پنجشنبه, ۲۰ ذیقعده ۱۴۴۷هـ| ۲۰۲۶/۰۵/۰۷م
ساعت: مدینه منوره
Menu
القائمة الرئيسية
القائمة الرئيسية

مردم از کرونا و فقر می‌میرند، حکومت افغانستان از کفن آنها می‌دزدد! Featured

چندین گزارش تحقیقی نشان می‌دهد که مقامات دولتی افغانستان میلیون‌ها دالر را در امر مبارزه با کرونا و کمک به مردم فقیر اختلاس نموده‌اند. گزارش‌های تحقیقی می‌رسانند که این مقامات از نان خشک مردم 800 میلیون افغانی دزدی کرده‌اند. وسایل و مواد طبی را چندین برابر بلندتر از قیمت بازار حساب نموده و میلیون‌ها دالر به جیب زده‌اند. هرچند دولت فاسد افغانستان سعی دارد تا با ایجاد کمیسیون‌های پی در پی برای بررسی این موضوع احساسات مردم را خاموش سازند؛ اما دولت فراموش کرده که کوه فساد شان آن‌قدر بلند گردیده است که با چند انگشت پنهان نمی‌گردد.

در واقع فساد در افغانستان علی‌رغم شعارها، ایجاد ادارات، کمیسیون‌ها و قوانین، روز به روز عمیق‌تر شده می‌رود. دولت ادعا دارد که فساد را کاهش داده، اما واقعیت این است که فساد کاهش نیافته بلکه تغییر شکل نموده است. دولت تحت نام اصلاحات و سیستم‌سازی، نسل نو از مفسدین و افراد برگشته از غرب را به پست‌های بلند گماشته است و این‌گونه فساد لایه‌های عمیق‌تری پیدا نموده و چندین برابر گردیده است.

فساد جزء لاینفک نظام‌های سرمایه داری ـ دموکراسی است و مسئله پایان بخشیدن آن نیز مربوط می‌شود به برچیدن و دور ساختن این نظام از زندگی مردم. تغییر چهره‌ها، تشکیل کمیسیون‌ها و ادارات و تصویب قوانین صرف راه‌های فساد را بر پایین دستان می‌بندد، ولی مقامات با خیال راحت به فساد می‌پردازند و از چشم قانون و نهادهای عدلی و قضایی پنهان می‌باشند. پس از بین بردن فساد توسط نظامی که خود از طریق اشغال، فساد و تقلب بر مردم تحمیل شده و اشخاص فاسدی ‌که ساخته و پرداخته‌ی همین نظام هستند، ممکن نیست.

تنها راه حلی که می‌تواند فساد را ریشه‌کن کند و جامعه را از چنگ فساد و مافیا نجات دهد تطبیق ارزش‌ها و افکار اسلامی در قالب یک دولت عادل اسلامی است؛ چون اسلام رهبران و شخصیت‌های باتقوا را تربیه می‌کند که آخرت نزد شان عزیزتر از دنیاست، و کسی که آخرت را ترجیح دهد هرگز دست به فساد نمی‌زند. آنان منابع و امکانات را به اشخاص مستحق توزیع نموده، به مریضان مانند عضوی از خانواده‌ی شان رسیدگی می‌کنند و حاکمیت را مسئوولیت می‌ببیند نه وسیله‌ی زر اندوزی.

دفتر مطبوعاتی حزب‌التحریر-ولایه افغانستان

ادامه مطلب...
  • نشر شده در فقهی

پرسش

السلام‌علیکم‌ورحمت‌الله‌وبرکاته!

شیخ بزرگوار! در نزدم سوالی است و آن این‌که: وقتی زنان به اماکن عامه می‌روند و روی‌سری مکیاج بر روی‌های خود می‌اندازند، آیان این زنان در تحت اصطلاح تبرج داخل می‌شوند؟ معنای انوثیت در شریعت چیست؟

پاسخ

وعلیکم‌السلام‌ورحمت‌الله‌وبرکاته!

دقیقاً هر دو سوال یک مسأله است؛ به همین دلیل، برای هر دو سوال یک جواب می‌دهم. قبلاً در خصوص مسألۀ تبرج چندین جواب داده بودیم که یکی از آن جواب‌ها؛ یعنی جواب  9 اکتبر2016م را نقل می‌کنم و إن‌شاءالله همین جواب کفایت خواهد کرد.

قبل از وارد شدن در تفصیل سوال‌های‌تان بعض موارد را در خصوص این مسأله بیان می‌کنم که در باب نظر به سوی زن در کتاب نظام اجتماعی به تفصیل بیان شده و در این‌جا بعضی از موارد برجسته آن را نقل می‌کنم:

بیرون شدن زن در حیات عامه لازم است که به لباس شرعی مشتمل بر جلباب، پوشیدن عورت و عدم تبرج باشد.

تمام بدن زن به استثنای روی و کف‌های دست، عورت است و کشف عورت زن حرام است که این مسأله به جلب توجه نظر مقید نمی‌باشد؛ یعنی برابر است که نظر بر عورت زن جلب شود و یا نشود، کشف عورت برای زن حرام است.

تبرج در لغت ظاهر ساختن زینت زن برای مردان است. در لسان‌العرب آمده است: تبرج عبارت از ظاهر نمودن زینت زن برای اجانب و بیگانه‌گان است که این صفت مذموم بوده؛ اما برای شوهر حرام و مذموم نمی‌باشد. در قاموس‌المحیط آمده است (تبرجت)؛ یعنی زن زینت خود را برای مردان ظاهر ساخت... . در مختار‌الصحاح آمده است: تبرج عبارت از ظاهر ساختن زینت زن و زیبایی‌اش برای مردان است. در مقاییس‌اللغه آمده است: تبرج به معنی ظاهر ساختن است. تبرج ظاهر نمودن زیبایی‌های زن که از کلمۀ "اظهار" و کلمۀ "بروز و ظهور" فهیمده می‌شود؛ یعنی تبرج لازم دارد که زینت زن، توجه را جلب نماید؛ مثل این‌که زینت برای مرد به نمایش گذاشته شود و به این ترتیب معنی شرعی نیز از همین معنی لغوی فرق نمی‌کند. الله سبحانه و تعالی فرموده است:

﴿وَلَا يَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِيُعْلَمَ مَا يُخْفِينَ مِنْ زِينَتِهِنَّ

(النور: 31)

ترجمه: نباید پاهای خود را طوری به زمین بزنند که آن‌چه از زینت‌شان پوشیده است، دانسته شود.

