یکشنبه, ۲۶ صَفر ۱۴۴۸هـ| ۲۰۲۶/۰۸/۰۹م
ساعت: مدینه منوره
Menu
القائمة الرئيسية
القائمة الرئيسية

pr header

 

 

تاریخ هجری :17 صفر 1448
تاریخ میلادی : پنج شنبه، 30 جولای 2026م

شماره صدور:1448/04

دفتر مطبوعاتی
ولايه پاكستان

اعلامیه مطبوعاتی

کشمیر در آتش می‌سوزد؛ سرکوب وحشیانهٔ غیرنظامیان بی‌گناه، ناکامی دولت قومی و نظام سرمایه‌داری سکولار را برملا می‌سازد؛ تنها خلافت است که می‌تواند امت را بر بنیاد عقیدهٔ اسلامی متحد سازد

(ترجمه)

در ۲۷ جولای ۲۰۲۶، نیروهای دولتی، از جمله رینجرها، گارد فدرال و پولیس، بر معترضان بی‌سلاح کشمیری آتش گشودند. این معترضان پس از ناکامی مذاکراتی که در پی تحصن پنجاه‌روزه در راولاکوت انجام شده بود، راه‌پیمایی طولانی خود را به سوی مظفرآباد آغاز کرده بودند. در نتیجهٔ این تیراندازی، ده‌ها تن از معترضان جان باختند.

حکام به‌جای آن‌که اعتراضات مردمی را از راه‌های سیاسی حل‌وفصل کنند، سیاست «دولت سخت» را در پیش گرفتند و به استفادهٔ افراطی از زور روی آوردند. آنان هم‌زمان اینترنت را قطع کردند و با ایجاد محاصرهٔ عمدی بر کالاهای اساسی، سوخت و گاز، تلاش نمودند مردم را به‌گونهٔ جمعی مجازات کنند. دولت و دستگاه رسانه‌ای آن، تلفات غیرنظامیان را به‌طور کامل سانسور کردند؛ در حالی که حکومت کارزار رسانه‌ای گسترده‌ای را علیه معترضان به راه انداخت. این اقدامات، شکاف خطرناکی را میان مسلمانان کشمیر و نیروهای مسلح عمیق‌تر ساخته و قدرت دولت را تضعیف می‌کند.

این بحران امنیتی و سیاسی در حقیقت، نتیجهٔ یک نظام غیرطبیعی سرمایه‌داری سکولار است. قوم‌گرایی مبتنی بر هویت منطقه‌ای و هویتی که بر مرزهای یک دولت ساختگی بنا شده باشد، توانایی آن را ندارند که اقوام و گروه‌های گوناگون منطقه‌ای را به‌گونهٔ حقیقی متحد سازند.

حکام با مجازات جمعی مسلمانان کشمیر از طریق محاصره و گلوله، ثابت کردند که مردم هیچ جایگاهی در محاسبات آنان ندارند. این وضعیت، دلیل آشکاری بر ورشکستگی فکری دولت و ناکامی نظامی است که زیر شعار «دولت سخت»، حاکمیت خود را با زور تحمیل می‌کند.

در بحبوحهٔ این بحران ادامه‌دار و با افزایش خشم عمومی، ضروری است احکام شرعی مرتبط و نظام بدیلی که اسلام به امت عرضه می‌کند، روشن ساخته شود:

۱. بناکردن هویت بر مرزهای استعماری، مفهومی کفری است. اسلام تمام اشکال عصبیت، از جمله قوم‌گرایی، نژادگرایی و قبیله‌گرایی را به‌شدت حرام کرده است؛ زیرا این عصبیت‌ها وحدت امت اسلامی را از هم می‌گسلند.

نمی‌توان با یک قوم‌گرایی منطقه‌ای، در برابر قوم‌گرایی منطقه‌ای دیگری ایستاد؛ زیرا هر دو بر یک بنیاد باطل استوار اند و هر دو در اسلام حرام می‌باشند. برنامهٔ ما نباید ایجاد دولت قومی باشد؛ بلکه باید اسلام باشد، اسلامی که مرزهای ساختگی را از میان برمی‌دارد و تمام مسلمانان را زیر یک پرچم متحد می‌سازد. رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند:

«مَنْ قَاتَلَ تَحْتَ رَايَةٍ عُمِّيَّةٍ يَغْضَبُ لِعَصَبِيَّةٍ أَوْ يَدْعُو إِلَى عَصَبِيَّةٍ أَوْ يَنْصُرُ عَصَبِيَّةً فَقُتِلَ فَقِتْلَةٌ جَاهِلِيَّةٌ» (صحیح مسلم)

ترجمه: هرکس زیر پرچمی کور بجنگد، به خاطر عصبیت خشم گیرد، به عصبیت دعوت کند یا عصبیت را یاری رساند و کشته شود، مرگ او مرگ جاهلیت است.

