پنجشنبه, ۲۵ ذیحجه ۱۴۴۷هـ| ۲۰۲۶/۰۶/۱۱م
ساعت: مدینه منوره
Menu
القائمة الرئيسية
القائمة الرئيسية

باشنیدن و اطاعت کردن آفتاب خلافت طلوع می‌کند

(ترجمه)

از حضرت عبد الله بن عمر رضی الله عنهما روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود:

«السَّمْعُ وَالطَّاعَةُ حَقٌّ مَا لَمْ يُؤْمَرْ بِالْمَعْصِيَةِ، فَإِذَا أُمِرَ بِمَعْصِيَةٍ، فَلاَ سَمْعَ وَلاَ طَاعَةَ»

(رواه بخاری، باب السمع والطاعه للأمام)

ترجمه: شنیدن و اطاعت نمودن(از امام) واجب بوده تا وقتی‌که به گناه امر نکند؛ زمانی‌که امر به گناه کرد، در آن حالت شنیدن و اطاعتی وجود ندارد.

خوانندگان محترم! زمانی‌که عده‌ای از صحابه از فرمان رسول الله صلی الله علیه وسلم در غزوۀ احد سرپیچی نمودند، نتیجه این شد که مسلمانان بعد از پیروزی شکست خوردند، خوشحالی رسول الله صلی الله علیه وسلم و مسلمانان برهم خورد و شمشیر مشرکین به آن ها اصابت نمود و از آن ها(اصحاب) کسانی کشته و زخمی گردیدند؛ حتی این‌که دندان رباعی رسول الله صلی الله علیه وسلم نیز شهید شد و مردم از شکست پیامبر صلی الله علیه وسلم و صحابه رضی الله عنهم سخن می‌گفتند.

این به سبب مخالفت امر رسول الله صلی الله علیه وسلم بود، عده‌ای از تیراندازانی‌که در کوه قرار داشتند، دیدند بعضی از مسلمانان غنیمت جمع می‌نمایند، همان تیراندازان نیز جاهای خود را ترک نموده از فرمان رسول الله صلی الله علیه وسلم اطاعت نکردند تا از غنیمت بهره‌ای نصیب‌شان گردد.

وقتی از شکست مسلمانان در اُحد به سبب مخالفت امر رسول الله صلی الله علیه وسلم سخن می‌گوئیم، واضح است که شکست و ذلت امروز نیز نتیجه‌ای از مخالفت امت از امر رسول الله صلی الله علیه وسلم است. احکامی را که به آن دستور داده ترک نموده‌ایم؛ حتی این‌که در همه جوانب زندگی نتایج آن شکل میراثی را به خود گرفته است،. پس امت اسلامی چنان زندگی نادرست، دردآور و غم‌انگیز دارد که مثل آن در سختی و مشقت قبلاً مشاهده نشده بود. زندگی امت در آتش کفر صبح بعد از شام و شام بعد از صبح دور می‌زند.

بلی، ای مسلمانان! دنیا با این بزرگی‌اش بالای مسلمانان تنگ گردیده و شبِ کفر طولانی. با وصف این‌که ظلم و استبداد بیداد می‌کند؛ اما ما در رأس طلوع صبحی قرار داریم که آن به حکم الله سبحانه وتعالی نزدیک است. بلی، آفتاب خلافت جدید بر منهاج نبوت زود است که طلوع نماید، برای جهان روشنی آن عود خواهد نمود و در زندگی نور و عزت آن باز خواهد آمد؛ لیکن به شرط این‌که ما امر رسول صلی الله علیه وسلم را بشنویم و اطاعت نمائیم، پس در مسیری‌که قدم نهاده، ما نیز روان شویم و جهت اقامۀ خلافت ثانیی‌که الله سبحانه وتعالی به آن وعده نموده و رسول الله صلی الله علیه وسلم بشارت آن را داده است، کار نماییم.

ادامه مطلب...

حمکرانان پاکستان نقش‌شان را به طور تسهیل کننده‌گان یا "قسم‌خوران" کرایی در مذاکرات صلح افغانستان اداء کردند تا بادار شکست‌ خوردۀ‌شان را نجات بدهند

  • نشر شده در پاکستان

(ترجمه)

بعد از این‌که مذاکرات امریکا با بعضی عناصر طالبان افغان در امارات متحدۀ عرب به دومین روز‌ش کشیده شد، در این میان حکمرانان پاکستان نتوانستند افتخار تسهیل‌ کننده‌گان یا گره‌گشایان مذاکرات را به خود کسب کنند، که آنان جهت این کار تنها یک نامه از جانب ترامپ دریافت کرده بودند. به تاریخ ۱۸ دسمبر ۲۰۱۸م، عمران خان در یک تویتی در صفحۀ تویتر‌ رسمی‌اش تصریح نموده که حکومت پاکستان جهت "تقویت روند صلح" از هر راهکاری استفاده خواهد کرد؛ تا جایی‌که این امر به جنرال باجواه تعلق می‌گیرد. او در تعریف و ستایش زلمی خلیلزاد نمایندۀ خاص امریکا برای صلح افغانستان غلو کرد؛ زیرا خلیلزاد به تاریخ ۱۹ دسمبر ۲۰۱۸م با وی دیدار نمود و گفت: «تلاش‌های پاکستان در راستای روند صلح افغانستان ستودنی است.» لیکن از سوی رژیم باجواه-عمران این چنین نمایش اظهار خوشی و شاه‌باشی برای نقش خودشان در مذاکرات کاملاً نامنظم و بی‌جا بود. یقیناً تسهیل‌کاری و گره‌گشایی آنان در مذاکرات منبع صلح دائمی و حیثیت افتخار ورزیدن را ندارد؛ بلکه ذلت و تداوم ناامنی به شمار می‌رود.   
امریکا پس از  اشتباهات‌اش در افغانستان و عراق از لحاظ اقتصادی و نظامی ضربۀ شدید دیده است. بناءً امریکا برای این‌که حضور دایمی نظامی‌ و نظامیان خصوصی‌اش را در افغانستان محکم و حفظ بکند، نیازمند به امضای یک سلسله معاهدات سیاسی است. غرب به مقاومت افغان‌ها بی‌حد مصمم است؛ ‏زیرا امریکا را با ضعیف‌ترین سلاح‌اش به زانو در آورد است. به همین ملحوظ، امریکا نیازمند مذاکرات بوده تا حضور خود را در سرزمین بی‌اندازه غنی با منابع طبیعی، که آن را پنتاگون تشبیه به "لیتیم عربستان سعودی" کرده، حفظ و قایم بسازد؛ ‏از سوی دیگر، با عساکر‌ش که از ترس جنگ دست به خودکشی می‌زنند. امریکا بخاطر برنده شدن در میز مذاکره ناامید است، زیرا عساکر بی‌غیرت و ترسو‌اش در این هفده سال در میدان جنگ چیزی جز مرگ بهره‌ی حاصل نکردند. 
اکنون امریکا بیچاره و درمانده شده که نفوذ شکست‌ناپذیر و قهر شدید خود را در جهان از دست ندهد، بناءً به گره‌گشایان و تسهیل‌ کننده‌گان پاکستان وابسته است تا حضور دایمی خود را در افغانستان مستقر کند؛ بدین سان، تا بتواند با رشد رابطۀ نزدیک هند-امریکا سرپرستی مقابله با یگانه قدرت هسته‌ای مسلمانان در جهان و چین را به عهده بگیرد.  
اولاً برای مسلمانان در چنین شرایط مطلوب، بجای به درازا کشیدن ریسمان مذاکرات تا اشغال امریکا را از غرق شدن نجات دهند، بالای قیادت سیاسی و نظامی پاکستان واجب است تا امریکا را بگذارند که در مرگ خبیثانه‌‌اش در سرزمین "قبرستان امپراتوری‌ها" هلاک شوند. دوماً، به عوض تشدید تبادلۀ اطلاعات استخباراتی با امریکا، بر حکام پاکستان واجب است تا امریکایی‌ها را از اطلاعات استخباراتی بی‌خبر و کور بگذارند. بدین لحاظ آنان نمی‌توانند آن عده فرماند‌هان مخلص طالب را که واقعاً از راه "جهاد فی سبیل الله" برای این جنگ صلیبی کفار برخاسته اند، شناسایی، ترور و هدف قرار بدهند؛ نه آن عده طالبانی‌که با اشتراک در مذاکرات بخاطر حفظ آخرین نفس‌های دشمن، آبروی خود را می‌ریزانند. ‏سوماً، به عوض تأمین خطوط تدارکاتی مهم زمینی و هوایی ناتو، بر حکام پاکستان واجب است تا نیروهای‌ امریکایی را بگذارند در قحطی هلاک شوند؛ یقیناً آنان راه عساکر بی‌شرف اتحاد جماهیر شوروی و امپراتوری انگلیس را با خروج کامل‌شان تعقیب خواهند کرد و درس و عبرتی خواهند گرفت که دیگر جرئت بازگشت را نخواهند داشت. 
ای مسلمانان پاکستان! آتش توطئۀ امریکا علیه ما به بلند‌ترین ارتقای آن رسیده و هنوزهم برای ما دیری نشده که این آتش را خاموش کنیم؛ حتی اگر همین اکنون اقدام کنیم. ‏با توجه به حکومت باجواه-عمران، به عوض هم‌دست شدن با ما(مسلمانان)، با آن کسانی همکاری می‌کند که در سدد آسیب رساند به ما و دین اسلام هستند. ‏این خصلت از پست‌فطرت بودن حکومت است؛ زیرا زمانی‌که مراقبت امور ما به رژیم می‌رسد، بی‌کفایتی و غفلت خود را نشان می‌دهد، مگر هرگاه مسئلۀ کمک به بادار شغال‌صفت واشنگتن‌اش می‌رسد، تمام زنده‌گی خود را فدای کفار بی‌ارزش و ناپاک می‌کند. این حکومت بسان خائنی‌ست که در راه ظلم و استبداد حکام سابقۀ امریکا قدم می‌نهانند و قسمی ضروریات امریکای کافر را مرفوع می‌سازند گویا ضروریات ما امت مسلمه باشد. بناءً هرگاه امریکا نیازمند جنگ باشد، این حکام خائن جنگ کفار را منحیث جنگ خود ما به تصویر می‌کشند و در آن خود را دخیل می‌سازند. 
لیکن اکنون امریکا نیاز به یک معاملۀ سیاسی دارد که حضور خود را محکم بسازد. فلهذا حکام خائن پاکستان جنگ را در کشور ما طرح‌زیری کرده و قید در زنجیر امریکایی‌ها را برای ما صلح به تصویر می‌کشانند. این حکام خائن مثل منافقین با ما بازی می‌کنند و استخبارات و نیرو‌های امنیتی ما را به خدمت کفار قرار می‌دهند؛ مگر آن روز دور نیست که حکام درک کنند که تا این مدت به خود ستم کرده اند. الله سبحانه‌و‌تعالی می‌فرماید:

