- نشر شده در ویدیوها
بخش از دعوت ماهانه ای حزب التحریر
ذوالحجة / محرم 1439 هـ.ق - سپتامبر 2017.م
بخش از دعوت ماهانه ای حزب التحریر
ذوالحجة / محرم 1439 هـ.ق - سپتامبر 2017.م
(ترجمه)
در چند روز گذشته، شاه محمود قریشی وزیر خارجۀ پاکستان در یک مناظرهای که به تاریخ 27 سپتمبر 2018م در تلویزیون الجزیره به نشر رسید، با اشاره به مسئلۀ کشمیر گفت: «جنگ گزینهای برای آزادسازی کشمیر نیست. هیچ راهحل نظامی در این مورد وجود ندارد و یگانه راهحل از طریق گفتگوهای صلحآمیز میتواند ثمر بخش باشد.» در چند هفتۀ اخیر، حکام خائن پاکستان طبق دستور و ترغیب امریکا اقداماتی را از طریق منحرف ساختن افکار عامه در مورد توانائی دولت برای آزادسازی کشمیر از چنگال هندوهای مشرک روی دست گرفته اند .انجام این کار آنها خیانت رهبری نظامی و سیاسی پاکستان به مسلمین و وفاداریشان را به آرزوها و راهحلهایی که باداران غربیشان به آنها دستور میدهند تا بر مشکلات ما افزوده شود، نشان میدهد. این حاکمان حیثیت ترجمان را برای باداران غربیشان دارند و جز سخن آنها چیزی دیگری بر زبان نمیآورند. این رزالت آنها امریست که منجر به بهانهجوئیشان در خصوص حمایت از مسلمانان مظلوم این وادی میگردد که علیالرغم مظلومیتشان هندوهای مستبد اشغالگر را پس از شهادت "برهان وانی" به مبارزه طلب کردند.
اگرچه حکام پاکستان امروزه از نیروی قوی و گستردهای برخوردار اند و پس از هفت دهه اشغال توانائی از پا در آوردن نیروهای اشغالگر را هندو را دارند؛ ولی با آنهم از راهاندازی یک قیام مسلحانه در کشمیر اباء میورزند. این حاکمان حاضر به یک قیام مسلحانه در کشمیر نیستند؛ زیرا آنها پیوسته گوش به فرمان بادارشان(امریکای غدار) اند که این قیام مسلحانه را "تروریزم" عنوان کرده است. این حاکمان از ترس اینکه مبادا جامعه جهانی، که هیچ علاقهای بخاطر حل مسئله کشمیر ندارد، بالایشان قهر شود، حاضر نیستند تا دست به یک قیام مسلحانه بزنند. این بیعلاقگی جامعۀ جهانی در خصوص حل مسئلۀ کشمیر ناشی از هشداریست که توسط شورای امنیت سازمان ملل از طریق قطعنامههایش در مورد مسئلۀ کشمیر، که بطور غیراجباری در فصل ششم منشور سازمان ملل به جای قطعنامههای اجباری و لازم الاجرا در فصل هفتم آن به نشر رسید، میباشد. این در حالیستکه حکام پاکستان این قطعنامهها را به عنوان یک راهحل در مورد مسئلۀ کشمیر پیشکش میکنند؛ در حالیکه خوب میدانند که ارزش این قطعنامهها حتی ارزش اوراقی را ندارد که روی آن نوشته شده اند. الله سبحانهوتعالی میفرماید:
﴿أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ يَزْعُمُونَ أَنَّهُمْ آمَنُوا بِمَا أُنزِلَ إِلَيْكَ وَمَا أُنزِلَ مِن قَبْلِكَ يُرِيدُونَ أَن يَتَحَاكَمُوا إِلَى الطَّاغُوتِ وَقَدْ أُمِرُوا أَن يَكْفُرُوا بِهِ وَيُرِيدُ الشَّيْطَانُ أَن يُضِلَّهُمْ ضَلَالًا بَعِيدًا﴾
[نساء: ٦٠]
ترجمه: آیا ندیدی کسانی را که گمان میکنند به آنچه(از کتابهای آسمانی که) بر تو و بر پیشینیان نازل شده، ایمان آوردهاند، ولی میخواهند برای داوری نزد طاغوت و حکّام باطل بروند؟! با اینکه به آنها دستور داده شده که به طاغوت کافر شوند؛ امّا شیطان میخواهد آنان را گمراه کند و به بیراهههای دوردستی بیفگند.
