جمعه, ۲۶ ذیحجه ۱۴۴۷هـ| ۲۰۲۶/۰۶/۱۲م
ساعت: مدینه منوره
Menu
القائمة الرئيسية
القائمة الرئيسية

گونه‌ی دیگری از بیداری اسلامی در تاجیکستان

(ترجمه)

خبر:

براساس داده‌های دفتر ثبت احوال نفوسِ کشور تاجیکستان، در سال 2018م به اکثریت دختران و پسرانی‌که در این کشور بدنیا آمده‌اند، نام‌های اسلامی گذاشته‌اند. سال گذشته نیز نام‌های: ادریس، عمران، محمد، ابوبکر، عمر، عبدالله و یوسف اکثریت نام‌های پسران متولد سال را تشکیل داده است. هم‌چنان محبوب‌ترین و بیشترین اسمای دختران متولد این سال را نام‌های عربی و عبرانی مانند: مریم، آمنه، عائشه، آسیه، حنیفه، فاطمه و حبیبه شکل داده است. این خبر در آژانس اطلاعاتی "آسیا پلس" به تاریخ12 فبروی 2019م به نشر رسیده است.

به همین ترتیب، آژانس متذکره مصاحبه‌ای از منصور سروش نویسنده و فیلسوف تاجیکی را انعکاس داده است که وی ریشه و اصل همۀ این نام‌ها را عربی دانسته و گفته است که این اسما ارتباط مستقیم با اسلام دارد، منصور سروش گفت: «مردم تاجیکستان تا دهـۀ 90 ترجیح می‌دادند تا بر فرزندان خویش نام‌های فارسی و از کتاب شهنامۀ فردوسی انتخاب نمایند. نام‌های: سیاووش، سهراب، رستم، فریدون، تهمینه، جمشید، خورشید، هوشنگ، کوروش، لیلی، شیرین نام‌های دوست داشتنی مردم بود؛ اما امروزه ترجیح می‌دهند تا بر فرزندان خویش اسمای عربی و اسلامی بگذارند و این امر برمی‌گردد به این‌که در خواندن و نوشتن متون دینی در تاجیکستان تحولی چشم‌گیری به میان آمده است.»

تبصره:

بسیار واضح است؛ بیداری اسلامی‌ای‌که امروزه در تاجیکستان از آن سخن به میان می‌آید، از فضل الله متعال است و با انتخاب نام‌هایی‌که مردم این سرزمین بر فرزندان‌شان می‌گذارند، بیشتر واضح می‌گردد. قابل تذکر است که برگشت و رجوع به اسلام و نام‌های اسلامی در حالی قد علم نموده است که حاکم دیکتاتور و مستبد آن سرزمین، امام علی رحمان، جهدو تلاش مستمری را  علیه اسلام و سرکوب مسلمانان در پیش گرفته است.

از همه مهم‌تر این‌که: رحمان در سال‌های پسین، سیاست وحشی‌گری را در هر مظهری از مظاهر زندگی اسلامی مردم در پیش گرفته است؛ وضع جریمه بر پوشیدن حجاب و گذاشتن ریش، منع ادای مناسک حج قبل از تکمیل چهل سالگی، جلوگیری از فراگیری تعالیم اسلامی در خارج از تاجیکستان، مسدود کردن همۀ مدارس دینی در داخل کشور و بسته کردن هزاران مسجد و اماکن ادای نماز از نمونه‌های بارز آن به شمار می‌رود. خدمت گاران مخلص او نیز در این جنایات با او شریک‌اند و مستمر بر آزار و اذیت و اهانت به شخصیت‌های دینی می‌پردازند، چنان‌چه هم اکنون صدهاتن از علماء در زندان‌های تاجیکستان محکوم به حبس طویل‌اند. در عین حال، امامان رسمی مساجد دولتی را طوری ذلیل ساخته است که باید کارهای توهین‌آمیزی را انجام دهند؛ گاهی تحت فشار قرار می‌گیرند تا در برنامه‌های تیاتر اشتراک ورزند؛ گاهی مجبور ساخته می‌شوند تا تکت‌های اشتراک در محافل موسیقی را بفروشند و حتی یکی از امامان مسئولیت جمع‌آوری پول جهت ساخت مجسمۀ لینین را به عهده داشت!

