- نشر شده در ویدیوها
پنج شنبه، 28 رجب المحرم، 1440هـ.ق / 04 اپریل 2019م
پنج شنبه، 28 رجب المحرم، 1440هـ.ق / 04 اپریل 2019م
(ترجمه)
وعنْ أبي هُريرَة، رضي اللَّه عنْه، قَال: قَالَ رسُولُ اللَّه صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم: «من أَنْظَر مُعْسِراً أوْ وَضَعَ لَه، أظلَّهُ اللَّه يَوْمَ القِيامَةِ تَحْتَ ظِلِّ عَرْشِهِ يَوْمَ لا ظِلَّ إلاَّ ظِلُّهُ». رواهُ الترمذيُّ وقَال: حديثٌ حسنٌ صحيح.
ترجمه: از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: کسیکه تنگدست و محتاجی را در ادای دینش مهلت دهد، الله سبحانه وتعالی در روز قیامت سایۀ عرش را نصیبش میگرداند.
توضیح حدیث
بدون شک دین اسلام بهترین ادیان آسمانی و کاملترین آنهاست و نزدیکترین آنها برای فطرت و عقل سلیم میباشد. این همه خوبیها در غیر دین اسلام جمع نشده است. اسلام دینی است که کفیل حفظ حیاتِ مملو از سعادت و آرامش برای انسانها است. لذا در حدیث فوق مهلت دادن مسلمان برای برادر مسلمانش هنگام فقر و تنگدستی وی بیان شده و این در صورتی است که قادر به پرداخت دینش نباشد و پاداش این نوع کمک و همدردی در روز هولناک محشر میباشد که تحت سایۀ عرش الله سبحانه وتعالی قرار میگیرد. این سایه از بزرگترین نعمتهای آن روز میباشد؛ نعمتیکه از لحاظ راحتی، آرامش و قربت الله سبحانه وتعالی در آن روز کافی و قناعتبخش میباشد.
ای مسلمانان! بدین اساس مهلت دادن مسلمان برادر مسلمانش را هنگام عجز از پرداخت دینش یک عمل شرعی، پسندیده و به جا است؛ لیکن متأسفانه بعد از سقوط خلافت اسلامی این حکم بین امت معطل قرار گرفته، حکام و زمامداران ما متأثر از فضای ثروتاندوزی شده اند و امت در یک مضیقه و فقر شدیدی قرار گرفته و چنان گردیده اند که همه در حالت دَینداری زندگی میکنند؛ قرض می گیرند و توانمندی پرداخت آن را نمیداشته باشند. پس فقر سر آغاز کلام دینداری است. علی الرغم این همه میگوئیم:
تنها اسلام است که مسلمین را به صبر و گذشت در برابر فقیر و تنگدستی تشویق میکند؛ همچنان به زدودن اسباب دَینداری و فقر تشویق میکند، در حالیکه در رأس ایجاد اسباب این بدبختیها حکام قرار دارند. راه نجات از این بختیها، همانا کار و فعالیت بخاطر اقامه خلافت است و آن نظامی است که تطبیق اسلام تنها از خلال آن متصور و ممکن است و بس. بار الها! هرچه زودتر خلافت راشده بر منهج نبوت را نصیب مان بگردان تا در آن حالت پراگنده مسلمین وارثی شود، بار الها! زمین را به نور ذات کریمت منور بگردان! الهم آمین آمین!
(ترجمه)
خبر:
ابیناندن فارتهامان، فرماندۀ نیروی هوایی دولت هندو، هنگام سقوط جنگندۀ هندی، که به حریم هوایی پاکستان وارد شده بود، توسط ارتش پاکستان دستگیر شد. روز جمعه اول ماه مارچ به دستور عمران خان نخست وزیر پاکستان به هند بازگردانده شد. عمران خان آزاد ساختن این فرماندۀ هندو را با افتخار یک "تلاش صلحآمیز" برای کاهش تنشها بین دو کشور عنوان کرد. در مقابل، اندرامودی نخست وزیر دولت هندو نیز این پیشکش صلحآمیز را در همان روز چنین پاسخ داد: نیروهای هوای هندو مناطق پاکستان را که در آن طرف خط مناطق تحت کنترول نظامیان هندو واقع میباشد، تحت بمباردمان شدید قرار داد و منجر به کشته شدن دو سرباز پاکستانی شد. پس از آن در روز بعد، مقامات هندو جسد شاکرالله زندانی پاکستانی را که در زندان دولت هندو به انتقام حمله به نیروهای هندو در نواحی کشمیر اشغالی، مورد ضرب و شتم شدید و سنگسار قرار گرفته و فوت نمود، جسد بیروح وی به خانوادهاش باز گردانده شد. تحویلی جسد وی در همان محلی صورت گرفت که یک روز قبل در آن فارتهامان فرماندۀ هندو به دست هندوها تحویل داده شد؛ چیزیکه تلخی این عمل تحقیرآمیز عمران خان را افزایش میدهد.
