- نشر شده در ویدیوها
تجمع در حومۀ معره النعمان شرقی برای تعاون با اهل مان در صنمین واقع در درعا.
دوشنبه، 22 رمضان مبارک 1440هـ.ق / 27 می 2019م
تجمع در حومۀ معره النعمان شرقی برای تعاون با اهل مان در صنمین واقع در درعا.
دوشنبه، 22 رمضان مبارک 1440هـ.ق / 27 می 2019م
نشست مطبوعاتی هفته وار استاد محمود کار رئیس دفتر مطبوعاتی حزب التحریر – ترکیه
سه شنبه، 16 رمضان مبارک 1440هـ.ق / 21 می 2019م
در این هفته روی موضوعات ذیل بحث گردید:
تصاویر و محصول روسای جمهوری 19 می 2019م
- شکم های شما را سیر کردم پس ما را انتخاب کنید!
- نمونۀ آموزش جدید!
- ثروت مندان کمکها را تحت شعار "چراغ خانه باش!" جمع آوری میکنند!
- حکام ترکها و چینیها بر ملت مسلمان اویغور اسم "تروریزم" را اطلاق نمودند
"ترویحۀ 23"
مدح (توصیف) نا مشروط!
سه شنبه، 23 رمضان 1440هـ.ق / 28 می 2019م
"حلقۀ 15"
- غیر المغضوب علیهم ولا الضالین / جزء دوم
تقدیم:شیخ یوسف مخازره (ابو الهمام)
دوشنبه، 15 رمضان مبارک 1440هـ.ق / 20 می 2019م
(ترجمه)
به تاریخ 19 ماه می 2019م عمران خان، نخستوزیر پاکستان گفت: «من به شما اطمینان میدهم؛ یگانه دولت پیشگام اقتصادی در منطقه پاکستان خواهد بود.» این در حالیست که مسلمانان پاکستان تحت وضعیت اسفبار حملات اقتصادی بانک قرضههای جهانی(IMF) قرار دارد. از طرف دیگر، سخنهای تکراری و قوت قلب عمران خان مانند یخ زیر آفتاب سوزان میماند. این حکام به این خاطر چنین میگویند تا برای کشورهای استعماری زمان بیشتری را صرفه نمایند و از طریق تحریمهای اقتصادی خشم انتقام خود را نشان دهند. حقیقت این است که این نظام استعماری هرگز اجازه نخواهد داد تا مسلمانان منحیث قدرت اقتصادی ظهور نمایند.
دولت پاکستان با مفکورۀ غربی دولتهای جداگانهای ویستفالیا گره خورده است که چشم آن را از استفادۀ اعظمی ظرفیت بزرگ اقتصادی سرزمینهای اسلامی، با متحد ساختن این سرزمینها تحت خلافت راشده بر منهج نبوت، کور و گوشش را کر ساخته است. در حقیقت زمانیکه دولت خلافت واحد مناطق غنی از نفت را در ایران و عربستان داشته باشد؛ چرا باید پاکستان به خاطر نیازش به نفت زیر بار قرضههای سودی و جریمههای بزرگ باشد؟ زمانیکه دولت خلافت واحد، منابع فراوان زراعتی را در پاکستان دارا باشد؛ چرا باید ایران از کمبود غذا رنج ببرد؟ در حقیقت چنین منابع مشترک امت، یکی از عوامل اساسی برای ظهور خلافت منحیث قدرت یکهتاز اقتصادی در جهان میباشد.
ای مسلمانان پاکستان! باید هوشیار بود که مفکورۀ غربی دولتهای ویستفالیا در بین امت رخنه نموده است. در حقیقت این مفکورۀ زهرآلود غربی به خاطری ایجاد شد تا از گسترش و توسعۀ روزافزون دولت خلافت جلوگیری کند. بعد از انهدام خلافت، مفکورۀ ملتها و دولتهای جداگانه در جسم امت مسلمه مانند دانۀ سرطان شیوع پیدا نمود تا دولت خلافت در مقابل کشورهای استعماری ضعیف شود و آنها با پارچهپارچه نمودن سرزمینهای اسلامی، بتوانند در این سرزمینها حاکمیت نمایند. اسلام مسلمانان را امر نموده است تا سرزمینهای اسلامی با ثروت واحد، صنعت و اقتصاد واحد، زراعت واحد و اردوی واحد تحت دولت واحد "خلافت راشده" متحد شوند. رسول الله صلی الله علیه وسلم مسلمانان را امر نموده است که در هر زمان و شرایط صرف با یک خلیفه بیعت داشته باشند.