علاوه از این، امام علی رحمان تلاش‌های جدی نموده است تا مردم را از انتخاب نام‌های اسلامی بر فرزندان‌شان منع و نام‌های ماقبل اسلام و فرهنگ زردشتی را رایج کند! هم‌چنان، در سال 2016م اکثریت کارمندان ادارۀ ثبت احوال نفوس، از ثبت نام و اعطای تذکرۀ تابعیت را برای آنانی‌که نام‌های: محمد، ابوبکر، یاسین و سائر اسمای اسلامی داشتند، امتناع ورزیده و در بدل آن از پدران آن‌ها خواسته اند تا بر فرزندان خویش از کتاب "کتالوک نام‌های محلی" که اکثریت مطلق آن را نام‌های ماقبل اسلام شکل داده است، انتخاب نمایند؛ اما به سبب بلند شدن موجی از خشم و اعتراضات مردمی، مقامات تاجیکستان تا حال موفق نشده‌اند تا این قانون را به تصویب برسانند.

برخلاف میل و رغبت رحمان در تاجیکستان، گذاشتن نام‌های اسلامی همه روزه افزایش می‌یابد. بنابراین، مشاهده می‌نماییم که به رغم فشارهای روزافزون نظام سیکولر رحمان در تاجیکستان، بیداری اسلامی و بازگشت به اسلام، در همۀ مظاهر زندگی مردمان آن پدیدار می‌گردد. الله متعال چه زیبا فرموده است:

﴿يُرِيدُونَ أَن يُطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَيَأْبَى اللَّهُ إِلَّا أَن يُتِمَّ نُورَهُ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ﴾

[توبه: ٣٢]

ترجمه: آن‌ها می‌خواهند نور الله(سبحانه وتعالی) را با دهان خود خاموش کنند؛ ولی الله(سبحانه وتعالی) جز این نمی‌خواهد که نور خود را کامل کند؛ هر چند کافران ناخشنود باشند!

نویسنده: محمد منصور

برای دفتر مطبوعاتی مرکزی حزب‌التحریر

ادامه مطلب...

به مناسبت هشتمین سالروز یادبود از انقلاب فبروری

  • نشر شده در یمن

ای اهل یمن، تغییر واقعی همان چیزی‌ست که از زمان شروع انقلاب، قبل از انقلاب و بعد از انقلاب به شما نشان دادیم و همیشه آن را متذکر خواهیم شد

(ترجمه)

اکنون سالروز یادبود از انقلاب ۱۱ فبروری ۲۰۱۱م است؛ انقلابی‌که مردم یمن بخاطر سرنگونی رژیم و عزل رییس جمهوری دیرهنگام اسبق شان به نام علی صالح به راه انداخته بودند. بعد از این‌که جرقه‌های انقلاب تونس و مصر به سایر کشورها به اصطلاح بهار عربی رسید، یمن نیز از این امر مستثنی نماند. 

مردم مسلمان یمن از خانه‌های خود بخاطر وضعیت بد بشری، اقتصادی و سیاسی سرزمین‌شان در تظاهرات بیرون شدند؛ جایی‌که مناقشه و درگیری انگلیسی-امریکایی باعث آتش جنگ پس از جنگ در این کشور می‌شد؛ گاهی اوقات در مناطق شمالی و گاهی در جنوبی. در خصوص همین مناسبت، ما نکات ذیل را به اهل خود در یمن اطمینان می‌دهیم:

1. یمن، به سبب منابع طبیعی و موقعیت استرتیژیکی‌که الله سبحانه‌و‌تعالی برکت داده و فوق‌تر از همه مردم این سرزمین مانند سایر بلاد المسلمين مسلمان هستند؛ جنگ انگلیسی-امریکایی در این سرزمین بی‌حد شدید و درنده‌تر از آن است که مهار شود و همین جنگ‌ها عامل بدبختی و تباهی‌هایی است که بالای مردم یمن نازل شده است. 