تبصره:
حکام پاکستان به جای اینکه از اسارت خلبان هندو موردی به خاطر اعمال فشار بر دولت هندو استفاده کرده و برای آزادی هزاران تن از مسلمانان بیگناهیکه به دلیل ایستادگی در برابر اشغال وحشیانه علیه کشمیر، به دست دولت هندو، زندانی اند، تلاشی کرده باشند، به عنوان فرصتی برای پیشکش صلح به قاتل گروهی مسلمانان استفاده نموده اند؛ کسیکه خون دهها هزار مسلمانان به دستاش ریخته شده است. به جای اینکه با استفاده از نیروهای نظامی خود به اشغال و سرکوب وحشیانۀ برادران و خواهران مسلمان در کشمیر از هزاران مورد ناپدید شدن اجباری، شکنجه، تجاوز، پرتاب تیزاب و عملیات قتلهای فراقضایی باسخ بدهد، حکام پاکستان این متجاوز و غاصب سرزمین کشمیر را به صلح و عادیسازی روابط فراخوانده و مقاومت در برابر اشغال را "تروریزم" عنوان میکند. به گزارش انجمن پدران و مادران افراد ناپدید شده، نیروهای امنیتی هندو بیش از 8هزار مسلمانان کشمیر اشغالی را ربوده و رد و پلشان هم معلوم نیست.
این شایسته نیست که مسلمانان با اشغال و قتل عام و جنایات هندوها با شاخههای زیتون پاسخ داده و خواستار حل و فصل و عادیسازی روابط با دولت جنایتکار هندو شوند و فراخوان سربدهند؛ چیزیکه فقط نشان دهندهای ضعف و سر تعظیم فروبردن در برابر این دشمن میباشد؛ بلکه مسلمان در عوض باید از طریق بسیج ارتش قدرتمند پاکستان -ششمین ارتش بزرگ در جهان– به منظور دفاع از امت، خواستار آزادی مسلمانان کشمیر از چنگال ستمگران شوند. طبق این فرمان الله سبحانه وتعالی:
﴿وَمَا لَكُمْ لاَ تُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَالْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاء وَالْوِلْدَانِ الَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْ هَـذِهِ الْقَرْيَةِ الظَّالِمِ أَهْلُهَا وَاجْعَل لَّنَا مِن لَّدُنكَ وَلِيّاً وَاجْعَل لَّنَا مِن لَّدُنكَ نَصِيراً﴾
[نساء: 75]
ترجمه: شمارا چه شده که در راه الله و مردان و زنان و کودکان مستضعف نمیجنگید؟ آن مستضعفانیکه همواره میگویند: پروردگارا! مارا از این شهریکه اهلش ستمکارند، بیرون ببر و از سوی خود سرپرستی برای ما بگمار و ازجانب خود برای ما یاوری قرار بده!
عمران خان سعی دارد با شعایر اسلامی مسلمانان پاکستان بازی کند؛ به وسیلۀ بیانیههای مکررش، از اینکه در نظر دارد از پاکستان کشوری چون مدینه منوره بسازد و ازدولتاش بسان دولتیکه رسول الله صلی الله علیه وسلم در مدینه آن را تأسیس کرده بود، دولتی بسازد. در حالیکه فروتنی آن نسبت به دولت هندو کاملاً با اسلام بیگانه بوده و ذرهای از عملکردهای خلافت و خلیفهایکه به اساس اسلام حکومت و از خونهای مسلمانان دفاع و برای مصلحت مسلمانان پیکار کند، در عملکردهای وی دیده نمیشود. اما در عوض، اشارات عمران خان برای صلح و آشتی با نظام اشغال، به سادهگی خبر از این میدهد که وی نیز دست نشاندۀ دیگری برای امریکا میباشد و سیاستهای وی نیز برای تبدیل شدن دولت هندو به قدرت منطقهای برای منافع امریکا اعمال میشود؛ در حالیکه وی پاکستان را در هر جبهه به دولت هندو تسلیم میکند. چه یک توهین بزرگی به این میراث فوق العاده و شگفتآور فرماندۀ بزرگ اسلام، محمد بن قاسم میباشد؛ کسیکه به دستور ولید بن عبدالملک، خلیفۀ اموی به نجات مسلمانان اسیر شده توسط رجا ضاهر، پادشاه هندو برخواست و در آن نبرد سند را از دست حکومت استبدادی هندو نجات داد.
ماه جاری، ماه رجب همزمان با نودوهشتمین سالگرد نابودی خلافت است. این باید یادبودی برای این امت در خصوص استندردهای رهبران متمایز باشد؛ رهبرانیکه ما پس از سقوط دولت خلافت جایگاه آنها را از دست دادهایم. در عوض به حکامی ابتلاء شدیم که گردنهای خود را زیر پای دشمنان اسلام گذاشته اند؛ دشمنانیکه هیچگاه از آزار و اذیت و کشتن مسلمانان دست برنداشته اند. در اوایل ماه جاری، گزارش شد که پولیس هندو در میروت و در اوترپرادیش، حدود 250 منزل مسکونی مسلمانان، شرکتها و مساجد آنها را به آتش کشیده است؛ در حالیکه عمران خان هنوز هم همان رهبری است که خواستار عادیسازی روابط با این رژیم متخاصم، به جای القای ترس در قلب آنها، طوریکه دیگر جرأت نکنند به یک مسلمانی آسیبی به رسانند، میباشد.
