- نشر شده در ویدیوها
جمعه، 03 صفر 1440هـ.ق / 12 اکتوبر 2108م
جمعه، 03 صفر 1440هـ.ق / 12 اکتوبر 2108م
خطبۀ جمعه استاد ناصر رضا رئیس کمیتۀ روابط عمومی حزب التحریر- ولایه سودان
جمعه، 03 صفر 1440هـ.ق / 12 اکتوبر 2108م
ارایه کننده: مفکر سیاسی احمد الخطوانی (ابو حمزه)سرزمین حجاز،
ذو الحجه 1439هـ.ق / آگست 2018م
(ترجمه)
در روزی از روزهای استعماری، در لانهای از توطئهها علیه مسلمانان، در گردهمایی بزرگترین جنایتکاران روی زمین و در سیزدهم ماه سپتمبر۱۹۹۳م پیمان بدنام "اسلو" به امضاء رسید؛ پیمانیکه در نتیجۀ تلاشهای استعمار غربی به هدف تقویت پایههای دولت یهود و مشروعیت بخشیدن به آن باید به امضاء میرسید؛ پیمانیکه باعث شد تا این اسپ کموش(امت اسلامی) در برابر ناملایمات رام شده و در نتیجه منجر به غارت رفتن هویت سرزمین مبارک فلسطین و جدا شدن آن از ارتباط عمیق اسلامی آن شود.
لذا پیمان اسلو همانگونه که طرف داران "پروژۀ ملی" شایعهافگنی میکنند، ثمرۀ دفاعها و مبارزهها نبود؛ بلکه بندی از آجندای بود که از زمان پیدایش سازمان آزادی بخش فلسطین آغاز یافته و بخشی از یک نقشۀ از پیش طراحی شده بود که در تغییر دادن قضیۀ فلسطین از قضیۀ اسلامی به قضیۀ عربی و سپس به قضیۀ ملی و در نهایت به عنوان بهانهای برای حل و فصل دروغین این قضیه، از آن کار گرفته میشد؛ واقعیتیکه روزگاری امروز ما بهترین شاهد آن است.
حال پرسش این جاست که پس از گذشت یک ربع قرن از امضای پیمان اسلو، آیا این پیمان شکست خورد؟ پیامدهای آن چیست؟ و اینکه قضیۀ فلسطین به کجاخواهد رسید؟ از اینرو قضاوت در خصوص شکست و یا عدم شکست پیمان اسلو، در گرو بررسی اهداف آن میباشد، اگر درین زمینه سطحی نگاشته شود، گمان میشود که اهداف این پیمان همان موارد ذکر شده در نسخۀ خطی آن میباشد، چیزهاییکه در ظاهر اعلان گردیده، در حالیکه اهداف واقعی این پیمان چیزهایی بود که قدرتهای بین المللی-در پشت آن قرار داشتند- میخواستند.
هدف از تلاشهای غرب -از زمان روی کار آمدن قضیۀ فلسطین- تثبیت پایههای دولت یهود در سرزمین مقدس، مشروعیت بخشیدن به اشغال فلسطین، قرار دادن آن به عنوان یک تشکیلات طبیعی در قلب سرزمینهای اسلامی و ایجاد پایگاهِ پیشرفتهای برای استعمارگران بود. آنها میخواستند که این پایگاه خنجر مسمومی در حلقوم امت اسلامی بوده و مانع وحدت مسلمانان شود، تا اینکه مسلمانان نتوانند دولت خویش را تأسیس نموده و آن را به عنوان نیروی مؤثر در جایگاه بینالمللی آن باز گردانند. در چنین سیاقی بود که قدرتهای استعماری-با رقابت بین امریکاییها و اروپاییها- مذاکراتی را راهاندازی و پیمانهای را با دولت یهود بسته و به دنبال راهحلهایی شدند که امنیت این دولت را تضمین و از موجودیت آن محافظت کند.
