شنبه, ۲۲ ذیقعده ۱۴۴۷هـ| ۲۰۲۶/۰۵/۰۹م
ساعت: مدینه منوره
Menu
القائمة الرئيسية
القائمة الرئيسية

توازن اقتصاد؛ با بخشش و صدقات!

خبر

صدقه در اسلام...

تبصره

بعد از سورۀ فاتحه به صورت مستقیم، الله سبحانه وتعالی صفات کسانی را ذکر نموده است که دستورات وی را پیروی می‌کنند. الله سبحانه وتعالی می‌فرماید: ‏

﴿الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَيُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنفِقُونَ﴾

[بقره: 3]

ترجمه: آن كسانی‌كه به غیب ایمان می‌آورند و نماز را به گونۀ شايسته میخوانند، و از آن‌چه بهرۀ آنان ساختهايم میبخشند.‏

بدون شک ذکر انفاق بعد از ایمان که اساس دین می‌باشد و بعد از فریضۀ نماز که ستون دین را تشکیل می‌دهد، بیانگر اهمیت والای بخش اقتصادی و مالی برای دین است؛ صرف نظر از این‌که این انفاق مانند زکات الزامی باشد یا مانند صدقه انفاق نفلی باشد، بدون شک که انفاق جزء جدائی‌ناپذیر اسلام است.

به همین خاطر این امت بسیار سخاوت‌مند اند و خصوصاً در ماه مبارک رمضان، که بخشش‌های زیادی صورت می‌گیرد و صدقه و زکات به شکل بزرگی آسان می‌گردد. نتایج تحقیقات گستردۀ پژوهشگرانICM  نشان می‌دهد که مسلمانان نسبت به پیروان ادیان دیگر، اموال بیشتری را به جماعت‌های خیریه تقدیم می‌کنند. بر اساس نظرسنجی مشهور مرکز تحقیقاتی "پیو" در سال 2012 آمده است که نسبت بلند و حیرت‌آوری از مسلمانان، در فقیرترین شهرها از سرزمین‌های اسلامی زکات می‌پردازند. با وجود این، نکتۀ منفی آن این‌ست که برعلاوه این‌که امت سخاوت‌مند بوده و ثروت‌هایش را انفاق می‌کند؛ اما هنوز هم در فقیرترین شهرهای جهان با پائین‌ترین سطح معیشت، با نبود چشم‌انداز اقتصادی و یا نبود اقتصاد به صورت مطلق و بدترین حالت بهداشت صحی و تعلیم، زندگی می‌کند. با وجودی‌که حقیقتاً بسیاری از سرزمین‌های اسلامی منابع معدنی فراوان، خاک حاصل خیز و کانال‌های جغرافیائی مفید و نسل جوانان قدرتمندی دارد.

این واضح می‌سازد که متاسفانه انفاق در بهترین سناریو سبب امداد موقت می‌گردد، مانند گذاشتن گچ کوچکی بر زخم بزرگ، هم‌چنین تناسب در این مورد صدق نمی‌کند و نیاز نیست که زیادت بخشش‌ها باعث حل مشکلات فقر گردد، مانند انداختن ژاکت نجات برای کسی‌که غرق می‌شود یا حتی ده جلیقه نجات، پس وقتی‌که او برای کشیدن خود به خشکه میل ندارد و هیچ امنیتی برای جلوگیری از سقوط او یافت نمی‌شود، پس جلیقه‌های نجات چیزی جز راحت موقت برای او نخواهد بود، پس شخص غرق شدنی به زودی بار دیگری در مشکلات غرق خواهد شد و در نهایت هلاک خواهد گردید. این حقیقت کنونی سرزمین‌های اسلامی است و تا زمانی‌که چنگال‌های سرمایه‌دار استعماری غرب و نظام آن و مزدوران خیانت‌پیشه‌اش بر سرزمین‌های ما سیطره دارند، هرگز به رفاهیت و شکوفائی دست نخواهیم یافت، صرف نظر از مقدار مالی که می‌پردازیم.

این در حالی‌ست که هدف نهائی انفاق، پایان بخشیدن به مشکل فقر و تحقق رفاهیت و شکوفائی است، این ممکن نیست؛ مگر توسط دولتی‌که عایدات گوناگون و توزیع صحیح و منظم ثروت‌ها را در میان مردم خود داشته باشد. تنها دولت اسلامی قدرت این را خواهد داشت آن هم از طریق تطبیق نظام منحصر به فرد اقتصادی‌اش. علاوه بر این، این گفته اشتباه نیست که اسلام فقر را دشمنی می‌شمارد که مبارزه با آن و شکست آن لازم است و نبی کریم صلی الله علیه وسلم از کفر و فقر به الله پناه بردند. (صحیح ابن حبان)

اسلام مسئولیت جمع‌آوری و توزیع زکات را برای دولتی سپرده است که قدرت تسهیل کار و ادارۀ آن را داشته باشد و نبی کریم صلی الله علیه وسلم جمع کننده‌گان زکات را برای جمع‌آوری و توزیع زکات می‌فرستادند و هم‌چنین خلفاء بعد از ایشان این کار را می‌نمودند.

از عبدالله بن سلام روایت است که گفت: زمانی که پیامبر صلی الله علیه و سلم به مدینه آمدند، مردم به استقبال‌شان رفتند و گفته می‌شد: رسول الله صلی الله علیه وسلم آمد، رسول الله صلی الله علیه وسلم آمد، رسول الله صلی الله علیه وسلم آمد، سه مرتبه، من هم در میان مردم رفتم تا ببینم، وقتی صورت‌شان را دیدم، شناختم که چهرۀ او چهرۀ دروغ گویان نیست، اولین چیزی‌که از وی شنیدم این بود که گفت:

«يَا أَيُّهَا النَّاسُ أَفْشُوا السَّلاَمَ وَأَطْعِمُوا الطَّعَامَ وَصِلُوا الأَرْحَامَ وَصَلُّوا بِاللَّيْلِ وَالنَّاسُ نِيَامٌ تَدْخُلُوا الْجَنَّةَ بِسَلاَمٍ»

(رواه ابن ماجه)

ترجمه: ای مردم سلام کردن را در میان تان ترویج کنید و طعام بدهید و صلۀ رحم را برقرار سازید و در شب نماز بخوانید؛ درحالی‌که مردم خواب استند و به بهشت با سلامتی داخل شوید.

پیامبر صلی الله علیه و سلم به مدینۀ منوره آمدند، نه فقط به عنوان یک نبی بلکه به عنوان رهبر دولت اسلامی، و با این صفت به امنیت و سلامت و طعام دادن فقراء امر نمودند. به عبارت دیگر برای حل مشکل فقر به شکل منظم در سطح دولت پرداختند.

 انفاق‌ها ضروری است و باید دوام یابد اما سازمان‌های خیریه دایمی، مانند شمشیر دولبۀ استند که امکان دارد بعضی راحتی‌ها را به وجود آورند؛ اما زمانی‌که به همین بسنده کنند، بدون تغییر وضعیتی‌که فقر و نابودی را سبب شده است، بدون شک این وضعیت ناگوار را ادامه می‌بخشند و امکان دارد که منبع شکست باشند.

تعادل صحیح باید حاصل شود؛ امت را تا آن‌جا که می‌توانیم به عنوان افراد آسایش ببخشیم و فعالیت جمعی کار اصلی و ریشه‌ای برای تغییر و وضعیت دردناک و حل تمام مشکلات امت است.

نویسنده: اوکی پالا

نمایندۀ مطبوعاتی حزب التحریر-هالند

مترجم: احمد صادق "امین"

ادامه مطلب...