﴿يُخَادِعُونَ اللَّهَ وَالَّذِينَ آمَنُوا وَمَا يَخْدَعُونَ إِلَّا أَنفُسَهُمْ وَمَا يَشْعُرُونَ﴾
[بقره: ۹]
‏ترجمه: ‏‏(اينان به نظرشان) الله(سبحانه‌و‌تعالی) و كسانی را گول می‌زنند كه ايمان آورده اند، در صورتی‌كهجز

خود را نمی‌فريبند؛ ولی نمی‌فهمند.‏
 این حکام پست به مثل مزدوران حقله به گوش عمل می‌کنند؛ هرگاه امریکا نیازمند آنان باشد که خدمتی انجام بدهند، آنان به مثل قسم‌خوران، تسهیل‌ کننده‌گان نقش بازی نموده و هرگاه امریکا قاصدی ضرورت داشته باشد، آنان آمادۀ دستور بادار خود هستند و در هر حالت به کردار و خدمت‌گذارای به امریکا افتخار می‌کنند. این حکام با تسلیم شدن به کفار ‏خود را خوار و ذلیل می‌کنند؛ زیرا آنان در جستجوی قدرت از طریق دوستی با دشمنان الله سبحانه‌و‌تعالی هستند؛ نه از طریق پیروی نظام الله سبحانه‌و‌تعالی و دین حق او تعالی. الله سبحانه‌و‌تعالی می‌فرماید:

﴿الَّذِينَ يَتَّخِذُونَ الْكَافِرِينَ أَوْلِيَاءَ مِن دُونِ الْمُؤْمِنِينَ أَيَبْتَغُونَ عِندَهُمُ الْعِزَّةَ فَإِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَمِيعًا﴾
[نساء: ۱۳۹]
ترجمه: ‏‏اين منافقان كسانی هستند كه كافران را به جای مؤمنان به سرپرستی و دوستی می‌گيرند. آيا عزت را در پيش كافران می‌جويند؟(چنين چيزی محال است) چرا كه عزت و شوكت جملگی از آن الله(سبحانه‌وتعالی)

 است(و هر كه از الله(سبحانه‌وتعالی) عزت جويد، عزيز شود و هر كه از غير او عزت طلبد، ذليل گردد).
فلهذا، از حکامی‌که بالای ما ظلم و ستم را روا می‌دارند، روی گردان شوید و صدای تان را با داعیان خلافت در قالب مخالفت با دوستی امریکا و توطئۀ جدید مذاکرات‌اش بلند کنید. 
ای مسلمانان نیروهای مسلحه و استخبارات پاکستان!  توطئۀ امریکا علیه ما در شدیدترین حد آن رسیده و بر شما هنوزهم دیری نشده که آن را واژگون کنید و رابطۀ نزدیک هند-امریکا را به انزوا بکشانید. بدانید که استخبارات شما به مجاهدین افغان بصیرت و اطلاعات جنگی را دادند که آنان را قادر ساختند با نیروی ضعیت‌شان به اشغال اتحاد جماهیر شوروی خاتمه داده و این امر باعث پارچه پارچه شدن اتحاد جماهیر شوروی نیز گردید. امروزه نیز با یاری الله سبحانه‌و‌تعالی، که الله سبحانه‌و‌تعالی بر اطاعت کننده‌گان خیر کثیر نصیب می‌گرداند، شما می‌توانید با یک تکان دیوار ظلم و ستم و حاکمیت امریکا را فرو ریزید. بر شما لازم و واجب است تا علناً و فعالانه به تمام عناصر طالبان افغان بگویید که هرگونه مذاکرات را مسترد نموده و راه جهاد را پیش گیرند که در این خیر دنیا و آخرت است. رسول الله صلی الله علیه وسلم می‌فرماید

:
«مَا تَرَكَ قَوْمٌ الْجِهَادَ إلاّ ذُلّوا»
(رواه احمد)
ترجمه: هیچ قوی جهاد را رها نکردند؛ مگر این‌که خوار و ذلیل شدند!

 ‏ای حکام! بر شما واجب است که تمام خطوط تدارکاتی ناتو را قطع نموده و دروازۀ‌ نهاد‌های جاسوسی امریکا را که به حیث سفارت‌خانه و قونسول‌ مبدل شده ببندید و تمام استخبارات و نظامیان خصوصی امریکا را از خاک ما اخراج کنید. 
ای افواج امت مسلمه! شما شیران دلیر امت هستید که می‌توانید بر دشنمان ما حمله‌ور شده و آنان را خوف‌زده اخراج کنید. ‏دشمنان‌تان از شما در هراس اند، از ترس در چهاراطراف تان آهسته آهسته با اختیاط قدم گذاشته و جال فرینده‌ای عنکبوتی را می‌بافند تا از غلطی قهر و غضب شما را بر نینگیزانند. خود را و مردم تان را از این نظامیان غدار و بی‌شعور و قیادت سیاسی کفار نجات دهید؛ زیرا آنان با مردمی دشمنی می‌کنند که شما برای محافظت آنان بر الله سبحانه‌وتعالی قسم یاد کرده اید. در پیش‌گاهی الله سبحانه‌و‌تعالی، رسول پاک‌اش و این امت اسلامی با دادن نصرت برای تأسیس مجدد خلافت راشدۀ ثانی بر منهج نبوت خود را عزیز نموده و رضایت خالق را کسب کنید؛ بعداً شما قیادتی را حاصل خواهید کرد که سزاوار آن بودید. با قایم ساختن این دولت مقتدر اسلامی با شهادت جنت را و با پیروزی قیادت زمین را حاصل می‌نماید. الله سبحانه‌و‌تعالی می‌فرماید:

﴿فَلاَ تَهِنُوا وَتَدْعُوا إِلَى السَّلْمِ وَأَنْتُمْ الأَعْلَوْنَ وَاللَّهُ مَعَكُمْ وَلَنْ يَتِرَكُمْ أَعْمَالَكُمْ﴾
[محمد: ۳۵]
‏ترجمه: ‏‏سست مشويد و(كافران را) به صلح مخوانيد، چرا كه شما برتريد و الله(سبحانه‌و‌تعالی) با شما است و هرگز از( اجر و ثواب) اعمال‌تان نمی‌كاهد.
حزب التحریر ولایه پاکستان

ادامه مطلب...