اما در خصوص حقوق مردم فلسطین، این حماقت سیاسی خواهد بود که گفته شود که این پیمان حقوق مردم فلسطین را به رسمیت شناخته است، چون حقوق مردم فلسطین و مسلمانان بر این سرزمین مبارک ثابت بوده و هیچ نیازی به این پیمانهای دروغین ندارد و نه هم به کشورهای استعمارییکه آن را به رسمیت بشناسند. استناد به این پیمان به عنوان دلیلی برای حقوق مسلمانان در فلسطین، خود عین توطئه و خیانتی میباشد، چون چنین استنادی از یک حق آشکار، محلی برای اختلاف نظر ایجاد میکند، در حالیکه طلوع خورشید نیازمند اثبات نیست.
پیمان اسلو موفق شد که فلسطین را در معرض نابودی برده و به اشغال مشروعیت بخشد؛ قرارداد حکام سزمینهای اسلامی از هم فرو پاشید، روابط با دولت یهود عادی شده و با اشغالگران همکاری شد، حتی در حد خرید و فروش سلاح و همکاریهای نظامی. این پیمان تحت نام هماهنگیهای امنیتی "مقدس" تعقیبهای شرمآور مرگبار را توسعه داد؛ هماهنگیهاییکه در برابر هیچ دشمنی سیاسی اعلام شدهای متوقف نگردید.
همچنان این پیمان در راستای دزدیدن قربانیهای مردم فلسطین نیز موفقانه عمل نمود؛ مردمیکه برای خلاصی از اشغال و آزاد سرزمین و مقدسات خود، با ارزشترینهای خود را از صمیم قلب قربانی نموده اند، اما سازمان آزادی بخش از این فداکاریها، نردبانی ساخت برای دسترسی به راهحلهای استعمار غربی، با وجودیکه این راهحلها هیچگاه مورد پذیرش مردم فلسطین نبوده، بلکه حتی کسیکه در مورد آنها سخن به زبان میآورد، خائن وطنفروش و پست و بیآبروی محسوب میشد.
پیمان اسلو توانست که "یک هویت فلسطینی جدیدی" بسازد؛ فلسطینیهایکه توسط جنرالهای امریکایی آموزش دیده اند تا زندانبانانی برای همسنگران و شرکای دیروز مبارزه و مقاومت خود، گاردهای امنیتی برای اشغالگران و مهاجران جنایت کار یهودی، ابزاری برای سرکوب مردم فلسطین و پاسدارانی برای جشنوارههای فساد و رذایل اخلاقی باشند.
پیمان اسلو برای دو برابر شدنی بیسابقۀ شهرکهای یهودینشین، پوشش سیاسیی را ساخت که حتی تا فردایش پس از یک ربع قرن نیز بسنده میباشد، تا حدیکه از سرزمین وعده داده شدهای برای دولت فلسطین، جزکانتونهاییکه اشغالگران باقلعهها و شهرکهای خود، آنها را بسان دستبندی در محاصره قرار داده اند، چیزی دیگری باقی نمانده است.