شما کجایید تا امور مردم را به صورت درست مدیریت کنید؟

خبر

امجد عضایله وزیر مشاور اردن در امور اطلاعات رسانی، در ارتباط  به اردنی‌هایی‌که در خارج از کشور بسر می‌برند، اظهار داشت که: حکومت اردن تاکنون هیچ تلاشی را برای بازگشت آن‌ها انجام نداده است و به افزایش تعداد وارد شوندگان از خارج کشور پرداخته است که یا در هوتل‌ها و یا هم اماکن دیگری‌که تعیین خواهد شد، اقامت نمایند، به خصوص برای عودت‌کنندگان که از کشورهای خلیج با وسایل نقلیه تشریف می‌آورند و یا هم از طریق دریا از مصر.

هم‌چنین وی افزود: برای آن عدۀ از اردنی‌هایی‌که در خارج از اردن آواره هستند و هزینۀ بازگشت به آن  را ندارند تا کنون بودجۀ برای تمویل بازگشت‌شان وجود ندارد و شاید که در خصوص این مورد بررسی صورت گیرد و دوباره به کابینۀ وزراء و یا هم به کمیتۀ مبارزه با بحران عرضه شود. (منبع: دفتر خبرگزاری)

تبصره

کار این دولت عجیب است؛ با آن‌که با دولت‌های قبل از خود تفاوتی ندارد! تنها در این‌ مورد که نمی‌تواند امورات مردم را درست مدیریت کند! جای تعجب نیست؛ بلکه تعجب در آن است که به عروسکی می‌ماند که از پشت پرده به وسیلۀ یک یا چندین جهت اداره می‌شود، که این موضوع بر اکثریت مردمِ بادرایت و آگاه پوشیده نیست. دولت اردن به فشار آوردن بالای مردم و خالی کردن جیب‌های‌شان ادامه می‌دهد تا این‌که اعتبار خود را از دست دهد تا سر انجام دولت تغییر کند و یا هم عوض شود و دولت جدیدی روی کار آید که همان نقش دولت‌های قبلی را به پیش ببرد!

اما عدم توانایی آن در مدیریت درست امورات مردم می‌تواند که به دو علت باشد: اول حد و مرز مشخص شده‌ای که نمی‌تواند از آن تجاوز کند و دوم نظامی‌که این دولت‌ها آن را تطبیق می‌کنند، یعنی نظام سرمایه‌داری که بیشترین توجه‌اش را برای حمایت از منافع متنفذین و سرمایه‌داران به خرج می‌دهد. افزون برین، استوار بودن اقتصاد دولت بر پایۀ دیون، کمک‌ها، بخشش‌ها و بر آن‌چه که صندوق بین المللی پول در آن سرازیر می‌کند و آن را به دوران می‌اندازد و شروط خود را تحمیل می‌کند، کشور را غرق در دیون ربوی کرده است و بحران کرونا آمد تا بلائی روی بلائی دیگر باشد. این بلا در حالی آمد که گویا دولت اردن منتظرش بود تا که از آن سودجویی کند و به وسیلۀ آن نقشه‌ها و دسیسه‌های خود را به پیش ببرد و آن‌چه در جیب‌های مردم باقی مانده است را به غارت ببرد و در عوض این‌که برای‌شان کمک کند، بدون ضرورت به قرنطین تمام مناطق و ولایت پرداخته است. درحالی‌که می‌بایست مناطق مصاب به وباء را قرنطین می‌کرد، نه این‌که چرخۀ زندگی و اقتصاد کشور را تعطیل می‌کرد.

 شنونده اخبار گمان نموده بود که دولت اردن به وسیلۀ هزینۀ خود، اردنی‌ها را در خارج از کشور استقبال نموده است. جای تعجب این‌جاست که مسئولین مبالغ هنگفتی را برای عودت‌کنندگان تحمیل نموده‌اند، این در حالی است که خود وزیر مشاور اردن در امور اطلاع‌رسانی به صراحت بیان کرده است که بودجۀ تمویلی برای بازگشت اردنی‌هایی‌که قادر به بازگشت نیستند، وجود ندارد، و این بدان معناست که بودجۀ سالانه از هر نوع فقرۀ برای موارد اضطراری و مصیبت‌ها خالی می‌باشد؛ چون دولت برای تازه نمودن مصایب از آن به مصرف می‌رساند. اما عجیب نیست اگر بدانیم که مصارف حمایت نان طبق گزارش وزیر امور اجتماعی متوقف شده است و هم‌چنین شگفت‌انگیز نیست که نتواند اردنی‌هایی خارج از کشور را که قادر به بازگشت نیستند بازگرداند.

تنها اسلام و دولت‌اش (خلافت بر منهج نبوت) می‌تواند که امورات مردم را درست مدیریت کند؛ این بدان خاطر است که اسلام همۀ مشاکل را به اعتبار این‌که مشکل انسانی است، به طریقه واحد حل می‌نماید، نه به هیچ اعتبار دیگری. چنانچه مشکل حکمرانی را مثل انتخاب خلیفه حل می‌دارد و یا مشکل اقتصادی را مثل نفقه حل می‌نماید و یا مشکل اجتماعی را مثل مسئله ازدواج حل می‌کند. اسلام مشاکل یاد شده را به حیث مشکل حکمرانی، اقتصادی و یا اجتماعی حل ننموده؛ بلکه به این اعتبار به معالجه آن می‌پردازد که آن یک مشکل انسانی است و برایش راه‌حلی استنباط می‌نماید. نظام سرمایه‌داری ناکامی خود را در تمام کشورهای جهان در راه مبارزه با بحران کرونا و مشاکل برخواسته از آن اثبات نموده است. پس ای مردم! ما شما را بسوی تأسیس خلافت راشده بر منهج نبوت هم‌راه با حزب التحریر دعوت می‌نماییم.

نویسنده: خلیفه محمد- ولایه اردن

مترجم: محمد "مزمل"

 

ادامه مطلب...

نه دیموکراسی و نه هم سرمایه‌داری می‌تواند از سرزمین و عقیدۀ مان محافظت کند؛ این تنها اسلام و احکام شرعی آن است که قادر به انجام این کار است

  • نشر شده در عراق

(ترجمه)

در یک اقدام خطرناک و بی‌سابقه، ماموریت اتحادیه اروپا در  عراق پرچم "هم‌جنس‌گرایی(LGBTQ)" را در قرارگاه‌ خویش، پایتخت این کشور برافراشت. این امر یک اقدام ناخوشایند و زشت است که از آن نباید چشم‌پوشی و یا در مقابل آن خاموش نشست. این اقدام خطرناک، یک عمل قبیح و بی‌شرمانه‌ای است که مبنی‌بر یک چالش پر سروصدا در مقابل احساسات عراقی‌ها به شمار می‌رود، که بیشترین آن‌ها اسلام را که به پاکی و عفت، حفاظت عزت، اخلاق نیکو و حفظ پاکی سرشت و طبیعت انسان امر می‌کند در زنده‌گی خود عملی می‌کنند.

﴿فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا، لَا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ﴾

[روم: 30]

ترجمه:  فطرت الهی است، که (الله سبحانه‌و‌تعالی) مردم را بر آن آفریده است، دگرگونی در آفرینش الله نیست.

مرکز اتحادیۀ اروپا از احساسات دولت‌های کافر خود در جهت برهنگی و تخریب اخلاق و نادیده گرفتن آموزه‌های پیامبران نیابت می‌کند که الله سبحانه وتعالی آن‌ها را جهت اصلاح بشریت فرستاده بود؛ لذا در خصوص بلند نمودن بیرق همجنس‌گرایی(LGBTQ) "  این خود یک نوع تلاشی است که امت اسلامی باید آن را احساس کند. بدین اساس، این واکنش‌ها مبنی‌بر آن‌ مسائل‌ است که آن‌ها انجام داد‌ه‌اند، به‌دلیل این‌که در عقب آن شر بزرگ و حیله‌گری‌های مانند در نظر گرفتن جرائم زنا، در ازدواج آوردن زن مسلمان با یک کافر و ارتداد از دین اسلام به عسیویت یا دیگر ادیان... به عنوان آزادی‌های شخصی که تحت حمایت و پشتیبانی قوانین عقیده کفری آن‌ها می‌باشد.