۲. رژیم اسبق تحت حاکمیت رییس جمهور دیرهنگام علی صالح و حزب‌اش و احزابی‌که با او در دولت مشارکت داشتند، رهبری می‌شد؛ در حالی‌که تمام سردمداران‌ حکومتی خود را مسلمان خطاب می‌کردند، که بخاطر کنترول و سیطره بر منابر مساجد، پوهنتون‌ها و پروژه‌های خصوصی و یا احزاب ملی و سیکولری مقرر شده بودند. تمام‌شان در واقع غلامان و تطبیق کننده‌گان برنامه‌های شوم انگلیس بودند؛ اشغالگری‌که بیش از ۳۳ سال علیه این کشور جنایات را انجام داد و تاکنون اثرات آن در سرزمین‌مان باقی مانده است.

۳. جنایات غلامان امریکا، چه حرکت "باعوم" در جنوب و یا ملیشه‌های حوثی در شمال، مشابه غلامان اجداد انگلیسی‌شان است. این حکام آله‌ی دست امریکا اند که با مشارکت در جنگ و مناقشه‌ی کفار و به تبدیل شدن به احزاب درگیر، هیزوم آتش جنگ کفار شدند.

۴. عداوت و دشمنی غرب کافر در یمن، اعم از انگلیس و امریکا، مسیر انقلاب مقدس مردم را به واسطه و منافقت غلامان و نهادهای‌شان منحرف ساختند، که فضای انقلاب را با زهر کشنده‌ی‌شان آلوده ساخته و یمن را در مناقشه و جنگ‌های خانمان‌سوز کشاندیدند.

۵. غرب کافر شب و روز برای خاموش ساختن شعله‌ی انقلاب در قلب مردم فعالیت کرد تا این انقلاب را خاتمه دهد؛ طوری‌که می‌دانید هدف انقلاب علیه نظام کپیتلزم وحکام آن بو؛ اما جنایات کفار و حکام‌اش به دهه‌ها علیه مردم یمن ادامه یافت.

۶. انقلاب حقیقی منبی بر اصول اسلام است، که حزب التحریر آن را به کل امت نشان داده است. هدف انقلاب تنها این نیست که در افکار مردم تغییر بیاوریم، بلکه هدف‌اش برای ریشه‌کن ساختن نظام از محتوا، تشکیلات،  قانون اساسی و ریشه‌اش می‌باشد.

۷. مردم یمن به علت توطئه بر انقلاب‌شان توسط احزاب عداوت‌گر محلی، منطقوی و بین‌الملی "مضبضب و سردرگم" شدند. مردم امیدشان را برای آوردن تغییر بهتر از دست دادند؛ زیرا احزاب درگیر در جنگ و گروه‌های غیر دولتی در تلاش به دست آوردن منابع بودند و زوال وضعیت در یمن ناامیدی مردم را افرایش داد و این امر باعث شد که مردم امید خود را از آمدن هر تغییر واقعی از دست بدهند.

حزب التحریر، مانند بیم‌دهنده‌گان یا انذاردهنده‌گان آشکار همواره به مردم بیم می‌دهد و به مردم مردم نشان می‌دهد که یک نظام چگونه خواهد بود و چگونه نظام تغییر خواهد کرد و در نهایت به آنان نظام اسلام را منحیث راه‌حل مشکلات و درگیری‌های شان در زنده‌گی‌ نشان می‌دهد. احزاب در یمن زهری را توسط غلامان یا عاملین پخش نمودند که منجر به زهراگین شدن فضای انقلاب در یمن شد. ‏این زهر داروی طبی نیست؛ بلکه شعار‌های است مانند: "دولت مردمی، آزادی، توانمندی زنان و دیگر شعارهای کثیف سیکولری." احزاب مردم را از پیامد گفت‌و‌گوی ملی و مفکوره‌ی فدرالی هشدار داد که در واقع آنان هرگز این چنین چیزی را در انقلاب دزدیده شده‌ای شان نمی‌خواهند.

