سه شنبه, ۰۵ ربیع الاول ۱۴۴۸هـ| ۲۰۲۶/۰۸/۱۸م
ساعت: مدینه منوره
Menu
القائمة الرئيسية
القائمة الرئيسية
  • نشر شده در فقهی

(ترجمه)

پرسش

السلام‌عليكم‌ورحمت‌الله‌وبركاته!

پیرامون دوقلوهای به هم چسپیده پرسشی دارم که امیدوارم پاسخ دهید. اسلام پیرامون دوقلوهای به هم چسپیده چه حکم دارد؟

سپاس از توجه نیک‌‌تان!

پاسخ

وعليكم‌السلام‌ورحمت‌الله‌وبركاته!

در ارتباط موضوع دوقلو‌های به هم چسپیده از این‌که واقعیت چنین اطفال باهم فرق دارند، از این جهت احکام متعدد پیرامون چنین مسأله وجود دارد. بدین اساس انواع اطفال چسپیده قرار ذیل است:

چسپیده با دوبغل، چسپیده با کمر، چسپیده با سر، چسپیده با مقعد، چسپیده با شکم  و یا هم اجزای طفیلی باهم چسپیده می‌گویند به این معنی طفلی‌که از خود اجزای زاید یا تنه اضافی و یا اعضای اضافی غیرضروری داشته باشد.

به هرصورت، فهم واقعیت اطفال باهم چسپیده واضح خواهد ساخت که دوگانه‌های چسپیده حکم یک شخص را دارد یا دوشخص و یا هم چیزی دیگری. بدین اساس تمام حالات دوقلو‌های چسپیده درست فهم گردد؛ چنان‌چه در عصر کنونی دست‌رسی به این امر آسان است؛ نه این‌که  بالای همه‌ای حالات یک حکم داده شود؛ بلکه هرکدام احکام جداگانه‌ای دارند.

بدون شک که دوقلو‌های باهم چسپیده به نام دوقلوهای چسپیده سیامی [منسوب به یکی از شهرهای تایلند است و اولین دوقلوهای چسپیده بودند که از تمام جهت شخصیت جداگانه بودند] یاد می‌گردد که این چنین اطفال خیلی نادر می‌باشند. وقتی‌که آمارگیری گردید از هر پنجاه‌هزار و یا هم از هر صدهزار ولادت یک‌نفر با چنین حالتی تولد می‌‍شود. بیش‌تر آن‌ها در رحم مادر و یا هم بعد از تولد وفات می‌کند.

برادرتان عطاء بن خلیل ابوالرشته

مترجم: محمد حبیبی

ادامه مطلب...

رستگاری یافت اگر صادق باشد

(ترجمه)

حدیثی از طلحه بن عبیدالله، وی گفت: شخصی نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم آمد که وی ژولیده موی از اهل نجد بود و صدایش مانند صدایی زنبور که تفکیک نمی‌شد، به گوش می‏رسید؛ تااین‌که نزدیک شد. وقتی پیش آمد از رسول الله صلی الله علیه و سلم دربارۀ اسلام پرسید. رسول الله صلی الله علیه و سلم جواب دادند: «پنج وقت نماز در یک شبانه روز» پرسید آیا نمازی دیگری هم بر من لازم است؟ جواب دادند: نخیر؛ مگر این‏که نماز نفل بخوانی. پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: «و روزۀ ماه مبارک رمضان است.» آن مرد گفت: آیا روزۀ دیگری هم بر من است؟ پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: نخیر؛ مگر این‏که روزۀ نفلی بگیری. پیامبر صلی الله علیه و سلم موضوع زکات را نیز تذکر داد. باز پرسید: آیا صدقۀ دیگری هم بر من لازم است؟ فرمود: نه؛ مگر این‏که صدقه نفلی بدهی. راوی می‏گوید: مرد نجدی بازگشت درحالی‌که قسم یاد کرد؛ قسم به الله که نه چیزی بر این می‏افزایم و نه از آن می‏کاهم. رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمودند: رستگاری یافت؛ اگر صادق باشد. (اخرجه البخاری)

عده‌ای از این روایت چنین استدلال می‏کنند که شخصی هر قدر گناه و معصیتی‌که مرتکب شود اگر نماز بخواند، روزه بگیرد و زکات بدهد وارد بهشت می‏شود. جواب بر این استدلال این است که روایت مذکور بر این امر دلالت نمی‏کند؛ چرا که این حدیث به روایات متعدد آمده است و با گرفتن یک روایت نمی‏شود که روایات صحیح دیگر را نادیده گرفت، لازم است تا هنگام تفسیر و توضیح یک حدیث به تمام روایات آن دست‌رسی علمی داشته باشیم و برای درک مطلب به گفته‏های اهل علم و شارحین حدیث رجوع نماییم. اهل علم و شارحین حدیث این‏گونه این حدیث را بیان نموده و به تعارضش جواب داده‌اند تا نیاز و عطش کسانی‏که خواهان حق هستند را برطرف نمایند.

امام نووی رحمه الله در شرح این حدیث چنین گفته است: فرضاً اگر چنین باشد؛ پس چگونه گفته است که نه چیزی می‏افزایم و نه چیزی می‏کاهم؛ درحالی‌که در این حدیث از دیگر واجبات، امور منع شده شریعت و مندوبات ذکری نیامده است؟ پس جواب بر این تعارض چنین است که این روایت در صحیح‌البخاری آمده است و در آخر روایت، اضافاتی است که هدف از حدیث را واضح می‏سازد. راوی گفت: پیامبر صلی الله علیه و سلم مردی نجدی را از احکامات اسلام آگاه ساخته و بعداً آن مرد نجدی بازگشت؛ درحالی‌که می‏گفت قسم است به الله که نه چیزی بر آن می‏افزایم و نه چیزی می‏کاهم، از آن چه الله سبحانه و تعالی بر من لازم گردانیده است. پس با عمومیت احکام و سخنش؛ یعنی آن چه که الله سبحانه و تعالی بر من لازم گردانیده، تعارض و اشکال فرایض را برطرف می‌کند.

پس روایت فوق واضح می‏سازد که این حدیث به این معنی نیست که فرد رستگار و کامیاب است هرچند معصیت و گناه را مرتکب شود و مطمئناً که بزرگان صحابه بر تمام فرایض مواظبت می‏نمودند و در این حال نیز الله سبحانه و تعالی آن‏ها را از حبط شدن و هدر رفتن اعمال‌شان با انجام معصیت و گناه هشدارشان داده است؛ مانند: بلند کردن صدا در پیشگاه پیامبر صلی الله علیه و سلم؛ چنان‏چه الله سبحانه و تعالی فرموده است:

﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ لَا تَرۡفَعُوٓاْ أَصۡوَٰتَكُمۡ فَوۡقَ صَوۡتِ ٱلنَّبِيِّ وَلَا تَجۡهَرُواْ لَهُۥ بِٱلۡقَوۡلِ كَجَهۡرِ بَعۡضِكُمۡ لِبَعۡضٍ أَن تَحۡبَطَ أَعۡمَٰلُكُمۡ وَأَنتُمۡ لَا تَشۡعُرُونَ﴾ (الحجرات: 2)

ترجمه: ای کسانی‏که ایمان آورده‌اید، صدای‌تان را بر صدای نبی بلند نکنید و با او با آواز بلند سخن نگویید؛ آن‏گونه که برخی شما با برخی دیگرتان بلند سخن می‏گوئید، مبادا که ندانسته اعمال نیک‌تان را هدر دهید.

حتی مبشرین (بشارت یافته‌گان) صحابه نیز بر خود ترس داشتند که مبادا نیکی‌های‌شان به سبب معاصی و گناه به هدر رفته و وارد دوزخ شوند.