از این‌رو، دولت عراق و احزابی‌که خود را اسلامی معرفی می‌کنند و از آدرس اسلام سخن می‌گویند، باید اقدام راسخ و قاطعی را علیه این جنایت و نقض احساسات مسلمانان انجام دهند و با اخراج این نماینده‌ها از حریم عراق که اعمال ناپسند و کفرآمیز را ترویج می‌دهند، عبرتی برای دیگر ولگرد‌ها باشد. درعین حال، نخست ‌وزیر الکاظمی  باید بداند که چنین عملکرد و رویارویی نقض اساسی بر حاکمیت این کشور است که او جهت حفاظت از ارزش‌ها و خدمت به آن تعهد کرده بود. پس اگر او در این امر کوتاه بیاید، دیگران حتی بیشتر از کوتاه خواهند آمد و وضع از این بدتر خواهد شد. الله متعال در کتاب حکیم‌اش ما را در برابر دسیسه کفار و منافقان هشدار داده است:

﴿ إِنَّ الَّذِينَ يُحِبُّونَ أَنْ تَشِيعَ الْفَاحِشَةُ فِي الَّذِينَ آمَنُوا لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ، وَاللَّهُ يَعْلَمُ وَأَنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ﴾

[نور: 19]

ترجمه: بی‌گمان کسانی‌که دوست می‌دارند، فاحشه و زنا در میان مؤمنان پخش گردد، ایشان در دنیا و آخرت عذاب دردناکی دارند. اللَّه (سبحانهوتعالی) می‌داند و شما نمی‌دانید!

دفتر مطبوعاتی حزب‌‌‌‌التحریر-ولایه عراق

مترجم: ارسلان مبارز

ادامه مطلب...

پاکستان نیاز به یک سیاست صنعتی دارد که توسط حمل اسلام به جهان و تأمین الزامات اسلامی ساخته می‌شود!

(ترجمه)

درست مانند حکومت‌های قبلی، پس از تقریباً دو سال در اریکه قدرت، حکومت "پی‌تی‌آی" (PTI) از صورت‌حساب‌های واردات بزرگ برای الزامات ضروری صنعتی، درامد ضعیف دلار در صادرات، درامد ضعیف از صنعت و میزان بزرگ بیکاری نظارت می‌کند. بین جولای سال 2019م و مارچ سال 2020م، حکومت پی‌تی‌آی واردات 4.35 میلیارد دلار از ماشین آلات، 1.8 میلیارد دلار از آهن و فولاد و 1 میلیارد دلار از ماشین‌های حمل و نقل، که ارزش ترکیبی آن بیشتر از صورت‌حساب نفت 7 میلیارد دلار است، تحت نظارت قرار داد. با توجه به تولید مقیاس بزرگ فعلی، نمایه صادرات تصویر ترحم‌آمیز یک کشور را با پتانسیل بزرگ صنعتی برای زنده ماندن در هنگام صادرات مواد غذایی، پارچه، لباس ورزشی، ابزار جراحی، مواد چرمی و مواد شیمیایی آشکار می‌سازد.

حکومت پی‌تی‌ای هرگز نمی‌تواند از ظهور پاکستان در بحران صنعتی دهه‌های گذشته خود اطمینان حاصل کند، زیرا مانند(پی‌پی‌پی) PPP و(پی‌ام‌ال-ان) PML-N، به طور کورکورانه مدل غربی توسعه اقتصادی را تصویب می‌کند که مانع توسعه صنعتی بومی می‌شود. توسعه اقتصادی را به یک مدل پیوند می‌دهد که به باز کردن اقتصاد به سرمایه خارجی، فن آوری و کار به نام اصلاحات بازار آزاد کمک می‌کند.

چنین رویکردی از اصلاحات مبتنی بر بازار یک ستون از برنامه‌های اصلاحات ساختاری صندوق بین المللی پول در همه کشورها است که برنامه‌های پشتیبانی صندوق بین المللی پول را برای تعادل بحران پرداخت خود انتخاب می‌کنند. بنابراین، هر برنامه صندوق بین المللی پول از کنترل سیاست مالی و پولی کشور، از جمله نوع و مقیاس مالیات و هم‌چنین کنترل اصلاحات حکومتی مربوط به بخش‌های مهم تولید در اقتصاد، مانند صنعت و انرژی می‌پردازد. صندوق بین المللی پول نه تنها از پیش‌شرط برنامه فعلی خود كنترل بانك دولت را در دست گرفته است؛ بلكه انتصاب كارمند سابق خود، رضا باقر را به عنوان سرپرست خود تضمین كرده است و كاملاً از كنترل بر جریان بحران سرمایه در اقتصاد برخوردار است. در حالی‌که حاکمیت اقتصادی به صندوق بین المللی پول تسلیم می‌شود و این احمقانه‌ست که معتقد است که پاکستان درهر صورت می‌تواند پتانسیل صنعتی بزرگ خود را به دست آورد. حتی در کشورهای در حال توسعه که یک برنامه صندوق بین المللی پول را نمی‌پذیرند، استعمارگران غربی، مدل ناقص توسعه اقتصادی خود را بر آن اعمال می‌کنند.

طرح استعمار این است که ظرفیت توسعه اقتصاد رو به رشد را محدود به تولید کالاها و خدمات ارزش افزوده برای صادرات به غرب، در عوض به دست آوردن ارز خارجی محدود کند. این مدل علاوه بر ارزش، به دنبال ادغام تمام اقتصادهای محلی به اقتصاد جهانی است که تحت سلطه اقتصاد و شرکت‌های غربی است. با این کار استعمارگران بر تمام اقتصادهای در حال توسعه کنترل جدی دارند و از ظهور آن‌ها به عنوان رقیب، بهره‌برداری از آن‌ها برای محصولات و خدمات با ارزش افزوده، حفظ آن‌ها به عنوان بازار کالاهای غربی و استفاده از اقتصادهای خود برای تقویت ارزهای غربی دلار آمریکا استفاده می‌کنند. یورو و پوند، به‌عنوان ارزهای منتخب برای تجارت بین‌المللی هستند. در مورد کشورهای در حال توسعه، آن‌ها هرگز توسعه نمی‌یابند، در حالی که به شدت در معرض نیازهای فرار اقتصادی خارجی قرار می‌گیرند؛ چیزی‌که در طول بحران ویروس کرونا به شدت احساس درد می‌کند و با فروپاشی بسیاری از کشورهای صادر کننده، از جمله پاکستان، به شدت احساس می‌شود. درست است که استعمارگرایی جدید صندوق بین المللی پول و سایر نهادهای مالی، ادامه مستقیم مستعمرات مستعمره‌ای است که غرب برای تامین مالی انقلاب صنعتی آن را تأمین می‌کند.

ای مسلمانان پاکستان! ما زمانی از چنگ توطئه‌ها و طرح استعمارگران آزاد خواهیم شد که با رد نمودن توسعه صنعتی واقعی امریکا به سمت اسلام و اجرای آن رو آوریم. اقتصاد اسلامی بر مبنای نیازهای جامعه شکل گرفته و مبتنی بر مبنای اسلام می‌باشد. اسلام دولت را در حالی به مسئولیت مراقبت از امور مربوط به موضوعات خود هدایت می‌دهد که پیام اسلام را از طریق جهاد به تمام جهان حمل می‌کند. الله سبحانه وتعالی فرموده است:

﴿وَأَعِدُّوا لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ وَمِن رِّبَاطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّكُمْ وَآخَرِينَ مِن دُونِهِمْ لَا تَعْلَمُونَهُمُ اللَّهُ يَعْلَمُهُمْ﴾ [انفال: 60]

ترجمه:  آنچه از نیرو در توان دارید؛ برای (مقابله با ) آنها آماده سازید و(همچنین) از اسپان ورزیده مهیا کنید تا به وسیلۀ آن دشمن الله و دشمن خود را بترسانید، (همچنین) دشمنان دیگری غیر از آنها را که شما نمی‌شناسید و الله آنها را می‌شناسد (بترسانید).

