- نشر شده در ویدیوها
خطبه جمعه استاد نعیم عوده (ابو بهاء)
بیت المقدس – سرزمین مبارک فلسطین
جمعه, ۱۳ جمادی الآخر ۱۴۴۱ه مطابق ۷ فبروری ۲۰۲۰م
برای معلومات بیشتر به لینک زیر مراجعه کنید
خطبه جمعه استاد نعیم عوده (ابو بهاء)
بیت المقدس – سرزمین مبارک فلسطین
جمعه, ۱۳ جمادی الآخر ۱۴۴۱ه مطابق ۷ فبروری ۲۰۲۰م
برای معلومات بیشتر به لینک زیر مراجعه کنید
(ترجمه)
پرسش:
السلامعلیکمورحمتاللهوبرکاته!
برادر محترم، اگر امکان دارد پرسشام را پاسخ دهید!
من یکجوان مسلمان مجردم، الله سبحانهوتعالی، اسلام و آنچه را که حبیب و سردار ما محمد صلیاللهعلیهوسلم آورده و تطبیقاش کرده، دوست دارم. در منطقهای زندگی میکنم که نه دین وجود دارد و نه اخلاق، از اسلام فقط نام و نشان برای ما مانده است و بس. شیوه تدریس در مدرسۀ ما مبارزه علیه اسلام است.
من نمیخواهم ازدواج کنم؛ چون مطمئنام که توانایی حفظ پسران و دخترانم را در مسیر اسلام ندارم؛ اگر ازدواج کنم گویا که قوغ آتش را در دستم گرفته باشم. اولادهای من به زودی چیزهایی را میآموزند که به ضررشان است؛ بدینصورت من وقت کافی برای تعلیمشان ندارم؛ چون شغلام به من اجازه نمیدهد؛ خانمم نیز به سبب شغلیکه دارد نمیتواند آنها را تربیه کند.
خلاصه: احادیث زیادی پیرامون اینکه ازدواج کردن نصف دین است موجود است و فعلاً هم آنها را خواندام. برعلاوه، حدیثی دیگری نیز موجود است که معنای آن این است: "مجردی فسق در امت است"؛ لهذا آیا این درست که اگر من ازدواج نکنم، دینام تکمیل نمیشود؟ میخواهم پاسخ آن را از شما دریافت کنم، درحفظ الله بوده و جنت نصیبتان باد!
برادر شما Абдуллах Ахъяров
من دو پرسش دارم:
1- میخواهم ازدواج کنم، دختری را پیدا کردهام که هیچ یک از نزدیکانش را نمیشناسم، تااینکه اجازۀ ملاقات با دختر را کمایی کنم، پدرش محافظ آن دختر است و او از شخصیت من چیزی نمیداند که اجازۀ دیدار با دخترش را برایم دهد. طبق معمول، ملاقات من با دختر در باغچهای عمومی و یا در قهوهخانه حاصل میشود. آیا همین ملاقات در خانۀ آنها بهتر و خوبتر نیست؟ مخصوصاً خواهران احساس تردد و دودلی میکنند، به عدم جدیت و باورشان در هنگام ملاقات دور از خانه ویا در قهوهخانه که باعث رد کردن ادواجشان میشود.
2- بسیاری از برادران در اینجا در قرم میخواهند ازدواج کنند؛ مگر بسیاری از خواهران برای اینکه درس و تدریس را منحیث سنت تکلیف خود قرار داده و آن را نسبت به ازدواج کردن ترجیح میدهند. در اینجا من دوست دارم سؤال داشته باشم که آیا نزد الله سبحانهوتعالی بهتر و خوبتر نیست که خواهران ازدواج را مقدم و مفضل نسبت به درسهایشان در کانونهای علمی سیکولاریزم بدانند؟
پاسخ:
عليكمالسلامورحمتاللهوبركاته!
در این دو سوال مشابهت و ارتباطی است پیرامون ازدواج و اهمیت آن، از این جهت جواب من به هردو سوال نزدیکترین تفاوت را دارد، الله سبحانهوتعالی شما را هدایت و در این امر مرا موفق بگرداند.
1- بدون شک که الله سبحانهوتعالی انسانها را از یک مرد و زن پیدا کرد و بین آنها موده و رحمت را بر وفق احکام شرعی تنظیم کرد، الله سبحانهوتعالی میفرماید:
﴿وَمِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْوَاجًا لِتَسْكُنُوا إِلَيْهَا وَجَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَرَحْمَةً إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ﴾
ترجمه: و یکی از نشانههای (دال برقدرت و عظمت) خدا این است که از جنس خودتان برای شما همسرانی را آفرید تا در کنار آنان (در پرتو جاذبه و کشش قلبی) بیارامید و در میان شما و ایشان مهر و محبت انداخت (و هریک را شیفته و دلباختۀ دیگری ساخت، تا با آرامش و آسایش، مایه شگوفائی و پرورش شخصیت همدیگر شوید و پیوند زندگی انسانها و تعادل جسمانی و روحانی آنها برقرار و محفوظ باشد.)؛ مسلماً در این (امور) نشانهها و دلائلی (برعظمت و قدرت خدا) است برای افرادیکه (درباره پدیدههای جهان و آفریدههای یزدان) میاندیشد.
2- بدون شک که اسلام عزیز به ازدواج تشویق میکند؛ پس ازدواج کنترلکنندۀ چشم، محافظ فرج، آرامکنندۀ نفس و حفاظتکنندۀ دین است.
- بخاری از عبدالله رضیاللهتعالیعنه خارج کرده که گفت: ما همراه با نبی کریم صلیاللهعلیهوسلم بودیم، او گفت:
«مَنِ اسْتَطَاعَ البَاءَةَ فَلْيَتَزَوَّجْ، فَإِنَّهُ أَغَضُّ لِلْبَصَرِ، وَأَحْصَنُ لِلْفَرْجِ، وَمَنْ لَمْ يَسْتَطِعْ فَعَلَيْهِ بِالصَّوْمِ، فَإِنَّهُ لَهُ وِجَاءٌ»
ترجمه: هرکه از میان شما توان ازدوج را داشته باشد؛ پس باید ازدواج کند؛ زیرا ازدواج کنترلکنندۀ چشم و محافظ فرج است و هرکه استطاعت ازدواج را ندارد، باید روزه گیرد؛ چون روزه، سپری برای طغیان آتش غریزه است.
- حاکم در مستدرک خود از أنس بن مالکٍ رضیاللهتعالیعنه روایت کرده که رسولالله صلیاللهعلیهوسلم گفت:
«مَنْ رَزَقَهُ اللَّهُ امْرَأَةً صَالِحَةً، فَقَدْ أَعَانَهُ عَلَى شَطْرِ دِينِهِ، فَلْيَتَّقِ اللَّهَ فِي الشَّطْرِ الثَّانِي»
ترجمه: کسی را که الله سبحانهوتعالی زن صالحه نصیب کند، بدون شک که الله سبحانهوتعالی به دیناش کمک میکند؛ پس بترسید از الله در بخش دوم زندگیتان. حاکم گفته، اسناد این حدیث صحیح است و ذهبی هم با صحت این حدیث موافق است.
3- سپس کسیکه ارادۀ ازدواج کردن را به خاطر عفت و پاکدامنی تکلیف خود میداند، آن شخص از جملهای سه شخصی است که الله سبحانهوتعالی برایش کمک میکند. احمد در مسندش از ابی هریره روایت کرده که رسولالله صلیاللهعلیهوسلم گفت:
«ثَلَاثَةٌ كُلُّهُمْ حَقٌّ عَلَى اللهِ عَزَّ وَجَلَّ: عَوْنُهُ الْمُجَاهِدُ فِي سَبِيلِ اللهِ عَزَّ وَجَلَّ، وَالنَّاكِحُ لِيَسْتَعْفِفَ، وَالْمُكَاتَبُ يُرِيدُ الْأَدَاءَ»
ترجمه: سه کسی است که کمکشان به الله سبحانهوتعالی است: مجاهد در راه الله سبحانهوتعالی، کسیکه در پی ازدواج و نکاح بوده و میخواهد عفت و پاکدامنی خود را حفظ کند و غلامیکه ضرورت به پول دارد تا خود را آزاد کند.
4- بدون شک که رسولالله صلیاللهعلیهوسلم نهی کرده کسی را که توانایی ازدواج کردن را دارد و ازدواج نمیکند. سَمُرَة بن جندب از رسولالله صلیاللهعلیهوسلم روایت میکند:
«أَنَّهُ نَهَى عَنِ التَّبَتُّلِ»
ترجمه: بدین معنا که رسولالله صلیاللهعلیهوسلم ما را از مجردی و عدم ازدواج منع کرده است.
ابن ماجه نیز این را روایت کرده است.
5- نبی کریم صلیاللهعلیهوسلم پدران را توصیه میکند که هرگاه کسی به شما قصد ازدواج را دارد که صاحب اخلاق و صاحب دین باشد ازدواجاش کنید، ترمذی از ابی هریره روایت میکند که رسولالله صلیاللهعلیهوسلم فرمود:
«إِذَا خَطَبَ إِلَيْكُمْ مَنْ تَرْضَوْنَ دِينَهُ وَخُلُقَهُ فَزَوِّجُوهُ، إِلَّا تَفْعَلُوا تَكُنْ فِتْنَةٌ فِي الأَرْضِ، وَفَسَادٌ عَرِيضٌ»
ترجمه: اگر کسیکه از دین و اخلاقش راضی هستید، برای خواستگاری از شما خواستگاری کرد، زن مورد نظر را به عقدش درآورید؛ و گرنه فتنه و فساد بزرگی در زمین به وجود خواهد آمد.