ادامه مطلب...

دزدی در روز روشن توسط "تولیدکنندگان مستقل انرژی(IPPs)"، چهره حقیقی دموکراسی را در پاکستان بی‌نقاب نمود

  • نشر شده در پاکستان

(ترجمه)

وام‎های چرخه‌ای انرژی برق پاکستان با نزدیک شدن به دو تریلیون روپیه و همراه با پرداخت سود ۲.۸ تریلیون روپیه، ستون‎فقرات کل اقتصاد این کشور را شکسته و فلج کرده‌است. رژیم باجوا–عمران، اکنون مجبور به مذاکرۀ مجدد در مورد موافقت‎نامه‎های بخش انرژی شده‌است. این توافق‎نامه‎ها به پرداخت سالانه ۵۷۰ میلیارد روپیه به تولید کنندگان مستقل برق (IPP) به عنوان "هزینه ظرفیت" منجر می‌شود، که حتی بدون نیاز به تولید یک واحد برق پرداخت می‌شود.

شانزده شرکت تولید کنندۀ مستقل برق تنها با سرمایه‌گذاری ۵۰ میلیارد روپیه، ۴۱۵ میلیارد روپیه درآمد کرده‌اند. روی این ملحوظ، بسیاری از این‌گونه شرکت‎ها سالانه ۵۰ تا ۸۰ درصد مفاد حاصل می‌کنند، یعن فقط طی ۱۸ ماه سرمایۀ شان دو ‎برابر می‎شود. حتی در توافق‌نامه‌هایی که کاملاً قانونی استند نیز شاهد غارت‌گری از جانب این شرکت‌ها استیم. ناگفته نماند که این سناریو در کشوری اتفاق می‎افتد که بودجه سالانۀ توسعۀ مالی سال جاری آن فقط ۴۸۰ میلیارد روپیه می‌باشد.

چگونه چنین توافق‎نامه‎هایی در وهلۀ اول به امضا می‎رسند؟ چه کسی به حکام اجازه داده‌است تا چنین توافق‎نامه‎های استثماری را امضاء و دروازه‌های "قانونی" سرقت‎ در روز روشن را باز کنند؟ جواب ساده است: دموکراسی! دموكراسی قوانين را به آن‌چه الله سبحانه وتعالی در قرآن كريم نازل كرده‌است و سنت پيامبر اكرم صلی الله عليه و سلم محدود نمی‎كند. در عوض، دموکراسی حاکمیت را به پارلمان اعطاء می‎کند و به اعضای خود اجازۀ تصویب هرگونه قانون و سیاستی را که در نظرشان مناسب آید می‌دهد. بنابراین، بر خلاف قوانین شریعت، در دهه نود میلادی بخش تولید انرژی برق به حکم دیوان مووسسات مالی جهانی، به بخش خصوصی  این کشور واگذار شد. از آن زمان، تریلیون‎ها روپیه از درآمد پاک توده مردم در سه دهۀ گذشته غارت شده‌است تا جیب‎ها و خزانه‎های چند سرمایه‎دار محدود را پر شود. خواه این سیاست‎های انرژی‎ برق سال ۲۰۰۲ م باشد یا نیروگاه‎هایی‌که در سال ۲۰۱۳ – ۲۰۱۵ م راه‌اندازی شده‌است، یک مسئلۀ مشترک در همه‎ی سیاست‌ها به چشم می‌خورد، که آن هم غارت مردم عام بهر تأمین منافع سرمایه‎داران می‌باشد. در حقیقت، دموکراسی پوشش فریبنده‌ای برای به یغما بردن و چپاول کردن توسط گروهی منتخب از سرمایه داران است.

در چنین توافقاتی، نه‎تنها دولت در برابر نوسانات قیمت نفت از سرمایه‎دارن محافظت کرده، بلکه ضمانت‎های مستقل برای پرداخت دالر به سرمایه‌گذاران جهانی را نیز فراهم آورده‎است. در این موافقت‎نامه در تضمین مصارف ظرفیت سرمایه‎گذاری موعودی، بازپرداخت وام‎ها/قرضه‎های بانکی و هم‌چنین تأمین هزینه‎های عملیاتی وعده شده‎است. بنا‎براین، عجیب است که دو سوم این صورت‌حساب مصارف آن را شامل می‎شود. اکنون این مبلغ قابل‎تأدیه، همراه با سایر مصارف از جمله مفاد مرکب، رقمی حدود ۲۰۰۰ میلیارد روپیه را روی دست می‎گذارد.

پیگیری کورکورانۀ نظام سرمایه‎داری باعث بدبختی میلیون‌ها فقیر شده‎است. نظام سرمایه‎داری مالکیت خصوصی صنایع بزرگ ازجمله؛ انرژی برق، ارتباطات راه‎دور و سایر پروژه‎های زیرساختی را تصاحب می‎کند. بنابراین، سرنوشت تریلیون‎ها روپیه درآمدی را که می‎توان با آن در مراقبت و خدمات‌رسانی به تودۀ مردم به کار‎برده شود، سرمایه عظیمی را به جیب‎های ابر سرمایه‎دارها سرازیر می‎کند. این چه نوع نظام اقتصادی است که در آن مفاد برای سرمایه‎داران، اما بار ‎سنگین ضرر آن روی دوش دولت و مردم عام است، طوری‌که قرضه‎های چرخه‌ای و طویل‎المدت را به بار می‎آورد؟ به راستی، دسترسی سرمایه‎داری به مالکیت‎های خصوصی، منابع عمومی و صنایع بزرگ حیاتی، پرده از رازی افشاء شده برمی‎دارد که ابزاری بیش برای غارت عامۀ مردم نیست. رسول الله صلی الله علیه و سلم ۱۴۰۰ سال قبل برای مسلمین چنین فرمودند:

«الْمُسْلِمُونَ شُرَكَاءُ فِی ثَلَاثٍ ؛ الْمَاءِ وَالْكَلَإِ وَالنَّارِ» (رواه أحمد)

ترجمه: مسلمانان در سه چیز شریک اند: آب، چراگاه و آتش.

اسلام قضیه گزاف بودن قیمت انرژی و قرضه‎های چرخه‌ای را از ریشه حل کرده‎است. در اسلام خصوصی‎سازی منابع انرژی، تأسیسات تولید انرژی و شرکت‎های توزیع انژی حرام است. همۀ این‌ها از جمله ملکیت‎های عامه است و دولت به نمایندگی از مردم مستقیماً بر آن‌ها نظارت می‎کند، ازین رو درآمدهای حاصل‎شده از آن‌ها مصرف مردم می‎شود. بنابراین، مفاد شرکت‌های نفت و گاز در استخراج و تولید، انتقال و توزیع و هم‌چنین مفاد حاصل شده از سرمایه‎گذاری صنایع‎بزرگ همه به خزانۀ دولت خواهد رفت. این شعار دموکراسی است، چنان‌که این بودجه مستقیماً به جیب بخش خصوصی می‌رود. دولت‎خلافت قطع‌نامه وام‎ها/قرضه‎ها و سرمایه‎گذاری‎های مبتنی بر سود را رد می‎کند، زیرا با این کار میلیارد‎ها روپیه از مفاد بخش انرژی برق به بانک‎ها می‌رود و به عنوان مفاد سودی پس‌انداز می‎شود. اکنون، اگر بخش خصوصی بر کنترل منابع، تولید و توزیع انرژی حاکمیت نمی‌داشت، بار‎ سنگین بدهی/قرضه‎های چرخه‌ای ۲۰۰۰ میلیارد روپیه که توسط سرمایه‎داران ادعا شده‌است هرگز بر روی دوش خزانۀ دولت تحمیل نمی‌شد.