 اسلام، وابستگی استراتژیک خلافت را به هر کشور دیگری ممنوع قرار می‌دهد تا هر یک از تعهدات داخلی خود و اهداف سیاست خارجی خود را برآورده کند و دیدگاه قوی برای سیاست صنعتی سازی آن را تعیین می‌کند. بر این اساس، خلافت باید قادر به این باشد تا در داخل و به طور مستقل ماشین‌آلات و موتورهایی را برای کشاورزی، ساخت و ساز، صنعت و نیروهای مسلح تولید کند. بنابراین، خلافت باید از مجموعه نظامی و صنعتی برای تولید مهمات، موشک، ماهواره، هواپیما/جنگنده‌ها، تانک، خمپاره، کشتی های دریایی، وسایل نقلیه زره‌پوش، انواع سلاح‌های سنگین و سبک، هوش مصنوعی، فن‌آوری مخفی، تکنولوژی جدید، مکاترونیک، کوانتومی، محاسبات و هم‌چنین فناوری هسته‌ای برای ایجاد ظرفیت دولت برای تسلط بر دیگر کشورها، در تلاش برای گسترش اسلام در گوشه و کنار جهان بر خوردار باشد. بنابراین ، سیاست‌های صنعتی دولت خلافت به ناچار زیرساخت‌های آموزش و پرورش، به ویژه آموزش عالی با مجموعه صنعتی را پیوند می‌دهد و منابع عظیمی را برای تحقیق و توسعه در دانشگاه‌ها اختصاص می‌دهد.

همانطور که برای تـأمین مالی انقلاب صنعتی پاکستان، قوانین اسلام در مورد سرمایه، امور مالی و مالکیت دارایی به دولت خلافت اجازه می‌دهد تا بر صنعت شدید سرمایه تسلط یافته و از ثروت قابل توجهی بخش انرژی و مواد معدنی اطمینان حاصل کند که برای تأمین نیازهای عمومی محفوظ است. هردو مفهوم منحصر به فرد اسلام در مورد اموال، تقسیم آن به اموال عمومی، دارایی خصوصی و دولتی و تمرکز متمایز آن بر توزیع ثروت، محیط اقتصادی را ایجاد می‌کند که یک منبع سرشاری از درآمد خزانه دولتی به شمار می‌رود. ممنوعیت مطلقه منافع، از مصرف هزینه‌های فعلی پاکستان جلوگیری می‌کند. در واقع یک صنعت قوی هرگز نمی‌تواند در سرزمین‌های مسلمانان رخ‌دهد تا زمانی‌که به تأسیس دوبارۀ خلافت بر منهج نبوت تمسک جوییم.

دفتر مطبوعاتی حزب‌التحریر-ولایه پاکستان

مترجم: ارسلان مبارز

ادامه مطلب...

اعلان جنگ دولت ازبکستان علیه اسلام!

(ترجمه)

خبر

رژیم مستبد و طاغوتی ازبکستان در پشتِ پردۀ (جنگ علیه تروریزم) به طور عام جنگ را علیه اسلام و به شکل خاص با حزب‌التحریر شروع نموده و در تاریخ 28/5/2020م در سایت xabar.uz خبری تحت عنوان "دستگیری اعضای حزب‌التحریر در فرغانه" را نشر نمود.

بر اساس گزارش وزارت داخله، در ماه می 2020م حد تعیین شده فعالیت جرمی مجموعۀ از اعضای حزب‌التحریر ممنوعه در ازبکستان به پایان رسیده بود و این اشخاص در ولایت فرغانه زندگی می‌کردند. بر اساس معلومات این اشخاص پس از تحمل مجازات به دلیل عضویت در حزب‌التحریر از زندان آزاد شدند. علی الرغم تقدیم کمک‌های بشردوستانه اخلاقی و انسانی به آن‌ها و ایشان با شریک‌های خود به این عمل جرمی توافق کردند و تلاش نمودند که اهداف حزب‌التحریر و کتاب‌های آن را در بین مردم پخش و نشر کنند و سعی داشتند که با آوردن تحریری‌های که پس از سپری نمودن دوره مجازات از زندان آزاد شده‌اند را به این حزب جلب نمایند و در خانه‌های این اشخاص کتاب‌های از مطالب افراطی یافت شد و به طریقۀ مرافعة و حضور شاهدان مصادره گردید.

اکنون قضیۀ جرمی این اشخاص نظر به ماده‌های مناسب به قانون جرمی ازبکستان به پایان رسیده و کشف روابط جنایی آن‌ها هم‌راه با شرکای‌شان که در ولایت‌های اندیجان، فرغانه، نامنگان، تاشکند و سرخان دریا، زندگی دارند جریان دارد و تا باشد که از طریق تعقیب و پیگرد این‌ها، کسانی که به ایشان در ارتباط هستند را هم شناسایی کنند.

تبصره

چنانچه واضح است، همانا سفینه یا کشتی سرمایه‌داری در حال غرق شدن است و سفینه یا کشتی خلافت راشده به پشت درهای‌شان رسیده است.

بنا بر این، کفار به رهبریی امریکا، تلاش می‌کند که کشتی شکسته خود را از غرق شدن نجات دهند و از ظهور دوباره اسلام جلوگیری کنند و هم‌چنان دولت ازبکستان متوصل به جنگ علیه اسلام و مخصوصاً با حزب‌التحریر شده و این کار را به خاطر رضای باداران‌شان در مسکو و واشنگتن انجام می‌دهند. چون افکار اسلامی ای را که حزب‌التحریر حمل می‌کند، چشمان مردم را باز نموده و بیدارشان می‌سازد. زیرا حزب‌التحریر باعث افشای چهره‌ای عروسک مانند این حکام شده که این امر سبب اذیت و آزار و برآشفته شدن‌شان گردیده است.

این حاکمان ادعا می‌کنند که با ایده‌های مخالف با باورهای‌شان مبارزه می‌کنیم، اما حقیقت این است که آن‌ها هیچ فکری ندارند! زیرا آن‌ها عروسکانی بیش در دست اربابان خود نیستند! بنابر این، آن‌ها از خشونت و تروریسم دولتی علیه اسلام و مسلمانان استفاده می‌کنند. آن‌ها هرگز نمی‌توانند نور خدا را با سخنان خویش فرونشانند. و زود است که دولت خلافت راشده از این حکام ظالم و باداران‌شان انتقام بگیرد و دردِ دلِ قوم مؤمنین را شفا دهد و به تحقیق که در آینده نزدیک شاهد طلوع آن خورشید خواهیم بود.

﴿يُرِيدُونَ أَن يُطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَيَأْبَى اللَّهُ إِلَّا أَن يُتِمَّ نُورَهُ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ﴾

[توبه: 32]

ترجمه: مى‌خواهند نور خدا را با سخنان خويش فرونشانند و خداوند نمى‌پذيرد مگر آن‌كه نورش را كامل كند و اگر چه كافران ناخوش دارند.

نویسنده: محمود ازبیکی

مترجم: پارسا "امیدی"

ادامه مطلب...

بازداشت دو تن از شباب حزب التحریر به دلیل یک آیت قرآن و پیام خردمندانه!

  • نشر شده در تونس

(ترجمه)

دولت تونس تنها به بستن مساجد و خارج کردن مردم از حالت قرنطینه، مخصوصاً در معاملات و فضاهای بزرگ تجارتی بسنده نکرده‌است؛ بلکه افرادی را که به این جنایت شنیع، که نمونۀ واضح دشمنی‌شان با مؤمنان است، تن نداده‌اند، نیز دستگیر می‌کند.