بناءً نباید زن پای خود را به شدت بر زمین بزند تا صدای خلخال بیرون شود و مرد بداند که زن زینت‌اش را بر ساقش پوشیده است. تبرج لغتاً و شرعاً عبارت از آشکار شدن زینت زن است که مورد دید قرار گرفته؛ نه مجرد زینت.

به این ترتیب، تبرج عبارت از زینت آشکاری است که در معرض دیدگاه اجنبی قرار گرفته و این مسأله از کشف عورت فرق می‌کند؛ چون کشف عورت حرام بوده خواه در معرض دیدگاه قرار گیرد و یا نگیرد؛ بناءً تبرج تنها نفس زینت را شامل نمی‌شود؛ البته باید بدانیم که یکی زینت عادی است که مورد جلب نظر دیگران قرار نمی‌گیرد و این زینت برای زنان جائز بوده و دیگری زینتی است که نظر دیگران را جلب می‌کند که همین زینت به نام تبرج یاد شده و تبرج حرام است که می‌توان گفت، تبرج به دو صورت تحقق می‌یابد:

زینت زن بر جزء مباح جسم آن؛ یعنی عضوی‌که پوشیدن آن عورت نیست؛ مثلا: کف‌های دست، روی و لباس‌ها و این در صورتی است که نظر دیگران را به خود جلب کند.

زینت زن بر غیر جزء مباح بدون این‌که کشف عورت صورت گیرد؛ مثل این‌که زن ساق خود را با پوشیدن خلخال و یا با پوشیدن دست‌بند معینی دست خود را زینت بخشد؛ اما ساق و بند دست آن پوشیده باشد، در این صورت وقتی زن پای و یا دست خود را طوری حرکت دهد که مرد متوجه شود که بر پای زن و یا دست آن زینت است، این حالت واقعیت تبرج را به نمایش می‌گذارد؛ اگرچه ساق و بند دست زن پوشیده باشد.

اما زینت بر عضو مباح بدن زن و یا بر لباس آن اگر نظر را با خود جلب می‌کرد تبرج و حرام است؛ پس مفهوم جلب توجه نظر این است که زینت در قسمتی از بدن به صورت غیر حالت عادی باشد؛ یعنی طوری باشد که این زینت نظر مردان را به انوثت زن جلب کند و مفهوم این‌که نظر را جلب نکند؛ یعنی این‌که وقتی زن از کنار مرد می‌گذرد قسمت انوثیت زن به ذهن مرد خطور نکند که این مسأله در تحقیق مناط داخل می‌شود. فهم این مسأله را سخت نمی‌دانم؛ چون ذکورت و انوثت در نزد مرد و زن موجود و بسیار آسان است که این واقعیت را مرد و زن درک کنند و بدانند که آیا زینت، نظر را جلب می‌کند و یا نمی‌کند؟ مخصوصاً زن؛ چون زن می‌داند که آیا زینت آن عادی است و یا غیر عادی؟ آیا نظر مردان را به خود جلب می‌کند و یا خیر؟

اما زینت بر عضو غیر مباح بدون این‌که کشف عورت صورت گیرد؛ مثل آن است که زن بر ساق خود خلخال بگذارد و بعداً پای خود را در حال رفتارش به زمین بزند تا صدای خلخال به گوش مردان رسیده و مرد بداند که در این‌جا در پای زن زینت است که این واقعیت نیز تبرج بوده و حرام است یا این‌که زن بر بند دست خود زینت قرار دهد و دست‌بندی بر دست خود کند و بعداً دست خود را حرکت داده تا مرد بداند که زینتی بر دست زن است، این هم تبرج و حرام می‌باشد؛ اگرچه ساق و بند دست زن در این حالت پوشیده باشد.

بعد از ذکر مطالب فوق، حالا به جزئیات جواب سوالات‌تان می‌پردازم:

در مورد زینت زنان نسبت به انگشتری‌که بر دستان‌شان می‌پوشند باید گفت، در صورتی‌که انگشتر به صورت عادی باشد نظر را به خود جلب نمی‌کند؛ ولی بعضی اوقات زن انگشتری مجللی می‌پوشد که جلا و یا صدای از خود به جا می‌گذارد و یا تحریک‌کننده باشد، در این صورت نظر را جلب کرده و این حرام است و یا این‌که زن گوشواره و مانند آن را پوشیده که نظر را جلب کند.

اما گذاشتن گردن‌بند بیرون از جلباب خواه نظر را جلب کند و خواه نکند جائز نیست؛ زیرا اصل در جلباب این است که زینت داخلی را بر عورت بپوشاند، این هم معلوم است که گردن‌بند زینت گردن و خود گردن عورت است و لازم است که عورت در زیر جلباب پوشیده باشد؛ وقتی زنی خواست که گردن‌بندی را برگردنش بپوشد باید در زیر جلباب قرار دهد.

اما دست‌بندها بر بازو و یا بند دست در صورتی‌که زن بازو و بند دست خود را حرکت می‌داد که صدای دست‌بندها به گوش می‌رسید و دانسته می‌شد که بر بازو و بند دست آن زینت است؛ پس در این حالت تبرج بوده، جائز نمی‌باشد.

جلباب لباسی است که زینت و لباس داخلی زن را می‌پوشاند؛ یعنی خود جلباب محل زینت نیست؛ بناءً زینت و آراستگی زن بالای جلباب جائز نیست.

زن سرمه را بر چشمان‌اش بکشد نظر را جلب نمی‌کند؛ زیرا این سرمه در داخل چشم است؛ درحالی‌که اگر زن رنگ را بر چشم و یا در قسمت بالای چشم‌اش قرار دهد نظر را جلب می‌کند.

هم‌چنان اگر زن پوست صورت‌اش را پاک ساخت و چرک دور شد و یا جوش‌دانه‌ها بر صورت‌اش بود که با پاک نمودن روی، زیبایی رویش ظاهر شد؛ اما این حالت عادی روی بود، نظر را جلب نمی‌کند؛ اما در صورتی‌که رنگ را بر روی خود قرار داد در آن صورت نظر را جلب می‌کند، بدون شک محل سکونت زن در قسمت جلب نظر متفاوت است؛ مانند: زندگی کردن در قریه و در شهر. مهم در مسأله این است زینتی‌که به صورت غیر عادی بوده و در منطقۀ بود که نظر را جلب می‌نمود در این صورت این زینت تبرج است.