به راستی، که با احیاء دوباره نظام‎خلافت نه تنها امت به سوی رضایت الله سبحانه وتعالی سوق داده می‎شود، بلکه به دلیل اجرای نظام اقتصادی اسلام، دوره جدیدی از درخشندگی را به وجود می‎آورد؛ و این باعث می‎شود درآمد حاصل از ملکیت‎های عامه فقط برای مردم به مصرف برسد.

دفتر مطبوعاتی حزب‌التحریر – ولایه پاکستان

 

ادامه مطلب...
  • نشر شده در فقهی

(ترجمه)

پرسش

 امیر دانشمند ما، السلام‌علیکم‌ورحمت‌الله‌وبرکاته! الله متعال پیروزی را به واسطۀ شما نصیب گرداند.

در کتاب «الأموال» در مبحث «جریمه‌های نقدی» صفحۀ (123-124) چنین آمده است: «و هم‌چنان از مانع زکات شطر از مالش (نصف مالش) را به اضافۀ زکات واجبی جهت تعزیر اخذ نمود، ابو داود و احمد از نبی -صلی الله علیه وسلم- روایت می‌کنند که: ...و کسی‌که آن (زکات) ‌را منع می‌کند، من آن‌ ونصف از مالش را می‌ستانم.»

از چیزی‌که این‌جا نقل شده، معلوم می‌گردد که [در این مسأله] تبنی همان گرفتن جریمه به عنوان جزا و تعزیر از مانع زکات می‌باشد، با وجود اختلافات زیادی‌که میان فقها در مشروعیت آن وجود دارد؛ اما من علاقمند توضیح این مسأله می‌باشم که عبارت است از:

حدیثی‌که از لحاظ سند و متن کاملاً بدان استدلال صورت گرفته باشد، نیافتم. من پیرامون این مسأله تحقیق زیادی نمودم؛ اما به جز یک حدیث چیزی دیگری پیدا ننمودم. در مورد بهز بن حكيم او از پدرش و او از بابایش مرفوعاً روایت کرده است:

«في كل إبل سائمة في كل أربعين ابنة لبون لا تفرق إبل عن حسابها، من أعطاها مؤتجرا فله أجرها ومن منعها فإنا آخذوها منه وشطر إبله عزمة من عزمات ربنا جل وعز لا يحل لآل محمد منها شيء»

(رواه أحمد)

ترجمه: بهز بن حکیم از پدرش به گونۀ مرفوع روایت می‌کند که: از چهل شتر سائمه (در اصطلاح فقها سائمه به شتری گفته می‌شود که طبق عادت به چراگاه رود)، یک بنت لبون (شتر ماده‌ای که دو سال را تمام کرده و وراد سال سوم شده باشد) زکات واجب است و دو نفر شریک نباید شتران‌شان را [هنگام زکات] از هم جدا کنند. هرکسی‌که زکات‌اش را به منظور دریافت پاداش پرداخت نماید، پاداشش را خواهد گرفت و کسی‌که از پرداخت آن خودداری کرد، ما علاوه بر آن، نصف مالش را هم می‌گیریم که این حقی از حقوق واجب الله متعال بوده و برای خانوادۀ محمد -صلی الله علیه وسلم- چیزی از آن حلال نیست. (این حدیث را احمد روایت نموده است)

در سنن ابی‌داود از بهز بن حکیم از پدرش و از جدش و او از رسول الله صلی الله علیه وسلم روایت کرده گفت:


«في كل سائمة إبل في أربعين بنت لبون ولا يفرق إبل عن حسابها من أعطاها مؤتجرا قال ابن العلاء مؤتجرا بها فله أجرها ومن منعها فإنا آخذوها وشطر ماله عزمة من عزمات ربنا عز وجل ليس لآل محمد منها شيء»
أما بلفظ "فأنا آخذها وشطر ماله" فلم أجدها

ترجمه: در سنن ابوداود از بهز بن حکیم از پدرش که وی از پدر کلانش روایت کرده، آمده است که رسول الله -صلی الله علیه وسلم- فرمود: از چهل شتر سائمه یک بنت لبون زکات واجب است و دو نفر شریک نباید شتران‌شان را [هنگام ادای زکات] از هم جدا کنند. کسی‌که زکات‌اش را به منظور دریافت پاداش پرداخت نماید، پاداشش را خواهد گرفت و کسی‌که از پرداخت آن خود داری کرد، ما علاوه بر آن، نصف مالش را هم می‌گیریم که این حقی از حقوق واجب الله متعال بوده و برای خانوادۀ محمد -صلی الله علیه وسلم- چیزی از آن حلال نیست.

مگر من این حدیث را به لفظ: «فأنا آخذها وشطر ماله» پیدا ننمودم.

1- مراد از شطر مالش چیست؟ آیا آن نصف همۀ اموال‌اش می‌باشد؟ یا نصف مالی‌که از پرداخت زکات‌اش امتناع ورزیده است؟ یا نصف آن اموالی‌که باید به عنوان زکات بپردازد؟ یا این‌که مطابق به آن‌چه که بعضی‌ها می‌گویند، مراد از آن این است که باید مال‌اش دو تقسیم گردد؛ سپس صدقه گیرنده به عنوان جزا یکی از بهترین قسمت را انتخاب می‌کند؟

الله متعال برای‌تان برکت نصیب فرموده و جزای خیرتان دهد.

پاسخ

وعلیکم‌السلام‌ورحمت‌الله‌وبرکاته!

در رابطه به این حدیث: «فإنا آخذوها وشطر ماله»؛ یعنی ما آن "زکات" و نصف از مال‌اش را می‌ستانیم، که شما یادآوری کردید:

1- ابوداود از بهز بن حکیم وی از پدرش و وی از پدرکلانش روایت می‌کند که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود:

«فِي كُلِّ سَائِمَةِ إِبِلٍ فِي أَرْبَعِينَ بِنْتُ لَبُونٍ، وَلَا يُفَرَّقُ إِبِلٌ عَنْ حِسَابِهَا مَنْ أَعْطَاهَا مُؤْتَجِرًا - قَالَ ابْنُ الْعَلَاءِ مُؤْتَجِرًا بِهَا - فَلَهُ أَجْرُهَا، وَمَنْ مَنَعَهَا فَإِنَّا آخِذُوهَا وَشَطْرَ مَالِهِ، عَزْمَةً مِنْ عَزَمَاتِ رَبِّنَا عَزَّ وَجَلَّ، لَيْسَ لِآلِ مُحَمَّدٍ مِنْهَا شَيْءٌ»

ترجمه: از چهل شتر سائمه یک بنت لبون زکات واجب است و دو نفر شریک نباید شتران‌شان را [هنگام ادای زکات] از هم جدا کنند. کسی‌که زکات‌اش را به منظور دریافت پاداش پرداخت نماید، پاداشش را خواهد گرفت و کسی‌که از پرداخت آن خودداری کرد، ما علاوه بر آن، نصف مالش را هم می‌گیریم که این حقی از حقوق واجب الله متعال بوده و برای خانوادۀ محمد –صلی الله علیه وسلم- چیزی از آن حلال نیست.