اخیراً حزب‌التحریر – ولایه تونس یک دسته اقدامات و فعالیت‌ها را در اکثر ایالت‌های تونس مبنی بر باز کردن مجدد خانه‌های الله سبحانه وتعالی، با حفظ موارد صحی/بهداشتی به‌منظور جلوگیری از سرایت به بیماری واگیر کرونا، راه‌اندازی کرده‌است. اما حکومت به روز یک‌شنبه، ۱۷ می/مه ۲۰۲۰ م پاسخ این حرکت سیاسی را با فرستادن نیروهای امنیتی داد و دو تن از شباب حزب، غازی الطونسی و انیس عابد را در ساقیة الزیت در سفاقس به جرم نصب یک تابلوی حزب‌التحریر که بر روی آن این آیات کلام الله سبحانه وتعالی نوشته بود، دستگیر کرد.

﴿وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ مَنَعَ مَساجِدَ اللّهِ أَنْ یُذْکَرَ فیهَا اسْمُهُ وَ سَعى فی خَرابِها أُولئِکَ ما کانَ لَهُمْ أَنْ یَدْخُلُوها إِلاّ خائِفینَ لَهُمْ فِی الدُّنْیا خِزْیٌ وَ لَهُمْ فِی الْآْخِرَةِ عَذابٌ عَظیمٌ﴾

[بقره: ۱۱۴]

ترجمه: و کیست ستم‌کارتر از آن‌که مردم را از ذکر نام الله (سبحانه وتعالی) در مساجد منع کند و در خرابی آن اهتمام و کوشش نماید؟ چنین گروه را نشاید که در مساجد مسلمین در آیند، جز آن‌که (بر خود) ترسان باشند. این گروه را در دنیا ذلت و خواری نصیب است و در آخرت عذابی بزرگ.

امروز، ۱۹ می/مه ۲۰۲۰ م این دو عضو حزب‌التحریر به دفتر پیگرد عمومی راجع شدند تا در خصوص‌شان تصمیم گرفته شود.

ای مردم سرزمین زیتونه و قراوین!

این حکومت در مخالفت و سرکشی از دین الله سبحانه وتعالی به اوج خود رسیده‌است؛ طوری‌که نه‌تنها خانه‌های الله سبحانه وتعالی را در ماه مبارک رمضان (ماه قرآن) بسته کرده، بلکه با دستگیر کردن کسانی‌که کلام قرآن و پیام هدایت را به آنان می‌رسانند و ایشان را به زشتی و قباحت اعمال‌شان متوجه می‌کنند، به گناه‌شان می‌افزایند. ما در حزب التحریر – ولایه تونس شما را در عدم پیروی از این حکومت عاصی همراهی می‌کنیم تا آن‌که نصرت الله سبحانه وتعالی نصیب حال‌مان شود.

دفتر مطبوعاتی حزب‌التحریر – ولایه تونس

مترجم: امیر حسام

ادامه مطلب...

خصوصی‌سازی انرژی و منرال‌ها؛ ضیاع سرمایه‌های مسلمانان!

(ترجمه)

همانند حکومت‌های فاسد گذشته، حکومت تحریک انصاف پاکستان نیز با افزایش خصوصی‌سازی بخش‌های دولتی و خصوصی به دستور بانک جهانی و صندوق بین‌المللی پول، دست مسلمانان را از بهره‌برداری کامل از منابع انرژی و منرالی عظیم پاکستان کوتاه کرده‌است. الله سبحانه وتعالی به این سرزمین منابع انرژی و منرالی قابل توجهی را عطا کرده‌است، ولی بازهم زیر چتر سرمایه‌داری، به تناسب دولت‌های کوچک‌تر و دارای منابع طبیعی کم‌تر از خودش، در جایگاه پایین‌تری قرار دارد. مسلمانان پاکستان بر روی گنجینه‌ای از نود و دو منرال و عنصر شناخته‌شده نشسته‌اند، که از این میان از پنجاه و دو منرال و عنصر، به شمول طلا و یورانیم، بهره‌برداری تجاری می‌شود. معدن کهیوره دومین بزرگ‌ترین معدن نمک جهان است. ناحیۀ زغال‌خیز تهار بیش‌از ۱۷۵ میلیارد تُن زغال‌سنگ دارد که به‌منظور تولید ۱۰۰۰۰۰ میگاوات برق برای تقریباً ۲۰۰ سال کافی می‌باشد. ریکو دیک یکی از بزرگ‌ترین ذخایر مس جهان است که ۲۲۰۰ میلیون تُن مس قابل استخراج دارد، و ظرفیت تولید سالانۀ ۲۰۰۰۰۰ تُن مس و ۲۵۰۰۰۰ اونس طلا را برای تقریباً ۴۶ سال با فن‌آوری کنونی دارا می‌باشد.

اما با تطبیق سرمایه‌داری و سرسپردگی تحریک انصاف پاکستان به بانک جهانی و صندوق بین‌المللی پول، تمام این نعمات الله سبحانه وتعالی ویران شده‌است. سرمایه‌داری می‌کوشد آزادی ملکیت را به حداکثر برساند و این‌گونه راه را برای قرار دادن بسیاری از منابع عمومی که جامعه اساساً بدان‌ها وابسته است، مانند انرژی و منرال‌ها، در ملکیت خصوصی باز می‌کند. خصوصی‌سازی انرژی و منرال‌ها در سرمایه‌داری، ثروت تمام جهان اسلام را در دستان یک گروه کوچک از نخبگان، شامل خاندان‌های حاکم خلیج و آسیای مرکزی، جمع کرده‌است. در پاکستان نیز زیر چتر سرمایه‌داری، یک دستۀ مشخص از سازمان‌های خصوصی خارجی و داخلی حداعظمی بهره را – به قیمت اکثریت مطلق جامعه – از این منابع انرژی و منرالی می‌گیرند.

همین خصوصی‌سازی انرژی باعث شده‌است که اکنون مقدار قرض/بدهی چرخه‌ای به شرکت‌های خصوصی نیروی برق به ۲۰۰۰ میلیارد روپیه برسد. هم‌چنین، سیاست سرمایه‌داری "توسعۀ خصوصی‌سازی" باعث شده‌است که شرکت‌های خصوصی نیروی برق، هزینه‌های تولید را که سالانه به چند صد میلیارد روپیه می‌رسد، از جیب مصرف‌کنندگان بپردازند. طی چند دهه از آغاز خصوصی‌سازی بخش انرژی، شرکت‌های خصوصی مدام درپی کسب بهرۀ بیش‌تر اند، حال‌آن‌که صنعت داخلی فروپاشیده و ظرفیت‌سازی در بخش زراعت راکد شده‌است، نرخ بی‌کاری حالت صعودی را گرفته و افزایش صورت‌حساب‌ها کمر مردم را شکسته‌است. برعلاوه، دستور محکمۀ داوری بانک جهانی در جولای/ژوئیۀ ۲۰۱۹ م به حکومت پاکستان برای پرداخت خسارت ۵.۸ میلیارد دالری به شرکت خصوصی خارجی مس تیتهیان نیز به دلیل سیاست خصوصی‌سازی منرال‌ها است، زیرا ابتدا این شرکت اجازه داشت تا از ریکو دیک برای مس و طلا نمونه‌گیری کند، اما بعداً قرارداد اجارۀ معدن‌کاری مسترد شد تا راه برای سرمایه‌گذاران داخلی هموار شود.

ای مسلمانان پاکستان!

در حقیقت، سرمایه‌داری باعث شده‌است که گرسنگی در میان مردم افزایش یابد. برعلاوه، بار سرمایه‌داری کمر تمام جهان را شکسته است. غارت‌گری نخبگان در نظام اقتصادی سرمایه‌داری، اقتصادها را از ریشه نابود می‌کند و اکثریت سرمایه‌ها را در دستان یک دستۀ کوچک از مردم متمرکز می‌کند. آن‌گونه که بحران کوید – ۱۹ نشان داده‌است، اقتصادهای غربی در پرتگاه نابودی قرار دارد؛ بناءً یگانه راه نجات‌شان را در استخراج منابع سایر نقاط جهان، به کمک عواملی همچون صندوق بین‌المللی پول می‌بینند. تطبیق نظام اقتصادی سرمایه‌داری در سرزمین‌های مسلمانان نه به نفع ما، بل به نفع استعمارگران غربی است، زیرا آنان ذریعۀ مفکوره‌هایی مانند آزادی ملکیت، خصوصی‌سازی انرژی و منرال‌ها و سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی می‌خواهند منابع‌مان را صاحب شوند و راه انتقال سرمایه و سودهای‌شان را به اقتصادهای غربی، با کمترین هزینۀ ممکن، باز کنند.

