- نشر شده در ویدیوها
تقدیم: شیخ احمد الصوفی (ابو نزار الشامی)
طرابلسِ شام، 17 صفر الخیر 1435هـ.ق / 20 دیسامبر 2018م
تقدیم: شیخ احمد الصوفی (ابو نزار الشامی)
طرابلسِ شام، 17 صفر الخیر 1435هـ.ق / 20 دیسامبر 2018م
تقدیم: استاد حسن حمدان (ابو البراء)
حزب التحریر-ولایه اردن
پنج شنبه، 13 ربیع الثانی 1440هـ.ق / 20 دیسامبر 2018م
(ترجمه)
از ماهها بدینسو، طیارات ائتلاف صلیبی تحت نام جنگ با تروریزم جانهای مسلمانان بیگناه را در شهر حجین و دیگر ساحات اطراف دیرالزور میگیرند؛ حملاتیکه باعث کشتهشدن صدها زن، طفل و بزرگسال در یک قتل عام بیرحمانهای شده که آبروی انسانیت را برده و روی حیوانات جنگل را سفید کرده است.
امروز، مردم ما در حجین در بین باقیماندۀ داعش، حملات طیارات ائتلاف صلیبی و از سوی دیگر عذاب نیروهای دموکراتیک سوریه زندگی میکنند. رسانههای هدایتشده توسط غرب، که ادعای بیطرف بودن و عهدشکنی میکند؛ نیز در خون اینها سهیم اند. این برای همه واضح شده که رسانهها حتی انسانیت را هم از دست داده و کر و گنگ شده اند؛ بهطوریکه جز آنچه را که حامیان آنها انتظار دارند، نمیبینند. همین امر در مورد رهبران شاخهها و گروهها همراه با قانونگذارانشان صدق مینماید که هنوز برای ضعیفتر شدن، عقبنشینی و شکست انقلاب کار میکنند.
بدینگونه، انقلاب زمانیکه شروع شد، یک تن واحد بود؛ بهطوریکه شمال، جنوب، غرب و شرق را آزاد میکرد و از سوی دیگر، حنجرههای مردم ادلب فریادهای شعار "ای درعا، ما تا مرگ با شما هستیم!" و حنجرههای مردم ما در حمص فریاد میزد که "ای دیرالزور، ما تا مرگ با شما هستیم!" نیز بیانگر حمایت از این انقلاب بود. این قبل از آن بود که شکمهای رهبران تنظیمها با غذای حامیانیکه دوستی مسلمانان را از سرخود بیرون میکردند پر شد و آنها را به ابزاری در دست کشورها تبدیل کرد. آنها و افرادشان را بالای شانههای مردم نیرومند کرد و سلاحشان را از طرف صحیح کج کرده و بعد از طبقهبندیشان به گروههای افراطی و میانهرو و به طرف یکدیگر نشانه گرفتند. چیزیکه امروز در حجین درحال وقوع است، باید فوراً مارا بهیاد دو امربیندازد:
اول) اینکه گروههای اقتدارگرا و حمایتشده از طرف غرب، دلیل اصلیی تمام عقبنشینیهای انقلاب است. مهمترین آن سکوت مردم و از دست دادن اعتمادشان به تغییر و اینکه آنها دلیلی برای کنترول صدایشان که هر مسلمانی را در شام بهقیام تحریک کرده بودند، میباشد.
دوم) مسلمانان بهطور عام و مردم شام بهطور خاص که در زیر یوغ غلامی و آتش نفرت صلیبیها بدون یک امام که بهاحکام الله سبحانهوتعالی حکم نموده و سپری باشد که در پشت آن بجنگند و با آن محافظت شوند، سست شده اند؛ خلیفهایکه متوجه امور آنان بوده و اردوها را برای حمایت مسلمانان تحت ظلم با فریاد "وا معتصما" حرکت میدهد.
پس ای مسلمانان شام، سرزمین اسلام! کوتاهترین راه برای کمک به حجین و حمایت از مردم مظلوم شام، درعا و دیگر مناطق و کوتاهترین راه برای براندازی رژیم با شکستن ترسیکه رهبران گروهها از عناصرشان ساخته و درخون خود خلط کرده اند، شروع میشود. این امر انقلاب و عزت و شکوه گذشتۀ آنرا دوباره باز میگرداند. بدانید که وضع ما درست نخواهد شد تا زمانیکه هر چیز را اول در جای خود، که همان برگشت اسلام منحیث یک نظام زندگی و دولت و جامعه توسط تأسیس خلافت راشده که مکلفیت بالای ما از طرف الله سبحانهوتعالی مثل نماز و روزه است، ببیند. بهچیزیکه رستگاری، عزت و افتخار ما از زمان سقوط آن توسط مصطفی کمال جنایتکار نهفته است، دوباره برگردید. این امر همچنین وعدۀ الله سبحانهوتعالی و بشارت پیامبر ما محمد صلیالله وعلیه وسلم نیز میباشد.
بدانید که نیمی از یک انقلاب مصیبتبار و نیمی دیگر از راهحلها از دست دادن حق است. پس انقلاب باید برای هدفی کههمانا سقوط رژیم و جنایاتاش و حاکم ساختن اسلام است، برود و بدانید که نجات در دستان ماست؛ نه در دستان دشمنان ما. بدانید که شما در برابر فرعون شام قیام کرده اید؛ پس در میانۀ راه و بعد از اینکه انقلاب همه توطئهها و خیانتها را افشاء کرده توقف نکنید و بدانید که پیروزی با صبر برای یک ساعت بهدست میآید و اینکه در هر سختی آسانی است. شما فقط باید دوباره سرخود را بلند کرده و پیروزی را ببینید و بهدنبال آن بروید و دوباره عمارت خلافت راشدۀ ثانی را با دستهای پاک خود بسازید، و این برای الله سبحانهوتعالی سخت نیست. الله سبحانهوتعالی میفرماید:
﴿وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آَمَنُوا مِنْكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَلَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضَى لَهُمْ وَلَيُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً يَعْبُدُونَنِي لَا يُشْرِكُونَ بِي شَيْئاً وَمَنْ كَفَرَ بَعْدَ ذَلِكَ فَأُولَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ﴾
[نور: ٥٥]
ترجمه: الله(سبحانهوتعالی) بهکسانی از شما که ایمان آورده و کارهای شایسته کردهاند، وعده داده است که حتماً آنان را در زمین خلیفه میگرداند؛ همانگونه که جانشین ساخت کسانیرا که پیش از آنان بودند و آن دینی را که برایشان پسندیده است، بهسودشان مستقر دارد و بر آنان پس از بیمشان ایمنی را جایگزین کند، مرا پرستش میکنند و چیزی را با من شریک نمیسازند و کسانیکه پس از آن ناسپاسی کنند؛ پس آن گروه همانا فاسقان اند.
