پنجشنبه, ۲۵ ذیحجه ۱۴۴۷هـ| ۲۰۲۶/۰۶/۱۱م
ساعت: مدینه منوره
Menu
القائمة الرئيسية
القائمة الرئيسية

(ترجمه)

مردم درعا هرگز روز 18 مارچ 2011م را فراموش نمی‌کنند؛ روزی‌که اطفال‌شان بزرگ‌ترین انقلاب را با دستان خود رقم زدند، انقلابی‌که نزدیک بود سر بزرگان امت‌ها را به احترام آن‌چه که در راه نجات از زیر ظلم نظام‌های دیکتاتور و جنایت‌کار انجام داده بودند، پایین آورد. مردم هرگز روز 25 مارچ 2011م را فراموش نمی‌کنند؛ روزی‌که مردم اهالی حوران وقتی‌که خبر محاصرۀ درعا به گوش‌شان رسید، با پاهای برهنه و پیاده، کمک‌های اولیه و خوراک را به آن‌ها رسانیدند و در منطقۀ موسوم به بت گرد آمده بت را نابود کرده و از عبادت آن جلوگیری به عمل آوردند.

مردم حوران جمعی از برادران‌شان را که در دمشق، حمص، لاذقیه، ادلب، الجزیه وغیره به جاده‌ها بیرون شده و از آن‌ها اعلان حمایت کردند و شعار می‌دادند: جان و روح مان فدایت ای درعا" هرگز فراموش نمی‌کنند. برای این‌که با اهل درعا در یک مسیر واحد برای سقوط نظام جنایتکار و اقامۀ حاکمیت اسلام بعد از سقوط‌اش همگام باشند، از قربانی‌هایی‌که در این راه قربان کردن هیچ باکی نداشتند. اما انقلاب، نیاز مبرم به سه امر دارد تا به هدف‌اش برسد، در غیر آن بعد از ویرانی شهرها به ناکامی مواجه خواهد شد.

اول) نیاز به برنامه‌ای‌که آن‌ها را به هدفی‌که تعیین نموده اند، برساند تا متضن راه درست باشد.

دوم) نیاز به رهبری سیاسی، زیرک و مخلصی دارد که او را به راهش رهنمائی کند و در هنگام مواجه شدن به هر خطر و مشکلی او را آگاه نماید تا مسیرش را برای رسیدن به هدف‌اش تعقیب نماید.

سوم) انقلاب نیاز به نیروی نظامی دارد که حمایت‌اش نماید، رهبری سیاسی‌اش را نصرت داده و مشکلات را از سر راهش بردارد و نظام جنایت‌کار را  سقوط داده و بعد از سقوط‌ آن نظام خلافت اسلامی را تأسیس نماید.

مردم حوران بر ضرورت این‌که برای انقلاب رهبری سیاسی باشد و این‌که دارای برنامه‌ای باشد که او را به هدف‌اش برساند، خسته نمی‌شوند.

هیچ‌کس به جز حزب التحریر برنامه‌ای را که مجاهدین دستورالعمل خویش قرار دهند، به آن‌ها پیشکش نکرده است، اما حزب التحریر از همان لحظۀ نخست نقشه‌ای را برای‌شان ترسیم نمود تا آن را بپیمایند. اگر افراد نظامی در قطعات نظامی با انقلابیون و کسانی‌که از ارتش جدا شده بودند، همکاری می‌کردند، سپس امورشان را سروسامان داده و از قیادت قطعات نظامی خارج نمی‌شدند، سپس بر پیروان نظام یورش می‌بردند و از قدرتی‌که در اختیار داشتند، برای نصرت مردم و انقلاب‌شان استفاده می‌کردند و صفوف‌شان را برای جنگ با طرفداران نظام تنظیم می‌کردند، بهترین پیروزی به آن‌ها و انقلاب‌شان محسوب می‌شد.

با تغییر میزان قدرت برای اصلاح انقلابیون در سال 2014م حزب التحریر دومین پیشنهاد سیاسی‌اش را به انقلابیون پیشکش نمود تا راهی برای رسیدن به هدف باشد و آن را به هر فعال، رهبر و اهل رأی در انقلاب رساند تا به آن عمل نموده و انقلاب را به مسیر درست‌اش رهنمائی کنند.

سپس حزب برای استقامت مبانی و اصولی را که انقلاب به آن نیاز دارد، دوباره بیان نمود تا مسیر آن توسط حمایت و مال‌های سیاسی پلید منحرف نگردد؛ بناءً اهداف ثابتی را برای انقلاب وضع نمود؛ اهداف ثابتی‌که اگر رسوخ پیدا کند، مسیر آن را در راه درست محکم گرداند و آن‌ها عبارت اند از:

1. سقوط نظام با تمامی رموز و ارکان آن؛

2. آزادی از دنباله‌روی دولت‌ها و قطع رابطه همرای‌شان؛

3. اقامۀ دولت خلافت برمنهج نبوت.

سپس حزب عمل‌اش را تعقیب نموده تا برای آنچه که انقلاب به آن نیاز دارد، بپردازد و از وضاحت راهی‌که در پیشروی‌شان قرار دارد، افشای مزدورانی‌که با دشمنان‌شان رابطه دارند و تحت الشعاع قرار دادن توطئه‌هایی‌که برای ازبین‌بردن انقلاب چیده‌اند و افشای این توطئه‌ها از "ژینو" گرفته تا "آستانه" با تمامی ارقام و زهرهای مذورانه آن.

هرآنچه که انقلاب در رهبری سیاسی نیاز دارد، حزب برای انقلاب تقدیم نموده است تا در مسیر خود برای رسیدن به هدف‌اش باقی بماند. اما دولت‌ها-که به جزئیات آن‌چه که جریان دارد آگاه هست- به سرعت در صدد ایجاد رهبری از بین افراد و کسانی‌که در رکاب آن‌ها روان هستند، از ائتلاف و هیئت آن شدند، اما مردم از آن‌ها پیروی نمی‌کنند و طرفدار انقلاب هستند. سپس دولت‌ها تلاش کردند که توسط پول و تمویل بسیاری از رهبران انقلاب را خریداری کنند تا به اوامر و دستورات آن‌ها در حرکت باشند. اما برنامه‌ای را که دولت‌ها در صدد ایجاد آن هستند، ختم انقلاب و تسلیمی مناطق به آغوش نظام می‌باشد.

وقتی‌که کنفرانس‌های پی‌درپی از ژینو1 تا به آستانۀ8 بر‌گزار شد و جبهات به مناطق کاهش تنش متوقف گردید و برنامۀ پیمان نظام شروع شد تا مناطق را یکی پی دیگری پس بگیرد و رهبران مخالفین قبلاً بر تسلیمی مناطق و اجرای موقع بر آن‌ها واقع شده بودند، بناءً کار بر انقلاب دشوار گردید و حزب بیم‌دهندۀ آشکار(حزب التحریر) نامۀ سرگشادۀ را به انقلاب تقدیم نمود، آن‌ها را از خطری‌که انقلاب را احاطه کرده است، هشدار داد و راه‌حل مناسبی را به آن‌ها پیشکش نمود تا از هلاکت نجات‌شان دهد. این نامۀ سرگشاده بر همۀ رهبران، شیوخ، متنفذین و فعالین در انقلاب شام تقدیم گردید.