ابن ماجه این لفظ را خارج کرده:
«إِذَا أَتَاكُمْ مَنْ تَرْضَوْنَ خُلُقَهُ وَدِينَهُ فَزَوِّجُوهُ، إِلَّا تَفْعَلُوا تَكُنْ فِتْنَةٌ فِي الْأَرْضِ وَفَسَادٌ عَرِيضٌ»
ترجمه: اگر کسیکه از دین و اخلاقش راضی هستید، برای خواستگاری نزد شما آمد، زن مورد نظر را به عقدش درآورید؛ وگرنه فتنه و فساد بزرگی در زمین به وجود خواهد آمد.
همچنان رسولالله صلیاللهعلیهوسلم براین توصیه کرده که هرگاه میخواهید ازدواج کنید، زوجۀ صالحه و صاحب دین انتخاب نمایید که شوهر را احترام، اولاد را تربیه و خانه را بتواند حفظ کند. ابی هریره رضیاللهعنه از رسولالله صلیاللهعلیهوسلم روایت میکند که فرمود:
«تُنْكَحُ المَرْأَةُ لِأَرْبَعٍ: لِمَالِهَا وَلِحَسَبِهَا وَجَمَالِهَا وَلِدِينِهَا، فَاظْفَرْ بِذَاتِ الدِّينِ، تَرِبَتْ يَدَاكَ»
ترجمه: با یک زن به خاطر چهارچیزش ازدواج صورت میگیرد: به خاطر مال و دارائی، اصل و نسب، حسن و جمال و ایمان و دین، سعی کنید زن دیندار، انتخاب کنید تا زندگیتان رونق یابد.
7- اما مفهوم حدیث است که میگوید: "خطاکارترین و فاسقترین از امت، مجردها است" و این حدیث ضعیف است. احمد در مسندش ذکر کرده، مردیکه از أبی ذر نقل میکند که گفت: نزد رسولالله صلیاللهعلیهوسلم شخصی داخل شد که گفته شده عکاف بن بِشر تمیمی است؛ پس رسولالله صلیاللهعلیهوسلم برایش گفت:
«يَا عَكَّافُ، هَلْ لَكَ مِنْ زَوْجَةٍ؟» قَالَ: لا... قَالَ: «إِنَّ سُنَّتَنَا النِّكَاحُ، شِرَارُكُمْ عُزَّابُكُمْ...»
ترجمه: ای عکاف! آیا ازدواج کردهای؟ او گفت: نخیر، پس برایش گفت: بدون شک که نکاح از سنت ماست، بدترین و شرراندازترین شما مجردهای شماست... .
اسناد این حدیث به خاطر جهالت مرد راوی از أبی ذر ضعیف است. اضطرابیکه در اسنادش واقع شده این موضوع را طبرانی وغیره از طریق بن الولید و هردوی آنها از معاویه بن یحیی خارج کرده، او از سلیمان بن موسی، او از مکحول، او از غضیف بن حارث و او از عطیه بن بُسر که مهمل است. مازنی گفت: عکاف بن وداعۀ هلالی نزد رسولالله صلیاللهعلیهوسلم... پس ذکر کرد. این حدیثیکه معاویه بن یحیی و باقی آن را بن ولید نقل کرده، ضعیف است.
از این جهت مجردها در مجموع بدترین و شرراندازترین مردم نیستند؛ بلکه اشرارترین مجردها از سیرت و عملکردشان دیده میشوند.
خلاصه: رسولالله صلیاللهعلیهوسلم کسانی را که قادر به ازدواج هستند تشویق میکند، برای اینکه ازدواج محافظ دین، کنترلکنندۀ چشم و محافظ فرج است. همچنان رسولالله صلیاللهعلیهوسلم نهی کرده کسانی را که از ازدواج کردن دوری میجوید... و بر توست ای سائل، اگر توانایی داری توصیه میکنم ازدواج کن، یک زن صالحه را انتخاب کن، نهایت تلاشات را به خاطر تربیه اولاد صالح انجام ده، اخلاص به الله سبحانهوتعالی کن و رسولالله صلیاللهعلیهوسلم را تصدیق نمود و توکل داشته باش! به خواست الله سبحانهوتعالی قادر به تربیه اولاد نیکو و صالحه خواهید شد. الله سبحانهوتعالی همراه با صالحین است.
8: اما سوالیکه از جوان اوکراینی آمده، جواباش چنین است:
أ- نبی کریم صلیاللهعلیهوسلم وصیت کرده، کسیکه میخواهد با دختری خواستگاری و ازدواج کند، باید او را ببیند، قسمیکه ترمذی ذکر کرده است. از بکر بن عبدِالله المزنیِ از مغیره بن شعبه روایت کرده که او زنی را خواستگای کرد که رسولالله صلیاللهعلیهوسلم گفت:
«انْظُرْ إِلَيْهَا، فَإِنَّهُ أَحْرَى أَنْ يُؤْدَمَ بَيْنَكُمَا»
ترجمه: آن را ببین زیرا که او برایت شایستهتر است، براینکه بین هردوی شما پشیمانی پیش نیاید.
در بابی از محمد بن مسلمه، جابر، أبی حُمیدٍ، أبی هریره و أنس روایت است که این حدیث حسن است، حاکم هم صحیح شمرده و ذهبي هم موافق با این موضوع است.
لهذا این درست و مباح است که خواستگار خانهای دختردار رفته و هردو کف روی آن را ببیند؛ مگر خلوت کردن ویا همرای دختر بیرون رفتن اجازه نیست؛ زیراکه باهم اجنبی و نامحرماند. از این جهت از سوال شما متعجب شدم که میخواهی دختر را مطابق اسلام درخانهاش ببینی و اما وقتی برای تو گفتند که برای ملاقات و دیدار باهم یک جای بیرون بروید، آماده میشوی! پس درسوال شما اندکی مشکلات وجود دارد.
ب- اما آنچه که درسوال آمده: آیا این درست است که دختر درس دانشگاهیاش را نسبت به ازدواج ترجیح دهد؛ درحالیکه کسی به خواستگاریاش بیاید که او دارایی اخلاق و دین بوده باشد؛ لهذا درست است که به حدیث رسولالله صلیاللهعلیهوسلم عمل شود که ترمذی از أبی هریره رضیاللهعنه روایت کرده که رسولالله صلیاللهعلیهوسلم فرمود:
«إِذَا خَطَبَ إِلَيْكُمْ مَنْ تَرْضَوْنَ دِينَهُ وَخُلُقَهُ فَزَوِّجُوهُ، إِلَّا تَفْعَلُوا تَكُنْ فِتْنَةٌ فِي الأَرْضِ، وَفَسَادٌ عَرِيضٌ»
ترجمه: هرگاه کسیکه از دین و اخلاقش راضی هستید، برای شما خواستگاری کند، زن مورد نظر را درعقدش درآورید، وگرنه فتنه و فساد بزرگی در زمین به وجود خواهد آمد.
ابن ماجه به این لفظ ذکر کرده است:
«إِذَا أَتَاكُمْ مَنْ تَرْضَوْنَ خُلُقَهُ وَدِينَهُ فَزَوِّجُوهُ، إِلَّا تَفْعَلُوا تَكُنْ فِتْنَةٌ فِي الْأَرْضِ وَفَسَادٌ عَرِيضٌ»
ترجمه: ابن ماجه این لفظ را خارج کرده: اگر کسیکه از دین و اخلاقش راضی هستید، برای خواستگاری نزد شما آمد، زن مورد نظر را به عقدش درآورید؛ وگرنه فتنه و فساد بزرگی در زمین به وجود خواهد آمد.
در خاتمه، توصیه من برای کسیکه توانایی ازدواج کردن را دارد، این است که با زن صالحه ازدواج کند و این حسنۀ دنیا است، قسمیکه درعمدهالقاري شرح صحیحالبخاری از علی رضیاللهعنه نقل کرده، آمده است:
«الْحَسَنَة فِي الدُّنْيَا الْمَرْأَة الصَّالِحَة، وَفِي الْآخِرَة الْجنَّة» الواردة في الآية الكريمة: ﴿رَبَّنَا آتِنَا فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَفِي الْآخِرَةِ حَسَنَةً وَقِنَا عَذَابَ النَّارِ﴾
ترجمه: کار نیکو در دنیا ازدواج با زن صالحه و در آخرت جنت است؛ همانگونه آیه کریمه است که: پروردگارا، ما را در دنیا و آخرت از جملهای نیکوکاران بگردان و ما را از عذاب جهنم برهان!