در پایان باید گفت: عادتاً زن می‌داند که آیا زینت‌اش توجۀ مردان را جلب می‌کند و یا خیر؟ یعنی درک و شناخت زینتی‌که نظر را جلب کند و یا نکند دشوار نیست، زنان با احساس‌شان این مسأله را درک می‌کنند. به هر صورت، زن مسلمان با تقوی تنها از حرام پرهیز نمی‌کند؛ بلکه از آن‌چه در آن شبهه است نیز پرهیز می‌کند. بعضی از صحابه از انواع مباحات دوری می‌کردند؛ چون خیلی از مباحات هستند که هم‌مرز و نزدیک حرام هستند. رسول الله صلی الله علیه وسلم فرموده است:

«لَا يَبْلُغُ العَبْدُ أَنْ يَكُونَ مِنَ المُتَّقِينَ حَتَّى يَدَعَ مَا لَا بَأْسَ بِهِ حَذَراً لِمَا بِهِ البَأْسُ»

ترجمه: بنده از جملۀ متقین به حساب نمی‌آید؛ مگر این‌که بسیاری از مباحات را از ترس این‌که شاید ممنوع باشد، ترک می‌کند. (ترمذی این حدیث را تخریج کرده و گفته است این حدیث حسن است.)

امیدوارم که این برای جواب شما کفایت کند، الله سبحانه و تعالی از همه دانا و با حکمت‌تر است.

برادرتان عطاء ابن خلیل ابوالرشته

مترجم: مصطفی اسلام

ادامه مطلب...

سِربرنیتسا: خلیفه و خلافت؛ التیام‌بخش زخم‌های مظلومین سربرنیتسا!

خبر

یادبود از بیست‌وپنجمین سال نسل‌کشی ساکنین شهر مسلمان‌نشین سِربرنیتسا (در بوسنی و هرزگوین امروزی) توسط ارتش جمهوری صرب بوسنی در ماه ژوئن/سرطان سال 1995م که منجر به قربانی هشت‌هزار تن بوسنیایی شد. (منبع: الجزیره، 2020/07/12م)

تبصره

نسل‌کشی مردم بوسنی نزد آنانی‌که کوچک‌ترین احساسی نسبت به اخوت اسلامی ندارند و اندک‌ترین اندیشه‌ای هم نسبت به وحدت افکار و مشاعر مسلمانان ندارند؛ تنها به حد یک یادبود می‌باشد و بس. از ابن عمر رضی الله عنهما روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرموده‌اند:

«الْمُسْلِمُ أَخُو الْمُسْلِمِ؛ لَا يَظْلِمُهُ وَلَا يُسْلِمُهُ، وَمَنْ كَانَ فِي حَاجَةِ أَخِيهِ كَانَ اللَّهُ فِي حَاجَتِهِ، وَمَنْ فَرَّجَ عَنْ مُسْلِمٍ كُرْبَةً فَرَّجَ اللَّهُ عَنْهُ كُرْبَةً مِنْ كُرُبَاتِ يَوْمِ الْقِيَامَةِ، وَمَنْ سَتَرَ مُسْلِمًا سَتَرَهُ اللَّهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ»

ترجمه: مسلمان برادر مسلمان است؛ برایش ظلم روا نمی‌دارد و آن را تسلیم دشمن نمی‌کند و کسی‌که حاجت برادر مسلمانش را بر آورده سازد؛ الله (سبحانه وتعالی) حاجتش را بر آورده می‌کند و کسی‌که اندوه و مصیبت مسلمان را بر طرف سازد؛ الله سبحانه وتعالی اندوه و مصیبتی را از مصیبت‌های روز قیامت از وی دور می‌سازد و کسی‌که مسلمانی را بپوشاند، الله (سبحانه وتعالی) در روز قیامت آن را می‌پوشاند.

این سالیاد نزد آنانی‌که کم‌ترین علمی پیرامون وحدت امت اسلامی از مشرق‌زمین تا به مغرب‌زمین و پیرامون خلافت راشده بر منهج نبوت که از پیکر امت اسلامی حمایت می‌کند و به خاطر آزادی مسلمانان در هر زمان و مکان تلافی می‌کند، جز یادبودی بیش نیست.

در همین حال؛ سازمان ملل‌ وقتی‌که سرزمین‌های تحت قلمرو مسلمانان را تحویل گرفت، آن سرزمین‌ها و خود مسلمانان را به دست صرب‌ها سپرد و هم‌چنین حکام خائن مسلمانان خاموشی مطلق را اختیار کردند... پس تا به‌کی فرزندان امت اسلامی در سادگی بسر می‌برند و فریب غرب کافر و مووسسات کینه‌توز علیه اسلام و مسلمانان را می‌خورند؟!

ما به این حکام، که خود را برای غرب کافر ارزان فروختند، اعتماد نمی‌نمائیم و از آنان کمک نمی‌خواهیم، چون آن‌ها شعور ندارند، پندپذیر نیستند و اگر پندپذیر شوند، احساس و درک نمی‌کنند و اگر احساس پیداکنند، عمل نمی‌کنند... ما شما را باخبر می‌سازیم از این‌که امت اسلامی یک امت زنده بوده که هنوز کسانی را به دنیا می‌آورد و تقدیم جامعه می‌کند که برای صربی‌های کافر، روسی‌های ملحد و آمریکایی‌های متکبر خواهند گفت که زمان طلوع بامداد خلافت راشده نزدیک شده است و خلیفۀ مسلمانان هرگز جنایت‌های شما کافران را در حق فرزندان امت‌ اسلامی فراموش نخواهد کرد.

﴿وَسَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنقَلَبٍ يَنقَلِبُونَ﴾

[الشعراء: 227]

ترجمه: و ظالمان خواهند دانست که بازگشت‌شان به کجا و سرنوشت‌شان چگونه است!!

نویسنده: استاد محمد طه الزیلعی

مترجم: محمد "مزمل"

ادامه مطلب...

اقتصاد اسلامی به‌دور از اصل‌اش مفهومی ندارد!

خبر

مخالفان ترکیه پس از صحبت در مورد لزوم اجرای «اقتصاد اسلامی» برای خارج شدن از بحران فعلی، به رجب طیب اردوغان رئیس جمهور این کشور حمله نموده و وی را به فریب و ریاکاری متهم کردند.

علی باباجان رهبر حزب مخالف دموکراسی و پیش‌رفت اظهار داشت که معاملات دولت اردوغان با ربا در دوسال گذشته دو بار افزایش یافته است و اردوغان را "ناهنجار و نادرست" توصیف کرده است... .

