سه شنبه, ۲۹ ۱۴۴۸هـ| ۲۰۲۶/۰۶/۱۶م
ساعت: مدینه منوره
Menu
القائمة الرئيسية
القائمة الرئيسية

تمرکز کورکورانه به کارهای معمولی زندگی، دام این دنیاست!

(ترجمه)

هر فرد مسلمان مکلف است تا به‌صورت کامل و قاطعانه از دین الله (سبحانه و تعالی) – اسلام – پیروی نموده و آن را برپا کند، بدون این‌که از نتایج اجرای قوانین شریعت ذره‌ای احساس ضعف برایش دست دهد. برعلاوه، هر مسلمانی باید آخرین وحی الله (سبحانه و تعالی) را همانند اساس و یگانه برنامۀ زندگی که برای تنظیم امور و حل مشکلات انسان سازگار است، برای بشریت معرفی کند. هرازگاهی فرد مسلمان در انجام این مأموریت با موانع و مصایبی برمی‌خورد که شاید او را ضعیف کند؛ یا از انجام مسئولیت‌های شرعی‌اش او را باز‌ دارد؛ مگر او باید چگونگی فایق آمدن بر این موانع را بداند، تا بر مسیرش ثابت قدم بوده و تمرکزش بر زندگی را ازدست ندهد.

یکی از این موانع خطرناک، کارهای معمول زندگی است که یک مسلمان را مصروف، او را اغوا و از هدف حقیقی‌اش دور می‌کند. این کارها بخش اجتناب‌ناپذیر زندگی هر شخص است. اگر یک شخص با کارهای روزمره‌اش؛ مثل: خانه، خانواده، شغل، تحصیل، حرفه، سرگرمی وغیره، زیاد سروکار داشته باشد زمان کمتری را صرف هدف واقعی زندگی خواهد کرد. بناءً، هرکسی‌که راه‌حلی را برای تنظیم مصروفیت‌های زندگی پیدا کند، قسمی‌که او را به ثابت‌قدم ماندن در مسیرش کمک کند و سدِّ سرِ راهش قرار نگیرد، در حقیقت شاه‌کار کرده است. الله (سبحانه و تعالی) در مورد زندگی دنیا در قرآن‌کریم این‌گونه می‌فرماید:

﴿اِعلَمُوا اَنَّمَا الحَيٰوةُ الدُّنيَا لَعِبٌ وَّلَهوٌ وَّزِينَةٌ وَّتَفَاخُرٌ بَينَكُم وَتَكَاثُرٌ فِى الاَموَالِ وَالاَولَادِ كَمَثَلِ غَيثٍ اَعجَبَ الكُفَّارَ نَبَاتُهٗ ثُمَّ يَهِيجُ فَتَرٰاهُ مُصفَرًّا ثُمَّ يَكُونُ حُطٰمًا وَفِى الاٰخِرَةِ عَذَابٌ شَدِيدٌ وَّمَغفِرَةٌ مِّنَ اللّٰهِ وَرِضوَانٌ وَمَا الحَيٰوةُ الدُّنيَا اِلَّا مَتَاعُ الغُرُورِ﴾
[الحدید: ۲۰]

ترجمه: بدانید زندگی دنیا فقط بازی و سرگرمی و تجمل‌پرستی و فخرفروشی در میان شما و افزون‌طلبی در اموال و فرزندان است؛ همانند بارانی‌که محصول‌اش کشاورزان را در شگفتی فرو می‌برد؛ سپس خشک می‌شود؛ بگونه‌ای که آن را زردرنگ می‌بینی؛ سپس تبدیل به کاه می‌شود! و در آخرت عذاب شدید است؛ یا مغفرت و رضای الهی؛ و (به هر حال) زندگی دنیا چیزی جز متاع فریبنده نیست.