احمد عبدالوهاب
رئیس دفتر مطبوعاتی حزبالتحریر-ولایۀ سوریه
جیمز جیفری، فرستادۀ امریکا به سوریه، به تاریخ ۱۷دیسمبر ۲۰۱۸م در جریان کنفرانسیکه در مرکز تحقیقاتی در واشنگتن برگزار شده بود، چنین اعلان نمود: «میخواهیم تا شاهد یک نظام متفاوت و با نفوذ در سوریه باشیم. من از تغییر نظام حرف نمیزنم. ما در تلاش خلاصی از اسد نیستیم.» (منبع: الشرق الاوسط، ۱۹ دیسمبر ۲۰۱۸م)
این تأكيد جدید از سوی امریکا در حالی صورت میگیرد که قبلاً نیکی هیلی نماینده ویژۀ امریکا در سازمان ملل، چنین سخنانی را ابراز کرده بود. او به شبکۀ "سی بی اس" امریکا به تاریخ ۲۳ سپتمبر ۲۰۱۸م گفته بود: «تصور نمودن سوریه با بقای بشار اسد در آن دشوار است. بدیهی است که ایالات متحده امریکا به هیچوجه تلاش برای مجبور ساختن اسد به ترک موقفاش نخواهد کرد.» این معلومدار است که امریکا از روز اول از مزدورش، بشار اسد، حمایت نموده است؛ هنگامیکه ایران و حزب آن را در لبنان و روسیه و همچنان ترکیه، سعودی و سایر کشورها را جهت حمایت از نظام سوریه تحریک نمود و تمام آنها با انقلاب و مردم سوریه با اسالیب مختلفی مبارزه نمودند.
مولود چاووش اوغلو وزیر خارجۀ ترکیه در نشست دوحۀ قطر به تاریخ ۱۶ دیسمبر ۲۰۱۸م در حالیکه به این پرسش که آیا همراه بشار اسد بعد از برنده شدن او در انتخابات پیشرو، همکاری خواهید نمود؟ جواب میداد و گفته بود: «در صورتیکه یک انتخابات دموکراتیک و شفاف برگزار شده و بشار اسد در آن پیروز شود، بالای همه لازم است تا دربارۀ همکاری با وی فکر نماییم.» (منبع: بی بی سی، ۱۶ دیسمبر ۲۰۱۸م) و هنگامیکه این گفتههای وی حساسیتها را برانگیخت، کوشش کرد تا گفتهاش را با سخن مشابهی اصلاح نماید و گفت: «هرگاه چنین انتخاباتی برگزار شود، هریک از ما موقف خود را در این راستا بررسی خواهد نمود؛ یعنی گفته نمیتوانم که همراه اسد همکاری خواهیم نمود و یا اینکه راهکار او را تصویب خواهیم نمود.» (منبع: خبرگزاری آناضول، ۱۷ دیسمبر ۲۰۱۸م) بعد از آن کوشش کرد تا به گفتهی اول خودش برگردد و چارهای جز بیان آن به صورت دیگر نداشت؛ زیرا ناگزیر به موقف خودش جهت تعامل با بشار اسد و نظام او چنانچه قبل از سال ۲۰۱۱م بود، بررسی خواهد کرد و آن زمانی بود که رابطه میان اردوغان و بشار تا حد دوستی صادقانه و خانوادگی رسیده بود و او را با وجود جرایمیکه انجام داده بود؛ مانند کشتار در زندان صیدنایا، تأیید میکرد.
از اینرو اردوغان دست به عمل کثیف خود زده و انقلابیون را فریب داد تا مناطق بیشماری را تسلیم نظام سوریه نمایند و همچنان علیه انقلاب توطئه نمود تا آن را ناکام ساخته و روابط دوستانهاش را با بشار اسد از سر بگیرد.
ذبیح الله رضوان
(ترجمه)
به تاریخ 15 دسمبر 2018م نخستوزیر پاکستان با تویتش در صفحۀ تویترش اظهار نمود که هواخواهی از خلافت راشده به یک موضوع داغ در جامعه مبدل شده است. تویت مذکور ویدیویی را توسط داکتر اسرار احمد نشان میدهد که او به نقل از محمد علی جناح بنیانگذار پاکستان میگوید که پاکستان باید مدل خلافت راشده باشد و بر مسلمانان لازم است که قدرت خویش را در روی زمین احیاء نمایند. با توجه به این احساسات اسلامی مردم پاکستان، که هنوز هم به طوری قاطعی تحت قوانین غربی قرار دارد، رژیم بجوا-عمران تلاش میکند تا در یک زمان بالای دو قایق پا بگذارد. چنانچه که این رژیم خودش را در معرض سوءتفاهم، لودگی و اتهامات منافقانه قرار داده است. بدتر از آن، این رژیم با بازی کردن به علاقمندی مسلمانان نسبت به اسلام و عقیدۀ آنها خودش را در معرض خشم الله سبحانهوتعالی قرار میدهد. الله سبحانهوتعالی میفرماید:
﴿وَلَا تَلْبِسُوا الْحَقَّ بِالْبَاطِلِ وَتَكْتُمُوا الْحَقَّ وَأَنتُمْ تَعْلَمُونَ﴾
[بقره: 42]
ترجمه: و هرگز حق را با باطل نیامیزید و حق را با اینکه میدانید، کتمان مکنید!
