شنبه, ۱۹ مُحرم ۱۴۴۸هـ| ۲۰۲۶/۰۷/۰۴م
ساعت: مدینه منوره
Menu
القائمة الرئيسية
القائمة الرئيسية
  • نشر شده در فقهی

پرسش

السلام علیکم ورحمت الله وبرکاته!

یکی از شباب ما می‌خواهد که خون‌بهای خود را براساس نقره که 12هزار درهم است، سهولت بیشتر‌دارد، پرداخت نماید، آیا جایز است که خون‌بها بر اساس نقره پرداخت گردد و آن‌هم در حالی‌که نقره در بین مردم خرید و فروش نمی‌گردد، در دیات و مهریه‌های شان مروج نبوده، ذخیره هم نمی‌کنند و صرف اندکی برای زینت آن را می‌خرند؟ با وجودی‌که می‌دانیم فقهاء در مسئله دیت برای شترداران شتر و برای طلاداران طلا را و برای نقره‌داران نقره تعین کرده‌اند؛ الله به شماجزای خیر نصیب کند.

پاسخ

وعلیکم السلام ورحمت الله وبرکاته!

خون‌بهای اهل شتر، صد شتر است. خون‌بهای طلاداران هزار دینار و آن‌هایی‌که به اساس نقره خرید و فروش دارند، دوازده هزار درهم می‌باشد؛ این یک سخن درست است. اما پول‌های کاغذی کنونی جای نقره و طلا را نگرفته و در تحت طلا و نقره شامل نمی‌شود. پول کاغذی به اساس استنباط از نص و علت موجود در نقدی‌نگی آن قیاس شده و پول محسوب می‌شود. این موضوع در کتاب‌های ما در باب اموال وضاحت داده شده است.

اعتبار پول‌های کاغذی در خون‌بهاها مربوط به اجتهاد فی المسئله دارد؛ بناءً آنچه را من ترجیج می‌دهم، این‌که در قتل خطا درست است که پول نقده بنابر قیمت نقره سنجش گردد؛ چون قتل خطاء گناه محسوب نمی‌گردد و دیت برای آن نیست که شخص مرتک حرام گردیده است؛ بلکه در فرضیت دیت حکمتی نهفته است که الله سبحانه وتعالی می‌داند. پس آسان‌ترین دو حد در دیت قتل خطاء مناسب است که به‌دلیل عدم ارتکاب حرام تطبیق گردد.

ولی در دیت قتل عمدی ترجیح می‌دهم که پول نقده بر اساس طلا سنجش گردد؛ چون قاتل عمدی بدون شک مرتکب حرام شده است، به او تخفیف مناسب نیست؛ بلکه سخت‌ترین دو حد بر وی مناسب است. اما اگر این پول‌های کاغذی با پشتوانه طلا و نقره مروج باشد، دارندگان پول نقده بر اساس معدنیت طلا و نقره که نیابت از آن می‌کند، معامله می‌‌شود.

در اخیر از الله سبحانه وتعالی مسئلت دارم که بر رای صواب توفیق یافته باشم.

برادرتان عطاء بن خلیل ابوالرشته

مترجم: بدرالدین حسینی

ادامه مطلب...

ای مسلمانان و ای لشکریان مسلمانان؛ کمر همت ببندید! دشمن‌تان ترامپ اوج دشمنی‌اش را برای‌تان نشان داد؛ بهتر نیست تمام‌قد در برابرش بایستید؟!

  • نشر شده در حزب

(ترجمه)

شب گذشته ترامپ در دیداری با نتانیاهو در واشنتن پرده از عمق کینه‌هایش در برابر مسلمانان و قدس و فلسطین برداشت و همزمان با کف‌زدن‌های نتانیاهو، یاران و پیروان امریکا مورد تشویق و تحسین قرار می‌گرفت. ترامپ گفت: من "معامله‌ای" آماده کرده‌ام که عدالت را در حق یهودیان و فلسطینیان تأمین خواهد نمود! اما زبان حالش می‌گفت: فلسطین تمام‌اش از آن یهود و فلسطین به‌جز تمام‌اش از آن فلسطینیان. قدس از آن یهود، شهرک‌ها، نابلس و ماحول آن، بلندی‌های اردن و ملحقات آن همه از آن یهود، و فلسطینیان و یهودیان روی سایر اماکن باقی‌مانده باهم گفتگو نمایند، انگار "سایر امکانی" هم باقی مانده! ترامپ هم‌چنین گفت: پس از 70 سال این بهترین فرصت برای فلسطینیان است تا صاحب دولتی شوند. وی افزود: من در اوایل حکومت‌ام در عربستان سعودی با 55 تن از حکام سرزمین‌های مسلمانان در این خصوص دیدار و صحبت کردم و آنان با من موافق اند! سپس به فلسطینیان وعده داد که در صورت عملی شدن معامله‌اش مبلغ 50 ملیارد دالر به آنان کمک مالی خواهد نمود. سپس گفت: خلافت دیگر مرده؛ از الله سبحانه وتعالی می‌خواهیم زبانش را بمیراند.

باید گفت: بدون شک اگر حکام سرزمین‌های اسلامی به دین، امت و سرزمین‌های‌شان خیانت نمی‌کردند، ترامپ هرگز جرأت نمی‌نمود، برای این معامله‌اش چنین مراسم سخن‌رانی برگزار نماید و چنین سخنان مزخرفی را به زبان آرد؛ سخنانی‌که او را یهودی اشغال‌گرتر از خود یهودیان نشان‌داد! زیرا طوری بذل و بخشش می‌نمود که انگار فلسطین مال خودش بوده و آن را چنان که بخواهد و به هرکس ‌که بخواهد، تقسیم می‌کند و حکام خائن همه کر، گنگ و کور نشسته و به تعبیر قرآن کریم (صم بکم عمی فهم لایعقلون)، بلکه حتی شماری از این خائنان در آن مراسمِ نامیمون حضور یافته بودند! ترامپ مطمئن بود که این خائنان به هیچ‌وجه اعتراض نخواهند نمود، بلکه حتی خرسند نیز می‌شوند! به همین دلیل، او با جرأت تمام به سخنان احمقانه‌اش ادامه داد. ترامپ اوضاع و امور را بر اساس بزدلی و خیانت حکام خائن سرزمین‌های اسلامی سبک – سنگین نموده و گمان می‌برد نظم جهان همواره به محور اریکه‌های پوسیده و نامتوازن آنان خواهد چرخید و این حکام خائن برای همیشه بر سر قدرت باقی خواهند ماند تا حمد و ثنای او را بگویند؛ به این ترتیب، فلسطین و قدس هم‌چنان در چنگال او باقی خواهد ماند تا با تفکر مریض خویش به آن "معامله" طراحی کند و با دالرهایش آن را بفروشد! مطمئناً این حکام خائن در نظر مسلمانان ناتوان‌تر و پست‌تر از آن اند که هم‌چنان بر اریکه‌های قدرت باقی بمانند؛ زیرا روزگار همواره در گردش است و شاید ترامپ بداند که قدس سال‌ها توسط صلیبیان اشغال و با حضورشان آلوده بود؛ اما صلاح‌الدین آن را از نجاست آنان پاک نمود و به خواست الله سبحانه وتعالی مسلمانان هرگز عاری از صلاح‌الدین‌ها نخواهد بود تا بشارت رسول‌الله صلی الله علیه وسلم را با بازوان خویش جامه عمل پوشانیده، رژیم یهود را محو و نابود نماید و حامیان‌شان را به سرزمین خودشان برگرداند؛ البته اگر سرزمینی برای‌شان باقی بماند!

اما این ادعای ترامپ که گویا خلافت مرده، ادعایی‌ست که بیان‌گر خودفریبی وی می‌باشد؛ زیرا بدون شک او می‌داند، خلافتی‌که مرده، خلافتی نیست که رسول‌الله صلی الله علیه وسلم بشارت آن را داده؛ این خلافت به خواست الله سبحانه وتعالی و با بازوان مردان واقعی قطعاً آمدنی‌ست؛ درست بسان بشارت رسول‌الله صلی الله علیه وسلم در مورد فتح قسطنطنیه که با بازوان توانای محمد فاتح و لشکریان وی محقق شد. بشارت وی صلی الله علیه وسلم در مورد جنگ با یهودیان با بازوان لشکر اسلام نیز محقق خواهد شد. در صحیح مسلم از ابوهریره رضی الله عنه روایت شده که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود:

«لَا تَقُومُ السَّاعَةُ حَتَّى يُقَاتِلَ الْمُسْلِمُونَ الْيَهُودَ فَيَقْتُلُهم الْمُسْلِمُونَ»

ترجمه: قیامت برپا نخواهد شد تا زمانی‌که مسلمانان با یهودیان نجنگند و مسلمانان آنان را به قتل رسانند!

آنگاه است که رژیم اشغال‌گرشان نابود شده، سرزمین مبارک فلسطین از نجاست‌شان پاک گردیده و مجدداً تبدیل به دارالاسلام خواهد شد. امت اسلامی، امتی زنده بوده و روی آتش بخواب نمی‌رود. اگر ترامپ، نتانیاهو، یاران و پیروان‌شان گمان برده‌اند که مسلمانان هم‌چنان از آنان غافل باقی مانده و حکام خائن مسلمانان هم‌چنان بر اریکه قدرت دروغین‌شان باقی خواهند ماند و این‌که خلافت هرگز برنخواهد گشت، این گمان‌شان به خواست و اراده الله سبحانه وتعالی آنان را هلاک خواهد نمود:

﴿وَ ذلِکُمْ ظَنُّکُمُ الَّذي ظَنَنْتُمْ بِرَبِّکُمْ أَرْداکُمْ فَأَصْبَحْتُمْ مِنَ الْخاسِرينَ

[فصلت: 23]

ترجمه: و این گمان‌تان که به پروردگارتان بردید، شما را (به استمرار کفر و فسق) هلاک نمود؛ پس از زیانکاران شدید.

بعید نیست ترامپ قبل از تمام شدن حکومت‌اش، خلیفه اسلام و مسلمانان را دیده و از شدت ترس درگیر شدن با سربازان اسلام، جان دهد.

﴿وَلَتَعْلَمُنَّ نَبَأَهُ بَعْدَ حِينٍ

[ص: 88]

ترجمه: و به زودی خبرش را بعد از زمانی خواهی دانست!