مترجم: محمد حبیبی
(ترجمه)
عصر سهشنبه،۴ فبروری/فوریه ۲۰۲۰م، دونالد ترامپ، رئیس جمهور امریکا، در یک نمایش دیدنی و با همان تکبر همیشگیاش، در یک کنفرانس مطبوعاتی مشترک همراه با بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر دولت یهود، بر اتحاد محکم امریکا و دولت یهود، شناسایی بیت المقدس (اورشلیم) به عنوان پایتخت دولت غاصب یهود، حفظ توافقنامهها، افزایش شهرکسازیهای این دولت، و تسلطاش بالای اکثر نقاط دره اردن تأکید کرد. او به حکومت فلسطین وعده داد که با قبول این شرایط ۵۰ میلیارد دالر را تا چهار سال آینده به رگهای این دولت ضعیف تزریق خواهد کرد، حالآنکه این مبلغ نیز توسط کشورهای منطقه پرداخت خواهد شد. همچنان، وی با این ادعا که "تروریزم اسلامی" دشمن مشترک امریکا و کشورهای منطقه است، نفرتاش نسبت به اسلام را آشکار کرد.
بناءً موقف ما در قبال این بیانیه چنین است:
اسلامیکه امریکا و یهود در برابرش خصومت دارند و از آن میترسند، به اذن و اراده الله سبحانه وتعالی، دولت یهود را ریشهکن خواهد کرد، جهان را از استکبار امریکا و استبداد نظام سرمایهداری نجات خواهد داد و انصاف و عدالت را در زمین جایگزین بیعدالتی و شرارت خواهد کرد. بناءً دیر نیست، امتیکه الله سبحانه وتعالی برای حمل وحی و پیاماش برگزیدهاست، سر از سرکوب بلند کنند و روشنی هدایت را به جهانیان برسانند. آنگاه ترامپ و همدستانش شدت ارادۀ مؤمنان را نظاره خواهند کرد، همان چیزیکه آنان را زمینگیر و از حاکمیت اسلام محروم کرد و این اتفاق به زودی و به اذن الله سبحانه وتعالی رخ خواهد داد.
﴿إِنَّ الَّذِينَ يُحَادُّونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ أُولَئِكَ فِي الْأَذَلِّينَ * كَتَبَ اللَّهُ لَأَغْلِبَنَّ أَنَا وَرُسُلِي إِنَّ اللَّهَ قَوِيٌّ عَزِيزٌ﴾
(مجادله: ۲۰ – ۲۱)
ترجمه: کسانیکه با الله (سبحانه وتعالی) و رسولاش (صلی الله علیه و سلم) دشمنی میکنند، آنها در زمرۀ ذلیلترین افراد اند. الله (سبحانه وتعالی) چنین مقرر داشته که من و رسولانام پیروز میشویم؛ چراکه الله (سبحانه وتعالی) قوی و شکستناپذیر است.
نمایش دیدنی که ترامپ و نتنیاهو در آن ظاهر شدند، این سخنان او سبحانه وتعالی را برایمان یادآوری میکند:
﴿وَالَّذِينَ كَفَرُوا بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ﴾
(أنفال: ۷۳)
ترجمه: کسانیکه کافر شدند، اولیاء (و یاران و مدافعان) یکدیگر اند.
این آیت حقیقت کسانی را آشکار میکند که خودشان را در گرو امریکا، روسیه و کشورهای کفری گذاشتهاند و قصد فریب الله سبحانه وتعالی و پیامبرش صلی الله علیه وسلم را دارند؛ او سبحانه وتعالی میفرماید:
﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا الْيَهُودَ وَالنَّصَارَى أَوْلِيَاءَ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ وَمَنْ يَتَوَلَّهُمْ مِنْكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ * فَتَرَى الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ يُسَارِعُونَ فِيهِمْ يَقُولُونَ نَخْشَى أَنْ تُصِيبَنَا دَائِرَةٌ فَعَسَى اللَّهُ أَنْ يَأْتِيَ بِالْفَتْحِ أَوْ أَمْرٍ مِنْ عِنْدِهِ فَيُصْبِحُوا عَلَى مَا أَسَرُّوا فِي أَنْفُسِهِمْ نَادِمِينَ﴾ (مائده: ۵۱ – ۵۲)
ترجمه: ای کسانیکه ایمان آوردهاید! یهود و نصاری را ولی (و دوست و تگیهگاه خود،) انتخاب نکنید. آنها اولیای یکدیگر اند و کسانی از شما که با آنان دوستی کنند، از آنها استند. الله (سبحانه وتعالی) جمیعت ستمکار را هدایت نمیکند. (ولی) کسانی را که در دلهایشان بیماری است، میبینی که در (دوستی با آنان) بر یکدیگر پیشی میگیرند و میگویند: «میترسیم حادثهای برایمان اتفاق بیفتد (و نیاز به کمک آنها داشته باشیم!!)» شاید الله (سبحانه وتعالی) پیروزی یا حادثۀ دیگری را از سوی خود (به نفع مسلمانان) پیش بیاورد؛ و این دسته، از آنچه در دل پنهان داشتند، پشیمان گردند.
اعلامیههای ترامپ و راهحلهای بینالمللی گذشته، جز کفهایی نیست که به زودی ازبین خواهد رفت. خلافت و اردوها/ارتشهای مسلمانان با زیر پا کردن این اعلامیۀ ترامپ و راهحلهای بینالمللی، در یک بیتالمقدس آزاد پای خواهند گذاشت، بیتالمقدس را جزء دارالاسلام و پایتخت دولت خلافت اعلام خواهند کرد و فلسطین برای همیش سرزمین مقدس مسلمانان باقی خواهد ماند.
ترامپ برای تطبیق معاملهاش یک ضربالأجل چهارساله وضع کردهاست؛ زیرا امریکا، یهودیان و دشمنان اسلام برای تطبیق برنامههایشان بهدنبال ایجاد فضایی اند که مردم را به پذیرش طرحهایشان، خواه به رضا یا اجبار، مجبور کند و ابزار اصلیشان در این امر حکام مزدور و دستگاههای سرکوبگرشان میباشد. آنان برای پذیرش توافقنامۀ اوسلو، فضایی را ایجاد کردند که آن را همچون یک دستآورد ملی جلوه میدهد، درحالیکه آن یک خیانت عظیم است و همینگونه میخواهند فضایی را ایجاد کنند که مردم به سرسپردن به برنامههای غرب مجبور شوند. بناءً امریکا در این خصوص نه بالای محمود عباس، بل بالای تازهکارهای دیگر حساب باز میکند و شاید نقش او را نیز، همچون پیشینیاناش، به آخر خط برساند.
بنابرین، مردم باید نسبت به توطئههاییکه علیهشان برنامهریزی میشود، هوشیار باشند و آگاه باشند که مبادا توسط حکام مزدور بیشرم، مخصوصاً سران حکومت خودگردان فلسطین، به گمراهی کشیده شوند. امریکا و یهودیان مصروف حساب باز کردن روی مزدورانی خوشخدمتتر اند، اما درصورتیکه برنامههایشان به پاکسازی و نصب مزدورانی جدید نیاز داشتهباشد، آنان لحظهای درنگ نخواهند کرد. در واقع، این حکام جنایتکار چیزی جز ابزار دست استعمارگران نیستند.
پذیرش این جنایات و هموار کردن راه برای چنین توافقنامهها، بزرگترین خیانتی است که حکومت فلسطین و سازمان آزادیبخش فلسطین با امضای توافقنامۀ فاجعهبار اوسلو، و رژیمهای عربی با تلاشهای تحقیرآمیزشان برای سازشگری با اشغالگران مرتکب شدهاند. پس از توافقنامۀ اوسلو، تعداد توافقنامهها و سرزمینهای مصادره شده بهطور قابل ملاحظهای افزایش یافتهاست و ما نیز مسلمانان را در خصوص این خیانت، که مستقیماً به براندازی قضیۀ فلسطین و قدرتگیری دولت یهود در این سرزمین مقدس منجر خواهد شد، هشدار دادهایم.
در واقع، نه حکومت خودگردان فلسطین و آنعده رژیمهاییکه صدای اعتراض بلند کردند، در ادعایشان جدی اند، و نه این اعتراضات برخواسته از محبتشان نسبت به این سرزمین و مقدساتاش میباشد؛ بلکه آنان با این کار تعهدشان را به راهحل دو دولت و زندگی صلحآمیز در کنار دولت یهود تصدیق میکند. در حقیقت، یا این اقدامات بیشتر شکل اعتراضات رسانهای را دارد تا وفاداری سیاسیشان را با روشی متفاوت به امریکا اظهار کنند و یا اعتراضات نمایشی است که در عقباش راهکارهای حیلهگرانۀ سیاسی استعمارگران تطبیق میشود. عربستان سعودی و سایر رژیمهای مزدور به دروغ ادعا میکند که ما در کنار "مردم فلسطین" استیم، حالآنکه آنان ابزاری در دستان امریکا و اروپا برای حاکمیت یافتن بر امت و قدم گذاشتن در خلاف منافعشان میباشند. در واقع، برای کسانیکه ۷۸ درصد فلسطین را قبلاً به یهود تسلیم کردند، واگذاری نصف کرانۀ باختری و پذیرش این معاملۀ ننگین کار دشواری نخواهد بود.
بایستی عدم پذیرش این معاملۀ خفتبار ناشی از اصول و دکتورین امت باشد، یعنی طرحهایی همچون: راهحل دو دولت، یا راهحل یک دولت و یا تمام راهحلهای پیشنهادی رد شود و یگانه راهحل شرعی در خصوص این قضیه، که همانا آزادی کامل فلسطین و بازگشتاش به آغوش امت مسلمه میباشد، دنبال گردد.