مقامات نظامی "دعوت‌گران" را دستگیر می‌کنند

  • نشر شده در سودان

                                                                                                                 (ترجمه)         

مقامات نظامی در شهر الابیَد برادر محمد احمد محمود، یکی از شباب حزب‌التحریر را از مسجد بازار کریمه، بعد از نماز عشاء، به‌خاطر توزیع یک اعلامیه که توسط حزب‌التحریر-ولایه سودان تحت عنوان "بگذارید این یک انقلاب موفق باشد که اهدافش تغییر واقعی را خواهد آورد" صادر شده بود، دستگیر کرده و تا زمان نشر این اعلامیه رها نکردند.‌

این رژیم ظالم که دعوت‌گران را دوست نداشته و صدای عدالتی را که گویای حق است، برای خود مزاحمت می‌داند، به چنین اعمال جنایت‌کارانه با این دیدگاه-که می‌تواند صدای حقیقت را خاموش کرده و کار حاملان مخلص دعوت را مختل کند- علیه دعوت‌گران خو گرفته است؛ اما هدفش ناکام شده و تیرش به سنگ می‌خورد. شما می‌دانید که دستگیری شباب حزب‌التحریر فقط استقامت‌شان را در حق؛ راهی‌که برایش دعوت می‌کنند، بالا خواهد برد و باورشان درباره‌ی چیزی‌که در این راه با آن مواجه می‌شوند، عاملی‌ست که آن‌ها را به الله سبحانه وتعالی، خالق جهان‌ و کاینات، نزدیک می‌کند.

اگر کسانی‌که باعث دستگیریِ برادر محمد احمد شدند، اعلامیه‌ای را که منجر به دستگیری‌اش شد، درک می‌کردند، پیشانی‌اش را بوسیده و او را در توزیع آن یاری می‌کردند؛ اما آن‌ها کر، گنگ و کور استند؛ این‌طور که آن‌ها نمی‌دانند. این اعلامیه اصلاً پیام شریعت بوده که ضرورت همگان است؛ انقلابیون، سازمان‌های امنیتی، پولیس و افراد با نفوذ و قدرت‌مند در نیروهای مسلح که به عقیده‌ی خود اخلاص دارند. اگر تمام گروه‌ها به آن‌چه که در این پیام گفته شده، پای‌بند باشند، زنده‌گی مرتب و منظم خواهد شد؛ چون هیچ رستگاریی برای این امت جز در اسلام، نه هیچ اسلامی؛ مگر با یک دولت و نه هیچ دولتی برای مسلمانان؛ مگر خلافت راشده بر منهج نبوت، وجود ندارد.

بناءً دوباره این اعلامیه را با دیدگاه ایمان و قلب‌های مخلص بخوانید تا این‌که الله سبحانه وتعالی بر شما و بر این امت درهای پیروزی را بگشاید؛ بعداً بشارت مرشد پیامبران و سرور کاینات صلی الله علیه وسلم حاصل خواهد شد، چنان‌چه او صلی الله علیه وسلم فرموده است:

«ثُمَّ تَكُونُ خِلَافَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ»

ترجمه: و بعداً خلافت بر روش و منهج پیامبر خواهد آمد.

ابراهیم عثمان(ابوخلیل)
سخنگوی رسمیِ حزب‌‌التحریر-ولایه سودان

ادامه مطلب...

طبقۀ سیاسیون امانت را خیانت کرده و تونس را زیر بار امانتی قرار دادند که در آن هیچ راه رستگاری جز اسلام وجود ندارد

  • نشر شده در تونس

﴿وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ حُكْماً لِّقَوْمٍ يُوقِنُونَ﴾

وبرای مردمی که‌یقین دارند، داوری چه‌کسی از الله(سبحانه‌و‌تعالی) بهتر است؟

(ترجمه)

بعد از گذشت هشت سال از انقلاب علیه بی‌عدالتی و استبداد، هنوز کشور از یک بحران اختناق‌آور در تمام سطوح رنج می‌برد. دلیل اصلی این بحران‌ها رژیم بن علی است که از دروازه بیرون می‌آید و از پنجره برمی‌گردد. به‌همین منوال مسیر طبقۀ سیاسی سیکولر و تمام حکومت‌هایی‌که قبل و بعد از انتخابات از آن حاصل می‌شود، طوری‌که با تسلط غرب و ضیاع کشور و مردم تعیین شده‌بود. در این اواخر، ما از طرف طبقۀ سیاسی مقتدر اعتراف‌هایی را شنیده‌ایم که این بحران‌ها را به‌صورت جداگانه به هر وزیر نسبت داده و چشمان مردم را از دیدن چنین سیاست‌ها و برنامه‌های فاجعه‌بار کور کرده‌است. همه می‌دانند که هرآن‌چه از وضع "قوانین اساسی"، برنامه‌های سیاسی و سیاست‌های اقتصادیی‌که در تونس اجراء می‌شود، تحت تظارت مستقیم کشورهای استعمارگر اروپایی، صندوق بین‌المللی پول(IMF) و بانک جهانی صورت می‌گرفت. چنان‌که وزراء با گذشت حکومت‌های پی در پی، چاره‌ای جز تطبیق و امضای آن‌چه برای‌شان گفته می‌شد تا امضاء کنند، نداشتند. با این‌حال، آن‌چه همۀ حکومت‌ها به‌صورت متوالی به آن دست یافته‌اند این‌ها است:

۱. دوام پروسۀ مصالحه بر سر حاکمیت کشور و فراهم‌کردن فضا برای رشد و نموی تمام قدرت‌های استعماری، مانند انگلیس و شرکت‌های غارت‌گرش، اتحادیۀ اروپا و بانک‌هایش، IMF و شرایط ناتوان و شکننده‌اش و سازمانملل و "تجارب‌اش."

۲. حفظ توازن مالی دولت مطابق دساتیر صندوق بین‌المللی پول؛ مثلاً دولت به بهانۀ ناتوانی در امر حمایت از نیازهای اساسی مردم، مانند تحصیل، صحت، حمل‌ونقل وغیره، از توجه به آن‌ها دست می‌کشد و اثرات‌اش اینست که ارزش دینار ازبین می‌رود، قیمت‌ها افزایش می‌یابد و زنده‌گی بدتر می‌شود.

۳. تأمین منافع "شرکت‌های غارت‌گر استعماری" که به وسیلۀ وضع قوانین و پس ازکشیده‌شدن طبقۀ سیاسی در حکومت، از طریق انتخابات، ثروت‌مان را به غارت می‌برند.

۴. عفو اشخاص فاسد و چپاول‌گر زیر نام اصلاح اقتصادی برای-به ادعای آنان- تقویت اقتصاد.

۵. خواست قرارداد منحوس عهدنامۀ تجارت عمیق و جامع آزاد با اتحادیۀ اروپا، که اروپائیان را قادر می‌سازد تا بر بخش زراعت و اقتصاد تسلط کامل داشته باشند.

۶. اشارۀ کامل به سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی، که جوانان تونس را بردۀ شرکت‌های اروپایی می‌سازد.

منافع مردم و امنیت و سهولت در زنده‌گی‌شان آخرین نگرانی این حکام است، چون آنان تنها مردم را انگشت‌های رأی‌دهنده می‌پندارند که در هر پنج سال چند روزی از آن‌ها مراقبت می‌شود.

ای مسلمانان سرزمین "زیتونه"! حکومت "جدید" یک نسخۀ اصلاح شده از رژیم‌های بورقیبه و بن علی و هماهنگ با معیارهای انگلیس، اتحادیۀ اروپا، صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی است. این حکومت از طریق فریب دموکراتیک به منظور اغفال مردم از آوردن تغییر سر کار آمد و به‌جای یک حزب، هم طبقۀ سیاسی سیکولر و هم به اصطلاح "اسلام‌گراهای میانه‌رو" در حکومت دخیل اند؛ کسانی‌که با امانت‌داری مستقیم استعمار در تمام جرایمی‌که در تونس اتفاق می‌افتد، از سوی استعمارگران داخل شده‌اند.

ای مسلمانان سرزمین زیتونه! ای کسانی‌که با برپایی انقلاب پایه‌های ظلم و استبداد را در شرق و غرب به لرزه درآوردید! شما را تذکر می‌دهیم که شأن شما، شوکت مردم شما و عظمت سرزمین‌تان در دین شما و اسلام شما است، آن‌چه الله سبحانه وتعالی شما را بدان مفتخر کرده‌است، آن‌چه به تمام مشکلات شما راه‌حل دارد. ما به شما این گفتۀ الله سبحانه وتعالی را یادآوری می‌کنیم:

﴿أَفَحُكْمَ الْجَاهِلِيَّةِ يَبْغُونَ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ حُكْماً لِّقَوْمٍ يُوقِنُونَ﴾
[مائده: ۵۰]

ترجمه: آیا آن‌ها حکم جاهلیت را(از تو ) می‌خواهند؟! و چه کسی بهتر از الله(سبحانه و تعالی) برای قومی‌که اهل یقین اند، حکم می‌کند؟!

و آن راه‌حل طور ذیل است:

۱. حذف طبقۀ حاکمی‌که خود را از طریق خلاهای مخرب نظام دموکراتیک به حکومت کشانده‌اند، چون آنان کشور و مردم را فروخته‌اند.

