- نشر شده در ویدیوها
تبریکی دوکتور نسرین نواز رئیس بخش زنان دفتر مطبوعاتی مرکزی حزب التحریر به مناسبت ماه مبارک رمضان 1440 هـ.ق
دوشنبه، 01 رمضان مبارک 1440 هـ.ق/ 06 می 2019م
تبریکی دوکتور نسرین نواز رئیس بخش زنان دفتر مطبوعاتی مرکزی حزب التحریر به مناسبت ماه مبارک رمضان 1440 هـ.ق
دوشنبه، 01 رمضان مبارک 1440 هـ.ق/ 06 می 2019م
(ترجمه)
عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَالَ: «الصِّيَامُ جُنَّةٌ، فَلاَ يَرْفُثْ، وَلاَ يَجْهَلْ، وَإِنِ امْرُؤٌ قَاتَلَهُ، أَوْ شَاتَمَهُ، فَلْيَقُلْ: إِنِّي صَائِمٌ مَرَّتَيْنِ، وَالَّذِي نَفْسِي بِيَدِهِ لَخُلُوفُ فَمِ الصَّائِمِ أَطْيَبُ عِنْدَ اللَّهِ مِنْ رِيحِ المِسْكِ، يَتْرُكُ طَعَامَهُ وَشَرَابَهُ وَشَهْوَتَهُ مِنْ أَجْلِي الصِّيَامُ لِي، وَأَنَا أَجْزِي بِهِ، وَالحَسَنَةُ بِعَشْرِ أَمْثَالِهَا»
(رواه بخاری، باب فضیلت روزه)
ترجمه: از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: روزه در برابر آتش دورخ سپر است. روزهدار نبايد ناسزا بگويد و عمل جاهلانه انجام دهد؛ اگر كسی با او درگير شود و يا به وی ناسزا گويد، در جوابش بگويد: من روزهدار هستم، من روزهدار هستم و افزود: سوگند به ذاتیكه جانم در دست اوست، بوی دهان روزهدار، نزد الله متعال از بوی مُشك خوشبوتر است. الله متعال میفرمايد: روزهدار، خوردن، آشاميدن و ارضای تمايلات جنسی خود را بخاطر من ترك میكند. روزه از آنِ من است و من خود پاداش آن را میدهم و هر نيكی، ده برابر پاداش دارد.
شرح حدیث
در این حدیث رسول الله صلی الله علیه وسلم ما را خبر میدهد که روزه سپر است؛ به این معنی که برای ما وقایه و حجت و برهان در روز قیامت است؛ ما را امر نموده که روزه را بدون کلام بیهوده و جهالت همراهی نمائیم؛ لفظی یا فعلی از ما صادر نشود که معصیت و مخالف واجبات روزه باشد و قصداً از گناهان دوری نمائیم. پس تمام تلاش و حرص مان مبنی بر طریقهای باشد که الله سبحانه وتعالی ما را به آن امر نموده؛ نه آنچه که مطابق خواست و هوای نفس ما باشد.
باید سلوک و روش مسلمان در این ماه طوری باشد، اگر کسی از لحاظ فعل و یا سخنی میخواهد ما را تحریک به عمل ناشایسته نماید، در پاسخ چیزی بگوئیم که کلام بیهوده و جهالت نباشد(من روزه دار هستم)؛ به این معنی که من پابند به عمل بزرگی هستم که مرا به خالقم نزدیک مینماید و من از خوردن، نوشیدن و از گناه نمودن درین وقت منع گردیدهام. در این حدیث از ما خواسته شده که این سخن را طور تأکید دو بار بگوئیم تا پابندی ما در این عمل جهت رضایت الله سبحانه وتعالی ثابت گردد و اینکه شخص متعدی از عمل خود باز ایستد.
همچنان در این حدیث شریف اشاره به چیزی مینماید که آن را روزهدار میداند و از آن شکایت نیز مینماید که آن بوی دهن در وقت روزه داشتن است؛ پس درین مورد رسول الله صلی الله علیه وسلم ما را خبر میدهد: اگر چه آن بوی اذیت کننده هم است؛ اما آن به نزد الله سبحانه وتعالی خوشبو و پاکیزهتر از بوی مشک میباشد. این حالت دریافت صبر و عدم شکایت از دیگران میباشد؛ زیرا اصل برای یک مسلمان این است: هر آنچه را که الله سبحانه وتعالی دوست میدارد، آن را دوست بدارد و از آنچه اوتعالی ناخوشنود میشود، بد ببیند.
الله سبحانه وتعالی پاداش هر عمل را مبنی بر اخلاص، جهد و تلاش بنده میدهد، چنانچه پاداش هر حسنه را تا ده برابر بالا میبرد که این همه لطف و کرم و محبت الله سبحانه وتعالی برای بندگان صالحش میباشد.
(ترجمه)
﴿شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِي أُنزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ هُدًى لِّلنَّاسِ وَبَيِّنَاتٍ مِّنَ الْهُدَىٰ وَالْفُرْقَانِۚ فَمَن شَهِدَ مِنكُمُ الشَّهْرَ فَلْيَصُمْهُۖ وَمَن كَانَ مَرِيضًا أَوْ عَلَىٰ سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِّنْ أَيَّامٍ أُخَرَۗ يُرِيدُ اللَّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ وَلَا يُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْرَ وَلِتُكْمِلُوا الْعِدَّةَ وَلِتُكَبِّرُوا اللَّهَ عَلَىٰ مَا هَدَاكُمْ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ﴾
[بقره: ١٨٥]
ترجمه: (روزه، در چند روز معدودِ) ماهِ رمضان است؛ ماهیکه قرآن، برای راهنمایی مردم و نشانههای هدایت و فرق میان حق و باطل، در آن نازل شده است. پس آن کس از شما که در ماه رمضان در حضر باشد، روزه بدارد و آن کس که بیمار یا در سفر است، روزهای دیگری را به جای آن، روزه بگیرد! الله راحتی شما را میخواهد، نه زحمت شما را! هدف این است که این روزها را تکمیل کنید و الله را بر اینکه شما را هدایت کرده، بزرگ بشمارید؛ باشد که شکرگزاری کنید!
ثنا و ستایش پروردگاری را سزاست که رب عالمیان است و درود و رحمت بیپایان الله سبحانهوتعالی بر پیامبر بزرگوار اسلام، حضرت محمد مصطفی ﷺ، بر آل او، یاران با وفایش، انصار و بر آنانیکه راه ایشان را پیموده و عقیدۀ اسلامی را اساس افکار و احکام و قوانین شریعت اسلامی را مقیاس اعمال خویش قرار دادهاند.
بخاری در صحیح خود از محمد بن زیاد آورده است که گفت: «از ابوهریره رضی الله عنه شنیدم که میگفت: رسول الله ﷺ فرمودند:
«صوموا لِرُؤيتِهِ وأَفْطِرُوا لرؤيتِهِ فإنْ غُـبِّيَ عليكم فأَكْمِلُوا عِدَّةَ شعبانَ ثلاثين»
ترجمه: بارؤیت ماه(نو رمضان) روزه بگیرید و با رویت ماه(نو شوال) افطار نمایید و اگر آسمان تیره است؛ پس سی روز شعبان را تکمیل کنید.
پس از استهلال رؤیت ماه نو مبارک رمضان، پس از غروب یکشنبه و شب دوشنبه، رؤیت ماه نو بر اساس معیارات شرعی تأیید شده و فردا دوشنبه برابر با اول روز ماه مبارک رمضان است...
ماه پرفیض رمضان در حالی میآید که ما شاهد شدت اختلاف در میان امت و گروههای حاکم، که در مزدوری و غلامی به بادارانشان، غرب استعمارگر کافر به سر میبرند، هستیم. این حاکمان در الجزایر و سودان پیوسته تلاش میکنند تا از یکسو امت اسلامی را وابسته به غرب نگهدارند و از سوی دیگر از بازگشت امت اسلامی به عنوان یک امت، تحت سایۀ شریعت پروردگارشان جلوگیری نمایند؛ پروردگاریکه به وحدت در میان امت و به چنگ زدن به کلمۀ توحید و رد بیانات سایکس-پیکو که باعث شعلهورساختن آتش نفاق و جدایی آنها گردیده است، فرمان داده است... هرچند آنانیکه در پیروی از نظامیان و سیاسیون غرب کافر به سر میبرند، در نهایت تلاش کردهاند تا موج بهار عربی را در مصر و تونس و دیگر سرزمینها از میان بردارند. با توجه به این امر، ما در حزبالتحریر از تمام امت اسلامی میخواهیم تا در برابر این طاغوت بزرگ(غرب کافر) برخواسته و رضایت پروردگارشان را حاصل کنند، به پلیدی آن پایان دهند؛ طاغوت بزرگیکه در برابر این امت قرار گرفته و در برابر نقشههای خبیث آن قیام نمایند؛ قیامیکه به پلیدیهای این طاغوت پایان داده و عزت و آسایش را در سرتاسر سرزمینهای اسلامی فراهم میکند.
ما قبلاً هم به طور مکرر گفته بودیم: با "سقوط رژیمهای حاکم" پیروزی اصلی زمانی میسر است که بدیل آن نظام اسلام باشد تا باعث رضایت الله سبحانهوتعالی گردد، در غیر آن با نیمی از انقلاب و قیامیکه ما داریم، درست به همان نقطهای آغازین میرسیم. لذا با وصله کردن رژیم قبلی و تجدید گروه حاکم با چهرههای جدید، چیزی تغییر نخواهد کرد و پیوسته به شکل اولیاش باقی خواهد ماند.
بناءً ما در حزب التحریر بالای تمام امت مسلمه صدامیزنیم تا چنان موقف بزرگی را اتخاذ کنند که الله سبحانه وتعالی از آن راضی باشد و با آن خود را از گناه کبیره و این ذلت بزرگ پاک و آزاد نموده و تصمیمی را بگیرند که نفرت و زشتی را از شانههایشان پاک نموده و عزتشان را دوباره در سرزمین الله سبحانه وتعالی بازگردانند.
ما از مسلمانان میخواهیم که دستهایشان را در دستهای ما در حزب التحریر، حامل دعوت فکری و سیاسی بگذارند. این حزب پلانهای غرب مکار را افشاء نموده و بهشما راه مستقیم اسلام را نشان میدهد. شاید الله سبحانه وتعالی با دستهای ما و شما فرمان نصرت و پیروزی را عطاء فرماید(احیای خلافت راشده برمنهج نبوت). شاید الله سبحانه وتعالی نصرت را با دستان امیر حزب التحریر، عالم برجسته شیخ عطاء ابن خلیل ابوالرشته بدهد که با وی بیعت نمایید تا خلیفۀ شما باشد و بر اساس کتابالله و سنت رسول الله ﷺ بالای شما حکم نماید و شما در دولت خلافتی زندگی کنید که شریعت الله سبحانه وتعالی را تطبیق نموده و ندای اسلام و چراغ هدایت را بهتمام انسانیت برساند.
ای افسران ارتشهای اسلامی! بدانید که الله سبحانهوتعالی دینش را پیروز خواهد ساخت؛ اگر به دستان شما پیروز نکرد، به دستان مردان مخلص دیگر دینش را پیروز خواهد ساخت؛ لذا این افتخار بزرگ را از دست ندهید، در کنار امت برای حصول رضای الله سبحانهوتعالی و رستگاری دنیا و آخرت تلاش نمایید.
همچنان بسیار خوشحال هستم که دفتر مطبوعاتی حزبالتحریر و تمام دستاندرکاران آن فرارسیدن حلول پر میمنت ماه مبارک رمضان را به حضور عالم جلیلالقدر، شیخ عطا بن خلیل ابوالرشته و تمام مسلمانان جهان تبریک و تهنیت عرض نموده و از الله سبحانهوتعالی استدعا مینماییم که ما را در این ماه مغفرت از آتش جهنم نجات داده و به شب قدر برساند و از اجر و پاداش آن محروم نسازد...