ای مسلمانان این امت! هرگز بدون نظام الله سبحانه وتعالی امنیت و عزت و یا افتخاری نخواهد بود. بنابر این، اگر واقعاً خواستار پایان دادن به اشغال سرزمینهای مان بوده و دیگر نمیخواهید که شاهد آزار، اذیت، درد و رنج و کشتار مسلمانان در سراسر جهان باشید، پس باید توجه کامل و تلاشهای مان را در راستای برپایی دولت خلافت راشده برمنهج نبوت سمت و سو بدهیم.
﴿وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آَمَنُوا مِنْكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَلَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضَى لَهُمْ وَلَيُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا يَعْبُدُونَنِي لَا يُشْرِكُونَ بِي شَيْئًا وَمَنْ كَفَرَ بَعْدَ ذَلِكَ فَأُولَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ﴾
[نور: 55]
ترجمه: الله به کسانی از شما که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده اند، وعده داده است که حتماً آنان را در زمین خلیفه گرداند. همان گونه که پیشنیان آنان راخلیفه کرد و قطعاً به دینشان که برای آنان پسندیده، قدرت بخشیده و آن را استوار محکم نماید و به یقین ترس وبیمشان را تبدیل به امنیت کند؛ فقط برای من بندگی کنند، هیچ چیزی را شریک من نگیرند و آنانیکه پس از این نعمتهای ویژه ناسپاسی ورزند، فاسقان اند.
نویسنده: دوکتور نسرین نواز
رئیس بخش زنان دفتر مطبوعاتی مرکزی حزب التحریر
(ترجمه)
خبر:
عمران خان نخست وزیر پاکستان از پاسخ به پرسش در بارۀ بیشتر از دومیلیون مسلمان آواره در منطقۀ "سینکیانگ" چین غربی، شانه خالی کرده و چنین گفت: «من در بارۀ مسلمانان اویغور بیشتر نمیدانم.» روز چهارشنبه شبکۀ خبرگزاری " فایننشل تایمز" از یکی از رهبر مسلمانان، "عمران خان" سوال نمود که موقفاش در برابر مراکز محبوسیت اکثریت مسلمانان شهر اویغور چیست؟ در حالیکه فعالان و محبوسین میگویند که این کمپها به منظور ریشهکنسازی فرهنگ و عقیدۀ مسلمانان اویغور آماده شده اند. اما متأسفانه عمران خان رُک و پوست کنده بیان نمود که درین مورد چیزی نمیداند؛ در حالیکه دولتاش مدتهای زیادی از کمکهای کشور چین مستفید گردیده است. (منبع: CNN، 29 مارچ 2019م)
تبصره:
عجیب است؛ حاکم مسلمان، که دارای روابط گستردۀ تجاری با کشور چین است، از این حقیقتیکه شهروندان و اعضای فامیل مسلمانان اویغور از پناه بردن به پاکستان ممانعت میشوند و یا هم در این جریان تلف میشوند؛ کاملاً بیخبر بوده و حتی به اندازۀ عام مردم نیز درین مورد معلومات ندارد! چرا نخست وزیر پاکستان از حقیقتیکه مثل آفتاب روشن و واضح است، نه برای بار نخست؛ بلکه حتی برای بار دوم به شکل بسیار واضح در مصاحبهاش چشمپوشی مینماید؟ در ماه فبروری، کشور ترکیه موجودیت این کمپها را صرف تقبیح نموده و چنین نشان داد که این حالت، شرم بزرگ برای انسانیت است. شماری بیشتر کشورهای اسلامی، که روابط اقتصادی و سیاسی با کشور چین دارند، به شمول کشورهای عربستان سعودی، مالیزیا و به خصوص پاکستان؛ حتی از محض صحبت درین مورد خودداری کردند.
موقف حکام مسلمانان در قضیۀ غمانگیز اویغور تعجب آور نیست! چون از کرها، گنگها و کورها در بارۀ وضعیت امت مسلمه جز این، دیگر توقع نمیرود. اگر آنها با الفاظ این قضایا را محکوم میکنند؛ ولی عملاً هیچ تصمیم برای اقدام نمیگیرند. حب و لذت پول، موقف و خودبرتربینی دلایلی اند که این حکام را از احساس مسئولیت و حتی از دایرۀ انسانیت دور ساخته اند. با وجود شواهد بیشمار از داخل کمپها، که مشابه زندانهاست، تجاوز جنسی و اعمال فشارهای روانی، آموزش درسهای جبری غیراسلامی... توسط حزب کمونیست -که در حقیقت تمام این حقایق از طریق رسانههای مزدور نشر شده اند- حاکمان مسلمان در این خصوص حالت بیخبری را اختیار کرده اند؛ توگویی کر و کور باشند. اسفبارتر اینکه احساس در آنها مرده است و ذرۀ شرم ندارند؛ بلکه به معاملات خویش با کشور چین ادامه میدهند.
در میان سالهای 2017 الی 2018م اسلام آباد در حدود بیشتر از 6 میلیارد جنگندههای چینی را به شمول تانک CSIS خریداری نمود. پاکستان نیز از مصارف زیربناسازی چین منحیث بخشی از سهمدار کمربند جهانی تجارتی رئیس جمهور "شیجینپینگ"، مفاد بزرگی را نصیب شد. همچنان پاکستان یکی از بزرگترین خریداران اسلحۀ چین به شمار میرود. امروزه امت مسلمه در آرزوی داشتن رهبران شجاع مانند محمد بن قاسم و یا صلاح الدین ایوبی رحمه الله علیهم هستند. گرچه این قهرمانان در سرزمینهای آزاد کردۀ خویش "سند و قدس" زنده نیستند؛ اما این را باید درک کرد که دید آنها محدود به هواینفسشان نبود و نیز با کفاریکه مرتکب قتل و کشتار مسلمانان میگردیدند، معامله نمیکردند.