۲. حذف هژمونی اقتدار غرب با ممانعت از مداخله یا ورود تمام اشخاص وابسته به کیان استعمار، چون آن‌ها استند که سیاسیون و زنده‌گی سیاسی را در تونس کنترول می‌کنند و مجرم‌شناختن تمام اشخاص دخیل بخاطری‌که مسلماً آن‌ها برای دین‌ما، سرزمین‌ما و مردم‌ما ضرر می‌رسانند.

۳. لغو تمام تعهدنامه‌ها و قراردادها همراه با کشورهای استعمارگر و سازمان‌های بین‌المللی؛ مانند ملل متحد، صندوق بین‌المللی پول، بانک جهانی و شرکای‌شان، چون آن‌ها در راه آزادسازی سرزمین‌های‌ما یک مانع به شمار می‌روند.

۴. پس‌گیری و اصلاح ثروت کشور از دستان شرکت‌های غارت‌گر.

این‌ها تماماً با تطبیق این نص الله سبحانه وتعالی ممکن است:

﴿وَلَن يَجْعَلَ اللَّهُ لِلْكَافِرِينَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ سَبِيلاً﴾
[نساء: ۱۴۱]

ترجمه: و الله(سبحانه وتعالی) هرگز کافران را بر مؤمنان تسلطی نداده‌است.

۵. این آیه تملق در برابر کافر استعمارگر را منع می‌کند و نشان می‌دهد که یک مؤمن کامل هرگز زیر بار نفوذ کافر قرار نمی‌گیرد و نمی‌تواند آرام بگیرد تا روزی آن‌ها نفوذشان را بردارند.

۶. تطبیق فوری اسلام از طریق تأسیس دولت خلافت راشده به طریقۀ رسول الله صلی الله علیه وسلم و ازسرگیری اسلام به عنوان روش زنده‌گی و قانون اساسی دولت.

حزب‌التحریر برای دولت خلافت یک قانون اساسی را به طریقۀ رسول الله صلی الله علیه و سلم تهیه کرده‌است که احکام تفصیلی را از نظام اقتصادی تا سیاست تحصیلی به صورت جامع دربرگرفته‌است و او یک دسته افراد صالح و باکفایت را آماده کرده‌است که سیاست را دقت در مراقبت از امور امت و نوعی عبادت آموخته‌اند که پاداش بزرگی نزد پروردگار دارد. آنان می‌دانند که وظیفۀ نخست حکام این است که امت و سرزمین مسلمانان را از دست دشمنان حفاظت کنند. حزب برای رهبری دولت خلافت برنامۀ مشخصی را آماده کرده‌است تا از روز اول یک خلافت بر منهج نبوت باشد و توسط اسلام-شریعت الله سبحانه و تعالی- امور مسلمانان و غیرمسلمانان را به صورت عادلانه مواظبت کند، جایی برای تأمل و تملق در برابر دشمنان الله سبحانه وتعالی و دشمنان مسلمانان باقی نخواهند ماند و هیچ‌گونه اطاعت و فرمان‌برداری جز از پروردگار جهان و خالق آسمان‌ها و زمین صورت نخواهد گرفت.

به این ترتیب، برای همه تذکر می‌دهیم: زمانی‌که الله سبحانه و تعالی در کتاب‌اش به اعلای کلمة‌الله و قراردادن تقنین و حکومت بر مبنای اسلام دستور داده‌است و زمانی‌که به مواجهه در مقابل کفار و استعمارگران دستور داده‌است، تنها به حزب‌التحریر دستور نداده؛ بلکه تمام مسلمانان و بخصوص قدرت‌مندان و متنفذین را مأمور کرده‌است.

ما نیروهای امنیتی و ارتش‌مان را در امر حفاظت و مراقبت از جامعه خطاب قرار می دهیم و برای‌شان می‌گوییم: سرزمین شما توسط حکام‌نماها و سیاسیون‌نماهای‌ آن گروگان گرفته شده‌است که می‌کوشند آن را در گرداب غوطه‌ور کنند و امروز شما شیطنت‌طلبی و خیانت‌شان را با چشمان خودتان می‌بینید؛ حال، آیا به حفاظت از آنان ادامه می‌دهید؟ آیا در جنایت‌شان شرکت می‌کنید؟ فرض می‌کنیم شما از پیروان مطیع و متمایل به خواهشات این رهبران دور باشید. در عوض، وظیفۀ شما این است که به دنبال رهبر مخلصی باشید تا از خواسته‌های‌تان که از عقیدۀ شما سرچشمه می‌گیرد، پشتیبانی کند؛ عقیده‌ای‌که به شما دستور می‌دهد جزئی از مردم و امت‌تان باشید؛ نه جزئی از ساختار حکومتی ناقصی‌که هم‌وغم‌اش خوشنودی دشمنان شماست. شما در اکثر سوگندهای‌تان تعهد می‌دهید که از مردم و سرزمین‌تان حفاظت می‌کنید و امروزه سرزمین شما در گرو استعماری است که آن را به وسیلۀ خیانت‌کارانی‌که خود را رسوا کرده و آن را فروخته‌اند، ربوده‌است و آن‌ها در استفاده از شما به عنوان برده‌گان شرکت‌های استعماری تأمل نخواهند کرد.

و بدانید که الله سبحانه وتعالی نصرت و قدرت را برای‌مان وعده داده‌است و وعدۀ او سبحانه وتعالی نه‌تنها برای رسول الله صلی الله علیه وسلم؛ بلکه برای تمام مؤمنین حق است که زین‌پس تنها تصدیق، خوشنودی الله سبحانه وتعالی و جنت نیست، بلکه نصرت و پیروزی نیز در این جهان برای مؤمنان خواهد بود. الله سبحانه وتعالی می‌فرماید:

﴿إِنَّا لَنَنصُرُ رُسُلَنَا وَالَّذِينَ آمَنُوا فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَيَوْمَ يَقُومُ الْأَشْهَادُ﴾
[غافر: ۵۱]

ترجمه: ما به یقین پیامبران خود و کسانی را که ایمان آورده‌اند، در زنده‌گی دنیا و(در آخرت) روزی‌که گواهان به پا می‌خیزند، یاری می‌دهیم.

حزب‌التحریر-ولایه تونس

ادامه مطلب...

در پاسخ به‌افسانه‌بافی‌های دارالافتای مصر:

﴿أَفَحُكْمَ الْجَاهِلِيَّةِ يَبْغُونَ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ حُكْماً لِقَوْمٍ يُوقِنُونَ﴾

ترجمه: آیا آن‌ها حکم جاهلیت را(از تو ) می‌خواهند؟! و چه کسی بهتر از الله(سبحانه وتعالی) برای قومی‌که اهل یقین اند، حکم می‌کند؟!

(ترجمه)

اسلام پدیدۀ اجتهاد را که در آن مجتهد تلاش خود را در جهت استنباط عملی فقه از دلایل مشرح در منابع شرعی به‌کار گرفته و بالای واقعیت موضوع(مناط) اجراء می‌کند، به‌رسمیت می‌شناسد. بدون‌شک، اجتهاد بالای موضوعات قطعی نه، بلکه بالای موضوعات ظنی صورت گرفته و به‌همین خاطر مجتهد دو پاداش-در صورتی‌که اجتهادش درست باشد- می‌گیرد و در صورتی‌که اشتباه کرده باشد، یک پاداش می‌گیرد. اجتهاد به‌یک شخص و یا یک حزب محدود نبوده و برای همه کسانی‌که اهلیت آن‌را دارند، امکان دارد.

به‌همین خاطر، چیز عجیب در گزارش نشر شده به‌تاریخ 12 دسمبر 2018م در لیست به‌اصطلاح "فتوای جهانی" که توسط واحد مطالعات استراتیژیک دارالافتای مصری با عنوان: "فتواء بالای معاملات اقتصادی در سازمان‌های تروریستی" تهیه شده و در وب‌سایت دارلافتاء(http://dar-alifta.org.eg/AR/Viewstatement.aspx?sec=media&ID=6205) نشرشده می‌باشد. اگر دارالافتاء یک اجتهاد مهم را نقض کرده و قانون متفاوتی‌را بر اساس یک فهم درست‌تر و دقیق‌تر از مناط‌الحکم، یا براساس دلایل فقهی مهم نموده باشد، بحث بالای آن قابل قبول می‌بود؛ در حالی‌که وقتی دارالافتای مصر بعد از 90 ساعت جستجو همراه با متخصصین و کارشناسان، بیت‌کوین(پول انترنتی) را با استناد به‌عین فتواء که از طرف امیر حزب‌التحریر، عالم برجسته، عطا‌ءابن‌خلیل ابوالرشته حفظه‌الله حرام اعلام نموده؛ ولی بعداً حزب را به‌خاطر تحریم بیت‌کوین این‌گونه انتقاد می‌نماید: «در میان چیزهایی‌که حزب‌التحریر تحریم نموده، بیت‌کوین است و مطابق فتوای امیر که گفته است: «بیت‌کوین پول نیست؛ در شریعت اسلامی این یک پول رایج نبوده و به‌طور واضح معاملات "قرار" یا محصولات "مجهول" است؛ پس به‌خرید و فروش آن اجازه نیست.»  پس، ما نمی‌فهمیم که در این‌جا چه خبر است؟ و هدف دارالافتای مصری چیست؟