لذا برای مسلمانان لازم است تا حکامی را که در واقع برای خدمت به غرب باهم به رقابت پرداخته و تلاش میکنند تا مسلمانان را با چند کلمات واهی فریب بدهند، کنار بگذارند. امروزه امت اسلامی در سراسر جهان از خواب غفلتشان بیدار شده و قضیۀ سرنوشتسازشان را که همانا حاکمیت بر اساس آنچه که الله سبحانهوتعالی فرو فرستاده است، درک کرده اند. از اینرو، آخرین تلاش حکام مسلمانان برای به تعویق انداختن حاکمیت اسلام به عنوان یک قدرت کلان سیاسی این است که حاکمیت کفرییشان را در لباس اسلام پنهان میکنند و از این آدرس به اسلام ضربه وارد میکنند.
بناءً ای مسلمانان! بیائید تا باهم به دموکراسی کفر بورزیم و با قاطعیت تمام به بازگشت خلافت واقعی بر منهج نبوت مبادرت ورزیم. بیائید به خاطر حاکمیتی تلاش کنیم که هر فصل قانون اساسی آن ناشی از قرآن و سنت باشد. بیائید به خاطر حاکمیتی دست به کار شویم که تلاش میکند تا سرزمینهای اسلامی را با هم یکی کند؛ نه اینکه به تقسیمبندی و تضعیف آنها مطابق به "خطوط وستفالی دولت-ملت" اقدام کند. بیائید تا به خاطر حاکمیتی تلاش نماییم که تهاجم نظامی را با اعزام نیروهای نظامی جواب میدهد؛ نه اینکه آن را از طریق میزهای مذاکره، قلم، کاغذ و گفتگوها حلوفصل کند و بیائید به خاطر حاکمیتی تلاش نماییم که منابع اقتصادی مسلمانان را برای تأمین رفاه شهروندان به کار میبندد؛ نه اینکه آن را به بهرهبرداری توسط استعمارگران ظالم واگذار کند. احمد به نقل از حذیفه بن الیمان رضی الله عنه روایت میکند که رسول الله ﷺ فرمودند:
«تَكُونُ النُّبُوَّةُ فِيكُمْ مَا شَاءَ اللَّهُ أَنْ تَكُونَ ثُمَّ يَرْفَعُهَا إِذَا شَاءَ أَنْ يَرْفَعَهَا ثُمَّ تَكُونُ خِلَافَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ فَتَكُونُ مَا شَاءَ اللَّهُ أَنْ تَكُونَ ثُمَّ يَرْفَعُهَا إِذَا شَاءَ اللَّهُ أَنْ يَرْفَعَهَا ثُمَّ تَكُونُ مُلْكًا عَاضًّا فَيَكُونُ مَا شَاءَ اللَّهُ أَنْ يَكُونَ ثُمَّ يَرْفَعُهَا إِذَا شَاءَ أَنْ يَرْفَعَهَا ثُمَّ تَكُونُ مُلْكًا جَبْرِيَّةً فَتَكُونُ مَا شَاءَ اللَّهُ أَنْ تَكُونَ ثُمَّ يَرْفَعُهَا إِذَا شَاءَ أَنْ يَرْفَعَهَا ثُمَّ تَكُونُ خِلَافَةً عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ ثُمَّ سَكَتَ»
ترجمه: تامدتیکه الله(سبحانه و تعالی) بخواهد در ميان شما نبوت و پيامبری باقی خواهد ماند و هنگامی الله(سبحانهوتعالی) خواست آن را از ميان بر میدارد و بعد از آن خلافت بر طریقۀ و منهج نبوت خواهد بود و آن تاهنگامی الله(سبحانهوتعالی) خواسته باشد، ادامه مییابد، سپس وقتی الله(سبحانهوتعالی) خواست آن را برداشته پادشاهی با دندان گيرنده میآيد و آن تا وقتی الله(سبحانهوتعالی) خواسته باشد؛ دوام میکند، سپس هنگامی الله(سبحانهوتعالی) خواست، آن را برداشته پادشاهی جبر و ستم خواهد آمد و تا وقتی الله(سبحانه و تعالی) خواست، دوام مییابد؛ بعد از آن هنگامی الله(سبحانهوتعالی) خواست آنرا دور میکند و بار ديگر خلافت بر طریقه و منهج نبوت قائم خواهد شد و سپس سکوت اختیار کردند.
دفتر مطبوعاتی حزبالتحریر-ولایه پاکستان
(ترجمه)
هنگامیکه یک فرد و یا گروهی از امت اسلامی به وسیلۀ کدام قدرت و یا دولتی مورد تجاوز قرار میگیرد، قضیۀ آنها تنها راهحل نظامی داشته و بر ذمۀ امت واجب میگردد که در برابر آن موقف نظامی داشته باشد و دولت و یا قدرت متجاوز حکم محارب را به خود میگیرد. در هیچ صورتی برای مسلمانان جایز نیست که قضیۀ تجاوز بر امت را به یک قضیه سیاسی، که از طریق مذاکرات به حل آن پرداخته میشود، تبدیل نمایند و همچنان جایز نیست که آن را بر اساس ساخته و پرداختههای سازمان ملل و نهادهای مرتبط به آن، به مفهوم امروزی یک قضیۀ انسانی و یا یک قضیۀ ملی تنها مربوط به امور داخلی متجاوز علیه بدانند. رسول الله صل الله علیه وسلم میفرمایند:
«إنهم أمة واحدة من دون الناس... وإن المؤمنين بعضهم موالي بعض دون الناس... وإن سلم المؤمنين واحدة، لا يسالم مؤمن دون مؤمن في قتال في سبيل الله»
(سيرة ابن هشام؛ ج2، ص 106)
ترجمه: آنان در میان سایر مردم، امت واحد اند... و برخی از مؤمنین حامی و پشتیبان برخی دیگر اند... و قطعاً صلح مؤمنین یکی است و هیچ مؤمنی در هیچ جنگی در راه الله، بدون در نظر داشت مؤمن دیگر اقدام به صلح نمیکند.