باباجان در بیانیه‌ای مطبوعاتی اظهار داشت: "در سال 2017م، پرداخت سود دولت 57 میلیارد لیرۀ ترکیه بود؛ درحالی‌که این میزان در سال 2020م، به 139 میلیارد لیره رسیده است. «تعجب می‌کنم!» چه اتفاقی افتاد که تنها در 3 سال این‌قدر افزایش یافت؟" (منبع: اسکای نیوز عربستان)

تبصره

این دیگر برای بسیاری از مردم مخفی نیست که رئیس جمهور ترکیه اردوغان مردم خود و مردم فریب‌خوردۀ خارج را فریب می‌دهد. وی به امید گمراه کردن و فریب‌دادن آن‌ها، مشهور به سخنران احساسی در مقابل عموم مردم است تا آن‌ها را به نفع خود تحت تأثیر قرار دهد. هم‌چنان سخنان او در مورد اجرای اقتصاد اسلامی برای خروج از بحران فعلی نیز به خاطر فریب مردم است؛ اگر نه، چه‌چیز تو را ای رئیس جمهور از اجرای اقتصاد اسلامی در ترکیه مانع می‌شود؟

به‌همین‌خاطر، می‌خواهم برای همه کسانی‌که این تبصره را می‌خوانند روشن کنم که اسلام کامل وغیرقابل تجزیه است و برخی از آن را گرفتن و برخی دیگر را ترک کردن کفر است؛ حتی اگر خیلی کمی از آن ترک شود و این همان چیزی است که در نص قرآن‌کریم است. الله سبحانه و تعالی می‌فرماید:

﴿أَفَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْكِتَابِ وَتَكْفُرُونَ بِبَعْضٍ فَمَا جَزَاءُ مَنْ يَفْعَلُ ذَٰلِكَ مِنْكُمْ إِلَّا خِزْيٌ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ يُرَدُّونَ إِلَى أَشَدِّ الْعَذَابِ وَمَا اللَّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ﴾ [بقره: 85]

ترجمه: آیا به بخشی از دستورات کتاب (آسمانی) ایمان می‌آورید و به بخشی دیگر کفر می‌ورزید؟! بدانید برای آن دسته از شما که چنین کنند، چیزی جز خواری و رسوایی در زندگی دنیا نیست و روز رستاخیز گرفتار سخت‌ترین عذاب‌ها می‌شوند و الله از کارهای‌تان بی‌خبر نیست.

اولاً: این حکمی از جانب الله سبحانه و تعالی در مورد کسی است که برخی از اسلام را بگیرد و برخی را رها کند و اما از آن‌جایی‌که اردوغان در نهایتِ گمراهی و گمراه‌گری قرار دارد؛ حتی این کار را نیز انجام نخواهد داد.

ثانیاً: اجرای برخی از اسلام و رها کردن برخی دیگر آن نتیجه‌بخش نیست. اگر یک حاکمی می‌خواهد تنها نظام اقتصادی اسلام را تطبیق کند نتایج مورد نظر حاصل نمی‌شود و دلیل آن این است که نظام اقتصادی اسلام جزء لاینفک اسلام است؛ پس باید اساس آن‌چه که همه نظام‌های زندگی از آن نشأت کرده تطبیق شود. زیرا اسلام عقیده‌ای است که تمام نظام‌های زندگی از آن نشأت نموده است و بحره نمی‌گیریم از آن؛ مگر با تطبیق کامل آن؛ چنان‌چه که رسول‌الله آن را تطبیق کرد و بعد از آن صحابۀ کرام با احسان کامل از وی پیروی نموده است.

واین بدان معنی نیست که ما در کنار مخالفان ترکیه که در این گفت‌وگو به اردوعان اعتراض کردند، هستیم؛ زیرا آن‌ها مثل اردوغان سکولاراند و هم‌چنان آن‌ها نه خواستار مشروعیت اسلام و نه خواهان تطبیق کامل اسلام در ترکیه می‌باشند. تنها حزب‌التحریر می‌تواند اسلام را به عنوان عقیده‌ای‌که نظام زندگی از آن سرچشمه گرفته به طور کامل تطبیق کند؛ زیرا عهده‌دار تأسیس دولت اسلامی است، دولت خلافت بر منهج نبوتی‌که اسلام را به طور کامل تطبیق می‌کند. پیام عدالت را حمل می‌کند و هدایتی است برای تمام مردم و الله سبحانه و تعالی بر هر کاری توانا است؛ ولی اکثر مردم نمی‌دانند.

نویسنده: خليفه محمد

مترجم: محمد زبیر سباوون

ادامه مطلب...

برای اعاده حکم بما انزل الله تنها استغفار گفتن کافی نیست!

از عبدالله ابن‌بسر رضی‌الله‌عنه روایت است که رسول‌الله صلی‌الله‌علیه‌وسلم فرمود:

«طُوبَى لِمَنْ وَجَدَ فِي صَحِيْفَتِهِ اسْتِغْفَاراً كَثِيراً» (رواه ابن ماجه، فی بَاب الِاسْتِغْفَارِ).

ترجمه: مبارک‌باد برای کسی‌که در دفتر اعمالش استغفار زياد يافت گردد.

مفهوم حديث

انسان هرقدر بيشتر استغفار بگويد و ذکرالله متعال را به‌جاآورد، به‌‌همان اندازه بيشتر به الله متعال نزديک‏تر می‏شود، به شرط اين‌که ذکرواستغفارش بدون ريا باشد و نتيجه‌اش در دنيا اين است که تمام دروازه‌های خير، توفيق، سهولت در کار و برکت به رويش باز می‌شود و در آخرت، دفتر اعمالش از عمل‌خوب و استغفار پُر می‏گردد؛ بنابرين هيچ عيش و لذتی در اين دنيا بهتر از استغفار نیست؛ پس چه‌گونه زندگی‌تان را بدون استغفار می‏گذاريد؟.

ای مسلمانان!

استغفار و ذکر از ساير اعمال خير مجزّا نيستند؛ زيرا همه اعمال انسان به ذکر و ياد الله سبحانه‌وتعالی ارتباط دارند؛ بناءً ما هرعملی را که انجام می‌دهيم، به نام الله سبحانه‌وتعالی شروع نموده و به حمد ثنای او، آن را به پايان می‌رسانيم و اين چيزيست‌که رسول‌الله صلی‌الله‌عليه‌وسلم ما را تعليم داده است. هم‏چنان استغفار از ذکر محسوب می‏گردد؛ اما چيزی‌که امروز در بين مردم مشاهده می‏شود، در بين ذکر و اعمال فاصله ايجاد کرده‌اند و ذکر را به عمل ارتباط نمی‌دهند؛ چنان‌چه مسلمانانی را می‌بينی که در گناه سقوط نموده و حتی شاهد منظره‌عجيبی می‌شوی؛ جماعتی از مسلمانان را می‌بينی که در صف اولِ مسجد نشسته‌اند تا بعد از ادای‌نماز ذکر الله را ‏کنند، اين در حالی‌ست ‌که در عقب‌شان کسانی وجود دارند که می‌خواهند قوانین کفری را بالای‌شان حاکم بسازند؛ ليکن اشخاصی‌که مصروف ذکر هستند، برای تغيير چنين منکر آشکار هيچ‌نوع برنامه‌ای ندارند؛ گويا فکر می‏کنند که مسئوليت عدم حکم بما انزل‌الله، با ذکرهای متداوم اداء می‏شود...