ای مسلمانان و ای لشکرها/اردوهای مسلمانان! کمر همت ببندید، زیرا دشمن‌تان ترامپ اوج دشمنی‌اش را برای‌تان نشان داد و "معاملۀ جنایت‌کارانه‌اش" برای کمک به یهودیان جهت اشغال کامل فلسطین را طراحی و اعلان نمود. بناءً پاسخ به این جنایت باید این باشد که تمام‌قد در برابر او ایستاده، نیش‌هایش را درهم شکنیم و این کار را با محو رژیم مسخ شدۀ یهود و برگرداندن تمام فلسطین به دیار اسلام می‌توان انجام داد. پس چنین پاسخی به "معاملۀ" ترامپ توسط حکام فعلی و خائن سرزمین‌های اسلامی ممکن و میسر نیست؛ هم‌چنین این پاسخی به این معامله با اکتفاء نمودن به مقاومت در کرانه و غزه ممکن نخواهد بود؛ به هر اندازه که این مقاومت شدت و افزایش هم بیابد. باید دانست این سخن که فلسطین قضیۀ خود فلسطینیان است و به دیگران ربطی ندارد، سخنی‌ست که باعث ضیاع و هدر دادن این سرزمین توسط مردم خودن آن می‌شود. واقعیت اینست که قضیۀ فلسطین، شرعاً قضیه تمام عرب‌ها و تمام مسلمانان جهان است. هم‌چنین چنان پاسخی با فریاد زدن‌ هم ممکن و میسر نیست؛ به هر اندازه که این فریادها داغ و بلندهم که باشد؛ زیرا مسلمانان در گذشته زمانی فریاد سر می‌دادند که لشکریان‌شان عازم میدان جهاد می‌شدند و فریادها برای تشویق و ترغیب‌شان سر داده می‌شد. به این ترتیب، هیچ یک از موارد فوق نمی‌تواند رژیم یهود را نابود کند؛ پس به هیچ‌وجه پاسخی نیست که به این همه جنایت پایان دهد؛ بلکه پاسخ درست و مؤثر اینست که تمام دولت‌ها، لشکرهای‌شان را برای ریشه‌کن نمودن رژیم یهود به حرکت در آورند؛ زیرا یهودیان سرزمین فلسطین را اشغال نموده و در آن برای خود دولتی تأسیس کرده اند و حکام خائن سرزمین‌های اسلامی آنان را در این خیانت بزرگ کمک و با آنان تبانی کرده‌اند؛ پس این رژیم به‌جز با به حرکت دراوردن لشکریان مسلمان به جانب آن، محو و ریشه‌کن نخواهد شد. بناءً پاسخی‌که می‌تواند این وجیبه را به درستی اداء نماید، یک و یا دو مورد زیر است:

یکم: سهم‌گیری در فعالیت‌های جدی و مستمر برای ازسرگیری زنده‌گی اسلامی با برپائی خلافت؛ خلافتی‌که لشکرهای مسلمانان را برای جنگیدن با یهودیان و محو کامل رژیم‌شان به حرکت دراورده و فلسطین را به صورت کامل به سرزمین اسلام برگرداند.

مورد دوم به واقعیت کنونی ما ارتباط می‌گیرد که خلافت وجود ندارد. باید دانست که جنگیدن با کفار، به ویژه اشغال‌گران، وابسته به وجود و یا عدم وجود خلافت نیست؛ بلکه جنگیدن با کفار وجیبۀ حاکم مسلمانان است؛ چه این حاکم خلیفه مسلمانان باشد و چه حاکم مسلمانی باشد که بر اساس اسلام حاکمیت نمی‌کند. بناءً وجیبۀ لشکریان مسلمانان اینست که برای جنگیدن با یهودیان و نابود کردن رژیم آنان و برگرداندن فلسطین به سرزمین اسلام قدعلم نموده و حرکت کنند؛ در صورتی‌که چنین حاکمی با حرکت نمودن لشکریان مسلمانان به جانب یهودیان موافقت نمود، در حقیقت کار درست را انجام داده؛ اما در صورتی‌که سعی نمود، مانع آنان قرار گیرد و نگذارد روانۀ جنگیدن با یهودیان شوند، صلاح‌الدین‌ها باید سربلند نموده و چنین حاکمی را زیر قدم‌های خویش خرد و خمیر کند و زمام امور لشکر مسلمانان را در دست گرفته و آنان را برای پاک‌سازی سرزمین مبارک از نجاست یهودیان به حرکت آورد؛ درست مانند صلاح‌الدین ایوبی که این سرزمین را از نجاست صلیبیان پاک نمود.

اینست پاسخ درست و لازم! پس آنانی‌که از "معاملۀ" ترامپ به خشم آمده و از رژیم یهود کینه و بغض در دل دارد و می‌خواهد آن را نابود کرده و فلسطین را به سرزمین اسلام برگرداند، راهش همین است که بیان گردید و بس. چنین کسانی باید با صداقت و اخلاص و توکل به الله قوی و عزیز به کار و پیکار خویش در این راستا صبورانه ادامه دهند. ﴿لِمِثْلِ هَذَا فَلْيَعْمَلِ الْعَامِلُونَ﴾ [صافات: 61]

در پایان باید گفت: حزب‌التحریر چنان‌که چند و چون پاسخ مناسب به "معاملۀ" ناکام ترامپ را برای‌تان توضیح داد، در عین حال خطاب به مسلمانان و لشکریان مسلمانان چنین می‌گوید:

به مسلمانان ندا سرداده می‌گوید؛ اموری را که در فوق تذکر داده شد، جدی گرفته و به آن عمل کنید؛ همراه با ما با جدیت و تلاش، صدق و اخلاص در راستای تحقق وعده الله سبحانه وتعالی و بشارت رسول‌الله صلی الله علیه وسلم کار نمائید.

﴿وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ﴾

[نور: 55]

ترجمه: الله به کسانی از شما بندگان که ایمان آرند و نیکوکار گردند، وعده فرمود که در زمین خلافت‌شان دهد.

احمد در مسندش از حذیفه رضی الله عنه روایت نموده که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود:

«ثُمَّ تَكُونُ مُلْكاً جَبْرِيَّةً فَتَكُونُ مَا شَاءَ اللَّهُ أَنْ تَكُونَ ثُمَّ يَرْفَعُهَا إِذَا شَاءَ أَنْ يَرْفَعَهَا ثُمَّ تَكُونُ خِلَافَةً عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ»

ترجمه: «سپس ملک جبری خواهد آمد و تا زمانی‌که الله بخواهد، ادامه خواهد داشت و زمانی خواست آن را از میان برخواهد داشت؛ سپس خلافت بر منهج نبوت خواهد بود.

 به لشکریان مسلمانان ندا داده و از آنان می‌خواهیم؛ آن‌چه را که در فوق تذکر داده شد، در اولویت کار خویش قرار دهند، هم‌چنین از آنان می‌خواهیم برای تغییر نظام‌های ساخت بشر در سرزمین‌های اسلامی و برپائی دولت خلافت راشده بر منهج نبوت، به ما نصرت دهند تا با این کار عزتِ ازدست‌رفتۀ مسلمانان، قدرت و اقتدار سرزمین‌های خویش را به‌ آن برگردانند و هم‌چنین سیرت کسانی را که به رسول الله صلی الله علیه وسلم نصرت دادند، مجدداً زنده نمایند؛ انصاری‌که الله متعال نام و یادشان را در آیات کتاب خویش جاودانه نمود و آنانی‌که ملائکه در جنازۀ سردارشان، سعد بن معاذ رضی الله عنه فرود آمده و همراه شدند. ترمذی به نقل از انس بن مالک روایت نموده که رسول الله صلی الله علیه وسلم در مورد جنازۀ سعد بن معاذ فرمود: "ملائکه او را حمل می‌نمودند" پس آنان بهترین انصار بودند و و کسانی‌که راه آنان را دنبال کند، نیز بهترین خواهند بود.

﴿هَذَا بَلَاغٌ لِلنَّاسِ وَلِيُنْذَرُوا بِهِ وَلِيَعْلَمُوا أَنَّمَا هُوَ إِلَهٌ وَاحِدٌ وَلِيَذَّكَّرَ أُولُو الْأَلْبَابِ﴾

[ابراهیم: 52]

ترجمه: این (قرآن) پیام (و ابلاغى) براى (عموم) مردم است تا همه به وسیلۀ آن انذار شوند و بدانند او الله یکتاست و تا صاحبان مغز (و اندیشه) پند گیرند!

 حزب التحریر

 

ادامه مطلب...

آقای نخست‌وزیر؛ ظلم با عذرخواهی‌های تاریخی برداشته نمی‌شود!

(ترجمه)

خبر:

عبدالله حمدوک، نخست‌وزیر سودان پنجشنبه مورخ ۹ جنوری 2020 به همراه تعدادی از مقامات و دونالد بوث نمایندۀ خاص امریکا برای سودان، به کائوبودای ایالت کردوفان جنوبی، در یک دیدار كه به ديدار تاریخی توصيف شده، توسط یک هواپیمای جداگانه که متعلق به برنامۀ غذای جهانی سازمان ملل بود، رفت؛ چون برای طیاره‌های سودان اجازه فرود در مناطق تحت کنترول جنبش‌های مسلح داده نمی‌شود.

تبصره:

نخست‌وزیر حمدوک زمانی‌که عازم شهر کائوبودا بود، در صفحۀ فیسبوک خود نوشت و اظهار داشت: «ما واقعاً از درد و رنج و بی‌عدالتی که مردم ما در آنجا تحمل کردند، آگاه هستیم.» او گفت: «باوجود سیاست‌های دور راندن و به حاشيه کشاندن که توسط رژیم دفاعی علیه تان اعمال شد، از فکر و قلب ما بیرون نشده‌اید.»

ظلم، مشکلات و بی‌توجهی‌که بر اطراف این کشور و مرکز آن تأثیر گذاشته است، نتیجۀ حاکمیت نظام سکولارِ سرمایه‌داری است که با اسلام مبارزه نموده و آن را از دولت، سیاست و اقتصاد جدا کرده است؛ نظام سکولاری‌که از زمان (استقلال) تا به امروز توسط همه دولت‌ها تطبیق شده است و این کشور را به سمت پرتگاه پارچه‌پارچه شدن و فقر سوق داده است. عده‌ای صبور بودند؛ اما برخی از آن‌ها علیه دولت اسلحه بدست گرفتند. بنابر این، مشکل مانند آفتابِ کاملاً واضح است، یعنی وجود یک نظام غیر دینی سکولار که توسط فکر انسان ساخته شده و قادر به درک نیازهای انسان نیست، حاکمان را در تنهایی قرار داده و مردم هم فقیرترین مردم باقیمانده‌اند و فقر را تحمل می‌کنند، شرایط زندگی آن‌ها بدتر و مشکلات‌شان بيشتر می‌شوند، تا این‌که به آسمان برسد. بنابر این آن‌ها خواستار یک زندگی مناسب بودند و شما مطمئناً می‌دانید که زندگی مناسب و معقول فقط در سایۀ احکام ذاتِ لطیف و خبیر وجود دارد.