دین مبین اسلام در مورد این قضیه موقف واضح و حکم مشخصی دارد و بر همهگان، مخصوصاً بر حکام و علمای مسلمان از جملهای بدهیات است. مسلمانان در کشمیر اشغالی از سال 2009م بدینسو به دست نیروهای اشغالگر هندو بدترین آزار و اذیتها را متحمل میشوند. کاروان شهداء در کشمیر همواره در حال حرکت میباشد. مردم کشمیر بطور مداوم به وسیلۀ اشغالگران هندو گلوله باران میشوند؛ چنانچه به همین تازهگی چشمان یک کودک را در پیش روی مادرش هدف قرار داده و آن را گلوله باران نموده اند. با وجود اینهمه، باز هم نظام "بجوا-عمران به طرف هند دست دوستی و صلح دراز میکند"!
همین چند هفته پیش بود که مقاومت در برابر اشغالگریهای هندوها، در مقابل چشم و گوش حکام مسلمانان بطورعام و حکام پاکستان به طور خاص، قافلۀ دیگری را به کاروان شهداء در کشمیر ضمیمه ساخت. صحنهای را که رسانههای تصویری از بدرفتاریها نسبت به اهل ما در کشمیر ارائه میدهند، از صحنۀ بدرفتاریهای دولت یهود در حق سرزمین مبارک فلسطین و از بدرفتاریهای بشار ستمگر به حق مردم سوریه و یا از بدرفتاریهاییکه چین در حق مسلمانان ایغور در ترکستان شرقی مرتکب میشود، چندان تفاوتی ندارد. حکام سرزمینهای اسلامی، مخصوصاً حکام جدید پاکستان که دائم شعار دولتی را بسان دولت مدینۀ منوره سر میدهند؛ دولتیکه به دستان اشرف مخلوقات حضرت محمد صلی الله علیه وسلم تأسیس شد، همواره این صحنهها را مشاهده کرده و به اندازۀ لبتر نمودن صدایش را نکشیده اند؛ چه برسد به اینکه باعث کدام شورش و انقلابی شده باشند؛ جز افزایش دوستی با دشمنان امت و عدم توجه به کشتار اهل ما از نوادگان دولت مدینه.
بدتر از همه اینست که حکام سرزمینهای اسلامی، حکام میلیاردها مسلمان، قضیۀ کشمیر را مربوط به خود و به کسانیکه بر آنها حکومت میکنند، نمیدانند. این موقف از موقف نظام کنونی پاکستان مزدور امریکا و موقف حکام سابق پاکستان، که کشمیر و مردم آن را دو دسته به اشغالگران هندو تقدیم نموده اند، چندان تفاوتی ندارد و همچنین موقف "پرویز مشرف" و شریک آن در خیانت(نواز شریف) که در عملیات معروف "تپههای گارگیل" نیرویهای نظامی پاکستان را از آزادسازی کشمیر بازداشته اند؛ در حالیکه این امکان وجود داشت که بزودی کشمیر آزاد شود. از موقف خائنانۀ حکام کنونی پاکستان که بسان مردگان خاموشی اختیار نمودهاند، نیز چندان تفاوتی ندارد؛ بلکه حکام کنونی پاکستان، که در عادیسازی روابط با هند و بستن معادات صلح با آن تلاش دارند، خیانت بزرگتری از خیانت پرویز مشرف و نواز شریف مرتکب میشوند.
همینکه عمران خان بر سمت نخستوزیری نشست، فرصتی را که رأی دهندگان در اختیارش گذاشته بودند، غینمت شمارده و بلافاصله همگام با آنچه که امریکا برای منطقه در نظر دارد، اقدام به ایجاد تغییرات در پاکستان و الغای منهج حکام پیش از خود نمود؛ تغییراتیکه از هزینۀ قضایای مسلمانان کشمیر، افغانستان، بنگلهدیش و خود پاکستان، منجر به تقویت حزب هندویی "بهاراتیا جاناتا" میشود.
اوضاع سیاسی در سرزمینهای اسلامی به ویژه پاکستان اوضاع مملو از ترس و حشت و تاریکیها میباشد؛ تاریکیهای خیانت حکام سرزمینهای اسلامی، مخصوصاً حکام پاکستان؛ خیانتهاییکه به تازهگی از سرگرفته شده. قضیۀ کشمیر یک قضیۀ نظامی است که راهحلاش در دستان اردوهای اسلامی میباشد؛ از جمله اردوی پاکستان که پنجمین اردوی قدرتمند جهان به شمار رفته و به سلاح هستهای مسلح میباشد. اگر اردوهای اسلامی و اردوی پاکستان که نزدیکترین اردو به مسلمانان کشمیر بوده و در قدم اول به آزادسازی کشمیر؛ در حالیکه کاملاً توان آن را دارد، مکلف میباشد و به نجات مسلمانان کشمیر نشتابند، معمول است که بار و بند کاروان شهدای کشمیر همواره بسته و خون مسلمانها به طور مداوم بر خیانت هر توانمندیکه از یاری رساندن به آنها خودداری میکند، لعنت میگوید. رسول الله صلی الله علیه وسلم این چنین میفرمایند:
«مَا مِنْ امْرِئٍ يَخْذُلُ امْرَأً مُسْلِماً فِي مَوْضِعٍ تُنْتَهَكُ فِيهِ حُرْمَتُهُ وَيُنْتَقَصُ فِيهِ مِنْ عِرْضِهِ إِلَّا خَذَلَهُ اللَّهُ فِي مَوْطِنٍ يُحِبُّ فِيهِ نُصْرَتَهُ وَمَا مِنْ امْرِئٍ يَنْصُرُ مُسْلِماً فِي مَوْضِعٍ يُنْتَقَصُ فِيهِ مِنْ عِرْضِهِ وَيُنْتَهَكُ فِيهِ مِنْ حُرْمَتِهِ إِلَّا نَصَرَهُ اللَّهُ فِي مَوْطِنٍ يُحِبُّ نُصْرَتَهُ»
(رواه ابوداود)
ترجمه: کسیکه آبروی مسلمانی را ببرد و عزت او را پایمال کند، الله(سبحانه وتعالی) در جاییکه باید نصرت شود، رسوایش می کند و کسیکه مسلمانی را در جاییکه آبرویش میرود و عزتاش پایمال میشود، نصرت کند؛ الله(سبحانه وتعالی) او را در جایی نصرت میکند که ضرورت به نصرت دارد.