خصوصی‌سازی انرژی و منرال‌ها نه‌تنها ظلمی در حق مردم است، بلکه این کار با سنت مبارک رسول الله صلی الله علیه و سلم نیز در تضاد قرار دارد و عاملان‌اش مورد عذاب الله سبحانه و تعالی قرار می‌گیرند. رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمودند:

«الْمُسْلِمُونَ شُرَكَاءُ فِي ثَلَاثٍ الْمَاءِ وَالْكَلَإِ وَالنَّارِ»

[احمد]

ترجمه: مسلمانان در سه چیز با همدیگر شریک اند: آب، چراگاه و آتش.

و از عمرو بن قیس روایت است که:

«اسْتَقْطَعْتُ رَسُولَ اللهِ صلى الله عليه وسلم مَعْدِنَ المِلْحِ بِمَأْرِبَ فَأَقْطَعَنِيهُ فَقِيلَ يَا رَسُولَ اللهِ إِنَّهُ بِمَنْزِلَةِ الْمَاءِ الْعَدِّ يعني أنه لا ينقطع فَقَالَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه وسلم فَلاَ إِذَنْ»

[رواه النسائی]

ترجمه: از رسول الله صلی الله علیه و سلم خواستم که یک زمین بزرگ نمک را برای من واگذارد و او صلی الله علیه و سلم نیز برایم واگذار کرد. گفته شد ای رسول الله! این زمین به مثابه آب بی‌پایان است – به عبارت دیگر تمامی ندارد – سپس رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمودند: «در این صورت، نه (واگذار نمی‌کنم)».

مقصود در این‌جا نمک نه، بلکه آن منبع منرالی وسیع می‌باشد، زیرا رسول الله صلی الله علیه و سلم آن را واگذار کردند؛ چون تنها می‌دانستند که آن نمک است، اما به محض این‌که مطلع شدند آن یک منبع بزرگ است، واگذاری را لغو کردند.

بنابرین، سنت رسول الله صلی الله علیه و سلم به شکل بی‌نظیری ملکیت عمومی را تعریف کرده‌است، طوری‌که منابع منرالی وسیع و وافر را نیز دربر می‌گیرد. ملکیت عامه نه به گونۀ خصوصی و نه توسط دولت تصاحب می‌شود، بلکه مفاد حاصل از ملکیت عمومی بایستی کاملاً برای مراقبت از امور جامعه به کار رود، به این معنی که یا خود آن ملکیت و یا پول حاصل از فروش‌اش مورد استفادۀ مردم قرار گیرد. هرچند دولت خلافت مسئولیت ادارۀ ملکیت دولتی و ملکیت عمومی را برعهده دارد، ولی اجازه ندارد که مالکیت ملکیت عمومی را به هیچ حزب خصوصی از طریق خصوصی‌سازی واگذارد. این حکم بر هر آن‌چه به ملکیت عمومی تعلق می‌گیرد تعمیم می‌یابد، خواه معدن‌کاری، استخراج، تصفیه، تولید یا توزیع باشد.

پس بیاییم و دوشادوش یکدیگر برای احیای مجدد سنت رسول الله صلی الله علیه و سلم از طریق تأسیس دوبارۀ خلافت به طریقۀ نبوت گام برداریم. بیاییم دستان‌مان را از ظلم سرمایه‌داری بشوییم و برای اجرای نظام خالق کائنات سبحانه وتعالی بکوشیم تا رحمت آسمان‌ها و زمین بر ما وارد شود.

دفتر مطبوعاتی حزب‌التحریر – ولایه پاکستان

مترجم: محمد حارث پویا

ادامه مطلب...

اولادهای‌تان را از هفت سالگی به نماز امر کنيد!

از عمرو بن شعيب، از پدرش و از جدش رضی الله عنه روايت است که، رسول الله صلی الله عليه وسلم فرمود:

«مُرُوا صِبْيَانَكُمْ بِالصَّلَاةِ لِسَبْعٍ، وَاضْرِبُوهُمْ عَلَيْهَا لِعَشْرٍ، وَفَرِّقُوا بَيْنَهُمْ فِي الْمَضَاجِعِ» (رواه ابوداود)

ترجمه :در هفت سالگی فرزندان‌تان را به خواندن نماز دستور دهيد و در سن ده سالگی (به خاطر نافرمانی در ترک نماز) آن‌ها را بزنيد و بستر خواب‌شان را از هم جدا کنيد.

شرح حدیث

مرحله‌ی طفوليت يک مرحله‌ی بسيار مهم در زندگی طفل محسوب می‏گردد که در آن اساس شخصيت طفل تکميل گرديده و متوجه مفاهيم و افکاری می‏شود که در آينده با آن روبه‌رو می‌شود، يا نيک‌بخت می‏شود يا هم بدبخت. بعضی اوقات افرادی را با سن بزرگ در کارهای ناروا می‌بينيم که از خود می‌پرسيم چگونه اين امر از او سر مي‌زند؟ ليکن اين جای تعجب نيست اين همه از بی‌توجهی و عدم ادای مسووليت در قبال اولادها می‌باشد. برای مربيون و پدرها لازم است تا در تربيه و برخورد با اولادهای‌شان هنگام مشاهده‌ی خطاء و اشتباه از اساليب، امکانات و روش‌های مطلوب استفاده نمايند. عجيب است بعضی از پدرها مشاهده می‌شود که به خاطر سعادت و کاميابی اولادهايش هميشه مصروف جمع‌آوری مال دنياست، از عادات بد و اخلاق نادرستی‌که اولادش به آن مبتلاء است، نماز نمی‌خواند، قرآن را نمی‌فهمد، پدر به اين امور اصلاً توجه ندارد.

ای مسلمانان!

پيرامون تربيه اولاد، در گام نخست بايد برای‌شان مسائل مهم عقيده فهمانده شود، تا اهميت عقيده در نفس‌های‌شان متبلور شود و بعد نماز برای‌شان تعليم داده شود و بعداً اخلاق اسلامی برای‌شان گفته شود؛ بنابراين، الله سبحانه‌وتعالی در ذمه‌ی هرشخص مسووليت‌هايی را گذاشته است؛ چنان‌چه رسول الله صلی الله عليه وسلم می‌فرمايد: (همه‌ی شما مثل چوپان مسوول زيردستان خود هستيد)، بادرنظرداشت اين حکم شرعی و حقيقتی‌که موجود است، پرسش‌گونه از مسوولين می‌پرسيم: پدر زمانی صبح می‌نمايد چگونه در مورد زيردستانش ادای مسؤليت می‌نمايد؟ پسران چگونه ادای مسؤليت می‌نمايند؛ درحالی‌که پدر در چنين حالتی قرار گرفته که مسؤليت خود را نمی‌داند؟ مثال مشهور است، کسی‌که چيزی ندارد چگونه به کسی چيزی بدهد، آن پدری‌که مسؤليت خود را نمی‌داند چگونه می‌تواند پسرش را به نماز امر کند و او را به خاطر ترک آن محاسبه نمايد؛ درحالی‌که خود او نياز به اين دارد که کسی او را رهنمايی کند و دستش را بگيرد. در شرايط کنونی انترنت، فيسبوک و... دامن‌گير جوانان گرديده که از آن رهايی ناممکن شده است؛ طوری‌که آن مسکين‌ها در آن وقت خود را سپری می‌کنند، نمی‌دانند که نماز نخوانده‌اند و کتاب الله "قرآن" را هم باز نکرده‌اند، که چنين حالتی برای مسلمان بسيار تعجب‌آور و جای تأسف است.