راه حل رسیدگی به مسائل کشور عذرخواهی تاریخی نیست؛ موضوع عبارت است از رد سکولاریزم و ​​رساندن اسلام به منصۀ تطبیق و اجرا است، موضوعی‌که نمی‌توان در انتظار آن بود؛ بلكه باید با حد اکثر انرژی و حد اکثر سرعت از بین برود و جایی برای اين حرفِ نخست وزیر وجود ندارد که: «این بازدید در چارچوب "ارائه عذرخواهی تاریخی" برای شهروندان سودانی در منطقه‌ای كه ظلم، قتل و ارعاب اتفاق افتاده است، انجام می‌شود.» این جنایات مربوط به جو سیاسی حاکم است که با فکر سکولار در سودان کثیف شده و در پشت آن غرب استعمارگرِ سکولار قرار دارد. مردم منطقه تلاش دارند که بی‌عدالتی را از کشورشان بردارند، با قرار دادن احکام پروردگار در جایگاه عمل و اجراء، زودتر از این‌که دیر شود، از طریق دولتی‌که پیامبر صلي الله عليه وسلم بیان کرده است؛ به روشی‌كه غیر قابل تغيير است، دولتی‌که در سايه‌ای آن هیچ کس مورد بی‌عدالتی و ظلم قرار نمی‌گیرد و این دولت خلافت بر منهج نبوت است. خلافتی‌که برای جلوگیری از بی عدالتی‌های که از همه طرف‌های متخاصم رخ داده است، تلاش می‌کند و بدون پاسخ‌خواهی به آن‌ها پاسخ می‌دهد؛ اما شما از راه درست دور رفته‌اید و راه متفاوتی را سیر کرده‌اید و شما با ثابت نگهد‌اشتن ظلم كه ریشه‌های آن در خود سکولاریزم است، از موضوع اصلی دور شده‌ايد.

من مطمئن هستم تا زمانی‌که کشورهای تروئیکا "آمریکا، انگلیس، ناروی" از این دیدار استقبال کنند و تا زمانی‌که شما با بازدید فرستاده آمریکایی "آقاي سکولارها در سودان" همراه باشید؛ شما را مانند شتری كه به هرسو جهت داده می‌شود، جهت می‌دهد، همانطور که در مورد رژیم گذشته این‌گونه بود. او از شما با صراحت درخواست خواهد كرد كه سودان را به عنوان یک کشور سکولار اعلام کنید. این نشان دهندۀ وخیم‌تر شدن وضعیت کشور از بد به بدتر از آن است و راهی جز ایجاد خلافت راشده بر منهج نبوت وجود ندارد؛ دولت حق، عدالت و صلح که در آن احکام اسلام سيادت خواهد داشت.

نويسنده: استاد يعقوب ابراهيم- خرطوم

مترجم: احمد صابر خالد

ادامه مطلب...

خسارات عظیم ناشی از واگذاری تنظیم آبرسانی پورباچال به شرکت‌های خصوصی

(ترجمه)

پس از آن‌که حکومت حسینه راه غارت و تاراج پول مردم از طریق سکتور برق را برای استعمارگران فاسد هموار کرد، اکنون تصمیم دارد تنظیم آبرسانی شهر جدید پورباچال را نیز به یک شرکت خصوصی واگذار کند؛ شرکتی‌که یگانه هدف‌اش نه خدمت به مشتریان، بلکه کسب سود و منفعت است و حکومت تمام این اقدامات را زیر عنوان "افزایش بازده" توجیه می‌کند. این مشارکت خصوصی با به‌کارگیری نظمی تازه میان شرکت چینی یونایتد واتر (United Water) و دلکوت واتر (Delcot Water) بنگله‌دیش، یک شبکۀ ۳۲۰ کیلومتری را در امتداد جاده‌ها و خیابان‌های روی نقشه ایجاد خواهد کرد. (دیلی استار، ۹ جنوری/ژانویه ۲۰۲۰م) حکومت ریاکار حسینه آن‌قدر پست و ذلیل شده‌اند که از توجیه برنامۀ خصوصی‌سازی نهاد استعمارگر صندوق بین‌المللی پول و اظهار بی‌کفایتی‌اش در پیش‌برد تنظیم آبرسانی ذره‌ای احساس شرم نمی‌کند. عدم توانایی حکومت در پیش‌برد مؤثر یک نظام ساده برای مردم، واقعیت "معجزۀ انکشاف" را که به آن می‌بالد، برملا می‌کند. افزایش قیمت‌ها نتیجۀ مستقیم خصوصی‌سازی تنظیم منابع عامه است و با گذاشتن این منابع به دسترس مردم سود بیشتری نصیب این شرکت‌ها خواهد شد. به‌این ترتیب، مشتریان مجبور می‌شوند بار هزینه‌های فزایندۀ این شرکت‌های خصوصی را، که برای سود، مالیات و افزایش سرمایه می‌پردازند، به دوش بکشند. مهم‌تر از همه این‌که این حکومت مردم‌ستیز پذیرفته‌است، همه‌ساله با غارت ۵۶ کرور از جیب‌های مردم، خرج بقای خود کند.

ای مردم بنگله‌دیش! جنایات حکومت حسینه ادامه دارد و زندگی را روز به روز برای‌مان دشوارتر می‌کند. این حکومت پس از مصرف دارایی‌های عامه برای شرکت‌های استعمارگر در سکتور برق، اکنون به دنبال جنایت دیگری در سکتور آبرسانی است که ویرانی بیشتر را درپی خواهد داشت. درواقع، داستان دروغین رشد و انکشاف این حکومت با ظهور این بحران مالی سنگین به دقایق آخرش رسیده‌است. ازین‌رو، حکومت حسینه به‌خاطر دریافت قرضه/وام بیشتر از صندوق بین‌المللی پول باید برنامه‌های این نهاد استعمارگر را برای خصوصی‌سازی منابع عامه تطبیق کند، برنامه‌هایی‌که هرگز به سود هیچ ملت فقیری نبوده، بلکه با تحمیل مالیات بیشتر بر مردم به‌منظور پرداخت قرضه‌ها/وام‌ها به وخامت اقتصاد افزوده‌است. این بی‌عدالتی تمام نخواهد شد؛ اگر هنوز خاموشانه حاکمیت دیموکراسی سرمایه‌داری را تماشا کنیم و برنامه‌های تباه کنندۀ صندوق بین‌المللی پول را بپذیریم.

دولت قریب‌الوقوع خلافت راشده منابع آب را نه یک کالا، بلکه حقی از جانب شریعت بر شهروندان می‌داند. نظام اقتصادی اسلام فوراً تمام این قراردادهای مخرب را با شرکت‌های خارجی فسخ خواهد کرد و مسؤولیت مدیریت دارایی‌های مردم و دولت را بر اساس "احکام شرعی" به دست خواهد گرفت. اسلام حاکمیت هیچ حزب خصوصی را بر منابع عامه نمی‌پذیرد، چون آن‌ها مربوط به امت است. رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمودند:

«الْمُسْلِمُونَ شُرَكَاءُ فِي ثَلَاثٍ فِي الْكَلَإِ وَالْمَاءِ وَالنَّارِ»

(ابوداوود)

ترجمه: مسلمانان در سه چیز باهمدیگر شریک اند: آب، چراگاه و آتش (انرژی).

دفتر مطبوعاتی حزب‌التحریر – ولایه بنگله‌دیش

مترجم: محمد حارث پویا

ادامه مطلب...

آنان در دریای مفاهیم نشنلیستی و کپیتالیستی سیاسیون غرق شده‌اند!

(ترجمه)

از میان ۱۱ مهاجری‌که قایق‌شان به تاریخ ۱۱ جنوری/ژانویۀ سال ۲۰۲۰ م در ساحل غربی ترکیه غرق شد، هشت طفل جان خود را از دست دادند و کفش‌ها، لباس‌ها و تمام هویت‌شان در دریا ناپدید شدند. ساعاتی قبل نیز یک قایق دیگر از مهاجرین با حرکت از جزیرۀ یونانی پاکسی، پیش از رسیدن به ایتالیا در دریای ایونیا غرق شد و حداقل ۱۲ تن کشته شدند. براساس گزارشی‌که سازمان بین‌المللی برای مهاجرین و UNHCR در ماه دسامبر ۲۰۱۹م نشر کرد، سالانه به‌طور اوسط ۳۰۰۰ تن جان خود را در تلاش برای رسیدن به اروپا از طریق دریای مدیترانه از دست می‌دهند. تنها در سال ۲۰۱۸ م، مرگ ۲۲۷۵ تن در این مسیر ثبت شد، حالآن‌که شاید شمار کشته‌شدگان ثبت‌نشده به مراتب بیشتر باشد.

دولت ملی‌گرا و سکولار ترکیه، که دم از میزبانی از ۴.۵ میلیون پناهندۀ سوری می‌زند، نیز با آنان هم‌چون بیگانه رفتار می‌کند. این پناهندگان، اعم از زنان و اطفال معصومی‌که از جنگ گریخته‌اند، به‌دلیل نبود امنیت، حمایت و رفتار مساویانه به اروپا مهاجرت می‌کنند، اما بسیاری از آنان پیش از رسیدن به مقصد، در دریاها غرق می‌شوند. دیگر این‌که معلمان ملی‌گرا و متعصب، اطفال سوری را در مکاتب/مدارس تحقیر می‌کنند. این پناهندگان تنها به‌دلیل نداشتن کارت شناسایی، از تمام خدمات و کمک‌ها در ماه‌های سرد زمستان محروم می‌شوند. کارفرمایان طمع‌کار دستمزد مشروع کارمندان سوری‌شان را پرداخت نمی‌کنند، و برعلاوه این‌که سیاست‌مداران کوتاه‌نظر ترک ملی‌گرا و نژادپرستی نیز وجود دارند که هیچ زندگی آرامی را برای سوری‌ها در بیرون این اردوگاه‌های ناامید کننده تصور نمی‌کنند و آنان همان کسانی اند که مکرراً مردم ترکیه را علیه پناهندگان تحریک می‌کنند. همۀ عوامل ذکر شده، این مردم را مجبور به رفتن به‌سوی دریاهای سرد و طوفانی در ماه‌های زمستان کرده‌است.