ای پروردگار آسمانها و زمین! از تو میخواهیم تا ما را هرچه زودتر به بیعت وفاداری با خلیفۀ مسلمین در خلافت راشدۀ ثانی بر منهج نبوت مورد منت خود قرار ده...الهم آمین، آمین، آمین!
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته! شب دوشنبه، اول ماه مبارک رمضان، سال 1440هـ.ق
انجنیر صلاحالدین عضاضه
رئیس دفتر مطبوعاتی مرکزی حزبالتحریر
(ترجمه)
عن أَبي هُريرة رضيَ اللَّه عَنْه، عن النبيِّ صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم قال: «لا يتَقَدَّمَنَّ أَحَدُكمْ رَمَضَانَ بِصَومِ يومٍ أَوْ يومَيْن، إِلاَّ أَن يَكونَ رَجُلٌ كَانَ يصُومُ صَوْمَه، فَلْيَصُمْ ذلكَ اليوْمَ»
(متفقٌ عليه)
ترجمه: از ابو هريره رضی الله عنه روايت است که رسول الله صلی الله عليه وسلم فرمود: هيچ کدام شما يک روز يا دو روز پيش از رمضان را روزه نگيرد؛ مگر اینکه به روزه گرفتن در آن روز عادت داشته باشد(مانند کسیکه روزهای دوشنبه و پنجشنبه یا دیگر روزها را عادتاً روزه میگیرد) پس برای چنین شخص اشکالی ندارد که طبق عادتش آن روز را روزه بگيرد.
شرح حدیث
بعضی از مسلمانان هستند که یک یا دو روز قبل از ماه رمضان را از جهت احتیاط، که روزۀشان کاملاً بدون نقصان باشد یا بخاطر تمرین نفس خود روزه میگیرند؛ این در حالی است که روزه گرفتن یک یا دو روز پیش از رمضان را شریعت نهی کرده و این کار یک عمل مقبول شرعی نیست؛ زیرا یکی از سببهاییکه روزه گرفتن یک یا دو روز پیش از رمضان را منع کرده، همین حدیث فوق است و نیز اینکه عبادات توقیفی است(وحی آن را تعیین کرده و انسان در تغییر و زیاد و کم کردن آن صلاحیت ندارد)؛ از جهت اینکه انسان در بدعت و گناه واقع نشود و علماء هم در این اتفاق نظر دارند؛ لیکن با آن هم بعضی از مردم این چنین عادت دارند. این وظیفۀ حکام و دولتهاست که رعیت یا مطبوعین خود را بفهمانند تا در هر عمل، حکم شرعی(ارکان، شروط و مسایل مربوطهاش) مراعات شود؛ اما برعکس حکام و دولتهای این زمانه، که دستنشاندههای غرب اند، مردم را به فحشاء و فساد تربیت و آموزش میدهند؛ اگر دقت نمائیم، تمام چیزها را برما فاسد کردهاند؛ حتی نماز و روزه را.
اما کسانیکه یک یا دو روز پیش از رمضان را روزه میگیرند، به نیت اینکه توسط این عبادت نفس خود را تحت فشار و تکلیف قرار دهند، اینها مستحق اجر نمیشوند؛ زیرا عبادت تکلیف جسمی نیست؛ بلکه این عبادتی است خالص برای الله متعال، که ماده با روح مزج میشود، میکانیزم آن را الله متعال تعیین کرده و ما تنها آن را اجرا میکنیم. لیکن افرادیکه این روزها(یک یا دو روز قبل از رمضان) به روزهای عادتشان برابر شود که روزه میگرفتند، برای آنها اشکالی ندارد که روزه بگیرند.
دلیل دیگریکه ممنوعیت این عمل را تأیید میکند، اینست که روزۀ این روزها، عمل تنهایی یا تکروی است؛ به اصطلاح دیگر، خلاف جماعت عمل میشود که از زاویۀ مفاهیم سیاسی و نصوص شرعی تحسین نمیشود؛ چنانچه در حدیثیکه ترمذی به درجۀ حسن روایت کرده و البانی نیز صحیح دانسته، آمده است:
«الصَّوْمُ يَوْمَ تَصُومُونَ وَالْفِطْرُ يَوْمَ تُفْطِرُونَ وَالْأَضْحَى يَوْمَ تُضَحُّونَ»
ترجمه: روزه زمانی است که(همۀ مسلمانان) روزه میگيريد و افطار زمانی است که همگی افطار میکنيد و قربانی زمانی است که همه قربانی میکنيد.
اين حدیث و دلایل امثال آن، دال بر این است که عبادتهای بزرگ، بدون جماعت و التزام به رأی امام یا خلیفۀ مسلمین صحيح نيست. تکروی و جدا شدن در هرکدام در حقيقت خروج از جماعت و باعث گناه است. بنابر اين، کسیکه با وجود توان برای شرکت در نماز جماعت تنها نماز بخواند، نمازش صحيح نيست و کسیکه زکات خود را به دور از امام موجود بپردازد، زکاتش مقبول نيست و کسیکه در روزه گرفتن تکروی کند(تاهنوز همه مسلمانان روزه نگرفته اند او) به تنهايی روزه بگيرد و افطار کند، در حقيقت تکروی نموده و گناهکار است. کسیکه به تنهايی حج کند و جدا از مردم روزی را برای وقوف به عرفه برای خود در نظر بگيرد، حج وی درست نیست. پس واضح گردید که عبادات بزرگ مانند روزه، حج وغیره به طور دستهجمعی و در قالب جماعتی باید ادا شوند، که در رأس آن جماعت امیری باشد تا مردم پیرامون اجرای عبادات وغیره از فرمان وی اطاعت کنند...
خلاصۀ حدیث
از حدیث فوق چند مطلب واضح میگردد:
1. روزه گرفتن یک یا دو روز پیش از رمضان ممنوع است؛ اما کسانیکه طبق عادت در این روزها برابر شود، اشکالی ندارد که روزه بگیرند.
2. برای انجام دادن فرایض یا عبادات بزرگ مانند نماز، روزه، حج، جهاد وغیره جماعت مسلمانان(موجودیت دولت اسلامی، که همه امور را مطابق احکام شرعی تنظیم کند) لازم است.
3. زمان روزه گرفتن، زمان افطاری، ایام عیدین و قربانی، از همه مسلمانانِ روی زمین باید یکی باشد که برای تنظیم این امور مطابق احکام شرعی یک دولت صددرصد اسلامی لازم است.
(ترجمه)
از سال 1929م، هرسال در 23 اپریل از حاکمیت ملی و روز کودک در ترکیه تجلیل میشود. این روز بهنام جشن اطفال در بین مردم شهرت یافتهاست که کمالیستها آنرا تحفهای از طرف اتاترک برای اطفال میدانند. در حقیقت، این اصطلاحِ "جشن" نه تحفهای از جانب اتاترک بوده و نه جشنی برای اطفال است.
در شانزدهم مارچ سال 1920م، به تعقیب حملهی آرمیتریس مانتروس" نیروهای انگلیس مجلس نمایندهگان را که مربوط به پارلمان عثمانی میشد، الغاء کردند؛ مجلسیکه تحت نظارت خلیفه قرار داشت و تمام اعضای آنرا به مالتا تبعید کردند. متعاقباً مصطفی کمال شورای ملی جدید بزرگی را روز جمعه مصادف با 23 اپریل 1920م، در انقره تشکیل داد. افتتاحیهی جلسه عمداً سازماندهی شدهبود که در روز جمعه اتفاق بیفتد. بعد از نماز جمعه در مسجد هاچی بایرام، دو گوسفند را قربانی و آغاز شورای بزرگ ملی را اعلام کردند که با دعاها همراهی میشد. در نگاه اول، این شوری در حمایت از خلافت اطمینان داد. با این همه، اولین سوگند این پارلمان تحت رهبری مصطفی کمال قرار ذیل بود:
«تمام اقدامات به کمک الله در حمایت از خلافت و سلطنت و آزادکردن سلطان و کشور از بردهگی غرب انجام خواهد شد.» هرچند وقت زیادی را دربر نگرفت که تمام جهان اسلام هدف واقعی این شوری را دریافتند؛ قسمیکه در سوم مارچ سال 1924م، براندازی خلافت و جدایی امور دینی از امور دولتی را اعلام نمود. در همین شب، مصطفی کمال برای والی استانبول دستوری را مبنی بر اینکه خلیفه عبدالحمید باید ترکیه را قبل از صبح روز بعدی ترک کند، فرستاد. بناءً او با یک دسته از پولیس و نیرو در میانهی شب به قصر خلیفه رفت و خلیفه را مجبور به سوارشدن به موتری کردند که او را با گذر از مرزها به سمت سویس برد، بعداً او با یک چمدان، که مقداری پول و لباس در آن بود، به مقصد منتقل شد. دو سال بعد، مصطفی کمال تمام شاهزادهها و شاهدختهای دربار را جمع و آنها را از کشور تبعید کرد؛ تمام عوامل دینی مختل شد و اوقاف مسلمانان تبدیل به ثروت دولت گردید و مدارس دینی تحت نظارت وزارت معارف به مدارس مدنی تبدیل شد. لورد کارزون نتایج این روز را چنین بیان میکند: «موضوع اصلی اینست که ترکیه ویران شده و هرگز دوباره آنقسم ظهور نخواهد کرد؛ بهخاطریکه ما نیروی معنوی آنرا ازبین بردیم: خلافت و اسلام.» (برای معلومات جامع کتاب خلافت چگونه نابود شد، از شیخ عبدالقدیم را ظلوم برای تان پیشنهاد میکنم)
این مختصر مفهوم 23 اپریل از یک دیدگاه تاریخی است و اتاترک هیچ نقشی در اعلام آن منحیث جشن اطفال ندارد. این روز منحیث یادبود از حاکمیت ملی تا 23 اپریل 1929م تجلیل میشد و نه یک جشن. در واقع، امروزیکه منحیث یک جشن شناخته میشود، جامعه در حفاظت از اطفال قرار داشت و نیازی به جشن گرفتن نبود. این اجتماع از 23 تا 29 اپریل را بهنام هفتهی طفل اعلام کرد و 23 اپریل به نام جشن اطفال موازی با جشن حاکمیت ملی سازماندهی و نامگذاری شد. بنابر این، اولین 23 اپریل "جشن طفل" رسماً در سال 1929م توسط هستهای این اجتماع برای حفاظت از اطفال تجلیل شد. (http://www.mustafaarmagan.com.tr/genel/hangi-23-nisan/)
تا حال ما واقعیت جشن طفل را در ترکیه مورد بحث قراردادیم. در برگشت به واقعیت حاضر، وضعیت اطفال ترکیه امروزه یکی از موضوعات تلخ است. 38 درصد اطفال ترکیه در فقر شدید بهسر میبرند. تقریباً 41 درصد اطفال ترکیه قادر به اخذ پروتین مورد نیاز خود نیستند و یا توانایی کافی برای گرمایش خانه و تهیهی لباس گرم برای آنان وجود ندارد. تغییر ساختارهای اجتماعی، خانوادگی، اقتصادی، فساداجتماعی و فرهنگی میزان بالایی از افزایش آمار جرمهای اطفال را باعث شده است.
هرسال در ترکیه 83هزار طفل زیر سن 18سال مشمول جرایم هستند؛ 76هزار طفل منحیث قربانیان جرایم شناخته شده و 23هزار طفل دیگر منحیث مجرم در دفتر محاکم ثبت میشوند. بهطور میانگین هرساله 150هزار طفل دچار قضایای عدالت نوجوانان میشوند. بر اساس مرکز آمار ترکیه، شمار کودکانیکه توسط واحدهای پولیس گرفته میشوند، در سال 2017م افزایش 6.2 درصدی داشته است؛ 57.5 درصد این اطفال در سن 15 تا 17 سال قرار دارند؛ 24.5 درصد بین 12 تا 14 سال سن دارند و 17.9 درصد زیر سن 11 سال هستند؛ درحالیکه 68.3 درصد پسر و 31.7 درصد آن را دختران تشکیل میدهند.