معنای اساسی آیت فوق این است که زندگی دنیا یک زندگی موقتی می‌باشد. بهارش همانند خزان‌اش موقتی است، و چیزهای فریبندۀ زیادی در آن وجود دارد. اما این‌ها، در واقع، شامل موارد کوچک و ناچیزی می‌شود که انسان به علت محدودیت عقل‌اش آن را بزرگ و باشکوه می‌پندارد، و فکر می‌کند نایل شدن به آن‌ها موفقیت بزرگی را می‌طلبد. هرچند، حقیقت این است که حتی بزرگ‌ترین منافعی‌که یک شخص برای لذت بردن و رسیدن به سعادت می‌تواند در دنیا کسب کند، در واقع کوتاه و ناچیز است، و به چند سالی از این زندگی موقتی خلاصه می‌شود و در مواجهه با دست تقدیر و سرنوشت ازبین می‌رود. بنابراین، تمرکز و توجه کورکورانه به کارهای عادی زندگی برای یک مسلمان مانند یک دام است. در مقابل، زندگی آخرت یک زندگی باشکوه و ابدی است. منافع‌اش بزرگ و همیشه‌گی است و خسارت‌اش نیز بزرگ و همیشه‌گی می‌باشد. کسی‌که عفو و رضایت الله (سبحانه و تعالی) را در آن‌جا بدست آورد، در حقیقت سعادت ابدی را به‌دست آورده است؛ طوری‌که تمام ثروت این جهان و سلطنت‌هایش در مقابل آن بسیار ناچیز می‌باشد؛ و کسی‌که در آن‌جا به عذاب الله (سبحانه و تعالی) گرفتار شود، خواهد دانست که باوجود داشتن همۀ آن چیزهایی‌که در این دنیا، عالی و باشکوه می‌پنداشت، معاملۀ بدی را انجام داده است؛ بناءً این دنیا ارزش این را ندارد که بی‌اندازه مجذوب امورش شویم.

البته، مسلمان باید وظیفه‌اش را در برابر خانواده، شغل، تحصیل، خانه وغیره انجام دهد؛ اما نباید خیلی به آن تمرکز کند، آن‌گونه که جهان سرمایه‌داری و مادی‌گرایی می‌طلبد؛ تاجایی‌که به آسانی فراموش کند که این دنیا فقط محل امتحان و ابتلا است، جایی‌که رضایت الله (سبحانه و تعالی) را بدست می‌آوریم، و این‌که تقدیر و روزی‌اش از جانب الله (سبحانه و تعالی) تعیین شده‌است.

هم‌چنان مسلمانان باید آن حدیث زیبای رسول الله (صلی الله علیه و سلم) را که چگونگی زندگی انسان‌ها در دنیا را توصیف کرده‌اند به‌خاطر آورند. از عبدالله بن عمر (رضی الله تعالی عنه) روایت است که گفت: رسول الله (صلی الله علیه و سلم) از شانه‌ام گرفتند و فرمودند:

(كُنْ فِي الدُّنْيَا كَأَنَّك غَرِيبٌ أَوْ عَابِرُ سَبِيلٍ)
[رواه البخاری]

ترجمه: در این دنیا به مانند یک بیگانه و رهگذر باش!

زندگی ابتلا است و این حدیث فرد را در چگونگی رفتار با امتحان‌های زندگی رهنمایی می‌کند و قوت می‌بخشد. حالت یک بیگانه به‌گونه‌یی است که نگرانی اصلی‌اش داشتن تمرکز برای رسیدن به خانۀ اصلی‌اش (جنت) می‌باشد، و یک رهگذر مواظب و نگران است از این‌که مبادا راه اشتباهی را در پیش بگیرد یا گم شود – حتی اگر در راه درست روان باشد. این بدان معنی است که یک مسلمانان نباید در کارهای روزمره‌اش کاملاً گم شود؛ بلکه باید مطابق با معیارات اسلام به این وظایف عمل کند.

هم‌چنان، قرآن و سنت ما را در تمام ساحات زندگی رهنمایی می‌کند. الله (سبحانه و تعالی) در قرآن عظیم‌الشأن می‌فرماید:

﴿لَّقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِّمَن كَانَ يَرْجُو اللَّهَ وَالْيَوْمَ الْآخِرَ وَذَكَرَ اللَّهَ كَثِيرًا﴾
[الاحزاب: ۲۱]

ترجمه: مسلماً برای شما در زندگی رسول الله (صلی الله علیه و سلم) سرمشق نیکویی بود، برای آن‌ها که به رحمت الله (سبحانه و تعالی) و روز رستاخیز امید دارند و الله (سبحانه و تعالی) را بسیار یاد می‌کنند.