بلی، مردم درعا روزی را که برای قبولی مناطق کاهش تنش به آن‌ها چراغ سبز نشان داده شد، فراموش نمی‌کنند، اگرچه اشتراک در غوطه را نیز شرط گذاشتند و مردم درعا بعد از راه‌حل کاهش تنش انقسام خویش را بر اجتماع به خاطر مبارزه به سبب این کار فراموش نمی‌کنند. مردم درعا از تلاش‌های مردم حوران توسط پول و حمایت برای ایجاد بنیاد محکم را در جهت اتصال آن منطقه فراموش نمی‌کنند؛ چون تنها آن‌ها بودند که  غیر وابسته به دولت‌های دیگر بودند.

مردم حوران از تلاش اردن برای داخل کردن اردوی نظام جنایتکار به منطقۀ را که نافرمانی کرده بودند، از طریق فشار بر فرقۀ بادیه‌نشین فراموش نمی‌کنند که آن را از حوران جدا کرد و آن‌جا پناهگاه امنی برای مجاهدینی‌که نظام به او دست رسی نداشت، بود.

مردم حوران سقوط منطقۀ "بصر" را فراموش نمی‌کنند که در حین جنگ در آن منطقه رهبران مخالفین با نماینده‌گان کشور‌ها در اردن گردآمده و در مورد تسلیمی منطقۀ "بصر الحریر" مناقشه داشتند، اما آن‌ها نمی‌دانستند که در هنگام حضور آنان به اردن، این منطقه سقوط می‌کند.

مردم حوران از اجتماع ده‌ها تن مجاهدینی‌که در خیمه‌های‌شان گردآمده بودند و سلاح‌های‌شان در دست‌شان بودند، فراموش نمی‌کنند، اما آن‌ها منتظر رهبری بودند که تا به ساحۀ جنگ بازگردند که محاصره به آن‌ها رسید؛ اما آن‌ها منتظر شهرهای اطراف‌شان بودند تا مناطق یکی پی دیگری سقوط کرد.

مردم درعا نجواهای اردن را که درمورد مذاکرات همرای روسیه به گوش‌شان خوانده بود، از یاد نمی برند و از دروغ وانمود کرده بود که روسیه بعد از حملۀ ده‌روزه‌اش دیگر امکان بازگشت را ندارد و به این طریق آن‌ها را فریب داد. وقتی‌که نمایندۀ مردم درعا همرای روسیه وارد مذاکره شد، قریه‌ها و شهرهای دیگر رو به مذاکره آورده و ارتش نظام جنایت‌کار وارد شهرها شد. مردم قریه‌های دیگر با خود می‌گفتند: این مردم درعا است که با روسیه-دشمن خود- وارد مذاکره شده‌اند. آیا ما بیشتر از آن‌ها نیستیم؟ بناءً نشست این‌ها سبب نشست دیگران گردیده و پذیرفتن این‌ها به راه‌حل مذاکره باعث پذیرفتن دیگران گردید.

مردم حوران ذوب شدن گروه‌ها و مجاهدین را بعد از مذاکرات از یاد نمی‌برند و هم‌چنین این‌که نظام جنایت‌کار چگونه بعد از قبول مذاکره وارد شهرها گردید، بعد از این‌که توانائی جنگ را از دست داده بود. مردم حوران از یاد نمی‌برند که چگونه صلح‌ننگین و مذاکرات ذلت‌بار بر آنان تحمیل گردید؛ در حالی‌که آن‌ها مشعل این انقلاب بودند.

بلی، مردم حوران این مسایل را از یاد نمی‌برند و امروزه به خوبی می‌دانند که نظام جنایت‌کار به حوران و مردم آن به آنچه تا اکنون رخ داده و رخ خواهد داد، خیانت نموده، دست‌گیری‌ها ادامه داشته و جوانان را به خدمت الزامی گرفته تا هیزوم آتش جنگ در ادلب باشند. اما وضعیت زنده‌گی هیچ تغییر نیامده است؛ بلکه نظام جنایت‌کار در صدد به فقر کشاندن مردم و وارد کردن فشار بالای‌شان هست و تمامی امکانات‌شان را از آن‌ها به غارت برده و آن‌ها را به فروش رسانیده است؛ بلکه افزون بر این از مردم می‌خواهد که خواسته‌های‌شان را بر آورده سازند. اما امروزه یک نوع بیداری در بین جوانان به نظر می‌رسد که اسلحه‌ای در اختیار دارند و عناصر نظام مجرم در اطراف‌شان به حالت خوف و وحشت به سر می‌برند.

اگر مجاهدین دوباره صفوف‌شان را به دور از ارتباط با دولت‌ها تنظیم کنند و در راه الله سبحانه وتعالی به مبارزه بپردازند، در این شکی نیست که طبق وعدۀ الله سبحانه وتعالی نصرت نزدیک است. اگر غفلت‌شان به درازا کشد و پول‌های دیگران آن‌ها را متفرق گرداند، دشمنان‌شان به خود سروسامان داده و خود را قوی می‌گرداند و آن‌ها را تهدید می‌کند.

به مردم حوران یادآوری می‌کنیم که امروز فرصت‌شان هست و اگر نظام دوباره قوت گرفت، دیگر فرصتی ندارند و اگر به انقلاب جدیدی مبادرت ورزند، نظام در حوران به دستان‌شان به هلاکت خواهد رسید و دوباره مشعل انقلاب خواهند شد و مناطق زیادی را در سرزمین شام به دست خواهند گرفت.

ای مردم حوران! از گذشتۀ خود پند گرفته و خود را خالص گردانید، دوباره پیروز نخواهید شد؛ اگر حزب التحریر را به عنوان قیادت سیاسی بپذیرید تا شما را رهنمائی کند و برنامۀ‌شان را برنامۀ انقلاب قرار دهید، در آن هنگام انقلاب دوباره به راه درست‌اش برگشته و به سقوط نظام و تأسیس دولت خلافت برمنهج نبوت برمی‌گردد.

برگرفته از جریدۀ الرایه

نویسنده: انجنیر کامل "حورانی"

ادامه مطلب...

(ترجمه)

دفتر ثبت احوال نفوس ترکیه به تاریخ 15 نومبر2018 م از افزایش 13.2 درصد بیکاری از ماه جولای تا سپتمبر سال جاری خبر داده است. این در حالی است که منابع غیر رسمی گفته اند که این آمار از مرز 18 درصد گذشته است. میزان بیکاری در بخش زراعت به 20 درصد افزایش یافته و میزان بیکارانی‌که از دانشگاه‌ها فارغ گردیده اند، به 12.2 درصد رسیده است. این آمار در مورد کسانی گفته شده که در دفتر کار مراجعه کرده و به صورت رسمی ثبت گردیده اند، اما میزانی‌که مراکز ثبت احوال نفوس ترکیه یاد کرده، علاوه از اشخاصی‌که به دفتر کار مراجعه کردند و شامل این آمار گردیدند، بیشتر از 2.5 میلیون تن می‌شوند.