ولی با نگاهی به‌واقعیت این "لیست فتوای جهانی" و این‌که چه‌کسی در پشت آن قرار دارد، پی ‌می‌بریم که این نهاد چیزی جز یکی از ابزارهای دارالافتای مصر، که برای منحرف کردن اذهان از راه الله سبحانه‌وتعالی و دفاع از رژیم جنایت‌کار در مصر؛ یعنی امریکا، رأس‌الکفر و فرعون زمان نیست؛ جایی‌که بالای گردن مردم حکومت کرده و با انداختن آن‌ها به‌قربانگاه عروسکی‌اش تحت‌نام "دموکراسی" که با الله سبحانه‌وتعالی و رسول‌اش صلی‌الله علیه وسلم با قانون‌سازی برای مردم با حلال ساختن و حرام ساختن در مخالفت با خالق مردم و امریکا بالای عروسک خود صدا زده و انتخابات زیر ادارۀ آن‌را استقبال می‌کند، در حالی‌که وقتی مردم مصر توسط انتخابات "دموکراتیک" داکتر محمد مرسی را من‌حیث حاکم خود انتخاب نمودند، امریکا ادامۀ حاکمیت وی را قبول نکرده و تصمیم گرفت تا مزدور خود "سیسی" را که با منطق فرعونی، استبداد و بی‌عدالتی حکومت می‌کند، بالای آن‌ها تحمیل کند. این(لیست فتوای جهانی) چیزی جز نقابی‌که امریکا در پشت آن برای کنترول هدف کشور و مردم مصر در سرزمین "کنانه" پنهان شده، نیست.

بلی، سیسی خودش بارها گفته که علمای "الازهر" باید انقلاب دینی را به‌پیش ببرند؛ انقلابی نه به‎‌هدف آزاد کردن کشور از مداخلات امریکا و رهبری سربازان شجاع کنانه و برای آزادسازی الاقصی شریف، قبلۀ اول مسلمین و مسراء(جای معراج) پیامبر بزرگوارشان از چنگال یهودیان؛ بلکه انقلابی علیه "اسلام افراطی" آن‌گونه که ادعاء می‌کنند.

﴿وَإِنَّ مِنْهُمْ لَفَرِيقاً يَلْوُونَ أَلْسِنَتَهُم بِالْكِتَابِ لِتَحْسَبُوهُ مِنَ الْكِتَابِ وَمَا هُوَ مِنَ الْكِتَابِ وَيَقُولُونَ هُوَ مِنْ عِندِ اللَّهِ وَمَا هُوَ مِنْ عِندِ اللَّهِ وَيَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ وَهُمْ يَعْلَمُونَ﴾

 [آل‌عمران: 78]

ترجمه: و از آنان گروهی هستند که‌زبان خود را کتاب می‌پیچانند تا آنان را از کتاب بپندارید با این‌که آن از کتاب نیست و می‌گویند: آن از نزد الله(سبحانه‌وتعالی) است؛ در صورتی‌که آن از سوی الله(سبحانه‌وتعالی) نیست و بر الله(سبحانه‌وتعالی) دروغ می‌بندند، با این‌که خودشان می‌دانند.

برحسب گزارش لیست فتواء: همان‌گونه که توسط لیست فتوای جهانی تذکر داده شد، حزب محکومیت 100 فیصدی حکومت‌های فعلی و اقتصادشان‌را در‌ تحلیلی‌که امیر حزب صادر نموده، تصویب کرده است. نکتۀ قابل توجه در این تحلیل نظر وی راجع به شرایط سرمایه‌گذاری در سودان است، با این گفته: «حل مشکل بیکاری یا به‌کار گرفتن کارگران محلی، هدف کمپنی‌های استعماری سرمایه‌داری نیست. راه‌حل اساسی مشکلات اقتصادی تأسیس دولتی برپایۀ اسلام است.» بدین‌گونه در دین فرعون جدید امریکایی، انتقاد از دولت‌های دست‌نشاندۀ فرعون عصر حاضر و درخواست برای تأسیس دولتی بر اساس اسلام یک ننگ بزرگ است، در حالی‌که توهین به‌ نهاد الهی و تلاش برای اختلال در تطبیق قرآن در ملاء عام برای آن‌ها و آزادی عقیده‌ای است که‌ توسط دین آن‌ها برای‌شان اختیار داده است. الله سبحانه‌وتعالی آن‌ها را نابود گرداند که چگونه گمراه شده اند!

این امر بدون‌شک بی‌شرمی این دروغ‌گوها را که به‌آمارهای ساخته شده توسط استخبارات امریکای راجع به‌قربانیان ادعاء شدۀ حملات "تروریستی" در افغانستان و سوریه استناد کرده‌اند، نشان می‌دهد؛ در حالی‌که قربانیان مسلمان به صدها و هزاران تن در نتیجۀ جنایات امریکایی، چه به‌طور مستقیم توسط امریکایی‌ها در افغانستان و یا توسط مزدور قصاب خون‌خوار دمشق بشار در سوریه یا مزدور آن‌ها، مالکی در عراق، یا سیسی در کنانۀ مصر...کشته شده‌اند. در مورد تمام این‌ها "لیست فتوای جهانی" یا چیزی از آن‌ها نشنیده است و یا هم شاید شنیده؛ ولی از تبریکی دادن آن شرمیده اند!

این عجیب نیست که جادوگران فرعون، ندای حزب‌التحریر را برای تأسیس دولت خلافت برمنهج نبوت جهت تطبیق قانون الله سبحانه‌وتعالی به‌نفع امریکا و غرب کافر ندانسته اند. عجیب نیست که آن‌ها این ندا را جدایی دین امریکا و غلامی که او بالای مردم و دین اسلام تحمیل کرده است، دانسته اند. این امت، که توسط الله سبحانه‌وتعالی عزت داده شده، به‌حیت بهترین مردمی‌که در میان انسان‌ها برخواسته اند، خوانده؛ چون امر به‌معروف و نهی از منکر می‌کنند. اولین معروف، دعوت مردم به‌پرستش ذات یگانه و اعلان وحدانیت و مطلق وی با اجرای اوامر و نواهی وی و اولین منکر تسلیم شدن به‌حاکمیت کفر(طاغوت) به‌هر شکل و نامی‌که هست، می‌باشد.

﴿أَفَغَيْرَ دِينِ اللَّهِ يَبْغُونَ وَلَهُ أَسْلَمَ مَن فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ طَوْعاً وَكَرْهاً وَإِلَيْهِ يُرْجَعُونَ﴾

                                                                                              [آل‌عمران: 83]                           

ترجمه: آیا جز دین الله(سبحانه‌وتعالی) را می‌جویند؟ با آن‌که هرکه در آسمان‌ها و زمین است، خواه ناخواه برای الله(سبحانه‌وتعالی) منقاد است و به‌سوی او بازگردانیده می‌شوند.

در آخر به‌جادوگران امریکا می‌گوییم که الله سبحانه‌وتعالی حتماً وعدۀ خود را محقق خواهد کرد:

﴿يُرِيدُونَ لِيُطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ﴾

[صف: 8]

ترجمه: می‌خواهند که نور الله(سبحانه‌وتعالی) را با دهان‌های خویش خاموش کنند و حال‌آن‌که الله(سبحانه‌وتعالی) تمام کنندۀ نور خویش است؛ هرچند کافران خوش نداشته باشند!

﴿هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ﴾

[نور: 33]

ترجمه: اوست که‌ پیامبر خو را با هدایت و دین حق فرستاد تا آن‌را برهمه ادیان پیروز گرداند؛ هرچند مشرکان خوش نداشته باشند!

داکتر عثمان بخاش

رئیس دفتر مطبوعاتی مرکزی حزب‌التحریر

ادامه مطلب...

اصرار امریکا بر دشمنی‌اش با اسلام و مسلمانان

مایک پامپیو وزیر خارجۀ امریکا، در جریان ملاقات با بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر دولت یهود در برازیل به تاریخ 3 جنوری 2019م گفت: «بدون شک تصمیم رئیس جمهور ترامپ در رابطه به سوریه، چیزی را از همکاری این اداره با اسرائیل تغییر نخواهد داد و تعهد ما مبنی بر حفظ استقرار و حمایت از اسرائیل، مانندی‌که قبل از تصمیم بود، ادامه خواهد یافت.» او هم‌چنان تأکید کرد که: «متعهد بودن امریکا به حفظ ثبات و حقوق اسرائیل، مشروط بر دفاع از امریکا توسط اسرائیل نیست.»