خلاصه حديث

در اين حديث رسول‌الله صلی‌الله‌عليه‌وسلم ما را تشويق به ذکر و استغفار نموده است و اين دو عملی است که ما را به الله سبحانه‌وتعالی نزديک ساخته و شامل رحمت او می گرداند؛ در حالی‌که عده‌ای از مردم ذکر را به عمل ارتباط نمی‌دهند. بيشتر مردم در مساجد بعد از ادای‌نماز مصروف ذکر و استغفار هستند؛ اما پيرامون حکامی‌که دين را بالای‌شان تطبيق نمی‌کند، کدام برنامه‌ی عملی ندارند که برای اصلاح اين حالت بايد کوشيد.

يا الله! مارا با آمدن خلافت راشده بر منهاج‌نبوت که در آن وحدت مسلمانان نهفته باشد، مستفيد بگردان و از آن‌ها مصايب و بلاها را دور نما! ياالله زمين را به نور و وجه کريمت منورگردان. اللهم آمين آمين. 

ادامه مطلب...
  • نشر شده در فقهی

پرسش

السلام‌علیکم‌ورحمت‌الله‌وبرکاته!

در کتاب دستگاه‌های دولت خلافت در فقرۀ محدودیت کاندیدان صفحۀ ۳۱ چنین آمده: "سپس عبدالرحمن با پنج‌نفر باقی‌مانده بحث کرد و آن‌ها را به دو نفر (علی و عثمان) محدود ساخت. بعد از آن، از مردم رای‌گیری کرد و عثمان به حیث خلیفه تعیین شد." در صفحۀ ۳۳ آمده که علی و عثمان را نزد خود فراخواند: "سپس دست علی را گرفت." چرا دست علی را گرفت؛ درحالی‌که عثمان در منصب خلافت تعیین شده بود؟ برادرتان ابوعزیزی

پاسخ

وعلیکم‌السلام‌ورحمت‌الله‌وبرکاته!

چیزی‌که برای عبدالرحمن ابن عوف (رض) واضح بود، این بود که مردم می‌خواهند علی خلیفه باشد؛ اگر مثل ابوبکر و عمر در هر قضیه حکم کند که آن‌ها حکم کرده بودند؛ اگر آن قضیه در زمان خلافت آن‌ها پیش شده باشد؛ پس علی به این شرط موافقه نکرد؛ اما عثمان موافقه کرد؛ در این هنگام عثمان خلیفه تعیین شد و در جملۀ (حضرت عمر شش نفر را برای پست خلافت کاندید نمود و آن‌ها را در همین شش نفر محدود ساخت؛ سپس عبدالرحمن ابن عوف خود را از لیست کشیده و به پنج نفر دیگر مناقشه نمود و آن‌ها را به دو نفر رساند. علی و عثمان بعد از این‌که دیگران آن‌ها را وکیل گرفتند، بعد از آن از مردم نظرخواهی کردند و نظر مردم بالای عثمان استقرار پیدا کرد) این سخن این را نمی‌رساند که عثمان حین مشوره، خلیفه تعیین شد؛ بلکه هنگام رد علی و موافقه عثمان، عثمان تعیین شد. چیزی‌که معلوم می‌شود این است که همه گمان می‌کنند حرف عطف «و» در بین کلمۀ (استطلع رائی الناس) و (استقر الرائی علی عثمان خلیفه) برای عطف، ترتیب و فوریت است؛ درحالی‌که چنین نیست؛ چون حرف عطف «و» تنها عطف را افاده می‌کند؛ پس اگر بگویی: عمر و خالد آمدند؛ این معنی را نمی‌دهد که هردو یک‌جا آمدند و فوراً یکی بعد از دیگری آمدند؛ بلکه احیاناً بین آن دو فاصله می‌باشد؛ مثل این‌که یکی قبل از ظهر و دیگری بعد از ظهر آمدند. همین‌طور این جمله «رای مردم را گرفت»؛ یعنی در شب از این کار فارغ شد و «عثمان به حیث خلیفه تعیین شد»؛ یعنی صبح بعد از نماز و بعد از پرسیدن از علی و عثمان.

جهت توضیح برای آن‌چه صورت گرفت این را می‌گوییم که: عبدالرحمن نظر مردم را گرفت و دید که مردم علی را می‌خواهند؛ اگر شرط شان را بپذیرد و اگر نه، عثمان را؛ اگر برشرط شان موافقت کند، بعد از آن عبدالرحمن گفت علی و عثمان را نزدم بیاورید و چون آمدند، شرط را به علی پیش کرد و او  موافقه نکرد؛ سپس آن را به عثمان پیش کرد و او موافقه کرد، بعد از آن نتیجه این شد که «رای بر عثمان به حیث خلیفه استقرار پیدا کرد.»

امید است که موضوع روشن شده باشد.

برادرتان عطا بن خلیل ابوالرشته

 

ادامه مطلب...

امریکا فرانسه را با وضع قوانین جدید گمرکی تحت فشار قرار می‌دهد

(ترجمه)

به اساس گزارش خبرگزاری رویترز و به نقل از دفتر ریاست جمهوری امریکا به تاریخ 11/7/2020: «ترامپ از اعمال تعرفه‌های 25 درصدی جدید گمرکی به ارزش ۱.۳ ملیارد دالر بر واردات فرانسه خبر داد. این افزایش درو اکنش بر وضع مالیات بر خدمات دیجیتلی از سوی فرانسه است. انتظار می‌رود که این تعرفه‌های جدید تا ۱۸۰ روز دیگربه اجراء گذاشته شود .»

دفترنماینده تجاری امریکا گفته است: بدون شک اقدام بر اعمال تعرفه‌ها بر محصولات تجاری فرانسه مانند: محصولات آرایشی و کیف‌های دستی یک اقدام مؤثرخواهد بود. او هم‌چنان گفت: تأخیر در اجرائی شدن این نوع تعرفه‌ها زمان زیادی را جهت حل این معضله فراهم می‌سازد که از آن جمله انجام گفتگوها در چارچوب همکاری‌های اقتصادی و توسعوی می‌باشد.