جنگ برای حکام نخبۀ پاکستان گزینهای برای آزادسازی کشمیر نیست؛ زیرا آنها چنان دلباخته مفکورۀ غربی دولت-ملت شده اند که چشمانشان از دیدن حالت زار مسلمانان کشمیر اشغالی کور و گوشهایشان از شنیدن صداهای مظلومانۀ آنها کر شده اند؛ چون آنها در آن طرف مرزهای کاذب ساخته شده توسط استعمارگران انگلیسی گیر مانده اند. پس سؤال ما این است که اگر سریناگر، لاهور و اگر لاهور، سریناگر میبود باز هم جنگ را گزینهیی نمیپنداشتید؟ آیا بخاطر مرزهای جغرافیایی کاذب دستساختۀ انگلیسیهای کافر هنوز هم خشونتها و قربانیهای را که به قیمت خون مسلمانان کشمیر تمام شده است، نادیده میگیرید؟ رسول الله ﷺ میفرماید:
«مَا مِنْ امْرِئٍ يَخْذُلُ امْرَأً مُسْلِمًا فِي مَوْضِعٍ تُنْتَهَكُ فِيهِ حُرْمَتُهُ وَيُنْتَقَصُ فِيهِ مِنْ عِرْضِهِ إِلَّا خَذَلَهُ اللَّهُ فِي مَوْطِنٍ يُحِبُّ فِيهِ نُصْرَتَهُ وَمَا مِنْ امْرِئٍ يَنْصُرُ مُسْلِمًا فِي مَوْضِعٍ يُنْتَقَصُ فِيهِ مِنْ عِرْضِهِ وَيُنْتَهَكُ فِيهِ مِنْ حُرْمَتِهِ إِلَّا نَصَرَهُ اللَّهُ فِي مَوْطِنٍ يُحِبُّ نُصْرَتَهُ»
ترجمه: هر مسلمانیکه دیگر مسلمانی را در جایی بی یار و یاور رها کند که مورد هتک حرمت قرار گرفته و بیعزت شود، الله(سبحانهو تعالی) او را در چنین جاییکه آرزومند مدد و کمک الهی است، تنها و بییاور و مددکار قرار میدهد و هر مسلمانیکه دیگر مسلمانی را در جاییکه آبرو و حیثیتش مورد حمله قرار گرفته نصرت و یاری کند، الله(سبحانهو تعالی) او را در چنین جاییکه خواهان و آرزومند نصرت الهی باشد، کمک و همکاری میکند.
جنگ گزینۀ آزادسازی کشمیر برای حکام نخبه پاکستان نیست، چون هنگامیکه مسئلۀ حمایت از منافع امریکا در منطقه در قالب حمایت از جنگ امریکا و اهداف امریکایی در خصوص اشغال افغانستان مطرح شود، تانک و توپ رژیم مذکور منسجم شده و نیروهای ما به عنوان چوب سوخت در این جنگ "جنگ فتنه" استفاده میشوند؛ جنگیکه پاکستان و منافعاش را به شدت متضرر میکند.
رژیم باجوا-عمران با وعدههای دروغینیکه ادعای عادیسازی روابطاش را با دولت هند میکند؛ بر چشم مردم خاک زده و آنها را فریب میدهد. این رژیم از ما میخواهد تا به خاطر چشمانداز دستآوردهای اقتصادی، مسلمانان کشمیر را بفروشیم. با انجام چنین امری، رژیم مذکور تماماً ارزشهای اسلامی را نادیده گرفته و اهانت بزرگی را بر مسلمانان پاکستان روا میدارد که آنها پیوسته بخاطر عقیدۀ اسلامیشان و اطاعت از الله و رسولش و آنانیکه پیمان برادریشان را نسبت به هر دستآورد اقتصادی دیگر محکمتر بسته و ترجیح داده اند و تظاهراتهای را انجام داده اند. با فراخوانی روابط با دولت هند، این رژیم فرزانگی و مبارزات خستگیناپذیر نیاکان مارا که زندگی تحت حاکمیت هندوهای ظالم را رد نموده و ترجیح دادند که مسلمانان پاکستان در دیگر سرزمینها به سر ببرند، نادیده میگیرد. بناءً وعدههای رفاه اقتصادی جز یک امر دروغ و خیالی چیزی دیگری نیست. اتحادیۀ اروپا که متشکل از ملتهای متمدن یهودی-مسیحی و عقیدۀ مشترک لیبرال دموکراسی و سرمایهداری میباشند، امروزه در یک ائتلاف اقتصادی به سر میبرند و هرگز از پاکستان در خصوص مسئلۀ کشمیر حمایت نخواهند کرد؛ پس چگونه میتوان انتظار داشت که دولت هند، که بر اساس قوانین کفریاش به عنوان روش زندگی حکم میکند، با مسلمانان پاکستان که پابند به زندگی اسلامی اند، به طور صلحآمیز زندگی کند؟ نخیر، یگانه راه در جهت صلح و رفاه این است؛ همان طوریکه اسلام قرنها بر شبه قاره هند حاکم بود، به همین شکل باید که تسلط اسلامی بالای آنها دوباره سایه افگند.