از نتایج این پیمان فاجعهآور اسلو این است که دروازۀ پیمانها و توافقها را با اشغالگران به گستردگی که دارند، بازکرد؛ بازار مذاکرات را گرم و زنده نگهداشت؛ چشمپوشی از حقوق و مقدسات را به واقعگرایی و حل وسط توجیه کرد، تا جاییکه در نتیجه قضیۀ فلسطین به وضعیت امروزیاش، یعنی خفت وضعف و توطئه رسید؛ حتی ترامپ رئیس جمهور احمق امریکا جرئت کرد که تصمیم شوماش را علیه قدس اعلام نماید و به خود اجازه دهد که حق عودت مهاجرین یهودی را لغو و در عوض افزایش شهرکها را قانونی بسازد، چیزیکه بنام "معاملۀ قرن یاد شد"؛ جنایتیکه شبیه آن هرگز رسماً اعلام نشده بود. در واقع معاملۀ قرن نتیجۀ اجتناب ناپذیر پیمان اسلو میباشد، نتیجۀ اجتناب ناپذیر و آغازگر مذاکره با کسانیکه دولت خود را بر شانههای مردم فلسطین بنا کرده اند؛ نتیجۀ اجتناب ناپذیر عملکرد کسانیکه امریکا را حکَم و میانجیگر خود قرار داده و برای حل مشکلات کاخ سفید رشتهای یادآور بر انگشت خود میبندند. معاملۀ قرن نتیجۀ توسعۀ طبعی پیامدهای پیمان اسلو بود و کسی درین گمان است که پیمان اسلو روزی منجر به آزادی و پیروزی میشود، خیال پردازی بیش نیست و تا هنوز الفبای سیاسیت را هم نمیداند و اگر این چنین نباشد، پس یک خیانت کار دسیسهگر است.
شکت پیمان اسلو در دستیابی به آنچه که سازمان مردم فلسطین به آن وعده داده بود، خود با تأکید بیشتر دلیل تجربی دیگری بر این میباشد که برای قضیه فلسطین هیچ راهحلی در مذاکرات، قطعنامههای بین المللی و حل وسطها نیست، بلکه حل آن در گرو آزادسازی کامل فلسطین میباشد و بس، زیرا غیر از آن هرکار دیگری جز سرگرمی، ضیاع وقت و طولانی ساختن عمر اشغالگری، کار دیگری نیست. امت اسلامی باید ببیند که این بازی گران "اسرای رسول الله صلی الله علیه وسلم" را چگونه بازیچه قرار داده اند. امت باید نیروهای برحال خویش را بسیج کنند تا اینکه دولت یهود را به یک بارهگی و برای همیشه از بیخ و بن ریشهکن نمایند؛ دولت بیبنیادیکه جز ریسمان استعمارگران و همدستی حاکمان خائن سرزمینهای اسلامی هیچ پایه و اساسی ندارد، تا اینکه سرزمین مبارک فلسطین، تاج ننگین سرزمینهای اسلامی، خانه و مسکن اسلام، بار دیگر به آغوش مسلمانان باز گردد.
برگرفته از جریدۀ الرایه
نویسنده: علاء أبو صالح
عضو دفتر مطبوعاتی حزب التحریر-ولایۀ فلسطین
از حضرت ابوهریره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: الله سبحانه وتعالی فرموده است:
«يَا ابْنَ آدَمَ تَفَرَّغْ لِعِبَادَتِى أَمْلأْ صَدْرَكَ غِنًى وَأَسُدَّ فَقْرَكَ، وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ مَلأْتُ صَدْرَكَ شُغْلاً وَلَمْ أَسُدَّ فَقْرَكَ»
(رواه ترمذی و ابن ماجه)
ترجمه: ای فرزند آدم! خودت را برای عبادت من فارغ بگردان تا قلبت را از توانگری لبريز سازم و(راه) فقر تو را ببندم، و اگر چنين نكردی، سينهات را از مشغله و گرفتاری پر میسازم و فقر و بينوايی تو را برطرف نمیكنم.
در شرح ترمذی(تحفة الآحوذی) اين حديث را چنین توضیح داده است: «ای فرزند آدم، خودت را از کارهای مهمات به عبادت من فارغ بساز، تا اینکه قلبت را از غِنا و بینیازی پر بسازم، و مشکلاتات را طوری برطرف کنم که از سایر مخلوقاتم بینیاز شوی، و اگر اینکار را نکردی، بر فقرت افزود میشود.