 امریکا به افزایش تعرفه‌ها از سوی فرانسه بالای کمپنی‌های بزرگ امریکایی مثل: گوگل، فیسبوک و کمپنی اپل این واکنش را نشان داده است. این واکنش بی‌رحمی و درنده‌خویی امریکا را در مقابل یک هم‌پیمان نزدیک این کشور در سازمان ناتو نشان می‌دهد. معلوم می‌شود که ترامپ حتی به دوست و هم‌پیمان نزدیک خود هم احترام قائل نیست، هرزمانی‌که خواسته باشد، به روی آن‌ها با سیلی می‌زند، به ویژه زمانی‌که یکی از آن‌ها خواسته باشد تا منافع امریکا و شرکت‌هایش را خدشه‌دار بسازد.

مترجم: محمد فاتح

 

ادامه مطلب...

نسل‌کشی فرهنگی اویغورهای چین

خبر

فعالان حقوق بشر پس از گزارش‌هایی دربارۀ عقیم‌سازی اجباری زنان خواستار تحقیقات سازمان ملل در مورد رفتار دولت چین با مسلمانان اویغور در این کشور شده‌اند.

هم‌چنین این درحالی‌ست که پکن (پایتخت چین) به نظارت بر اعمال سرکوب‌گرایانه در اردوگاه‌های بازداشت وحشیانه و شکنجه‌های جسمی و روانی اویغورها متهم است. اما پکن تمام این اتهامات را در زمینه رد می‌کند.

تبصره

الله سبحانه و تعالی می‌فرماید:

﴿وَمَا لَكُمْ لَا تُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَالْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاءِ وَالْوِلْدَانِ الَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْ هَٰذِهِ الْقَرْيَةِ الظَّالِمِ أَهْلُهَا وَاجْعَل لَّنَا مِن لَّدُنكَ وَلِيًّا وَاجْعَل لَّنَا مِن لَّدُنكَ نَصِيرًا﴾ (النساء: 75)

ترجمه: چرا در راه خدا و (در راه) مردان، زنان و کودکانی‌که (به دست ستم‌گران) تضعیف شده‌اند، پیکار نمی‌کنید؟! همان افراد (ستم‌دیده‌ای) که می‌گویند: «پروردگارا! ما را از این شهر که اهل‌اش ستم‌گرند، بیرون ببر! از طرف خود، برای ما سرپرستی قرار ده! و از جانب خود، یار و یاوری برای ما تعیین فرما!

این یک مسألۀ تکان‌دهنده و وحشت‌ناک است، درست مانند قضیه بوسنی که در دهۀ نود (1990) مسلمانان به شکل اسف‌بار به دست دولت کمونیستی چین نسل‌کشی شدند. مثل قضیۀ بوسنی، امت اسلامی در قرن بیست‌ویکم فقط می‌تواند این وحشی‌گری را نظاره کند.

علی‌رغم این‌که بارها و بارها با جدیت تمام؛ پس از جنگ جهانی دوم با نسل‌کشی‌ها و کشتارهای جمعی اعلام مخالفت شد؛ لیکن موافقت ترامپ با اردوگاه‌های آزار و شکنجه، پرده از ریاکاری‌های آمریکا برداشت. تنها از رنج مسلمانان من‌حیث یک گزینه برای رسیدن به اهداف سیاسی خود استفاده می‌کنند. درحالی‌که تعامل دوگانۀ بریتانیا با هونگ کونگ و پیشنهاد کاری جونسون برای هونگ کونگی‌ها در مقایسه با اویغورهایی‌که باید با ابراز نگرانی از آن‌ها یاد کرد، بیانگر این است که اهداف مهم‌تری دیگری نسبت به نسل‌کشی، عدالت و حقوق بشر وجود دارد که باید به آن بپردازند.

با این حال مصیبت‌بارتر از همه واکنش به اصطلاح حاکمان مسلمان است که در مقابل این همه بی‌عدالتی، نسل‌کشی، رنج و مصیبت به خاطر منافع اقتصادی خود به شکل مشکوکی سکوت می‌کنند و یا حمایت‌های غیرمستقیم انجام می‌دهند.

هر مسلمان می‌تواند وحشت مسلمانان را در هر لحظه در سرتاسر جهان ببیند. مایه تاسف است که ترکستان شرقی تنها وحشتی نیست که با آن روبه‌رو هستیم و مانند ترکستان شرقی در سایر سرزمین‌های اسلامی نسل‌کشی‌های جریان دارد که می‌توان به گونۀ مثال از میانمار، کشمیر، هند، سریلانکا، سوریه، فلسطین، افغانستان و یمن یاد کرد و غرب کافر یک دهمِ این وحشی‌گری و بی‌عدالتی را نسبت به خود تحمل نمی‌کند و برعکس برای مسلمانان اجازۀ پاسخ و ایستادگی در مقابل این همه ظلم و ستم را نمی‌دهد. در برخی از کشورهای اروپایی ایستادگی و ابراز مخالفت در مقابل استعمار و وحشی‌گری سیاست‌های خارجی آن‌ها «تروریسم» تلقی می‌شود.

چین مانند سایر قدرت‌های استعماری کل منطقه را وحشت‌زده می‌کند و هیچ کشوری در آسیا وجود ندارد؛ حتی کشورهای بزرگی مانند هند نمی‌توانند با تجاوز وحشیانۀ چین مقابله کنند.

فقط و ‌فقط دولت خلافت اسلامی به منهج نبوت می‌تواند ما را از کشورهای تروریستی؛ مانند: چین محافظت کند و آزادی واقعی را برای همه امت اسلامی و سرزمین‌های آن بازگرداند. ایمان واقعی به الله سبحانه و تعالی و اسلام مستلزم اقدام است. برای تمام امت اسلامی؛ به ویژه آن‌هایی‌که صاحب قدرت و اقتداراند واجب است که باید برای تأسیس دولت واقعی اسلام در راه الله سبحانه و تعالی حرکت کنند و به خاطر خیر و صلاح بشریت باید از باطل، جهل، بی‌ایمانی و اطاعت از طاغوت زمان دست کشیده و به جای آن عدالت ، نور و زندگی را در آغوش بگیرند.

﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَجِيبُوا لِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُمْ لِمَا يُحْيِيكُمْ * وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَقَلْبِهِ وَأَنَّهُ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ﴾ (انفال: 24)

ترجمه: ای کسانی‌که ایمان آورده‌اید! دعوت خدا و پیامبر را اجابت کنید؛ هنگامی‌که شما را به سوی چیزی می‌خواند که شما را حیات می‌بخشد! و بدانید خداوند میان انسان و قلب او حایل می‌شود و همۀ شما (در قیامت) نزد او گردآوری می‌شوید!