«كَانَتْ بَنُو إِسْرَائِيلَ تَسُوسُهُمْ الْأَنْبِيَاءُ كُلَّمَا هَلَكَ نَبِيٌّ خَلَفَهُ نَبِيٌّ وَإِنَّهُ لَا نَبِيَّ بَعْدِي وَسَيَكُونُ خُلَفَاءُ فَيَكْثُرُونَ» قَالُوا: فَمَا تَأْمُرُنَا؟ قَالَ: «فُوا بِبَيْعَةِ الْأَوَّلِ فَالْأَوَّلِ أَعْطُوهُمْ حَقَّهُمْ فَإِنَّ اللَّهَ سَائِلُهُمْ عَمَّا اسْتَرْعَاهُمْ»
(رواه بخاری)
ترجمه: امور بنی اسرائیل را انبیاء سرپرستی میکرد؛ بعد از فوت هر پیامبر، پیامبر دیگری میآمد. بعد از من دیگر پیامبری نخواهد آمد؛ اما خلفاء خواهند بود. آنها پرسیدند: ما را به چی امر میکنید؟ پیامبر صلی الله علیه وسلم جواب داد: شما را به بیعت بعد از هر خلیفه امر میکنم و الله(سبحانه وتعالی) از آنها در بارۀ شما سوال خواهد نمود.
این درست نیست که امت مسلمان صرف در میدان شعار باهم متحد شوند؛ در حالیکه در میدان عمل به شکل سیاسی آن مجزا و متفرق هستند. فلهذا هر جای و هر زمانیکه این مفکوره ظاهر گردد، دولت خلافت پالیسی متحد ساختن سرزمینهای اسلامی را اتخاذ خواهد نمود و مرزهای استعماری را از میان آنها از بین خواهد برد. ای مسلمانان! برای ازسرگیری اسلام منحیث طریقۀ زندگی به جدیت تلاش نمایید تا اینکه در دنیا و آخرت سعادتمند شوید.
دفتر مطبوعاتی حزب التحریر-ولایه پاکستان
افشاگریهای اخیر مبنی بر ترویج سیستماتیک فساد و فحشا توسط ارگ ریاست جمهوری افغانستان و درخواست جنسی از زنان در بدل کرسی پارلمان و وزارتخانهها نگرانیهای زیادی را در میان مردم برانگیخته است. این واقعه جدیدی نیست، بلکه چندی قبل مسئله سؤاستفاده جنسی از زنان بیوهای نیروهای امنیتی افغان و تجاوز جنسی بالای تیم فوتبال زنان افغانستان نیز فضاگیر شده بود.
باوجود اتفاق همچو بیعزتیهای که در تاریخ مسلمانان افغانستان سابقه نداشته و افشاگریهای مرتبط به آن، مردم در مقابل نوامیس و عفت خواهران خود آنقدر بیاحساس و بیتفاوت شدهاند که این خبر تکاندهنده و دردناک به غیر از سرخط چند رسانه و یکی دو تقبیح در سطح رهبران سیاسی و حرکتهای سمبولیک از طرف ارگ، هیچ نوع واکنشی در میان مردم نداشته است. فرضاً اگر چنین حادثهی ده یا بیست سال پیش اتفاق میافتاد و رسانهیی میشد، عکسالعمل مردم در مقابل آن چگونه می بود؟ بدون شک بسیار جدی و متفاوت. این حادثه کاهش حساسیت مردم را در مقابل این نوع مسائل نشان میدهد و اینکه بعد از 18 سال استعمار و تطبیق دموکراسی وضعیت اخلاقی و ذهنی مردم باغیرت افغانستان به چه اندازه دستخوش تغییرات گردیده است.