هدف ما اینست که این بهترین امت اندکی از این حالت ذلتبار بدر آید؛ چیزیکه از نظر حکام و رهبران خائن و ترسوی اردوهای اسلامی محال و خیال است؛ رهبرانیکه در هر بحرانی خود را به آغوش دشمنان امت انداخته، سر به سوراخ مارمولکهای غربی میکنند؛ امتیکه فارس، روم، تاتار، مغول و صلیبیها را شکست داد و امریکا را وادار به پرداخت جزیه مینمود؛ اکنون نیز توان عقبراندن رژیم هندوها را به انگلیس دارد؛ رژیمیکه انگلیسها آن را بسان خنجری در ران شرقی امت اسلامی فرو نهادند؛ همانگونه که دولت یهود را در قلب سرزمینهای اسلامی تأسیس نموده اند. این هردو رژیم، بنابر بشارت رسول الله صلی الله علیه وسلم که در احادیث صحیحه از آن حضرت روایت شده است، در شرف زوال قرار دارند؛ اما نباید این را فراموش کرد که درشرف زوال بودن آنها در گرو تأسیس دوبارۀ دولت خلافت راشده بر منهج نبوت میباشد؛ دولتیکه به زودی به خواست الله سبحانه وتعالی تأسیس خواهد شد. بلی، هر غیور و هرکسیکه دوست دارد، سهمی در این شرف و افتخار داشته باشد؛ باید با کسانی همرکاب شود که در تلاش تأسیس آن میباشند؛ زیرا سرانجام قافله به نفع مؤمنین پرهیزکار ختم خواهد شد.
برگرفته از جریدۀ الرایه
نویسنده: بلال مهاجر
(ترجمه)
کارشناسان جهانی سیاست و اقتصاد به این باور اند که امریکا در حال حاضر، غول اقتصادی و نظامی است، در رأس هِرم جهانی زانو زده و در حال حاضر رقیبی هم ندارد تا جایگاهش را تنزیل دهد. در عین حال، به این نیز اتفاق نظر دارند که این غول بزرگ از لحاظ اقتصادی مجروح گردیده و بهشدت خون از وی جاری است و اگر کشورهای خارجی با وصل کردن خون جدید به کمک وی نمیشتافتند، این جراحات وی را از پای انداخته و دیگر قادر نبود تا سرپایش بایستد.
امریکا امتیازات ذیل را دارد: دارای واحد پولی جهانی بوده که بالای تمام واحدهای پولی دیگر مسلط است و مبادلات در بانکها و بازارهای جهانی با واحد پولی امریکا صورت میگیرد؛ بزرگترین تولید کنندۀ کالا و خدمات جهانی است؛ چنانچه کارشناسان حجم تولیدات امریکا را بالغ بر 25درصد از تولیدات جهان میدانند؛ بزرگترین صادرکنندۀ سلاح است؛ چنانچه سه چهارم سلاحیکه در جهان فروخته میشود، ساخت امریکاست؛ بزرگترین صادرکنندۀ کالا است؛ چنانچه بر 20درصد از تجارت جهانی تسلط دارد؛ در رأس بزرگترین مؤسسات اقتصاد جهان تسلط دارد. از هفت بانک بزرگ جهان، سه بانک مربوط امریکاست؛ بر بازار نفت جهان با واحد پولی خویش مسلط است و در زمینۀ تحقیقات علمی و اختراعات پیشقدم است؛ در عرصۀ نظامی قویترین کشور بوده و در تکنالوژی نظامی از تمام کشورهای جهان سبقت جسته، پایگاههای نظامیاش را در اطراف جهان گسترش داده و در پروژۀ جنگ ستارگان و غلبه بر فضاء قوت برتر است و دارای ناوگانهای بزرگ هواپیمابر، کشتیهای بزرگ جنگی و ناوگان های دریائی میباشد که دریاها و اقیانوسها را در مینوردد.
مگر بهرغم حجم بالای اقتصاد، امریکا از کسر بودجه، موازنۀ تجارتی و تورم و بیکاری رنج میبرد. علت آنهم بر میگردد به دلایل ذیل:
اول) کثرت مصارف و مخارج امریکائیها-که این موضوع مردم امریکا را از مردم دیگر متمایز کرده است؛ چنانچه مصارفشان بیشتر از تولیداتشان است.
دوم) کثرت مصارفیکه امریکا بهسبب جنگهائیکه در خارج خاک خود برافروخته، متقبل شده است؛ مثل جنگ عراق، افغانستان، شام وغیره و مصارف هنگفتیکه پایگاههای نظامی متعددش در سراسر جهان، بار دوشاش نموده است.
سوم) مصارف هنگفت وزارت دفاع امریکا؛ چنانچه مجموع بودجۀ آن در سال 2018م بالغ بر 700 میلیارد دالر شده است.
بهخاطر همین حجم زیاد مصارف، حجم قرضههای امریکا بر اساس احصائیۀ وزارت خزانهداری امریکا در سال 2018م، در حدود 21 تریلیون و 13 میلیارد دالر رسیده است و این مبلغ نزدیک 98درصد از تولیدات ناخالص ملی را تشکیل میدهد؛ سهم جهتهای خارجی از این قرضهها، بالغ بر 9.7 تریلیون دالر و باقی آن برای مصارف داخلی؛ مانند حکومتهای ایالتها اختصاص یافته است. بر اساس آمار وزارت خزانهداری امریکا، میزان کسر بودجۀ تجارت امریکا بالغ بر 53 میلیارد دالر و کسر بودجه به 779 میلیارد دالر رسیده است و نیز ارقام تورم و بیکاری در امریکا هرسال رو به افزایش است.
مشکلات اقتصادی فوق و بحرانهای پیدرپی، سیاستمداران کاخ سفید را واداشته است تا از لحاظ اقتصادی بر کشورهای جهان زورگوئی کنند؛ مظاهر آن جنگهای تجارتی آشکاری، سیاستهای تهدیدآمیز مالی و تجاری، خروج از یک سلسله توافقنامههای جهانی؛ مثل توافق تعرفۀ گمرک و توافق قیمت سود بانکها است.