درحالی‌که اسلام اجازه نمی‌دهد هیچ مسلمانی از هیچ جای دنیا را در سرزمین‌های اسلامی تنها بگذاریم. این مردم به سرزمین حقیقی و مشروع خویش آمدند، سرزمینی‌که دروازه‌هایش بنابر دستور الله سبحانه‌وتعالی و وعدۀ رسول‌الله صلی‌الله‌علیه‌وسلم بر همۀ مسلمانان باز است؛ بر اساس این حق کاملاً اسلامی، هیچ‌گونه کارت ویزا، اقامت و یا اجازۀ کاری برای هیچ مسلمانی در هنگام ورود به سرزمین‌های اسلامی لازم نیست. علاوه بر آن، اسلام هیچ‌گونه افکار ملی‌گرایانه‌ای را نمی‌پذیرد و به هر شخصی‌که در قلمرو دولت اسلامی سکونت دارد به حیث یکی از شهروندانش، قطع نظر از عقیده، رنگ، قوم و یا زادگاه‌اش، نظر می‌کند و با هیچ‌کس، مخصوصاً مسلمانان، به حیث یک بیگانه رفتار نمی‌کند. این دولت بر همۀ کسانی‌که تابعیت اسلامی دارند بدون هیچ نوع تبعیض، نه از جانب حاکم در مراقبت و حفاظت از امور، جان‌، مال و عزت‌شان و نه هم از طرف قاضی در برابری و عدالت، و به‌گونۀ مساویانه رفتار می‌کند. حکام مسلمان در ادوار مختلف تاریخ اسلام نه تنها با مسلمانان پناهنده همچون بیگانه برخورد نمی‌کردند، بلکه حتی برای پناهندگان غیرمسلمانی‌که به دلیل ظلم و ستم از سرزمین‌شان گریخته بودند، نیز امان می‌دادند و با ایشان مثل دیگر شهروندان ساکن در سرزمین‌های اسلامی معامله می‌کردند. از جانب دیگر، داشتن رویۀ خوب با شهروندان غیرمسلمان (ذمی) در داخل قلمرو دولت فرض است؛ زیرا رسول‌الله صلی‌الله‌علیه‌وسلم دربارۀ کسی‌که با شخص ذمی رفتار نامناسب داشته باشد فرمودند:

«فَأَنَا حَجِيجُهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ»

ترجمه: پس من در مقابل‌اش در روز قیامت خواهم ایستاد.

پس چگونه ممکن است در چنین نظامی‌که حتی از حقوق یک غیرمسلمان حفاظت می‌شود، یک مسلمان مورد ستم قرار گیرد؟!

ای حکام ترکیه!

به نتایجی‌که از چنگ زدن به مفکورۀ ملیت‌گرایی حاصل کرده‌اید بنگرید! شما به دلیل تطبیق و حمل مفاهیم نشنلیستی و کپتالیستی، در قبال هر جانی‌که به وسیلۀ بمباردمان‌ها، اعمال ظلم و غرق شدن در دریاها از بین می‌رود، مسئول اید. از طرف دیگر، دستان شما به خون هر زن، طفل و مرد مسلمان بی‌گناهی است که جان‌های شیرین را از دست داده‌اند، آغشته است. شما نه تنها در مقابل کفار ایستادگی نکردید، بلکه تبدیل به دوستان، همکاران و متحدان‌شان تبدیل شده‌اید و یکجا با این قاتلان دست‌های یکدیگر را می‌فشارید.

ای مسلمانان ترکیه و همۀ سرزمین‌های اسلامی!

اگر حکام سرزمین‌های اسلامی احکام اسلام تطبیق می‌کردند و امت را تحت یک چتر واحد، که اسلام موجودیت‌اش‌ را حتمی می‌داند، یکجا می‌کردند، نه تنها مسلمانان، بلکه تمام بشریت، قطع نظر از دین، مذهب، نژاد و رنگ، از انواع ظلم و ستم در امان می‌بودند. بنابر این، پروسۀ تأسیس مجدد خلافت راشدۀ ثانی بر منهج نبوت را، که الله سبحانه‌وتعالی و رسول‌اش صلی‌الله‌علیه‌وسلم شما را به تأسیس آن مکلف کرده‌اند، تسریع بخشید؛ همانا در تأسیس و تطبیق آن حیات نهفته است.

بخش زنان دفتر مطبوعاتی مرکزی حزب‌التحریر

مترجم: مرصاد مرصوص

ادامه مطلب...

جناب سخنگوی پارلمان! سنان‌پاشا آزاد‌کننده تونس از یوغ هسپانیا، ممثل دولت‌خلافت بود؛ نه حکومت‌سیکولر

  • نشر شده در تونس

(ترجمه)

بعد از سوالات بی‌شمار از بعضی نماینده‌های مردم در بارۀ سفر راشد‌غنوشی به ترکیه، شنبۀ گذشته که با سقوط دولت الگاملی توسط حرکت ‌نهضت هم‌گام می‌باشد؛ آقای راشد‌غنوشی سخنگوی پارلمان ‌تونس و رئیس حرکت‌ نهضت با یاد‌آوری کار محسنانۀ ترکیه برای تونس و مردم‌اش در جریان خلافت عثمانی‌ها، از سفر خود این چنین دفاع نمود. در سال 1574 م سنان‌پاشا رهبری دولت عثمانی‌ها را به عهده داشت. وی برای آزاد‌سازی تونس از استعمار هسپانوی‌ها، عزم خود را جزم کرد و آن‌ها را از تونس بیرون راند. با این کار اکثریت مردم‌تونس که احتمالاً مانند اجداد‌شان توسط محاکم‌عیسوی محکوم به مرگ شده بودند، نجات یافتند.

به همین مناسبت، می‌خواهیم به آقای راشد‌غنوشی یاد‌آور شویم که دلیل نایل‌شدن به همان موفقیت‌بزرگ توسط سنان‌پاشا موجودیت دولت خلافت ‌عثمانی‌ها بود. الحمد‌الله! به کمک و یاری الله سبحانه‌و‌تعالی خلافت‌ عثمانی مانند سپر‌فولادین توانست مسلمین را در برابر دشمان‌اش محافظت کند. پیامبر صلی الله علیه‌و‌سلم می‌فرماید:

«إِنَّمَا الإِمَامُ جُنَّةٌ، يُقَاتَلُ مِنْ وَرَائِهِ وَيُتَّقَى بِهِ»

ترجمه: امام سپری‌است که در عقب آن جنگ می‌شود و در عقب آن محافظت می‌گردد.

لهذا؛ تعریف و تمجید از نقش رهبر عثمانی‌ها باید نظام‌سیاسی اسلام را نیز در برگیرد و باید به دولت خلافت که مانند سپر از حرمت ‌مسلمین حفاظت نمود، افتخار کرد. در ضمن نباید به شخصیت مصطفی‌کمال "منهدم‌کننده خلافت" و یاهم به رژیم ‌سیکولر ترکیه که باعث ناکامی مردم شام و توطئه‌چینی علیه انقلاب آن‌ها به نفع امریکا و روسیه گردید، افتخار نمود.

ما به برادران خود در میان حرکت‌ نهضت ابلاغ می‌داریم که اگر آن‌ها به دین و انقلاب خویش مخلص اند، به اصل اسلام باز گردند؛ زیرا انقلاب آن‌ها علیه اسلام و خلافت نبوده، بلکه علیه سیکولریزم و اسباب آن می‌باشد. هم‌چنان از آن‌ها می‌خواهیم که یکجا با ما پیوسته و مژدۀ رسول الله صلی الله علیه‌و‌سلم را با تاسیس دوبارۀ خلافت بر منهج نبوت بدست آورده، سعادت دنیا و آخرت را نصیب شویم.

«...ثُمَّ تَكُونُ خِلَافَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ»

ترجمه: ... سپس؛ خلافت بر منهج نبوت باز خواهد گشت.

دفتر مطبوعاتی حزب‌التحریر-ولایه تونس

مترجم: عبدالله صالحی

ادامه مطلب...

بودجۀ سال ۲۰۲۰؛ ادامۀ فساد اقتصاد سرمایه‌داری

  • نشر شده در اردن

(ترجمه)

عصر چهارشنبه، ۱۵ جنوری/ژانویه ۲۰۱۹م، مجلس نمایندگان اردن مسودۀ بودجۀ سال ۲۰۲۰ دولت و بودجۀ امسال نهادهای دولتی مستقل را تصویب کرد. اما افزایش چند درصدی بودجۀ سال ۲۰۲۰ نشان می‌دهد که این بودجه از بودجه‌های گذشته بدتر بوده و گامی در جهت وابستگی سیاسی این دولت به کشورهای استعمارگر است، راهکاری‌که ثبات و بقای اقتصادش را به کمک‌های خارجی و مالیات گوناگون وابسته کرده و آن را از اتکاء به ذخایر طبیعی پنهان، که استخراج‌شان سرمایه‌گذاری گزافی را می‌طلبد، دور نگه می‌دارد. سیاست مالی این کشور نیز، همانند تمام کشورهای مسلمان‌نشین، بسته به نظام اقتصادی سرمایه‌داری غرب است، طوری‌که قانون سالیانه‌ای را بنام "قانون بودجه" برای تنظیم درآمدها، مصارف، کسری و ازدیاد بودجه وضع کرده و به برنامه‌های اصلاحات اقتصادی دستگاه‌های استعماری طماع، همچون صندوق بین‌المللی پول، مرتبط است.

چنین بودجه‌هایی منجر به ورشکستگی خواهد شد و در خطر فزایندۀ افزایش و کسر قرضه/وام قرار دارد. براساس آمارهای وزارت مالیه/دارایی، مجموع بدهی‌های دولت تا اواخر سپتمبر/سپتامبر سال‌پار به ۳۰.۰۵ میلیارد دینار یا ۴۲ میلیارد دالر، یعنی ۹۶.۷٪ از تولید ناخالص داخلی سال ۲۰۱۹، می‌رسید؛ طوری‌که صورت حساب‌ها، در مقایسه به سال قبل، افزایش ۱.۲۴۷ میلیارد دیناری یا ۲ میلیارد دالری را در کسری بودجه بدون هیچ پشتوانۀ خارجی نشان می‌دهد. با این حساب بیش از ۹۰٪ بودجه از مالیات و درآمدهای حاصل از فروش کالاها، خدمات و جریمه‌ها به‌دست آمده، که آن‌هم از جیب‌های مردم عام تأمین شده‌است.

اما بودجۀ مالی امسال به بیش‌از ۶ میلیارد دینار رسیده‌است؛ البته بیشترین‌شان قرضه‌ها/وام‌های سودی داخلی و خارجی است که بیشتر در جهت پرداخت قرضه‌ها/وام‌های داخلی و خارجی و کسری سالیانۀ بودجه به مصرف می‌رسد.