روش تدریس غیرعلمی، بدون پشتوانهی فکری و سرکوبکننده، که نتیجهی نظام تعلیمیست، تنها هدف آن بیگانهکردن نسل جدید از فرهنگ و ارزشهای اسلامی و تربیهی آنها منحیث افراد نشنلیست، وطنپرست، دموکرات و سیکولر میباشد که نقش بزرگی را در پیشرفت این آمار منفی بازی میکند. بهطور خاص در تمام سالهای گذشته گرایش عجیبی به الحاد و همجنسگرایی در بین جوانان دیده شده است. اگرچه حکام ترکیه اکیداً این افزایش را انکار میکنند و باوجود بیانیههای متناقض و غیرقابل باور ادارهی امور دینی(دیانت)، والدینیکه تلاش به حفظ ارزشهای اسلامی خود دارند، واضحاً و مستقیماً این واقعیت را حس میکنند. والدینیکه با این پدیدهی مخرب در زندهگی کودکانشان مبارزه میکنند، توسط مجریان نظام به سختی مجازات میشوند. منحیث نمونه یکی از وقایعیکه اخیراً اتفاق افتاده و در صدر مناقشات کاربران رسانههای اجتماعی قرار دارد که هنوز هیچ یادی از آن در رسانههای اصلی نشدهاست، برایتان یادآور میشوم. علی آلگول، یک پدر در هاتای، بهخاطر عدم اعتماد به نظام تعلیمی و بهخاطریکه میخواست اطفالاش تعلیمات اسلامی ببینند، آنها را در مکتب شامل نکرد. بنابر این، دولت هرپنج طفل او را از وی گرفته و آنها را در مراکز مراقبت متفاوت در دو شهر مختلف دور از والدینشان قرارداده است. اطفال اجازه نداشتند که یک ماه تمام والدین خود را ملاقات کنند و حالا اجازه دارند که آنها را هفتهی یک بار، آنهم تحت نظارت پولیس ببینند. مقامات دولتی با بیان اینکه اطفال از مکتب و اجتماع همسنوسالان خود محروم شدهاند، میخواهند اعمال ظالمانهی شان را توجیه کنند، حالآنکه از صدمات روانی و زندهگی اجتماعی، که بهخاطر دوربودنشان از همدیگر و والدین به ایشان میرسد، کاملاً بیاطلاع اند.
نظامیکه به مسلمانان و ارزشهای اسلامی هیچ حقی نمیدهد، قادر نخواهد بود تا تحت هیچ موضوعی مانند جشنها و یا هرنام دیگریکه برای آن میگذارد، ظلم خود را پنهان کند. الله سبحانه وتعالی برای امت مسلمه دو جشن(عیدین) را ارزانی داشته است. این حق هرطفل مسلمان در تمام جهان است تا از این جشنها لذت ببرد. هرچند این تنها خلافت راشدهی ثانی بر منهج نبوت خواهد بود که حقوق مسلمانان را احیاء خواهد کرد.
نویسنده: زهره مالک
برای دفتر مطبوعاتی مرکزی حزبالتحریر
(ترجمه)
انگلیس با ابراز خرسندی از برگزاری و تشکیل پارلمان یمنی در شهر سیئون، تقریباً پس از چهار سال تعلیق بنابر دلایل جنگ و کنترول حوثیها در شهر صنعا استقبال نموده و اظهار داشت که انتخاب سخنگوی پارلمان و معاونیناش یک امر مهم و یک قدم مثبت تلقی میشود. میشل آرون، سفیر انگلیس در یمن تأکید وزرید که برگزاری پارلمان در شهر سیئون پس از چندین سال تعلیق یک موفقیت بزرگ به شمار میرود. طبق گزارش شرق میانه(Middle East)، میشل آرون اظهار نمود: «پارلمان مهمترین بخش قانوناساسی کشور محسوب میشود و من فکر میکنم نشست آنان بسیار مهم تلقی میشود؛ زیرا اجماعاً بر تعیین سلطان البرکانی منحیث رییس جمهور همراه با معاونیناش توافق کردند؛ این یک اقدام مثبت است.» محمد عبدالسلام، سخنگو و رییس هیئت مذاکرهکنندهی گروه حوثیها به نحوی پاسخگونه در تویتاش نوشت که: «چقدر کارکردهای فرستادهی مللمتحد منحیث یک میانجی بیطرف باقی مانده؛ حالآنکه طوری معلوم میشود که او آجندای کشور خود را تحت نام مللمتحد تطبیق خواهد کرد.»
فرستادۀ ویژۀ سازمان ملل برای یمن در یک نامه تهنیت و تبریکات خاص خود را به رییس جمهور هادی و اعضای پارلمان، که در نشست پارلمانی در شرق کشور در شهر سیئون اشراک ورزیده بودند، عرض نمود. این امر قهر حوثیها را برانگیخت و فرستادهی ویژه را متهم به اجرای برنامههای کشورش در خاک یمن به وسیلهی سازمان ملل کردند. همچنین، موضعگیری امریکا در حمایت از تشکیل پارلمان یمن علنی شد؛ طوریکه مورگان اورتگس سخنگوی وزارت امور خارجهی امریکا، در یک روزنامهای که دیروز به نشر رسید، چنین گفت: «امریکا به اعضای پارلمان یمنیها، که برای اولین بار پس از سال ۲۰۱۴م باهم اجماع کردند، تبریک و تهنیت عرض میدارد. از نقطه نظر ما برگزاری پارلمان یمنی یک قدم مهم در راستای قانونی شدن دولت مشروع دموکراتیک یمنی است.» مادامیکه خانم مورگان پیشتبانی مکمل ریاست امریکا را برای اعضای پارلمان یمنی ابراز مینمود، او در خلال سخنانش مطرح نمود: «تشکیل پارلمان یک قدم مهمیست که توسط حکومت یمنی برداشته شده تا قانون اساسی مشروع دولت را تقویت بخشد و پیشرفت را در پیادهسازی نتایج کنفرانس گفتوگویهای ملی دوباره احیاء کند و بهطور مسالمتآمیز قدرت سیاسی پیشبینی شده را توسط کوششهای "شورای تعاونی خلیج(GCC)" انتقال دهند.»
انگلیس آخرین ورقهی سیاسی را که حوثیها به آن متکی بودند، از بین برد و نیز انتخابات تکمیلی را برای کرسیهای خالی در همان روزیکه مجلس پارلمان در شهر سیئون تشکیل شد، بهراه انداخت. بناءً حوثیها به این نتیجه رسیدند که انگلیس اولین دشمن آنان است و فرستادهی سازمان ملل را متهم به غیربیطرف بودن و اجرای آجندای کشورش کردند. انگلیس از فرصت طلایی پالسی ریاست ترامپ در جهت مهار ساختن نقش ایران در منطقه استفادهی اعظمی نموده و با قرار گرفتن سپاه پاسداران انقلاب ایران در فهرست نیروهای تروریستی به عربستان سعودی نقش بارزی را در منطقه مهیاء میسازد؛ به خصوص برای یمن. بدین معنیکه ایران را سرکوب میکنند تا فشارهای لازم را بالای حوثیها وارد کند تا طبق برنامههای امریکا در منطقه عمل نمایند. هرچند امریکا خواهان دخیل شدن حوثیها در حکومت یمن است؛ مگر این امر تنها در پرتو قبول کردن حوثیها اتفاق میافتد؛ زیرا عربستان سعودی میخواهد به سوابق یمنی نفوذ پیدا کند.
بنابر این، علیالرغم اینکه امریکا مانع غلامان انگلیسیی مانند "هادی و امارات متحدهی عرب" از وارد نمودن ضربهی مرگبار به حوثیها میشود و شهر الحديده و صنعاء را خط قرمز نبرد دانسته و هرگاه در شرایط سخت قرار بگیرند، آنان را نجات میدهند، این اعمال امریکا به این معنی نیست که به قدرت سیاسی حوثیها در یمن مشروعیت بخشد و یا یک گروه نظامی، که همواره برای غلامان حلقهبهگوششان در عربستان سعودی تهدید محسوب شود؛ بلکه امریکا آنان را به عنوان گنج و ابزار انعطافپذیر مورد توجه دارد تا آجندای خود را در منطقه توسط پول و نوکراناش به دست بیاورد.
بنابر این، به رسمیت شناختن امریکا از پارلمان یمنی تحت مشروعیت رییس جمهور هادی به نفع عربستان سعودی بوده و با این کار امریکا جنگ خود را تحت نام ریاست هادی مشروع میبخشد. این چیزیست که موقعیت امریکا و انگلیس را در این شرایط تاحدودی ثابتقدم نگه میدارد. مگر این "جنگ انگلیسی-امریکایی(Anti-American conflict)" که مخفیانه در جریان است، هرگاه انگلیس و غلاماناش به راهحل نظام رجوع کنند و بعداً امریکا در مقابلاش تحت شعار راهحل بشردوستانه(حقوق بشر) در یمن قرار گیرد، آنگاهست که راز پشت پردهی سیاست انگلیسی-امریکایی به عموم برملا میشود.
امریکا واقعاً خواهان خاتمهی جنگ در یمن است؛ زیرا غلامان سعودیاش را براشفته و خسته ساخته، حالآنکه نوکران حوثیاش از توافقنامۀ يستغلون به خوبی بهره میگیرند تا صدایشان را برای اینکه سهم بزرگی را در راهحل سیاسی پیشبینی شده به دست بیاورند و از سوی دیگر، انگلیس در تهدید راهحل نظامی از یمن بهرهبرداری میکند. این باعث شد که سازمان ملل پس از یک انتظار ۴ ماههی توافقنانهی يستغلون، حوثیها را بخاطر تأخیر و جلوگیری از همان توافقنامه ملامت کند؛ زیرا توافقنامهی مذکور برنامهی استقراریافتهی دولت را در چند روز آینده در مراحل ابتدائی آن اجراء میکند؛ طوریکه اخیراً همین موضوع توسط مارتین گریفیتس، فرستادهی سازمان ملل برای یمن بیان شد.
ای اهل یمن... ای اهل ایمان و حکمت! جنگ انگیسی-امریکایی سرزمین شما را تضعیف نموده، فرزندان شما را به قتل رسانیده است، هتک حرمت به کرامت شما کرده و فقر و تهیدستی را برای شما تحمیل نموده است. بناءً تا چه زمانی مانند مردهگان خفته در قبر خاموشی اختیار میکنید، تکیه بر سازمان ملل استعمارگر میزنید تا مشکلات شما را حل کند و آتش استعمارشان را شعلهور میکنید؟ یگانه راهحل برای مشکلات شما اینست که برای تحکیم قانون رب و پروردگارتان توسط برپایی مجدد خلافت راشدهی ثانی بر منهج فعالیت کنید؛ زیرا باعث عزت و کامیابی شما در دنیا و آخرت میگردد.
دفتر مطبوعاتی حزب التحریر ولایه یمن
(ترجمه)
از عبد الله بن عمر رضی الله عنهما روايت است كه رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمود:
«إِنَّا أُمَّةٌ أُمِّيَّةٌ، لاَ نَكْتُبُ وَلاَ نَحْسُبُ، الشَّهْرُ هَكَذَا وَهَكَذَا»
(رواه بخاری و مسلم)
ترجمه: ما اُمت ناخوان هستيم؛ از نوشتن و حساب كردن(علم نجوم و فلکی) استفاده نمیکنيم؛ ماه گاهی اين قدر و گاهی اين قدر میشود(توسط باز کردن و بسته نمودن انگشتان دستهای خود، نخست، بيستونه و سپس، سی روز را نشان داد).