رسول الله (صلی الله علیه و سلم) بهترین مثال برای بشریت است. زندگی او (صلی الله علیه و سلم) نیز مملو از کارهای معمولی بود. روزشان با عبادت، توجه و صحبت با خانواده و ارتباط با جامعۀ اطراف‌شان سپری می‌شد. او (صلی الله علیه و سلم) در قلب خانواده و قلب شهرشان جای داشتند و قرآن جزء لاینفک قلب‌شان بود؛ طوری‌که تمام رفتارشان را مطابق اسلام و آخرت نظم می‌داد.

باید بدانیم که ما امروز در دنیایی زندگی می‌کنیم که ما را به‌سوی موفقیت و بهره‌وری از این دنیا سوق می‌دهد؛ ولی تقریباً همۀ ما انرژی خود را برای تمرکز بر روی چیزهای غلط صرف می‌کنیم و اغلباً معیارهای غلط را برای زندگی‌مان ایجاد می‌کنیم. یک مسلمان باید همیشه از نفس‌اش مراقبت کند؛ طوری‌که در دام دنیا گیر نماند. این‌گونه کارهای معمولی که باعث شده‌است ما آخرت را فراموش کنیم برای برادران و خواهران مظلوم‌مان در سوریه، عراق، افغانستان، فلسطین، میانمار، چین، و غیره خنده‌آور است؛ چون آنان با کارهای عادی و متفاوت دیگر؛ مثل: راکت‌ها، بمب‌ها، حملات، از دست دادن اعضای خانواده، قحطی، ظلم و شکنجه دست و پنجه نرم می‌کنند.

با درنظر گرفتن همۀ این موضوعات درخواهیم یافت که کامیاب‌ترین شخص در آخرت کسی است که همیشه صبح و شام‌اش را با تمرکز واقعی به زندگی آغاز می‌کند. مسلمان استوار کسی نیست که غرق در کارهای معمول زندگی می‌شود؛ تا جایی‌که حتی آخرت‌اش را نیز فراموش می‌کند، و هم‌چنان کسی نیست که امور روزمره‌اش را انجام نمی‌دهد و حتی از پاداش انجام آن‌ها نیز بی‌بهره می‌ماند؛ بلکه مسلمان ثابت و استوار کسی است که مدام به این می‌اندیشد که این دنیا فانی است و کسی‌که تمام امورش را به آخرت و زندگی پس از مرگ ارتباط می‌دهد.

﴿يَا قَوْمِ إِنَّمَا هَذِهِ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا مَتَاعٌ وَإِنَّ الْآخِرَةَ هِيَ دَارُ الْقَرَارِ﴾
[غافر: ۳۹]

ترجمه: ای قوم من! این زندگی دنیا تنها متاع زودگذری است، و آخرت سرای همیشه‌گی است.

برای دفتر مرکزی مطبوعاتی حزب‌التحریر

نویسنده: امانه عابد

ادامه مطلب...

پیام نیویارک تایمز در مورد قضیه مرسی و خاشقجی به جهان چه بود؟

(ترجمه)

خبر:

روزنامۀ نیویارک تایمز آمریکا، پیامی را با موضوع واضح و روشن از طریق نشرِ دو خبر در دو روز پی‌درپی در یک ستون و مکان که یکی از مصر و دیگری از سعودی بود را در لفافه که اکثریت مردم متوجه آن نشدند به جهان فرستاد. طوری‌که این روزنامۀ آمریکایی، ستونی را در قسمتِ چپِ صفحۀ اول خودش به روز پنج‌شنبه در مورد مرگ رئیس جمهور منتخب مصر، محمد مرسی در جریان محکمه‌ای که برای او در قاهره برگزار گردیده بود، به نشر رساند؛ پس از آن در همان محل و ستون به روز بعدی؛ یعنی روز جمعه خبری را در مورد مرگ روزنامه‌نگار سعودی، جمال خاشقجی -طبق یافته‌های سایت "عربی ۲۱"- به نشر سپرد.