چطور ممکن است این بودجه‌ها باعث کاهش سالانۀ رشد اقتصادی، که اکنون بنابر ادعای حکومت به ۱.۹٪ رسیده‌است، شود؟ آنان چگونه می‌توانند، بدون حفظ بقای دستگاه‌های استعمارگران غربی امریکایی و اروپایی، کشور و مردم را از فروپاشی اقتصادی که پیش چشمان‌شان رخ خواهد داد، نجات دهند و بودجه را تا حدی کاهش دهند که مشکلات مردم را حل نکند، اما برای تهیۀ بودجه کافی باشد؟

یک‌بار دیگر راه‌حل بحران اقتصادی اردن را برای‌تان یادآوری می‌کنیم و هرگز از این کار خسته نمی‌شویم. این‌که مشکل اصلاً یک مشکل اقتصادی نبوده، بل کاملاً یک مشکل سیاسی است و با ظهور دولت اردن در راه خدمت به منافع کفار استعمارگر، یعنی انگلیس و سپس امریکا، در منطقه شروع شده‌است. این دولت تأسیس شده‌است تا با تأمین امنیت دولت یهود، رشد اقتصادش و امضای پیمان‌های تحقیرآمیز، بقای این دولت فاسد را به قیمت مال و جان اطفال امت حفظ کند.

اصلاح نظام اقتصادی توسط نظام فاسدی‌که چنین سیاست‎هایی را تطبیق می‌کند و اشخاص فاسدی‌که ساخته و پرداختۀ همین نظام استند، ممکن نیست. چنان‌چه این امر همه ساله در پایان سال در پارلمان اتفاق می‌افتد، طوری‌که اعضای آن در ابتدا از دولت ایراد می‌گیرند، ولی سپس بودجهٔ سال کشور را تصویب می‌کنند و دولت‌مردان را به دلیل دست‌آوردهای‌شان تحسین می‌کنند، دست‌آوردهایی‌که با وعده‌ها و امتیازات توخالی و پوچ، مانند کاهش مالیات بر فروش شیر، کلم و کاهو، همراه است!!

ای مردم!

تطبیق اسلام و نظام اقتصادی‌اش به‌جای نظام اقتصادی سرمایه‌داری، که دین را از زندگی جدا می‌داند و عامل رنج تمام بشریت شده‌است، یگانه راه‌حل برون‌رفت از حالت فعلی می‌باشد. سیاست مالی در دولت اسلامی به‌گونۀ بنیادی با عقیدۀ اسلامی در ارتباط است. در اسلام خطوط عایداتی برای بودجۀ دولت ثابت است. اسلام اجازه نمی‌دهد که دولت جز از این منابع از خطوط عایداتی دیگر نیز استفاده کند و پول اخذ شدۀ آن را در راه نامشروع به مصرف رساند. دولت اسلامی برای حصول عایدات، از ملکیت عامه و ملکیت دولتی، یعنی خراج، غنایم و زکات، استفاده می‌کند. این منابع دایمی و حتمی است و با تصمیم خلیفه و یا شورای امت تصویب نمی‌شود. هم‌چنین، بخش مصارف نیز در نظام اقتصادی اسلام توسط احکام شرعی معین است و طریقۀ مصرف‌شان نیز توسط شریعت واضح شده‌است، و به تأیید خلیفه یا مجلس امت نیاز ندارد.

ای مردم اردن!

راه حل واقعی برای برون‌رفت از وضعیت کنونی، در ترک نظام اقتصادی سرمایه‌داری، سیاست‌ها و ابزارش نهفته است. این ابزار عبارت از قوانین حکومتی‌ و صندوق بین‌المللی پول می‌باشد، که با تجویز برنامه‌های مالی بدخواهانه، سرزمین‌های اسلامی را استعمار می‌کند. ما هرگز از این‌که بگوییم بازگشت نظام اسلام و تطبیق احکام‌اش از طریق دولت اسلامی یگانه راه‌حل است، خسته نمی‌شویم. حزب‌التحریر همواره از طریق کتاب‌ها، پیش‌نویس دستور (قانون اساسی) و کنفرانس‌های اقتصادی‌اش در سرتاسر جهان، راه‌حل‌های نظام اقتصادی اسلام را ارائه کرده‌است، راه‌حل‌هایی‌که نه تنها مشکلات اقتصادی مسلمانان را حل می‌کند، بلکه بهترین بدیل برای تمام بشریت محسوب می‌شود؛ همان بدیلی‌که جایگزین نظام اقتصادی فاسد سرمایه‌داری، که بر اساس ربا، دزدی، چپاول، بهره‌کشی و استعمار استوار است، می‌شود. شکی نیست که همۀ این‌ها به‌زودی به دلیل بشارت رسول‌الله صلی‌الله‌علیه‌وسلم مبنی بر احیای مجدد دولت خلافت راشدۀ ثانی بر منهج نبوت باز خواهد گشت، ان‌شاءالله.

﴿لِمِثْلِ هَٰذَا فَلْيَعْمَلِ الْعَامِلُونَ﴾

[صافات: ۶۱]

ترجمه: آری، برای مثل این، باید عمل‌کنندگان عمل کنند.

دفتر مطبوعاتی حزب‌التحریر – ولایه اردن

مترجم: محمد حارث پویا

ادامه مطلب...

(ترجمه)

شیخ عطا ابن خلیل ابو الرشته، دانش‌مند جلیل القدر و امیر حزب التحریر، خطاب به بهترین امتی‌که برای هدایت و دعوت مردم مأمور گردیده و به حاملین خوب و نیکوکار دعوت و به بازدیدکنندگان صفحات‌اش در دنیای مجازی بیانی ایراد فرموده که در آن آمده است: «در تاریخ ملت‌ها روزهای درخشانی‌ست که ملت‌ها به آن روزها می‌بالند، پس حال چگونه خواهد بود اگر این‌گونه روزها محل تحقق مژده‌ها و بشارات رسول الله صلی الله علیه وسلم باشد؟ به یقین که این‌گونه روزها ستاره‌هایی‌اند که در آسمان می‌درخشند؛ بلکه آفتاب‌های اند که دنیا را روشن ساخته و امت را به دامنه‌های بلند آسمان رسانده است، از جملۀ آن روزها این روزهای مبارکی‌ست که در آن قرار داریم، روزهای یادبود از فتح قسطنطنیه.»

پیش از آن‌که به تحلیل و بررسی بیان آغاز نمایم و وارد معانی ژرف و بزرگ‌اش شوم، می‌خواهم بگویم که سخنور این بیان نه پژوهش‌گر تاریخی‌ست، نه دانش‌مندِ تنها و نه هم آموزگار و استاد، هرچند این صفات و ویژه‌گی‌ها در شخصیت او عجین شده است؛ اما او یک رهبر و پیش‌آهنگ بزرگی‌ست که قیادت یک جریان غیر مسلحانه‌ای را به عهده دارد که در تاریخ معاصر مانندش را سراغ نداریم. او امیر یک جریانِ سیاسی است که مبدأ و اساس‌اش را اسلام شکل می‌دهد و برای از سرگیری زندگی اسلامی تلاش می‌ورزد که از مدتی بدین‌سو از هم گسسته است و این مأمول بدست نمی‌آید؛ مگر با برپایی دولت خلافت برای همۀ مسلمانان در روی زمین تا این‌که به شریعت الله حکم شود و دین الله بسوی تمام دنیا با دعوت و جهاد حمل شود.

بیان مذکور سخنِ رسایی‌ست از دانش‌مند بزرگوار در یادبود از حادثۀ بزرگ؛ چون واقعه و حادثه‌ای که امیر بزرگوار در یادبود از آن ما را مخاطب قرار داده، پیوندِ محکم با بشارت پیامبر صلی الله علیه وسلم دارد. احمد از عبد الله ابن ابن عاص روایت می‌کند که گفت: در حالی‌که ما در اطراف رسول الله صلی الله علیه وسلم گِرد آمده بودیم و می‌نوشتیم کسی از رسول الله صلی الله علیه وسلم پرسید: کدام یک از شهرها نخست فتح می‌گردد، قسطنطنیه و یا روم؟ رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند:

«مَدِينَةُ هِرَقْلَ تُفْتَحُ أَوَّلاً، يَعْنِي قُسْطَنْطِينِيَّةَ»

ترجمه: شهر هِرَقل نخست فتح می‌گردد، یعنی قسطنطنیه.

هم‌چنان در حدیث دیگر از عبد الله ابن بِشر ابن خَثعَمِی که او از پدرش روایت نموده و پدرش از رسول الله صلی الله علیه وسلم شنیده است که می‌فرمود:

«لَتُفْتَحَنَّ الْقُسْطَنْطِينِيَّةُ فَلَنِعْمَ الْأَمِيرُ أَمِيرُهَا وَلَنِعْمَ الْجَيْشُ ذَلِكَ الْجَيْشُ»

ترجمه: قسطنطنیه حتماً فتح می‌گردد، چی نیکو امیری‌ست امیر آن و چی نیکو ارتشی‌ست آن ارتش!

اکنون بر محتوای بیان در چند نکته درنگی خواهیم کرد:

نکتۀ اول: دید و نگرش صحابه رضی الله عنهم اجمعین در موقف‌های جهانی و پیروزی‌ها، آن‌ها اتباع دولت کوچکی بودند که اساسات دولت‌داری ابتدایی و نسبی داشت، از موقف و جایگاه بین المللی کاملاً بی‌بهره بود و با هیچ دولت بزرگ آن روزگار که ساختار روابط بین الدول را تعریف می‌کرد، برخورد نظامی نکرده بود؛ اما فرماندهان مسلمان تلاش‌های خستگی ناپذیری انجام دادند و اسلام را به چهارگوشۀ دنیا جهت هدایت و سرپرستی بشر انتشار دادند.

نکتۀ دوم: نقش علماء در تربیت رهبران و فرماندهان، هم‌چنان که پیامبر صلی الله علیه وسلم نقش برجسته و اساسی در ساختن و تربیت صحابه و فرماندهانِ بی‌نظیر داشت؛ به همین‌طور پس از او صلی الله علیه وسلم برای هر فرمانده و رهبر علماء و دانش‌مندان وجود داشت که حیثیت مشاور و افراد حلقۀ نخستِ او را داشتند. از میان این رهبران یکی هم محمدِ فاتح است که عالمِ بزرگوار احمد ابن اسماعیلِ کورانی و شیخ آق شمس الدین را از نزدیکان خود قرار داده بود که در ساختن و جهت دادن شخصیت او نقش بسزای داشتند.