توضیح حدیث
در این حدیث بیان شده که ما امت ناخوان هستیم؛ یعنی در امور عبادات برای ما اجازه نیست که از علم نجوم یا حساب فلکی استفاده نمائیم؛ زیرا عبادات در اسلام توقیفی بوده(مقدار، زمان و کیفیت ادای عبادات از نزد الله متعال تعیین شده که تغییر و تبدیل یا علتجوئی در آنها جای ندارد)؛ همان طوریکه الله سبحانه وتعالی امر کرده، باید انجام شود؛ چنانچه یک نماز در وقت معیین آغاز و در وقت معیینی انتهاء مییابد که مرتبط به آفتاب است؛ همین طور الله سبحانه وتعالی ثبوت آغاز و انتهای ماه رمضان را به مهتاب مرتبط نموده است و همینطور روزه گرفتن و افطار را به شفق و آفتاب، مرتبط نموده است.
لذا هیچ احدی را حق داده نشده که اوقات عبادات را به غیر این طریقه محدود سازند؛ بناءً هیچ کسی حق ندارد که این روزها را به حساب و شمارش سی روز وغیره منحصر کند؛ چنانچه در این زمان بعضی مردم علاقهمند هستند که رمضان را به ماههای میلادی، که شمار آنها ثابت اند و تغیر نمیکنند، بشمارند.
ایام ماه مبارک رمضان پرفیض میباشد، که گاهی سی روز و گاهی بیستونه روز میآید و این ضابطه مرتبط به طریقۀ حساب نبوده؛ بلکه مربوط به رویت یا دیدن مهتاب و اعلان دخول ماه رمضان از طرف امام یا خلیفۀ مسلمین میباشد؛ چنانچه دیده شده که رمضان یک سال با رمضان سال گذشته تفاوت داشت و با رمضان سال بعدی مساوی بود. لذا هیچ نوع برنامه یا محدودیت دیگری نیست، جز سنجش به رویت مهتاب. اکنون تنها مسألهای که باقی ماند، همان دیدن یا عدم دیدن مهتاب است، این موضوع هیچ ارتباطی به علم فلکی نداشته و جواز هم ندارد که مطابق علم فلکی حکم شود؛ این موضوعی است که نبی کریم صلی الله علیه وسلم به آن در این حدیث و احادیث و نصوص دیگری اشاره کرده و برای ما خبرداده است که عبادات و اوقات آنها همه توقیفی بوده؛ چنانچه الله سبحانه وتعالی امر فرموده و پیامبرش صلی الله علیه وسلم به ما رسانیده است، باید انجام یابند؛ نه به طریقه غیر آن.
اما نسبت امی بودن به این امت، چندین توجیه دارد: از جمله اینکه پیامبر صلی الله علیه وسلم خودش امی و درس نخوانده بود و به قوم امی فرستاده شده بود، گویا امی بودن یک صفت قوم عرب بود؛ طوریکه الله متعال فرموده:
﴿هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولًا مِنْهُمْ﴾
[جمعه: 2]
ترجمه: الله ذاتیست كه در ميان جمعيت درس نخوانده رسولى از خودشان برانگيخت.
از الله سبحانه وتعالی آرزومندیم که چنانچه دین ما را برای ما تکمیل کرده است؛ همان طور محفوظش بدارد و توفیق نصیب ما گرداند تا بتوانیم به طریقۀ سلیم و با صلابت به آن عمل نمائیم؛ طریقهای که در آن عصیان و نافرمانی نکرده باشیم و نه در دین الله چیزی افتراء کرده باشیم! اللهم آمین!
خلاصه حدیث
از حدیث فوق واضح میشود که ماه رمضان از دیدن مهتاب ثابت میشود؛ نه از علم نجوم و حساب فلکی و اینکه ماه رمضان گاهی سی روز و گاهی بیستونه روز میباشد. همچنان واضح گردید که عبادات و اوقات آنها همه توقیفی بوده؛ همان طوریکه الله متعال امر فرموده و پیامبرش صلی الله علیه وسلم به ما رسانیده است، باید انجام یابد؛ نه به طریقۀ غیر آن.
(ترجمه)
بهعنوان بخشی از یک کمپاین جهانی از طرف دفتر مطبوعاتی مرکزی حزبالتحریر، که برای حمایت از مسلمانان اویغور در ترکستان شرقی تحت نام "جنگ چین علیه اسلام در ترکستان شرقی تنها توسط خلافت راشده پایان مییابد" برگزار شد، هیئتی از جانب حزبالتحریر-ولایه یمن تلاش کردند تا نامهای را به سفارت چین در یمن برسانند. هرچند هیچ نمایندۀ رسمی از طرف دولت چین در یمن-حتی در صنعا و عدن- بهدلیل وضعیت ناشی از درگیریهای انگلیسی-امریکایی در این کشور که جرقۀ جنگ را در یمن برافروخت و اکنون وارد پنجمین سالش شده است، وجود ندارد.
باوجود اینکه مردم یمن از جنگها و اختلافات پوچ و بیمعنی در کشورشان رنج میبرند، آنان آنچه را که بر برادران مسلمانشان در چین اتفاق میافتد، فراموش نمیکنند؛ چون عقیدۀ اسلامی قویترین رابطه بین مسلمانان در تمام نقاط جهان میباشد. دریغا هیچ دولتی نیست که آنها را جمع کند و هیچ امامی وجود ندارد که ایشان را از ظلم دولتهای پست کافر محافظت کند تا واقعیتی را که رسولالله صلی الله علیه و سلم بیان کردند، برآورده کند:
«المسلمون أمة واحدة من دون الناس...»
ترجمه: مسلمانان، به جزء بقیۀ مردم، امت واحد اند...
مسلمانان ولایت ترکستان شرقی، مخصوصاً مسلمانان اویغور، بهشدت از ظلم و ستم حکومت چین رنج میبرند. درگیری بین مسلمانان و چین تازه نیست؛ بهخصوص پس از ۱۸۶۳م که ترکستان شرقی، شرقیترین نقطۀ سرزمینهای اسلامی، مورد حملۀ قصابان چین قرار گرفت. بیشاز یک میلیون تن از مسلمانان اویغور در جریان نبردهای سال ۱۹۴۹م؛ زمانیکه رژیم کمونیست چین به رهبری مائوتسه تونگ بر این مناطق مسلط شد، استقلالشان را زیر پا و آن را به جمهوری چین ضمیمه کرد، کشته شدند. دولت چین این منطقه را از مسلمانان تخلیه و آنها را به ولایتهای مرکزی چین توزیع کرد؛ اما مسلمان اویغور تسلیم چین نشدند؛ آنها در انقلابهای ۱۹۳۳م و ۱۹۴۴م بهپاخاستند و این قیامها تاکنون علیه اشغال چین، همانگونه که در ۲۰۰۹م شاهد بودیم، ادامه دارد.
اسلام دلیل اصلی دشمنی چینیها در برابر مسلمانان اویغور میباشد. مساجد از اهداف اصلی حکومت چین است که زهرش را علیه اسلام در آن میریزاند. قسمیکه در سال ۱۹۴۹م، دولت چین حدود ۲۵ هزار مسجد را ویران کرد و تنها ۵۰۰ مسجد را در سراسر این منطقۀ وسیع باقی گذاشت. امروز چین نیمی از مفاهیم و دساتیر کمونیزم را در حوزۀ اقتصاد کنار گذاشته؛ ولی هنوز هرگونه مراسم دینی، بهخصوص در میان جوانان را تحت پیگرد قرار میدهد. درواقع، این اصلیترین سیاست دولت چین است که در این منطقه اجراء میشود.
چین این منطقه را بنابر وجود منابع طبیعی، مخصوصاً نفت، شینجیانگ یا "مستعمرۀ جدید" مینامد. دولت چین میکوشد تا این ناحیه را از نفوس مسلمانان خالی کند و آنان را مجبور میکند تا در ایالتهای مرکزی چین زندگی کنند؛ اما از طرف دیگر، نژاد "هانِ" چین را در این ایالت جایگزین میکند، که این امر سبب شده است، امروز تنها 40درصد از نفوس این ایالت را مردمان اویغور(با ۱۰ میلیون نفوس) تشکیل دهند؛ قسمیکه همین عده نیز در مناطق جنوبی و نواحی روستایی تمرکز یافتهاند.
باوجود این همه، انرژی و نیروی مسلمانان ترکستان شرقی، بهخصوص مناطق روستایی، هنوز جریان دارد؛ طوریکه توانستهاند جلوههای اسلام را به زندگیشان برگردانند. ناآرامیهاییکه گریبان این منطقه را گرفته همیشه وجود داشته است و آن را به ناحیهای مبدل کرده که با بیثباتی حاصل از بمباردمان، خشونت و شدت علیه دولت و موضع ثابت جداییطلبی از چین تمیز میشود. در نتیجه این حالت به ضعیفترین نقطۀضعف دولت از درون تبدیل شده است. اما در پاسخ، چین به بیگاری گرفتن، مسلمانان اویغور را تماشا میکند و رسانهها را از تصویربرداری اعدامها و دستگیریهاییکه شبانه در این منطقه به زور انجام میشود، منع میکند. همچنان، آن عده از مسلمانان اویغور را که فرار نمودهاند و صدایی در بیرون دارند، ردیابی کرده و توانسته است، بسیاری از آنها را به بهانۀ "تروریزم" از طریق دستگاههای امنیتی بینالمللی، مخصوصاً از کشورهای آسیای مرکزی و پاکستان، دستگیر کند.
حقیقت غمانگیز اینست که این ظلم و ستمها علیه مسلمانان اویغور زیر چشموگوش میلیونها مسلمان در جهان؛ بدون اینکه برای رفع این حالت فشار وارد کنند، اتفاق میافتد. این حالت بهدلیل آنست که میلیونها مسلمان پراگندهاند و توسط یک دولت–دولت امت، اسلام و خلافت- متحد نشدهاند. اکنون در نبود خلافت، همۀ مسلمانیکه توان دارند، باید برای بازگرداندنش کار کنند و خلیفه یا امامی را جستجو کنند که عادلانه از امور مراقبت و حفاظت کند و سپری باشد که در عقباش مسلمانان میجنگند؛ همانگونه که از ابوهریره رضی الله تعالی عنه در صحیح بخاری نقل شده است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند:
«وَإِنَّمَا الإِمَامُ جُنَّةٌ يُقَاتَلُ مِنْ وَرَائِهِ وَيُتَّقَى بِهِ»
ترجمه: همانا امام سپری است که در عقباش پیکار میکنید و در امان استید.
آنزمان چین و امثالش هرگز جرئت نخواهند کرد که حتی به یک مسلمان ضرر برسانند؛ چون درک خواهند کرد که ظلمشان با دو برابر پاسخ داده خواهد شد. بدون شک الله سبحانه وتعالی قوی و عزیز است.
دفتر مطبوعاتی حزبالتحریر-ولایه یمن
(ترجمه)
پرسش:
السلام علیکم و رحمة الله و برکاته!
برادر عزیز! مایلم در خصوص پیام اخیرتان، که به تاریخ 24 جون 2018م در مورد جستجوی ماه مبارک رمضان سال جاری منتشر گردید، اشارهای داشته باشم:
تفاوت زمانی ما اینجا در فلسطین با کالیفورنیا ده ساعت است؛ یعنی زمانیکه ماه در کالیفورنیا مشاهده شود، آن زمانی است که سه ساعت کامل از طلوع صبح اینجا در فلسطین گذشته و این بدان معنی است که شب به صورت کامل سپری شده، بدون اینکه دیدن ماه در آن شب ثابت شده باشد؛ پس با این حساب، روزه نداشتن ما در آن روز، چهارشنبه درست است؛ زیرا منطقۀ ما و کالیفورنیا در هیچ بخشی از آن، شبیکه ماه در آن جستجو شده، با یکدیگر مشارکت ندارند. یعنی هرچند ماه در کالیفورنیا دیده شده؛ اما زمانی دیده شده که در منطقۀ ما شب کاملاً سپری گردیده و با این حساب، روزه نداشتن ما درست و مطابق با حکم شرعی است؛ زیرا ما در حکم کسانی قرار میگیریم که ماه به دلیل قرار گرفتن در پس ابر از آنان پوشیده شده است. اما اینکه یک روز از ماه شوال را به نیت قضا آوردن روز چهارشنبۀ قضاشده، روزه بگیریم، به معنی قضا آوردن روز شک است، که چنین کاری اصلاً جایز نیست.