نویسنده: محمد حمزه

مترجم: یاسین سادات

 

ادامه مطلب...

نسل‌کشی فرهنگی اویغورهای چین

(ترجمه)

خبر

فعالان حقوق بشر پس از گزارش‌هایی دربارۀ عقیم‌سازی اجباری زنان خواستار تحقیقات سازمان ملل در مورد رفتار دولت چین با مسلمانان اویغور در این کشور شده‌اند.

هم‌چنین این درحالی‌ست که پکن (پایتخت چین) به نظارت بر اعمال سرکوب‌گرایانه در اردوگاه‌های بازداشت وحشیانه و شکنجه‌های جسمی و روانی اویغورها متهم است. اما پکن تمام این اتهامات را در زمینه رد می‌کند.

تبصره

الله سبحانه و تعالی می‌فرماید:

﴿وَمَا لَكُمْ لَا تُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَالْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاءِ وَالْوِلْدَانِ الَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْ هَٰذِهِ الْقَرْيَةِ الظَّالِمِ أَهْلُهَا وَاجْعَل لَّنَا مِن لَّدُنكَ وَلِيًّا وَاجْعَل لَّنَا مِن لَّدُنكَ نَصِيرًا﴾ (النساء: 75)

ترجمه: چرا در راه خدا و (در راه) مردان، زنان و کودکانی‌که (به دست ستم‌گران) تضعیف شده‌اند، پیکار نمی‌کنید؟! همان افراد (ستم‌دیده‌ای) که می‌گویند: «پروردگارا! ما را از این شهر که اهل‌اش ستم‌گرند، بیرون ببر! از طرف خود، برای ما سرپرستی قرار ده! و از جانب خود، یار و یاوری برای ما تعیین فرما!

این یک مسألۀ تکان‌دهنده و وحشت‌ناک است، درست مانند قضیه بوسنی که در دهۀ نود (1990) مسلمانان به شکل اسف‌بار به دست دولت کمونیستی چین نسل‌کشی شدند. مثل قضیۀ بوسنی، امت اسلامی در قرن بیست‌ویکم فقط می‌تواند این وحشی‌گری را نظاره کند.

علی‌رغم این‌که بارها و بارها با جدیت تمام؛ پس از جنگ جهانی دوم با نسل‌کشی‌ها و کشتارهای جمعی اعلام مخالفت شد؛ لیکن موافقت ترامپ با اردوگاه‌های آزار و شکنجه، پرده از ریاکاری‌های آمریکا برداشت. تنها از رنج مسلمانان من‌حیث یک گزینه برای رسیدن به اهداف سیاسی خود استفاده می‌کنند. درحالی‌که تعامل دوگانۀ بریتانیا با هونگ کونگ و پیشنهاد کاری جونسون برای هونگ کونگی‌ها در مقایسه با اویغورهایی‌که باید با ابراز نگرانی از آن‌ها یاد کرد، بیانگر این است که اهداف مهم‌تری دیگری نسبت به نسل‌کشی، عدالت و حقوق بشر وجود دارد که باید به آن بپردازند.

با این حال مصیبت‌بارتر از همه واکنش به اصطلاح حاکمان مسلمان است که در مقابل این همه بی‌عدالتی، نسل‌کشی، رنج و مصیبت به خاطر منافع اقتصادی خود به شکل مشکوکی سکوت می‌کنند و یا حمایت‌های غیرمستقیم انجام می‌دهند.

هر مسلمان می‌تواند وحشت مسلمانان را در هر لحظه در سرتاسر جهان ببیند. مایه تاسف است که ترکستان شرقی تنها وحشتی نیست که با آن روبه‌رو هستیم و مانند ترکستان شرقی در سایر سرزمین‌های اسلامی نسل‌کشی‌های جریان دارد که می‌توان به گونۀ مثال از میانمار، کشمیر، هند، سریلانکا، سوریه، فلسطین، افغانستان و یمن یاد کرد و غرب کافر یک دهمِ این وحشی‌گری و بی‌عدالتی را نسبت به خود تحمل نمی‌کند و برعکس برای مسلمانان اجازۀ پاسخ و ایستادگی در مقابل این همه ظلم و ستم را نمی‌دهد. در برخی از کشورهای اروپایی ایستادگی و ابراز مخالفت در مقابل استعمار و وحشی‌گری سیاست‌های خارجی آن‌ها «تروریسم» تلقی می‌شود.

چین مانند سایر قدرت‌های استعماری کل منطقه را وحشت‌زده می‌کند و هیچ کشوری در آسیا وجود ندارد؛ حتی کشورهای بزرگی مانند هند نمی‌توانند با تجاوز وحشیانۀ چین مقابله کنند.

فقط و ‌فقط دولت خلافت اسلامی به منهج نبوت می‌تواند ما را از کشورهای تروریستی؛ مانند: چین محافظت کند و آزادی واقعی را برای همه امت اسلامی و سرزمین‌های آن بازگرداند. ایمان واقعی به الله سبحانه و تعالی و اسلام مستلزم اقدام است. برای تمام امت اسلامی؛ به ویژه آن‌هایی‌که صاحب قدرت و اقتداراند واجب است که باید برای تأسیس دولت واقعی اسلام در راه الله سبحانه و تعالی حرکت کنند و به خاطر خیر و صلاح بشریت باید از باطل، جهل، بی‌ایمانی و اطاعت از طاغوت زمان دست کشیده و به جای آن عدالت ، نور و زندگی را در آغوش بگیرند.

﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَجِيبُوا لِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُمْ لِمَا يُحْيِيكُمْ * وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَقَلْبِهِ وَأَنَّهُ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ﴾ (انفال: 24)

ترجمه: ای کسانی‌که ایمان آورده‌اید! دعوت خدا و پیامبر را اجابت کنید؛ هنگامی‌که شما را به سوی چیزی می‌خواند که شما را حیات می‌بخشد! و بدانید خداوند میان انسان و قلب او حایل می‌شود و همۀ شما (در قیامت) نزد او گردآوری می‌شوید!

نویسنده: محمد حمزه

مترجم: یاسین سادات

 

ادامه مطلب...

مو‌های زنان مسلمان ما، کالای برای فروش!