خبرگزاری "مودیز" به تاریخ 9 نومبر 2018م گفته است: جهانی از درد و رنج در انتظار ترکیه است؛ چنانچه در آمد ناخالص ملی این کشور به 2 درصد در سال آینده کاهش خواهد یافت و به گمان اغلب که افزایش تورم و افزایش نیاز شدید برای قرضه گرفتن و کم شدن میزان قرضه‌دهی بانک‌ها از مواد خریدنی برای فامیل‌ها و مصرف ویژه پائین خواهد آمد. صندوق بین‌المللی پول گفته، رشد اقتصادی ترکیه در جریان سال 2018م  از 3.5 درصد به 4 درصد کاهش یافته و به زودی نتیجۀ لیرۀ ضعیف و بلند رفتن قرض گرفتن بالای مصارف تأثیر خواهد گذاشت.

به تاریخ 10 اگست 2018م از افت لیره خبرداده شده و بعد از ین‌که 21 درصد قیمت لیره کاهش یافته بود، در این اواخر از آغاز سال جاری به 14 درصد دیگر نیز کاهش یافته است؛ پس ارزش سقوط لیره مجموعاً به 35 درصد می‌رسد.

گفته شده که به تاریخ 13 سپتمبر 2018م که میزان عواید سودی بانک مرکزی ترکیه طی یک هفته از 17.75 درصد به 24 درصد افزایش یافته است و هدف از افزایش عواید این است که با کاهش یافتن قیمت لیره سرمایه‌گذاران پول‌شان را به بانک‌ها گذاشتند تا از طریق بانک‌ها پول‌شان سود بیشتری به دست آورد و به این شکل 24 درصد عواید سودی بانک افزایش یافته است. بناءً پول‌ها در ترکیه سرازیر بانک‌ها گردیده تا از سقوط ارزش لیره جلوگیری کند؛ اما این جلوگیری موقتی است؛ نه دائمی؛ پس لیره خودش باعث ضعف اقتصاد ترکیه گردیده است.

اما زمانی‌که ما از بیکاری این چنینی صحبت کردیم، معنی‌اش این است که آمار بیکاری هنوز بیشتر می‌شود، زیرا دیگر کم اشخاصی پیدا خواهد شد تا از بانک‌ها قرضه بگیرند و بالای پروژه‌ها به مصرف برسانند. در نتیجه اصحاب پروژۀ دیگر به کارهای جدید اقدام نکرده و کارهای پروژه‌ای‌شان توقف می‌کند و نتیجتاً زمینۀ اشتغال‌زائی، خرید و فروش افت خواهد کرد، زیرا دیگر پول وجود ندارد تا زمینۀ اشتغال‌زائی و کار به میان آید و تجار مجبور اند که تعداد کارگران و مصارف‌شان را کاهش دهند.

هم‌چنان بخش املاک ترکیه نیمه از کار افتاده و کارهای ساختمانی، خرید و فروش خانه‌ها در حدود 70 درصد توقف کرده است و در این مقطع زمانی، بسیاری از پروژهای ساختمان‌سازی خوابیده و اصحاب پروژها مجبور شدند تا خانه‌های مسکونی را کمتر از آنچه به مصرف رساندند، به فروش برسانند و تا هنوز هم تورم بازار فروش خانه وجود داشته و در حدود دو میلیون خانه است که صاحبان‌شان انتظار فروش را دارند، در حالی‌که بخش املاک، بخش بزرگی از اقتصاد ترکیه را تشکیل داده و همین بخش بود که تا اکنون می‌توانست میلیون‌ها تن را مشغول سازد. برهم خوردن بازار املاک ترکیه شباهت کاملی به بازار املاک امریکا دارد که در سال 2008م بحران‌های مالی بزرگی را در امریکا به وجود آورد و ما از سال‌های متمادی است که مردم ترکیه را از این حالت هشدار داده بودیم که به این مسئله توجه داشته باشند و اکنون همان ناهنجاری بازار املاک ناگهان انفجار کرد.

پس از این‌که این بخش اقتصادی به‌دلیل کم بودن سود در سال‌های اخیر رشد کرده بود، دولت این بخش اقتصادی را بیشتر رشد داد، خرید و فروش و اشتغال‌زائی در این بخش به‌خاطر کاهش بیکاری افزایش یافته بود و همین بخش بود که مردم را نسبت به اردوغان خوشبین ساخته و بسیاری از مردم را فریب داد.

هدف دیگر از میزان افزایش سود توقف تورم 17 درصدی است که ترکیه می‌خواست به 5 درصد کاهش یابد تا ترکیه به معیارهای اروپائی برابر و در اتحادیۀ اروپا داخل شود که در این میدان نیز به شکست مواجه شد.

بانک‌مرکزی ترکیه به تاریخ 31  اکتوبر 2018م به دوام بحران تورم اقتصادی این کشور اعتراف و "مراد تشتین قایا" رئیس این بانک در جریان  بیانه‌اش به مناسبت چهارمین نشست تورم اقتصادی در این سال گفت: «انتظار می‌رود که نسبت تورم اقتصادی ترکیه تا اخیر سال جاری به 23.4 درصد برسد تا که سطح این درصدی از تورم اقتصادی به سطح تورم اقتصادی حکومت اجاوید در سال 2002م برابر گردد و اگر امریکا از اردوغان حمایت نمی‌کرد، از دیر وقت‌ها قبل، حکومت اردوغان سقوط می‌نمود.

مشکل اقتصادی ترکیه بسیار جدی است، هم‌چنان قروض این کشور یکی از عوامل تورم اقتصادی است. وزارت خارجۀ خزانۀ ترکیه به تاریخ 29 جون 2018م اعلان کرد که قروض ترکیه به طور میانگین به 466.67 دالر امریکائی می‌رسد و "جی‌بی‌مورگون" امریکائی مقدار دیون تعجیل الپرداخت ترکیه را تا ماه جولای 2019م به مقدار 179 میلیارد دالر برآورد نموده است و هم‌چنان ترکیه از ناحیۀ رکود تجارت به 85 میلیارد دالر می‌رسد. وزارت مالیۀ ترکیه به تاریخ 15 نومبر 2018م اعلان کرد که میزان ضعف بودیجه به 5.4 میلیارد لیره رسیده که این عدد معادل یک میلیارد دالر امریکا می‌شود.

بعد از آن‌که ترکیه کشیش امریکائی را برای دولت امریکا تسلیم داد، امریکا تعزیرات اقتصادی را از ترکیه به حمایت از اردوغان برداشته؛ در حالی‌که قبلاً ترکیه گفته بود که این کشیش را هرگز تسلیم نمی‌دهد، اما وقتی‌که بادارش، "ترامپ" به آن دستور داد، در برابر دستور امریکا سکوت اختیار کرد.