یاد داشت مهم: مناطقیکه در نزدیکی دو طرف خط بینالمللی تاریخی قرار دارند، در خصوص مکان و زمان طلوع و آغاز ماه قمری باهم مشارکت دارند؛ هرچند از لحاظ توقیت زمانی 24 ساعت تفاوت دارند، اما اصل در تحدید آغاز ماه قمری، نام روزها بر اساس توقیت بینالمللی نیست؛ بلکه اصل در دیده شدن ماه است. این معلومات من بود؛ اما الله واقعیت را بهتر میداند و السلام علیکم و رحمة الله! نفیدالجبری
پاسخ:
وعلیکم السلام و رحمة الله و برکاته!
پیامات را گرفتم و به نظرمیرسد موضوع ماه رمضان برایت چندان واضح نیست... برادر محترم! در خصوص این موضوع برخی امور است که باید در مورد آن معلومات عام و تام داشته باشیم:
1. رسول الله صلی الله علیه وسلم میفرمایند:
«صُومُوا لِرُؤْيَتِهِ وَأَفْطِرُوا لِرُؤْيَتِهِ»
ترجمه: با دیدن ماه روزه بگیرید و با دیدن آن افطار کنید(عید کنید).
این فرمودۀ رسول الله صلی الله علیه وسلم خطابی است برای تمام مسلمانان و معنایش اینست که اگرماه در هر مکانی مشاهده شود، پس تمام مسلمانان در هرجاییسکونت دارند، مکلف به عملکردن بر اساس آن میباشند. درک و در نظرگرفتن این مسئله بسیار مهم است... تکرار میکنم: بسیار مهم است.
بنابر این، هرگونه فهم، استنباط و یا تفسیری مبنی بر اینکه مسلمانان مکلف نیستند، روزه و عیدشان را همزمان آغاز کنند، فهمی برخاسته از توجیه و رغبت شخصی بوده و با اصل تبنی شده مخالفت دارد. با این حساب، نتیجهای را که تو درپیامات به آن رسیدهای، مبنی بر اینکه گویا روزه گرفتن در آن روز بالای ساکنین کالیفورنیا فرض؛ اما بالای ساکنین فلسطین فرض نیست، نتیجهای مخالف با فهم درست از حدیث تبنی شدهایست که بیانگر لزوم وحدت مسلمانان تمام جهان در زمان شروع و ختم ماه رمضان میباشد.
2. تفاوت زمانیکه در پیامات میان فلسطین و کالیفورنیا گفته شده، دقیق نیست؛ زیرا تو ادعا میکنی که: «تفاوت زمانی ما اینجا در فلسطین با کالیفورنیا ده ساعت است؛ یعنی زمانیکه ماه در کالیفورنیا مشاهده شود، آن زمانی است که سه ساعت کامل از طلوع صبح اینجا در فلسطین گذشته و این بدان معنی است که شب به صورت کامل سپری شده، بدون اینکه دیدن ماه در آن شب ثابت شده باشد؛ پس با این حساب؛ روزه نداشتن ما در آن روز، چهارشنبه درست است؛ زیرا منطقۀ ما و کالیفورنیا در هیچ بخشی از آن شبیکه ماه در آن جستجوشده، با یکدیگر مشارکت ندارند؛ یعنی هرچند ماه در کالیفورنیا دیده شده؛ اما زمانی دیده شده که در منطقۀ ما شب کاملاً سپری گردیده و با این حساب روزه نداشتن ما درست و مطابق با حکم شرعی است؛ زیرا ما در حکم کسانی قرار میگیریم که ماه به دلیل قرار گرفتن در پس ابر از آنان پوشیده شده است. اما اینکه یک روز از ماه شوال را به نیت قضا آوردن روز چهارشنبه قضا شده روزه بگیریم، به معنی قضا آوردن روز شک است، که چنین کاری اصلاً جایز نیست.» در حالیکه نباید این چنین محاسبه نمود:
الف) این درست است که تفاوت زمانی میان فلسطین و کالیفورنیا ده ساعت است؛ زیرا روی خط طولی (35) درجۀ شرقی قرار گرفته و کالیفورنیا روی خط طولی (120) درجۀ غربی؛ یعنی تفاوت میان این دو موقعیت جغرافیایی (35+120=155) است و هر خط در حدود (4) دقیقه تفاوت زمانیدارد. بناءً تفاوت زمانی میان فلسطین و کالیفورنیا حدوداً ده ساعت است؛ اما این تفاوت از پیش محاسبه میشود و نه از پس؛ زیرا زمان ما از زمان کالیفورنیا پیش است و نه پس. به طور مثال: در هنگام غروب آفتاب روز چهارشنبه در کالیفورنیا، که مثلاً ساعت شش شام (18) باشد، شب پنجشنبه آنها شروع میشود و آن زمانی است که شب پنجشنبه ما در شرف تمام شدن است؛ یعنی زمان ما (18+10=28) میباشد و این یعنی حدود چهار صبح روز جمعۀ ما، که پیش از آذان صبح و یا نزدیک به آن است و نه چنان که تو به عقب محاسبه کردهای و این ده ساعت تفاوت را به عقب برگردانده و گفتهای که زمان ما (18-10)، یعنی هشت صبح است؛ زیرا هشت صبح هرروز فلسطین همزمان با حدود ده شب همان روز در کالیفورنیا است؛ زیرا شب هرروز قبل از خود آن روز فرا میرسد! پس آفتاب هرروز، پیش از آنکه در کالیفورنیا طلوع کند، در فلسطین طلوع میکند و پیش از آنکه در کالیفورنیا غروب کند، در فلسطین غروب میکند. به طورمثال: اگر زمانیکه آفتاب در کالیفورنیا در ساعت شش شام (18) روز سهشنبه، یعنی شب چهارشنبه غروب کند، آن زمان در نزد ما اندکی پیش از (4) صبح روز چهارشنبه میباشد و با این حساب؛ به احتمال زیاد ما و آنان در بخشی از شب باهم شریک استیم؛ هرچند این مشارکت اندک باشد.
ب) به فرض اینکه شب ما و شب آنان در هیچ بخشی باهم مشارکت نداشته باشد، بازهم شروع و ختم روزه در هردو مکان یکی خواهد بود. جزئیات موضوع قرار ذیل است:
- فرض کنیم سه منطقۀ جغرافیایی وجود دارد (أ، ب، ج) و منطقۀ (أ) با منقطۀ (ب) در بخشی از شب مشارکت دارد و این دو منطقه همزمان با یکدیگر روزه میگیرند و عید میکنند و در عین حال؛ منطقۀ (ب) با منطقۀ (ج) در بخشی از شب مشارکت دارد و روزه و عید را همزمان آغاز میکنند. این بدان معنی خواهد بود که منطقۀ (أ) لزوماً باید با منطقۀ (ج) روزه و عید داشته باشد؛ چه منطقۀ (أ) با (ج) در بخشی از شب مشارکت داشته باشد و یا نداشته باشد؛ زیرا چنانکه قبلاً گفته شد؛ (أ) با (ب) در بخشی از شب مشارکت دارد و همزمان روزه و عید را آغاز میکنند و (ب) با (ج) در بخشی از آن شب مشارکت داشته و روزه و عید را همزمان آغاز میکنند. از آن جاییکه این واقعیت بالای تمام مناطق زمین صدق میکند؛ پس تطبیق نمودن حدیث فوق الذکر «صُومُوا لِرُؤْيَتِهِ وَأَفْطِرُوا لِرُؤْيَتِهِ» یعنی با دیدن ماه روزه بگیرید و با دیدن آن افطار کنید(عید کنید). در تمام مناطق جهان به صورت همزمان ممکن و میسر است.
3. با این حساب؛ حتی اگر فلسطین با کالیفورنیا در بخشی از شب؛ چنانکه تو در پیامات ادعا کردهای، هیچ مشارکتی هم نداشته باشد، بازهم میان این دو جغرافیا؛ مثلاً منطقهای از افریقا موقعیت دارد که در بخشی از شب با کالیفورنیا و در عین حال در بخش دیگری از شب با فلسطین مشارکت داشته باشد و به این ترتیب؛ این منطقۀ افریقا روزه و عیدش را همزمان با کالیفورنیا و فلسطین آغاز میکند و نتیجه این میشود که فلسطین و کالیفورنیا روزه و عید را همزمان آغاز میکنند و بر اساس این محاسبه؛ سراسر جهان نیز روزه و عید را همزمان آغازمیکنند و به این ترتیب است که حدیث رسول الله صلی الله علیه وسلم مصداق پیدا نموده و روزه و عید تمام مسلمانان در سراسر جهان زمان واحد میداشته باشند.
4. اما در صورتیکه تصور تو را اساس قرار دهیم؛ یعنی باید فلسطین و کالیفورنیا در بخشی از شب باهم مشارکت داشته باشند تا آغاز روزه و عیدشان همزمان باشد و بر اساس معلومات تو، که در پیامات گفته شده، این دو منطقه باهم چنین مشارکتی ندارند؛ در چنین صورتی، حدیث رسول الله صلی الله علیه وسلم، که آغاز روزه و عید تمام مسلمانان را لزوماً همزمان میداند، غیرواقعی و معطل میشود و طبیعتاً این مسئله با تبنی ما و اینکه مسلمانان را به وحدت شروع زمان روزه و عید فرامیخوانیم، در تضاد قرار میگیرد. در این خصوص ما منشوری را در 25 شعبان سال 1415هـ.ق مصادف با 14 دسمبر 1998م منتشر نموده بودیم، جزئیات آن را میتوانی در آن مطالعه نمائی.
5. اما اینکه میگوئی: شب زمانی در فلسطین فرا میرسد که آفتاب در کالیفورنیا طلوع کرده؛ بناءً تکلیف روزه چگونه خواهد بود؟ باید گفت که این مسئلۀ دشواری نیست؛ زیرا ماه پس از غروب آفتاب روز مثلاً: چهارشنبه مشاهده میشود؛ بناءً ما روز پنج شنبه را روزه میگیریم و زمانیکه ماه در فلسطین دیده شده، روزچهارشنبه کالیفورنیاست و هرگاه آفتاب روزچهارشنبه آنان غروب نمود، چه ماه را دیده باشند و یا خیر، همان مشاهده شدن آن در فلسطین، روزۀ پنجشنبه را بالای آنان واجب میگرداند؛ اما در صورتیکه ماه پس از غروب آفتاب روز چهارشنبه در منطقۀ ما مشاهده نشد؛ اما آنان پس از غروب آفتاب روز چهارشنبۀشان، آن را در کالیفورنیا مشاهده کردند و خبر مشاهده شدن آن چاشت روز پنجشنبه به ما رسید، در این صورت ما روزۀ روز پنجشنبه را قضا میآوریم و این مسئله هم در مورد آغاز ماه رمضان صدق میکند و هم در پایان آن؛ یعنی در شب عید. چنین اتفاقی در زمان رسول الله صلی الله علیه وسلم نیز افتاد؛ چنانچه در حدیثیکه احمد در مسندش از ابی عمیر بن انس روایت نموده که گفت:
«غُمَّ عَلَيْنَا هِلَالُ شَوَّالٍ فَأَصْبَحْنَا صِيَاماً فَجَاءَ رَكْبٌ مِنْ آخِرِ النَّهَارِ فَشَهِدُوا عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ e أَنَّهُمْ رَأَوْا الْهِلَالَ بِالْأَمْسِ فَأَمَرَ رَسُولُ اللَّهِ أَنْ يُفْطِرُوا مِنْ يَوْمِهِمْ وَأَنْ يَخْرُجُوا لِعِيدِهِمْ مِنْ الْغَدِ»
ترجمه: ماه شوال به دلیل وجود ابر برماپوشیده شد و ما روز بعد با روزه آغاز نمودیم؛ سپس کاروانی در اواخر آن روز وارد شهر شده و به رسول الله صلی الله علیه وسلم شهادت دادند که آنان ماه را روز گذشته دیدهاند. رسول الله صلی الله علیه وسلم دستور داد تا مردم روزۀ آن روزشان را شکسته و فردای آن روز عید را جشن بگیرند.