هم‌چنان سایت "عربی ۲۱" در حالی نسخه‌ای از روزنامۀ چاپ شده در هر دو روز را به دست آورده که در شماره سه‌شنبه گذشته، عنوان خبر خود را این‌گونه انتخاب نموده بود که "مرسی در قفس تنگ و دشوار، خاموشانه مرد" و بعد از آن در روز بعدی و در همان محل، عنوانی را سوال گونه نوشته بود که "چه کسانی از قاتلین خاشقجی آزاد گذاشته شده‌اند؟".

یک خبرنگار عرب در جریان گفت‌وگو با سایت "عربی ۲۱" گفته است که "نیویارک تایمز پیام واضح و روشنی را که در دو شماره خودش به آن اشاره نموده برای همه فرستاده است و موضوع پیام این‌است که قاتلین، تا هنوز در نظام‌های مستبدی که ادارۀ فعلی آمریکا از آن‌ها حمایت می‌کند، به سزای اعمال‌شان نرسیده‌اند؛ چنان‌چه روزنامه خواسته است تا این را بگوید که قاتلین هر دو جنایت یکی بوده و هیچ تفاوتی در میان‌شان نیست.

تبصره:

این روزنامۀ آمریکایی، با وضاحت تمام ادارۀ فعلی آمریکا را به حمایت از قاتلین در مصر و سعودی متهم می‌سازد. بلی، این یک روزنامۀ عربی، اروپایی، روسی ویا هم ایرانی نیست؛ بلکه یک روزنامۀ آمریکایی‌ست؛ یعنی شاهد از جنس قاتل است؛ طوری‌که گفته شده: (و شهد شاهد من اهلها)؛ یعنی گواهی، از خانواده‌اش بر او گواهی داد و این گواه، از اهل و خانوادۀ خود آمریکاست.

این حکومت‌های حمایت‌شده از سوی غرب به ویژه از سوی آمریکا، به ویرانی و نابودی شهرها و کشتن فرزندان بی‌گناه امت اسلامی عادت کرده‌اند و زندان‌های آن‌ها پُر است از افراد بی‌گناهی‌که در زیر شکنجه و ستم آن‌ها به قتل می‌رسند.

بدون شک سیل ویران‌گری از راه رسیده است و این حاکمانی‌که از الله (سبحانه و تعالی) نترسیده و از خویشتن خجالت نمی‌کشند، بالای خون و آبروی مسلمانان معامله نموده و حرمت و حقوق آن‌ها را زیر پا کردند؛ حتی این‌که فلسطین و مردم آن را لقمه‌ای لذیذی در دهان یهود ساختند، اینان حاکمان طاغوت هستند که نمی‌دانیم از کدام رحم خارج شده و از کدام شیر تغذیه شده‌اند که امت اسلامی را به این حال رسانده‌اند؟!

بدون تردید حکومت‌های آمریکا یکی پس از دیگری، دست‌های تمام‌شان به خون مسلمانان آلوده گشته است و آخرین آن‌ها که ادارۀ ترامپ می‌باشد، حالتی مانند ادارات قبلی در حمایت از قاتلین و تروریزم در جهان دارد.

غمگین مباشید؛ حتماً شب‌های تاریک به پایان خواهند رسید، زنجیرها شکسته خواهند شد، به خواب رفتگان بیدار خواهند شد، امت اسلامی به بیداری فکری خواهند رسید، شیران به بیشه‌های‌شان بر خواهند گشت و موش‌های صحرایی داخل سوراخ‌های‌شان خواهند شد.

ما امت اسلامی هستیم، ما کسانی هستیم که با محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) بر جهاد در راه الله (سبحانه و تعالی) تا هنگامی که زنده هستیم بیعت نموده‌ایم و به هیچ‌صورت ترامپ و حکام خائن از چنگ ما رهایی نخواهند یافت. ما برای آن‌ها در کمین‌گاه نشسته‌ایم. ما در مسیر محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) گام بر خواهیم داشت و سرنوشت این حکام خائن مانند سرنوشت کعب بن اشرف، خالد الهذلی و امثال آنانی‌که به دست اصحاب مخلص رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) افتادند و به بدترین شکل کشته شدند، خواهند شد.