در حقیقت رفتار اردوغان مانند رفتار کسی است که در ابتدا غرور دارد و طرف مقابل را تهدید و حرف‌های بزرگ‌تر از توانش را می‌زند؛ اما زمانی‌که متوجه خطری می‌شود، از موقف‌اش عقب‌نشینی می‌کند. اردوغان در محیطی تربیت یافته که مشهور به چنین اعمالی است و همین محیط بالای سلوک‌اش تأثیر گذاشته که در تمام مسایل هویدا است؛ چنانچه اردوغان گفته است: «دیگر ما به‌هیچ کس اجازه نمی‌دهیم؛ اما در میدان عمل خلاف گفته‌اش عمل نموده است. دشمنان اسلام و مسلمین(روسیه و نظام سوریه) توانستند که بر حلب، غوطه و دیگر مناطق سوریه دست یابند؛ اما ترکیه که ضامن کاهش تنش‌ها بود، از آنچه روسیه و نظام سوریه انجام داد، چشم‌پوشی کرد؛ چیزی‌که این دو نظام به آن پایبند نمانده اند؛ اما کسانی‌که زیر تأثیر اردوغان بود، خیانت را مرتکب شده و سناریوی ادلب را دوباره تکرار کردند؛ سناریویی‌که طبق توافقنامۀ نامیمون اردوغان و دوست‌اش "پوتین" اتفاق افتاده است.

پس مشکل ترکیه مانند سایر کشورها ناشی از نظام سرمایه‌داری است که باعث ایجاد این مشکلات گردیده و سبب شده که در نزد امریکا و دیگر قدرت‌های دنیا سر خم کنند. وقتی نظام اسلام تطبیق گردد، پول به طلا و نقره بوده قیمت آن پائین نمی‌آید و به حالت خود ثابت می‌ماند؛ آن زمان است که سرمایه‌داران از پروژهای مالی و اقتصادی‌شان ترسی نداشته، زمینۀ کار و اشتغال‌زائی فراهم گردیده و بیکاری، از بین می‌رود و نرخ اسعار ثابت و تورم پولی به وجود نمی‌آید؛ قروض به وجود نیامده و رباخوری در این نظام حرام است. در نظام اسلام دولت مجبور نیست که دالر خریداری کند تا قروض خارجی خود را پرداخت کند؛ چون پول نظام اسلام نیاز به پشتوانۀ دالری ندارد، لذا ازبین بردن نظام سرمایه‌داری ظالم ترکیه و برپا نمودن نظام اسلامی در قالب دولت خلافت راشده برمنهج نبوت یک ضرورت و امر مبرم است.

برگرفته از جریدۀ الرایه

نویسنده: اسعد "منصور"

 

ادامه مطلب...

قانون انتخابات سال ۲۰۱۸م از باطل حمایت نموده و با اسلام ستیزه می‌کند

  • نشر شده در سودان

(ترجمه)

در میان تکبیرها و شعارهایی چون: "این از الله است... این از الله است"، پارلمان سودان به روز چهاشنبه، ۲۱ نومبر ۲۰۱۸م، قانون انتخابات ۲۰۱۸م را که برای بیشتر از پنج ماه در حاشیۀ پارلمان قرار داشت، سرانجام با اکثریت ۴۳۰ عضو و کناره‌گیری ۷۱ عضوی‌که از حدود ۳۴ حزب سیاسی نماینده‌گی می‌کردند، به تصویب رساند.

این قانون تصریح می‌کند که مدت رأی‌دهی برای انتخاب رئیس جمهور، والیان، مجلس مقننۀ ملی، مجلس مقننۀ ایالتی و مجلس‌های محلی سه روز است، و این‌که باید تعداد اعضای پارلمان ۳۸۰ نماینده و مجلس مقننۀ ایالتی ۴۸ عضو داشته باشد، به‌جز ایالت‌های خرطوم و جزیره که ۸۴ عضو خواهد داشت.

حزب‌التحریر-ولایه سودان به چند مورد در ارتباط به این قانون اشاره می‌کند:

- انتخاب رئیس جمهور-مسلمان یا غیرمسلمان، مرد یا زن- کسی‌که غیر نظام اسلام و حدود آن را اجرا می‌کند، به اساس تابعیت برای دست‌یابی به اصل حاکمیت مردم، بر اساس شریعت حرام است؛ چون اسلام مسلمانان را در انتخاب خلیفه مکلف کرده‌است که مرد باشد، مسلمان باشد و تمام پیش‌شرط‌های دیگر را تکمیل کرده‌ باشد، قانون اسلام را اجرا کند و امور مردم را با احکام پروردگار جهان اداره کند.

- انتخاب والیان توسط مردم آن ولایت به معنی قدرت‌طلبی والیان به صورت خودگردان می‌باشد؛ طوری‌که رهبر حکومت آن‌ها را برکنار کرده نمی‌تواند، بلکه آنان توسط مجلس مقننه-که از مردم آن ولایت نماینده‌گی می‌کند- برکنار می‌شوند. فلهذا این امری‌ست که در مغایرت با اسلام قرار دارد؛ چون خلیفۀ مسلمانان تنها کسی است که والیان را منصوب و برکنار می‌کند، همان‌گونه که رسول الله ﷺ این کار را انجام دادند. او ﷺ معاذ را والی الجناد، زیاد بن لبید را والی حضرموت و ابوموسی الاشعری را والی زَبید و عدن تعیین کردند. او صلی ﷺ تنها کسی بودند که العلا بن الحضرمی، عامل‌شان در بحرین و معاذ بن جبل را از یمن برکنار کردند. برعلاوه، وجود حکام خودمختار جدا از دولت مرکزی، ذهنیت جدایی ولایات و خروج‌شان را از سلطۀ دولت ایجاد می‌کند و این همان چیزی است که قرار است در این نظام به اصطلاح فدرال تدوین شود.

- انتخاب اعضای پارلمان، مجلس مقننه و شوراهای محلی به منظور وضع احکام و قوانین توسط رأی اکثریت، بر اساس طریقه و روش غرب کافر صورت می‌گیرد، قسمی‌که دولت هرطوری بخواهد، انجام دهد و مقدسات مردم را نادیده بگیرد. این واقعیت با اسلام سری ستیز دارد؛ چون وضع قوانین از وحی الهی، یعنی قرآن و سنت و آن‌چه توسط اجتهاد مجتهدین و تبنیات خلیفۀ مسلمین با قوت دلیل از قرآن و سنت تأیید شده‌است، صورت می‌گیرد.

حقیقت قانون انتخابات ۲۰۱۸م این است که با اسلام در تناقض قرار دارد؛ چون این قانون از همان وضعیت کاذبی حمایت می‌کند که ما را به این‌جا رسانده‌است. این قانون هیچ چیز را تغییر نمی‌دهد و در عین‌حال، وسیله‌ای‌ست که توسط حکام و هم‌آوازان ذی‌نفع‌شان از آن برای ادامۀ کار با طرز فکر غلط در کرسی‌های حکومت استفاده می‌شود.