ای مسلمانان پاکستان! هیچ تفاوتی در میان حکام فعلی و قبلی پاکستان نیست؛ بلکه همۀ آنها بطور بیشرمانهای در مقابل دولت هندو زانو زده اند. بناءً بر شماست تا با کار کردن در جهت تأسیس خلافت اسلامی برمنهج نبوت، تغییر واقعی را در پاکستان به ارمغان آورید؛ نظامیکه خلیفه مسلمین جز اسلام چیزی دیگری را تطبیق نمیکند تا مردم در صلح و رفاه به سر برند. این امر بیانگر آنست که قدرت و سلطه در دستان امتی است که با تطبیق قوانین اسلامی منطقه و جهان را اداره میکند. بنابر این، هنگامیکه سلطه آن تحت رهبری اسلام قرار داشته باشد، در واقع شبه قاره هند بزرگتر از این گونه چشمانداز صلح و رفاه اسلامی بوده نمیتواند؛ چون خلیفۀ اسلام هیچ پروایی نسبت به قوانین بین المللی، سازمانهای بین المللی و مرزهای وستفالی ندارد. او کسی است که شما را به عزت و شرافتمندی رهبری نموده و با راه اندازی جهاد سازمان یافته توسط نیروهای مسلح پاکستان به آزادسازی کشمیر مبادرت ورزیده و برای فتح هند بر اساس این بشارت رسول الله ﷺ دست به عمل میشود. رسول الله ﷺ میفرماید:
«وَعَدَنا رسولُ اللّـهِ صلى الله عليه وسلم غزوةَ الهند، فإنْ أدركتُها أُنْفِقْ نفسي ومالي، وإنْ قُتِلْتُ كنتُ أفضلَ الشهداء، وإنْ رجعتُ فأنا أبو هريرة الـمُحَرَّرُ»
ترجمه: رسول الله ﷺ وعده فتح هند را دادند و گفتند اگر در آن میبودم جان و مالم را فدا میکردم، و اگر کشته میشدم از جمله افضل الشهداء میبودم و اگر زنده برمیگشتم، ابوهریره آزاد شده میبودم.
دفتر مطبوعاتی حزب التحریر-ولایه پاکستان
(ترجمه)
هوثیهای یمن در صنعا و سایر نقاط تحت ادارۀشان از روز 21 سپتمبر-که با چهارمین سالروز انقلاب آنها برابر است- تجلیل کردند. انقلابی را که هوثیها از آن تعریف دارند، با اتخاذ تصمیم حکومت ائتلافی در سال 2014م که در آن وقت توسط صدراعظم یاسین داوا رهبری میشد، آغاز گردید. اما این انقلاب فقط جز فصلی از جنگ انگلیسی-امریکایی در یمن چیزی دیگری نبود؛ درست همانگونۀ که نیاکانشان در گذشته انجام دادند. انقلاب 26 سپتمبر در سال 1962م که توسط امریکا سازماندهی و به راه انداخته شد و از رژیم نوظهور جمهوریت توسط جمال عبدالناصر حمایت نمود. این درحالی بود که انگلیس انقلاب را به دلیل اینکه از عدن بیرون نشود، تحریم کرده و از حکومت سلطنتی، که توسط امام محمد البدر رهبری میشد، در برابر جمهوریخواهان حمایت خود را اعلان کرد و از آل سعود بخاطر حمایت بیشتر آن کمک گرفت تا جاییکه جنگ میان طرفداران خاندان شاهی و جمهوری خواهان هفت سال طول کشید.
امروزه توازن ماموریت عوض شده است؛ طوریکه هوثیها(نسل شاهان) به دامن ایران افتاده تا مزدوران جدیدی برای امریکا باشند و جناح مقابل آنها شعار مردود شمردن راهکار پیشنهاد شدۀ بانک جهانی را، که با تطبیق آن هوثیها در یمن قدرت را در دست گرفته و مزدوران انگلیس را بیرون میکنند، سر داده اند. این جنگ بینالمللی میان امریکا و انگلیس، یمن را در آشفتگی جنگیکه چهار سال ادامه یافت، قرار داد. این جنگ باعث شد تا جان هزاران بیگناه گرفته شود، میلیونها تن دیگر گرسنه بماند، زیربناها ویران شود، معاشات قطع شود، امراض کشنده افزایش یابد، خدمات اولیه برهم بخورد، استخراج نفت متوقف شود، قیمتها بالا برود، ریال یمنی ارزش خود را ازدست دهد و بحرانها و مصائبِ دیگر نیز به وجود آید.