8. اکنون مردم یمن از نتیجه‌ی انقلاب خود دلسرد نشوند؛ بلکه از اثر خیانت به چنین حال رسیدند. آنان باید به فکر راه‌حل صحیح برای تغییر اوضاع بد‌شان فکر کنند. این نتیجه‌ی انقلاب ‏ممکن حکمت الله سبحانه‌و‌تعالی باشد و حقایقی را در مورد غلامانی‌‌که در این سال‌ها باهم جنگ کردند، برای مردم آشکار کند؛ به خصوص آنانی‌که شعارهای اسلام را بدون حمل یک پروژه‌ای برای تغییر واقعی بلند کردند. اسلام در واقع منحیث یک عقیده و نظام زنده‌گی تجسم یافته و از تمام امور مردم مراقبت می‌کند.

در اخیر، ای اهل یمن! تا کدام زمان شما ادامه می‌دهید که هیزوم آتش جنگ این حقله‌ی مناقشه و جنگ‌های جنایات‌کاران عداوتگر شوید؟ آیا وقت آن نرسیده که افکار پوچ سطحی را رها نموده و با منطق ایمان و حکمت و حرکت برای تغییر واقعی مبنی بر اسلام عظیم فکر کنید؟!

فلهذا حزب التحریر هنوزهم به شما مشوره داده و شما را با صداقت و دیانت در راه حق دعوت می‌کند و الله سبحانه‌و‌تعالی شاهد است که در عوض هرگز در پی پول شما و بالای شما مثل سایر دولت‌ها کفری حاکمیت نمی‌کند؛ بلکه حزب التحریر خواهان حاکمیت اسلام توسط تأسیس مجدد خلافت راشده‌ی ثانی بر منهج در زمین است، که در نهایت منجر به سعادت شما در زنده‌گی و حصول رضایت رب العالمین در آخرت می‌شود. 

دفتر مطبوعاتی حزب التحریر-ولایه یمن

ادامه مطلب...

خطبه جمعه شیخ عوده ابو قصی

بیت المقدس - سرزمین مبارک (فلسطين)

جمعه، 10 جمادی الثانی 1440هـ.ق / 15 فبروری 2019م

ادامه مطلب...
  • نشر شده در ویدیوها

تقدیم: استاد بلال القصراوی (ابو ابراهیم)

حزب التحرير - ولایه اردن

پنج شنبه، 09 جمادی الثانی 1440هـ.ق / 14 فبروری 2019م

ادامه مطلب...

تهیه و ترتيب: دفتر مطبوعاتی حزب التحرير - ولایه سرزمین مبارک (فلسطین)

جمعه، 10 جمادی الثانی 1440هـ.ق / 15 فبروری 2019م

ادامه مطلب...


تقدیم: شیخ یوسف مخازره (أبو الهمام)

سرزمین مبارک (فلسطین)

جمعه، 03 جمادی الثانی 1440هـ.ق / 08 فبروری 2019م

ادامه مطلب...
  • نشر شده در ویدیوها

تقدیم: شیخ ابو أنس الحصري

بیت المقدس - سرزمین مبارک

پنج شنبه، 09 جمادی الثانی 1440هـ.ق / 14 فبروری 2019م

ادامه مطلب...
  • نشر شده در ویدیوها

تحلیل سیاسی هفته وار مفکر سیاسی احمد الخطوانی (أبو حمزه) از مسجد مبارک الاقصى

چهارشنبه، 08 جمادی الثانی 1440هـ.ق / 13 فبروری 2019م

ادامه مطلب...