از این‌رو، تغییر اساسیی‌که الله سبحانه‌و‌تعالی ما را بدان مکلف کرده‌است، همانا چیزی است که ما را به طرز زنده‌گی اسلامی برمی‌گرداند، جایی‌که مسلمانان خلیفه را تعیین و به منظور تطبیق حدود اسلام و حمل اسلام، هم‌چون یک پیام خیر و رحمت به جهان، با او بیعت شرعی می‌کنند. بناءً برای این هدف باید تمام مسلمانان دست به دست هم دهند و برای این هدف باید تمام قدرت‌مندان و متنفذین پیروزی(نصرت) را به حزب‌التحریر بدهند تا با تأسیس خلافت راشدۀ ثانی برمنهج نبوت طرز زنده‌گی اسلامی از سر گرفته شود و ان شاء الله این امر بزودی محقق خواهد شد.

حزب‌التحریر-ولایه سودان

ادامه مطلب...

دعوت-اشتراک در مجلس مسائلی مربوط به امت

  • نشر شده در سودان

            (ترجمه)          

حزب التحریر-ولایه سودان از تمام برادران، سیاست‌مداران، رسانه‌ها و آن‌هایی‌که در امور مربوط به امت نگران هستند، به خاطر حضور‌داشت در مجلس ماهانه‌ای مسائلی مربوط به امت  تحت عنوان " عادی‌سازی روابط با دولت یهود؛ بین تکذیب و شواهد حقیقی حکومت"  دعوت به عمل آورد.

سخنگویان:

1.  داکتر محمد علی الجزولی: هماهنگ کنندۀ عمومی امور یک امت واحد.

2.  استاد محمد جامع ابوأیمن: همکار سخنگوی رسمی حزب التحریر-ولایه سودان و با اشتراک جمعی از گروپ سیاسیون و مفکرین.

مکان: دفتر مطبوعاتی حزب التحریر-ولایه سودان، شرق خرطوم، غرب چهارراهی سرک مک نمر ۲۱ اکتوبر

زمان: شنبه، 30 ربیع الاول۱۴۴۰هـ.ق مطابق به ۸ دسمبر ۲۰۱۸م ساعت ۱۱ قبل از ظهر.

اشتراک شما در این محفل بزرگ، اظهار نمودن نگرانی‌تان در مورد موضوعات امت واحد است.

ابراهیم عثمان(ابوخلیل)

سخنگوی رسمی حزب التحریر-ولایه سودان

ادامه مطلب...

اجر و پاداش مجتهد(قاضی)

(ترجمه)

از عمرو ابن العاص رضی الله عنه رویت است که گفت: رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود:

«إِذَا حَكَمَ الحَاكِمُ فَاجْتَهَدَ ثُمَّ أَصَابَ فَلَهُ أَجْرَانِ، وَإِذَا حَكَمَ فَاجْتَهَدَ ثُمَّ أَخْطَأَ فَلَهُ أَجْرٌ»

(رواه بخاری)

ترجمه: اگر حاكم(قاضی) در کدام مسئله حکم صادر نمود، بعد اجتهاد كرد و به حق رسيد، برايش دو اجر داده می‌شود و اگر حکم کرد و بعد اجتهاد نمود و به خطا رفت، برايش يك اجر داده می‌شود.

توضیح حدیث:

علماء در شرح این حدیث گفته‌اند: کسی‌که اهل علم نباشد، حکم کردن وی درست نیست، اگر بدون علم حکم کند، علاوه بر این‌که برایش اجری نیست؛ حتی گنهگار می‌شود و حکمش هم نافذ نمی‌باشد؛ چه موافق به حق باشد یا نباشد؛ زیرا اصابت آن صادر شده از اصل شرعی نبوده؛ بلکه اتفاقی می‌باشد؛ لذا این چنین شخص در تمام احکامش گنهار است؛ چه موافق به صواب باشد یا نباشد و همه حکمش مردود بوده و هیچ عذری برایش قابل قبول نیست.

امام نووی رحمه الله گفته است: علماء گفته اند: اجماع مسلمین بر این است که این حدیث در مورد حاکمی است که به حکم خود عالم باشد؛ لذا اگر به حق حکم کرده است، برایش دو اجر است: یک اجر در بدل اجتهادش و اجر دیگری در بدل این‌که به حق رسیده است؛ اگر به خطا رفته باشد، بازهم به خاطر اجتهادش یک اجر داده می‌شود؛ چنان‌چه در سنن ابی داود آمده است:

«الْقُضَاةُ ثَلاَثَةٌ وَاحِدٌ فِى الْجَنَّةِ وَاثْنَانِ فِى النَّارِ فَأَمَّا الَّذِى فِى الْجَنَّةِ فَرَجُلٌ عَرَفَ الْحَقَّ فَقَضَى بِهِ وَرَجُلٌ عَرَفَ الْحَقَّ فَجَارَ فِى الْحُكْمِ فَهُوَ فِى النَّارِ وَرَجُلٌ قَضَى لِلنَّاسِ عَلَى جَهْلٍ فَهُوَ فِى النَّارِ»

ترجمه: قاضيان سه گروه اند: يک گروه آن به بهشت می‌رود و دوگروه اهل دوزخ اند. گروه اهل بهشت کسانی اند که حق را می‌شناسند و بدان حکم می‌کنند. دوم: کسی‌که حق را می‌شناسد و در حکم از آن انحراف می‌کند، او اهل دوزخ است. سوم: کسی‌که برای مردم قضاوت می‌کند و نادان است، او نيز اهل دوزخ است.

اجتهاد در لغت نهائی شدن وسع و توان انسان در تحقیق است؛ امری از اموری‌که مستلزم تکلفیت و مشقت باشد؛ اما در اصطلاح اصولین مخصوص نهائی شدن وسع و توان در طلب ظن به چیزی از احکام شرعی به شکلی است که از مزید تلاش بر آن در نفس خود احساس عجز نماید و اجتهاد بر مسلمانان به حکم فرض کفائی می‌باشد.

با استفاده از این حدیث چند مسئله فهمیده می‌شود:

اول: واجب است که حاکم(قاضی) عالم باشد و اهلیت حکم و اجتهاد را داشته باشد؛ به خاطر تکمیل بودن این دو شرط، دو شرط دیگری واجب است که آن‌ها تکمیل بودن فهم معارف لغوی و معارف شرعی است، در غیر آن حاکم به خاطر حکم کردنش بدون علم گنهکار می‌باشد.

دوم: در چیزی‌که نص شرعی قطعی الدلاله وارد شده باشد، اجتهاد درست نمی‌باشد؛ مانند تحریم سود، زنا، قتل و... بلکه اجتهاد در نصوص شرعی، که مجمل یا ظنی باشد، درست است؛ مانند حکم لمس زن و حکم استنساخ وغیره.

سوم: اصدار حکم قبل از اجتهاد جواز ندارد؛ لذا قرار صادر کردن در یک مسئله و بعد بحث پیرامون نصوص شرعی در آن مورد، کار ناجائز می‌باشد؛ زیرا انتخاب دلیل بر آن‌چه که قبلاً قرار اتخاذ گردیده است، اصلاً بی‌جا است؛ بلکه اول فهم مسئله واقع و بعد شناخت نص شرعی در آن مورد لازم است تا حکم الله سبحانه وتعالی را در آن مسئله دریابیم.