نکتۀ سوم: جدیت فرمانده و پافشاری‌اش در استفاده از همۀ اسباب و وسائل، که این نقطه در ساختن قلعه‌ها توسط محمدِ فاتح برای حفاظت ارتش‌اش، استفاده از مهندس کارآزموده (اوربان) در ساختن توپ‌ها، ابتکار‌اش در هُول دادن کشتی‌ها از طریق خشکه و از عقب خطوط دفاعی دشمن و در نهایت آماده ساختن کاملِ فضای نظامی برای فتح قسطنطنیه. این خلاف آن‌چه‌ است که از علماء و دانش‌مندان امروزی ما سر می‌زند، که بدلیل عدم توجه و سرپرستی از جانب حکام، سود آن‌ها را غرب برده و پیشرفت علمی خود را بر شانه‌های آن‌ها بنا نموده است.

نکتۀ چهارم: در میان جنگ نخست علیه قسطنطنیه با مشارکت ابو ایوب انصاری رضی الله عنه و فتح آن در سال 857 هجری بیشتر از 800سال فاصلۀ زمانی وجود دارد و این از نشانه‌های نبوت محمد صلی الله علیه وسلم است و هم‌چنان این را می‌رساند که در مقابل تحقق عقیده و بشارت به زمان هیچ اعتباری داده نمی‌شود. و به همین‌طور در میان فتح و آمادگی برای آن کم‌تر از دوماه سپری شد و این بیانگر این است که فتح و پیروزی بستگی به توفیق و نصرت الله سبحانه وتعالی به بندگان مؤمن‌اش دارد. الله سبحانه می‌فرماید:

﴿إِنَّا لَنَنصُرُ رُسُلَنَا وَالَّذِينَ آمَنُوا فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَيَوْمَ يَقُومُ الأَشْهَادُ﴾

ترجمه: بی‌گمان ما فرستادگان خود و آنانی را که ایمان آورده‌اند در زندگی دنیا و در روزی که گواهان برمی‌خیزند، یاری می‌دهیم.

نکتۀ پنجم: سجده در هنگام فتح و پیروزی و در اوج قدرت و تعالی، اظهار و اقرار بندگی به الله بوده و این‌که او رب الارباب و مسبب الاسباب است. ﴿وَمَا النَّصْرُ إِلاَّ مِنْ عِندِ اللّهِ الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ﴾ نصرت و پیروزی نیست؛ مگر از جانب الله غالب و با حکمت. و این مانند عدۀ از هوس‌بازانی نیست که وقتی پیروزهای خیالی را در میدان‌های ورزشی بدست می‌آورند؛ هیاهو و سر و صدا بلند می‌کنند، آتش‌بازی به راه می‌اندازند، نمایش‌نامه و نمایش‌گاها برپا می‌دارند و مانند بی‌خردان مجالس رقص و پای‌کوبی دایر می‌کنند، این‌ها کسانی اند که تلاش‌های‌شان در زندگی دنیا به گمراهه رفته و می‌پندارند که کار نیک انجام می‌دهند.

نکتۀ ششم: گسترش فقهِ جانشینی، الگوگیری و جهادِ هجومی در عصرهای پیهم مسلمانان که صاحب دولت و اقتدار بودند که این امر از عهد نبوت آغاز و با گذشتن از خلافت راشدۀ اول و ختم شدن در پایان عهد پادشان به دندان گیرندۀ قدرت ادامه پیدا کرد، این در حالی‌ست که پس از نابودی خلافت عثمانی مفردات فقهِ استضعاف گسترش یافته و مسلمان‌ها بدنبال جهاد دفاع و مقاومت می‌کردند و بر این کارشان نامِ "صلحِ قهرمانان" را گذاشته اند و هم‌چنان فقهِ حفاظت پارچه‌های ابریشمی از غصب دشمنان کافر، نماز در زیر آورها، روزه برای کسی‌که هیچ پناه‌گاهی ندارد و رشوت دادن به قطاع الطریق و قاچاق‌بران در مرزهای مسلمانان، موارد از این قبیل بسیار زیاد است!! این و امثال این زمانی بوقوع پیوست که دولت خلافت نابود کرده شد، اقتدرا مسلمانان از زمین رخت بربست و کفار بر سرزمین اسلامی، داریی‌های آنان و عقل‌های بسیاری از آن‌ها تسلط پیدا کردند.

نکتۀ هفتم: در این بخشی از تاریخ گل‌آلود که امت اسلامی در آن غوطه‌ور گردیده بود؛ حزب التحریر بپاخاست تا برای این امت عزت از دست رفته‌اش را دوباره باز گرداند و در میان امت فکر، فقه، اصول و سیاست را تجدید نماید. از این جهت خود را وقف این نموده تا یکجا با امت برای برپایی خلافت فعالیت داشته باشد، پس از آن‌که حزب در این مسیر پر مشقت مسافۀ طولانی را پیمود و برخی نشانه‌های بیداری در میان امت در طول و عرض سرزمین‌های اسلامی پدیدار گشت و فاصلۀ برپایی خلافت همانند دو کمان و یا کم‌تر از آن شد؛ دیوانگی غرب و حکام اجیرش شدت پیدا کرد و به توطئه و دسیسه‌چینی علیه حزب و شباب آن آغاز کردند و از عام مردم، ترک کننده‌های حزب، عهدشکننان، جزا داده شده‌ها و منزوی شده‌ها کسانی را یافتند که به حرف‌های آن‌ها گوش می‌داد؛ تا این‌که در عزم شباب حزب سستی ایجاد نموده و آن‌ها را از فعالیت‌های جدی و همیشگی‌شان باز دارند؛ اما قوت شباب حزب و انسجام آن‌ها راه را برای پلان‌های خبیث و فعالیت‌های شیطانی‌شان بست.

نکتۀ هشتم: امروز ما بر دروازه‌های برپایی خلافت راشدۀ ثانی بر منهج نبوت قرار داریم و طلب باریدن رحمت از جانب الله را داریم و با بی‌صبری انتظار نصرت نزدیک الله سبحانه وتعالی را می‌کشیم و به الله گمان نیک داریم که ما را با تحقق بشارت‌های پیامبراش عزت ببخشد و روم به‌دستان ما فتح شود تا به اذن الله بیرق عقاب را بر محله‌های آن بلند کنیم. ما به تحقق و به کرسی‌نشستن بشارت دوم پیامبر صلی الله علیه وسلم در رابطه به آزادی فلسطین و جنگ با یهود اطمینان کامل داریم و بزودی در بیت المقدس شاهد برپایی بیعت هدایت خواهیم بود، پس از آن‌که به اذن الله سبحانه وتعالی مرکز دار الاسلام قرار گیرد.

در پایان به درگاه الله سبحانه وتعالی التماس و تضرع می‌کنیم که روند عملی شدن بشارت‌های رسول الله صلی الله علیه وسلم آغاز شده و این بشارت‌ها یکی پس از دیگری جامۀ عمل بپوشد و به این ترتیب شاهد برگشتن خلافت این امت باشیم، سپس قدس این امت را آزاد کنیم، روم را فتح کنیم چنان که قبلاً بیزانس را‌ فتح نمودیم و به این ترتیب احادیث رسول الله صلی الله علیه وسلم مصداق عملی پیدا نماید. هم‌چنین از الله متعال می‌خواهیم ما را یاری نماید تا کار خویش را با احسان و نیکویی انجام دهیم تا اهلیت نصرت الله عزیز و رحیم را به دست آوریم.

﴿و یومئذ یفرح المومنون بنصر الله ینصر من یشاء و هو العزیز الرحیم﴾

برگرفته از جریدۀ الرایه

نویسنده: استاد رولا ابراهیم

مترجم: منیب حمیدی

ادامه مطلب...
  • نشر شده در سیاسی

(ترجمه)

پرسش:

رئیس‌جمهور امریکا در اظهاراتی گفت: «مرحله نخست توافق‌نامه تجاری با چین ممکن است "در مدت کوتاهی" پس از تاریخ 15 جنوری به امضاء رسد. این تاریخی است که ماه گذشته به عنوان زمان امضای این توافق‌نامه اعلان گردید. ترامپ افزود: «علاقه‌مندم مرحله دوم این توافق با چین را پس از انتخابات ریاست جمهوری و در چهارچوب تلاش‌های مان در جهت پایان دادن به جنگ تجاری موجود میان دو اقتصاد بزرگ جهان به امضاء رسانیم و به این ترتیب جنگ مذکور را که ماه‌هاست ادامه دارد، بازارهای جهانی را مختل نموده و از رشد جهانی اقتصاد کاسته، پایان دهیم.» (منبع: بوابه العین 10 جنوری 2020م)

پیش از آن وزارت تجارت چین نیز رسماً اعلان نموده بود: «لیو معاون رئیس دولت به زودی برای امضای مرحله نخست توافق‌نامه تجاری عازم واشنتن خواهد شد. این نخستین اظهارات رسمی چنین در خصوص امضای توافق‌نامه‌ای‌ست که ترامپ پیش از آن گفته بود که بعد از امضای آن و برای آغاز مرحله دوم آن به پکن سفر خواهد نمود.» (منبع: ترید کاپتن 10 جنوری 2020م) آیا این به معنای پایان تنش‌های تجارتی میان امریکا و چین است؟

پاسخ:

برای پاسخ به این پرسش و درک واقعیت جنگ تجاری میان امریکا و چین به بررسی امور زیر می‌پردازیم:

اول) پیشینه مسأله

1. کسانی‌که سیاست امریکا در قبال چین را دنبال می‌کنند، می‌دانند که امریکا پیوسته سعی دارد در منطقه اوراسیا "اروپا و آسیا" دست برتر را داشته باشد و نمی‌گذارد چین در این میدان از آن پیشی گیرد، دلیل آن این است که منطقه اوراسیا، منطقه حیاتی بوده و امریکا برای تضمین تسلط خویش بالای آن سیاست خارجی نیرومندی را طراحی و پیش گرفته، سیاستی‌که تا امروز متضمن تأمین منافع سازمان‌های امریکائی است. از زمان سقوط اتحاد جماهیر شوروی در سال 1991م، طراحان سیاست امریکا در خصوص سیاست امریکا در قبال چین به دو گروه بزرگ تقسیم شده‌اند:

اول: گروهی‌که خواستار مشارکت دادن چین و یا همکاری با آن می‌باشند تا به این ترتیب در قضایا ذینفع شده و در قبال نظم جهانی به رهبری امریکا احساس مسئولیت کند.

دوم: گروهی دوم به این باور اند که نمی‌توان به اهداف و نیت چین اعتماد نمود، زیرا هرچه نباشد چین رقیب امریکاست و در برابر نظم جهانی غربی به رهبری امریکا قرار دارد.