پس رسول الله صلی الله علیه وسلم به آنان دستور داد تا روزۀشان را به دلیل اینکه کسان دیگری ماه شوال را در شهر مدینۀ منوره دیده بودند، بشکنند؛ زیرا آنان در روزی روزه گرفته بودند که به گمان آنان از جملۀ روزهای رمضان بود. اهل کاروان ماه راه پیش از رسیدن به شهر دیده بودند و مردم شهر هنوز از اینکه آنان ماه را دیده بودند، خبر نداشتند؛ بناً روزه گرفتند؛ اما زمانیکه خبردار شدند که کسان دیگری از مسلمانان ماه را دیدهاند، رسول الله صلی الله علیه وسلم به آنان دستور شکستن روزه را داد؛ اما در حال حاضر، که رسانهها در هرجا وجود دارد و تمام دولتها توان رسانیدن خبر دیده شدن ماه را به سراسرجهان در ظرف چند ثانیه دارند، بر مسلمانان واجب است تا ماه رمضان را به مجرد ثبوت دیده شدن ماه در هر کجایی از کرۀ زمین، آغاز و یا ختم نمایند.
بناءً نتیجه میگیریم که این کار، کار دشواری نیست؛ البته برای کسانیکه الله سبحانه وتعالی کار را برای آنان ساده کرده است، به ویژه با توجه به اینکه رسانهها امروزه در هرکجا در دسترس است و با یک چشم به هم زدن اخبار را به هر کجای جهان مخابره میکنند.
6. و اما در مورد روز شک، باید گفت که واقعیت آن چنان نیست که تو گفتی؛ بلکه روز شک همان روز سیام شعبان است که خبر دیده شدن ماه توسط هیچ مسلمانی به شما نرسد؛ یعنی ماه در هیچ کجای زمین دیده نشده باشد، روزه در چنین روزی جایز نیست. اما در صورتیکه به شما خبر رسید که کسی ماه را دیده و شما در آن روز به دلیل اینکه آن روز را روز شک میشمردید، روزه نداشتید، در این صورت آن روز، دیگر روز شک نبوده و شما باید روزۀ آن روز را قضا بیاورید.
خلاصه اینکه حدیث رسول الله صلی الله علیه وسلم (صموا لرؤیته و...) شامل سراسر جهان میشود و هر ادعای خلاف آن، اشتباه و یا ناشی از تمایلات فردی میباشد و الله سبحانه وتعالی داناتر و حکیمتر است.
در اخیر لازم به تذکر میدانم اینکه: بهتر نبود تو، دنبال خیرخواهی استی و پرسشات را پرسش گونه مطرح میکردی تا تقریر گونه؟ آیا چنین نیست؟
برادرتان عطاء بن خلیل ابوالرشته
(ترجمه)
پرسش اول:
حفتر به گونۀ غیرمترقبه به غرب لیبیا حمله نمود و این حمله هنوز ادامه دارد؛ در حالیکه جبهۀ جنگ میان او و سراج تقریباً آرام بود. چه چیزی باعث شد حفتر دست به چنین حملهای بزند؛ به ویژه با توجه به اینکه حکومت سراج در غرب لیبیا حکومتی است که از طرف جامعۀ جهانی به رسمیت شناخته شده؟ و پیامد این حمله چه خواهد بود؟
پاسخ:
1. پاسخ را میتوان از منشوریکه قبلاً به تاریخ 20 فبروری 2019م، یعنی حدوداً 40 روز پیش از حملۀ حفتر منتشر نمودیم، دریافت. در آن منشور تصویری روشنی از تحولات امور در لیبیا ارائه نمودیم که از جمله میتوان به بخشهایی از آن اشاره نمود:
«اول: حفتر، مزدور امریکا، با تسلطاش بالای شهر بنغازی در حقیقت بالای سراسر شرق لیبیا تسلط پیدا نمود و با یکطرفه نمودن کشمکش در شهر درنه در نیمۀ سال 2018م به نفع خودش، تسلط خویش را بالای شرق لیبیا کاملاً استحکام بخشید. پس از آنکه جنگها به منطقۀ کمربند نفتی کشانیده شد، کشمکشها در لیبیا میان مزدوران امریکا به رهبری حفتر و مزدوران اروپا به رهبری سراج در طرابلس شدت بیشتری گرفت. حفتر با گسترانیدن تسلط خویش بالای کمربند نفتی، پلۀ نظامیاش را نسبت به حکومت سراج سنگینتر نمود. اما امکانات نظامی را که حفتر از سیسی، مزدور دیگر امریکا در مصر به دست میآورد، در حدی نیست که به او امکان دهد تا غرب لیبیا را به صورت کامل به تصرف خود در آورد؛ زیرا در غرب مستقیماً با دولتهای ارپائی به علاوۀ نزدیکی آن با الجزائر، که وابسته به اروپائیان است، طرف است. ترس حفتر از الجزائر و مداخلۀ آن پوشیده نیست؛ بلکه به صراحت از آن یاد نمود: «طاهر سیاله وزیر خارجۀ لیبیا روز دوشنبه در سخنانی از اظهارات خلیفه حفتر اظهار بیاطلاعی نموده و آن را غیرمسئولانه خواند. حفتر هشدار داده بود که: "دامنۀ جنگ لیبیا را در ظرف چند لحظه به داخل خاک الجزائر میکشاند." حفتر قبلاً اعلان نموده بود که الجزائر از اوضاع امنیتی لیبیا سوءاستفاده میکند و اینکه شماری از سربازان الجزائری با عبور از مرز، وارد خاک لیبیا شدهاند.» (منبع: فرانس 24، 10 سپتمبر 2018م)
دوم: اینکه مصر به رهبری سیسی و به دستور امریکا از حفتر حمایت نموده و این حمایت به او قدرت داده تا شرق لیبیا و منطقۀ کمربند نفتی را زیر تسلط خود در آورد، یک طرف واقعیت موجود در لیبیا است و واقعیت دیگر اینست که حکومت سراج به دلیل نزدیکی جغرافیائی با آن، از حکومت وی حمایت میکند و همچنین اروپا در پس این حکومت قرار دارد. این دو واقعیت به مثابۀ ترازویی است که هردو پلۀ آن تقریباً با هم مساوی است؛ هرچند پلۀ نظامیحفتر به دلیل حمایت بزرگ امریکا از وی سنگینتر است؛ زیرا امریکا در پی آنست تا موقف حفتر را با اقدامات نظامیاستحکام بخشیده و وی را غالب کند؛ سپس دروازۀ مذاکرات را بگشاید. اما پلۀ سیاسی، هنوز هم به نفع حکومت سراج سنگینی میکند؛ زیرا نفوذ اروپا، تسلط وی بالای طرابلس-پایتخت و سنگینی کدرهای سیاسی وابسته به اروپا را ضمانت نموده. به همین دلیل است که حفتر نمیتواند به جانب پایتخت پیشروی نماید و نه هم میتواند وارد مذاکرات جدی با حکومت سراج شود و در نتیجه هردو طرف با سنگینییکه دارند، سر جای خود باقی ماندهاند و دو جانب مساوی به نظر میرسند. این دو تنگناه باعث شده که هردو طرف کشمکش در لیبیا در وضعیت جمود به سر ببرند و هیچ طرفی نتواند اوضاع را به نفع خود یک طرفه نماید. بنابر این، کشانیدن دامنۀ جنگها به جنوب یمن برای حفتر نوعی خروج از این تنگناهها تلقی میگردد تا بتواند از طریق آن دامنۀ تسلط نظامیخویش را گسترش داده و به اینترتیب راهحل با تأثیرگذاری قویتر امریکا نسبت به اروپا مطرح گردد که چنین هم شد؛ چنانچه «سخنگوی اردوی ملی لیبیا اعلان نمود که نیروهای خلیفه حفتر روز چهارشنبه عملیات گسترۀ نظامی را در جنوب این کشور به هدف "پاکسازی آن" از گروههای مسلح، به شمول افراد گروه افراطی داعش و جریانهای جنایتکار راهاندازی نمودند.» (منبع: فرانس 24، 17 جنوری 2019م)
خلاصه اینکه ممکن است حفتر با کمکهای زیاد نظامییکه امریکا، به ویژه از طریق مصر برایش فراهم میکند، بتواند لیبیا را به دو بخش تقسیم کند. بخش شرقی را به صورت کامل در اختیار گرفته و کمربند نفتی را، که شاهرگ اقتصاد لیبیا به شمار میرود، نیز به تصرف خود در آورده و در بخش غربی نیز تا حدودی رخنه نموده و اینک به جانب جنوب روی آورده تا تسلط نظامی و اقتصادیاش را در آن گسترش دهد.
از آن جاییکه امریکا به دلیل ترسیکه از الجزائر و پشتیبانی بزرگ اروپا از حکومت سراج در غرب دارد، حفتر را برای براوردن اهداف دیگری به جانب غرب لیبیا سوق میدهد و آن عبارت است از اذیت نمودن دولتهای اروپائی در مسئلۀ مهاجرت و هجوم به نفوذ فرانسه در دولتهای همجوار لیبیا از یک زاویۀ دیگریکه در آغاز از چاد شروع نموده است.» نقل قول تمام شد.
به نظر میرسد حفتر با استفاده از تحولات اخیر الجزایر و مشغول شدن اردوی الجزایر به این تحولات، اقدام حمله به غرب لیبیا(مرز الجزایر) نموده. این حمله از تاریخ 4 اپریل 2019م، یعنی دو روز پس از استعفای بوتفلیقه، که اوج بحران بود، آغاز شد و این فرصتطلبی به او امکان داد تا به گونۀ قابل توجهی خودش را به طرابلس نزدیک کند.
2. اینکه نتیجۀ این حمله چه خواهد بود، باید گفت که انتظار نمیرود حفتر این قضیه را با تسلط یافتن بالای طرابلس یک طرفه نماید، به دو دلیل:
اول: این اروپا و الجزایر بود که در برابر حفتر قرار میگرفت؛ اما الجزایر در حال حاضر سرگرم شرایط داخلی خود است و اروپا هنوز توان اعمال فشارهای سیاسی را دارد: «فدریکا مودورونی مسئول سیاست خارجۀ اتحادیۀ اروپا روز دوشنبه خواستار آتشبس بشردوستانه در لیبیا و برگشتن به مذاکرات شد.» (منبع: اسکای نیوز 8 اپریل 2019م) انگلیس نیز پیشنهاد توقف جنگ را به شورای امنیت پیش نمود: «پس از آنکه نیروهای خلیفه حفتر، که نیرومندترین مرد در شرق لیبیا به شمار میرود، برای تسلط بالای شهر طرابلس دست به حمله زدند، انگلیس پیشنهادی را تسلیم شورای امنیت نمود و در آن خواستار توقف فوری جنگ در لیبیا گردید. آژانس فرانس پرس روز سهشنبه یک نسخه از این پیشنهاد را به دست آورد. در این پیشنهاد گفته شده که حملۀ "اردوی ملی لیبیا" به رهبری حفتر، ثبات لیبیا و روند مذاکرات سیاسی به رهبری سازمان ملل و راهحل سیاسی فراگیر بحران را مختل میکند.» (منبع: آژانس جهانی فرانس پرس، 16 اپریل 2019م)
پس اروپا با تمام توان برای متوقف نمودن پیشروی حفتر از فشارهای سیاسی استفاده خواهد نمود و حتی در صورت لزوم دست به مداخلۀ نظامی نیز خواهد زد: «احمد مسماری یکی از نظامیان برجستۀ اردوی ملی لیبیا گفت: «طیارههای نیروهای مربوط به حکومت وفاق در حملات بالای مواضعی در لیبیا توسط دو تن پیلوت خارجی به پرواز آمده.» (منبع: العربیه نت، 13 اپریل 2019م) همچنین: «فدریکا مودورونی مسئول سیاست خارجۀ اتحادیۀ اروپا روز سهشنبه دولتهای این اتحادیه را تشویق نمود تا کشتیهای جنگیشان را مجدداً به بحر متوسط بفرستند تا در عملیات موسوم به "صوفیا" با قاچاق سلاح و نفت در لیبیا مبارزه نمایند. وی در ادامه افزود: «حملهای را که "خلیفه حفتر" بالای طرابلس راهاندازی نموده، احتمالاً منجر به کشمکشی شود که در آن از سلاحهایی کارگرفته شود که نباید شود.» (منبع: سایت المدینه، 17 اپریل 2019م) گرچه او در این اظهاراتاش خواستار برگرداندن کشتیهای جنگی برای جلوگیری از قاچاق سلاح و نفت شد؛ اما موضوع را به حفتر و حملهاش بالای طرابلس پیوند داد! پس بعید به نظر نمیرسد این کشتیهای جنگی به گونۀ غیرمستقیم و به بهانۀ قاچاق سلاح و نفت علیه حملۀ حفتر به کار گرفته شود.