خلاصۀ کلام، خطاب به امت مسلمه، مردم فلسطین، مخالفان و جنبشها! اینکه:
اولاً، امریکا و یهودیان نمیتوانند معاملۀشان را بدون دادن قربانی، کشتار و خسارت حمل کنند تا مردم سر به پذیرش برنامههایشان نهند. بناءً فریب این مزدوران را نخورید و منتظر همکاری روسیه و اروپا نباشید، اینان نیز دقیقاً همانند امریکا و یهودیان دشمن شما اند.
ثانیاً، اسلام نخستین قضیۀ شما، منبع عظمتتان و راهی به سوی خوشنودی پروردگارتان میباشد، طوریکه از آن طریق بر جهان حاکمیت خواهید کرد و بهشتی را به میراث خواهید برد که وسعت آن به وسعت آسمانها و زمین است. یگانه پاسخیکه میتوان به امریکا، یهودیان و برنامههایشان داد این است که سریعاً به ریسمان محکم الهی چنگ بزنیم و از دشمنان اسلام، توافقنامهها، راهحلها و مزدورانشان دوری کنیم. ما از شما میخواهیم تا یکجا با کسانی کار کنید که به دنبال حمایت امت مسلمه و ارتشهای مسلمانان برای تأسیس خلافت و آزادی بیتالمقدس اند، پس به نصرت الله سبحانه وتعالی، دین و امتتان ایمان داشته باشید.
﴿إِنَّا لَنَنْصُرُ رُسُلَنَا وَالَّذِينَ آمَنُوا فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَيَوْمَ يَقُومُ الْأَشْهَادُ * يَوْمَ لَا يَنْفَعُ الظَّالِمِينَ مَعْذِرَتُهُمْ وَلَهُمُ اللَّعْنَةُ وَلَهُمْ سُوءُ الدَّارِ﴾
(غافر: ۵۱ -–۵۲)
ترجمه: ما به یقین پیامبران خود و کسانی را که ایمان آوردهاند در زندگی دنیا و (در آخرت) روزیکه گواهان به پا میخیزند یاری میدهیم. روزیکه عذر خواهی ظالمان سودی به حالشان نمیبخشد، و لعنت الله (سبحانه وتعالی) برای آنها، و خانه (و جایگاه) بد نیز برای آنان است.
دفتر مطبوعاتی حزبالتحریر – سرزمین مقدس فلسطین
مترجم: محمد حارث پویا
(ترجمه)
امروز ما کمپاین/کارزار رسانهای جهانی را که توسط دفتر مرکزی مطبوعاتی حزبالتحریر به دستور عالم فرزانه شیخ عطاء بن خلیل ابوالرشته حفظه الله راهاندازی گردید، پایان میدهیم. به مناسبت سالگرد هجری فتح قسطنطنیه تحت عنوان: "فتح قسطنطنیه بشارتی که محقق گردید... باید توسط بشارات دنبال شود!" این کمپاین/کارزار به همکاری شباب حزبالتحریر و حامیان دعوت به سوی تأسیس خلافت راشدۀ ثانی بر منهج نبوت در سراسر جهان راهاندازی شد.
در نخست این کمپاین/کارزار با سخنرانی امیر حزبالتحریر حفظه الله آغاز شد که طی آن وی اهمیت این سالگرد و سه دلیلی آتی در خصوص راهاندازی این کمپاین /کارزار را بیان کرد:
- یادآوری به مردم از این رویداد و اینکه اگر امت اسلامی به اسلام چنگ بزند، چگونه میتواند از سایر کشورها بهتر عمل نموده و پیشی گیرد؛
- تذکر اینکه بشارت فتح قسطنطنیه باید بر اساس بشارت بازگشت دوبارۀ خلافت دنبال شود و سپس انجام بشارت فتح روم و نبرد علیه یهود و شکست دادن آنها به بدترین شکست؛
- ندای حزبالتحریر برای ازسرگیری دوبارۀ خلافت در میان امت پیوسته ادامه دارد؛ هرچند از بیداری این عزم کفار و مریضدلان خدعهگر خشمگین گردند.
این کمپاین / کارزار به ادامۀ یک سلسله از فعالیتها توسط حزبالتحریر در 24 ولایه در سطح جهان صورت گرفت. کمپاین / کارزار مذکور به اشکال گوناگون در قالب کنفرانس، وانتهای جمعی، پیامهای تصویری، سمینارها و سخنرانیها، گفتگوها در مساجد، مکالمات در بازارها و محلات عامه، مصاحبههای زنده، مقالات و بیانیهها و تعدادی از رسانهها که این رویدادها را پوشش دادند، صورت گرفت. وقایع مذکور در مقابل بسیاری از بناهای تاریخی اسلامی مبتنی بر این کمپاین / کارزار از جمله دیوارهای قسطنطنیه در استانبول، آرامگاه ابو ایوب انصاری رضی الله عنه و صحنهای مسجد مبارک الاقصی و شهر صفاقس یکی از شهرهای خلافت عثمانی در تونس برگزار گردید.
از خلال مذاکرات در خصوص این سالگرد بزرگ میتوان درسهای آموخت؛ از جمله پس از بشارت فتح قسطنطنیه بشارت فتح روم و آزادسازی بیتالمقدس میباشد و این دو بشارت بسا بزرگ محقق نخواهد شد؛ مگر اینکه به بشارت بازگشت خلافت راشدۀ ثانی بر منهج نبوت نایل آییم و اینکه سلطان محمد فاتح برخلاف کسیکه ادعای مالکیت میراث عثمانیها را کرده و سپس نیروهایش را در آغوش ناتو قرار میدهد و آنها را به خاطر اهداف امریکا در لیبی قربانی میکند؛ تمام توجه خود را به مسئلۀ مهمی چون فتح قسطنطنیه معطوف کرد که بنام فتح قسطنطنیه یاد میشود؛ زیرا محمد فاتح کسی بود که فکرش جز به مسئله فتح به چیزی دیگری مشغول نشد و جز سخن از فتح به زبان نمیآورد و بر هیچ یک از اصحاب خود اجازۀ سخن گفتن نمیداد؛ مگر در مورد فتح. با حاکمیت این حکام خائن و بیکفایت که پیوسته به کفار دست کمک و همکاری دراز کردند و با جنایتکاران قاتل و خونخوار روسی، انگلیسی و امریکایی دست تکان دادند و آنها را در همه حالت همکاری کردند و بر الله سبحانهوتعالی و رسول الله صلی الله علیه وسلم خیانت و غدر ورزیدند و امانتشان را خیانت کردند هرگز این دین به فتح و پیروزی نخواهد رسید و نیز شهرهای آن آزاد نخواهد شد.
فلهذا شباب حزبالتحریر - سرزمین مبارک فلسطین، از حیاط مسجدالاقصی در میان هزاران تنیکه جمع شده بودند، از نیروهای مسلمانان خواستار آن شدند که برخاسته و یکجا باهم به احیای دوبارۀ خلافت راشدۀ ثانی و آزادسازی بیتالمقدس مبادرت ورزند. در همایشیکه بر این مناسبت توسط حزبالتحریر- ولایه سودان برگزار شده بود، از اهل قدرت در سودان خواسته شد که به حزبالتحریر نصرت دهند تا باشد که آنها و امت اسلامی را از اطاعت و انقیاد کفار استعمارگر رهایی بخشد.
حزبالتحریر با رهبری، شباب و حامیاناش تلاش زیادی را در راستای احیای این سالگرد بزرگ انجام داد تا بر امت اسلامی و اهل قدرت گوشزد نماید که بازگشت خلافت اسلامی بر منهج نبوت موجب عزت و شکوهی همسان با عزت و شکوه محمد فاتح و لشکریاناش خواهد بود.
بنابر این، ما در دفتر مرکزی مطبوعاتی حزبالتحریر بر هر مسلمانیکه در رسانهها کار میکند و خود را محافظ اسلام قلمداد میکند، پیام ویژهای داریم که باید در خصوص پخش و نشر این امر خطیر که خوشنودی و رضایت الله سبحانهوتعالی را در قبال دارد، مشارکت نموده و به نوبۀ خود در امر فراخوانی به سوی بازگشت عزت و شکوه مسلمین یعنی دعوت به سوی احیای خلافت راشدۀ ثانی بر منهج نبوت سهیم شده و تکلیف خویش را انجام دهد!
﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَجِيبُوا لِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُمْ لِمَا يُحْيِيكُمْ ۖ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَقَلْبِهِ وَأَنَّهُ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ﴾
[انفال: ٢٤]
ترجمه: ای کسانیکه ایمان آوردهاید! دعوت الله و پیامبر را اجابت کنید؛ هنگامیکه شما را به سوی چیزی میخواند که شما را حیات میبخشد! و بدانید الله میان انسان و قلب او حایل میشود، و همه شما (در قیامت) نزد او گردآوری میشوید!
انجنیر/مهندس صلاحالدین عضاضه
رئیس دفتر مطبوعاتی مرکزی حزبالتحریر
مترجم: حذیفه مستمر
گروه طالبان در نوشتهی که منعکس کننده دیدگاه رسمی آنها است بیان داشتهاند که این گروه تمام مسئولیتهای خود را در جریان مذاکرات صلح انجام داده، ولی امریکا با «خواستهای تازه، ملاحظات و بهانهها» گفتوگوها را به درازا میکشاند. قبل از این نیز سخنگوی این گروه در واکنش به گفتههای وزیر خارجه امریکا گفته بود: «آقای پومپئو برف بام خود را بر بام ما نیندازد.»