2- احمد و نسائی چنین روایت کرده است که روایت احمد از بهز بن حکیم از پدرش و از جدش روایت نموده گفت از رسول الله صلی الله علیه وسلم شنیدم که گفت:

«فِي كُلِّ إِبِلٍ سَائِمَةٍ. فِي كُلِّ أَرْبَعِينَ ابْنَةُ لَبُونٍ. لَا تُفَرَّقُ إِبِلٌ عَنْ حِسَابِهَا. مَنْ أَعْطَاهَا مُؤْتَجِرًا فَلَهُ أَجْرُهَا، وَمَنْ مَنَعَهَا فَإِنَّا آخِذُوهَا مِنْهُ وَشَطْرَ إِبِلِهِ عَزْمَةً مِنْ عَزَمَاتِ رَبِّنَا لَا يَحِلُّ لِآلِ مُحَمَّدٍ مِنْهَا شَيْءٌ»

ترجمه: از چهل شتر سائمه یک بنت لبون زکات واجب است و دو نفر شریک نباید شتران‌شان را [هنگام ادای زکات] از هم جدا کنند. کسی‌که زکات‌اش را به منظور دریافت پاداش پرداخت نماید، پاداشش را خواهد گرفت و کسی‌که از پرداخت آن خودداری کرد، ما علاوه بر آن، نصف مالش را هم می‌گیریم که این حقی از حقوق واجب الله متعال بوده و برای خانوادۀ محمد -صلی الله علیه وسلم- چیزی از آن حلال نیست.

علماء در فهم حدیث اختلاف دارند:

بعضی از آنان ادعای منسوخ بودن حدیث را دارند و می‌گویند که به جز زکات چیزی دیگری گرفته نمی‌شود و بعضی دیگر آنان می‌گویند که راویت (شطر) این‌جا به سکون «طا» نیست؛ بلکه به صیغۀ مجهول «شُطِرَ» می‌باشد؛ یعنی مال‌اش دو قسمت شده و مسوول جمع‌آوری زکات یکی از دو قسمت را می‌گیرد. بعضی می‌گویند که راوی این‌جا دچار توهم شده است و حدیث این‌گونه می‌باشد: «فإنا آخذوها من شطر ماله»؛ یعنی ما از شطر (نصف) مال‌اش می‌گیرم. یا «من شطر إبله»؛ یعنی از نصف شتران‌اش می‌گیرم... .

قول راجح در این مسأله نزد من همان است که نقل می‌گردد:

ا- در رابطه به این‌که کلمۀ «شُطِرَ» مجهول آمده یا موضوع توهم راوی و موضوع منسوخ شدن حدیث، باید گفت که من این همه را چنین بعید می‌دانم.

در تمام روایات معتبر حدیث «شطر» مجهول ذکر نگردیده است. در مورد توهم راوی باید تذکر داد که روایت به این‌گونه: «فإنا آخذوها منه شطر ماله» وارد نشده است که گفته شود «هاء» در «منه» توهم راوی را بیان می‌کند؛ با وجودی‌که این‌جا توهمی وجود ندارد؛ چون از یک راوی آگاه به زبان عربی، بعید می‌باشد که بگوید: «منه شطر ماله»؛ پس چگونه بعد از (منه) حرف (واو) می‌آید که گفته شود که وی در لفظ «منه و شطر» به جای «من شطر» دچار توهم شده است؟! [صحت] این رای بعید به نظر می‌رسد.

این در رابطه به صیغه مجهول و توهم بود؛ اما منسوخ بودن حدیث نیز به دور از حقیقت می‌باشد؛ چون تاریخ حدیث دقیق معلوم نبوده؛ پس دلیل منسوخ بودن نزد این گروه واضح نمی‌باشد. یکی از قرائن دیگر بر رد این ادعا چنین است که دلایل عام زکات دلیل خاصی را که جهت جزا برای مانع زکات است، منسوخ نمی‌کند...

ب- قول راجح نزد من حدیث اول «فإنّا آخذوها وشطر ماله» می‌باشد؛ چون این حدیث گرفتن به زور زکات را از مانع آن افاده می‌کند و نصف مال آن به عنوان جریمه گرفته می‌شود. امکان دارد هدف حدیث این باشد که نصف تمام اموال‌اش اخذ گردد؛ یعنی زکاتِ اموالی‌که بالای آن زکات است و یا نصف اموال دیگر وی؛ از قبیل: طلا، نقره، شتر، گاو، گوسفند، گندم، جو، خرما، کشمش و دیگر کالای تجاریی که به حد نصاب زکات نرسیده باشد.

ج- حدیث دیگر «فإنّا آخذوها منه وشطر إبله»، بعد از یادآوری زکات شتر «في کلّ إبل سائمة...»، بدین معناست که نصف مال به اضافه شترانی‌که در اختیار دارد؛ یعنی زکات شتر و نصف شتران وی گرفته می‌شود. به سخن واضح‌تر دیگر اگر نزد وی چهل شتر سائمه وجود داشته باشد، زکات آن یک (بنت لبون) بوده، سپس به عنوان جریمه نصف چهل شتر دیگر از وی گرفته می‌شود.

د- حدیث دومی تخصیص‌دهندۀ حدیث نخست که قبلاً تذکر یافت، می‌باشد؛ یعنی نصف تمام اموال‌اش نه؛ بلکه نصف مالی‌که زکات‌اش پرداخته شده است، مورد جریمه قرار می‌گیرد.

ه- در مورد این‌که آیا مدلول «شطر» نصف مال است و یا قسمتی از آن؟ در لغت نامۀ «المحیط» آمده است که: (الشطر: نصف الشيء وجزؤه)؛ یعنی شطر به معنای نصف و قسمتی از شی می‌باشد. بناءً این مسأله در رابطه به مانع زکات، به تبنی خلیفه واگذار می‌شود، خلیفه به عنوان جریمه‌ای نپرداختن زکات، زکات وی را با نصف از مالی‌که زکات‌اش را پرداخته است و یا هم زکات و قسمتی از مالی‌که زکات‌اش پرداخته شده است، را می‌ستاند. ولی من تمایل به اخذ نصف اموال را داردم؛ چون این یک جریمه است و در جریمه معنای جزا و شدت نهفته است... الله متعال بهتر می‌داند و وی بهترین حکم‌کننده است.

برای فهم و آگاهی، این موضوع را در «دلایل جریمه‌ها» ذکر نمودیم؛ یعنی نصف مال‌اش را که جریمه می‌باشد، می ستانیم؛ همان‌گونه که این موضوع در «کتاب اموال» و کتاب «نظام عقوبات» بیان شده است.

برادرتان عطاء بن خلیل أبوالرشته

مترجم: عمر موحد

 

ادامه مطلب...

حکام گمراه کننده؛ نه رهبران هدایت کننده!

(ترجمه)

خبر

وزارت امور اسلامی سعودی بیان داشته است که: "بازگشایی دوبارۀ مساجدِ جامع و سایر مساجد به روی نمازگذاران، وابسته به فیصلۀ  اولی الامر و هیئت کبار علماء، بعد از بررسی تمام جوانب طبی و صحی آن می‌باشد." (منبع: خلیج آنلاین)

تبصره

سخن از اوضاع غیر طبیعی که امت امروز به آن دست و پنجه نرم می‌کند، نتیجۀ خیانت انسان‌های نادان و ناتوانی می‌باشد که غرب آنان را به عنوان حکام بالای امت اسلامی نصب نموده است. این همه در حالی است که هدر دادن خون و سرمایه‌های امت، زیر پا کردن مقدسات آن و جنگ کردن با الله و رسول او و مؤمنان توسط این حکام از امور ساده و آسان گردیده است؛ اما جرئت بی مورد و گستاخی این طاغوت‌ها در برابر شریعت الله سبحانه وتعالی در ماه مبارک رمضان سال جاری بیشتر و شدیدتر شده است. ایشان را کسانی از همکاران‎شان یاری می‌کنند که دوست دارند فحشا در سرزمین‌های مسلمانان عام گردد و علمای درباری که از این حکام، أولی الأمر شرعی ساختند و اعمال زشت و ناپسند آنان را برای‌شان نیک و خوب و جلوه می‌دهند.