تلاش اکثر مردم تنها معطوف به این مسئله است تا اگر بتوانند اعضای خانواده خود را در امان نگهداشته و از شرّ این چنین فتنهها حفظ نمایند. در حالیکه این طوفان فحشا چنان خطرناک است که مبارزه فردی در مقابل آن امکان پذیر نیست، مگر اینکه نظام دموکراسی و ارزشهای آن توسط مبارزه دستهجمعی از بیخ و بنیاد ریشهکن گردد. چون دموکراسی زن را به مثابهی ابزاری برای خوشگذرانی و لذتجویی سیاستمداران و بردهی جنسی سرمایهداران و کمپنیهای بزرگ تجارتی میپندارد، و مبارزه علیه این دیدگاه نیاز به قدرت بزرگ فکری و سیاسی و نظام بدیل «خلافت اسلامی» دارد.
مشکل اساسی اینجاست که در همچو قضایا افکارعامه بیشتر متوجه افراد و نهادها ساخته میشود، و هیچکس مفکورهها و ارزشهای دموکراسی را در همچو قضایا زیر سؤال نمیبرد؛ در حالیکه فساد اخلاقی در افغانستان مانند کوه بزرگ یخ زیر آب است که تنها بخشی کوچکِ آن از بیرون آب معلوم میشود. اگر مردم مسلمان افغانستان خطر دموکراسی را نادیده بگیرند و علیه آن مبارزه نکنند، زود است که دموکراسی چنان نظم خانوادهها را دگرگون سازد و فساد و فحشا را به حدی عادی نماید که پدرها و مادرها به تماشاچیانی مبدل شوند که بیحیایی فرزندان شان را ببینند و کاری از دستشان ساخته نباشد.
دفتر مطبوعاتی حزبالتحریر - ولایه افغانستان
(ترجمه)
ارزش پول پاکستان در مقابل دالر دقیقاً زمانی تنزیل نمود که حکام پاکستان با بانک قرضههای جهانی(IMF) به توافق رسید که این کار طوفان شدید تورم پولی و وضعیت دشوار زندگی را برای مردم به ارمغان خواهد آورد. به تاریخ ۱۶ می ۲۰۱۹م ارزش دالر در مقابل روپیهی پاکستانی در بازار مارکیتهای داخلی تقریباً به 148 روپیه رسید که این رقم هر روز به طرف صعود روان است. به تاریخ ۱۵ می ۲۰۱۹م نظام پاکستان مانند مردی در حال غرق شدن که برای نجات خود از خس و خاشاک محکم میگیرد، کمیتهای را موظف نمود تا علت کاهش پول و فرار ثروت پاکستان را بررسی نماید.
در حقیقت نظام پاکستان هیچگاهی قادر به حل این مشکل نخواهد بود؛ چون این دولت متکی به بانک قرضههای جهانی(IMF) بوده و تجارت بینالمللی آن بر اساس واحد پولی غیر ثابت (دالر) استوار بوده؛ نه بر اساس ارزش واقعی "طلا و نقره". بانک قرضههای جهانی استعمارگر (IMF) صرف به خاطر مصوونیت بازپرداخت سود دولتهای مقروض، ارزش پول محلی را کاهش میدهد. ضعف ارزش پول به شکل وسیع آن تورم پولی را عام ساخته است تا حدیکه دستوپای پاکستان را قسمی بسته نموده که نمیتواند به تجارت خود ادامه دهد و یا تولیدات داشته باشد. این امر باعث شده است که پاکستان به ظرفیت اعظمی خود نرسد.
ای مسلمانان پاکستان! اسلام مسلمانان را امر نموده تا پشتوانهی پولی دولتشان، نقره، طلا، درهم و دینار باشد که وزن هر درهم ۲.۹۷۵ گرام و وزن هر دینار ۴.۲۵ گرام میباشد. به همین دلیل بود که دولت خلافت برای هزاران سال از ارزش ثابت پولی نفع میبرد. در زمان حاکمیت اسلام در شبهقارهی هند، پول هندی ارزش خود را در مقابل نقره از دست داده بود؛ استندرد بینظیر پول فلزی "طلا و نقره" ارزش پول هند را در تجارتهای داخلی و بینالمللی مستحکم و ثابت نگهداشت تا جاییکه تحت حاکمیت اسلام شبهقارهی هند یکی از قدرتهای اقتصادی در اقتصاد جهانی محسوب میگردید. بر عکس، تحت حاکمیت نظام دموکراسی، ارزش پول توسط مقامات دولتی با ازدیاد حجم پولهای کاغذی در بعد اقتصادی کاهش مییابد که هر پول کاغذی جدید ارزش کمتری نسبت به گذشته پیدا میکند.