فریادهای مظلومان کشمیر اشغال شده لازمه‌ای حرکت قوی و پرقدرت نیروهای مسلح پاکستان است

  • نشر شده در پاکستان

(ترجمه)

روز هم‌بستگی کشمیر دوباره رسیده؛ پس ما وضعیت مسلمانان کشمیر اشغال شده را از سال گذشته تاکنون چگونه می‌یابیم؟ سال 2018م مرگ‌بارترین سال در ده‌سال اخیر در جامو و کشمیر با 167 ملکی و 267  تن از مبارزین توسط نیروهای اشغال‌گر دولت هندو می‌باشد. با آن‌هم، هنوز مسلمانان کشمیر اشغالی به‌مقاومت برحق‌شان علیه اشغال ادامه می‌دهند؛ هنوزهم صبورانه شعار "کشمیر از پاکستان شود" را سر می‌دهند و هنوز هم از روی مخالفت جنازه‌های شان‌ را پیچیده‌ با بیرق پاکستان دفن می‌کنند. با این‌حال، از طرف رهبری نظامی و سیاسی پاکستان چه‌کار صورت گرفته؟ از طرف آن‌هایی‌که صدها و هزاران نیروی مسلمان آرزومند و توانا در ششمین اردوی کلان جهان در دست آن‌هاست، چه‌کار صورت گرفته؟ آن‌ها خودشان ‌را به صادر کردن بیانیه‌های زبانی، که حتی ارزش تکرار کردن را ندارد، دل‌ خوش کرده اند. به‌خصوص وزیر خارجۀ پاکستان؛ او در لندن گشت‌و‌گذار کرده و از "جامعۀ بین‌المللی" می‌خواهد تا به‌قضیۀ کشمیر رسیده‌گی کند؛ مثل این‌که پاکستان یکی از بهترین اردوهای جهان را برای کمک به‌مظلومان ندارد!

ای مسلمانان پاکستان! الله سبحانه‌وتعالی فرموده است:

﴿وَمَا لَكُمْ لاَ تُقَاتِلُونَ فِى سَبِيلِ ٱللَّهِ وَٱلْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ ٱلرِّجَالِ وَٱلنِّسَآءِ وَٱلْوِلْدَانِ ٱلَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَآ أَخْرِجْنَا مِنْ هَـٰذِهِ ٱلْقَرْيَةِ ٱلظَّالِمِ أَهْلُهَا﴾

[نساء: 75]

ترجمه: و چرا شما در راه الله(سبحانه‌وتعالی) و در راه نجات مستضعفین نمی‌جنگید! مردان و زنان و کودکان هم آنان که‌می‌گویند: پروردگارا! مارا ازین شهری‌که مردمش ستم پیشه‌اند، بیرون آر!

مشکلی‌که ‌امت دارد، اینست که ما از موجودیت حکامی‌که برای‌شان امر الله سبحانه‌وتعالی در مقابل امور باداران استعمارگرشان اهمیتی ندارد، رنج می‌بریم. اسلام به‌مسلمانان امر می‌کند که علیه اشغال بجنگند؛ ولی این حکام برای خوشحال کردن باداران شان برچسپ "تروریزم"زده و از جنگ‌جویان می‌خواهند تا سلاح‌های شان‌ را به‌ زمین گذاشته و با کسانی‌که مدت‌ها برآن‌ها ظلم روا داشته اند، گفت‌وگو کنند. اسلام امر کرده که آزادی از اشغال توسط اردوی آزاد کننده صورت بگیرد؛ ولی این حکام می‌خواهند نیروهای ما تمرین "خودداری" کنند؛ در حالی‌که آن‌ها روابط خود را با دولت هندو عادی‌سازی کرده و از تمام راه‌ها برای تسهیل آن کار می‌گیرند. اسلام تسلط کفار را بالای امور مسلمین در حالی رد می‌کند که این حکام در جست‌وجوی "جامعه بین‌المللی" که حمایت‌کنندۀ کلیدی ظالمین علیه مسلمانان است، می‌باشند؛ چه آن دولت ظالم دولت هندو باشد، یا دولت یهود و یا هم امریکای صلیبی. این برماست که این غلطی را که مارا آزار می‌دهد، تصحیح کنیم تا این‌که بالآخره فریاد ضعفا و مظلومین با حرکت طوفانی و قوی اردوی آزادی‌بخش جواب داده شود. این برهمه‌ای ماست: از افسرانی‌که می‌شناسیم تقاضای نصرت برای تۀسیس دوبارۀ خلافت برمنهج نبوت کنیم تا این‌که آن‌ را به دنبال مقصد رفیع شهادت یا پیروزی به‌هنگام حرکت به‌سوی آزادسازی کشمیر رهنمایی کند.