این گمراه‌کننده‌ها به تفرقه‌اندازی میان مسلمانان در شروع رمضان اکتفا نکردند؛ بلکه با پیروی و بر اساس قوانین توافق‌نامۀ سایکس‌پیکو همه ساله این کار را انجام می‌دهند و با کارهای رزیلانه و پست‌شان از حد گذشتند و ماه صیام را هتک حرمت کردند و با پخش نمودن اعلان رمضانی توسط انسان خبیثی‌که عادی‌سازی روابط با رژیم غاصب یهود را در سرزمین مبارک فلسطین رایج می‌سازد. آنان با پخش و نشر سریال‌های که به سوی فحشا و بی‌بند و باری فرا می‌خواند و هم‌جنس‌گرائی را شایع می‌سازد در جنگی بسیار خطرناک بر ضد عقیدۀ امت اسلامی، فرهنگ و ارزش‌های آنان قرار دارند.

در عوض این‌که خانه‌های الله سبحانه وتعالی را به روی روزه‌داران باز کنند تا در آن به الله سبحانه وتعالی نزدیک گردند و با اصرار از او بخواهند تا بلاء و وباء را از ایشان دور کند؛ می‌بینیم که از این وباء، در تداوم بسته نمودن مساجد و تعطیل نماز جمعه و جماعت و اصرار به پایبندی بر این کار، در طول ماه مبارک رمضان بهره‌گیری می‎کنند؛ با وجودی‌که از لحاظ شرعی تعطیل نماز جمعه و جماعت جواز ندارد. آن‎چه که به صورت قطعی دلالت بر این دارد که هدف نهایی از وجود این طاغوت‎ها فقط جنگ با دین الله و بازداشتن از راه اوست. اگر در نزد این نظام‌ها چیز اندکی از آن‌چه که ادعا دارند، مبنی به این‌که هدف اساسی از فیصلۀ توقف نمازها، عبارت از مصلحت مردم و سلامت ایشان است، اما می‌بینیم که در فروشگاه‌ها و دیگر اماکنی که رفت و آمد مردم بیشتر می‌باشد، هرگز جهت گرفتن احتیاطات لازمه، مصلحتی مد نظر گرفته نشده و تدابیری مراعات کرده نمی‌شود. گویا بهانۀ گم کردۀشان را برای بستن مساجد، در کرونا یافتند. الله سبحانه و تعالی می‌فرماید:

﴿وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّن مَّنَعَ مَسَاجِدَ اللَّهِ أَن يُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ﴾

[بقره: 114]

ترجمه: و چه كسي ستمگرتر از كساني است كه نگذارند در مساجد و اماكن عبادت خدا، نام خدا برده شود؟

به همین خاطر بزرگ‌ترین چیزی‌که مسلمانان در این زمان به آن آزمایش می‌شوند عبارت از دوری اسلام از زندگی‌شان و وجود حکام ذلیل و همکاران‌شان است؛ کسانی‌که شاخه‌های باقی‌ماندۀ اسلام را هدف قرار دادند و می‌خواهند تا شاخه شاخۀ آن را بشکنند و بعد از آن‌که شاخۀ حاکمیت شکست و دولت خلافت سقوط کرد؛ آن‌جاست که از سرگیری زندگی اسلامی با بازگشت خلافت و حاکمیت اسلام را منع می‌کنند.

این گناه، ظلم و فسق برای حکام کافی است که تمام آنان بدون استثناء اسلام را تطبیق نمی‌کنند و به غیر آن‌چه که الله سبحانه وتعالی نازل کرده است، حکم می‌کنند. بنا بر این هیچ یک از حکام امروزی به هیچ عنوان أولی الأمر نیستند و فرمانبرداری‌شان از لحاظ شرعی واجب نیست، بلکه بر مسلمانان لازم است تا ایشان را از تخت‌های‌شان دور سازند و نظام‌های فاسدشان را که مزدور غرب است، نابود کنند و با خلیفۀ که برای مسلمانان به کتاب الله و سنت رسولش حکم کند، بیعت کنند تا زمین را بعد از آن‌که با ظلم و ستم پر شده بود، با عدل و نورش پر سازد.

نویسنده: فاطمه بنت محمد

مترجم: احمد صادق "امین"

 

 

ادامه مطلب...

دولت سودان هنوزهم در عقب سرابِ به اصطلاح "دوستان سودان" خودش را سیراب می‌کند

  • نشر شده در سودان

(ترجمه)

امروز پنجشنبه به‌تاریخ 7 می 2020م، کنفرانس دوستان سودان(أصدقاء السودان) از طریق کنفرانس ویدیویی، پس از آن‌که شیوع همه‌گیری ویروس کرونا از برگزاریش در تاریخ 23 آوریل 2020م جلوگیری کرد، دائر خواهد شد، ثانیاً طبق بیانیه کابینه سودان، عبدالله حمدوک، نخست وزیر سودان، در روز سه‌شنبه به تاریخ 5 می2020م، از طریق تماس تلیفونی با ژان ایو لو دریان، وزیر امور خارجه فرانسه در مورد آماده‌گی‌‌‌های یک کنفرانس‌ در آینده قریب گفت‌و‌گو نمود.

هرچند، ما در حزب التحریر-ولایه سودان اظهار نموده ایم که اصطلاح "دوستان سودان" لقب صحیح نیست، چون‌ آنان دوستان واقعی نیستند، بلکه آنان دشمنان سودان هستند و آنان هرگز مایه خیر به سودان شده نمی‌توانند؛ مگر  این‌که تنها به منافع اساسی کشورهای‌ خودشان توجه کنند. بناً علی‌رغم آن‌چه از حقایق‌شان ما سخن گفتیم و ثانیاً تعلل(تعویق انداختن سیاست‌های) این گروه که در ساحه عملی خوب‌تر به اثبات رسیده است، البته پس از آن‌که آنان اکثر شرایط‌شان را تحقق بخشیدند و راهی دراز را در اجرا و تطبیق نمودن نسخه داروی صندوق بین‌الملی پول به اصطلاح لغو کمک‌های دولتی/یارانه‌ها را طی نمودند، ولی دولت انتقالی سودان هنوزهم در جست‌وجوی آب در این سراب دولت‌های غربی است. بنابراین دولت از همه‌گیری ویروس کرونا و قرنطینه مردم در خانه‌های‌شان بهره‌برداری نموده و در نهایت قیمت نان‌خشک، دارو، بنزین، گازلین مصرفی ماشین آلات و گازمایع را در کشور بلند برد.

ما یک بار دیگر تأیید می‌کنیم که به اصطلاح دوستان سودان هیچ خیری به سودان نمی‌رسانند و ما در این باره به آن‌چه وزیر دولت در وزارت خارجه نروژ/نارویج سخن گفت و در هنگام سخنرانی‌اش که از جلسه "گروه دوستان سودان" یاد نمود که به تاریخ 12 دسامبر 2019م، در شهر خرطوم دایره شده بود، تذکر دادیم؛ حال آن‌که "ماریان هاگان(Marian Hagan)" نیز به سودان خطاب نمود که بر منابع خارجی تکیه نکند. باور مان این‌ست و به حرف خود ایمان داریم که به اصطلاح دوستان سودان جز این‌که دشمنان قسم خورده سودان نباشند، دیگر هیچی نیستند، طوری‌که از حقیقت‌شان هویداست که آنان استعمارگران کافر اند، زیرا این دشمنی‌شان برخاسته از یک عقیده بی‌دریغ و راسخ آمده است؛ آیا به مصداق این قول الله سبحانه وتعالی باور ندارید که می‌فرماید:

﴿مَّا يَوَدُّ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ وَلَا الْمُشْرِكِينَ أَن يُنَزَّلَ عَلَيْكُم مِّنْ خَيْرٍ مِّن رَّبِّكُمْ وَاللَّهُ يَخْتَصُّ بِرَحْمَتِهِ مَن يَشَاءُ وَاللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيم﴾