محمد بن قاسم از طایف، و صلاح الدین ایوبی از عراق؛ احتمالاً چی اندازه معلومات و خبر از حالت مسلمانان داشتند تا به نجات و دفاع مسلمانان مظلوم به پا خاستند؟ تنها شنیدن شکنجه و یا زندانی شدن یک مسلمان نور ایمان آنها را شعلهور میساخت و احساس تکلیف در برابر مسلمانان، آنها را وا میداشت تا به تطبیق شریعت اسلامی از طریق جهاد اقدام کنند. اما حاکمان فعلی کمبود معلومات از شرایط فعلی را ندارند؛ بلکه غلام پول، نفس و سیاستهای فاسد غربی شده اند و اقدام به عمل را در طاق نسیان گذاشته اند. رسول الله ﷺ این حالت را پیشبینی نموده بود. ثوبان رضی الله عنه از پیا مبر ﷺ چنین روایت میکند:
«يُوشِكُ الْأُمَمُ أَنْ تَدَاعَى عَلَيْكُمْ كَمَا تَدَاعَى الْأَكَلَةُ إِلَى قَصْعَتِهَا»، فَقَالَ قَائِلٌ: وَمِنْ قِلَّةٍ نَحْنُ يَوْمَئِذٍ؟ قَالَ: «بَلْ أَنْتُمْ يَوْمَئِذٍ كَثِيرٌ وَلَكِنَّكُمْ غُثَاءٌ كَغُثَاءِ السَّيْلِ وَلَيَنْزَعَنَّ اللَّهُ مِنْ صُدُورِ عَدُوِّكُمُ الْمَهَابَةَ مِنْكُمْ وَلَيَقْذِفَنَّ اللَّهُ فِي قُلُوبِكُمُ الْوَهْنَ»، فَقَالَ قَائِلٌ: يَا رَسُولَ اللَّهِ وَمَا الْوَهْنُ؟ قَالَ: «حُبُّ الدُّنْيَا وَكَرَاهِيَةُ الْمَوْتِ»
(سنن ابوداود)
ترجمه: زمانی فراخواهد رسید که مردم دنیا همه تقریباً یکجا میشوند و بالای مسلمانان حمله میکنند، مانند گرسنگانیکه همدیگر را برای خوردن نان بالای یک کاسه فرامیخوانند. از رسول الله ﷺ سوال میشود که آیا در آن روز تعداد ما کم است؟ وی ﷺ در پاسخ میفرماید: نخیر! بلکه تعداد شما زیاد است؛ اما شما مثل غُثا السَّیل یعنی کف یا خس و خاشاک روی سیل میباشید؛ یعنی ضعیف و بی غیرت میباشید و الله(سبحانهوتعالی) ترسیکه کفار از شما دارند، از دلهایشان بیرون میکند و به قلبهای شما وهن ایجاد میکند و زمانیکه اصحاب ر ضی الله عنهم از رسول الله ﷺ پرسیدند که وهن چیست؟ وی ﷺ جواب فرمود: حبُّ الدنيا وكراهيه الموت؛ یعنی ترجیح دادن دنیا بر آخرت و تنفر از مرگ.
نویسنده: نازیه رحمان
برای دفتر مطبوعاتی مرکزی حزب التحریر
(ترجمه)
داکتر ماهاتیر محمد، نخست وزیر مالیزیا، حین دیدار از پاکستان در جریان یک کنفرانس تجارتی که به روز جمعه ۲۲ مارچ ۲۰۱۹م در اسلامآباد برگزار شد، درحالیکه "اسرار" موفقیت اقتصادی مالیزیا را به اشتراک میگذاشت، گفت که او برای دو دهه به سرمایهگذاران خارجی معافیت مالیاتی فراهم کردهبود.
ممکن است با تشویق سرمایهگذاران خارجی فعالیتهای اقتصادی برای مدتزمان کوتاهی انکشاف کند؛ اما سرانجام ادارۀ اقتصاد به دستان خارجیها میافتد، که به حاکمیت سیاسی و اقتصادی نقطه پایان میدهد. آنعده کشورهاییکه برای انکشاف اقتصادشان به سرمایهگذاران خارجی تکیه کردند، اثرات مهلک آن را در کوتاهمدت شاهد بودند. در دهۀ نود قرن گذشته، مالیزیا میدان "ببرهای آسیایی" بود که بهگونۀ اقتصادی انکشاف میکردند؛ سپس در سال ۱۹۹۷م، ناگهان یک بحران عظیم اقتصادی در این کشورها فوران کرد. دلیل نخست بحران این بود که سرمایهگذاران خارجی سرمایههایشان را یکجا خارج کردند، قسمیکه در ظرف چند هفته، این "ببرهای آسیایی" را به "جوجهگربههای آسیایی" تبدیل کرد. حتی امروز، مجموع قروض مالیزیا ۴۶درصد از کل GDP اش است؛ درحالیکه مجموع قروض پاکستان ۳۰درصد از کل GDP اش میباشد.