دفتر مطبوعاتی حزبالتحریر ـ ولایه افغانستان ذکر نکات ذیل را در پیوند به درازا کشیدن پروسهی صلح، مهم و ضروری میپندارد:
یکم: امریکا تلاش دارد تا امضای موافقتنامه صلح را به بهانههای مختلف به یک فرصت مناسب به تعویق بیاندازد تا تیم ترامپ از امضای آن منحیث یک بمب تبلیغاتی در فضای کمپاینی انتخابات امریکا استفاده نماید. طوریکه ترامپ از کشتن ابوبکر البغدادی، قاسم سلیمانی و معامله قرن برای جلب حمایت افکارعامه در انتخابات پیشرُو استفاده تبلیغاتی نمود.
دوم: امریکا و گروه طالبان دارای دو دیدگاه متفاوت نسبت به موافقتنامه صلح میباشند. مسلمانها عهد و پایبندی به عهد را یک ارزش بسیار مهم اسلامی دانسته و به همین ملحوظ جانب طالبان در فکر موافقتنامهی واقعی و مصالحه میباشند. اما امریکا توافق و عهد را چانس و فریب تلقی نموده و سیاست امریکا بهخصوص در زمان مذاکرات با دولتها و گروهها براساس فریب، تزویر و عهدشکنی استوار میباشد. در چنین سیاستی صداقت و پایبندی به عهد معنایی ندارد. بیجهت نیست که امریکا عهدشکنترین دولت جهان لقب گرفته است. با در نظرداشت موقفهای اخیر امریکا و چگونگی پیشبرد گفتوگوهای صلح چنین بر میآید که امریکا خواهان صلح واقعی در افغانستان نبوده، بلکه علیه حرکت طالبان توطئه و دسیسه میکند.
سوم: مذاکرات صلح منحیث تاکتیک سیاسی کوتاهمدت میباشد که امریکا توسط آن میخواهد برای خود وقت خریداری کند تا شکستاش را در افغانستان پنهان نماید. امریکا این را خوب میداند که صبر و استقامت طالبان در میدان جنگ به ضررش تمام میشود. روی همین ملحوظ امریکا گروه طالبان را در میدان سیاست، دیپلوماسی و مذاکرات کشانده که خود بر آن مسلط و فایق است و به میل خودش گاهی مذاکرات را "مرده" اعلام میکند و گاهی به میز مذاکره برگشته و شرط آتشبس را میگذارد.
چهارم: طالبان به جای اعتماد به امریکا و پیشبرد گفتوگوهای صلح فوراً مذاکرات را متوقف نموده و از آن خارج شوند و در عوض، تداوم مبارزه و صبر آنان در میدان عملی علیه اشغال امریکا پیروزی آنها را تضمین خواهند کرد؛ و این یگانه میدانیست که امریکا نمیتواند بر آنها فایق آید. زیرا شواهد زیادی از شکستِ سیاسی، اقتصادی و نظامی امریکا در جهان و منطقه به ویژه در افغانستان دیده میشود. پس طالبان نباید فریب دیپلوماسی امریکا را در پروسه کاذب صلح بخورند، بلکه به مبارزه خود علیه اشغال ادامه دهند.
دفتر مطبوعاتی حزبالتحریر - ولایه افغانستان
جوبایدن از کاندیدان حزب دموکرات و معاون پیشین بارک اوباما رئیسجمهور امریکا، در یکی از مناظرات میانحزبی گفته است:«من کاملاً مخالف مفکوره ملتسازی در افغانستان بودم. تنها کاری که باید انجام دهیم مبارزه علیه تروریزم در آن منطقه است... هیچ امکان متحد ساختن این کشور وجود ندارد، هیچ امکان این وجود ندارد که افغانستان به کشور یکپارچه مبدل شود.»
دفتر مطبوعاتی حزبالتحریر ـ ولایه افغانستان این سخنان را با شدیدترین الفاظ محکوم نموده و اذعان میدارد که مردم این سرزمین همیشه علیه اشغال و برنامههای استعماری واحد و یکپارچه بودهاند. در مقابل، این ملتسازی و راهحلهایی مبتنی بر اندیشه ملت است که پیامآور تفرقه و چند پارچگی میباشد. جوبایدن زمانی از این نسخهی پوسیده و ناکارا منحیث نسخه وحدت و یکپارچگی یادآوری میکند که مفکورهی دولت ـ ملت سبب شده که مسلمانان سپر و عظمت خود را که همانا دولت واحد خلافت بود از دست داده و به واحدهای کوچک و کوچکتری تقسیم شده است.
در واقع جوبایدن از راهحلی صحبت میکند که برای تولیدکنندگان این اندیشه نیز کارا نبودهاست. این ملتگرایی نیست که ایالتهای امریکا را وحدت بخشیده، بلکه این سیاست دشمنتراشی و ترس از دشمن بیرونی میباشد که امریکا را متحد ساخته است. چنانکه در دهههای اخیر امریکا، اسلام را منحیث تهدید به مردمش معرفی میکند و جنگ علیه اسلام را تحت نام "جنگ علیه تروریزم" به راه انداخته تا باشد همه ایالتها در محور حکومت مرکزی جمع شوند؛ در غیر آن امریکا بسیار زود به بیش از پنجاه پارچه تقسیم میشد.
غرب سالهای سال به شیوههای متفاوتی خواسته است که ما کوچک و کوچکتر شویم، و به این هدف برنامهها و نقشههای مختلف تجزیه را روی میز به بحث گرفته است. اما مردم مسلمان افغانستان با قوت تمام به این برنامهها نه گفته و همچو پلانهای شوم آن را خنثی نمودهاند.
مسلمانان هیچگاهی بر محور راهحلهای که از آدرس مبدأ اسلام نباشد جمع نخواهند شد. برای همین است که پروژههای ملی و دولت ـ ملتسازی در میان مسلمانان ناکام بوده و محکوم به شکست است. از اینرو تنها راهحلی که مسلمانان را وحدت و عزت میبخشد اسلام و مفکورهی امت اسلامی است. مسلمانان تنها با تمثیل امت واحد و تأسیس دولت خلافت راشده به عظمت و شکوه خویش باز خواهند گشت و بس.
دفتر مطبوعاتی حزبالتحریر - ولایه افغانستان
(ترجمه)
به تاریخ 4 فوریۀ 2020م مجلس شورای ملی با ابراز تعاون و همدردی قطعهنامۀ دیگری را به منظور حمایت از قضیۀ کشمیر به تصویب رساند. قطعهنامههای بیشمار، سخنرانیها در سازمال ملل و درخواستها از ترامپ هرگز نتوانست به محاصرۀ شش ماهۀ کشمیر اشغالی پایان دهد. در واقع کسانیکه در انتخابات عمومی هند برای برنده شدن مودی دعا نموده و از وی حمایت کردند، فریاد صلحخواهی سر میدهند و در برابر تجاوز هند محدودیت اعمال میکنند؛ قطعاً که امروز جلو گلولههای مرگبار هند را نخواهند گرفت و آن را توقف نخواهند داد. علیرغم این، رهبری سیاسی و نظامی که پیوسته برای تأمین منافع کفار حرکت میکند؛ هرگز به نیروهای ما دستور عبور از خط کنترول را نخواهد داد.
پس یگانه راهحل برای کشمیر اشغالی این است که نیروهای ما باید از خط کنترول عبور نموده؛ طرح مودی، آمیت شاه، ژنرال بیپین راوت و اجیت دووال را به منظور آزادیسازی کشمیر زیر پا کنند؛ چون در خلال این شش ماه آزادسازی کشمیر اشغالی از زیر بار اشغال هندو برای همیشه نیازمند چنین امریست. مدتهاست که مسلمانان کشمیر منتظر اقداماتی چون اقدام 27 فوریۀ 2019م استند که رهبری افراطی هندو را وحشتزده ساخت. بناءً چی خوب مسیرتی را به بار خواهد آورد وقتیکه نیروهای مسلح پاکستان کشمیر را آزاد کنند؟ هند هرگز آماده جنگ با پاکستان نخواهد شد و نه هم میتواند خطر جنگ هستهای را بپذیرد؛ چون اگر این کار را کند، به عصر حجر بر میگردد. هند به خاطر حفظ اشغال کشمیر هرگز بمبئی، کلکته، چنای، احمد آباد، دهلی جدید و بهار را قربانی نمیکند. پس از هر جنگ با پاکستان، هند طعمۀ آسانی برای دشمن شرقی خود یعنی چین خواهد شد و به فروپاشی خود تسریع میبخشد و این گونه از هم میپاشد.