و در پایان این را می‌گوییم که ما نوادگان صلاح الدین و محمد فاتح هستیم؛ ما کسانی هستیم که چشم‌های‌مان بسته و اراده‌های‌مان سُست نخواهند شد؛ ما تخت پادشاهی ترامپ و سیسی را فرو خواهیم ریخت؛ ما کسانی هستیم که با جدیت کامل و استوارانه برای رهایی امت اسلامی از چنگ غلامانی؛ مانند: سیسی، ابن سعود، اردوغان و هاشمی‌یون... تلاش خواهیم کرد. ایجاد دولت فراگیر اسلامی، حکم نمودن به آن‌چه که الله (سبحانه و تعالی) نازل کرده، آزادسازی فلسطین و برپایی خلافت اسلامی در سرزمین بیت المقدس، به الله (سبحانه و تعالی) سوگند یاد کرده‌ایم و حق ما بر الله است تا ما را در این راه یاری رساند؛ زیرا خودش فرموده است که:

﴿وَكَانَ حَقًّا عَلَينَا نَصرُ ٱلمُؤمِنِينَ﴾

[الروم: ۴۷]

ترجمه: و حق‌ است‌ بر ما؛ یعنی: بر ما ثابت‌ و لازم‌ است‌ «نصرت ‌دادن‌ مؤمنان‌» که‌ ما از روی‌ فضل‌ و کرم‌ این‌ وعده‌ را بر خود لازم‌ گردانیده‌ایم‌ و ما به‌ وعده‌ خویش ‌صادقیم‌ و آن‌ را خلاف‌ نمی‌کنیم‌.

ادامه مطلب...

بخشی از خطبه های جمعه که استاذ سامر عید در شهر اریحا در حومه دلب ارایه کرد.

جمعه، 18 شوال 1440 هـ.ق/ 21 جون 2019م

ادامه مطلب...
  • نشر شده در ویدیوها

برای معلومات بیشتر به پیوند زیر مراجعه کنید

شوال 1440 هـ.ق/ جون 2019م

ادامه مطلب...
  • نشر شده در ویدیوها

بخشی از بیان صادر شده توسط جنگ‌جویان مناطق آزاد شده زیر عنوان" قدرت از آن امت است"

شوال 1440 هـ.ق/ جون 2019م

ادامه مطلب...
  • نشر شده در ویدیوها

تبصره سیاسی هفته‌وار از مسجد مبارک الاقصی

ارایه کننده: مفکر سیاسی احمد خطوانی (ابوحمزه)

بیت‌المقدس-سرزمین مبارک (فلسطین)

چهارشنبه، 16 شوال 1440 هـ.ق/19 جون 2019م

برای معلومات بیشتر به پیوند زیر مراجعه کنید

ادامه مطلب...

شیخ دوکتور محمد ابراهیم

رئیس دفتر مطبوعاتی حزب التحریر ولایه لبنان

جمعه، 18 شوال 1440 هـ.ق21 جون 2019م

ادامه مطلب...
  • نشر شده در فقهی

(ترجمه)

پرسش:

السلام علیکم و رحمت الله وبرکاته!

از الله سبحانه وتعالی می‌خواهم که شیخ بزرگ‌مان را در عافیت کامل داشته و به خیر و سلامت باشند! و از او سبحانه وتعالی می‌خواهم که ما و شما را در حفظ خود داشته و حاکمیت اسلام را بر امت مسلمه، در سایه‌ای خلافت راشده بر منهج نبوت نصیب فرماید!