اینکه "سرمایهگذاران خارجی کلید انکشاف اقتصادی استند" یک مفکورۀ استعماری است؛ طوریکه کشورهای استعماری را قادر میسازد تا ادارۀ اقتصاد کشورهای ضعیف را به دست گیرند؛ اینگونه آنها هرگز نمیتوانند، باوجود ظرفیت عظیمشان، این دولتهای استعمارگر را از لحاظ اقتصادی به چالش بکشند. این واضحاً یک مفکورۀ استعماری است؛ چون در میان ده نکتۀ آن "توافق واشنگتن" وجود دارد. صندوق بینالمللی پول به کشورهاییکه خواهان قرضه از این سازمان استند، فشار میآورد که به سرمایهگذاران خارجی امتیاز بدهد. درحقیقت، چرا انگیزه و امتیازیکه سخاوتمندانه به سرمایهگذاران خارجی اعطاء میشود، به سرمایهگذاران داخلی داده نمیشود؟ هرگونه امتیازی، از جمله تعطیلات مالیاتی به سرمایهگذاران خارجی داده میشود، حالآنکه سرمایهگذاران داخلی کمرشان را زیر بار هزینههای گزاف مالیاتی برای پر کردن خزانۀ دولت شکستاندهاند.
برای رشد اقتصاد، تأسیس نظام اقتصادی اسلام لازم است، نه وسعت تشویق و انگیزه به سرمایهگذاران خارجی. اصلاً جدا از زکات، اسلام هیچگونه مالیاتی را بر صنعتکاران و سرمایهگذاران تعیین نکردهاست. سرمایهگذاران و صنعتکاران داخلی میتوانند مواد خام را برای تولید داخلی، بدون پرداخت هیچگونه گمرک در نظام اقتصادی اسلام وارد کنند؛ در حقیقت، هیچ تکلیف گمرکی وجود ندارد. بهعلاوه، صنعتکاران و سرمایهگذاران داخلی به اندازۀ کفاف، بدون هیچنوع مالیات، برق و گاز دریافت میکنند؛ به این دلیل که در نظام اقتصادی اسلام انرژی ملکیت عامه است؛ طوریکه نه میتواند از طرف کارخانههای خصوصی برای سودجویی و نه از جانب دولت برای تحمیل مالیات تصاحب شود. درعوض، دولت فقط از آنها برای منفعت عامه نظارت میکند.
زمانیکه مسلمانان اسلام را تطبیق میکردند، برای قرنها یک قدرت اقتصادی جهانی بودند. شبهقارۀ هند، قبل از اشغال انگلیس، در تقریباً ۲۵درصد از صادرات اقتصاد جهان سهم داشت و تنها دلیلاش تطبیق نظام اقتصادی اسلام بود. امروزه بحران اقتصادی پاکستان و تمام جهان اسلام فقط بهدلیل عدم تطبیق نظام اقتصادی اسلام است؛ همانگونهکه از طریق خلافت تطبیق میشد. الله سبحانهوتعالی به ما هشدار داده و گفتهاست که:
﴿وَمَن أَعرَضَ عَن ذِكرِي فَإِنَّ لَهُۥ مَعِيشَةٗ ضَنكٗا﴾
[طه: ۱۲۴]
ترجمه: و هرکس از یاد من رویگران شود، زندهگی(سخت و) تنگی خواهد داشت.
بنابر این، بایستی برای حفظ رونق اقتصادی یکباردیگر خلافت را به طریقۀ رسول الله صلی الله علیه و سلم تأسیس کنیم.
دفتر مطبوعاتی حزبالتحریر–ولایه پاکستان
(ترجمه)
بهتاریخ ۲۳ مارچ، مسلمانان پاکستان مبارزۀ شدید سیاسی اجدادشان را علیه استعمار انگلیس یادآوری نموده که هرگز پذیرش تسلط دولت هندو را بر امورشان مجاز ندادند. مسلمانان این منطقه اقتدار اسلام و مسلمانان را میخواستند و این تنها انگیزهای بود که آنها را به راهاندازی یک مبارزۀ سخت و طولانی وادار کرد. نیاکان ما خیلی خوب میدانستند که انتظار صلح و امنیت از هندوی بیرحم و ظالم بیهوده است. وجود پاکستان یادآور همیشهگی این ایمان و اعتقاد است. اما حکام پاکستان این درس بسیار مهم از تاریخ را فراموش کردهاند. آنها باوجود ظلم و ستم دوامدار هندو بر مسلمانان کشمیر، از این دولت صلح میخواهند. حکام پاکستان با نشستن به امید روزیکه قلبهای ظالمان هندو نرم شود و به مسلمانان رحم کنند و اجازه دهند که مسلمانان کشمیر درمورد گرایش سیاسیشان تصمیم بگیرند، به دولت هندو امتیاز میدهند.
حکام پاکستان بیش از حد از دولت هندو حمایت کردهاند؛ طوریکه مبارزۀ مسلحانه علیه استعمار هندو را "تروریزم" عنوان کردند. حکام پاکستان از مسلمانان میخواهند که فقط زبانشان را بهکار گیرند و به اعتراضات بدون آشوب علیه ارتش دولت هندو ادامه دهند؛ ارتشیکه با بهکارگیری از هر وسیلهای که در دست دارد و از کشتن مسلمانان کشمیر اباء نمیورزد. اما واقعیت اینست که با به پیشگرفتن این سیاست نرم، دولت هندو تجاوز استبدادیاش را پیوسته ادامه خواهد داد.