به این شکل امریکا بر دشمنی‌اش با اسلام و مسلمانان اصرار ورزیده و رقابت دوامدار خود را با آن‌ها اعلام می دارد و در هر مناسبت و حادثه‌ای تعهد خودش را با رژیم غصب کنندۀ سرزمین فلسطین، توسط حفاظت، حمایت و مسلح ساختن این رژیم تأکید می‌ورزد. امریکا حکومت‌های سرزمین‌های اسلامی را بخاطر حمایت از این رژیم استخدام نموده است، طوری‌که بعضی از آن‌ها روابط رسمی دیپلوماسی و اقتصادی را مانند: مصر، اردن و ترکیه با این رژیم برقرار نموده اند، برخی دیگر از آن‌ها چنین روابط رسمی با آن نداشته؛ ولی روابطی را به شکل دیگر با آن برقرار نموده اند؛ چنانچه این واقعیت از دیدارهای اخیر مسئولین رژیم یهودی از کشورهای خلیج به دست می‌آید.

هم‌چنان دونالد ترامپ رئیس جمهور امریکا، به تاریخ22 نومبر 2018م یاد آور گردید که: «یقینا اگر سعودی نمی‌بود، اسرائیل در معرض نابودی قرار می گرفت.»

جواد ظریف، وزیر خارجۀ ایران در گفتگویی با مجلۀ فرانسوی لی پوینت به تاریخ 24 دسمبر 2018م یاد آور گردید که: «هیچ کدام از مسئولین در ایران نگفته است که ایران اسرائیل را نابود خواهد ساخت؛ یک نفر را به من نشان بدهید که چنین چیزی گفته باشد؛ هیچ کس این حرف را نگفته است.» این یک حقیقت است که ایران نیز بر ضد مسلمانان است، طوری‌که با مسلمانان مبارزه کننده بخاطر سقوط نظام ظالم سوریه-که از دولت یهود حمایت می‌کند – وارد جنگ گردیده و مانع سقوط این نظام مجرم و برپایی خلافت راشده که نابود کنندۀ رژیم غصب کننده فلسطین خواهد بود، گردیده است.

ذبیح الله رضوان

ادامه مطلب...

سهولت در کشتن یهود

(ترجمه)

از حضرت عبد الله بن عمر رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود:

«تُقَاتِلُونَ اليَهُودَ، حَتَّى يَخْتَبِيَ أَحَدُهُمْ وَرَاءَ الحَجَرِ، فَيَقُولُ: يَا عَبْدَ اللَّهِ، هَذَا يَهُودِيٌّ وَرَائِي، فَاقْتُلْهُ»

(رواه بخاری، باب قتال الیهود)

ترجمه: شما با یهود می‌جنگید تا این‌که یکی از آن‌ها در پشت سنگی پنهان می‌شود، آن سنگ به شما می‌گوید: ای بندۀ الله! آن یهودی در کنار من است او را بگیر و به قتل برسان.

توضیح حدیث:

یقیناً زندگی امت اسلامی در این روزها در حالت تغییر به سوی نهضت و بیداری قرار دارد؛ آن‌چه در این اواخر در فلسطین و بیت المقدس می‌گذرد، تقریباً مفهوم حدیث فوق را به نمایش گذاشته است؛ حتی شب و روز بیشتر از پیش حق و حقیقت آشکار می‌گردد، با وصف این‌که کفار استعمارگر به همکاری حکام مزدور از حقوق مردم مظلوم فلسطین به طور بی‌شرمانه چشم‌پوشی کرده و سرزمین أسراء و معراج(فلسطین) را بنابر تعهدات و پیمان‌های ننگین و باطل‌شان ملکیت یهود ساختند؛ لیکن در خاتمه پیروزی از آن امت اسلامی است.

پس ای مسلمانان! بیائید برای اقامۀ دولت خلافت سعی و تلاش نمائیم تا سلطۀ یهود و طرف‌دارانش محو شود و در زمین الله سبحانه وتعالی عدل و انصاف برقرار گردد.

ادامه مطلب...

برگشت مجدد بشار اسد از حالت انجماد

امارات متحدۀ عربی سفارت خود را به تاریخ ۲۷ دسمبر ۲۰۱۸م در دمشق بازگشایی کرد.

قطعاً اقداماتی را که قدرت‌های منطقه‌ای و بین‌المللی در راهکار فعلی‌شان روی دست گرفته اند، بخاطر عادی‌ساختن روابط با نظام نامشروع سوریه می‌باشد؛ از آن جمله دادن جایگاه به آن در میز سازمان کنفرانس اسلامی است. بعد از مسلح‌‌سازی و تمویل تعداد زیادی از گروه‌های مخالف بخاطر برهم زدن تلاش‌های آن‌ها برای نابودی نظام اسد، حالا کشورهای همسایۀ عربی به صورت آشکار با نظام اسد همکاری می‌کنند.

موضوع سوریه هفت سال تمام را دربر گرفت؛ قدرتی‌که متشکل از تمام قدرت‌های جهانی و منطقه‌ای است. بخاطر معامله با انقلاب حدوداً هفت میلیون انسان دست به هم داده اند، در واقع این انقلاب مردمی جنگ را در برابر نظام برده است؛ ولی تکیه به نیروی مردمی مشکل بزرگی برای هر راه‌حل سیاسی خواهد بود.

ذبیح‌الله رضوان

ادامه مطلب...

(ترجمه)

روزنامۀ "لوموند" فرانسوی نوشت: «در سال جاری تعداد حملات مسلحانۀ امریکا که منجر به کشتار دسته‌جمعی شد، بسیار زیاد بوده است. حملات کشتارجمعی به حملاتی گفته می‌شود که حد اقل چهار مجروح یا چهار کشته را در بر داشته باشد و اگر این نوع حملات قربانی کم‌تری داشته باشد، در ضمن آمار کشتارجمعی شامل نمی‌شود.» این روزنامه هم‌چنان می‌نویسد: «مجموعۀ کشتار حملات‌جمعی امریکا تا اکنون در سال جاری، بالغ بر 454 تن و مجموع زخمیان این نوع رویدادها به 1404 تن رسیده و در خلال 238 روز ابتدایی سال جاری، طولانی‌ترین زمانی‌که امریکا بدون حمله در آن به‌سر برده، چهار روز از ماه مارچ بوده است.» این روزنامه اضافه می‌کند: «حمله‌یی‌که در ساعات اخیر روز چهارشنبه گذشته در "لاس انجلس" اتفاق افتاد، در آن 12 تن کشته شده و این حمله از جنوری سال گذشته 374مین حمله به‌حساب می‌آید.»

حداوسط حملات کشتارجمعی در سال 2018م، به 1.20 حملۀ مسلحانه در روز بوده است. در سال 2016م این رقم به 1.30 حمله در روز می‌رسید و در 21 اگست 2017م، در یک روز 8 حملۀ مسلحانه صورت گرفت.

یک‌تعداد از آمار حاکی از آن است که تیرباران توسط حیازت سلاح شخصی در امریکا، بین جنوری 2013م و مارچ 2018م باعث کشته شدن 2594 تن و زخمی شدن 7706 تن شده است. هم‌چنان آمار نشان می‌‌دهد که پولیس امریکا در سال 2012م در نتیجۀ فرهنگ نژادپرستی علیه سیاه‌پوستان و شگاف جامعۀ امریکائی، بالغ بر 55 هزار تن را کشته و زخمی نموده است.

بر اساس یافته‌های "سی بی سی کانادا" وقتی‌که شما تعداد جرایم قتل را در امریکا جستجو کنید، متوجه می‌شوید که در هر دقیقه یک امریکائی با سلاح کشته شده و از هر هزار امریکائی 9 تن‌شان در زندان بسر برده و در هرسال تقریباً 100 هزار تن با اسلحه مورد حمله قرار می‌گیرند که به‌طور اوسط در هر روز تقریباً 289 تن با اسلحه مورد تعرض قرار گرفته که از این میان، 89تن‌شان مرده و 53 تن در روز خودکشی می‌کنند. در مورد تعداد کشته شدگان توسط پولیس، آمار رسمیی وجود ندارد و یک‌تعداد از روزنامه‌نگاران در طول چند سال در این مورد، تحقیقات نمودند که حاصل آن آمار ذیل شده است:

در سال 2013م 1029 تن و در سال 2014م 1143 تن به دست پولیس کشته شدند و در صورت تحقیق در مورد واقعیت کشته شدگان، دیده می‌شود که اکثریت قاطع‌شان فقیر، سیاه‌پوست و یا هم(30 درصد) کسانی‌ اند که اختلال عقلی دارند. یک‌تعداد از حالات اصلاً باور کردنی نیست؛ مثل این‌که فرد در موتر پولیس دست‌بند زده شده که بعداً پولیس ادعا می‌کند که این شخص می‌خواسته بالای پولیس شلیک کند. چند روز قبل کامره‌ها صحنه‌ای را ثبت کردند که پولیس بالای شخص بی‌گناه و بدون سلاح، که در حال فرار است، 8 مرمی را شلیک می‌نماید.