در این اواخر زورگوئی امریکا بیشتر هم شده است؛ چنانچه صراحتاً از یکعده کشورها؛ مانند سعودی و اروپا در برابر حمایتاش، جزیه مطالبه کرده است. امریکا بر تنش جنگ تجارتی در بخش نفت، بازار تجارت، افزایش قیمت سود و وضع مالیات بر کالاهای وارداتی و سایر روشهای پنهان و آشکار جنگ تجارتی افزوده است.
پس از اظهارات مکرر ترامپ علیه سعودی، که در آن خواهان پرداخت هزینههای حمایتاش از این کشور شده بود، از اتحادیۀ اروپا نیز خواست که هزینۀ حمایت نظامی امریکا را بپردازد. در اظهارات خویش بهتاریخ 25 دسمبر 2018م گفت: «اروپا باید سهم عادلانۀ حمایت نظامی خود را بپردازد. در بخش اقتصادی، اروپا برای سالهای متمادی از ما سود برده است؛ ولی با آنهم، سهم هزینههای نظامی خود را در "ناتو" نمیپردازد؛ این عملکرد باید سریعاً تغییر کند.»
این زورگوئی امریکا بر کشورهای جهان و خاصتاً کشورهای بزرگ، زنگ هشدار فجایع آیندۀ اقتصادی را بهصدا در آورده و کارشناسان نیز هشدار داده اند. آنچه امریکا در برابر اتحادیۀ اروپا انجام میدهد، حاکی از هشدار وخیمتر شدن بحران این اتحادیه داشته که در نهایت، بحران اقتصادی و مالی را عمیقتر خواهد کرد؛ بحرانیکه هنوز جهان از پیامدهای آن رنج میبرد.
اتحادیۀ اروپا دومین اقتصاد برتر جهان بوده که 20درصد اقتصاد جهان را احتوا میکند؛ ولی بر اساسی ضعیف بنا شده و نه تنها توان ایستادگی در برابر جنگهای اقتصادی را ندارد؛ بلکه توان مقابله با جنگهای سیاسی را نیز ندارد و این بهخاطر عدم انسجام اقتصادی و نژادی و سایر زمینهها بین کشورهای این اتحادیه است. علاوه بر آن، یکتعداد از کشورهای این اتحادیه؛ مثل اسپانیا، ایتالیا، یونان وغیره از مشکلات اقتصادی عمیقی رنج میبرند. خود امریکا هم از این جنگهای پیدرپی اقتصادی در امان نمانده است؛ چنانچه از جنگهای نظامی نیز در امان نیست؛ چون جنگهای اقتصادی قیمت سود بانکی را افزایش داده که پیامدهای ناگواری بر صنایع و شرکتهای امریکائی دارد و در نتیجه، اقتصاد امریکا را تضعیف میکند.
"چارلز کوچ" میلیاردر امریکائی، که در بخش صنعت کار میکند، گفت: «سیاستهای تجارتی رئیس جمهور دونالد ترامپ منجر به رکود اقتصادی خواهد شد.» وزرای مالی اتحادیۀ اروپا چندین مرتبه در اجلاسهای اقتصادیشان؛ از جمله اجلاس گروه 8 هشدار دادند و نیز در اجلاس گروه 20 امسال گفتند: «ما بهخاطر خطرات تنشهای اقتصادی دلواپس ایم و ممکن است این تنشها، تأثیر منفی بر توان، شمولیت، پایهداری و توازن رشد و سرمایهگذاری جهانی داشته باشد.» اما "پیتر آلتمایر" وزیر اقتصاد آلمان از سیاستهای گمرکی و تحریمهائیکه ترامپ وضع نموده است، به شدت انتقاد کرده و گفت: «این نوع اجراآت باعث از بین رفتن وظایف و رشد شده و اروپا در بارۀ تحریمهای اعمال شدۀ امریکا علیه ایران، تسلیم نخواهد شد.» بهتاریخ 2 مارچ 2018م با این تویت ترامپ: «ایالات متحدۀ امریکا تعرفههای جدیدی گمرکی را بر واردات فولاد و آلمونیم وضع خواهد کرد.» سهام اروپائی به پائینترین میزان خود در شش ماه اخیر رسید. "اورین هاتج"رئیس کمیسیون مالی مجلس سنا از حزب جمهوریخواه در مورد ازدیاد مالیات تعرفههای گمرکی تصریح نموده گفت: «افزایش این تعرفهها پیامدهای مضر علیالسویهای بر مصرف کنندهگان، تولید کنندهگان و کارگران خواهد داشت.»
در پایان متذکر میشویم که اساس نظام سرمایهداری متکی بر مصالح، منافع و کسب اموال است؛ ولو که به هر قیمت باشد و منجر به از بین بردن انسانها و چپاول اموال و دارائی دیگران گردد. مثالهای آن که از لحاظ زمانی از ما دور هم نیست، استعمار سیاسی در اوایل و اواسط قرن گذشته، جنگهای جهانی و اشغال عراق و افغانستان توسط امریکا است. کشورهای سرمایهداری بهخاطر منافع حاضر اند با همدیگر بجنگند، خصوصاً امریکا برای اینکه در رأس هِرم قدرت جهان باقی بماند، حاضر است تا کل جهان را با خاک یکسان کند.
بشریت را تنها اسلام و عدالتاش میتواند از این وحشی صفتان نجات دهد و سعادت را برایش به ارمغان آورد، انسان را از گمراهی نجات داده ولو بههر قیمت تمام شود. اسلام سوی جیبهای مردم نمیبیند؛ بلکه بهسوی قلوب و هدایتشان بهراه راست مینگرد. تمام جهان در وسط این جهنم و آتش خواهد سوخت؛ مگر اینکه رحمت اسلام در سایۀ خلافت اسلامی جهان را در بر گیرد. از الله سبحانه وتعالی مسئلت داریم که بر بشریت منت نهاده و جهان را بهنور اسلام، عدالت و هدایتاش منور سازد.
