشتار غیرقانونی توسط طیارات بی‌پیلوت و بسیاری از اعمال دیگر نشان می‌دهد که دلجویی کارآیی ندارد.» چه فایده‌ از چنین کلماتی؛ وقتی‌که رژیم بجوا-عمران مثل رژیم‌های قبلی در عمل با امریکا به‌طور کامل همکاری می‌کند؟! رژیم بجوا-عمران در حالی‌ از کلمات سخت استفاده می‌کند که خود را مکلف به‌نگهداری خط اکمالاتی ناتو، که خط حیاتی برای اشغال ناکام و محاصره شدۀ امریکا در افغانستان است، قرار دارد.

رژیم بجوا-عمران در حالی امریکا را با صدای بلند محکوم می‌کند که قویاً بالای طالبان برای کشاندن آن‌ها به‌ میز مذاکرات به‌جهت ساختن یک سرپوش قانونی برای ادامۀ اشغال افغانستان توسط امریکا در پهلوی تنها قدرت اتومی مسلمانان فشار وارد می‌کند. این رژیم در حالی‌با پوف کردن علیه امریکا قصد فریب مردم را دارد که تماس‌ها بین نظامیان و استخبارات دو کشور، که بدون آن‌ها امریکا در قبرستان امپراتوری‌ها دفن می‌بود، به‌صورت کامل ادامه دارد. رژیم مذکور درحالی تارهای فریب را می‌بافد که از لانۀ جاسوسی امریکا تحت نام سفارت و عملیات کامل آن در پایتخت خود حمایت می‌کند.

حکام مسلمان هیچ‌وقت از تاریخ انسان‌های مخلص عبرت نمی‌گیرند که به اوامر الله سبحانه‌وتعالی و رسولش صلی‌الله علیه وسلم  در تمام تصامیم خارجی‌شان پای‌بند بوده اند. با این حال، رژیم بجوا-عمران در ائتلاف با دشمنی‌که دین ما را تحقیر می‌کند و با مسلمانان در تمام جهان جنگیده و علیه آنان کمک کرده است، سخت چسپیده است. در حالی‌که الله سبحانه‌وتعالی می‌فرماید:

﴿إِنَّمَا يَنْهَاكُمْ اللَّهُ عَنْ الَّذِينَ قَاتَلُوكُمْ فِي الدِّينِ وَأَخْرَجُوكُمْ مِنْ دِيَارِكُمْ وَظَاهَرُوا عَلَى إِخْرَاجِكُمْ أَنْ تَوَلَّوْهُمْ وَمَنْ يَتَوَلَّهُمْ فَأُوْلَئِكَ هُمْ الظَّالِمُونَ

 [ممتحنه: ۹]

ترجمه: جزاین نیست که الله(سبحانه‌وتعالی) شمارا از کسانی نهی می‌کند که با شما در دین جنگیده‌اند و شمارا از خانه و کاشانه‌تان آواره کرده اند و بر راندن‌تان با دیگران همدستی کرده اند؛ ازین‌که با آنان تولی کنید و هرکس دوست‌شان بدارد؛ پس آن گروه آنان‌اند ستم‌گران.

ای مسلمانان پاکستان! این واضح است که رژیم بجوا-عمران درهمان مسیر خائنانه‌ای روان است که رژیم‌های مشرف-عزیز، کیانی-زرداری و راحیل-نواز در حرکت بودند. چیزی‌که حالت را بدتر می‌کند، اینست که این رژیم با فریب دادن مردم با ادعای ضد امریکا و جنگ مکارانه‌اش به‌قدرت رسیده است. بیائید تا همه با هم به‌این  رژیم نفرت‌انگیز و فریب‌کار پشت کرده و با جدیت تمام برای حاکم کردن آن‌چه که الله سبحانه‌وتعالی فرستاده، با تأسیس دوبارۀ خلافت برمنهج نبوت تلاش کنیم.

دفتر مطبوعاتی حزب‌التحریر-ولایه پاکستان

ادامه مطلب...
Subscribe to this RSS feed

سرزمین های اسلامی

سرزمین های اسلامی

کشورهای غربی

سائر لینک ها

بخش های از صفحه