امریکا با به تصویر کشیدن هوثیها در جمع قربانیان جنگ در مقابل انظار عامۀ جهان، برای عربستان در شعلهور ساختن این جنگ چراغ سبز نشان میدهد، در حالیکه قربانیان این جنگ مردم ملکی یمن میباشند. امریکا تلاش نموده تا نمایش این گونه قربانی شدنها را از طرق مختلف و یا سازمان ملل گسترش بدهد تا توسط این جنگ آنها را از دسائس مزدوران انگلیس نجات داده و نفوذشان را به شکل کلی از میان بردارد. هرچند باوجود این همه، امریکا میخواهد تا نقش ایران را در منطقه محدود ساخته و به عربستان سعودی در قضیۀ یمن نقش آفرینی نماید تا به اثبات برساند که هوثیها در قدرت سهم داشته و در تلاش گسترش آن هستند. این در حالیست که انگلیس تلاش دارد تا نفوذش را در یمن با ایجاد موانع در برابر هوثیها و کم کردن ادارۀ شان در نقاط ممکن، حفظ داشته باشد. انگلیس این خواستاش را از طریق امارات متحدۀ عربی، مزدورانش هادی و سایر مزدوران محلیاش در داخل یمن به پیش میبرد.
هوثیها اهداف انقلابشان را در مخالفت با اهداف انقلاب سال 1962م ندانستند، ولی افرادیکه به انگلیس وفادار بودند، توسط مردم در درون نظام تبدیل و تغییر شدند، بدون اینکه نظام در مجموع تغییر داده شود. آنها راه انقلاب خمینی ایران را تعقیب نمودند که نفوذ سیاسی انگلیس را از ایران بدور کرده و با نفوذ امریکایی مبدل ساخت و نظام جمهوری را در آن بنا کرد که بصورت کامل از انقلاب فرانسه اخذ گردیده بود و بسیار دور از اسلام بود. آنها پیروانشان را تحت نام نظام قرآنی گمراه ساختند، در حالیکه آیا ممکن است جمهوریت بخشی از نظام قرآنی باشد؟! شما را چی شده است؟ چرا چنین قضاوت می کنید؟!
ای مردم یمن! تا چی زمانی این افراد شرور به فریب دادن شما ادامه خواهد داد و شما در جنگ آنها برای بادارانشان، که قدرتهای بزرگ استعماری و کافر هستند، خواهید سوخت؟ انقلاب واقعی آنست که نظامی را از بنیادش ریشهکن کرده و نظام درست دیگری به جای آن قرار داده شود و هیچ نظامی درست دیگری بجز اسلام در روی زمین وجود ندارد. دینیکه ما شما را امروزه به تأسیس نظام آن فرامیخوانیم-که همانان خلافت بر منهج نبوت میباشد- بر خرابههای بجا ماندۀ نظام جمهوریت تإسیس گردد؛ نه اینکه تنها افراد تغییر یابند و نظام جمهوریت-که از فرهنگ غربی گرفته شده است- بجای خود باقی بماند. نظام جمهوریت به هیچ صورتی از اسلام نیست. در اصل کمتر دیده میشود که کسی شعار مرگ بر امریکا(حامی نظام جمهوریت در جهان) را سر بدهد. به این هم اکتفا نکرده؛ بلکه فرهنگ و تمدنشان را نیز در دست دیگر خود حمل میکنند. کسانیکه خرد نداشته باشند، مدافعین این نظامها را شهدای جنگ مینامند؛ در حالیکه آنها فقط جنگجویان بیتأثیر و خاکستر هستند!
بگذارید تا مردم یمن با قاطعیت بدانند که هیچ چیزی آنها را از این زندهگی مصیبت زده، جنگ، تضادهای گروهی، نژادی و منطقوی بجز نظام اسلامی رهانیده نمیتواند. همانا خلافت راشده برمنهج نبوت است که اسلام و قضاوتهای روشن و مناسباش را-که مشکل انسان را منحیث انسان بدون در نظر داشت، دین، رنگ ونژاد حل مینماید- پیاده میسازد. بنابر این، ما شما را به این چنین چیزیکه سبب رضایت الله سبحانهوتعالی و خوشیتان در دنیا و آخرت میگردد، دعوت میکنیم.