[بقره: 105]

ترجمه: ‏كافران اهل كتاب و هم‌چنين مشركان، دوست نمی‌دارند خير و بركتی از جانب رب تان بر شما نازل گردد و به شما دست دهد، در حالی‌که الله(به خواست و آرزوی ايشان توجهی نمی‌كند و) به هركس كه بخواهد رحمت خويش را اختصاص می‌دهد و الله(سبحانه‌و‌تعالی) دارای فضل سترگ و بخشش بزرگ است.‏

 این‌گونه جلسات همواره دایر خواهد خواهد و اختتام خواهد یافت ولی نهایت امر و نتیجه نهایی‌اش وعده شیطان لعین خواهد بود، طوری‌که الله سبحانه وتعالی می‌فرماید:

﴿يَعِدُهُمْ وَيُمَنِّيهِمْ وَمَا يَعِدُهُمُ الشَّيْطَانُ إِلَّا غُرُوراً﴾

[نساء: 120]

ترجمه: شیطان به آن‌ها وعده‌ها(ی دروغین) می‌دهد؛ و به آرزوها، سرگرم می‌سازد؛ در حالی که جز فریب و نیرنگ، به آن‌ها وعده نمی‌دهد.

فلهذا، سودان هیچ نیازی به حمایت خارجی یا قرض مبنی بر ربا را ندارد و این کشوری‌ست که غنی از ثروت زیر زمینی(معادن) و ظاهری است. سودان مانند سایر سرزمین‌های اسلامی نیاز به یک مفکوره سیاسی صحیح دارد که نیرو و احساسات داخلی جوانانش را شعله‌ور نموده و از توانایی‌های‌شان برای" منفعت امت نه برای مصلحت و منفعت دشمنان‌اش" بهره‌برداری و استفاده نماید و این امر تحقق نمی‌یابد؛ مگر از طریق یک دولت ایدیولوژیک که عقیده امت همانا اسلام عظیم را تعجل و می‌سازد، این عقیده پایه اساسی برای استحکام دولت‌اش و راهنمایی صحیح برای معالجه‌اش می‌باشد و این امر تنها در دولت خلافت راشده ثانی بر منهج نبوت امکان پذیر خواهد بود. ‏بناً ای اهل سودان، دستان یاری تان را بر دستان شباب حزب التحریر قرار دهید تا این‌که گردن استعمار، حامیان و غلامان‌شان را قطع نموده و دولت حق، عدل و خیر را تأسیس نماید.

﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَجِيبُوا لِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُمْ لِمَا يُحْيِيكُمْ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَقَلْبِهِ وَأَنَّهُ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ﴾ [أنفال: 24]

ترجمه: ای مؤمنان! فرمان الله را بپذيريد، و دستور پيامبر او را قبول كنيد؛ هنگامی‌كه شما را به چيزی دعوت كند كه به شما زندگی (مادی و معنوی و دنيوی و اخروی) بخشد، و بدانيد كه الله ميان انسان و دل او جدائی می‌اندازد (و می‌تواند انسان را از رسيدن به خواست‌ها و آرزوهای دل باز دارد و او را بميراند و نگذارد عمر طولانی داشته باشد كه مهم‌ترين آرزوی دل هر انسانی است) و بدانيد كه همگان در پيشگاه الله(سبحانه‌و‌تعالی) گرد آورده می‌شويد (و به حساب و كتاب‌تان رسيدگی می‌گردد).‏

ابراهیم عثمان (ابو خلیل)

سخنگوی رسمی حزب التحریر ولایه سودان

مترجم: داکتر زکریا

ادامه مطلب...
  • نشر شده در فقهی

(ترجمه)

پرسش

در کتاب «تشکلات دولت خلافت» صفحۀ 16 چنین عبارتی آمده است: «نظام حکومت‌داری در اسلام، دموکراسی به معنای حقیقی آن نیست.» عبارت فوق یک نوع اختلاط بین نظام اسلام و دموکراسی را می‌رساند. ذکر کلمۀ «معنای حقیقی دموکراسی» چه فایده داشت؟ امید‌وارم در این ارتباط توضیح بدهید. الله به شما اجر نیکو نصیب نماید.

پاسخ

متن آمده در کتاب «تشکلات دولت خلافت» صفحۀ 16 این‌گونه می‌باشد: «نظام حکومت‌داری در اسلام، دموکراسی به معنای حقیقی آن نیست.» به این معنی که در دموکراسی قانون‌گذاری از آن مردم است، حلال و حرام، خوب و بد را مردم تعیین می‌کند؛ هم‌چنان به نام آزادی‌ها احکام شرعی تطبیق و تنفیذ نمی‌شود. کفار درک نموده‌اند که مسلمان‌ها دموکراسی را به معنای حقیقی آن هرگز نمی‌پذیرند. دولت‌های کافر استعماری (به ویژه امروز امریکا) تلاش دارد دموکراسی را درسرزمین‌های اسلامی تطبیق نماید. هدف آن‌ها درحقیقت گمراهی مسلمان‌ها است. دموکراسی را به مردم صرف وسیلۀ انتخاب حاکم معرفی می‌کنند؛ درحالی‌که اساسات آن؛ مانند: قانون‌گذاری، حلال و حرام ساختن برای بشر؛ نه برای پروردگار بشر را مبهم وپیچیده نگه‌می‌دارد. مردم را از حقیقت آن دور داشته که همانا سیادت انسان و قانون‌گذاری به اساس رأی اکثریت، حرام نمودن و حلال کردن، تعیین حسن و قبح و این‌که یک فرد در تمام اعمالش کاملاً آزاد است، می‌تواند شراب بنوشد، زنا کند، مرتد شود وبه مقدسات توهین و دشنام بدهد، این همه زیر نام دموکراسی انجام می‌شود که حقیقت دموکراسی است. پس یک مسلمانی‌که به اسلام ایمان دارد، چگونه جرئت دارد که بگوید دموکراسی جایز یا از اسلام است؟

اما موضوع انتخاب حاکم توسط امت؛ یعنی انتخاب خلیفه یک امر منصوص است. این‌که ذکر معنای حقیقی برای دموکراسی آن‌جا گفته شد به خاطری است که معنای حقیقی و اصطلاحی دموکراسی را پنهان کرده، صرف به انتخاب حاکم خلاصه می‌کنند؛ درحالی‌که معنای حقیقی آن چنین نیست. ولی انتخاب حاکم و بیعت به خلیفه چندین قرن قبل از غرب، در اسلام موجود بود.

برادرتان شیخ عطاء بن خلیل ابوالرشته

مترجم: بدرالدین حسینی

ادامه مطلب...
  • نشر شده در سیاسی

(ترجمه)

پرسش

در کتاب «تشکلات دولت خلافت» صفحۀ 16 چنین عبارتی آمده است: «نظام حکومت‌داری در اسلام، دموکراسی به معنای حقیقی آن نیست.» عبارت فوق یک نوع اختلاط بین نظام اسلام و دموکراسی را می‌رساند. ذکر کلمۀ «معنای حقیقی دموکراسی» چه فایده داشت؟ امید‌وارم در این ارتباط توضیح بدهید. الله به شما اجر نیکو نصیب نماید.