سر انجام طراحان سیاست خارجه امریکا ‌در نیمه دهه نود به این نتیجه توافق نمودند که چین را به عنوان قدرت مزاحم به امریکا شناخته و سیاست‌هایی را جهت محدود نمودن رشد بالارفتن چین روی دست بگیرند. در زمان حکومت کلنتن و اوباما سیاست امریکا در قبال چین؛ مهار سیاست آن بود و در زما حکومت بوش پسر و ترامپ؛ امریکا سیاست خصمانه‌تری برای مهار چین روی دست گرفت، چنان‌چه ترامپ برای جنگ تجاری باز علیه چین، بسیج جهانی به راه‌انداخت.

2. سیاست امریکا برای مهار چین در محور دو هدف اساسی می‌چرخید؛ اول: جلوگیری از ظهور چین به عنوان قدرت منطقه‌ای. دوم: ممانعت از ایجاد تغییر در هر بخشی از نظام جهانی غربی توسط چین. امریکا برای موفق شدن در این دو هدف، تدابیر مختلفی را روی دست گرفت، از جمله؛ «برجسته نمودن نقض حقوق‌بشر توسط چین در مناطق تبت، ترکستان شرقی و هانگکانگ، سرگرم نمودن چین به بحران هسته‌ای کوریای شمالی و کشمکش‌های منطقه‌ای در سواحل بحر جنوبی چین، استفاده از هند، جاپان و استرالیا به هدف محدود نمودن اهداف نظامی چین و رشد آن در منطقه آسیا،  بحر آرام، مختلف نمودن دست‌یابی چین به تکنالوژی مدرن و سهم نگرفتن در پیشنهاد چین برای ساخت راه/جاده حلقوی.» سازمان سیاست امریکا، سیاست مهار چین را با تغییرات جزئی در شماری از تدابیر و به هدف مهار قدرت و آرمان‌های چین روی دست گرفت و به آن پایبندی نشان داد. اما با فرا رسیدن بحران اقتصادی جهانی در سال 2008 و جنگ‌های فاجعه‌آفرین امریکا در افغانستان و عراق، ایالات متحده متوجه شد که سیاست مهار چین کافی نبوده و تصمیم گرفت این سیاست را بیشتر استحکام و گسترش دهد. هدف امریکا از راه‌اندازی استراتیژی اوباما موسوم به "استراتیژی آسیا" این بود که تجهیزات نظامی و سربازانش را از اروپا به آسیا و سواحل بحر آرام منتقل کند تا در رویارویی با امکانات نظامی چین قرار گیرد، سپس ترامپ اقتصاد چین را مستقیماً هدف قرار داد و اداره حکومت‌اش، چین را متهم نمود که با "پول بازی می‌کند" و جنگ تجاری را با پکن آغاز نمود و این جنگ‌ سر لوح تلاش‌ها برای مهار نمودن چین توسط نظامی قرار گرفت که بر پایه‌های نظم جهانی حاکم استوار است.

دوم) جنگ تجاری میان امریکا و چین

1. چنان‌چه گفته شد؛ امریکا جنگ تجاری را برای جلوگیری از رشد چین آغاز نمود و این جنگ به دلیل روابط گسترده تجارتی میان دو قدرت برتر اقتصادی جهان خیلی زود شعله‌ور گردید؛ چنان‌چه امریکا سالانه 558 ملیارد دالر از کالاها و خدمات چین را دریافت می‌کند و چین در مقابل آن 179 ملیارد دالر از کالاها و خدمات امریکا را دریافت می نماید. اما در این اواخر دیده شده که دو طرف برای تأمین منافع خویش در قدم نخست باهم نزدیک شده‌اند.

2. چین و امریکا در ماه‌های اخیر به توافقات تجارتی جزئی دست‌یافته‌اند، «توافقاتی‌که به هدف جلوگیری از گسترش جنگ تجاری است که از سال گذشته تا کنون میان این دو غول اقتصادی جهان در حال گسترش است. ترامپ قبلاً گفته بود که مرحله نخست این توافق تجارتی در حدود 60% از تمام موارد توافق فراگیر را در بر می‌گیرد و این توافق چین را ملزم خواهد نمود، تولیدات زراعتی بیشتری از امریکا خریداری نماید و امریکا در عوض، مالیات گمرکی خویش بالای کالاهای وارداتی چین را کاهش خواهد داد.» (منبع: عربی جدید 5 جنوری 2020م)

العربیة نت به تاریخ 15 دسمبر 2019م با نشر خبری گفته بود: «21 ماه پس از آغاز جنگ تجاری میان دو اقتصاد برتر جهان، ایالات متحده به مرحله نخست توافق تجارتی با چین دست یافت، اما این توافق‌نامه قطعاً پیش از جنوری آینده امضاء نخواهد شد و ایالات متحده متعهد شده بر اساس این توافق مالیات گمرکی 15 فیصدی خویش بالای 120 ملیارد دالر، واردات چین را به نصف کاهش خواهد داد، اما تعرفه‌های گمرکی 25% خویش بالای کالاهای وارداتی چین که به 250 ملیارد دالر می‌رسد را هم‌چنان حفظ خواهد نمود. ایالات متحده هم‌چنین گفته که مالیات جدید 15% بالای 160 ملیارد دالر از تولیدات چین را که قرار بود از امروز اعمال گردد، به تعویق اندازد، این مالیات قرار بود بالای کالاهایی مانند بازی‌های کامپیوتری تلفن‌های هوشمند و غیره اعمال گردد. پکن نیز بر موجب این توافق پذیرفته که در جریان حد اقل دو سال آینده، در حدود 200 ملیارد دالر اضافی از کالاها و خدمات امریکا را وارد نماید و هم‌چنین چین تصمیم دارد مالیات افزودی‌اش بالای برخی از واردات امریکایی را که قرار بود از امروز عمل شود، به تعویق اندازد، مانند به تعویق انداختن مالیات گمرکی افزودی به ارزش 25% بالای موتر/ماشین‌ها، 5% بالای قطعات یدکی امریکا. چین اظهار نموده که روند تعلیق مالیات گمرکی بالای حدوداً 126 ملیارد دالر از تولیدات امریکا را ادامه خواهد داد و به علاوه متعهد شده خرید تولیدات زراعتی خویش از ایالات متحده را تا 50 ملیارد دالر در سال افزایش دهد» دلیل حرص ترامپ به گرم نمودن بازار صادرات زراعتی امریکا این است که انتخابات سال 2020م را پیش رو دارد و نمی‌خواهد آراء دهقانانی را که به دلیل عدم وجود بازار مناسب برای تولیدات خویش زیر بار قرضه‌ها رفته اند از دست دهد. پیش از آن، سایت البیان نیوز گفته بود: «وزارت تجارت چین شام روز جمعه با نشر بیانیه‌ای گفته که این توافق بر اساس اصل مساوات و احترام متقابل صورت گرفته و شامل نه بند می‌شود: مقدمه، حقوق ملکیت فکری، انتقال تکنولوژی، تولیدات غذایی و زراعتی، خدمات پولی، نرخ اسعار و شفافیت، گسترش تجارت، ارزیابی دو جانبه و حل و فصل منازعات و سر انجام بندهای نهائی.» (منبع: البیان نیوز 13 دسمبر 2019م)

3. اما این بدان معنی نیست که این توافق‌نامه‌ها در خصوص جنگ تجاری به تنش‌های اقتصادی میان دو طرف پایان خواهد داد، زیرا دلیل و انگیزه واقعی برای تسلط بالای چین، جنگ تجاری نیست، بلکه مسأله عمیق دیگری در پس آن قرار دارد که به مراتب برای اقتصاد امریکا و اولویت‌های جهانی آن خطرناک‌تر است. چین پیشگام تکنولوژی نسل پنجم، که نسل آینده ارتباطات بیسیم به شمار می‌رود، می‌باشد. مهم‌تر از آن، پورتال کنترل اطلاعات هوش مصنوعی است که شورای حمایت نوآوران، "اریک شمیدت" رئیس قبلی الفبای هوش مصنوعی، "ریدهوفمان" بنیان‌گذار سایت LinkedIn و "والتر ایساکسون" مؤلف و رئیس اجرایی سابق مؤسسسه "اسبین" همه نوشته اند: «انتظار می‌رود کسی‌که نسل پنجم "جی 5 " را در دست می‌گیرد، در جریان دهه پیش رو به صدها ملیارد دالر درامد از این ناحیه دست یابد و این درامد را با ایجاد فرصت‌های کاری گسترده در عرصه تکنولوژی بیسیم به دست خواهد آورد. دولتی‌که نسل پنجم "جی 5" را در اختیار خواهد داشت، فرصت ابتکارهای زیادی را داشته و برای سایر جهان استاندارد تعیین خواهد نمود. در حال حاضر گمان اغلب این است که این دولت، ایالات متحده نخواهد بود.» (منبع: ZDNet)

4. برای معلومات بیش‌تر باید گفت که "جی 5" دارای سرعت فوق العاده می‌باشد. «پژوهش‌گران اعلان نموده اند که آزمایش سرعت تکنولوژی نسل پنجم "جی 5" نشان داده که سرعت این ابزار بی‌سابقه بوده و در یک ثانیه به تیرابایت می‌رسد که 200 مرتبه سریع‌تر از نوع موجود آن در حال حاضر است. بر اساس آزمایش‌هایی‌که گروه پژوهش‌گری از مرکز گسترش شبکه‌های نسل پنجم این تکنولوژی در دانشگاه سری بریتانیا، فایل‌های صدبار سنگین‌تر از فایل‌های فیلم‌های طولانی را می‌توان در حدود 3 ثانیه با استفاده از این تکنالوژی دانلود کرد. لازم به ذکر است که آخرین میزان سرعت دانلود توسط شبکه‌های نسل چهارم به حدود 65 هزار مرتبه می‌رسد. انتظار می‌رود شمار دستگاه‌های متصل به انترنت در سال جاری مابین 50 الی 100 ملیارد دستگاه باشد، بناءً نیاز است شبکه‌های با قابلیت‌های جدید و متفاوت تولید گردد تا به این حجم گسترده تقاضای انترنتی رسیده‌گی صورت گیرد. در خصوص چگونگی کارتخنیکی "جی 5" باید گفت که ابزاری موسوم به "میمو" یعنی "ورودی‌ها و خروجی‌های متعدد" تولید گردیده که در راه‌اندازی و کارایی نسل پنجم این شبکه نقش اساسی و محوری را بازی می‌کند. تکنولوژی "میمو" آنتن‌های متعدد و کوچکی است که جهت ارائه جریان داده‌ها به گونه جداگانه به کارگرفته می‌شود. سامسونگ برای فراهم‌آوری سرعت خیره ‌کننده جهت دانلود داده‌ها به این تکنولوژی متکی شده و احتمال می‌رود شبکه‌های "جی 5" شمار بیشتری از ایستگاه‌های پخش را به کارگیرد.» (منبع: العرب 13 آگست 2017م)

5. "شمیدت" در سال 2017م در کنفرانس جهانی اقتصاد گفت: «دیری نخواهد گذشت که چین در تولید هوش مصنوعی "AI" از ایالات متحده پیشی گیرد. کاربرد هوش مصنوعی در موارد زیر برجسته می‌گردد:

- استفاده از روبات‌هایی مجهز به آخرین تکنولوژی هوش‌مصنوعی برای تشخیص مشکلات کاربران با سرعت و کارایی بیشتر و بهتر.