بلی! دور شدن احکام اسلام از واقعيت زندگی، امت را مثل چهارپايان گردانيده است که به جز اندکی ديگر همه بدون دانايی، فکر و مسؤليت‌پذيری زندگی می‌کنند. اين همه در نبود همان راعی (مسؤلی) است که فضای دانايی، فکر و ايمان را برای امت آماده می‌سازد؛ پس ايجاد چنين راعی (مسؤل) از مهم‌ترين و بزرگ‌ترين اعمال محسوب می‌گردد "که به ايجاد آن همواره تلاش بايدکرد."

يا الله! ما را با آمدن خلافت راشده بر منهاج نبوت که در آن وحدت مسلمانان نهفته باشد، مستفيد بگردان.

اللهم آمين!

ادامه مطلب...
  • نشر شده در فقهی

(ترجمه)

پرسش

السلام‌علیکم‌ورحمت‌الله‌وبرکاته!

قوانین مربوط به کارگر، کار فرما را مکلف ساخته تا حقوق کارگر را به صورت کامل بدهد؛ ولی در بحران کار امروز و حرص کارفرمایان، حقوق کارگر ضایع شده و کارگران نمی‌توانند که حق خود را حصول کرده؛ بلکه گاهی مجبوراند که از طریق قوانین حاکم حقوق‌شان را به دست آورند؛ قوانینی‌که حق‌شان را تصریح کرده است. حالا سوال این است که هرگاه کارگر ظلم و حق تلفی را از طرف کارفرما احساس کرد، جائز است که به قانون تصریح شدۀ وضعی مراجعه نماید؟ ربحی ابو معاذ

پاسخ

وعلیکم‌السلام‌و‌رحمت‌الله‌وبرکاته!

شما از حکم مراجعۀ کارگر برای حصول حق‌اش از طریق قوانین وضعی سوال نمودید.

جواب این است که مراجعۀ کاگر به هدف حصول حق و دفع ظلم به قوانین وضعی مطابق به شریعت جائز است؛ یعنی به شرط این‌که حق کارگر و ظلم بالای آن از نظر شریعت ثابت باشد؛ پس حقی‌که از نظر شریعت حق نباشد، حصول آن جائز نیست. بناءً هرگاه چیزی‌که از لحاظ شرعی حق پنداشته نشود؛ اما مطابق قانون وضعی حق باشد، مطالبۀ چنین حقی برای کارگر جائز نبوده؛ اما درصورتی‌که از منظر قانون وضعی و در عین حال از نظر شریعت اسلام حق پنداشته شود، مطالبۀ چنین حقی برای کارگر جائز می‌باشد.

به گونۀ مثال: کسی‌که به خاطر بیان کلمۀ حق، مورد ظلم قرار گرفته و به زندان می‌افتد، اسلام از چنین شخصی دفاع کرده و از زندان آن را بیرون می‌کند؛ بناءً برای چنین شخصی جائز است که به کسی مراجعه کرده تا از آن دفاع نموده، ظلم را از سرش برطرف ساخته و از زندان آزادش سازد.

مثال دیگر: کسی‌که مال‌اش مورد سرقت قرار می‌گیرد، اسلام مال مسروقۀ آن را برایش بر می‌گرداند. پس برای چنین شخصی جائز است تا به کسی مراجعه کرده تا از حق‌اش دفاع نموده و مال مسروقه‌اش را به دست آورد.

و یا مثال دیگر: کسی‌که خانه‌اش را برای شخص دیگری به طور قسط به فروش رسانده و مشتری قسمتی از قیمت خانه را پرداخته؛ ولی از پرداختن قسمتی دیگر قیمت خانه خودداری و یا انکار می‌کند، این درحالی است که در خانۀ خریده شده می‌نشنید و یا آن را تحت تصرف خود در می‌آورد، اسلام در این صورت حق بائع را از مشتری می‌گیرد. بناءً برای چنین شخصی جائز است که با کسی‌که قیمت خانۀ آن را می‌گیرد، مراجعه کند.

به همین ترتیب کارگری‌که به اساس قرارداد مشخصی در بین او و کارفرما به معاش معینی کار می‌کند و کارفرما از معاش آن کم می‌کند، اسلام کارفرما را مکلف ساخته تا معاش کامل کارگر را پرداخت کند؛ در این صورت برای کارگر نیز جائز است که به شخصی‌که از حق آن دفاع کرده و حق آن را حصول کند، مراجعه نماید؛ یعنی هرگاه حق شرعاً ثابت باشد و چنین حقی از کارگر منع شود، برای کارگر جائز است که در پیشگاه قضاء حاضر شده و به خاطر حصول حق خود مراجعه کند. اما در صورتی‌که حق در قانون وضعی ثابت دانسته شده؛ اما مخالف شرع باشد در این صورت برای کارگر جائز نیست که در نزد قاضی مراجعه کرده و خواهان چنین حقی گردد. به گونۀ مثال: کسی‌که به اساس یک عقد باطل در یک شرکت سهامی سهم‌دار بوده و در وقت تقسیم سهام سودی متوجه می‌شود که یک مقدار از سهم‌اش که به اساس سود و ربا به دست آمده است کم می‌باشد، در چنین حالتی جائز نیست که به خاطر حصول چنین سهمی به قاضی مراجعه کند؛ هرچند که در قانون وضعی این سهم به عنوان حق ثابت باشد؛ زیرا این شرکت از اساس باطل بوده و مفاد که از چنین شرکتی حاصل می‌شود نیز شریعت آن را نمی‌پذیرد، برای مسلمان لازم است که از چنین شرکتی بیرون شود.

و یا به گونۀ مثال: کسی‌که مال خود را به هدف به دست آوردن سود در بانک گذاشته تا فائدۀ مشخصی را به دست آورد؛ اما زمانی‌که بانک کم‌تر از مفاد توافق شده برای آن پرداخت می‌کند، برای چنین شخصی جائز نیست که برای حصول این سود که در قانون وضعی به عنوان حق شناخته شده؛ ولی مخالف شرع است به قضاء مراجعه کند؛ زیرا این سود موافق قوانین سودی بانک به عنوان حق شناخته شده؛ ولی خلاف شرع می‌باشد و برای مسلمان لازم است که این معاملۀ سودی را با بانک لغو کند.

خلاصه این‌که هرگاه حقوق مطالبه شدۀ کارگر که به اساس قوانین وضعی حق بوده، به اساس شریعت نیز حق شناخته شود و یا از جمله عقودی باشد که مخالف شریعت نباشد، در چنین حالتی برای کارگر جائز است که این حق را مطالبه کند؛ اما هرگاه حق مطالبه شده تنها به اساس حقوق و قوانین وضعی حق پنداشته شده؛ ولی از نظر شریعت اسلام حق نباشد، برای کارگر جائز نیست که در چنین حالتی برای حصول این حق به قضاء مراجعه کرده و یا آن را بگیرد.

امیدوارم که در همین حد برای جواب سوال شما کافی باشد، الله سبحانه و تعالی عالم‌تر و در همه چیزها با حکمت‌تر است.

برادرتان عطاء بن خلیل ابوالرشته

مترجم: مصطفی اسلام

 

ادامه مطلب...

نظامیان تروریست هندو رهبران مجاهدین کشمیری را به شهادت می‌رسانند، اما رژیم بجوا-عمران ضمن این‌که به هندوها کمک نمود، با قساوت از تجهیز افواج مسلح پاکستان بخاطر حمایت از مسلمانان کشمیری نیز امتناع ورزید!