برگرفته از جریدۀ الرایه
نویسنده: استاد حمد طیب
پیگیری کنندگان اوضاع اردن، میفهمند که به سبب تطبیق نظام سرمایهداری ظالم بر مردم، سوءمدیریت و کثرت فساد و فاسدسازی هولناکیکه روزبهروز افزایش مییابد، اردن از ناحیه سیاسی، اقتصادی و امنیتی در حالت نا بسامانی و نبود راهحل سودمند به مشکلات تراکم شده-که هشدار دهندهای نابودی و بیثباتی است- قرار دارد که این امر باعث به میان آمدن حالت خوف، نگرانی و ترس بر زندگی، ناموس و اموالشان شده است. همچنان نیروهای مختلف در جامعه ترس خود را با فریادهای هشدار دهندهی نابودی، تأمل جدی بر کار نمودن برای تغییر اوضاع و ترویج افکار مختلف برای بیرونرفت از این حالت نابسامانی، اظهار نموده اند تا اینکه توانسته باشند از عواقب ناگوار آیندهی خود و فرزندانشان جلوگیری نموده باشند.
در مقابل این واقعیت، ما اعضای حزب التحریر-ولایه اردن، درک این واقعیت و اطلاعرسانی نیروهای اجتماعی را برای کار و فعالیت برای آوردن تغییریکه آنها را از حالت کنونی نجات دهد، بزرگ میشماریم و توجه اهل اردن را-علی الخصوص توجه کسانی را که برای تغییر تفکر میکنند- به امر خطرناکی جلب میکنیم که بعضی فعالان برای آوردن تغییر در آن قرار دارند، که آن عبارت است از: "واقعیت را با تمامی اجزای آن مصدر فکر خود قرار داده اند"، سپس راهحلهای این مشکلات خود را از قوطی صندوقیکه استعمار آن را وضع نموده و با افکار، نظامها، ارزشها و راهحلهای خود تشریح نموده است، جستجو میکنند.
این در حالی است که الله سبحانه راه تغییر واقعی را در اختیار ماگذاشته است و آن اینست که واقعیت محل تفکر قرار گیرد و اما مصدر استنباطِ راهحل؛ افکار، احکام، ارزشها و راهحلهایست که در طول سیزده قرن تطبیق میگردید. برای انجام مسئولیت بزرگیکه از فرمودهی رسول الله صلی الله علیه وسلم بر دوش ما است، چنانچه فرموده است:
«إِنَّ الرَّائِدَ لَا يَكْذِبُ أَهْلَهُ، وَاللهِ لَوْ كَذَبْتُ النَّاسَ جَمِيعاً مَا كَذَبْتُكُمْ، وَلَوْ غَشَشْتُ النَّاسَ جَمِيعاً مَا غَشَشْتُكُمْ»
ترجمه: رهبر به رعیت خود دروغ نمیگوید، قسم به الله(سبحانه وتعالی به فرض این که) اگر برای همه مردم دروغ میگفتم، برای شما دروغ نمیگفتم و اگر همه مردم را فریب میدادم، شما را فریب نمیدادم.
راهاندازی کمپاین "چه کسی بهتر از الله حکم میکند" را اعلان میداریم. این کمپاین به منظور آگاه ساختن مردم و نیروهای فعال جامعه از راه نجات و همچنان تذکر دادن عظمت اسلام و رفعت تشریعات و نظامهای اسلام به آنها، فراخواندن آنها به تبنی احکام راسخ و شامل الله سبحانه وتعالی که مشتمل بر تمام نیکیها و نهی کننده از تمام بدیهاست و هشدار دادن از رجوع به سائر نظریات و تمایلات و افکاریکه به تغییر شکلی و زیباسازیی میانجامد، که باعث حفظ حالت نابسانی و بی ثباتی سرزمین اردن و مشکلات به وخامت پیوسته آن میگردد، راهاندازی گردیده است.
حمزه "پارسا"
(ترجمه)
پیرامون حیاء:
از حضرت عبد الله بن مسعود رضی الله روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود:
«إِنَّ مِمَّا أَدْرَكَ النَّاسُ مِنْ كَلاَمِ النُّبُوَّةِ الأُولَى: إِذَا لَمْ تَسْتَحْيِ فَاصْنَعْ مَا شِئْتَ»
(رواه بخاری)
ترجمه: آنچه مردم از سخنان نبوت اول دریافت نموده اند، اینست که:وقتی در تو حیاء نبود، هرچه میخواهی انجام بده.
مفهوم حدیث:
حیاء جمع کنندۀ اخلاق است؛ طوریکه اخلاق بدون حیاء بوده نمیتواند و حیاء از میراث نبوت است که مردم را به ارث گرفته تا اینکه برای ما رسیده است. اسلام نیز با پیام "حیاء" آمد و توسط آن عقلها رفعت حاصل نموده و نفسها تزکیه گردید؛ حدیث فوق این موضوع را تائید نموده و بر آن دعوت مینماید. از این حدیث معانی دقیق و پیامهای اخطارگونه دریافت میشود؛ چنانچه رسول الله صلی الله علیه وسلم همواره میگفت: وقتیکه در تو حیاء نیست، هرچه میخواهی انجام بده؛ چون در روز قیامت به آنچه که انجام دادهای مجازات میشوی. در این مورد الله سبحانه وتعالی از روی تهدید و عذاب میفرماید:
﴿اعْمَلُوا مَا شِئْتُمْ﴾
[فصلت: 40]
ترجمه: آنچه میخواهید انجام دهید.
ای مسلمانان! ما کلام رسول الله صلی الله علیه وسلم را به طور حجت و مثال بیان نموده و آن را به روی حکام میکشانیم؛ نه تنها بر روی حکام؛ بلکه در روی آن عده از علمای سوئیکه از آنها دفاع نموده و اعمالشان را در مقابل مردم توجیه مینمایند. ما برایشان میگوئیم: هرچه میخواهید، انجام دهید؛ حتماً شما در دنیا قبل از آخرت به آنچه عمل میکنید، جزا داده خواهید شد؛ آن روز بسیار نزدیک بوده و زود است که دولت اسلامی قایم گردد و نظام خلافتیکه شما با آن زمان طولانیی را جنگ نمودید، دوباره بازگشت خواهد نمود و از هر ظالم قصاص خواهد گرفت.