دوم: امریکاییکه از حفتر، به ویژه توسط مصر به رهبری سیسی، پشتیبانی میکند، میداند که اروپا به لیبیا توجه خاص دارد و با تمام توان تلاش خواهد نمود لیبیا را به این سادهگی و با ضربههای حفتر از دست ندهد. امریکا میداند که اروپا در برابر از دست دادن لیبیا به صورت کامل مقاومت خواهد نمود و این مقاومت را با استفاده از اسالیب مختلف به کارخواهد گرفت و به همین دلیل است که امریکا خواستار مذاکرات شد: «سفارت امریکا در لیبیا با نشر بیانیهای در روز دوشنبه یک بار دیگر تأکید نمود که "بحران لیبیا راهحل نظامی ندارد" و در صفحۀ رسمی تویترش با اصرار نوشت: "راهحل سیاسی یگانه راهی است که میتواند این کشور را متحد نموده و نقشۀ عملی تأمین امنیت، استقرار و شکوفایی را برای تمام مردم لیبیا میسر خواهد کرد.» (منبع: اسپوتنیک عربی، 8 اپریل 2019م) اما امریکا این راهحل سیاسی را تا بهبود یافتن وضعیت حفتر و گسترش مناطق زیر تسلط وی پیوسته به تعویق خواهد انداخت تا اینکه موقف وی در مذاکرات، موقفی برتر و نیرومندتر باشد و به این ترتیب؛ سهم امریکا از این راهحل سیاسی مبتنی بر مذاکرات، سهمی بیشتر و نیرومندتر باشد و در عین حال، اروپا نیز سهمی هرچند اندک داشته باشد، به ویژه انگلیس، زیرا طبقۀ سیاسی لیبیا در حال حاضر وابسته به انگلیس است. بنابر این، انتظار میرود حفتر به پیشرویاش به جانب طرابلس ادامه ندهد و این شهر را به صورت کامل زیر تسلط خویش در نیاورد و در عوض آن به مذاکرات بپردازد؛ مذاکراتیکه حفتر در محراق توجه و مرکزیت آن قرار داشته باشد.
احتمالاً نقشۀ امریکا همین است که بیان شد و ممکن است این نقشه در صورتیکه الجزایر بتواند مشکلاتاش را به سرعت حلوفصل کند، به ناکامی بینجامد؛ زیرا در آن صورت اردوی الجزایر حفتر را تهدید خواهد نمود؛ بلکه حتی ممکن است مستقیماً با آن وارد جنگ شود. البته اوضاع جاری در الجزایر نشان میدهد که بحران این سرزمین به سرعت حل شدنی نیست و این امر باعث خواهد شد تا راهحل ها به درازا بکشد.
3. به این ترتیب، مسلمانان هم توسط حکومت سراج و هم توسط اردوی حفتر به قتل میرسند؛ نه برای سربلندی دین الله سبحانه وتعالی و نه برای بیداری و شکوفایی بندهگان الله سبحانه وتعالی؛ بلکه برای اینکه امریکا و اروپا با صدای بلند و از عمق دل به مردمی بخندند که به خاطر منافع دیگران به جان یکدگر افتادهاند؛ مردمیکه وقتی نقششان در این مضحکه به پایان رسد، هیچکسی نیست که به حال رقت بارشان اظهار تأسف کند. آری! کفار استعمارگر با مزدورانشان چنین میکنند و این مزدوران بیدرک و درایت هرگز پند و عبرت نمیگیرند و چشمشان را باز نمیکنند تا به مصیبتهای دنیوی و جایگاه پست اخرویشان نظری اندازند. الله عزیز و قوی چه دقیق و به جا میفرماید:
﴿وَمَن كَانَ فِي هَٰذِهِ أَعْمَىٰ فَهُوَ فِي الْآخِرَةِ أَعْمَىٰ وَأَضَلُّ سَبِيلًا﴾
[اسراء: 72]
ترجمه: اما کسیکه در این جهان(از دیدن چهرۀ حق) نابینا بوده است، در آخرت نیز نابینا و گمراهتر است!
پرسش دوم:
این چه وضعیتی است که در سودان جریان دارد: بشیر استعفا و یا بهتر است بگوییم برکنار شده و در جای امن است و از وی نگهداری میشود؛ سپس عوض جایگزین او میشود؛ او نیز یک روز بعد استعفا میدهد و برهان جایگزیناش میشود؟! از جانب دیگر، فرمانده نیروهای واکنش سریع میگوید که او وارد شورای نظامی نمیشود؛ اما در روز بعد به صفت معاون رئیس شورای نظامی تعیین میشود؟! مخالفان خواستار حکومت غیرنظامی با صلاحیت عام و تام میشوند و پاسخ شورای نظامی به این خواست این است که حکومت غیر نظامی تشکیل خواهد شد؛ اما رهبری از آن شورای نظامی خواهد بود. به این ترتیب، طرفهای دخیل تا حدودی سردرگم و نگران اند؛ واقعیت امر از چه قرار است؟
پاسخ:
1. برادر عزیز! اگر منشورات ما را در این قضیه دنبال مینمودید، تصویر روشنی به دست میآوردید و نگرانیهایت برطرف میشد؛ چنانچه به تاریخ 4 مارچ 2019م، یعنی یک ماه پیش از برکناری عمر بشیر منشوری را منتشر نمودیم و در بخش پایانی آن چنین گفتیم: «در اخیر باید گفت: دو مسئله وجود دارد که قابل تأمل و دقت بیشتر است:
اول) نخستین چیزیکه امریکا بالای مزدورانش الزامی میکند، اینست که با تمام توان باید برای تأمین منافع امریکا تلاش کنند و بشیر عملاً این کار را کرد؛ در حدیکه حتی حاضر شد به خاطر تأمین منافع امریکا، جنوب سودان را جدا نماید و با این کار قسماش را شکست. امریکا تا امروز از بشیر پشتیبانی میکند؛ چنانچه ارتباطاتیکه با حکومتاش دارد و ما نمونههای آن را در فوق بیان نمودیم، به خوبی بیانگر این واقعیت است؛ اما در صورتیکه اعتراضها ادامه پیدا کند و بشیر نتواند آن را در کوتاهمدت مهار کند، از چشم امریکا خواهد افتاد و به این ترتیب توان خدمتگذاری به امریکا و منافع آن را نخواهد داشت و به این ترتیب، به گمان اغلب امریکا سعی خواهد نمود تا او را از قدرت کنار زند. احتمالاً کنار رفتن بعضی از طرفداران حکومت از سهمشان در حکومت تا بتوانند بر موج اعتراضها سوار شوند، به ویژه حزب میرغنی، که وابسته به امریکاست، احتمالاً به همین هدف صورت میگیرد؛ یعنی تلاشهایی برای ساختن بدیل؛ زیرا لازمۀ کنار زدن بشیر، وجد بدیلیست که در میان مردم پذیرفته شده باشد. امریکا معمولاً از این اسلوب با مزدورانش استفاده میکند؛ چنانچه با حسنی مبارک نیز استفاده کرد. زمانیکه مبارک نتوانست اعتراضها را مهار کند، امریکا به وی دستور داد کنار برود و او استعفاء نمود و طنطاوی و شورای نظامی را به جایش تعیین کرد. پس این اسلوبی است که در نزد امریکا معمول است و یگانه مسئلۀ مهم در این اسلوب آنست که پیش از صدور دستور کنار رفتن به مزدور برحال، باید مزدور بعدی از هرلحاظ آماده شده باشد؛ زیرا امریکا میترسد مبادا قبل از اینکه مزدور بعدی به پختگی برسد، مردان صادق و مخلص قدرت را در دست گرفته و تبدیل به خاری شوند که در گلوی امریکا گیر کند؛ چنانچه یگانه دلیل بقای بشار بر حکومتاش تاکنون همین مسئله بوده است.
دوم) آنچه مایۀ نگرانی است، اینست که مبادا خونهای ریخته شده، زخمهای متحمل شده و خساراتیکه به منافع عامه وارد شده همه هدر رود و اعتراضها در نهایت منجر به این شود که یک مزدور جایگزین مزدور دیگر گردد و قانون اساسی وضعی و ساخت بشر همچنان در این سرزمین باقی مانده، جانهای بیشتری را بگیرد و بندهگان الله سبحانه وتعالی را در رنج و بلا نگهدارد. این دقیقاً همان چیزی است که در مورد آن هشدار میدهیم؛ زیرا دیده میشود که اعتراضها تا امروز شعار اسلام را سر نمیدهد و خواستار تطبیق احکام شریعت اسلامی از طریق رهبری صالح و صادقی نیست که در جهت ازسرگیری زندگی اسلامی با برپائی خلافت راشده سعی و تلاش کند و به این ترتیب، بحران سیاسی نیز به حال خود باقی مانده و حتی بدتر نیز شود. فرمودۀ الله سبحانه وتعالی حق مبین است که میفرماید:
﴿فَمَنِ اتَّبَعَ هُدَايَ فَلَا يَضِلُّ وَلَا يَشْقَىۖوَمَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنْكاً﴾
[طه: 123-124]
ترجمه: هرکس از هدایت من پیروی کند، نه گمراه میشود و نه در رنج خواهد بود! و هرکس از یاد من روی گردان شود، زندگی(سخت و) تنگی خواهد داشت.» نقل قول تمام شد.
2. آنچه در سودان اتفاق افتاد و میافتد، تقریباً بیانگر اتفاقاتیست که در منشور ما ذکر گردیده بود؛ چنانچه بشیر نتوانست به اعتراضها پایان دهد؛ بناءً اعتراضها وی را به حاشیه راند و سرانجام کارش خسران، ذلت و اهانت شد. عوض بن عوف روز پنجشنبه جانشین او شد؛ اما روز جمعه وی نیز کنار زده شد؛ انگار از او به عنوان حلقۀ وصل، به علاوۀ اینکه در میان مردم نیز نفوذی نداشت، استفاده گردید. سپس عبدالفتاح برهان را به صحنه آوردند: «بشیر قبلاً در ماه فبروری 2018م وی را به صفت رئیس ارکان نیروهای زمینی تعیین نموده بود و به تاریخ 26 فبروری 2019م، بشیر با ترفیع رتبۀ نظامی عبدالفتاح موافقت نمود و در همان روز بود که به صفت تفتیش کل نیروهای مسلح نیز تعیین گردید.» (منبع: سایت سودان امروز، 13 اپریل 2019م) به این معنی: عمر بشیر، عبدالفتاح را به صفت تفتیش کل در جریان اعتراضها برگزید و وی بود که صبح روز جمعۀ 12 اپریل 2019م با اعتصاب کنندهگان مذاکره نمود و شام همان روز به صفت رئیس شورای نظامی شروع به کار نمود؛ این تغییر و تبدیلی را بن عوف اعلان نمود؛ کسیکه خودش بر اساس آن و درست یک روز پس از در دست گرفتن شورای نظامی، از این سمت کنار رفت.