دفتر مطبوعاتی حزب التحریر-ولایۀ یمن
(ترجمه)
روز دوشنبه به تاریخ اول ماه اکتوبر سال 2018م، مقامات امنیتی رژیم اردن خواهر "وفا صبح" یکتن از حاملین دعوت را همراه با دو پسرش به شکل وحشیانه از داخل خانهاش دستگیر کردند. سپس مقامات امنیتی بخاطر دستگیر کردن پسر سومیاش دوباره برگشتند و زمانیکه وی را نیافتند، پدر هشتاد سالۀ وی را بدون ملاحظۀ سن و ریشِ سفیدش دستگیر نمودند. بعد از آنکه مقامات امنیتی خواهر ما را دیروز رها کردند، صبح روز بعدی آن دوباره در پی آن به گشت زنی پرداخته و هشدار هجوم برخانهاش را دادند. رژیم اردن از دیر زمانی بدینسو در مخالفت با حاملین دعوت قرار داشته و به حدی از دورغ و نیرنگ علیه آنها کار گرفته است که به بخشی از فعالیتهایشان مبدل شده است. اینها علیه حاملین دعوت به شکل بیرحمانه و وحشیانه پیکار میکنند، درحالیکه نسبت به افراد مفسد چشمانشان را کور نگهداشته و حتی آنها را در فرار نمودنشان کمک مینمایند و هر طوریکه مفسدان بخواهند، همانطور از آنها محافظت مینمایند.
داشتههای اردن به غارت و یغما رفته و مرتکبین این جرم را همۀ مردم میشناسند و به بخش از سخنان روزمرۀ مردم مبدل شده اند. واقعات توهین به مقدسات و زندهگی افراد به حد غیر قابل تصور آن بالاگرفته است و حتی به جای رسیده که اطفال بیگناه در این نوع مجالس ذبح میشوند. قضایای فساد را که رژیم بر پیگیری از آن تعهد میسپارد، ناپدید گردیده و اگر احیاناً به محاکم هم راجع شوند، محاکمۀ آن بسیار به طول میانجامد.
خواهر وفا یکی از حاملین دعوت است؛ او فقط بخاطر الله سبحانهوتعالی دعوت مینماید و به خوبیها امرکرده واز منکر نهی میکند. خواهر وفا نه در عقبمانی اردن نقشی داشته و نه ثروت آن را فروخته است و نه هم علیه آن کدام دسیسهای ساخته است. خواهر وفا اردن را به فابریکههای قاچاق دخانیات مبدل نکرده و نه هم به قاچاقبران مواد مخدر وسایر اوباشان، زمینه سازی کرده است.
بناءً ما از عزت و افتخارات خود به قیمت جان خود دفاع میکنیم و هیچ کسی را نمیگذاریم تا به آن توهین ویا حقارت نماید. باطل باید از میان برود و راستی و حقیقت به مردانی نیازمنداست تا از آن دفاع نمایند.
ای مردم ما و ای خانوادههای ما! آیا شما از استفادۀ خشنونت در تقدس در درون خانههایمان و تعقیب زنان آزاد و پرهیزکار، آنهم به شکل بیرحمانه و تحقیرآمیز آن، موافق هستید؟ ای مردم ما و ای خانواده های ما! پیامبر صلی الله علیه وسلم در حدیث صحیح و معتبر فرموده است:
«إِنَّ النَّاسَ إِذَا رَأَوْا الظَّالِمَ فَلَمْ يَأْخُذُوا عَلَى يَدَيْهِ أَوْشَكَ أَنْ يَعُمَّهُمُ اللَّه بِعِقَابٍ مِنْهُ»
ترجمه: اگر مردم ظالمی را در ظلم ببینند و دستاش را از ظلم کوتاه نکنند(مانعاش نشوند) الله(سبحانهوتعالی) تمامی آنها را به عقاباش گرفتار مینماید.
پس آیا ممکن است بیش از این بیعدالتی وجود داشته باشد که افراد باعزت تحت تعقیب قرار گیرند و مفسدان در سراسر مملکت حمایت شوند؟! بخاطر وقار وشرفتان، ما از شما میخواهیم تا دستان اشرار و مفسدان را در درون مملکت قطع کرده و از افراد دعوتگر و مخلص حمایت و حفاظت نمایید تا باشد که الله سبحانهوتعالی دیناش را چیره گرداند و دعوتاش را افتخار بخشد؛ در آن صورت شما از جملۀ کسانی خواهید بود که برای دین و دعوتتان موفقیت بخشیده اید و به اذن الله سبحانهوتعالی شما ظرفیت این کار را دارا هستید.