خوانندگان محترم! جای تعجب به کسانی است که خود را به عبادت الله سبحانه وتعالی فارغ نمیسازند، یا به طلب رزق و چیزیکه بزرگتر از دنیا است، سعی و تلاش نمیکنند. شما میدانید که معنای عبادت اینجا فقط ارکان پنجگانۀ اسلام نیست. برای فهم درست این مطلب تنها این آیۀ مبارکه کفایت میکند که فرموده است:
﴿قُلْ إِنَّ صَلَاتِي وَنُسُكِي وَمَحْيَايَ وَمَمَاتِي لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ﴾
[انعام : 162]
ترجمه: بگو: نماز، قربانی، زندگی و مرگم برای الله پروردگار عالميان است.
آیا کسانیکه اشتغال به طلب رزق را بر عبادت الله سبحانه وتعالی مقدم میدانند، گمان میکنند که در امر اقتصاد از الله سبحانه وتعالی پیشقدمی اختیار کردهاند؟ سبحان الله! آیا نمیدانند که غنا و فقر از طرف الله سبحانه وتعالی تقدیر و تعیین شده است؟ اگر میدانند، پس چگونه به مصروفیت چیزی راضی میشوند که کفالت آن را الله سبحانه وتعالی وعده داده و چیزی را که الله سبحانه وتعالی مصروفیت به آن را از ما خواسته است، ترک میکنیم، که آن فارغ ساختن خود به عبادت الله سبحانه وتعالی است و در رأس این مطلب فارغ ساختن خود به خاطر اقامۀ دین الله سبحانه وتعالی(اقامۀ دولت خلافت) است که دین اسلام را بر تمام ادیان ظاهر و روشن گرداند.
والسلام علی من اتبع الهدی
(ترجمه)
سطح غفلت از صحت و محیط زیست در تونس به پایینترین حدش رسیده است و آن عبارت از پخش انواع ویروسها توسط پشهها، خزندهها و سگهای ولگرد در شهرهای تونس میباشد. این کشور توسط امراض همهگیر و سرایت کننده رو به تهدید بوده و چنین تهدیدات به جز در کشورهایکه در آن جنگ و قحطی و ویران می شوند، شیوع پیدا میکند. این حالت زمانی واقع میگردد که جمعآوری کثافات و آب کثیف بدوش مردم جامعه باشد؛ حکومت توان تهیۀ آن را نداشته باشد و به جز از انباری اشغال برای منبع عاید برای فامیلهای فقیر و منزوی شده دیگر چیز نمیباشد و این سیاست توسط صلیبیهای غربی در مورد کشوری ما گرفته شده و توسط دستان کثیفشان تطبیق میگردد.
بدین گونه، تحقیقات ابتدایی نشان میدهد که رود نیل سبب مرگ شهروندان در شهرهای زیادی گردیده است. در نتیجه مقامات دولتی در مورد آبهای راکد و مردابیکه در این وادی سرازیر میشوند و باعث امراض خطرناک میگردند، بلند رفته است. بدبختییی که این کشور را تهدید میکند، تطبیق قانون ساختۀ دست بشر است. این قانون بیکاری و فقر را با تشکیل احزابی سیاسی، تشکیل پارلمان و اعلامیههای بیمعنی، که از طریق رسانهها به نشر میرسد و برای منافع و استمرار استعمار ثمربخش میباشد.
آفت حقیقییی که تونس را احاطه کرده و باعث تهدید اطفال و منابع این سرزمین میگردد، حکومت و احزابی سیاسی ناکام این کشور است. تمام تلاشها را آنها برای حفظ منافع کمپنیهای خارجی و نمایندگان منطقوی آنها برای حفظ صادرات و قاچاق و حفظ موقفهای فعلی و قدرت آیندۀشان متحمل میشوند. برای ازبین بردن این آفت باید سیاسیون و حمایت کنندهگان شان را کنار گذاشته و سلطانی به سطح رهبری امت قرار دهیم که حکام شایسته و خداترس را در امور مسلمین مسئول قرار دهد تا آنها توازن عقیده و تمدن را در امر مذکور در نظر بگیرند.