برهان برای کاستن از تنشها برخی گامهایی را برداشت؛ چنانچه: «عبدالفتاح برهان رئیس شورای نظامی انتقالی سودان به تظاهرکنندهگان سر عطوفت و مهربانی نشان داد. وی در نخستین بیانیهاش اعلان نمود که برای تمثیل رهبری دولت، به زودی نشست نظامی تشکیل خواهد شد و برای ادارۀ کشور در مرحلۀ پیشرو، حکومت مدنی "با توافق همه" تشکیل خواهد شد. وی منع رفت و آمد را نیز لغو نمود و بازداشت شدهگان را آزاد نمود.» (منبع: نشریۀ خرطوم-البیان، 14 اپریل 2019م) وی پس از آن محمد حمدان دقلو فرمانده نیروهای وانکش سریع را به صفت معاون خویش تعیین نمود. تعجبآور اینست که این دقلو خود روز پنجشنبه 11 اپریل 2019م گفته بود که هرگز در شورای نظامی شرکت نخواهد کرد؛ اما روز بعد آن به صفت معاون رئیس شورای نظامی شروع به کار کرد. وی در اظهاراتاش چنین گفته بود: «مایلم به تمام مردم سودان اعلان نمایم که من به صفت فرمانده نیروهای وانکش سریع از تاریخ 11 اپریل 2019م، از مشارکت در شورای نظامی معذرت خواستم و کارم را به صفت بخشی از نیروهای مسلح ادامه داده و برای وحدت کشور و احترام به حقوقبشر و حمایت از مردم سودان سعی و تلاش خواهم نمود.» (منبع: آر تی، 12 اپریل 2019م) اما وی در روز بعد پس از این اعلان بود که معاون رئیس شورای نظامی شد. «شورای نظامی انتقالی سودان شام روز شنبه محمد حمدان دقلو فرمانده نیروهای وانکش سریع را به صفت معاون رئیس شورای انتقالی برگزید.» (منبع: مرصد، 14 اپریل 2019م) جهت معلومات باید گفت که این مرد یکی از ستونهای حکومت بشیر به شمار میرفت و به نظر میرسد در حکومت جدید نیز نقش یک ستون را دارد؛ چنانچه هنوز یک روز از تاریخ تعیین وی به سمت جدیدش نگذشته بود که با کارآگاه امور سفارت امریکا دیدار نمود و با اظهار محبت از وی به گرمی استقبال نمود: «محمد حمدان دقلو معاون رئیس شورای نظامی روز یکشنبه در قصر ریاست جمهوری با استیفن کوتسیس کارآگاه امور سفارت امریکا در خرطوم دیدار نمود. به گفتۀ آژانس خبری سودان "سونا" دقلو اوضاع و تحولات کشور و اسباب تشکیل شورای انتقالی نظامی و همچنین گامهایی را که وی برای تأمین امنیت و استقرار در سودان برداشته، به اطلاع این دیپلومات امریکایی رساند.» بر اساس اظهارات منتشر شده از آژانس مذکور؛ کارآگاه امور سفارت امریکا نیز به نوبۀ خود از شورای نظامی به خاطر تأمین امنیت تحسین و تأکید نمود که دوطرف باید به همکاریهای دوجانبۀ خویش ادامه دهند تا به این ترتیب روابط سودان و امریکا مستحکمتر گردد.» (منبع: سایت 24، 14 اپریل 2019م)
3. امریکا برای سهمگیری در استحکام اوضاع جاری اشاره نمود که ممکن است تحریمهای اعمال شده بالای سودان، برداشته شوند: «یکی از مسئولین وزارت خارجۀ امریکا در اظهاراتی گفت: "در صورتیکه ایالات متحدۀ امریکا در حکومت سودان تغییرات اساسی و پایبندی به عدم حمایت از تروریزم را مشاهده کند، ممکن است برای حذف نام سودان از لیست دولتهای حامی تروریزم راههای جدیدی را بررسی نماید.» (منبع: سایت البیان به نقل از رویترز، 17 اپریل 2019م)
پس از آن مزدوران امریکا برای پشتیبانی از اوضاع جدید در سودان دست به کار شدند:
- تماس تلیفونی عبدالفتاح السیسی رئیس جمهور مصر به رئیس شورای نظامی سودان: رئیس جمهور مصر خطاب به عبدالفتاح برهان رئیس شورای انتقالی نظامی سودان تأکید نمود که مصر از امنیت و ثبات سودان به صورت همهجانبه حمایت میکند. (منبع: بخش عربی اخبار جهان، 16 اپریل 2019م)
- یک هیئت بلندرتبۀ مصری به تاریخ 17 اپریل 2019م به منظور تأکید بر حمایت از گزینههای مردم سودان وارد خرطوم شد: یک هیئت بلندرتبۀ مصری برای تأکید بر حمایت همهجانبۀ مصر از سودان، به این کشور سفر نمود. (منبع: روز هفتم، 17 اپریل 2019م)
- ابوظبی-اسکای نیوز عربی: شورای وزیران سعودی روز سهشنبه رویکرد جدید مردم سودان را در قبال آیندۀ خویش و اقدامات شورای انتقالی نظامی سودان مورد تأیید قرار داد. (منبع: سایت الوطن، 16 اپریل 2019م)
4. سیاست امریکا برای هر صاحب بصیرتی کاملاً افشاء گردیده. سیاست امریکا در سودان در مرحلۀ کنونی این است که به افرادش در اردو تکیه نموده و از آنان خواسته تا اوضاع را در دست بگیرند و منافع امریکا را تأمین نمایند. اگر نتوانند از عهدۀ این کار بدر آیند، آنان را کنار زده و فرد دیگری را از اردو به صحنه خواهد آورد. هرچند شمار مخلصین در اردوهای مسلمانان زیاد اند، اما بازهم امریکا میتواند از میان این اردوها کسانی را بیابد که فریب متاع دنیا را خورده و به امت خویش خیانت کنند و از خائنین پیش از خود، که نقش آنان تمام شده، هیچ عبرتی هم نگیرند! سیاست امریکا میطلبد که برای تأمین منافع خود، نخست حکومت غیرنظامی راهاندازی کند؛ سپس آن را برداشته و یکبار دیگر مزدوران نظامیاش را بر سر کار آورد؛ چنانچه این سیاست را با حسنی مبارک در مصر بازی نمود؛ زمانیکه اعتراضها شدت گرفت و نتوانست در برابر آن ایستادهگی نماید، امریکا او را کنار زد و شورای نظامی طنطاوی را به صحنه آورد که در پی آن حکومت غیرنظامی زیر تسلط اردو را بر سرکار آورد و مدتی بعد سیسی، که یکی از افراد امریکا در اردو بود، قدرت را به دست گرفت؛ یعنی اردو مجدداً قدرت را در اختیار گرفت.
درست همین سیاست را با "نمیری" نیز بازی کرد؛ زمانیکه اعتراضها بالا گرفت و وی نتوانست در برابر آن مقاومت کند، امریکا او را کنار زد و به جای او سوارالذهب به قدرت رسید و اندکی بعد المهدی به صفت حاکم حکومت غیرمدنی غیرنظامی و زیر تسلط اردو شروع به حکومت نمود. اما چندی بعد عمر بشیر، که از افراد امریکا در اردو بود، قدرت را در اختیار گرفت؛ یعنی اردو مجدداً قدرت را در دست گرفت.
اینک که بشیر نیز نتوانست در برابر اعتراضها تاب آورد، امریکا او را کنار زد و برهان و شورای نظامیاش به همکاری دقلو را به صفت معاوناش بر سر کار آورد. برهان به صراحت گفت که به زودی حکومت مدنی را؛ اما به رهبری اردو تشکیل خواهد داد؛ سپس غیرنظامیان برای مدتی در حکومت شرکت داده خواهند شد و پس از آن اوضاع به حالت اصلی خود برخواهد گشت!
این سیاستی است که غرب تقریباً با تمام مزدورانش بازی میکند؛ با این تفاوت که اروپا، به ویژه انگلیس سعی میکند راهحلهای قانونی برای آن پیدا کند؛ اما امریکا به چنین راهحلهای قانونی اهمیت نداده و سیاستاش را به پیش میبرد!
5. هرچند صف مخالفان حالا مخلوطی از افراد و جریانهای رنگارنگ است و تأثیر انگلیس در آن برجستهتر به نظر میرسد، به ویژه در گردهمایی کسبهکاران و حزب صادق المهدی؛ اما تا زمانیکه قدرت واقعی در اختیار مزدوران امریکا در اردو باشد، این تأثیر محدود خواهد ماند؛ حتی اگر وارد حکومت غیرنظامی نیز شوند. این سیاست، چنانکه قبلاً اشاره شد، سیاستیست که امریکا تقریباً در تمام سرزمینهای مسلمانان پیش گرفته؛ چنانکه هیچ اهمیتی به برگزاری انتخابات شفاف نمیدهد؛ زیرا نتایج چنین انتخاباتی به نفع آن نخواهد بود؛ بلکه به آن عده از مزدورانش تکیه میکند که در اردوهای مسلمانان کار میکنند؛ مزدورانیکه پذیرفتهاند: به دین و امت خویش خیانت کنند و زمانیکه نقششان به پایان رسید، به دور انداخته شده و به این ترتیب؛ پس از آنکه دین خویش را از دست دادند، دنیای خویش را نیز از دست بدهند!
6. اما دردآور اینست که چرا آن عده افراد این اردوها که دوستدار دین و امت خویش اند، با وجود آنکه شمارشان نسبت به خائنین و مزدوران کفار بیشتر اند، بازهم به این تعداد محدود فرصت میدهند تا در تبانی با بادارانشان در زمین الله فساد کنند و با سیاستهای امریکا همراه شوند؛ همراهیای که کار آسانی نیست؛ بلکه در این همراهی قربانی میدهند و برای کمک به امریکا، که رهبر شر و فساد است و سایر دولتهای غربی، مجروح و حتی کشته میشوند؟! این در حالیست که اگر آنان دین الله را نصرت دهند، هم در دنیا و هم در آخرت پیروز و سربلند خواهند شد و به سان انصار خواهند بود که الله را یاد نمودند، دینش را نصرت دادند و الله سبحانه وتعالی نیز آنان را یاد نمود و به آنان نصرت داد؛ در حدیکه وقتی یکی از آنان، "سعد بن معاذ" در گذشت، هفتادهزار ملک در جنازۀ او حاضر شده بودند و عرش الله سبحانه وتعالی در مرگاش به اهتزار در آمد؛ چرا؟ زیرا آنان دین الله را نصرت داده بودند.
پس شما نیز ای سربازان و اردوهای مسلمانان! در چنین راهی سعی و تلاش نمائید تا باشد که الله متعال در دنیا به شما عزت داده و در آخرت پیروزی بزرگ را نصیبتان کند. اما آنانیکه در حق امت خویش خیانت میکنند و به سران کفر، اعم از امریکا و انگلیس و وابستهگانشان نصرت میدهند، بدانید که آنان دنیا و آخرتشان را از دست میدهند و زمانیکه نقششان به پایان رسد، خیلی سریع و به سادهگی به دور انداخته خواهند شد و هیچکسی به دادشان نخواهد رسید؛ چنانچه با حکام پیش از آنان شد. آنگاه اظهار پشیمانی خواهند نمود؛ در حالیکه چنان پشیمانی هیچ فائدهای نخواهد داشت. این بود نصیحت و توصیۀ ما به شما، به امید آن که در مورد آن بیندیشید و تصمیم درست را اتخاذ نمائید. الله متعال میفرماید:
﴿إِنَّ فِي ذَلِكَ لَذِكْرَى لِمَنْ كَانَ لَهُ قَلْبٌ أَوْ أَلْقَى السَّمْعَ وَهُوَ شَهِيدٌ﴾
[ق: 37]
ترجمه: در این تذکّری است برای آن کس، که عقل دارد، یا گوش دل فرادهد؛ در حالیکه حاضر باشد!