۲۳ مارچ به ما یادآوری میکند که مسلمانان این منطقه سلطۀ هندو را، حتی زمانیکه تحت استعمار انگلیس زندهگی میکردند، نپذیرفتند و بعد از بیرونشدن انگلیس از منطقه، ابزار پیشگیرانهای را علیه تجاوز احتمالی هندو در دست گرفتند. پس امروزه چگونه مسلمانان پاکستان میتوانند سلطه و تجاوز ظالمانۀ دولت هندو را بپذیرند و سیاست "مهار" را قبول کنند، درحالیکه دولتی دارند که یک قدرت هستهای با هفتمین ارتش بزرگ جهان است. اخیراً پاسخ اخیر نیروهای مسلح پاکستان در برابر تجاوز هندو، شجاعت و برتری نیروهای ما را ثابت کردهاست.
تجاوز دولت هندو زمانی به پایان میرسد که بار دیگر خلافت تأسیس شود، که تأسیساش آرزوی پدران ما بود. خلافت گامهای دولت مدینه را تعقیب خواهد کرد و طرحهای سیاسی و نظامی را برای براندازی دولت هندو اجراء خواهد کرد؛ همانگونه که رسول الله صلی الله علیه وسلم علیه کفار مکه طرحهایی را اجراء کردند که سرانجام به اقتدارشان در شبهجزیرۀ عرب نقطۀ پایان گذاشت. ثوبان رضی الله تعالی عنه از رسول الله صلی الله علیه و سلم روایت میکند:
«عِصَابَتَانِ مِنْ أُمَّتِي أَحْرَزَهُمَا اللَّهُ مِنَ النَّارِ: عِصَابَةٌ تَغْزُو الْهِنْدَ، وَعِصَابَةٌ تَكُونُ مَعَ عِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ عَلَيْهِمَا السَّلَام»
(احمد، نسائی)
ترجمه: الله(سبحانه و تعالی) دو گروه از امتام را از آتش نجات خواهد داد: گروهیکه هند را فتح میکنند و گروهیکه همراه عیسی بن مریم(علیه السلام) هستند.
دفتر مطبوعاتی حزبالتحریر–ولایه پاکستان
(ترجمه)
رجب المحرم ماه مبارک است، در این ماه رویدادهای بزرگ در زندگی مسلمانان رخ داده است. در این ماه واقعۀ اسراء و معراج برای رسول الله صلی الله علیه وسلم رخداد. در این ماه مسجد مبارک الاقصی و بیت المقدس در سرزمین مبارک(فلسطین) از چنگ صلیبیها به دستان صلاح الدین ایوبی آزاد گردید. همچنان، در این ماه در بیستوهشتم رجب المحرم سال 1342هـ.ق واقعۀ غمانگیزی رخ داد: دولت اسلامییکه اساس و تهداب آن را رسول الله صلی الله علیه وسلم گذاشت(نظام خلافت) به دست مصطفی کمال، مزدور انگلیس نابود و ملغی اعلام گردید و از آن هنگام امت اسلامی نظام سیاسیی را ازد دست دادند که شریعت اسلامی را به طور کامل تطبیق، امت را یک پارچه و دولت و دین اسلام را پشتیبانی مینماید.
به همین دلیل، حزب التحریر–اندونیزیا در ماه رجب المحرم برای احیای یادبود اسراء و معراج نبی صلی الله علیه وسلم و در عین وقت، برای یادآوری وجیبۀ مسلمانان، نیاز به برپایی دولت خلافت و ازسرگیری دوبارۀ زندگی اسلامی به امت مسلمه، برنامهی فعالیت تعیین نمود و همزمان در شهرهای مختلف کل نقاط اندونیزیا در 34 ناحیه از باندا آتشیه تا بابوا، فعالیتهای مختلفی را به راه انداخت. در این فعالیتها رهبران و علماء حضور یافته و در مبارزات حزب التحریر اشتراک ورزیدند.
در جریان فعالیتها، خطبای کرام یک بار دیگر مشکلات مخلتف امت را ناشی از غیاب دولت اسلامی و وجوب بازگرداندن دوبارهی آن و طرحهای لازمی برای مبارزه به خاطر آن را یادآوری نمودند. همچنان، نماز غائبانه در حق دهها مسلمانی اداء نمودند که در حادثۀ تروریستیی صلیبی کینهتوز در حق نمازگذاران دو مسجد در نیوزیلند، در روز جمعه مبارک صورت گرفت و جان خود را از دست داند. خطباء و سخنرانان نیز بیان نمودند که وقوع امثال قتل عام نیوزیلند در جاهای دیگر، به دلیل غیاب دولت اسلامی؛ دولت خلافتیکه مسلمانان را حمایت نموده و از آنان دفاع مینماید، دور از انتظار نیست.
امت با احیای مجدد خلافت راشده، ظلم و ستم علیه مسلمانان اویغور را فراموش نخواهند کرد!