در حقیقت برای ما این نهایت شرم آور است که خاموشانه حالت قحطی، تنگدستی، بردهگی و عقبمانی را تحت حاکمیت رهبران خائن و نابکار تحمل میکنیم؛ در حالیکه ایدیولوژی ما راهحل اساسی را از بحران تورم پولی به خوبی نشان داده است. ما باید مثل یک جسم واحد از ترس و بیاعتنایی دوری جسته و به منظور نجات از رهبران مفسد برای تأسیس دوبارهی خلافت راشده بر منهج نبوت، مبارزهی خستهگی ناپذیر نماییم. تنها دولت خلافت راشده واحد پولی ثابت "طلا و نقره" را استحکام بخشیده؛ بهطور منظم با ذخیرهسازی طلا و نقره معاملههای پیدرپی را در صورت نیاز انجام میدهد. در ضمن، دولت خلافت اصرار میورزد تا طلا و نقره پشتوانهی اصلی تجارتهای بینالمللی گردد تا پشتوانههای پولی غرب استعمارگر ظالم را شکست فاحش دهد. فلهذا، این هدف تنها با بازگشت دوبارهی خلافت امکان پذیر است تا فرق میان محض زنده بودن و شایسته زندهگی کردن را بدانیم.
﴿وَيَوْمَئِذٍ يَفْرَحُ الْمُؤْمِنُونَۖ بِنَصْرِ اللَّهِ يَنْصُرُ مَنْ يَشَاءُ وَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ﴾ [روم: 5]
ترجمه: و در آن روز مؤمنان(بخاطر پیروزی دیگری) خوشحال خواهند شد؛ به سبب یاری الله و او(تعالی) هر کس را بخواهد یاری میدهد و او صاحب قدرت و رحیم است.
دفتر مطبوعاتی مرکزی حزب التحریر-ولایه پاکستان
(ترجمه)
خبر:
اردوغان در جریان اشتراکاش در محفل رسمی افتتاحیۀ دانشگاه "جام لیجة الکبری" مورخ 3می2019م چنین گفت: «هیچ کس نمیتواند به مقتضای هوای نفس خویش حدودی را که قرآن وضع نموده است، تغییر داده و یا حلالی را حرام کند؛ همان گونه کسی نمیتواند که قانونی را به مقتضای هوای نفس خویش وضع نماید.»
تبصره:
به این گفتۀ اردوغان کلاغهای آسمان میخندد؛ درحالیکه این گفتهاش سخن حقی است که وی به زبان آورده. بلی، هیچ کس این حق را ندارد که به مقتضای هوای نفس خویش حدودی را که قرآن وضع نموده است، تغییر دهد و یا اینکه حلالی را حرام و حرامی را حلال گرداند. اما اگر واقعیت را بنگریم، این گفتۀ وی باعملاش کاملاً در تناقض است؛ زیرا در بنیان دولت اردوغان هیچ حدی از حدود قرآنی دیده نمیشود؛ مگر اینکه از جانب وی به آن تعدی شده است و نیز در آن جز هتک حرمت مقدسات چیزی را نخواهی یافت.
طور نمونه یادآوری میکنم که الله سبحانه دوست و ولی قرار دادن کفار را حرام قرار داده است؛ حتی مرتکب این حرام را از زمرۀ کفار خطاب کرده است؛ چنانچه میفرماید:
﴿ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا الْيَهُودَ وَالنَّصَارَىٰ أَوْلِيَاءَ ۘ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ ۚ وَمَن يَتَوَلَّهُم مِّنكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ ۗ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ﴾ [مائده: ٥١]
ترجمه: ای کسانیکه ایمان آوردهاید! یهود و نصاری را ولّی(و دوست و تکیهگاه خود) انتخاب نکنید! آنها اولیای یکدیگرند و کسانیکه از شما با آنان دوستی کنند، از آنها هستند. الله جمعیّت ستمکار را هدایت نمیکند.