دفتر مطبوعات حزب‌التحریر-ولایه پاکستان

ادامه مطلب...

این کم‌ترین چیزی است که می‌توانم برای خواهرم انجام دهم

(ترجمه)

ناخودآگاه وی ‌را دید... یکی از خواهران ما چنین تعریف می‌کند: «همراه یک‌تعداد از خواهران مسلمانم ملاقات می‌کردم که زنی با یکی از خواهرانم در محلی‌که قرار داشتیم، آمد و خود را معرفی نموده، گفت: "نام من آسیه است؛ از ترکستان شرقی. ..."

با این معرفی لرزه به تنم افتاد و شگفت‌زده شدم؛ زیرا انتظار نداشتم که خواهری را از این سرزمین ملاقات کنم. ... به محض معرفی، در ذهنم مشکلاتی ‌را که برادران و خواهرانم در آن‌ سرزمین متحمل می‌گردند، تداعی شد و با شنیدن قصه‌اش اشک از چشمانم جاری شد و اندوه بزرگی وجودم را فراگرفت.

وی قصۀ خود را چنین آغاز نمود: "فامیلم به من گفتند: حال ما را می‌بینی که شبیه گله‌ای از گوسفندان است که هر لحظه منتظر ذبح اند... اگر توان آن‌ را داری تا برای نجات خویش هجرت کنی، پس این کار را بکن. مسلمانان آن‌جا به‌خاطر تمسک‌شان به اسلام و حمل دعوت آن، در اردوگاه‌های چین محبوس شده اند."

این خواهر مان ادامه داده گفت: "من به نصیحت‌های شان گوش داده و سرزمینم را ترک کردم... چهار سال و شش ماه گذشته و من از اقاربم دور می‌باشم... بعد از ترک سرزمینم، از اقاربم هیچ اطلاعی ندارم... چین به اخبارشان سرپوش گذاشته و اجازۀ ارتباط با اقارب محبوس شدگان را نمی‌دهد. قبل از این‌که اقاربم را ترک کنم، وصیت‌شان این بود که سلام ما را به برادران مسلمان ما رسانده و اوشان را از حال و مشکلات ما مطلع کن." وی در اخیر داستان اندوهگین‌اش، خواست تا برای این‌که الله سبحانه وتعالی مشکلات اقارب و تمام مسلمانان "ایغور" را حل کند، دعا کنیم.

چه در خواست ناچیزی، آیا امت یک و نیم میلیاردی چیزی را جز دعا در اختیار ندارند...؟ فرزندان تحت شکنجۀشان بیش‌‌تر از دعا چیزی را انتظار ندارند؟! آیا ذلت ما به این سرحد رسیده است؟!

چه خوشبخت بودی ای "عمرو بن سالم"؛ هنگامی‌که به رسول الله صلی الله علیه وسلم شکایت آوردی در حالی‌که پیامبر صلی الله علیه وسلم در رأس دولت مقتدر و کریمی قرار داشت؛ قصۀ خود را به پیامبر بازگو نمودی و وی صلی الله علیه وسلم در جواب تو گفت: "یاری خواهی شد ای عمرو بن سالم...» و در زمان کوتاهی فتح مکه اتفاق افتاد و رسول الله صلی الله علیه وسلم داد مظلومانۀ قبیلۀ "خزاعه" را از "بنی بکر و هم‌پیمانان قریشی شان گرفت.

پس از گذشت زمان کوتاهی، زن مسلمانی‌که در بازار یهودیان "بنی قینقاع" هتک حرمت شده بود، طالب یاری شد؛ پیامبر صلی الله علیه وسلم لشکری را گسیل داشت که مجدداً باز نگشت؛ مگر این‌که قبیلۀ بنی قینقاع را تبعید نمود؛ قبیله‌ای که به‌خود جرئت داده بود تا با آبروی مسلمانان بازی کند.