خبر

صفحۀ سی‌ان‌ان، گزارشی را در مورد ادارۀ مرزی و گمركی آمریكا مبنی بر جلوگیری از حمل 13 تن موی طبیعی، که از منطقۀ «سین کیانگ» چین آمده است، خبر می‌دهد. جائی‌که در آن مسلمانان اویغور از سیاست‌های سرکوب‌گرایانۀ که بر ضدشان صورت می‌گیرد رنج می‌برند. از زمانی‌که مقامات چینی اردوگاه‌های بزرگی را برای بازداشت برپا کرده‌اند، گزارش‌ها می‌رساند که بیش از یک‌میلیون زن و مرد مسلمان از اویغور در آن‌جا بازداشت شده و شکنجه، رفتارهای ظالمانه و غیرانسانی؛ مانند: سوء استفاده جسمی و جنسی، کار اجباری و حتی مرگ را متحمل شده‌اند. هم‌چنین بسیاری از بازداشت‌شدگان سابق در مورد ممانعت‌شان از خواب، سوء تغذیه و تزریق اجباری خبر داده‌اند.

ادارۀ مرز و گمرک آمریكا گمان می‌كند كه موها به زور از زنان مسلمان اویغور كه ​​در چنین اردوگاه‌هایی نگهداری می‌شوند گرفته شده است. طبق ادعای ادارۀ مرز و گمرک آمریکا، این دومین محموله‌ای است که به دلیل نقض حقوق بشر از آن ممانعت صورت می‌گیرد. آمریکا می‌خواهد پیام روشنی به چین بفرستد که رفتارهای غیرقانونی و غیرانسانی چین را تحمل نخواهد کرد. با این حال، رئیس جمهور ایالات متحده، دونالد ترامپ در همان زمان در سال 2019م، رئیس جمهوری چین را تشویق کرد که این اردوگاه‌های بازداشت را احداث کند؛ زیرا به گفتۀ وی این کار مناسبی است که باید به آن اقدام صورت گیرد.

تبصره

رژیم‌های سکولار، مسلمانان را به فجیع‌ترین روش‌های شکنجه و ستم سوق داده‌اند. در این‌جا چین در فروش اعضای بدن مسلمان از روشی استفاده می‌کند که در وحشی‌گری آن جدید نیست؛ اما این‌بار به صورت مخفیانه؛ مثلا: در بازار سیاه نیست؛ بلکه به صورت علنی و آشکار صورت می‌گیرد که اقدام به فروش موهای خواهران و دختران مسلمان ما در اویغور می‌کنند، آن‌هم در معاملات بین‌المللی منعقد شده با شرکت‌های آمریکایی که ارزش آن به بیش از 800 هزار دالر می‌رسد و در یک سیاست سرکوبگرایانه که حتی ابتدایی‌ترین حقوق بشر را نقض می‌کند.

اما امریکا که مدعی دفاع از حقوق بشر است؛ چنان‌که این محموله را برای جست‌وجو در مورد حقیقت آن بازداشت کرد تا به چین نشان دهد که در قضیه حقوق بشر تحقیری را تحمل نخواهد کرد، این کار را فقط برای منافع سیاسی که می‌خواهد به آن برسد انجام داد. همان‌طوری‌که رئیس جمهور آن دونالد ترامپ خود کسی بود که رئیس جمهور چین را به ساخت این اردوگاه‌های بازداشت تشویق کرد و آن را بهترین راه برای مقابله با مسلمانان اویغور دانست. این نفرت پنهانی است که غرب نسبت به مسلمانان دارد. حقوق بشر چیزی نیست جز کاغذهایی‌که وقتی به نفع غرب باشد، مطرح می‌کند و وقتی این منافع را نقض می‌کند، آن را دور می‌کند. اعتراضات در آمریکا علیه تبعیض نژادی و نقض حقوق بشر از اقوام کوچک در آمریکا تا به امروز ادامه دارد.

حالت مسلمانان در برابر دشمنان‌شان چنین ضعیف خواهد‌ ماند و هیچ‌کسی نخواهد بود که از ایشان حساب گیرد تا زمانی‌که مسلمانان از داشتن رهبری خردمندی‌که کلیه ایشان را جمع کند، از امورشان مراقبت نموده و از جان‌ها، آبرو و مال‌های‌شان دفاع کند محروم باشند، چنین حالتی ادامه دارد و نمونه‌های آن در تاریخ مسلمانان بسیار است. بهترین مثال آن عملکرد خلیفه هارون‌الرشید می‌باشد؛ وقتی‌که زنان مسلمان مورد سوء استفاده رومیان قرار گرفتند؛ به محض این‌که خبر آن‌ها به خلیفه رسید؛ درحالی‌که در رقۀ عراق بود، وی دستور به حرکت عمومی برای جنگ با رومیان را صادر کرد و او در رأس ارتش اسلامی به جنگ پرداخت؛ سپس رومی‌ها را به إذن الله سبحانه و تعالی شکست داد، زنان مسلمان را آزاد کرد و الله سبحانه و تعالی در آن روز برای مسلمانان فتح عظیم نصیب کرد. (کتاب صفوه الصفوه از ابن الجوزی)

مسلمانان آرامش نخواهند یافت و راحت نخواهند شد؛ مگر این‌که  برای ایجاد خلافت راشده بر منهج نبوت تلاش کنند تا از آن‌ها حمایت کند، از ایشان حفاظت کند و آبروی‌شان را صیانت کند.

﴿وَمَا لَكُمْ لاَ تُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَالْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاء وَالْوِلْدَانِ الَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْ هَذِهِ الْقَرْيَةِ الظَّالِمِ أَهْلُهَا وَاجْعَل لَّنَا مِن لَّدُنكَ وَلِيّاً وَاجْعَل لَّنَا مِن لَّدُنكَ نَصِيراً﴾ (نساء: 75)

ترجمه: ‏‏چرا بايد در راه خدا و (نجات) مردان، زنان و كودكان درمانده و بيچاره‌ای نجنگيد كه (فرياد برمی‌آورند و) می‌گويند: پروردگارا! ما را از اين شهر و دياری‌كه ساكنان آن ستمكارند (و بر ما بی‌چارگان ستم روا می‌دارند) خارج ساز و از جانب خود سرپرست و حمايت‌گری برای ما پديد آور و از سوی خود ياوری برای‌مان قرار بده (تا ما را ياری كند و از دست ظالمان برهاند.)‏

نویسنده: دعاء داوود – سرزمین مبارکۀ فلسطین

مترجم: احمد صادق امین

 

ادامه مطلب...
Subscribe to this RSS feed

سرزمین های اسلامی

سرزمین های اسلامی

کشورهای غربی

سائر لینک ها

بخش های از صفحه