والسـلام علی من تبع الهدی

ادامه مطلب...

(ترجمه)

تهاجم مکارانۀ تمدن غربی در سرزمین‌های اسلامی، زندگی خانوادگی ما را مختلطی از ارزش‌های متضاد گردانیده است. این اختلاط ارزش‌ها تربیه و پرورش فرزندان ما را دچار اضطراب ساخته است، فرزندان ما در میان ارزش‌های اسلامی-که از تربیۀ فامیلی خود گرفته اند و مفاهیم سیکولریی‌ را که فضای حاکم بر آن‌ها تحمیل می‌کند- زندگی خویش را به حالت تردد و دودلگی سپری می‌کنند.

فرزندان ما زیر چتر قوانین سرمایه‌داری با دوشخصیت متضاد مسیر رشد و نموی خویش را می‌پیمایند. تربیۀ اسلامی اکثریت آن‌ها بگونه‌ای می‌باشد که به احکام اسلام من‌حیث یک دسته از عادات و تقالیدی نگاه می‌کنند که از پدران خود به ارث برده اند. پدر و مادرها عقیدۀ اسلامی را در فرزندان خود نهادینه نمی‌سازند و مبتنی‌بر دلایل قوی قناعت عقلی فرزندان خود را حاصل نمی‌کنند؛ طوری‌که عقیدۀ اسلامی برای آن‌ها تبدیل به قاعدۀ فکریی‌شود که اساس و مرکز تمام مفاهیم‌شان باشد؛ قاعده‌ای‌که تمام عملکردهای‌شان را زیر پوشش خود قرار داده و فانوسی‌ برای سعادت وخوشبختی‌شان باشد.

 فرزندان ما طوری تربیه می‌شوند که کاملاً به کمبودی مفاهیم درست دین خود مواجه می‌باشند و متأسفانه اسلام و احکام آن را عامل تمام ناهنجاری‌ها و مشکلات سر‌ راه زندگی شرافت‌مندانه‌ای خود می‌بینند و در عوض این‌که ارزش‌های اسلامی را مایۀ افتخار بدانند، مایه‌ای خجالت و حقارت خود می‌دانند.

خطای فاحش و خطیری‌که پدرها و مادرها در تربیۀ فرزندان خود مرتکب می‌شوند، این است که بدون در نظرداشت ایجاد قاعدۀ فکری در آن‌ها، به تربیۀشان می‌پردازند. پدرها و مادرها قاعدۀ فکریی را در فرزندان ایجاد نمی‌کنند که زیربنای‌تمام افکار آن‌ها باشد و هدف زندگی را برای‌شان تعیین و جهان بینی‌شان را مشخص نمایند تا این‌که شخصیت‌های اسلامی قوی و راسخی‌تربیه شوند؛ شخصیت‌هایی‌که مستحکم و سربلند و با افتخار به مفاهیم ناب اسلامی خویش در برابر تهاجم فرهنگ تاریک غربی ‌بایستند و با یقین کامل در مسیر خود قدم بگذارند.

فرزندان ما از بهترین امتی می‌باشند که پیام‌آور هدایت و نجات بشریت بوده و ضامن خیر و صلاح‌شان می‌باشد. فرزندان ما هرگز بدون اسلام و مفاهیم اسلامی عزت‌یاب نمی‌شوند، احکام اسلامی‌ باعث رشد و بیداری و هوشیاری آن‌ها شده و مسیر زندگی را برای‌شان مشخص می‌کند.

فرزندان ما در برابر تهاجم وحشیانه‌ای قرار دارند که کفار غربی‌ به وسیلۀ ‌تمدن فاسدش علیه‌شان راه‌اندازی نموده است تا آنان را از دین و مفاهیم‌شان منحرف سازند. غرب از هرگونه وسیله‌ای استفاده می‌کند تا فرزندان ما را از زیربنا برهم زده و قدم در راهی بگذارند که غرب در آن راه قدم می‌گذارد. غرب از هرطرف بر فرزندان ما حمله‌ورشده است؛ به وسیلۀ مفاهیم سیکولری متعفن‌اش نظام تعلیمی را فاسد ساخته است، پروسه‌ای فکری فرزندان ما را مخشوش ساخته، فحشاء را در میان‌شان عام نموده است، رسانه‌ها را با انواع متفاوت آن در خدمت اهداف پلید خود گرفته و بدین وسیله مفاهیم فرزندان ما را مختلط ساخته است، تاجایی‌که امروزه ما شاهد سرگردانی‌کامل فرزندان خویش می‌باشیم و می‌بینیم که نمی‌توانند طریقۀ زندگی شرافت‌مندانه را بشناسند؛ زندگیی را که در آن احساس راحتی، امنیت و آرامش نمایند.

فرزندان ما را جریان سیکولریزم در میان امواج خروشان و خطرناک خود قرارداده است؛ اما با این حال هم فرزندان ما بدلیل ترس از این‌که مبادا زیان کرده و رضایت پروردگارشان را از دست دهند، تلاش می‌کنند که به احکام دین خود چنگ زنند؛ چون پدران‌شان آن‌ها را چنین تربیه نموده است و همان‌گونه از طرفی با فضایی مبارزه می‌کنند که آن‌ها را از دین‌شان بازداشته و به سمت زندگی حیوانی-که لجام غرائز را  رها کرده است- می‌کشاند.  

اما این جنگ خانمان‌سوزی‌که فرزندان ما را هدف قرار داده است، می‌طلبد که پدر و مادرها در برابر این تهاجم وحشیانه و توطئه‌هایش به دفاع از فرزندان و جگرگوشه‌های‌شان برخیزند. پدر و مادرها  در راستای تربیۀ فرزندان خود برمبنای اساسات متین و قوی‌که در اذهان‌شان درایت و اعتماد کامل را بر حقانیت اسلام ایجاد کند، باید تلاش‌های‌شان را چند برابر کنند تا فرزندان‌شان بر این اطمینان کامل پیدا کنند که اسلام تنها طوق نجات‌شان بوده و تنها راه کامیابی‌شان رضایت الله سبحانه می‌باشد و در نتیجه احساس آرامش و امنیت کرده و زندگی خویش را در چنگ‌زدن  به اسلام و احکام آن سپری‌ کنند. جوانان تلاش کنند تا صاحب شخصیت‌های اسلامی‌شوند که همواره در یاری این دین و اعلای‌ کلمة الله قرارداشته باشند.

بلی، اگر خواسته باشید میوه‌ای را بدست آورید، باید زحمت نهال آن را کشیده باشید؛ تمام نیاز‌های آن نبات را برآورده و ضرر را از آن دفع کرده باشید؛ چون تنها زمین اصلاح‌شده برای زراعت و میوه دادن کافی نیس.! واقعیت فرزندان ما همین‌گونه می‌باشد: علی‌الرغم تلاش ما برای رشد و نموی آن‌ها بر اساس ارزش‌های اسلامی، لازم است که آن‌ها را در زمینه همکاری‌کرده و حمایت‌شان کنیم، خطراتی‌که اصلاح‌شان را تهدید کرده و آن‌ها را از مفاهیم والای‌شان منحرف می سازند، از آن‌ها دور سازیم. پدرها و مادرها باید در برابر حملات غربی‌سازیی‌که علیه فرزندان‌شان راه‌اندازی شده اند، سپر قرار گیرند تا این حملات فرزندان‌شان را از امور زندگی‌شان و از مکلفیتی‌که در راستای‌تغییر این فضای فاسد دارند، غافل نسازند.