دفتر مطبوعاتی حزب التحریر-ولایۀ اردن
ارایه کننده: شیخ معاویه عبد الوهاب عضو حزب التحریر-ولایه سوریه
پنج شنبه، 24 محرم الحرام 1440هـ.ق / 04 اکتوبر 2018م
ارایه کننده: استاد توانا احمد القصص عضو حزب التحریر-ولایه لبنان
یک شنبه، 27 محرم الحرام 1440هـ.ق / 07 اکتوبر 2018م
ارایه پیامی از مسجد توسط دکتور محمد عفیف شدید
دوشنه، 28 محرم الحرام 1440هـ.ق / 08 اکتوبر 2018م
دوشنه، 28 محرم الحرام 1440هـ.ق / 08 اکتوبر 2018م
ازحضرت انس بن مالک رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود:
«مَنْ كَانَتِ الآخِرَةُ هَمَّهُ جَعَلَ اللَّهُ غِنَاهُ فِى قَلْبِهِ وَجَمَعَ لَهُ شَمْلَهُ وَأَتَتْهُ الدُّنْيَا وَهِىَ رَاغِمَةٌ وَمَنْ كَانَتِ الدُّنْيَا هَمَّهُ جَعَلَ اللَّهُ فَقْرَهُ بَيْنَ عَيْنَيْهِ وَفَرَّقَ عَلَيْهِ شَمْلَهَ وَلَمْ يَأْتِهِ مِنَ الدُّنْيَا إِلاَّ مَا قُدِّرَ لَهُ»
(رواه ترمذی و طبرانی)
ترجمه: کسیکه تمام هموغماش آخرتش باشد، الله(سبحانه وتعالی) بینيازی و دولتمندی را در قلبش جای میدهد، و پراگندگیهايش را فراهم میکند و دنيا به سراغش میآيد؛ در حالیکه او از دنیا روی گردانیده است. اما کسیکه تمام هموغم خود را دنيا قرار دهد، الله(سبحانه وتعالی) فقر و بينوايی را همواره در برابر چشمانش میگذارد و سروسامانش را برهم میزند، در نتیجه از دنيا بيش از آن اندازۀ تقدیرش به او نمیرسد.
علمای حدیث در شرح این حدیث گفته اند: «کسیکه نیتاش طلب آخرت باشد، الله سبحانه وتعالی وی را قناعت قلبی نصیب میکند، مشکلاتش را به آسانی رفع میکند و آنچهکه از مال دنیا در قضا و تقدیر وی باشد، آن را به آسانی برایش میرساند. کسیکه نیتاش طلب دنیا باشد، فقر و حرص دنیا را از وی دور نمیکند و مشکلاتش را پیش چشماش میگذارد؛ ولیکن از مال دنیا تنها همان چیزی برایش میرسد که در قضا و تقدیر وی باشد؛ نه آن مقدار زیادیکه وی شبوروز در طلبش مصروف است.»
امام ابن قیم جوزی رحِمَهُ الله گفته است: «شخص مسلمان هرگاه صبح یا شام میکند، در نیت و فکرش تنها کسب رضایت الله سبحانه وتعالی باشد، الله سبحانه وتعالی تمام حوائج و مشکلاتش را رفع مینماید و قلب وی را به محبت خود فارغ میسازد؛ زبانش را به ذکر و تمام بدن وی را به اطاعت از خودش آماده میسازد، و اگر شخص مسلمان صبح و شام کند؛ در حالیکه در نیت و فکرش همه طلب دنیا باشد، الله سبحانه وتعالی حوائج و مشکلات وی را برای خودش میگذارد؛ یعنی هیچنوع کمکی با وی نمیشود.»