علیالرغم اینکه این حکم قرآنی یک حکم کاملاً واضح میباشد؛ آیا اردوغان، ترامپ و پوتین را دوستان گرامی خود خطاب نمیکند؟ و آیا وی علاوه بر ارتباط تلیفونی ماهوارش، سالانه 6 یا 7 مرتبه با پوتین کافر ملاقات ندارد؟ آیا اردوغان سردمداران دولتاش را از ارگانهای امورخارجه شروع تا مشاورین، با تمام توان بسیج نکرده تا وعدۀ ملاقات همرای ترامپ را در یافت نماید؟ بنابر این، کدام حق است: عملکرد اردوغان یا گفتار آن؟ کدام یک را باور کنیم؟ بلی، این را میدانیم که مردم عملکرد را مراعات میکنند تا گفتار؛ چون عملکرد به صورت طبیعی افکار موجود در ذهن را انعکاس میدهد.
الله سبحانه رباء را حرام قرار داده است؛ در حالیکه نظام تحت زعامت اردوغان آن را مانند تمام انواع مسکرات مباح گردانیده است. همچنان هر نوع ظلم، فساد، فقر، رشوه و دیگر انواع فشارها و شکنجهها، در نظام تحت زعامت اردوغان وجود دارد.
چنانچه قبلاً اشاره شد، این نمونهای از خروار است. اگرکسی بخواهد بدیهای نظام تحت زعامت اردوغان را بشمارد، هرگز به آخر نخواهد رساند؛ زیرا این دولت با تمام کلیات و جزئیاتاش بر فساد بناء یافته است؛ دولتیکه بر وحی الله سبحانه وتعال مبتنی نبوده؛ بلکه ساخته و پرداختۀ ذهن کوتاه انسان است و بس. جستجوی خوبی در این نظام، بسان جستجوی سوزن در انبار کاه است. منکرات در همه جای این نظام جای داشته و سرتاپای آن را گرفته است.
تعجب است که اردوغان با وجود اینهمه از چه سخن میگوید؟ آیا او و نظام تحت زعامتاش برحرمتهای قرآن تعدی ننمودهاند. پوتین و ترامپ که مسلمانان سوریه را قتل عام نمودهاند و حتی مساجد و شفاخانهها را بمباردمان نمودهاند، دوست خطاب کردن و در برابر جنایاتشان دست بالای دست نشستن و بلکه حتی همکاری کردن با آنها، تعدی برحدود قرآنی به شمار نمیرود؟
اردوغان همواره این را میگوید: «هیچکس نمیتواند قانونی را به مقتضای هوای نفس خویش وضع نماید.» بنابر این، چنین میپرسیم که قانون اساسی و قوانینیکه از خارج میآیند، آیا ناشی از هوای نفس انسانها نیستند. درحالیکه در حقیقت هر قانون اساسی و یا هر قانون دیگریکه ناشی از وحی الله سبحانه وتعالی نباشد، بدون شک ناشی از هوای نفس انسانی است؛ بلکه اساس آن منفعت شخصی میباشد. آیا نظام ریاستی حاکم در ترکیه نتیجۀ حرص شخصی اردوغان نیست؟ بلی، او امروز در پی توافق با دشمنان دیروزش میباشد و به خاطر همین انگیزه و برای محافظت از بقای خود، به این سازشگریها روی میآورد.
آیا نظام تحت زعامت اردوغان در تمام موارد اقتصادی، حکومتی، اجتماعی، تعلیمی و امور خارجی، برحسب هوای نفس انسانی مبتنی نمیباشد؟ آیا اردوغان با مصوبات و قوانین پارلمانی موافقت نمیکند. پس بنابر این، این سخن اردوغان که قبلاً از آن ذکر رفت، در ساحۀ عمل هیچ وجود نداشته و او خودش نیز این را به خوبی میداند.
در نظامهای غیر اسلامی قوانین مربوط به حیات انسانی توسط بشر وضع میگردد؛ اما در نظام اسلام خلیفه قوانینی را به اجراء میگذارد که از قرآن و سنت استنباط شدهاند. همانگونه که در نظام اسلامی هیچگاه حلالی حرام و حرامی حلال قرار نمیگیرد.