آیا آنانیکه خود را در عقب یک اقتصاد ضعیف پنهان کردهاند، نمیدانند که چگونه مقاومت افغانها 42 کشور همپیمان را بدون داشتن یک اقتصاد چند میلیارد دلاری به زانو در آورده است؟ قبل از شکست اتحاد جماهیر شوروی درآمد سرانۀ افغانستان چی بود؟ میزان صادرات دولت مدینه هنگامیکه اتحاد عرب را در غزوۀ خندق از هم گسست چی بود؟ ذخایر ارزی خارجی دولت مدینه هنگامی رویارویی با امپراطوری روم چگونه بود؟ اگر از اقتصاد به عنوان بهانهای برای تسلیمی منافع استفاده شود؛ آیا تضمینی وجود دارد که رژیم بجوا-عمران نیروهای ما را در برابر حملات احتمالی هند به اسلامآباد و لاهور بسیج سازد؟ این حاکمان پس از آنکه پایههای اقتصاد پاکستان را متزلزل ساختند و کلیدهای آن را به صندوق بینالمللی پول واگذار کردند، خود را در عقب این اقتصاد ضعیف پنهان کردند. کاملاً واضیح است که این حاکمان به غیر از لفاظی و سخنپردازی هیچگونه برنامۀ عملی برای آزادسازی کشمیر اشغالی ندارند. از اینرو، برای افسران مخلص مسلح پاکستان لازم است که حاکمان مزدور و خائن فعلی را ریشهکنساخته و برای تأسیس دوبارۀ خلافت راشدۀ ثانی بر منهج نبوت به حزبالتحریر نصرت دهند. این خلافت واقعی اسلامی است که برای آزادسازی تمام سرزمینهای اشغالشده منجمله کشمیر اشغالی از طریق جهاد مبادرت میورزد. در نظام خلافت خلیفه مسلمین از رژۀ لشکر اسلام در دهلی، لاهور و کابل بازرسی میکند. پس ای شیران پاکستان، منتظر چی استید؟ بشتابید و قلمرو ما را با زور از دولت هندو بازپس گیرید. بدانید که پس از تأسیس دوبارۀ خلافت این تنها شما استید که قادر به انجام این کار خواهید بود؛ لذا برای نابودی این حاکمان گمراه و خائن دست به کار شده و همین حالا به اسلام نصرت دهید.
دفتر مطبوعاتی حزبالتحریر- ولایه پاکستان
مترجم: حذیفه مستمر
ترجمه)
پس از اظهار نظر -سایر افراد- در مورد اعلام طرح صلح یا به اصطلاح معامله قرن توسط "ترامپ"، وزیر خارجه مصر در بیانیهای که در ویبسایت رسمیاش به نشر رسیده بود، چنین گفت: «مصر اهمیت رسیدگی به ابتکار ادارۀ دولت امریکا را برای تقاضای بدست آوردن قضیه مسکن یا زمین فلسطینیها را مهم میپندارد، بدین منظور تا بتوانند ازین طریق حقوق کامل مشروع اهل فلسطین را از طریق تأسیس یک حاکمیت یا دولت مستقل در اراضی اشغالشده فلسطینیان مطابق مقررات و مشروعیت بینالملی احیاء کنند.» دولت مصر، در بیانیهاش بر دو حزب ذینفع و مربوطه خطاب کرد: «طرفین معتقد به یک توجه کامل و دقیق در خصوص سیاست امریکا شوند تا در حمایت و سایهی امریکا مجرای گفتوگوهای باز و صلح پایدار را برای ازسرگیری مذاکرات چند جانبه میان اسرائیل، فلسطین و سایر قدرتهای جهان بهدست بیاورند.»
در این بیانیهی ناچیز و میانتهی، وزیر امور خارجه مصر اعلام نمود که قضیه فلسطین در واقع قضیهایست که تنها مربوط به مردم فلسطین میشود. بناً باکمال بیشرمی وی به دو حزب ذینفع و مربوطه صدا زد تا بهطور دقیقتر در مورد مجرای گفتوگوهای باز و معامله(طرح صلح) ترامپ جنایتکار توجه داشته باشید؛ در حالیکه او میدانست، قضیه فلسطین طبق شریعت بخاطر خاک اسلامیاش که از سوی یهویان به کمک غرب کافر و حکام خائن در سرزمینهای اسلامی غصب شده، در واقع قضیه امت اسلامی محسوب میشود. فلهذا این امر برای تمام امت مسلمه واجب است تا برای آزادسازی و پاکسازی سرزمین مبارک فلسطین از حاکمیت یهود فعالیت و قدعلم نمایند و این سرزمین را همانگونه که بود و باید باشد، به خاک اسلامی برگردانند.
امت دیگر از حکام مسلمانان بهشمول حکام عرب و غیر عرب و هر حرکت دیگر، توقع ندارد؛ زیرا آنان غلامانی بیش نیستند که بجز تطبیق آنچه برایشان از جانب بادارهای استعمارگر غرب کافر امر میشود، دیگر چیزی انجام نمیدهند. بناً بر این عقیده اند این عمل(غلامی بر کفار) تخت و تاج حاکمیتشان را از ویرانی محفوظ نگه میدارد... آری! دقیقاً امت از این حکامیکه تنها برای آنان حقارت و غلامی را به ارمغان آورده دست کشیده اند و این امت بر فرزندان مخلصاش در ارتش حساب میکنند که آنها هرگز حقارت و رسوایی را نمیبپذیرند؛ طوریکه آنها میبینند چگونه رژیم تواناییهای امت را هدر داده و وی را در دست دشمنانش تسلیم نموده و در نهایت آنان را در معرض بدترین شنکجه قرار داده اند. به ارتش مصر که قبلاً صلیبیان را از بیت المقدس اخراج و جلو پیشروی تاتارها را گرفته بود، جایز نیست که بیکار و بیهوده وقت خود را تلف کنند؛ طوریکه اکنون همین ارتش در حال تماشای "مسری" رسول الله صلی الله علیه و سلم اند که به دستان ناپاک یهودیان که شدیدترین مردمیکه در عداوت و دشمنی علیه مؤمنان قرار دارند، سپرده میشود.
بگذارید که این توطئهها از سوی غرب و شرق و از سوی حکام بیشرم و رسوا علیه امت و فلسطین در قلب فرزندان مخلص مان در ارتش مصر و سایر افواج مسلح مسلمانان یک انگیزه و شعلهای ایجاد کند تا بتوانند این رژیمهای فاسد را سرنگون و خلافت راشده ثانی بر منهج نبوت را دوباره تأسیس نماید تا یکبار دیگر عزت و قوت گمگشتهی مسلمانان احیاء شود. بگذارید امت همانطوریکه بود و همانطوریکه الله سبحانهوتعالی میخواهد، یعنی بهترین امتیکه تاکنون برای بشریت آفریده شده اند(خير أمة أخرجت للناس) دوباره احیاء و قدرت جهان را به دست بگیرد، و همچنین سیرت و میراث انصار را دوباره احیاء کنند که الله سبحانهوتعالی و رسولش صلی الله علیه وسلم را نصرت و یاری دادند. بناً الله سبحانهوتعالی از آنان در کتاب مقدساش تا روز آخرت یادآوری کرده است.
ای مخلصین در ارتش کنانه!
شما با اذن الله سبحانهوتعالی توان و قدرت شکست دادن دشمنانتان را دارید. دولتهای استعمارگر کافر در ظاهر قوی معلوم میشوند؛ ولی در حقیقت ضعیف هستند. آنان اسلحههای پیشرفتهای دارند؛ مگر مردان شجاع و قوی ندارند. بناً اسلحه بدون مردان شجاع در مقابل مؤمنان که شاید از لحاظ اسلحه ضعیف؛ ولی در جنگ قویتر اند، ضعیف میباشند. کیان یهودی ضعیفتر از خانه عنکبوب در مقابل نعرههای "الله اکبر" مجاهدین است؛ زیرا این مجاهدین عقیده صادق و پر جنب و جوشی از خود ظاهر میکنند که این امر به آنان قدرت جنگی بیهمتای علیه ظالمان میدهد. بدانید که الله سبحانهوتعالی همراه شما است و امت اسلامی در حمایتتان ایستاده است و هرگز نمیگذارد شما پایین بیفتید، همانطوریکه منتظر روزی هستند هنگامیکه شما پرچم یا رايه لا إله إلا الله محمد رسول الله را بلند نمایید و آن روزیست که مؤمنان از نصرت الله سبحانهوتعالی شادمان خواهند شد.
﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا مَا لَكُمْ إِذَا قِيلَ لَكُمُ انْفِرُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ اثَّاقَلْتُمْ إِلَى الْأَرْضِ أَرَضِيتُمْ بِالْحَيَاةِ الدُّنْيَا مِنَ الْآخِرَةِ فَمَا مَتَاعُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا فِي الْآخِرَةِ إِلَّا قَلِيلٌ﴾
[توبه: 38]
ترجمه: ای مؤمنان! چرا هنگامیكه به شما گفته میشود: (برای جهاد) در راه الله(سبحانهوتعالی) حركت كنيد، سستی میكنيد و دل به دنيا میدهيد؟ آيا به زندگی اين جهان به جای زندگی آن جهان خوشنوديد؟ (و فانی را بر باقی ترجيح میدهيد؟ آيا سزد كه چنين كنيد؟) تمتع و كالای اين جهان در برابر تمتع و كالای آن جهان، چيز كمی بيش نيست.
دفتر مطبوعاتی حزب التحریر- ولایه مصر
مترجم: زکریا وهاج
(ترجمه)
پرسش:
السلام علیکم ورحمت الله وبرکاته!