چه خوش‌بخت بود زنی‌که از "معتصم" و رهبر اردوی عظیم‌اش خواهان کمک شد که داستانش مشهور است و خلیفۀ مسلمین لشکر بزرگی را تدارک دید که طلایه‌دار آن صد شتر "ابلق" بود که در نتیجۀ آن، زن مسلمان را آزاد نمودند و از کسانی‌که برایش اهانت کرده و کرامت‌اش را پای‌مال نموده بودند، انتقام گرفت.

"حاجب المنصور بن ابی عامر" امیر اندلس روزی از جهاد با "اسپانیائی‌ها" برمی‌گشت و طبق عادت‌اش با کسب پیروزی؛ وقتی به "قرطبه" رسید و رسیدنش مصادف با نماز عید قربان بود و مردم در عیدگاه بودند؛ نعرۀ تکبیر گفته و شادی می‌کردند؛ قبل از این‌که این امیر از اسب‌اش فرود آید؛ زن پیری جلو راهش را گرفت و با قلبی آکنده از حسرت گفت: "ای منصور! تمام مردم شاد اند؛ مگر من."

منصور گفت: "چرا؟"

زن پیر گفت: "پسرم در قلعۀ "رباح" نزد صلیبیان اسیر است."

والی پرهیزگار و قهرمان بزرگ که قدر مسئولیت در برابر امت اسلامی و دفاع از حیثیت امت و دین را می‌‌دانست، بدون درنگ افسار اسب‌اش را به‌طرف این قلعه سوق داده و اعلام نمود که کسی از اسب‌اش فرود نیاید. به‌طرف قلعۀ رباح رهسپار گردید و دشمنانش را مجبور نمود تا اُسرای مسلمانان‌ را که در بین این اُسراء فرزند پیر زن هم بود، آزاد کنند... تا این‌که لبخند را به پیره زن بازنگرداند و شاهد شادی‌اش همانند سایر مسلمانان در عید نبود، به هیچ چیز دیگری راضی نشد.

داستان‌های فوق نمونه‌ای از حال مسلمانان است؛ زمانی‌که دولتی داشتند و این دولت متوجه شان بوده و حمایت‌اش مسلمانان را احاطه کرده بود؛ دولتی‌که امروزه به فقدانش مواجه ایم و تنها زِره امن و دِژ تسخیر ناپذیر برای هر مسلمان بوده و آرزوی برادران "ایغور" ماست. ... در غیر این‌صورت، حکام کافر چین را چه کسی تهدید خواهد نمود؟ اگر مسلمانان ایغور را آزاد نکرده و دست از ظلم نمودن بالای‌شان برندارد، بینی‌  این کشور ‌را بر خاک خواهد مالید...؟ در غیر این‌صورت، چه کسی به خود جرئت خواهد داد که تمام جهان را چلنج دهد؛ آن‌هم به‌خاطر کرامت پیر مردی‌که در رمضان وادار می‌شود تا روزه نگیرد و یا زن پاکدامنی‌که وادار می‌شود تا حجاب‌اش را در آورد و یا طفل مسلمانی‌که از والدین‌اش گرفته شده تا بر اساس تفکر کمونیستی تربیه شود...؟ در غیر این‌صورت، چه کسی جنگ سهم‌گینی را؛ به‌خاطر اشکی‌که از چشم مادر، زن و یا دختر می‌ریزد و یا مرد ناامیدی‌که به‌جز ریختن اشک و فرستادن پیامی برای برادران مسلمان خویش، که در آن خواهان دعا برای رهائی از مشقت‌های خود است؛ شعله‌ور خواهد کرد؟