نویسنده: ارجان تکین باش
برای دفتر مطبوعاتی مرکزی حزب التحریر
(ترجمه)
بنام الله بخشایندۀ مهربان و سلام و درود بر رسول وی ﷺ و بر خاندان، یاران و پیرواناش! امت اسلامی در آتش مرگبار و خطرناکیکه دامنهاش بسیار وسیع است، گیر افتاده و بسان کِرم لای درخت، که زندگی درخت را نابود میکند، این مرض(نفاق) نیز زندگی امت اسلامی را تهدید میکند؛ مرضیکه الله سبحانه وتعالی همواره ما را از مبتلا شدن به آن هشدار داده است؛ ولی مهمترین دلایل نفاق چیست؟ الله سبحانه وتعالی میفرماید:
﴿ فِی قُلُوبِهِم مَّرَضٌ فَزَادَهُمُ اللّهُ مَرَضاً وَلَهُم عَذَابٌ أَلِیمٌ بِمَا كَانُوا یكْذِبُونَ ﴾
{بقره:10}
ترجمه: در دلهایشان بیماری (حسودی و كینهتوزی با مؤمنان) است و الله (نیز با یاری دادن و پیروز گرداندن حق) بیماری ایشان را فزونی میبخشد و عذاب دردناكی (در دنیا و آخرت) به سبب دروغگوئی و انكارشان در انتظارشان میباشد.
شاید شما هم متوجه شده باشید که از مهمترین دلایل نفاق، مرض قلب است و قلبی دچار این مرض میشود که از ایمان و اطاعت الله سبحانه وتعالی تهی باشد که این خود، قلب را محل مناسبی برای رشد نفاق و یا "دو روئی" با مردم تعامل کردن، میگرداند. پیامبر صلی الله علیه وسلم میفرماید:
«وتجدون شر الناس ذا الوجهین»
ترجمه: بدترین مردم را انسانهای دو رو، درخواهی یافت.
در عصر ما، انسانهای دو رو زیاد شدهاند؛ از جمله تعداد زیادیکه تلاش نمودند تا مهندسی انقلاب شام را در دست گرفته و بالای آن تسلط داشته باشند؛ چون در داخل رویۀشان با مسلمانان این بود که تظاهر نمایند که خواهان اسلام، اطاعت الله سبحانه وتعالی و رسولاشﷺ و تطبیق شریعت الله سبحانه وتعالی اند؛ ولی همراه غرب نیز طوری تعامل مینمایند که غرب از ایشان راضی باشد. این در حالیست که الله سبحانه وتعالی میفرماید:
﴿وَلَن تَرْضَى عَنكَ الْیهُودُ وَلاَ النَّصَارَى حَتَّى تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ قُلْ إِنَّ هُدَى اللّهِ هُوَ الْهُدَى وَلَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْوَاءهُم بَعْدَ الَّذِی جَاءكَ مِنَ الْعِلْمِ مَا لَكَ مِنَ اللّهِ مِن وَلِی وَلاَ نَصِیرٍ﴾
{بقره: 120}
ترجمه: یهودیان و مسیحیان هرگز از تو خوشنود نخواهند شد، مگر این كه از آئین (تحریف شده و خواستهای نادرست) ایشان پیروی كنی. بگو: تنها هدایت الله هدایت است و اگر از خواستها و آرزوهای ایشان پیروی كنی، بعد از آنكه علم و آگاهی یافتهای (و با دریافت وحی الهی، یقین و اطمینان به تو دست داده است)، هیچ سرپرست و یاوری از جانب الله(سبحانه وتعالی) برای تو نخواهد بود (و الله تو را كمك و یاری نخواهد كرد).
الله سبحانه وتعالی ما و شما را از شر نفاق و منافقین در پناه خویش داشته باشد! مصیبت این امت را با یاری رساندن خود برای برپائی خلافت بر منهج نبوت، برطرف کند؛ زیرا اوتعالی بر هرآنچه بخواهد، توانا است.