خانواده‌ها و فامیل‌ها باید به تربیه و رشد سالم فرزندان خویش اهمیت زیادی قایل شوند و باید مفاهیم اسلامی را در اذهان فرزندان خود غرس و آن‌ها را آبیاری نمایند تا بدین وسیله اعتماد به نفس و افتخار به دین را برای فرزندان خود به ارمغان آورده باشند. پدرها و مادرها باید سیرت پیامبر‌شان و ارزش‌های نهفته در سیرت را برای‌شان بیاموزانند تا فرزندان آن‌هاشان رسول الله صلی الله علیه وسلم و شهامت‌ها و رادمردی‌های صحابه و اعمالی را که باعث قوت و عزت صحابه شده بودند، مقتدای خود قراردهند. پدرها و مادرها باید در شخصیت فرزندان‌شان این را نهادینه سازند که زندگی اسلامی مبتنی ‌بر ارزش‌های اسلامی طوق نجات و تنها راه کامیابی‌شان می‌باشد و بس. ارزشی مانند:

﴿رَبِّ اغْفِرْ لِي وَلِوَالِدَيَّ وَلِمَنْ دَخَلَ بَيْتِيَ مُؤْمِناً وَلِلْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَلَا تَزِدِ الظَّالِمِينَ إِلَّا تَبَاراً﴾

[نوح: 28]

ترجمه: پروردگارا! مرا و پدر و مادرم و تمام کسانی را که با ایمان وارد خانۀ من شدند و جمیع مردان و زنان باایمان را بیامرز و ظالمان را جز هلاکت میفزا!

 هر مسلمان باید تنها به ثقافت و مفاهیم اسلامی پناه آورد؛ زیرا از آن‌چه را که شریعت پروردگار با خود همراه دارد، مفاهیم برتر و شایسته‌تری را کسی سراغ نخواهی داشت. الله سبحانه وتعالی بر مسلمانان عمل را بر اساس اسلام و همان‌طور حمل اسلام و دعوت به سوی آن را حتمی گردانیده است؛ چنانچه تنها به فکر خود بودن و فراموش کردن دیگران را رد و ناپسند دانسته است، رسول الله صلی الله علیه وسلم می‌فرماید:

«لَا يُؤْمِنُ أَحَدُكُمْ حَتَّى يُحِبَّ لِأَخِيهِ مَا يُحِبُّ لِنَفْسِهِ»

(صحیح بخاری)

ترجمه: هیچ یک از شما مؤمن واقعی نخواهد بود تا آن‌که آن‌چه را برای خود دوست می‌دارد و می‌پسندد، برای برادر خویش نیز دوست داشته باشد.

کسی‌که اسلام را شناخت، بر او لازم است که خانه و بیرون خانۀ خود را در قید اسلام در آورد. اسلام دین همگانی می‌باشد و در آن کلمۀ من تنها، جای ندارد. اسلام دینی است که انسان را دلسوز و دوست دیگران می‌گرداند، انسان را با انسان‌های دیگر درآمیخته تا بر اساس احکام دینش با آن‌ها تعامل نموده، خود و دیگران را از آتش نجات و باهم رضایت پروردگارشان را بدست آورده و وارد جنت شوند. بدین شکل توسط اسلام، جامعه را زندگی شرافت‌مندانه فرامی‌گیرد؛ زندگیی‌که اساس آن را اسلام بنا کرده و اضطراب و تناقض را از فرزندان ما دور می‌کند؛ اضطراب و تناقضی‌که از زندگی نمودن زیر سایۀ نظام‌های سرمایه‌داری عاید حال‌شان شده است؛ نظام‌های ظالمی‌که همواره در تلاش دور ساختن دین از حیات ما می‌باشد؛ حالآن‌که چگونه امکان دارد یک مسلمان بدور از رضایت پروردگارش زندگی‌کند. 

﴿رَبِّ اغْفِرْ لِي وَلِوَالِدَيَّ وَلِمَنْ دَخَلَ بَيْتِيَ مُؤْمِناً وَلِلْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَلَا تَزِدِ الظَّالِمِينَ إِلَّا تَبَاراً

[نوح: 28]

ترجمه: پروردگارا! مرا و پدر و مادرم و تمام کسانی را که با ایمان وارد خانۀ من شدند و جمیع مردان و زنان باایمان را پیامبرز و ظالمان را جز هلاکت میفزا!

از زمان سقوط دولت اسلامی و عدم تطبیق احکام پروردگار در میان امت، تا کنون فرزندان این امت در دیار کفر سفرکرده، سیاست‌ها و قوانین وضعی‌ کفار را که تمام ابعاد زندگی را در برگرفته است، به سرزمین‌های اسلامی آورده و در میان امت تطبیق می‌کنند. مسلمانان بر اساس مفاهیم کفری، که دامن هرفرد، خانواده و جامعه‌ای را گرفته است، زندگی خویش را به پیش می‌برند؛ مفاهیمی‌که اساس آن را منفعت بنا نهاده است. فرزندان، پدران و مادران‌شان را در ایام کهولت سن ‌ترک می‌کنند. دختران جوان با مادران‌شان پرخاشگری ‌کرده آنان را متهم به عقب‌ماندگی و غیر‌عصری‌ بودن می‌کنند.

رنجی را که پدرها و مادرهای امروزه از نافرمانی فرزندان خود تحمل می‌کنند، جای ‌تأسف دارد؛ از فرزندانی‌که اذهان‌شان پر از مفاهیم غربی ‌بوده و ارزش‌های دینی‌شان در هم ریخته و زیر ابرهای سیاه تمدن فاسد و مفسد غرب فرورفته است، تا جایی‌که قضیۀ آخرت را فراموش کرده و از اجر بزرگی‌که معاملۀ نیک‌رفتاری با پدرها و مادرهای خویش بدست می آورند، غافل مانده‌اند. رسول الله صلی الله علیه وسلم می‌فرمایند:

«رَغِمَ أَنْفُهُ ثُمَّ رَغِمَ أَنْفُهُ ثُمَّ رَغِمَ أَنْفُهُ». قِيلَ: مَنْ يَا رَسُولَ اللَّهِ؟ قَالَ: «مَنْ أَدْرَكَ وَالِدَيْهِ عِنْدَ الْكِبَرِ أَحَدَهُمَا أَوْ كِلَيْهِمَا ثُمَّ لَمْ يَدْخُلْ الْجَنَّةَ»

(رواه مسلم)

ترجمه: بینی‌اش خاک‌آلود باد! بینی‌اش خاک‌آلود باد! پرسیدند: بینی چه کسی خاک‌آلود باد یا رسول الله؟ فرمود: کسی‌که پدر یا مادر یا هر دو آ‌ن‌ها را در پیری دریابد و با نیکی به آن‌ها وارد بهشت نشود.