بسیاری از حوادث ترافیکی در سرزمین‌های ما به وقوع می‌پیوندد که منجر به مرگ و میر می‌شوند و ما مردم و رانندگان را به اطاعت از قوانین ترافیکی و سیر جاده توصیه می‌کنیم؛ اما بعضی به رد توصیه‌ی ما می‌گویند که این قوانین اسلامی نبوده، تمام قوانین حاکم در سرزمین‌های اسلامی به شمول قوانین سیر و حرکت به اساس حکم غیر اسلام و عمل بر آن‌ها جائز نیست و اما بعضی در عکس‌العمل به این طرز دیدگاه می‌گویند: عمل بر این قوانین واجب و لازم بوده و این قوانین شرعی و مخالفت از آن‌ها جائز نمی‌باشد. روی این ملحوظ، بین این دو جناح جنجال به وجود می‌آید. پس پرسش اینست که آیا مخالفت به قوانین سیر و حرکت در چوکات دولت‌های کنونی‌، که به غیر ما انزالله حکم می‌کنند، قطع‌نظر از این‌که در سرزمین‌های اسلامی باشند و یا غیراسلامی، حرام است یا خیر؟ آیا در این خصوص دلائل شرعی وجود دارد؟ الله سبحانه وتعالی در عمر شما برکت دهد! یوسف عایش زین

 پاسخ:

وعلیکم السلام و رحمت الله و برکاته!

ابتداء تشکر می‌کنم از دعای خیر شما و از الله سبحانه وتعالی خیر، پیروزی و موفقیت را برای شما و برای همۀ مسلمانان مسئلت دارم. اما در پاسخ به پرسش‌تان به توفیق الله سبحانه وتعالی موارد ذیل را بیان می‌کنم:

1- طوری‌که قانون تعریف شده: «قانون عبارت از مجموعه قواعدی است که سلطان مردم را بر پیروی از آن قواعد مکلف می‌سازد.» به این معنی که حاکم یا دولت، احکام مشخصی‌را برگزیده و مردم را به اطاعت از این قوانین دستور می‌دهد که این تبنیات/گزینش‌ها و قواعد گزیده شده از جانب حاکم و دولت حیثیت قانون را گرفته و مردم به رعایت‌شان مجبور می‌باشند.

2- قوانین به معنایی‌که ذکر شد، شرعاً جائز بوده و خلیفه و حاکم مسلمانان به آن اقدام می‌کند؛ زیرا شریعت الله سبحانه و تعالی حق تبنی/گزینش احکام و ملزم قرار دادن مسلمانان را تنها به خلیفه داده و ما این مسأله را در کتاب‌های خود به صورت مفصل بیان کردیم. در این‌جا بعضی مواردی‌که در جزء اول کتاب مقدس دستور بخش شرح، بند 1 مادۀ 136 این دستور آمده و از صلاحیت‌های خلیفه یاد کرده بیان می‌کنیم:

«خلیفه کسی است که احکام شرعی لازم و ضروری را برای تنظیم امور مردم برگزیده؛ احکامی‌که به اثر اجتهاد صحیح از کتاب الله سبحانه و تعالی و سنت رسول‌شﷺ استنباط شده و به قوانین تبدیل می‌شود، که اطاعت از این تبنیات/گزینش‌ها منحیث قانون واجب است. دلیل آن اجماع اصحاب رضی الله عنهم می‌باشد؛ زیرا قانون یک اصطلاح است و معنی آن همان چیزی است که از طرف سلطان و حاکم صادر شده و مردم را به عمل کردن به آن دستور می‌دهد و قانون، عبارت از قواعدی است که حاکم مردم را به پیروی از آن مجبور می‌سازد؛ یعنی وقتی حاکم مردم را برای پیروی احکام مشخصی دستور داد، همین احکام و لو اصلاً مباح باشد، قانون محسوب گردیده و اطاعت مردم از این قانون واجب است و اگر حاکم مردم را مجبور نکرد، واجب و مکلف به پیروی نیستند. در صورتی‌كه مردم به تبنیات حاکم عمل می‌کنند، در اصل به اوامر ونواهی الله سبحانه وتعالی عمل می‌کنند؛ زیرا اصل این است که به اوامر و نواهی الله سبحانه وتعالی عمل شود؛ نه به اوامر و نواهی سلطان. اما در برداشت احکام شرعی اصحاب رضی الله عنهم اختلاف کردند؛ طور مثال: بعضی از اصحاب طوری از نصوص حکم را برداشت کردند که خلاف نظر بعضی از اصحاب دیگر قرار داشت؛ اما هرکدام مطابق به فهم خودش از نصوص به عنوان حکم شرعی عمل می‌نمود و یقیناً که همان برداشت‌شان، حکم الله سبحانه وتعالی محسوب می‌گردد؛ ولی بعضی از احکام شرعی بود که ایجاب می‌نمود تمام مردم بدون اختلاف به صورت جمعی به آن‌ها عمل کنند؛ نه این‌که هرکس مطابق اجتهاد خود عمل کند و این مسئله در زمان حضرت ابوبکر صدیق رضی الله عنه به وقوع پیوست. حضرت ابوبکر صدیق رضی الله عنه اموال غنیمت را به صورت مساویانه تقسیم می‌نمود و مسلمانان از آن اطاعت کردند. والی‌ها و قاضی‌ها به شمول حضرت عمر رضی الله عنه به آن عمل می‌کرد؛ با وجودی‌که نظر و اجتهاد حضرت عمر رضی الله عنه خلاف نظر حضرت ابوبکر صدیق رضی الله عنه قرار داشت.