نویسنده: عامر سالم
(ترجمه)
از حضرت ابوهريره رضی الله عنه روايت است که رسول الله صلی الله عليه وسلم فرمود:
«أَلصَّلَوَاتُ الْخَمْسُ وَالْجُمُعَةُ إِلَى الْجُمْعَةِ، وَرَمَضَانُ إلَى رَمَضَانَ، مُكَفِّرَاتٌ مَا بَيْنَهُنَّ إِذَا اجْتُنِبَتِ الْكَبَائِرُ» (رواه بخاری و مسلم)
ترجمه: نمازهای پنجگانه و جمعه تا جمعه و رمضان تا رمضان آینده، کفارۀ گناهان(صغیره) هستند که در میانشان واقع شدهاند؛ در صورتیکه از گناهان کبيره اجتناب کرده شود.
شرح حدیث
در این حدیث از فضیلت عبادات بزرگ تذکر داده شده که نزد الله سبحانه وتعالی از جمله محوکننده گناهان محسوب شدهاند، یعنی برای کسانیکه در آغاز و ختم این عبادات طلب خیر، توبه از محارم الله(گناهان کبیره) و استغفار داشتهاند، الله متعال که رحیم و کریم است، دروازههای توبه را باز گذاشته تا بندگانش در طلب مغفرت و رضایت الله متعال سبقت نمایند. از رحمت الله متعال بربندگانش اینست: همیشه راههائی را ایجاد نموده که با پیمودن آن اثرات گناه از ایشان شستوشو میشود.
لیکن مطلب اساسیِ که در این حدیث به آن توجه شده، اجتناب از گناهان کبیره است؛ زیرا در متن حدیث گفته شده: «إِذَا اجْتُنِبَتِ الْكَبَائِرُ» یعنی این مغفرت و بخشش گناهان صغیره برای کسانی است که از انجام گناهان کبیره اجتناب میکنند. گناه کبیره آنست که فاعل آن روز قیامت مستحق عذاب میشود؛ مانند این که کفر از جمله گناهان کبیره است؛ پس اگر کافری این عبادات را انجام دهد، به این گمان که گناهانش بخشیده شود، الله متعال این عبادات را از وی نمیپذیرد؛ زیرا کافر به الله متعال ایمان ندارد. بدین اساس، کسانیکه به قوانین کفر و طاغوتی حکم میکنند و باور دارند که همین قوانین کفری؛ مثل نظام حکم در اسلام است یا تطبیق قوانین کفری را مصلحت جامعه میپندارند و با همین باورهای پوچشان روزه میگیرند و نماز میخوانند، به گمان اینکه الله متعال از ایشان میپذیرد؛ بلکه این افراد به خطا رفتهاند. این یک سخن واضح است که این عبادات از کافریکه کفر خود را تطبیق میکند، پذیرفته نمیشود؛ همچنان است حالِ کسانیکه خود مسلمان؛ اما معاون و همکار باکفار در کفر و ظلمشان باشند.
عدهای از مردم میپندارند که علاقهای بین اوامر و عبادات وجود ندارد؛ یعنی عبادت امرِ الله متعال است و لیکن حکم امر دنیوی است؛ گویا در میان عبادت خالق و التزام احکامش در امور زندگی فاصلهای موجود باشد. این پندار کاملاً باطل است و مانند آنست که اول سخن را بشنوی و آخرش را ترک نمائی. آیا کسیکه ما را به نماز ورزه امر کرده، غیر از کسی است که با حکم به آنچه نازل نموده امر کرده؟ آیا قرآنیکه حکم روزه در آن بیان شده، غیر از قرآنی است که حکم تسهیل امور زندگی بندگان و تطبیق آنچه به ایشان نازل کرده است، بیان شده؟ بدانید که برای این جاهلان ظالم و امثالشان، که شب و روز در ظلم خود(تطبیق قوانین و پلانهای کفری) ادامه میدهند، قبل از توبه، مغفرت یا پاداشی برایشان نخواهد بود.
خلاصه حدیث
بخشش گناهان صغيره يک نوع پاداش معنوی برای تارکین گناهان کبیره و انجام دهندگان اعمال نيک است و اين خود اثر تشويق کنندهای برای بهتر انجام دادن اوامر الله متعال و اجتناب از نواهی اوست؛ لیکن شرط اساسی ترک گناهان کبیره است. پس کسانیکه شب و روز در پی انجام گناهان کبیره(تطبیق نظام، قوانین و پلانهای کفری) اند، ممکن نیست قبل از توبه، از این پاداش معنوی مستفید شوند؛ اگرچه روزه بگیرند.