رییس فرمانده عملیاتی بزرگ‌ترین تنظیم جهادی کشمیر، به‌نام حزب المجاهدین، پس از یک درگیری طولانی‌مدت با نیروهای مسلح دولت تروریست هندو، در تاریخ 6 مه/می 2020م، به شهادت رسید. در یک و نیم ماه اخیر، ارتش تروریست هندو، 36 تن از مجاهدین کشمیری را به شهادت رسانیده اند. رژیم باجوا-عمران مستقیماً درین قساوت و بی‌رحمی دولت هندو مسوول است، زیرا علی‌رغم آن‌که این رژیم خائن به فریاد خواهران و برادران مسلمان مان در کشمیر اشغال‌شده نرسیدند؛ شیران افواج مسلح را با پادگان‌هایش نیز به زنجیر بست. ‏رژیم باجوا-عمران به‌عوض این‌که افواج مسلح ما را تجهیز کند تا مسلمانان کشمیر را آزاد نماید، لیکن این رژیم خائن به نریندرامودی کمک می‌نماید تا کشمیر اشغال‌شده تحت حاکمیت هندو‌ها دفن شود! بدتر این‌که رژیم می‌خواهد بخاطر هم‌چو خیانت‌اش بر شعله آتش عصبانیت مسلمانان خاکستر بیندازد. بنابر این، رژیم به مسلمانان ندا زد و خواست تا به مدت نیم ساعت بخاطر حمایت مسلمانان کشمیری در یک تظاهرات و گردهمائی اعتراضی بایستند و هم‌چنین از دست‌اندرکاران استعمارگر؛ مانند سازمان ملل در واقع طاغوت امروزی درخواست کمک کرد، هرچند رژیم پاکستان به خوبی می‌داند که سازمان ملل یک ابزاری‌ست تا هژمونی کفار را بالای مسلمانان استقرار نماید.

رژیم بجوا-عمران در این شرایط وخیم در پیامد کووید-19 هنوزهم آماده‌ست تا تریلیون‌ها روپیه پول را برای مالکان "تولیدکننده‌گان مستقل انرژی(IPPs) و وام‌های سودی را به بانکداران کپیتلست پرداخت نماید، اما هنگامی‌که از رژیم خواسته شود تا علیه ارتش تروریستی هندو نبرد را آغاز نماید و کشمیر را آزاد کند، این رژیم ضعف اقتصادی را من‌حیث یک بهانه پیشکش می‌نماید. این رژیم خائن در قالب برآورده نمودن مطالبات و خواست‌های نامشروع "گروه ویژه اقدام مالی(FATF)"، تیشه به زیربناهای جهادی کشمیری زده و خطوط تدارکاتی کلیدی برای حمایت مجاهدین کشمیری را قطع نمود و در نهایت مجاهدین کشمیری را در مقابل ارتش ظالم و تروریست ضعیف‌‌شده هندو تنها رها کرد. پرده‌ی ‏غداری این حکومت در مقابل اهل کشمیر، آن‌گاه که عمران خان به‌طور عام اعلان نمود: "هرکسی‌که برای کمک و یاری مردم کشمیر بشتابند، با آنان به‌طور دشمن برخورد خواهد شد"، به‌طور واضع برچیده شد.‌ ‏

بناءً از یک جانب این حکومت افواج مسلح شجاع ما را به حرکت نمی‌آورد، حال‌آن که از جانب دیگر به تمامی راه‌های مددرسانی و حمایوی مجاهدین کشمیری نیز ضربه وارد می‌کند. این رژیم با نعره‌های بلند، مودی را فاشیست خطاب می‌کند؛ لیکن عملاً به نقش قدم‌های خائنین تاریخ مانند میر جعفر و میر صادق کردار بازی می‌کند تا بتواند تحریک آزادی مجاهدین کشمیری را از بین ببرد. ‏رژیم خائن بخاطری این‌که از خیزش مردمی پاکستان بخاطر حمایت از مسلمانان کشمیری جلوگیری کرده بتواند، حتی خبر شهادت ریاض نائیکو را در رسانه‌های داخلی پنهان نمود و و بر قضیه‌اش پرده افگند.

ای افواج مسلح پاکستان!

تمام صورت‌حال و وضعیت در پیش چشمان‌تان قرار دارد. هنگامی‌که پرویز مشرف بالای افغانستان راه مصلحت را پیش گرفت، در همان زمان او دلیل آورد که توسط همین طرح ما می‌توانیم قضیه کشمیر را حل و اسلحه اتومی پاکستان را حفظ کنیم. ‏بدین ‌سان، به امریکا اجازه داده شد تا در سرحدات مغربی مان حضورش را با ایجاد پایگاه‌های نظامی‌اش حفظ کند. این امر توسط خاموشی شما تحقق یافت.

ای افواج! با خاموشی اختیار نمودن شما، حکومت‌های مشرف-جمالی، کیانی-زرداری و راحیل-نواز تشویق شدند تا قدم به قدم در مسیر مصلحت‌ نمودن بر قضیه کشمیر راه بروند. ای افواج! اکنون امروز به شما این مسئله مانند روشنی آفتاب واضیح شده باشد که رژیم بجوا-عمران کشمیر را به دولت هندو فروخته است. ‏نیروهای تروریستی هندو در حال نابود کردن زیربناهای جهادی باقی‌مانده در مقابل شما است، ولی  نخست وزیر بزدل پاکستان جهان را از خطر "عملیات جنگی بیرق کاذب هند" می‌هراساند تا مبادا جنگ در نگیرد که در نهایت هند بالای کشمیر حمله خواهد کرد، که فعلاً عمران خان ادعا دارد که در حال مانع شدن هم‌چو یک حادثه است. ای افواج! حجت تمام شده است؛ اگر شما این‌گونه محض تماشاچی خاموش بمانید، بعداً شما در آخرت در حضور الله سبحانه وتعالی مانند مددکاران دولت ظالم هندو و حکمرانان خائن پاکستان، از قبر بیرون خواهید شد. حرکت کنید! بخاطر رضای الله به سوی قضیه کشمیر تجهیز شوید و  تخت پادشاهی این حکمرانی‌که پاهای شما را در زنجیز بسته اند، نابود کنید و نصرت تان را برای حزب التحریر بخاطر تأسیس مجدد خلافت راشده ثانی بر منهج نبوت عطاء نمایید تا در نهایت با یک خلیفه‌ای بیعت تان قایم شود که او بتوانید شما را در جهاد آزادسازی کشمیر رهبری نماید. ‏برای تأسیس خلافت به پیش حرکت کنید و نه از غرب بترسید و نه هم تشویش کنید، زیرا نزدیک است تا جنازه غرب در اوراسیا بلند شود، طوری‌که اقتصادش توسط ویروس کرونا تباه شده است. ‏هندو‌های بزدل در حدی نیستند که بخاطر کشمیر به جنگ هستوی دست بزنند.

ای افواج! شما کلمه‌ گوی " لااله الا الله محمد الرسول الله" هستید! شما باید برای حصول فتح یا شهادت، حرکت کنید. بدانید که غیر از اسلام هیچ چیزی در دنیا به ما عزت بخشیده نمی‌تواند و هیچ سپری برای مسلمانان نخواهد بود؛ مگر دولت خلافت اسلامی. ای افواج! حرکت کنید و تجهیز شوید! این امت مسلمه به‌خصوص مسلمانان کشمیر چشم به راهی شما هستند تا آنان را از چنگ تجاوزگران و ظالمان جنات دهید!

﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اسْتَجِيبُواْ لِلّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُم لِمَا يُحْيِيكُمْ...﴾

[أنفال: 24]

ترجمه: ای مؤمنان! فرمان الله را بپذيريد و دستور پيامبر او را قبول كنيد؛ هنگامی‌كه شما را به چيزی دعوت كند كه به شما زندگی (مادی و معنوی و دنيوی و اخروی) بخشد...

دفتر مطبوعاتی حزب التحریر-ولایه پاکستان

مترجم: داکتر زکریا

ادامه مطلب...
Subscribe to this RSS feed

سرزمین های اسلامی

سرزمین های اسلامی

کشورهای غربی

سائر لینک ها

بخش های از صفحه