(ترجمه)
به عنوان بخشی از کپماین جهانی تحت رهبری امیر حزبالتحریر، شیخ عطاء ابن خلیل ابوالرشته، کمیتۀ ارتباطات مرکزی حزبالتحریر-ولایه پاکستان، به ماموریت دیپلوماتیک سفارت چین در پاکستان یک اعلامیۀ مطبوعاتی را تحویل نمود؛ اعلامیهای که ظلم و ستم حکومت چین را در حق مسلمانان اویغور شدیداً محکوم میدارد.
اعلامیۀ مطبوعاتی مذکور توسط دفتر مطبوعاتی مرکزی حزبالتحریر به زبانهای عربی، چینایی، اویغوری و اردو صادر شده و همچنین به چندین زبان دیگر نیز ترجمه شده است.
اعلامیۀ "دفتر مطبوعاتی مرکزی حزبالتحریر" تحت عنوان "دولت خلافت ترکستان شرقی را آزاد خواهد کرد و مسلمانان اویغور را از زیر استبداد چین جنایتکار نجات خواهد داد"، نشر شده بود.
بگذارید که چین در دشمنیاش علیه اسلام و مسلمانان تجدید نظر کند. چین این واقعیت را باید بداند که مسلمانان پاکستان برعکس حکام فعلیشان هستند؛ حکامیکه خود را دروغگویان نادان، یعنی از دنیا بیخبر جلوه میدهند تا عکسالعمل عموم را خاموش سازند. به عنوان مثال: در یک مصاحبهای با فیننشیل تایمز(Financial Times) که به تاریخ ۲۶ مارچ ۲۰۱۹م نشر شد، خبرنگار زمانیکه از نخست وزیر پاکستان در مورد زندانیان مسلمان در چین سوال کرد، عمران خان چنین پاسخ داد: «صادقانه بگویم، من هیچ آگاهی در مورد این خبر ندارم. واقعاً زندانی میشوند؟!» بار دوم زمانیکه از وی در مورد تجار پاکستانیکه با سفر نمودن به بیجینگ بخاطر دادخواهی برای رهایی همسرش، که در یک کمپاین بهطور دستهجمعی بازداشت شده بودند و سرخط اخبار جهان گردید، پرسیده شد؛ عمران خان سر خود را تکان داد و گفت: «من هیچ چیزی در مورد این خبر نشنیدم!»
بنابر این، مسلمانان پاکستان به علت حب به الله سبحانه وتعالی و رسول مبارکاش صلی الله علیه وسلم، به برادران و خواهران خود بیشتر از "دالر و ین" ارزش قایل شده و آنان را ارزان نمیفروشند؛ فلهذا آنها تنها کسانی نیستند که کاملاً از تشدید یافتن ظلم چینیها علیه مسلمانان اویغور آگاه نباشند. طوریکه اعلامیۀ "دفتر مطبوعاتی مرکزی" به الفاظ تیز چنین بیان نمود: «هرچند، میلیونها دالر توسط دولت چین در اندونیزیا، مالیزیا و پاکستان سرمایهگذاری شده و امضای معاملات تجاری با چین، دهن این حکام مسلمان را قفل نموده؛ حکامیکه در اجرای اوامر الله سبحانهوتعالی کوتاهی کرده و ناکام مانده اند، حال آنکه برای حکام سرزمینهای اسلامی واجب است تا از مسلمانان اویغور در ترکستان شرقی حمایت کنند.»
فلهذا، هشدار به دولت چین! امت مسلمه از خواب غفلتش بیدار شده و جز وحدت در زیر سایۀ اسلام و تطبیق آن چیزی دیگری نمیخواهد. هرازگاهیکه دولت خلافت راشدۀ ثانی بر منهج نبوت احیاء گردد، که انشاء الله طلوع آن نزدیک است، هرگز ظلم و ستم چین را علیه مسلمانان فراموش نخواهد کرد. طوریکه در اعلامیه "دفتر مطبوعاتی مرکزی " چنین آمده است: «ما حکام دولت چین را از خشم امت اسلامی هشدار میدهیم، که به فرمان الله سبحانهوتعالی پاسخ ظلم شما را خواهد داد و قید زنجیرهای این حکام ظالم را میشکنانند و انشاء الله برای انتقام گرفتن از کسانیکه در ترکستان شرقی، میانمار، کشمیر، فلسطین و دیگر سرزمینهای اسلامی ظلم و ستم کردند، دوباره ظهور خواهد کرد.»
دولت چین بداند که نتیجۀ جرم و گناهیکه متقبل شدند، چقدر سنگین خواهد بود! آری، به سنیگنی افواج مسلح اتومی خلافت راشده، با میلیونها ارتش و فوجاش خواهد بود. همانگونه که در اعلامیۀ "دفتر مطبوعاتی مرکزی" نگارش شده: «خلافت راشدۀ ثانی بر منهج نبوت که انشاءالله به زودی برخواهد گشت، به برادران ستم دیدۀ ترکستان شرقی ما آزادی را به ارمغان خواهد آورد و از تک تک کسانیکه علیه مسلمانان ظلم را روا داشتند، حساب خواهد گرفت و علیه کفار خواهد بود.» رسول الله صلی الله علیه وسلم میفرماید:
«إِنَّمَا الْإِمَامُ جُنَّةٌ يُقَاتَلُ مِنْ وَرَائِهِ وَيُتَّقَى بِهِ»
(صحیح مسلم)
ترجمه: امام(خلیفه) سپری است که از ورای آن جنگیده میشود و به وی پناه برده میشود.