در کتاب سیاست اقتصادی برتر در صفحۀ 105سطر پنجم چنین آمده است: «هرکسیکه تابعیت دولت اسلامی را نداشته باشد، بیگانه محسوب میشود؛ برابر است که مسلمان باشد یا غیر مسلمان؛ از نظر حکم با وی مانند حربی رفتار میشود، با وجودیکه خون و مال مسلمان مباح نمیباشد؛ اما احکامیکه مربوط به مال و همچون مسایل دیگر میشود، با وی مانند غیرمسلمان مساویانه برخورد صورت میگیرد؛ نه نفقه بالایش است؛ نه به کسی از رعیتهای دولت میراث میدهد و نه میراث میبرد.» پرسش بنده این است که آیا اختلاف دارد مانند قتل رق(غلام و کنیز بودن) و اختلاف دین از جملهی موانع ارث است؟ پس هرگاه شخص مسلمانیکه در دارالکفر زنده گی میکند، پدر مسلمان او در دارالاسلام زندگی دارد؛ هرگاه پسرش در دارالکفر بمیرد، پس آیا این موضوع دلیل بر عدم میراثبردنش میشود؟ و آیا مستحق مال میراثی شده میتواند یا خیر؟ در حالیکه رسول الله صلی الله علیه وسلم فرموده است:
«إن الله أعطى كل ذي حق حقه»
ترجمه: بدون شک الله حق هر حقدار را برایش داده است.
پاسخ:
وعلیکم السلام ورحمت الله وبرکاته!
مانع آنست که از وجود آن عدم حکم لازم آید.
موانع میراث در بین چهار امام مشهور به اتفاق نظر سه چیز است: رُق (غلام و کنیز بودن) قتل و اختلاف دین. اما در موارد چون ارتداد، تفاوت دار وغیره اختلاف نظر دارند که ضرورت به تشریح است:
ما به این نظریم که اختلاف دار مانع ارث میگردد؛ یعنی کسیکه در دارالکفر سکونت دایمی دارد، از کسیکه در دارالاسلام زندگی دائمی دارد، میراث نمیبرد. سکونت دارالکفر زمانی مانع ارث میگردد که بهگونهی دایمی در دارالکفر سکونت داشته باشد که در اصطلاح امروز هموطن میگویند؛ نه کسیکه به هدف کاری رفته باشد. منظور ما در دارالکفر دولتهای امروزی که در بین مسلمانان ایجاد شده، مانند عراق و سوریه نیست. اصل اینست که سرزمینهای اسلامی یک دار اند، اینگونه مرزبندیهای امروزی مانع وراثت نمیشود.
اختلاف دار زمانی مانع ارث میگردد که دارالاسلام و دارالحرب وجود داشته باشد و یک شخص مسلمان از دارالحرب به دارالاسلام هجرت نکند و در دارالحرب بماند؛ در این صورت اختلاف دار از جمله موانع ارث به شمار میآید. الله سبحانه وتعالی ولایت و سرپرستی کسی را که هجرت نمیکند، نفی کرده است:
﴿وَالَّذِينَ آمَنُواْ وَلَمْ يُهَاجِرُواْ مَا لَكُم مِّن وَلاَيَتِهِم مِّن شَيْءٍ حَتَّى يُهَاجِرُواْ﴾
ترجمه: کسانیکه ایمان آوردهاند، مهاجرت نمیکنند، بر آنها کدام ولایت سرپرستی وجود ندارد تا اینکه هجرت کنند.
اگر دارالاسلام موجود باشد و مسلمانیکه در دارالحرب مقیم بوده و تابعیت دارالحرب را ترک نکرده و هجرت نمیکند، بالایش این حکم تطبیق میشود. در این حالت دارالحرب مانع ارث وی میشود؛ مگر اینکه بودنش در دارالحرب به سببی مشروع شده باشد؛ آنگونه که در شخصیه اسلامی جزء دوم دربابِ "هجرت از دارالکفر به دارالاسلام" چنین آمده است: «مخصوصاً در مورد کسیکه دین خود را آشکار کرده میتواند و احکام شرعی را بجا آورده میتواند و همچنان کوشش دارد که دارالحرب را به دارالاسلام تبدیل نماید، در این صورت هجرت کردن برایش حرام است؛ برابر است که شخصاً قدرت دارد یا با کتلهی مسلمین در شهرش یا با همکاری مسلمانهای خارج از شهرش و یا با همکاری دولت اسلامی، بر او واجب است که دارالکفر را به دار الاسلام تغییر بدهد، در این حالت بر آنها هجرت نمودن حرام و بودنشان در آنجا جایز بوده، مانع وراثت نمیشود.»
همچنین در مقدمهی کتاب بخش دوم مادهی 189 همین مسئله آمده است، برخی آنچه را که در مقدمهی همین باب آمده نقل مینمایم: «اگر دارالاسلام وجود داشت، سکونت در دارالکفر برای کسیکه هجرت بالایش واجب است، حرام میباشد؛ زیرا سکونت در دارالکفر مسلمان را از اهل دارالکفر قرار داده، احکام دارالکفر بر وی از لحاظ ارتباطات با دولت اسلامی و ارتباط با افراد دیگر تطبیق میگردد، همچنین بر او حد جاری نمی شود و تا زمانیکه در دارالکفر است، از تسلط اسلام خارج است.» از وی زکات اخذ نمیگردد و از کسیکه در دارالاسلام است، میراث نمیبرد، نفقهی شخصیکه در دارالاسلام است، بالای وی واجب نیست؛ زیرا بر اهل دارالکفر احکام شرعی تطبیق نمیگردد و آنچه بر مسلمانهاست، بر آنها نیست و آنچه بر آنهاست بر مسلمانها نیست. دلیل آن این است: مسلمانها از آنهاییکه در دارالکفر اند، تقاضای اسلام را ندارند؛ بلکه از آنها میخواهند، تحت سلطهی اسلام داخل شوند. در این زمینه سلیمان بن بریده از پدرش چنین روایت کرده است:
«كَانَ رَسُولُ اللَّه صلی الله علیه وسلم إِذَا أَمَّرَ أَمِيرًا عَلَى جَيْشٍ أَوْ سَرِيَّةٍ أَوْصَاهُ فِي خَاصَّتِهِ بِتَقْوَى اللَّهِ وَمَنْ مَعَهُ مِنْ الْمُسْلِمِينَ خَيْراً، ثُمَّ قَالَ: اغْزُوا بِاسْمِ اللهِ فِي سَبِيلِ اللهِ، قَاتِلُوا مَنْ كَفَرَ بِاللهِ، اغْزُوا وَلاَ تَغُلُّوا وَلاَ تَغْدِرُوا وَلاَ تَمْثُلُوا وَلاَ تَقْتُلُوا وَلِيداً، وَإِذَا لَقِيتَ عَدُوَّكَ مِنْ الْمُشْرِكِينَ فَادْعُهُمْ إِلَى ثَلاَثِ خِصَالٍ أَوْ خِلالٍ، فَأَيَّتُهُنَّ مَا أَجَابُوكَ فَاقْبَلْ مِنْهُمْ وَكُفَّ عَنْهُمْ، ثُمَّ ادْعُهُمْ إِلَى الإِسْلاَمِ فَإِنْ أَجَابُوكَ فَاقْبَلْ مِنْهُمْ وَكُفَّ عَنْهُمْ، ثُمَّ ادْعُهُمْ إِلَى التَّحَوُّلِ مِنْ دَارِهِمْ إِلَى دَارِ الْمُهَاجِرِينَ وَأَخْبِرْهُمْ أَنَّهُمْ إِنْ فَعَلُوا ذَلِكَ فَلَهُمْ مَا لِلْمُهَاجِرِينَ وَعَلَيْهِمْ مَا عَلَى الْمُهَاجِرِينَ، فَإِنْ أَبَوْا أَنْ يَتَحَوَّلُوا مِنْهَا فَأَخْبِرْهُمْ أَنَّهُمْ يَكُونُونَ كَأَعْرَابِ الْمُسْلِمِينَ يَجْرِي عَلَيْهِمْ حُكْمُ اللهِ الَّذِي يَجْرِي عَلَى الْمُسْلِمِينَ وَلا يَكُونُ لَهُمْ فِي الْغَنِيمَةِ وَالْفَيْءِ شَيْءٌ إِلاَّ أَنْ يُجَاهِدُوا مَعَ الْمُسْلِمِينَ...»
(رواه مسلم)
ترجمه: رسول الله صلی الله علیه وسلم زمانیکه کسی را به عنوان امیر در لشکری و یا سریهی مقرر مینمود، او را به تقوای الله و خیرخواهی مسلمین نصیحت نموده میفرمود: جنگ را به نام الله و در راه الله آغاز کن! جنگ کنید با کسانیکه به الله کافرند! جنگ نمایید، غلو، غدر و خیانت، مثله و اطفال را قتل نکنید! وقتیکه با دشمن مشرکت مواجه میشوی، آنها را به سه خصلت فرا بخوان، هرکدام آن را که پذیرفتند، از آنها قبول نموده دستبردار شو! بعد از آن آنها را به اسلام دعوت کن! اگر قبول کردند، از آنها صرف نظر نما! بعداً آنها را به تغییر دارشان به دار مهاجرین دعوت کن و اگرایشان این کار را کردند، به آنها خبر بده آن امتیازاتیکه برای مهاجرین است، برای شما نیز است و آن اضراریکه به مهاجرین است، به شما نیز میباشد و اگر از هجرت کردن ابا ورزیدند، به آنها بگو که شما مانند سایر اعراب مسلمان میباشید که حکم الله بر آنها اجرا میشود؛ چنانچه به دیگر مسلمین اجرا میگردد که بر آنها نه غنیمت است و نه فَی؛ مگر اینکه همراه مسلمانها جهاد کنند...!