پاسخ

متن آمده در کتاب «تشکلات دولت خلافت» صفحۀ 16 این‌گونه می‌باشد: «نظام حکومت‌داری در اسلام، دموکراسی به معنای حقیقی آن نیست.» به این معنی که در دموکراسی قانون‌گذاری از آن مردم است، حلال و حرام، خوب و بد را مردم تعیین می‌کند؛ هم‌چنان به نام آزادی‌ها احکام شرعی تطبیق و تنفیذ نمی‌شود. کفار درک نموده‌اند که مسلمان‌ها دموکراسی را به معنای حقیقی آن هرگز نمی‌پذیرند. دولت‌های کافر استعماری (به ویژه امروز امریکا) تلاش دارد دموکراسی را درسرزمین‌های اسلامی تطبیق نماید. هدف آن‌ها درحقیقت گمراهی مسلمان‌ها است. دموکراسی را به مردم صرف وسیلۀ انتخاب حاکم معرفی می‌کنند؛ درحالی‌که اساسات آن؛ مانند: قانون‌گذاری، حلال و حرام ساختن برای بشر؛ نه برای پروردگار بشر را مبهم وپیچیده نگه‌می‌دارد. مردم را از حقیقت آن دور داشته که همانا سیادت انسان و قانون‌گذاری به اساس رأی اکثریت، حرام نمودن و حلال کردن، تعیین حسن و قبح و این‌که یک فرد در تمام اعمالش کاملاً آزاد است، می‌تواند شراب بنوشد، زنا کند، مرتد شود وبه مقدسات توهین و دشنام بدهد، این همه زیر نام دموکراسی انجام می‌شود که حقیقت دموکراسی است. پس یک مسلمانی‌که به اسلام ایمان دارد، چگونه جرئت دارد که بگوید دموکراسی جایز یا از اسلام است؟

اما موضوع انتخاب حاکم توسط امت؛ یعنی انتخاب خلیفه یک امر منصوص است. این‌که ذکر معنای حقیقی برای دموکراسی آن‌جا گفته شد به خاطری است که معنای حقیقی و اصطلاحی دموکراسی را پنهان کرده، صرف به انتخاب حاکم خلاصه می‌کنند؛ درحالی‌که معنای حقیقی آن چنین نیست. ولی انتخاب حاکم و بیعت به خلیفه چندین قرن قبل از غرب، در اسلام موجود بود.

برادرتان شیخ عطاء بن خلیل ابوالرشته

مترجم: بدرالدین حسینی

ادامه مطلب...

نوید بت؛ داعی ‌خلافت، سمبول مقاومت در برابر استعمار راج‌امریکایی، هشت سال می‌شود که در زندان سازمان‌های مخفی به سر می‌برد!

(ترجمه)

به تاریخ 11هم می، هشتمین سال می‌شود که نوید بت، سخن‌گوی رسمی‌حزب‌التحریر-ولایه پاکستان، اختطاف و در حبس غیر‌قانونی در زندان سازمان‌های مخفی زندانی شده است. در حالی‌که رژیم بجوا-عمران پیلوت هندی به نام ابیناندن؛ کسی‌که خطوط کنترول پاکستان را مختل ساخت تا بالایش حمله کند، صرف در ظرف یک روز رها کرد. رژیم پاکستان هم‌چنان زمینۀ دیپلوماتیک خاص را برای جاسوس و تروریست‌هندی به نام، کلبوشان جاذف مهیا ساخت تا با خانم‌اش ملاقات نماید. اما رژیم مزدور پاکستان، نوید بت را از هرگونه ارتباط با خانواده‌اش محروم ساخته است. الله سبحانه‌و‌تعالی فرموده است:

﴿مُّحَمَّدٌ رَّسُولُ اللَّهِ وَالَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ

[فتح: 29]

ترجمه: محمّد (صلی الله علیه و‌سلم) فرستادۀ خداست و کسانی‌که با او هستند، در برابر کفّار سرسخت و شدید و در میان خود مهربان اند.

افسوس که امور این غلامان حلقه‌به‌گوش امریکا (حکام مسلمین) چگونه برعکس شده است! آن‌ها همرای کفار، "دشمن الله سبحانه‌و‌تعالی و رسول‌اش صلی الله علیه و‌سلم" نرم، مهربان، علاقمند و در مقابل آن‌ها محسن اند؛ ولی برعکس با مسلمین، تند، خشن بوده و با مشت آهنین حتی با زبان بمب و آتش صحبت می‌کنند. در واقع این حکام به حدیث قدسیِ که پیامبر صلی الله علیه و‌سلم فرموده است، پشت کرده اند.

«إِنَّ اللَّهَ قَالَ مَنْ عَادَى لِي وَلِيًّا فَقَدْ آذَنْتُهُ بِالْحَرْبِ»

(بخاری)

ترجمه: الله (سبحانه‌و‌تعالی) می‌گوید: کسی‌که با ولیِ (دوست) من دشمنی کند، با وی اعلان جنگ می‌کنم!

نوید بت دارای 51 سال عمر، پدر چهار فرزند، پاسدار واقعی اسلام و فرزند شایستۀ تمجید امت اسلامی می‌باشد. وی چنان سیاست‌مدار ایدیولوژیکِ ا‌ست که بعد از احیای دولت خلافت در هر مقام و منصب می‌تواند به وجه احسن، مسئولیت‌اش را ادا کند. وی از جملۀ یکی از خانواده‌های نجیب کشمیری‌ست که در اسلام‌آباد ساکن است. نوید بت اجازۀ ورود برای ادامۀ تحصیل در پوهنتون/دانشگاه مشهور انجینری و تکنالوژی‌لاهور را دریافت نمود. وی صاحب چنان ذکاوتی بود که به پوهنتون/دانشگاه الینویس امریکا برای تکمیل تحصیلات‌اش فرستاده شد. وی در یکی از سکتور‌های خصوصی امریکا ایفای وظیفه می‌کرد که تصمیم گرفت تا به پاکستان باز‌گشته و جزء از مبارزه ‌جهانی برای تأسیس خلافت در سرزمین‌های اسلامی گردد.

نوید بت با تمایل و علاقمندی، زنده‌گی پر‌تجمل را رها کرد تا با ظلم خائنین مبارزه نماید. وی بدون خسته‌گی، خیانت حکام را در مقابل اسلام و مسلمین و غلامی آن‌ها را به امریکا بدون کدام ترس افشاء می‌نمود. نوید بت از طریق نوشتارِ صد‌ها اعلامیۀ مطبوعاتی، برگزاری ده‌‌ها کنفرانس‌مطبوعاتی، سیمینار‌ها، ملاقات و دیدار هزاران فرد صاحت‌نفوذ در جریان مبارزه‌اش، خیانت و ظلم حکام را بیش از حد برملا ساخت. وی در سر‌تا‌سر پاکستان سفر می‌نمود تا در مورد احیای دوبارۀ خلافت و ساختار دولت اسلامی مردم را آگاه و امیداوار به آیندۀ درخشان کند. در جریان مبارزۀ فکری و سیاسی‌اش، چندین بار بازداشت و زندانی گردید و بخاطر مقاوت و شجاعت‌اش در برابر ظلم، در قلوب مردم محبوب شد.

بگزارید روشن شود که در ماه فوریۀ 2018م رئیس کمیسیون افراد گم‌شده، قاضی جاوید اقبال، فرمان رهایی نوید بت را با تأئید محبوسیت وی در سازمان‌های مخفی، صادر نمود. نوید بت هنگامی اختطاف می‌گردد که رهبریی کمپاین حزب‌التحریر برای محاسبه شدید حکام را به عهده داشت. این کمپاین به خاطر رها‌سازی جاسوس و قاتل امریکایی "ریموند دویس" و ناکامیِ رژیم پاکستان برای توقف حملۀ امریکا بالای منطقه هیبت آباد، راه‌اندازی شده بود. این حادثات کاملاً غلامیِ حکام پاکستان به امریکا را برای همه آشکار نمود؛ ولی گویی این‌که چشمان مردمان دنیا‌دوست کور گردیده بود. حالا زمان آن است تا حکام با آزاد‌سازی فوریِ نوید بت از جرم خویش طلب توبه و استغفار نمایند. الله سبحانه‌و‌تعالی فرموده است:

﴿إِنَّ الَّذِينَ فَتَنُوا الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ ثُمَّ لَمْ يَتُوبُوا فَلَهُمْ عَذَابُ جَهَنَّمَ وَلَهُمْ عَذَابُ الْحَرِيقِ﴾

[بروج: 10]

ترجمه: کسانی‌که مردان و زنان باایمان را شکنجه دادند، سپس توبه نکردند، برای آن‌ها عذاب دوزخ و عذاب آتش سوزان است.