﴿وَسَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُونَ﴾
[شعراء: 227]
ترجمه: و كسانیكه ستم میكنند، خواهند دانست كه بازگشتشان به كجا و سرنوشتشان چگونه است!
(ترجمه)
مردم درگیر جنگ در یمن در ۳۰ نومبر ۲۰۱۸م از پنجاهویکمین سالگرد خروج آخرین سربازان انگلیسی در ۳۰ نومبر ۱۹۶٧م از یمن جنوبی، تجلیل کردند. بدینگونه، مردم یمن با خروج استعمار انگلیس از یمن فریب خوردند و حقیقت این است که استعمار انگلیس ظاهراً رفته؛ ولی واقعاً باقی مانده است. زمانیکه از لحاظ نظامی استعمار انگلیسی این کشور را ترک کرد، از خود یک نیروی متشکل از افراد سیاسی، نظامی، سران قبایل، احزاب سیاسی، تجار و دیگر نمایندهها را که توسط خودش انتخاب شده اند، در "عدن" به جای گذاشت تا باشد که از طریق مذاکرات جینیوا که در ۲۰ الی ۲۸ نومبر ۱۹۶٧م صورت گرفت، طوق غلامیاش را به گردن کنیم و از این طریق برما آقایی کند.
در ۵۱ سال گذشته، فعالیتهای سیاسی انگلیس در یمن همچنان ادامه داشته و تأثیر سیاسی بینظیری را از خود برجای گذاشتهاست. امریکا پیوسته تلاش کردهاست تا انگلیس را کنار زند و جایگزین آن شود، یا حتی با استفاده از حمایت ایران از حوثیها و تحرکات جداییطلب جنوبی، در تقسیم نفوذ و ثروت با انگلیس شریک شود. بناءً امریکا به منظور رقابت با انگلیس چنین نفوذی را در یمن برای خود بهوجود آورده است، که یمن را در یک جنگ کثیف استعماری بین این دو دولت جنایتکار(امریکا و انگلیس و نمایندههای محلی و منطقهایشان) قرارداده است و تقریباً چهارسال است که جنگ تشدید میشود و هیچ راهحلی در افق یمن به چشم نمیخورد.
بنابر این، قضیهی این نمایندههای درگیر عجیب بهنظر میرسد؛ از کدام استقلال سخن میگویند، در حالیکه امریکا و انگلیس کنترولکنندهگان این کشور هستند که تصمیم میگیرند در یک روز جنگ اعلام کنند و در همان روز متوقفاش کنند. آیا آنها درک نمیکنند؟! ازین بیشتر، آنها دربارهی کدام استقلال سخن میگویند، درحالیکه یمن به میدان مسابقهی جنگ و نزاع مبدل شده است و ثروتاش توسط هر طماع به تاراج میرود. هنگامیکه دریاها و آسماناش بستر گرمی برای کشتیهای جنگی، ناوهای جنگی غربی و سلاحهای امریکایی شده است و هرکسی را در هرکجا که خواسته باشند، بدون ترس میکشند. برعلاوهی چیزیکه غلامانی مانند عربستان سعودی و امارات متحدۀ عربی برای تسلط بر یمن برای منافع امریکا و انگلیس و رقابت دیوانهوارشان بر منابع سرزمین ایمان و خرد انجام میدهند، توسط ایران تعقیب میشود؛ طوریکه حمایت خود از حوثیها را اعلان کردهاست و فرقهگرایی را توسط آنها با اهانت و توهین گسترش میدهد. پس چگونه از استقلال سخن میگویند؟! پیامبر صادق و امین صلی الله علیه وسلم فرمودند:
«إِذَا لَمْ تَسْتَحْيِ فَاصْنَعْ مَا شِئْتَ»
ترجمه: اگر شرم نداری، هرچه میخواهی انجام بده!
این غلامان متنازع با کمال فرومایهگی و تملق رهبری خویش را به دستان ناپاک سازمان ملل جنایتکار سپردهاند تا مشکلاتشان را حل کند. اخیراً سفیر امریکا از "حضرالموت" دیدار کرد، طوریکه با نیروهای محافظ ساحلی یمن سخن گفت و با تسلیم کردن سواحل یمن به آنان، مأموریت مبارزه با تروریزم را در خدمتگذاری به امریکا(رهبر تروریزم) برایشان محول کرد؛ تو گوییکه او حاکم واقعی کشور است.
دستنشاندههای متنازع در یمن درحالی از سالگرد اخراج استعمارگران تجلیل میکنند که هنوز تحت نفوذ و انحصارشان قرار دارند و از دستوراتشان اطاعت میکنند. آنها با ادارۀ بندر حدیدیه و بازگشت بانک بینالمللی استعماری و صندوق بینالمللی پول(IMF) موافق اند تا بر اقتصاد کشور مدیرت و تسلط داشته باشند. ما نمیشنویم که کسی علیهشان فریاد بزند و در عوض همه را موافق مییابیم؛ پس هیچ مهم نیست که آنها چقدر فریادهای دروغین و لافهای میانتهیشان را شدت میدهند!
ای تجلیلکنندهگان یمنی! بدانید که نظام، برنامهها و فرهنگ استعماری هنوز در سرزمین ما تطبیق میشود و این افراد مخالف فقط محافظان مزدور اند و چیزی را اجراء میکنند که استعمارگران و باداران شیطانشان میخواهند. پس، ای مردم با ایمان و ای خردمندان! از خواب غفلت بیدار شوید و برای کاری که آزادی را در پی دارد و پروردگار تان را راضی و دست استعمارگران بیایمان را از سرزمینهای اسلامی قطع میکند و تمام چیزهایی را که به آن نمایندهها، نظامها و برنامههای مخرب، قانون اساسی استعماری و سازمانهای بدخواهشان مربوط میشود، ریشهکن کنید؛ مسلماً جز این راهی دیگری نیست تا از آن برای احیای نقش اسلام بر واقعیت زندهگی استفاده کنیم. پس به دعوت حزبالتحریر برای تأسیس دولت خلافت راشده بر منهج نبوت لبیک بگویید، که توسط آن اسلام با عزت و غیرقابل تسخیر خواهد شد.
دفتر مطبوعاتی حزبالتحریر-ولایه یمن