اما وقتی حضرت عمر رضی الله عنه خلیفۀ مسلمانان شد، اجتهاد خود را تبنی کرده و دستور داد که اموال غنیمت به صورت مساویانه تقسیم نشده؛ بلکه برای هرکس مطابق قدامت اسلام و ضرورت‌اش داده شود و همۀ مسلمانان به این نظر حضرت عمر رضی الله عنه نیز عمل کردند. والی‌ها و قاضی‌ها به آن عمل کرده و اصحاب رسول الله صلی الله علیه وسلم به آن اجماع نمودند و همۀ اصحاب رسول الله صلی الله علیه وسلم به این اتفاق نظر بودند که صلاحیت تبنی احکام و قوانین را خلیفه داشته، بر مسلمانان لازم است که از این احکام پیروی کنند، هرچند که این احکام مخالف نظر و اجتهادشان باشد. بناءً تبنی قوانین تنها از صلاحیت خلیفۀ مسلمانان بوده؛ جز خلیفه هیچ‌کس حق تبنی احکام را ندارد.» 

 3. مورد دیگری‌که قابل ملاحظه است، این است که تبنی/گزینش احکام شرعی توسط خلیفه به دو بخش است:

الف) بخشی احکام شرعی، که خلیفه به تبنی و ملزم کردن‌شان پرداخته؛ مانند: احکام معاملات، عقوبات وغیره و لازم است که مردم به پیروی از این بخش احکام به دو دلیل اقدام کنند: اولاً این‌ بخش احکام شرعی‌اند؛ ثانیاً عمل کردن در چنین موردی اطاعت از امر حاکم است.

ب) تبنيات عبارت از همان مسائل اداری است که خلیفه به خاطر مصلحت امور مردم تبنی نموده و به عنوان قانون، که قوانین سیر و حرکت جاده هم از جملۀ همین احکام به حساب می‌آید، بر مردم تحمیل می‌کند که در این بخش مردم به دلیل اطاعت از امر امیر که یک حکم شرعی است، باید اطاعت کنند. اما زمانی‌که حاکم غیر اسلامی احکام وضعی را حکم می‌کند، اطاعت از این قوانین لازم نبوده؛ زیرا حاکم غیراسلامی حق اطاعت را بالای مسلمانان ندارد؛ اما باید این مسأله را بدانیم که قوانین صادرۀ غیراسلامی توسط این حکام به سه نوع است:

1- نوع اول قوانینی است که از احکام شرعی صادر یافته؛ مانند: "قوانین احوال شخصی" که نکاح، طلاق و میراث را تنظیم می‌کند و از همین قبیل قوانینی‌که از احکام فقه اسلامی گرفته شده است تا وقتی‌که این قوانین وفق احکام شرعی باشد، به آن‌ها عمل صورت گرفته؛ زیرا عمل به این قوانین عمل به احکام شرعی است.

2- دوم قوانینی است که مخالف شریعت اسلامی بوده؛ مانند: بسیاری‌ که ربا، زنا، شراب‌نوشی و معاملات حرام را جائز می‌داند و هم‌چنان قوانینی‌که توزیع ملکیت‌ها را به اساس غیراسلام تنظیم نموده و قوانینی‌که زندگی اقتصادی، تعلیمی وغیره مسائل را به اساس غیراسلام تنظیم می‌نماید که این قوانین در باب حکم به غیر ما انزل الله داخل شده و این قوانین حرام می‌باشد و برای انسان مسلمان جائز نیست که به چنین قوانینی عمل نموده؛ بلکه لازم است که برای تغییر چنین قوانینی اقدام نماید تا این قوانین مطابق شرع مبین اسلام تغییر یابد.