پس این نص برگشتن از دارالکفر به دارالاسلام را شرط دانسته است تا آنچه بر ما تطبیق مییابد، بر آنها نیز تطبیق گردد؛ یعنی تمام احکام را شامل شوند.»
بناءً از این نص واضح شد که اختلاف دار قسمیکه بیان کردیم، مانع میراث میگردد.
برادرتان عطاء بن خلیل ابوالرشته
مترجم: بدرالدین حسینی
(ترجمه)
پرسش:
السلام علیکم ورحمت الله وبرکاته!
میخواهم پیرامون حکم شرعی این موضوع جویا شوم، آیا برای خانمِ حائضه قرائت قرآن از طریق انترنت و تیلفونهای همراه جواز دارد؟ آرزوی پاسخ را از شما دارم.
پاسخ:
وعليكم السلام ورحمة الله وبركاته!
برای وضاحت پرسش شما توضیح امور سه گانۀ زیر لازم است:
خواندن قرآنکریم بطور شفاهی بدون از مصحف، لمس کردن مصحف و خواندن قرآن از آن، برداشتن کمپیوتر و تیلفون همراه که در آن برنامۀ قرآن نصب بوده و خواندن از روی آن.
1- خواندن قرآن برای حائض به شکل شفاهی، یک مسئله اختلافی میان فقهاء میباشد؛ برخیها آن را حرام دانسته و برخی جواز داده اند. قول راجیح نزد من پیرامون موضوع این است که خواندن قرآن برای حائض که تلفظ میکند، جواز ندارد؛ چرا که حاکم در مستدرک خود از سلیمان بن حرب و حفص بن عمرو بن مرة از عبدالله بن سلمه روایت نموده که فرمود: من و دو مردی دیگر نزد علی رضی الله عنه داخل شدیم، علی رضی الله عنه فرمود:
«كَانَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ يَقْضِي الْحَاجَةَ، وَيَقْرَأُ الْقُرْآنَ، وَيَأْكُلُ اللَّحْمَ، وَلَمْ يَكُنْ يَحْجُبُهُ عَنْ قِرَاءَتِهِ شَيْءٌ لَيْسَ الْجَنَابَةُ»
ترجمه: رسول الله صلی الله علیه وسلم، قضای حاجت مینمود و قرآن تلاوت میکرد و گوشت را میخورد و هیچ چیزی وی صلی الله علیه وسلم را از خواندن قرآن مانع نمیشد؛ مگر جنابت.
حاکم این حدیث را صحیح الاسناد گفته و ذهبی هم صحیح پنداشته است. از این حدیث واضح است که رسول الله صلی الله علیه وسلم قرآن را شفاهی تلاوت میکردند؛ مگر هنگامیکه جنب میبودند. ازین جهت برای جنب قرائت قرآن جائر نمیباشد. و ازحیث قرائت قرآن، هر آن حکمیکه بر جنب تطبیق میشود، برحائض نیز تطبیق خواهد گردید. از همین جهت قول راجیح نزد من این است که زن حائضه قرآن را تلاوت نکند.
2- دست زدن قرآن برای جنب و حائض جایز نیست و آن بنابر قول الله سبحانه وتعالی ﴿لَا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ﴾ حرام است. و در حدیث شریفیکه امام مالک در موطا آن را از عبدالله بن ابی بکر بن حزم روایت نموده: در یادداشتیکه آن را رسول الله صلی الله علیه وسلم برای عمرو بن حزم نبشته بود:
«أَنْ لَا يَمَسَّ الْقُرْآنَ إِلَّا طَاهِرٌ»
ترجمه: لمس نمیکند؛ قرآن را مگر انسان پاک!
در روایتی دیگر امام مالک در کتاب موطا این حدیث را با اکمال نام عبدالله چنین آورده است: از عَبْدِ اللَّهِ بْنِ أَبِي بَكْرِ بن محمد بن عمرو بْنِ حَزْمٍ و همچنین این حدیث را طبرانی در الکبیر و الصغیر از سالم پسر عبدالله بن عمر به این سند روایت کرده است که سلیمان بن موسی گفته که سالم بن عبدالله بن عمر از پدرش روایت میکند که: رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود:
«لَا يَمَسُّ الْقُرْآنَ إِلَّا طَاهِرٌ»
ترجمه: لمس نمیکند؛ قرآن را مگرانسان پاک!
از همین جهت قول راجیح نزد من این است که دست زدن قرآن و قرائت برای حائض حرام است.
3- مسئله گرفتن کمپیوتر و یا تیلفون که قرآن در آن است، بحثاش قبلاً گذشت و لازم میپندارم که بحث را به آن آغاز نمایم. و آن اینکه حمل مصحف در صندوق و یا در خریطهای باشد؛ پیراموناش فقهاء اختلاف نمودند.
حنفیها و مالکیها به این نظر اند که باکی ندارد که انسان جنب و بیوضوء قرآن را با پوشیکه به آن بستهگی داشته باشد و یا چیز به آن بستگی نداشته باشد، درست است که دست بزند؛ چون این در حکم لمس داخل نمیشود و هیچ مانعی وجود ندارد. این گونه دستزدن حکم شخصی میگیرد که قرآنکریم را در بار خود حمل نماید؛ چون نهیکه اینجا وارد شده پیرامون لمس بوده و اینجا لمس تحقق نمیگردد. همچنین احناف را قول بر آنست که اگر قرآن با غلافاش که دوختهگی نباشد و یا در خریطهای گرفته شود، کراهیتی ندارد. اما مالکی و شافعی و در یکی از از اقوال از احمد روایت است که لمس کردن و دستزدن قرآن برای حائض و جنت جواز ندارد. مالکیها گفته اند: حمل قرآن برای ناپاک مطلقاً درست نیست؛ برابر است بالای بالش باشد و یا لوح قرآنی و یاهم با پوش چسپیده باشد و یا چیزیکه جزء آن نباشد. همچنین در روایتی صحیح از شافعیها بیان شده که حمل قرآن، دستزدن خریطه و صندوقیکه خاص برای قرآن آماده شده باشد، دستزدن آن در حالت حیض و جنابت درست نیست؛ اما لمس صندوق و خریطهای که برای بار کردن آماده شده و در آن مصحف وجود داشته باشد، مانعی وجود ندارد که قرآن در آن حمل و دست زده شود. این واضح است که درین مسئله اختلاف فقهی وجود دارد. قول راجیح این را میدانم که حمل تیلفونِ همراه بدون طهارت اگرچه برنامه قرآن را در برگیرنده باشد، جایز میباشد؛ چون این واقعیت حکم مصحف را به خود نمیگیرد. واقعیت ذخیره برنامه در حافظهی تیلفونِ همراه، مانند کتابت نیست، چرا که تیلفونها برعلاوه برنامههای قرآن دیگر برنامه را نیز دارد؛ از همین جهت حکم مصحف را با خود نمیگیرد و از این امر دوحالت استثناء میشود:
اول: روشن کردن برنامهی قرآنی و ظاهر شدن نص قرآنی بر روی صفحه؛ درین حالت نص نوشته شده به خود حکم مصحف را میگیرد؛ چون این واقعیت حکم کتابت نص را میگیرد. لمس کردن روی شیشهای که عبارات قرآنی روی آن ظاهر میگردد، حرام بوده؛ مگر برای زن و مرد طاهر؛ چون این واقعیت به مثابهی نوشته به روی ورق، صحیفهها و پوستهایی را دارد که مصحف به آن نوشته شده باشد. از همین جهت حمل تیلفون که از روی آن قرآن را میخواند؛ جایز نیست؛ مگر برای فرد طاهر. همچنان زمانیکه شیشهی تیلفونیکه به آن مصحف باز شده باشد، درست نیست که آن را بردارد؛ مگر انسان پاک؛ ولی هرگاه تیلفون که در آن قران است، بروی صفحهاش عبارات قرآنی باز نباشد؛ درین حالت برای جنب هم جواز دارد که آن را بردارد؛ اگرچه برنامه قرآنی در داخل آن موجود باشد؛ چون واقعیت تیلفونیکه قرآن در آن است، اگر عبارات قرآنی به روی صفحهاش ظاهر نباشد، واقعیت آن با واقعیت قرآن فرق دارد.
دوم: اگر تیلفونیکه قرآن کریم در آن است؛ در برگیرندهی برنامهی دیگر به جزء قرآن نباشد؛ به عبارت دیگر تیلفونیکه تنها برای خواندن قرآن استفاده شود و در آن کدام برنامهی دیگر نباشد؛ درین حالت حملاش برای جنب جواز ندارد. این همان چیزی است که درین مسئله ترجیح میدهم. الله سبحانه وتعالی داناتر و حاکمتر است.
برادرتان عطاء بن خلیل ابوالرشته
مترجم: احمد جبیر «نوری»