دفتر مطبوعاتی حزب التحریر-ولایه تونس
(ترجمه)
خبر:
دونالد ترامپ رئیس جمهور امریکا به روز سهشنبه در یک سخنرانی برای هوادارانش در ایالت میسیسیپی گفت: «متحدین نزدیک عربستان سعودی و شاه سعودی بدون پیشتبانی نظامی امریکا "دو هفته" دوام نخواهند آورد.» رئیس جمهور با صدای بلند در یک گردهمایی گفت: «ما عربستان سعودی را محافظت میکنیم. آیا شما فکر میکنید که آنها ثروتمند هستند و من شخصاً شاه سلمان را دوست دارم؟ مگر به شاه گفتم: ما از شما حفاظت میکنیم؛ بدون امریکا، شما شاید دو هفته هم در آنجا دوام نخواهید آورد و شما باید هزینههای نظامی را بپردازید.» ترامپ هنگامیکه آن اظهارات را به شاه سعودی تحمیل میکرد، تنها به این منظور بود که آنها اکنون در معرض افزایش قیمت نفت در امریکا قرار دارند.
عربستان سعودی بزرگترین صادر کنندۀ نفت و نیز رهبر دیفکتو(de facto) مجموعه بلوک تولید نفت "اوپیک" در جهان است، که بخاطر افزایش بهایی نفت با انتقاد شدید ترامپ روبرو شد.
تبصره:
بعضی اوقات، حتی دروغگویان به خود نیز یاری رسانده نمیتوانند. حتی کفار به صراحت بیان میدارند که این حکام خائن تنها به این دلیل در اریکۀ قدرت باقی میمانند که دست نشاندۀ امریکا میباشند. سعودی، امارات متحده عرب و بحرین نه تنها مدیون امریکا هستند، بلکه آنها در واقع متحدین نزدیک دولت یهودی نیز هستند. در سوی دیگر، حکام ایران کم از اینها نیستند، زیرا آنها قصابان سوریه را در قتل عام مسلمانان کمک میکنند و همواره ایران امریکا را "شیطان بزرگ" لقب میداد، اما دور از چشم امت، ایران همراه امریکا توافق دوستی ۶۰ساله داشته است. زمانی این واقعیت برملا شد که امریکا با لغو "توافق دوستی" آن را بر رخ ایران کشید.
چرا این چنین است که به اصطلاح حکام ما غلام حقله به گوش قدرتهای غربی اند و از الله سبحانهوتعالی اعراض میورزند؟ آنها کسانی اند که از الله سبحانهوتعالی پروا نمیکنند.
﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا عَدُوِّي وَعَدُوَّكُمْ أَوْلِيَاءَ تُلْقُونَ إِلَيْهِم بِالْمَوَدَّةِ وَقَدْ كَفَرُوا بِمَا جَاءَكُم مِّنَ الْحَقِّ يُخْرِجُونَ الرَّسُولَ وَإِيَّاكُمْ أَن تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ رَبِّكُمْ﴾
[ممتحنه: ۱]
ترجمه: ای مؤمنان! دشمنان من و دشمنان خويش را به دوستی نگيريد؛ شما نسبت بديشان محبت میكنيد و مودت میورزيد، در حالیكه آنان به حق و حقيقتی ايمان ندارند كه برای شما آمده است. پيامبر(ﷺ) و شما را به خاطر ايمان آوردن به الله(سبحانهوتعالی) كه پروردگارتان است (از شهر و ديارتان) بيرون میرانند؛ اگر شما برای جهاد در راه من و طلب خوشنوديم(هجرت كرده ايد و از زادگاه خويشتن) بيرون آمده ايد(با ايشان پيوند دوستی برقرار نسازيد)؛ در نهان با آنان دوستی میكنيد، در حالیكه من نسبت به هرچه پنهان میداريد يا آشكار میسازيد(از همگان) مطلعتر و آگاهتر هستم؛ هر كس از شما چنين كاری را بكند، از راستای راه منحرف گشته است.!