- استفاده از تکنولوژی مجهز به هوش‌مصنوعی در جهت تحلیل و تجزیه معلومات مهم از میان حجم بزرگ داده‌های متنی برای بهبود روند برنامه ریزی.

کارشناسان به این باور اند که در چند سال آینده در عرصه هوش مصنوعی توجه و سرمایه‌گذاری‌های زیادی صورت خواهد گرفت. Deloitte تخمین می‌زند که تا فرارسیدن سال 2021م 57.6 ملیارد دالر امریکائی برای هوش‌مصنوعی و آموزش الکترونیکی هزینه خواهد شد، یعنی پنج برابر بیشتر از آن‌چه که در سال 2017م هزینه می‌شد.

6. تعجب‌آور نبود که ترامپ آشکارا با شرکت هواوی، که "جی 5" را تولید می‌کند، مخالفت نمود و در مناسبت‌های مختلف به خطرهایی‌که این شرکت چینی دارد، اشاره نمود. وی در نشست اخیر ناتو گفت: «از نظر من این یک خطر امنیتی است، این یک خطر امنیتی است.» به همین دلیل بود که امریکا بالای بسیاری از دولت‌های غربی مانند "ایتالیا، انگلیس، آلمان وغیره" فشار آورد تا مناقصه‌های شرکت هواوی را نپذیرند و نگذارند نسل پنجم "جی 5" در کشورهای‌شان راه‌اندازی گردد و تمام این فشارها را با بهانه‌های دروغین امنیتی توجیه نمود. هم‌چین امریکا از کاندا خواست "منگ وانزهو" مدیر مالی شرکت هواوی را به اتهام دور زدن تحریم‌های امریکا علیه ایران بازداشت نماید. امریکا مصمم است، مانع شبکه "جی 5" چین قرار گیرد. هم‌چنین ترامپ از فروش تراشه‌های سیلیکون به چین جلوگیری نمود.

7. چینی‌ها مدت‌هاست سعی دارند بر اساس چشم‌انداز 2025 چین، در عرصه تکنولوژی خودکفا شوند، اما چگونگی تعامل امریکا با شرکت هواوی و سایر شرکت‌های چینی باعث شده این تلاش‌های چین برای استقلال کامل در تولید تکنولوژی‌های اساسی سرعت بیشتری داشته باشد. چینی‌ها اعلان نموده اند که برنامه‌هایی برای ساخت سیستم عامل مخصوص خود تا سال 2022م دارند و آنگاه راه را برای شرکت‌های IBM   و Microsoft     و  Dell  و سایر شرکت‌های امریکایی خواهند بست. هم‌چنین چین سعی دارد تراشه‌های سیلیکون ویژه چین را تولید کند، چنان‌چه دست‌مزدهای هزاران تن از انجنیران/مهندسین تایوانی این تراشه‌ها را افزایش داده و قصد دارد در جریان چند سال آینده آنان را به چین انتقال دهد. تحلیل‌گران امریکائی تخمین می‌زنند چین در ظرف پنج الی هفت سال آینده در صنعت تولید تراشه‌ها کاملاً خود کفا شود. به این ترتیب و با عملی شدن این برنامه‌ها، پکن از بابت تکنولوژی هوش مصنوعی درامدهای هنگفت اقتصادی خواهد داشت.

8. امریکا با تمام توان سعی دارد توانایی‌های چین برای پیشگامی در عرصه سیستم "جی 5" و هوش مصنوعی را محدود نماید، زیرا اهمیت این تکنولوژی در حال حاضر کاملاً به اهمیت ماشین بخار و برق و تراشه‌های سیلیکون در سال‌های گذشته می‌ماند. و این تکنولوژی‌ها در حقیقت محرک اساسی تولید و رشد اقتصاد به شمار می‌رود.

به این ترتیب؛ جنگ تجاری که در حال حاضر جریان دارد، در حقیقت فراتر از یک جنگ تجاری برای حفظ توازن تجاری میان امریکا و چین است، بلکه گذشته از آن، این یک جنگ تکنولوژیکی، به ویژه تکنولوژی "جی 5" بوده و به احتمال زیاد و بر اساس واقعیت موجود؛ جهان به سودی دارای سیستم تکنولوژی دو قطبی شود: غرب به رهبری امریکا و سایر جهان به رهبری چین. در صورتی‌که سیستم تکنولوژی چین بتواند منطقه اوراسیا را زیر تسلط خود در آورد، احتمال این‌که چین اولویت‌های امریکا در این عرصه را تهدید کند، افزایش خواهد یافت.

با این حساب؛ حتی اگر توافق‌نامه تجاری میان امریکا و چین تمام مراحل‌اش را پشت سر گذاشته و تا یک سال آینده همه به امضاء هم برسد، چنان که ترامپ گفت: «اداره حکومت‌اش گفتگوها در مورد مرحله دوم توافق تجاری میان ایالات متحده و چین را به زودی آغاز خواهد نمود، اما ممکن است کار نهائی هرگونه توافقی را به بعد از انتخابات ریاست جمهوری در ماه نومبر آینده موکول کند.» (منبع: بوابة العین 10 جنوری 2020م) حتی اگر چنین توافق‌نامه‌ای سر انجام به امضاء هم برسد، بازهم انتظار می‌رود این کار چیزی فراتر از توقف دو طرف جنگ برای تجدید نیرو و توان، مخصوصاً در عرصه تکنولوژی نسل پنجم نخواهد بود، زیرا امریکا هرگز نمی پذیرد چین همتای آن قرار گیرد؛ هرچند چین این را بپذیرد، غرور و تکبری‌که امریکا دارد مانع تن دادن آن به این امر می‌شود.

مترجم: عبدالله دانشجو

ادامه مطلب...
  • نشر شده در فقهی

(ترجمه)

پرسش:

السلام علیکم ورحمت الله وبرکاته!

شیخ بزرگوار با یک فرد صنعت‌پیشه که صاحب یک سوپرمارکیت بود، شریک شدم و مبلغ مشخصی برایش دادم تا تجارت کند و برعلاۀ من دیگر شرکا نیز دارد که ندیده‎ام و نه با آن‎ها عقد بسته‎ام؛ فقط این‎که مالک شرکت با آن‎ها نیز عقد بسته و برای‎‌شان گفته است که مانند شما با او نیز عقد بسته‎ام و آن‎ها مانند من شریک اند؛ اما او هم شریک در سرمایه است و هم شریک بدن(کاری فزیکی) است که شراکت را رهبری می‌کند که درین خصوص از شما وضاحت می‌خواهم. پرسش‌ام این است که آیا شراکت‌ام درست است یا خیر؟ می‌خواهم مسئله توضیح داده شود؛ چون وقتی‎که از شباب پرسیدم برخی گفت درست است و برخی گفتند نادرست است!

پاسخ:

وعليكم السلام ورحمة الله وبركاته!

1. در خصوص شرکت مضاربه: درست است که مضاربه بین مال از دو شریک و تلاشِ کار از شریک دیگر باشد و هم چنین مال از دو شریک و یا مال و کار از شریک دیگر باشد و یاهم درست است که سرمایه از چندین شریک و تلاش از مضارب[عامل] باشد؛ چنانچه در کتاب نظام اقتصادی آمده است: «در شرکت مضاربه می‌توان دو مال از دو شخص وبدن کار فیزیکی[عامل] یکی از آن دو شریک باشد. پس از دو نفر سه هزار دینار داشته باشند، یکی‌شان هزار دینار و دیگری دو هزار دینار داشته باشد وصاحب دو هزار دینار به صاحب هزار دینار اجازه دهد که با این سه هزرا دینار کار کند و مفاد[سود] به دست آمده در میان‌شان نصف می‌گردد. پس این شرکت صحیح می‌باشد. هم‎چنین در شرکت مضاربه می‌توان دو مال از دو شخص و بدن کار فیزیکی[عامل] شخصی دیگر باهم شریک باشد؛ چون همه‌ی این‎ها مربوط به موضوع مضاربه می‌باشد.»

2. در خصوص شروط صحت مضاربه در کتاب نظام اقتصادی آمده است: «مضاربه زمانی صحیح است که مال کاملاً تحویل عامل داده شود و صاحبِ مال[صاحب سرمایه] دیگر کاری به آن نداشته باشد؛ چون مضاربه مقتضی تحویل مال به شخص عامل می‌باشد. در مضاربه باید سهم عامل مشخص باشد و باید مقدار مالی[سرمایه‌ی] که مضاربه روی آن صورت می‎گیرد، نیز معلوم و مشخص باشد.»

3. پس معلوم گردید؛ از شروط صحت مضاربه این است که سرمایه‌ی که بالای آن تجارت می‌چرخد، مقدار معلوم باشد و هم‌چنین به اتفاق شرکاء سهیمه عامل از فائده واضحاً مشخص باشد. از همین جهت درست نیست که مضارب[عامل] از یک شخص مقداری مال اخذ بدارد و مقداری از شخص دیگری بردارد و تنها همراه هرکدام بالای فائده‌ی سرمایه موافقه نماید؛ ولی هرکدام نمی‏‎دانند رأس‌المال چقدر است و آیا باقی شرکا بر تناسب مفاد[سود] رضایت دارند یا خیر؟ بناًء آنچه در پاسخ ارایه شده است درست نبوده؛ بلکه شکل درست این است که شرکاء جمع شده و بر رأس‌المال و تناسب مفاد توافق نمایند. آنچه ارجحیت دارد نز من همین است.

برادر شما عطاء بن خليل ابو رشته

۶رمضان ۱۴۳۹هـ.ق

۲۲ می ۲۰۱۸م

ادامه مطلب...
Subscribe to this RSS feed

سرزمین های اسلامی

سرزمین های اسلامی

کشورهای غربی

سائر لینک ها

بخش های از صفحه