دفتر مطبوعاتی حزب التحریر ولایه پاکستان
(ترجمه)
«وعَنْ عمْرو بْنِ الْعَاص رضي اللَّه عنْهُ، أنَّهُ سَمِع رسُولَ اللَّه صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم، يَقُول: «إذَا حَكَمَ الْحَاكِم، فَاجْتَهَد، ثُمَّ أصاب فَلَهُ أجْرانِ، وإنْ حَكَم وَاجْتَهَد، فَأَخْطَا، فَلَهُ أجْرٌ»
(متفقٌ عَلَيْه)
ترجمه: از عمرو ابن العاص رضی الله عنه رویت است که گفت: رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: اگر حاكمی در اجرای حکم اجتهاد كرد و به حق رسيد، برايش دو اجر داده میشود و اگر در اجتهاد خود به خطا رفت، برايش يك اجر داده میشود.
توضیح حدیث
اجتهاد در لغت نهائی شدن وسع و توان انسان در تحقیق امری از امور است که مستلزم تکلفیت و مشقت باشد؛ اما در اصطلاح اصولین عبارت از نهائی شدن وسع و توان در طلب ظن به چیزی از احکام شرعی به شکلیکه از مزید تلاش بر آن در نفس خود احساس عجز نماید. لیکن از دید حکم، اجتهاد بر مسلمانان فرض کفائی میباشد.
امام نووی رحمه الله در شرح این حدیث گفته است: «اجماع مسلمین بر این است که این حدیث در مورد حاکمی است که عالم در حکمش باشد؛ لذا اگر به حق حکم کرد، برایش دو اجر است؛ یک اجر در بدل اجتهادش و اجر دیگر در بدل حکمش و اگر به خطا برود، بخاطر اجتهادش یک اجر میگیرد.»
پیرامون حدیث فوق لازم است چند نکات مهم فهمیده شود:
اول) واجب است که حاکم عالم بوده و اهلیت حکم را داشته باشد. بنابر این، اگر حاکم عالم نباشد و اهلیت حکم را نداشته باشد، در حکم کردنش بدون علم گنهکار میباشد.
دوم) در آنچه نص شرعی قطعی الدلاله وارد شده باشد، اجتهاد درست نیست؛ مانند تحریم سود، زنا، قتل، شراب، خوردن مال یتیم و... بلکه اجتهاد در نصوص شرعی مجمله یا ظنی میشود؛ مانند حکم لمس زن و حکم استنساخ وغیره.
سوم) حکم قبل از اجتهاد جواز ندارد؛ لذا قرار صادر کردن در یک مسئله و بعد بحث پیرامون نصوص شرعی در آن، کار ناجائز میباشد؛ زیرا انتخاب دلیل بر آنچه که قبلاً قرار اتخاذ گردیده، اصلاً بیجاه است؛ بلکه اول فهم مسئلۀ واقع و بعد شناخت نص شرعی در آن مورد، تا حکم الله سبحانه وتعالی را در آن مسئله دریافت نمائیم.
براساس گزارش جدید ادارهی ملی احصائیه و معلومات، بیش از نیمی از نفوس افغانستان که تعداد آن به هژده میلیون میرسد در فقر «همه جانبه یا چند بُعدی» به سر میبرند.
ما افزایش فقر را نتیجهی تطبیق نظام اقتصاد بازارِ آزاد و پیروی کورکوانه از پالیسیهای جامعه جهانی به خصوص بانک جهانی، صندوق بینالمللی پول، سازمان تجارت جهانی و تعهدات دولت افغانستان نسبت به این نهادها میدانیم؛ زیرا در این اواخر جامعهی جهانی تمرکز خود را روی تقویت و رشد سکتور خصوصی و اصلاحات مالیاتی در افغانستان مبذول داشته، و دولت افغانستان نیز در گزارشهای اخیر این نهادها پیشرفتهایی داشته و مورد تشویق قرار گرفتهاست.
همچنان دولت افغانستان نظر به دیکته این نهادها، انواع مختلف مالیات را از قبیل؛ وضع مالیات سنگین بر تجار و صنعتکاران، سه برابر ساختن تعرفههای گمرکی بر واردات و وضع مالیات بر مکالمات تیلفونی روی دست گرفتهاست که تمام موارد فوق، زندگی افغانها را در تنگنا قرار داده و باعث افزایش فقر، بیکاری و جرایم جنایی شدهاست.
در حقیقت دولت افغانستان در فراهمسازی نیازمندیهای اساسی مردم ناکام مانده و شعارهای بهبود و تغییر در دسترخوان مردم غلط ثابت شدهاست. از اینکه اولویت دولت، تطبیق پالیسیها و کسب رضایت مؤسسات بینالمللی است، بناً هیچ نوع برنامهی برای بهبود زندگی مردم و رسیدگی به مشکلات آنها ندارد. در نتیجهی این وضعیت، فقر افزایش یافته و زمینه سربازگیری را برای پیشبرد جنگ نیابتی امریکا و ناتو در افغانستان، بیپیشینه ارزان ساختهاست.
دفتر مطبوعاتی حزبالتحریر - ولایه افغانستان