برادران ایغور ما در اردوگاه‌ها محبوس شده و به‌منظور به‌زانو در آوردن‌شان، ترکستان شرقی مورد حملات وحشیانه و استعمارگرایانۀ چین قرار گرفته و بازشان می‌دارد؛ از این‌که استقلال خود را از چین کمونیستی و نظام کافرش مطالبه نمایند. چین می‌خواهد ایشان را زیر سلطۀ خود در آورده تا کاملاً به آن تسلیم شده و به نظام کمونیستی لبیک گویند. مگر نتوانسته تا رام‌شان کند... زمانی‌که دانست توان مسلمانان در دین حکیم و عقیدۀ راسخ شان نهفته است؛ برای شان برنامه‌ای را تحت نام "اردوگاه آموزش سیاسی یا توان‌بخشی مجدد" را راه‌اندازی نمود؛ البته تحت پوشش مبارزه با تروریزم و تُندروی دینی، که در واقع برنامه‌ای بود برای شستشوی مغزی و قرار دان شان در شرایطی‌که عقیده و احکام دین شان را فراموش کنند.

برای مسلمانان قوانینی را وضع نمود که از ادای نماز بازشان می‌دارد؛ آن‌ها را مجبور می‌کند که در رمضان روزه نگیرند؛ از خوردن گوشت حلال باز داشته و مجبورشان می‌کند که گوشت خوک خورده و شراب بنوشند؛ لباس عفت را در آورده و لباس فسق و فجور را بر تن کنند... پوشیدن، دوختن و فروختن لباس حجاب را منع نموده است... و هر آن‌کسی‌که به این قوانین پای‌بند نباشد، وی را به اردوگاه‌های به اصطلاح "توان‌بخشی مجدد" می‌فرستند و برنامه‌های مجرمانۀ و قوانین خود را با استفاده از انواع تعذیب و وحشت، بالایش تطبیق می‌کنند؛ حتی یک‌تعداد برای خلاص شدن از این بدبختی تمنای مرگ می‌کنند. شعار این اردوگاه‌ها اینست: همانند مدرسه آموزش می‌دهد؛ مثل یک ارتش مدیریت می‌شود و همانند زندان حراست!"

به‌رغم نبود تماس بین این اردوگاه‌ها و دنیای خارج آن، بازهم اخباری از اوضاع آن‌جا به بیرون درز می‌کند؛ مگر هیچ‌کس گامی را برای نجات این قوم مظلوم برنمی‌دارد؛ نه اردوغانِ نوۀ عثمانیان! نه سلمان خادم حرمین! و نه عبدالله نوۀ آل بیت...! و نه حتی "محمد سادس" که ادعا دارد امیر المؤمنین است...! و چگونه این‌ها به نجات مسلمانان خواهند شتافت؛ در حالی‌که اولین کسانی اند که با مسلمانان می‌جنگند و در مقابل بازگشت رمز عزت و عنصر قوت‌شان می‌ایستند...! بلی، آیا حکام خائن در برابر حاملین دعوت برای تأسیس خلافت نمی‌ایستند؟!

ای برادران ایغور! چقدر کم نصیب هستید که مشقات در غیاب خلافت، که حامی و پشتیبان مسلمانان است، شما را فرا گرفته است؛ اگر صدای تان‌ را رهبر شجاع برادر "سعد و اسید" نشنود و برای سرنگونی تاج و تخت ظالمان نشتابد و شکوه تابناک خلافت را بازنگرداند، مشکلات تان به درازا خواهد کشید... مگر امید زیادی به الله سبحانه وتعالی داریم که افسران ما را سعۀ صدر عطاء فرموده و ترس را از قلوب شان برطرف نماید تا این‌که خلافت را برای ما باز گردانند تا روزهای عزت ما مجدداً آغاز گردد... تمام مسلمانان از یوغ استعمار آزاد شده و روزهای ذلت و شرمندگی به پایان رسد و این امت به‌عنوان بهترین امتی‌که به‌خاطر مردم بیرون شده است، ‌تبارز کند.

نویسنده: اسماء الجعبه

برای دفتر مطبوعاتی مرکزی حزب التحریر

ادامه مطلب...
Subscribe to this RSS feed

سرزمین های اسلامی

سرزمین های اسلامی

کشورهای غربی

سائر لینک ها

بخش های از صفحه