الله سبحانه و تعالی نیز بنیاد وحدت مسلمانان را در قرآن کریم چنین بیان می‌فرماید:

﴿إِنَّ هَٰذِهِ أُمَّتُكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَأَنَا رَبُّكُمْ فَاعْبُدُونِ﴾

ترجمه: این امت شما، امت یگانه‌ای است و من پروردگار شما هستم؛ پس تنها مرا عبادت کنید.

۲. این بحران تنها نتیجهٔ ناکامی چند سیاست‌مدار یا فرمانده نظامی نیست؛ بلکه نتیجهٔ ناکامی بنیادی خود نظام دموکراتیک سکولار است.

از بلوچستان تا پنجاب، این دولت تلاش می‌کند با اقدامات فراقضایی در مناطق مختلف، نظام حکومتی غیرطبیعی‌ای را حفظ کند که امت پیش از این آن را رد کرده است. ریشهٔ اصلی این سرکوب، اصل دموکراسی در سپردن حاکمیت قانون‌گذاری به بشر است.

به همین دلیل، رهبری سیاسی و نظامی می‌کوشد از طریق تقلب انتخاباتی و شیوه‌های دیگر، بر مجالس قانون‌گذاری تسلط یابد تا قوانین را مطابق خواسته‌ها و منافع خود تصویب کند. در حالی که در اسلام، حاکمیت تنها از آن الله سبحانه و تعالی است و قانون‌گذاری بشری حرام می‌باشد.

دموکراسی به یک طبقهٔ فاسد اجازه می‌دهد مطابق خواهش‌های خود قانون وضع کند و فساد را زیر پوشش قانون مشروعیت بخشد. از این‌رو، هدف مبارزهٔ ما نباید تنها اصلاحات قانون اساسی یا جایگزینی چند فرد باشد؛ بلکه باید برچیدن کامل نظام دموکراتیک سرمایه‌داری باشد.

۳. برای پایان‌دادن به این نظام فاسد، امت باید مبارزهٔ خود را مطابق سیرت رسول الله صلی الله علیه وسلم بنا کند؛ همان سیرتی که بر اساس آن، نخستین دولت اسلامی در مدینه تأسیس شد.

تلاش برای اصلاح نظام از درون یا روی‌آوردن به خشونت‌های پراکنده، تنها رنج مردم را افزایش داده و طبقهٔ حاکم را نیرومندتر می‌سازد. روش نبوی برای تغییر نظام، از مراحل روشن فکری و سیاسی تشکیل شده است: ایجاد یک تنظیم منظم، شکل‌دادن افکار عمومی از طریق مبارزهٔ فکری و کشمکش سیاسی، و طلب نصرت از اهل قدرت و توانایی.

مهم‌تر از همه این‌که رسول الله صلی الله علیه وسلم هیچ‌گاه یک نظام فاسد را مشروعیت نبخشید و اصحاب رضی الله عنهم را نیز به حمل سلاح علیه طبقهٔ حاکم فرمان نداد.

۴. در سراسر سرزمین‌های اسلامی، حکام از ارائهٔ رهبری واقعی ناتوان مانده‌اند؛ زیرا با قوانین سکولار حکومت می‌کنند و در خدمت سلطهٔ غرب قرار دارند.

اسلام بر هر مسلمان فرض ساخته است که برای برپایی خلافت، مبارزهٔ سیاسی کند؛ خلافتی که امت را در یک ساختار سیاسی واحد متحد ساخته و از منافع آن پاسداری می‌کند. رسول الله صلی الله علیه وسلم نقش خلیفه را چنین بیان فرموده است:

«إِنَّمَا الإِمَامُ جُنَّةٌ يُقَاتَلُ مِنْ وَرَائِهِ وَيُتَّقَى بِهِ» (صحیح مسلم)

ترجمه: امام سپری است که در پشت سر او جنگ میشود و بهوسیلهٔ او از امت پاسداری میگردد.

پیام حزب‌التحریر-ولایۀ پاکستان به مسلمانان کشمیر، پاکستان و سایر امت اسلامی چنین است:

الف) خطاب به آگاهان و شخصیت‌های اثرگذار: این نظام ساختگی دموکراتیک سرمایه‌داری را رد کنید، حکام فاسد را مورد محاسبه قرار دهید، برنامهٔ «دولت سخت» آنان را افشا کنید و حزب‌التحریر را در مبارزهٔ فکری و کشمکش سیاسی‌اش برای برپایی خلافت یاری رسانید.

ب) خطاب به اهل قدرت و توانایی: افسران مخلص در نیروهای مسلح باید از اطاعت حکامی خودداری کنند که سلاح را علیه مردم خود به کار می‌برند. وظیفهٔ شرعی‌تان را ادا کنید و برای برپایی خلافت راشده، به حزب‌التحریر نصرت دهید.

تنها خلافت است که می‌تواند امت را از پرتگاه تفرقه و ذلت نجات دهد و بار دیگر آن را زیر حاکمیت یک دولت و یک خلیفه متحد سازد.

  دفتر مطبوعاتی حزب‌التحریر – ولایۀ پاکستان

 

ابراز نظر نمایید

سرزمین های اسلامی

سرزمین های اسلامی

کشورهای غربی

سائر لینک ها

بخش های از صفحه