3- سوم قوانینی‌که به ادارۀ امور تعلق داشته؛ مانند: قوانین تنظیم سیر و حرکت، تنظیم امور، تعلیم و تربیه، ساخت‌وساز تعمیرات، راه‌ها و مانند آن، از مسائلی‌اند که در امور اداری داخل شده و بر مسلمانان واجب نیست تا به این قوانین عمل کنند؛ زیرا این قوانین توسط حاکم اسلامی تبنی نشده تا اطاعت از آن واجب باشد؛ اما عمل به این قوانین حرام نیست؛ بلکه این قوانین در مسائل اداری داخل شده و عمل به آن جائز است.

اما وقتی با عدم رعایت این نوع از قوانین ضرری بر شخص و یا بر دیگران وارد گردد؛ مثل: عدم توقف به اشارات ترافیکی. در این وقت التزام و پایبندی به این قوانین واجب می‌باشد؛ اما این التزام و پایبندی به دلیل اطاعت از امر شرعی حاکم نبوده؛ بلکه دلیل حدیث رسول الله صلی الله علیه وسلم می‌باشد که فرموده است:

«لَا ضَرَرَ وَلَا ضِرَارَ، مَنْ ضَارَّ ضَارَّهُ اللَّهُ، وَمَنْ شَاقَّ شَاقَّ اللَّهُ عَلَيْهِ»

ترجمه: ضرر رساندن و در صدد برآمدن ضرر رساندن بر دیگران در اسلام جای ندارد؛ کسی‌که شخصی دیگری را ضرر رساند، الله (سبحانه و تعالی) بر او ضرر می‌رساند و کسی‌که بر کسی‌ دیگری سخت گیرد الله (سبحانه وتعالی) بر او سخت می‌گیرد. (رواه حاکم در مستدرک از ابی سعید خدری رضی الله عنه)

پس وجوب پایبندی در چنین حالتی از باب اطاعت قوانین اداری نبوده که توسط حاکم غیراسلامی نافذ گردیده؛ بلکه این الزامیت به اثر حرمت ضرر رسیدن و ضرر رساندن می‌باشد که حدیث رسول الله صلی الله علیه وسلم حکم آن را بیان نموده است.

 بنا به دلائل فوق پایبندی و عمل کردن به قوانین سیر و حرکت جاده در سرزمین‌های اسلامی‌ و غیراسلامی، ‌که به اساس غیرشریعت اسلامی تنظیم گردیده از نظر شریعت جائز بوده، حرام و واجب نمی‌باشد؛ اما در حالتی‌که با عدم پایبندی به قوانین اداری ضرر و اذیتی بر شخصی و یا دیگران برسد؛ پس در این حالت واجب است تا از این قوانین اطاعت شود و وجوب اطاعت در این مورد از حدیث رسول الله صلی الله علیه وسلم اخذ شده است؛ نه به اعتبار این‌که این قوانین حکم شرعی است. پس کسی‌که به این نتیجه رسیده که به دلیل عدم رعایت مقررات و قوانین ترافیکی کنونی حوادث و ضرر وارد می‌شود، لازم است که برای جلوگیری از این ضرر از این قوانین اطاعت کند. امیدوارم که جواب سوال به صورت همه‌جانبه برای شما روشن و واضح شده باشد.

برادرتان عطاء بن خلیل ابوالرشته

ادامه مطلب...

خطبه جمعه توسط شیخ عودة ابو قصي

بیت‌المقدس- سرزمین مبارک ( فلسطین)

جمعه، 18 شوال 1440 هـ.ق/ 21 جون 2019م

ادامه مطلب...
Subscribe to this RSS feed

سرزمین های اسلامی

سرزمین های اسلامی

کشورهای غربی

سائر لینک ها

بخش های از صفحه