فهم این‌که چگونه پولیسی سه امریکائی را در روز کشته و با آماری نجومی یکدیگر را می‌کشند و این‌که زندان‌های شان مملو از متهمین قتل شده است، کار سختی نخواهد بود؛ چون این نطام سیکولریزم است که انسان را از هر ارزشی به‌جز ارزش و پرستش ثروت، تهی می‌کند. وقتی انسان را از هر ارزشی تهی نمود، تمام تلاش خود را برای تولید متمرکز نموده و این تولید را به پرداخت صورت‌حساب ارتباط می‌دهد. با بلند رفتن فشار روانی و امراض روانی و نیز سهولت تهیۀ سلاح، به آسانی تمام این جرایم را خواهیم فهمید و هم‌چنان به آسانی ناکامی، تنزل، انحطاط و افول این تمدن را درک خواهیم کرد.

بر اساس آمارهای " بی بی سی"، در انگلیس 42 درصد از انگلیسی‌ها در یک زمان واحد، با بیش از دو شخص روابط برقرار می‌کنند و این کار را بیش از نصف مردم امریکا نیز انجام می‌دهند. بر اساس گزارش "تلگراف" بریتانیا، در سال 2016م، بیش از 50 درصد از نوزادان انگلیس غیرمشروع بودند و روزانه به‌طور اوسط تقریباً 83 هزار طفل نوزاد را مادران‌شان به‌دور انداخته و یاهم پدران‌شان مسئولیت‌شان را به‌دوش نمی‌‌‌گیرند و یا هم دولت، آن اطفال را از پدران شان گرفته و جهت سرپرستی، به فامیل‌های دیگر انگلیسی واگذار می‌کند. (آمارهای 2016م)

در حال حاضر در آلمان آمار خیانت با همسر 46 درصد از مردان و 43 درصد از زنان گزارش شده و در فرانسه 55 درصد از مردان و 32 درصد را از زنان تشکیل می‌دهد. بر اساس تحقیقات روزنامۀ "گاردین" از هر هزار مورد بارداری، 19.7 مورد آن زنان خوردسال اند؛ یعنی تقریباً 2 درصد. این بدان معناست، این روابط که به‌خاطر تحقق رؤیای "آزادی" روی‌دست گرفته شده است، جوامع و فامیل‌ها را فاسد نموده و آن هم چه فسادی!

  این سیکولریزم است که باعث شده تا 20 میلیون تن از زنان در امریکا مورد تجاوز و تعرض جسمی قرار گیرند. بر اساس گزارش "CNN" که شخصی به‌نام "ایوان استارک" پژوهش‌گر مطالعات دفتر ملی صحت روانی امریکا بالای پروندۀ 1360 تن از زنان در درمان‌گاه‌ها تحقیق نموده، می‌گوید: «لت‌وکوب زنان در امریکا شاید از جملۀ شایع‌ترین مورد صدمه زدن به زنان باشد، حتی بیش‌تر از تلفات، ناشی از حوادث ترافیکی، سرقت و تجاوز بوده و 83 درصد از زنان  حداقل یک‌مرتبه به‌خاطر درمان زخم‌ها و کبودی‌های ناشی از لت‌وکوبی وارد بیمارستان شده اند.»    

روزنامۀ " PAYCHOLOGY TODA" نوشت: «از بین هر ده زن یکی آن توسط شوهرش مورد لت‌وکوب قرار می‌گیرد.» بلافاصله پس از آن روزنامۀ " FAMILY RELATION" نوشت: «این‌طور نیست... بلکه از هر دو زن یک تن آن از طرف شوهرش مورد ظلم و تعرض قرار می‌گیرد.»

سیکولریزم امریکا از حقوق صحی زنان حمایت نمی‌کند؛ چنان‌چه بر اساس اسناد سازمان ملل در 20 سال پسین، احتمال مرگ‌ومیر زنان باردار دارای اصالت افریقائی در مقایسه با زنان سفیدپوست چهار برابر بوده است. میزان عدم دست‌رسی به درمان در اثنای بارداری بین زنان بومی و سفیدپوست امریکا و زنان آلاسکا 3.6 برابر بوده و بین زنان امریکائی افریقائی تبار 2.6 برابر، بین زنان لاتینی 2.5 است. حتی دیدگاه سیکولریزم نسبت به زن هنوز هم نسبت به رنگ،‌ پوست و اصالت‌اش می‌باشد. آیا حق نداریم که بگوئیم نظام سیکولریزم علیۀ حقوق زن است؟

به نقل شبکه "سی بی سی" و بر اساس گزارش موسسۀ اکسفام و مرکز پژوهشی سیاست‌های بدیل کانادا، در 7 مارچ 2016م: «در کانادا زنان باید 72 درصد نسبت به مردان در عین وظیفه تلاش کنند؛ چون وسعت شگاف دست‌مُزدها بین زنان و مردان در وظیفۀ واحد و در عین حرفه به 72 درصد رسیده است. علاوه بر آن، زنان باید اضافه‌کاری بدون دست‌مزد نیز انجام دهند. این گزارش اشاره به این دارد که شگاف دست‌مزدها در سال 2009م، 74.4 درصد بود، سپس در سال 2010م، به 73.6 درصد رسید. این شگاف در سال 2011م وسعت بیش‌تری پیدا نموده تا این‌که به 72 درصد رسید و تا امروز در 2016م به‌همان وسعت 72 درصد خود باقی‌مانده است.» قابل ذکر است که این شگاف در 2002م، 70.02 درصد بود. این گزارش علت تفاوت دست‌مزدها را که در ساعات کاری کم‌تری باشد، رد نموده و نیز این‌که تفاوت دست‌مزدها به میزان تحصیل و تجارب عملی ارتباطی داشته باشد، نیز رد می‌نماید؛ چون اعتبار تمام عوامل را در نظر گرفته است. به‌منظور کسب نتایج دقیق‌تر، این گزارش به کارهای دائمی در طول سال تمرکز نموده است. بعضی از آمارها اشاره دارد که میزان تفاوت دست‌مزدها در امریکا در بهار 2016م به 79 درصد رسیده بود و در سال 1974م به 59 درصد تقلیل یافت.

علاوه بر این، میزان دست‌مزد در امریکا به نژاد نیز ارتباط دارد؛ زیرا مردان اسپانیایی لاتین در سال به‌طور متوسط 32 هزار دالر معاش گرفته و زنان در سال، 29 هزار دالر معاش می‌گیرند. مردان سفید پوست اروپائی‌الاصل در عین وظیفه 53 هزار دالر معاش گرفته و زنان سفید پوست 41 هزار دالر معاش دریافت می‌کنند؛ مگر مردان افریقائی‌الاصل 37 هزار دالر معاش گرفته و زنان افریقائی الاصل 33 هزار دالر معاش می‌گیرند. در نتیجه اگر مرد سفیدپوست را برای درآمد معیار قرار دهیم، زنان دارای اصالت اسپانیایی لاتین 54 درصد معاش گرفته، زنان دارای اصالت افریقائی 63 درصد و زنان سفیدپوست 78 درصد معاش دارند. این است دموکراسیی‌که غرب به آن افتخار کرده و حقوق‌بشر و حقوق زن را در جهان اسلام و اطراف کرۀ زمین سر می‌دهد؛ همان حقوقی‌که تعلیم یافته‌گان غرب به آن فخر نموده و غرب را برای خویش الگو و نمونه قرار داده اند، بی‌خبر از آن‌که تبعیض در رگ و پوست این نظام جاری است!

یگانه پناه‌گاه و منجی برای بشریت، تأسیس دولت خلافت راشده بر منهج نبوت است تا این‌که بشریت را از تاریکی سیکولریزم به نور اسلام منور کرده و از گودال دموکراسی به بلندی نظامی‌که مبتنی بر شورای اسلامی است، رساند و بشریت را از انحطاطی‌که امروزه سردچار است، نجات خواهد داد.

برگرفته از جریدۀ الرایه

نویسنده: ثائر سلامه

ادامه مطلب...

ترمپ همواره چهره واقعی امریکا را به نمایش می‌گذارد

خبر:               

ترمپ در اولین جلسه کابینۀ خود در سال ۲۰۱۹ از کشورهای منطقه از جمله روسیه، پاکستان و هند انتقاد کرد و از آنها خواست که در جنگ علیه تروریزم در افغانستان بیشتر دخیل شوند. وی تأکید نمود که امریکا با وجود شش هزار مایل فاصله در این کشور می‌جنگد و در اشاره به جنگ میان طالبان و داعش گفت که نیروهای امریکایی نباید مانع نبرد این دو گروه با هم شوند؛ زیرا هر دو گروه، دشمنان ما هستند. هم‌چنان وی به دخالت اتحاد جماهیر شوروی سابق در دهۀ ۱۹۸۰ در افغانستان اشاره کرد و گفت که جنگ افغانستان شوروی وقت را به سقوط مالی روبه‌رو ساخت و آن را به فروپاشی سوق داد و شوروی را به روسیه تبدیل نمود. ترمپ با کمال وقاحت دلیل شوروی سابق در افغانستان را قصد نفوذ "تروریست‌ها" به آن کشور دانسته افزود: «روس‌ها حق داشتند تا به افغانستان حمله کنند و در آنجا حضور داشته باشند.»