یقیناً دیده میشود که اکثریت مردم را محبت دنیا و مصروفیتهای آن از طاعات، عبادات و کسب رضایت الله سبحانه وتعالی دور نگهداشته است. پس آیات و احادیثیکه آمده(مخصوصا حدیثیکه در فوق ذکر شد) برای این است که آنچه را فراموش کردیم، برای ما تذکر دهد و قوت دفع حب دنیا و مصروفیتهای آن را و نیروی محبت، اطاعت، عبادت و کسب رضایت الله سبحانه وتعالی را در وجود ما ایجاد نماید، تا از نعمات جنت بیبهره نشویم. در اخیر، رشتۀ سخن را با این فرمودۀ الله سبحانه وتعالی خاتمه میبخشیم:
﴿زُيِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَوَاتِ مِنَ النِّسَاءِ وَالْبَنِينَ وَالْقَنَاطِيرِ الْمُقَنْطَرَةِ مِنَ الذَّهَبِ وَالْفِضَّةِ وَالْخَيْلِ الْمُسَوَّمَةِ وَالْأَنْعَامِ وَالْحَرْثِ ذَلِكَ مَتَاعُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَاللَّهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الْمَآبِ﴾
[آل عمران: ۱۴]
ترجمه: برای انسانها، محبّت شهوات(و دلبستگی به امور مادی دنیا) زينت داده شده است؛ چيزهايی از قبيل ميل و دلدادگی به زنان و فرزندان و دارايی بسيار هنگفت و اسبهای نشاندار(و سواریهای مرغوب) و چهارپايان و کشت و زراعت؛ اينها کالای دنيا است و سرانجام نيک در پيشگاه الله(سبحانه وتعالی) است.
به الله سبحانه وتعالی دعاء میکنیم که دنیا را بزرگترین اندیشه و منتهای علم ما نگرداند.
خوانندگان محترم! تا وقتیکه بازهم نزد شما حدیث دیگری را ارائه نمائیم، شما را به الله بینیاز میسپاریم.
والسلام علی من اتبع الهدی
(ترجمه)
در مصاحبههای جدیدیکه تلویزیونهای اردن به نشر رساند و در سایتهای انترنتی بهصورت گسترده پخش گردید، عبداللطیف عربیات رئیس اسبق مجلس نمایندهگان اردن، که یکی از مسئولین بلند پایۀ گروه اخوانالمسلمین در اردن می باشد، از واقعیتهای سیاسیای پرده برداشت که خودش شاهد آن نیز بوده. این واقعیتهای سیاسی را که عربیات در این مصاحبهها از آن پرده برداشته، شصت سال است که در نزد حزب التحریر از جملۀ بدیهیات سیاسی به شمار میرود.
عربیات از منابع موثقی نقل قول نمود که "جونکیندی" رئیس جمهور امریکا در طی تماس تیلفونی از "جمال عبدالناصر" رئیسجمهور مصر در سال 1963م خواست تا تشکیل سیاسی را برای فلسطین ایجاد نموده که در نشستهای بینالمللی از فلسطینیان نمایندهگی نماید. همچنان از جمال عبدالناصر خواست تا قضیۀ فلسطین را از اسلامیت به عربیت و سپس به فلسطینی بودن انتقال دهد که جمال عبدالناصر این خواست امریکا را-که در حقیقت بالای خود واجب میدانست- قبول نموده و بهصورت عاجل با تأسیس سازمان آزادیبخش فلسطین اقدام کرده و این خواست را در سال 1964م عملی نمود. بعد از ده سال در کنفرانس "رباط" در سال 1974م، سازمان آزادیبخش فلسطین بهعنوان یگانه نمایندۀ رسمی مردم فلسطین شناخته شد و بهاین صورت دست مسلمانان و اعراب را از قضیۀ فلسطین کشیده و قضیۀ فلسطین تنها به مردم فلسطین خلاصه گردید.
بدونشک این معلومات دال بر این است که جمال عبدالناصر تعلیمات خود را از امریکا میآموخت و سپس آن آموختهها را به اجراء میگذاشت. یا به عبارت دیگر، جمال عبدالناصر اجیر امریکا بود که خواستههای آن را عملی مینمود و این چیزی است که حزب التحریر در همان زمان طی دهها منشور سیاسی تأکید کرده و این موضوع در همان زمان در محور بحث شباب این حزب با مردم قرار داشت.
"عربیات" واقعیت سیاسی معروف دیگری را کشف کرده است که جمال عبدالناصر از انقلابیون سال 1957م بهخاطر سقوط نظام "هاشمی" اردن؛ یعنی حکومت ملک حسین حمایت کرد؛ اما آقای "عربیات" عوامل انقلاب را تذکر نداد. باوجودیکه این قضیه برای آگاهان سیاسی کاملاً روشن و واضح است و همه میدانند که عوامل انقلاب آن زمان تنشها بین امریکا و انگلیس در اردن بود.
" عربیات" اعتراف کرد که اخوانالمسلمین در آن زمان در کنار نظام هاشمی برضد تلاشهای جمال عبدالناصر ایستاده و برای حمایت نظام هاشمی موقف شدیدی را اتخاذ نمود، در حالیکه جمال عبدالناصر از انقلاب ضد هاشمی حمایت می کرد.