این خیانت آمیخته از یک واقعیتی است که اقتصاد غرب با جنگ در سرزمینهای ما طی خریداری اسلحه توسط حکام فاسد ما تغذیه میشود. در همین حال، ما را متفرق و ضعیف میگردانند و کفار را قادر میسازند که بخاطر منافع شان بیایند و محافظ جان و ثروت ما باشند. پلان طویل مدت اقتصادی آنها شامل، غارت ذخایر هایدروکاربن حجاز، ساحل و صحراء، ثروت دست نخوردۀ افریقا، و بالآخره تا به اندونیزیا است. آیا پلان اقتصادی امت منابع غربی را مورد اکتشاف و استثمار خود قرار داده است؟ گذشته از این، کفار پایگاههای نظامی خود را نه بخاطر حفاظت ما؛ بلکه برای تأمین منافع خودشان لانهگذاری کرده اند. استعمار از بین نرفته است، بلکه چهرۀ آن تبدیل شده و حال در چهرۀ نمایندهگان مردم تظاهر یافته اند و اکنون در زنجیر غلامی استعمار بند هستند.
چگونه میتوانیم این فاجعه را خاتمه دهیم که سرزمین ما را به سقوط مواجه ساخته است؟ چگونه خود را از دست نشاندههای غربی برهانیم که بالای ما حکومت میکند؟ چی باعث شده این گرگها بر پشت و گردن ما حمله کنند؟ کپیتلیزم و سیکولریزم حفاظت کنندهگان ما نشدند. به عوض، همدستی با "حکام غربی" طوری معلوم میشود که صرف به خود غرب مؤثر تمام میشود.
لذا تنها نظام اسلام است که ما را متحد و سرزمینهای ما را محافظت میکند و بالای ما حکامی را مقرر مینماید که از امور ما باخبر میباشند؛ نه مانند حکام فعلی که از ما نفرت دارند و به ما ضرر میرسانند و ستم روا میدارند. بر ما لازم است که اسلام را منحیث یک نظام جامع در زندهگی خود مجدداً تأسیس و مورد اجراء قرار دهیم. اگر ما در این امر سستی کنیم و ناکام شویم، تمام تلاشهای مان به حدر خواهد رفت. الله سبحانه وتعالی به ما هشدار داده است:
﴿إِن يَثْقَفُوكُمْ يَكُونُوا لَكُمْ أَعْدَاءً وَيَبْسُطُوا إِلَيْكُمْ أَيْدِيَهُمْ وَأَلْسِنَتَهُم بِالسُّوءِ وَوَدُّوا لَوْ تَكْفُرُونَ﴾
[ممتحنه: ۲]
ترجمه: اگر بر شما دست يابند، دشمنان شما میگردند و دست تعدی به سويتان دراز میكنند و زبان را در حق شما به بدی میگشايند و آرزو میكنند كه كاش میشد كافر شوید!
فلهذا ما باید به ندای الله سبحانهوتعالی و پیامبرش محمد صلی الله علیه و آله وسلم، امت و جهانیکه نیاز به آن دارد، پاسخ دهیم.
نویسنده: همزه محمد
برای دفتر مطبوعاتی مرکزی حزب التحریر
پنج شنبه، 24 محرم الحرام 1440هـ.ق / 04 اکتوبر 2018م
ارایه کننده: شیخ یوسف مخازره (ابو همام) / سرزمین مبارک (فلسطین)بیت المقدس، 25 محرم الحرام 1440هـ.ق / 05 اکتوبر 2018م
ارایه کننده: شیخ معاویه عبد الوهاب عضو حزب التحریر-ولایه سوریهپنج شنبه، 24 محرم الحرام 1440هـ.ق / 04 اکتوبر 2018م