 

تبصره:

مشکل اساسی ترمپ این است که نیت و انگیزه‌های بدی که حُکام گذشتۀ امریکا در قلب‌ها و ستراتیژی‌های خود نگه می‌داشتند، اصلاً نمی‌تواند آن را نگهدارد. این حالت وی تنها در مورد امت مسلمه قابل تصدیق نبوده، بلکه وی نیت و انگیزه‌های بد امریکا را علیه تمام ملت‌های جهان به نمایش می‌گذارد.

ترمپ این بار اولتر از همه منطق جنگ امریکا در افغانستان را با منطق جنگ اتحاد جماهیر شوروی قیاس کرد و مفهوم واقعی "تروریزم" را از دیدگاه امریکا و سایر کشورهای کفری برملا ساخت که هر نوع مبارزین و مجاهدین مسلمان از دیدگاه کفار "تروریست‌" اند. حتی اگر آنها جنگجویانی باشند که در یک مقطع تاریخی توسط خود امریکا علیه شوروی مورد حمایت سیاسی، اقتصادی و نظامی قرار گرفته بود و یا هم کسانی که علیه طالب و القاعده زمینه اشغال افغانستان را برای امریکا مهیا ساخته و منحیث نیروهای زمینی برای امریکا جنگیده باشند.

پس در نتیجه ما مسلمانان منحط باید بیدار شده و تمام کفار را طبق ارشادات دین مبین اسلام علیه امت مسلمه، ملت واحد تلقی نماییم و هرگز علیه برادر خود از هیچکدام آنها کمک نگیریم.

علاوه برین، ترمپ به نظامیان خود دستور می‌دهد تا از واقعیت متفرق امت مسلمه بهره برداری نموده و بگذارند تا طالب و داعش با هم بجنگند، زیرا هر دو دشمنان امریکا هستند. درحالی‌که این واقعیت متفرق امت مسلمه خود دستاورد و فرآورده نظم حاکم بین‌المللی به رهبری امریکا و مفکوره‌های حاکم آنان بوده تا دیگر هرگز امت مسلمه نتواند در چارچوب یک نظام سیاسی با هم متحد شوند.

ترمپ برخلاف خواست نهادهای دولتی یا Deep State امریکا از روسیه، هند و پاکستان انتقاد کرد تا بیشتر در جنگ علیه تروریزم در افغانستان دخیل شوند. در حالیکه دولت امریکا اصلاً به این راضی نیست که زمام امور افغانستان را به کشورهای منطقه داده و پای خود را ازین معضله بکلی بیرون بکشد؛ زیرا امریکا بیشتر از نیم قرن برای این هدف مبارزه و پول مصرف نموده است تا برای خود در افغانستان جای پای پیدا کند و تقریباً این مأمول امریکا بعد از سال ۲۰۰۱م برآورده شده است.

اما این‌که چه چیز ترمپ را سرخورده کرده تا علناً به چنین اظهارات بپردازد؛ عدم پیشرفت در امور جنگ و صلح افغانستان است.

ترمپ می‌گوید: «شما در مورد جنرال‌های ما صحبت می‌کنید. من به جنرال‌های ما تمام پول‌های را که خواستند دادم، ولی آن‌ها کارهای خود را در افغانستان به خوبی پیش نبردند. آن‌ها از ۱۹ سال به این‌سو در افغانستان جنگ می‌کنند. جنرال متیس از من بسیار سپاس‌گزار بود که ۷۰۰ میلیارد دالر را که انتظارش را هم نداشت برایش منظور کردم، ولی متیس برای ما چه کرد؟ او برای ما در افغانستان چه کرد؟ او هیچ کار خوبی را انجام نداد و کاری که او در افغانستان کرده من از آن راضی نیستم.»

امریکا در طولانی‌ترین جنگ تاریخ خود سخت گیر مانده است. اگر مانند بریتانیای کبیر وقت و شوروی سابق، افغانستان را ترک کند، دیگر قدرت امریکا منحیث ابر قدرت در جهان ادامه نخواهد یافت و حتی در معرض تجزیه سرسام آور ایالت‌های خود خواهد شد. لذا امریکا به برنامه صلح رو آورده تا طوری جنگ افغانستان را ظاهراً به پایان برساند که جای پای خود را درین کشور نگهداشته و از معادن، موقعیت جیو ستراتیژیک و مواد مخدر آن استفاده‌ای چشم‌گیر نماید.

برای تحقق این هدف، نظامیان امریکا جنگ علیه مواضع و اهداف طالبان را به آخرین حد خود تشدید نموده است تا این گروه را به میز مذاکره بکشاند که بالاخره این کار هم صورت گرفت و نمایندگان سیاسی طالبان از دفتر قطر، نمایندگان نظامی طالبان از شورای کویته با حضور کشورهای پاکستان، سعودی و امارات اخیراً با زلمی خلیل‌زاد نماینده وزارت خارجه امریکا در باره صلح افغانستان در ابوظبی با هم گفتگو کردند؛ اما نتایج و پیشرفت‌های ملموس ازین گفتگو تا هنوز به مشاهده نرسیده است.

تنها چیزی که قابل احساس است، اینست که موضوع صلح و جنگ افغانستان واضحاً ابعاد منطقوی یافته و بلاک روسیه، ایران و چین با بلاک امریکا، پاکستان، سعودی و امارات جبهه گیری می‌کنند. زیرا بعد از بی نتیجه ماندن دو بار گفتگوها میان امریکا و طالبان، امریکا از تمام وسایل فشار علیه طالبان استفاده کرد و نمایندگان نظامی آنها را نیز توسط پاکستان در گفتگوهای ابوظبی حاضر و به شکل غیر مستقیم ۶ میلیارد دالر توسط سعودی و ۳ میلیارد دیگر را توسط امارات به پاکستان پرداخت نمود. این معامله شک‌های جدیدی را پیرامون صلح افغانستان به کشورهای منطقه به خصوص روسیه، چین و ایران ایجاد کرد. لذا برای رفع هر نوع شک و ابهام، وزیر خارجه پاکستان به هر سه کشور سفر نمود تا در مورد معامله پاکستان با امریکا در باره صلح با طالبان به این کشورها وضاحت و اطمینان دهد.

زیرا هر سه کشور چین، روسیه و ایران تا هنوز بر دیپلماسی طالبان اعتماد داشتند؛ اما وقتی پرداخت پول توسط سعودی و امارات به پاکستان در میان آمد، معامله امریکا با پاکستان مورد نگرانی گردید که سفر نمایندگان طالب به ایران را نیز می‌توان در همین هدف خلاصه کرد.

اما این‌که ترمپ به ریاست جمهوری امریکا راه یافت خود دلیل روشن به فرو رفتن امریکا در انحطاط است؛ زیرا شعار "اولتر از همه امریکا" ترمپ را به قدرت رساند. از جانب دیگر، موفقیت این شعار خود دلیل واضح برای وخامت اوضاع در امریکا و ضعف موقف این کشور می‌باشد. قسمی که بعد از ۱۸ سال جنگ اکنون امریکای قرن بیست نیست، بلکه وضعیت‌اش به مراتب از داخل وخیم‌تر شده و در عرصه بین‎‌المللی نیز موقف‌اش سخت صدمه دیده است. پس امریکا نمی‌تواند موجودیت خود را درین سرزمین (مقبره امپراطوری‌ها) تثبیت نماید.

لذا پیشنهادهای صلح این کوبایان نباید افغان‌ها را بفریبد؛ چون امریکا در  طول تاریخ خود به هیچ شرط و پیمانش با هیچ گروه و کشوری وفا نکرده است. اگر کسی به این قناعت ندارد، پس برود از رهبران جهادی اتحاد شمال، از دوستم، از حکمتیار، از ایران و از کوریایی شمالی بپرسد. مبارزین افغان باید به جای برنامه‌های امریکا و سایر کفار و مزدورانش که در طول تاریخ از آن خیری را ندیده‌اند، به برنامه‌های اسلام چنگ بزنند تا مبارزات و مجاهدت‌های آنان نه تنها راه‌گشای افغان‌ها شده؛ بلکه آغاز راه حل برای تمام مسلمانان جهان گردد.

 

سیف الله مستنیر

ادامه مطلب...
Subscribe to this RSS feed

سرزمین های اسلامی

سرزمین های اسلامی

کشورهای غربی

سائر لینک ها

بخش های از صفحه