پرسشیکه مطرح میشود و عربیات به آن پاسخی نداده است، اینست که چرا اخوانالمسلمین در اردن در کنار نظام هاشمی و علیه انقلابیکه مورد حمایت جمال عبدالناصر قرار گرفت، ایستادهگی کرده و از آن حمایت خود را اعلام نمود؛ در حالیکه اخوانالمسلمین میدانست که نظام مصر و اردن هردو تابع و وابسته به غرب هستند؟! با وجودیکه "عربیات" میدانست که تمام منطقه از از ابتداء تا انتها وابسته به هدایات خارج هستند و هرکدام از دولتهاییکه ادعای ثبات و استقلال را دارد، تصامیم مهم داخلی خود را از خارج میگیرند، "عربیات" طور مبهم به این صحبتها اشاره کرد، در حالیکه واضح است، کسیکه در امور این دولتها مداخله میکند، امریکا و اروپا بوده و رهبری این دولتها در مجالس غربی صورت میگیرد که دساتیر توسط امریکائیها صادر شده و سپس دولتهای مزدور به اجرای مطالب خواسته شده میپردازند.
"عربیات" همچنان از مداخلات عمیق سفیر اسبق امریکا در اردن اظهار نظر کرده گفت: «سفارت امریکا در تمام مسایل دولتداری اردن دخالت نموده و همین سفیر امریکا بود که از قانون انتخابات این کشور حمایت کرد.»
بناءً زمانیکه "عربیات" و حزباش از این واقعیتهای سیاسی اردن و دولتهای عربی پرده برداشتند، چرا سکوت را اختیار کردند و چرا امت را از این حالت خطرناک بهصورت آشکار آگاه نساخته و از نظام اردن تا هنوز حمایت میکنند؛ با وجودیکه میدانند که نظام اردن مانند عروسکیست که به دست دولتهای غربی بوده و هر قسم خواسته باشند به سر نوشت آن بازی میکنند؟
"عربیات" با تلاشهای زیادی خواست تا قرار گرفتن گروه اخوانالمسلمین را در کنار نظام حکومتداری اردن توجیه و تبرئه نماید، و طوری وانمود سازد که گویا اردن مانند مصر، سوریه، لیبیا، عراق، یمن و تونس بهدستورات خارجی وابسته نبوده و گوش نمیدهد؛ وابستهگیکه منجر به انقلابات این کشورهای عربی شد. اردن دولتی است که با داشتن دو ویژهگی با این دولتها متمایز است و این دو ویژهگی استقرار و استمرار این کشور میباشد. به همین خاطر اخوانالمسلمین از زمان تأسیساش تا اکنون در کنار نظام اردن بوده است.
اما این توجیهات هیچ عاقلی را قناعت نداده و دلائل "عربیات" واهی و بدون دلیل میباشد. واضح است که با نظام اردن مداهنت آشکاری صورت میگیرد. واقعیت عینی نشان میدهد که نظام اردن وابستهتر و خائنتر از سایر نظامهای عربی بوده و در تاریخ فلسطین خیانت آشکاری دارد؛ به حدیکه اردن و دولت یهود مانند دوپلۀ ترازوی هستند که همزمان تأسیس شدند و مزدوری نظام اردن نهتنها برای نخبهگان؛ بلکه برای هیچ انسان عادی پوشیده و پنهان نمیباشد. بناءً برای هیچ گروه اسلامی مانند اخوانالمسلمین، هرگز جای باقی نخواهد ماند که از چنین نظامی حمایت کنند؛ زیرا حمایت از این نظام از سقوط آن جلوگیری نموده و عمر آن را دراز میسازد و نفوذ غرب و یهود را در این سرزمین دوامدار ساخته و دخالت یهود را در منطقه قوی و قوانین نظامهای وضعی باطل را بالای مسلمانان قوت میبخشد که در نتیجه امت مسلمه را از سقوط دادن چنین نظامی جلوگیری نموده و در حقیقت باعث جلوگیری برپائی خلافت اسلامی شده و در نتیجه باعث جلوگیری تطبیق احکام شریعت اسلامی میشود.
بناءً لازم است تا برادران گروه اخوانالمسلمین و سایر مسلمانان در سرزمین اردن، با دریافت چنین واقعیتها، با تمام قوت و نیرو با چنین نظام مزدور مبارزه کرده و برای ازبین بردن و برکندن ریشههای آن کار و فعالیت نموده و دولت اسلامی را بهجای آن تأسیس نمایند. برای هیچ کسی جائز نخواهد بود بعد از اینکه رسوائی، مزدوری و خیانت این نظام برملا شد، از فعالیت برای سرنگونی چنین نظامی دست بردارد.
نویسنده: ابوحمزه خطوانی