در واقع، برای رژیم بجوا-عمران کاملاً روشن گردیده است که با وجود ظلم بی‌شمار‌ش، حزب‌التحریر؛ نه سرعتِ مبارزه‌اش را کاهش و نه از آن دست کشیده؛ اما برعکس، نفوذ و تأثیر حزب‌التحریر به طور عام در میان مسلمین و به طور خاص در میان ارتش افزایش یافته است. در واقع، کسانی نزد مسلمین محبوب اند که به خاطر رضای الله سبحانه‌و‌تعالی و پیامبر صلی الله علیه و‌سلم مشکلات و شکنجه‌ها را تحمل می‌کنند و آن‌ها مخلصینِ امت و شایستۀ رهبریت هستند. در ماه مبارک رمضان، به درگاه الله سبحانه‌و‌تعالی دعا می‌کنیم که مانند یوسف علیه السلام، راه فرارِ نوید بت را از زندان خائنان و ظالمان مساعد سازد و با حاکمیت تمام آنچه وحی شده است، وی را عزت بخشد. در حقیقت، آن روز "حاکمیت اسلام" یقیناً که برای تمام ظالمین سخت خواهد بود، در حالی‌که عذاب آخرت آن‌ها نهایت شدید و تحمل ناپذیر است.

دفتر مطبوعاتی حزب‌التحریر-ولایه پاکستان

مترجم: عبدالله صالحی

ادامه مطلب...

الله متعال به قلب‏های مؤمنین چگونه نظر می‏کند!

(ترجمه)

از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود:

«إِنَّ اللَّهَ لاَ يَنْظُرُ إِلَى أَجْسَادِكُمْ وَلاَ إِلَى صُوَرِكُمْ وَلَكِنْ يَنْظُرُ إِلَى قُلُوبِكُمْ» وَأَشَارَ بِأَصَابِعِهِ إِلَى صَدْرِهِ» (رواه مسلم فی کتاب البر والصلة الأدب)

ترجمه: الله متعال به جسم‌ها و قيافه‏های شما نمی‌نگرد؛ بلکه به دل‏های شما نگاه می‌کند و (پیامبر صلی الله علیه وسلم) با انگشتان دست‌اش به طرف سینه خود اشاره کرد.

الله سبحانه وتعالی به قلب‎‏های ما نظر می‌کند؛ یعنی به ایمان ما، به دین‏ما، به اخلاق ما، به فعل ما و به نیت ما نظر می‏کند) و به جسدهای ما نظر نمی کند. لذا هدف از نظر در این‌جا  نظر محبت می‏باشد. الله سبحانه وتعالی ضمن نظرش از ما التزام و پابندی به شریعت‌اش را می‏خواهد و نظر مراقبت و ادراک نیست؛ زیرا الله سبحانه وتعالی به همه چیز علیم و داناست، هیچ چیز از وی پوشیده نیست. بناءً در این‌جا واضح می‏شود که الله متعال از ما عملی می‏خواهد که در آن خیر امور آخرت مرتب باشد؛ اگر دقت کنیم در می‏یابیم که الله سبحانه وتعالی اجساد و جمالی را که از آن‌ها امید خیر نمی‌رود مذموم معرفی نموده است و می فرماید:

﴿وَإِذَا رَأَيْتَهُمْ تُعْجِبُكَ أَجْسَامُهُمْ وَإِنْ يَقُولُوا تَسْمَعْ لِقَوْلِهِمْ﴾

[منافقون: 4]

ترجمه: هنگامی‌كه ايشان را می‌بينی، پيكر و سيمای‏شان تو را به شگفت می‌آورد (و به خود می‏گوئی: چه انسان‌های باوقار و برازنده‌ای!) و هنگامی‌كه به سخن در می‌آيند (به علّت حلاوت كلام‌شان) به سخنان‏شان گوش فرامی‏دهی!

با وجود اين جذبه سيما و گيرائی گفتار ایشان به چوب‌های تکیه شده توصیف شده اند: ﴿كَأَنَّهُمْ خُشُبٌ مُسَنَّدَةٌ﴾ یعنی گویا آنان تخته‌هائی هستند كه برديوار تكيه داده شده باشند (بی‏جان و بی‌ايمان، هيكل‌های میان‌خالی، درون‌های بی‌نور و صفا، نقش‌هائی بر در و ديوارها)؛ لذا جسدهای‌شان قوی، تنومند و طویل؛ اما نه به ستونی کارائی‏دارند و نه به پوشش سقفی.

برادران مسلمان!

در این حدیث رسول الله صلی الله علیه وسلم بیان نموده که تفاضل و برتری در بین انسان‏ها به صورت‌ها و اجساد متعلق نبوده، بلکه به چیزی مربوط است که توسط ایمان به الله در قلب‏های‏مان جا دارد و به پابندی احکام شریعت و خوف از الله سبحانه وتعالی مربوط می‌باشد.   

پس افسوس به‌حال مسلمانانی‌که گوسفندگونه در هرگوشه و کناری توسط حکام و دشمنان نامرئی ذبح شده و به قتل می‏رسند، هیچ بهانه‌ای نیست جز مسلمان بودن و این‏که می‌گویند رب ما الله است! وای به حال مسلمانانی‌که کفار ایشان را در مسیر دین‌شان فتنه‌انگیزی می‌کنند؛ کفاری‌که جنگ با اسلام و مسلمین را از یک قوس و زاویه پیش می‏برند! ای امتی‌که درهر صبح و شام رگ به رگ ذبح می‏شوید، پس کجاستند کسانی‌که برای خاموش ساختن این آتش جنگ و حمله‌های پراگنده و نامنظم دست بکار شوند؟ کجاستند کسانی‌که بخاطر تغییر هم‌چو وقایع و حوادث نیرومند و بزرگ اقدامی نمایند؟ و کجاستند کسانی‌که بخاطر اعاده دولت اسلام و خلافت راشده ثانی مسلمین به منهج نبوت کار کنند؟ دولتی‌که حقوق مسلمین را به اهلش اعاده نموده و حصول نماید و عالم را به نور احکام الله رب العلمین منور وروشن گرداند؟

اینجاست محل نظر گاه الله، اینست مفهوم و معنی: (ينظر إلى قلوبكم)، لذا می‌بینیم که در بین اصحاب رسول صلی الله علیه وسلم بلال حبشی وجود دارد که وی بنده سیاه‌پوستی است؛ اما الله سبحانه وتعالی به ایمانش نظر می‌کند؛ نه به جسدش؛ پس وی از اهل جنت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود:

يا بلال! (إنی أسمع خشخشة نعليك في الجنة)

یعنی ای بلال! من صدای نعل‌هایت را در جنت می‌شنیدم.

بار الها! با توفیق به اعاده حکم بما انزل الله از طریق دولت خلافت قلب‏های مان را مکانت نظرگاه رحمتت بگردان! اللهمَّ آمين آمين!

ادامه مطلب...
Subscribe to this RSS feed

سرزمین های اسلامی

سرزمین های اسلامی

کشورهای غربی

سائر لینک ها

بخش های از صفحه