منکرات در میان صفوف فرزندان امت اسلامی عام شده است، شراب، مواد مخدر، قمار، زنا و کار‌های خلاف عادی ‌شده است. بلی، به تشویق قوانین نظام سرمایه‌داری و آزادی‌هایی‌که در هر مناسبت شعارهای ‌باطل آن سرداده می‌شود، این یک امر حتمی می‌باشد؛ چون غرب واقعاً برای انحراف مسلمان از دین و ذوب ساختن‌شان در مفاهیم سیکولری و دور نگهداشتن پدرها و مادرها از تربیۀ اسلامی فرزندان‌شان واقعاً کمر بسته است؛ از تربیۀ پاکیزه‌ای ‌با پاکیزگی و صفای مفاهیم ناب اسلامی.

اسلام مملو از مفاهیم عالی و روابط مستحکمی می‌باشد که مبتنی بر دوستی، احترام، اعتماد، توجه و اهتمام و دادوستد بین پدرها و مادرها و فرزندان‌شان، افراد خانواده را باهم مرتبط می سازد. این چیزی است که جامعۀ اسلامی را وادار می‌کند که این خیر و خوبی را به جامعه‌های دیگر هم انتقال داده تا همه‌گی از این رحمت الله سبحانه مستفید و زندگی ‌با آرمشی را سپری‌کنند؛ رحمتی‌که الله سبحانه وتعالی پیامبرش را با آن فرستاده است.

الله سبحانه وتعالی از دوستی، عطوفت و رأفت و مهربانیی‌که در قلب هر پدر و مادر مسلمانی ارزانی داشته و پدره و مادرها به طور طبیعی ‌برای‌ تربیۀ مناسب فرزندان خود حداقل تلاش خود را انجام می‌دهند، آن‌ها را در مسیری قرار می‌دهند که پروردگارشان از آن‌ها راضی ‌بوده و از جمله فعالان جامعۀ خود باشند. الله سبحانه وتعالی فرزندان را به طاعت از پدرها و مادرها و نیکی ‌برای آن‌ها، احترام به آن‌ها و عطوفت برای آن‌ها فراخوانده است. چنانچه می‌فرماید:

﴿وَقَضَى رَبُّكَ أَلاَّ تَعْبُدُواْ إِلاَّ إِيَّاهُ وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا إِمَّا يَبْلُغَنَّ عِندَكَ الْكِبَرَ أَحَدُهُمَا أَوْ كِلاَهُمَا فَلاَ تَقُل لَّهُمَآ أُفٍّ وَلاَ تَنْهَرْهُمَا وَقُل لَّهُمَا قَوْلاً كَرِيمًا  وَاخْفِضْ لَهُمَا جَنَاحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ وَقُل رَّبِّ ارْحَمْهُمَا كَمَا رَبَّيَانِي صَغِيرًا﴾

[اسراء: 23-24]

ترجمه: و پروردگارت فرمان داده که جز او را نپرستید! و به پدر و مادر نیکی‌کنید! هرگاه یکی از آن دو یا هر دوی آن‌ها نزد تو به سن پیری رسند، کم‌ترین اهانتی به آن‌ها روا مدار و بر آن‌ها فریاد مزن و گفتار لطیف و سنجیده و بزرگوارانه به آن‌ها بگو و بال‌های‌تواضع خویش را از محبّت و لطف در برابر آنان فرود آر و بگو: پروردگارا! آن‌هارا همان‌گونه که مرا در کودکی ‌تربیت کردند، مشمول رحمت خود قرار ده!

زمانی‌که بر وضعیت کنونی این امت، بهترین امتی‌که عهده‌دار خیر و صلاح بشریت است، نگاه کوتاهی بیندازیم، در می‌یابیم که این امت از دین خود دور شده و نسبت به منبع عزت و بزرگ خود کوتاهی ‌کرده است. ما گروهی می‌باشیم که الله سبحانه وتعالی ما را به اسلام عزت داده است و اگر عزت  را از غیراسلام جستجو کنیم، الله سبحانه وتعالی ما را ذلیل خواهد کرد. پدرها و مادرها ‌باید این موضوع را برای فرزندان خود روشن سازند و آن‌ها را در زمینۀ تلاش برای حل قضیۀ سرنوشت‌ساز امت پشتبانی‌ کنند؛ قضیه‌ای‌ که هیچ چاره‌ای جز حل آن ندارند و این‌که باید خستگی ناپذیر برای "تحقق هدف والا" تلاش کنند(تأسیس خلافت راشده برمنهج نبوت). درآن روز است که مشکلات‌شان حل، زندگی شرافت‌مندانه و شخصیت‌های شرافت‌مندانه‌ای را خواهند داشت، آنگاه با مفاهیم برگرفته از عقیده‌ای ‌که آن‌ها را غرق سعادت و خوشبختی می‌سازد، زندگی خویش را سپری می‌کنند، برمبنای وعدۀ الله سبحانه وتعالی و نصرت، قدرت و عزتی‌که الله سبحانه وتعهالی برای‌شان ارزانی می‌نماید.

﴿وَلِلَّهِ الْعِزَّةُ وَلِرَسُولِهِ وَلِلْمُؤْمِنِينَ وَلَكِنَّ الْمُنَافِقِينَ لَا يَعْلَمُونَ﴾

[منافقون: 63]

ترجمه: در حالی‌که عزت مخصوص الله و رسول او و مؤمنان است؛ ولی منافقان نمی‌دانند!

برگرفته از جریدۀ الرایه

نویسنده: استاد زينة صامت

ادامه مطلب...

(ترجمه)

بعد از مذاکرات طویل‌المدت انگلیس با اتحادیۀ اروپا، بالاخره تریزامی نخست‌وزیر انگلیس هفتۀ گذشته پیش‌نویس طرح ویژه‌ای خود را مربوط به خروج انگلیس از اتحادیه را ارائه نموده و مورد قبول شورای وزیران انگلیس واقع شد؛ اما بعد از یک روز از قبولی این طرح، استعفای تعدادی از وزراء اعلان و از طرفی وزرای‌دیگر در حال پافشاری ‌بر از سرگیری مذاکرات با اتحادیۀ اروپا می‌باشند.

بنابر این، به نظر می‌رسید که مصوبۀ توافقنامه برای هیچ‌کس رضایت‌بخش نبوده است؛ به ویژه و با توجه به تناقضات اظهارات تریزا‌‌می، کاملاً واضح است که تریزامی روند برکسیت نرم را روی‌دست دارد؛ چیزیکه انگلیس را به بسیاری از قوانین اتحادیۀ اروپا ملزم ساخته و آن را تحت نظارت قوانین اتحادیه قرار می‌دهد، در حالی‌که از طرف دیگر انگلیس از سهم‌‌گیری‌ در تصمیم گیری‌های اتحادیه کاملاً محروم می‌باشد. بوریس جانسون، یکی از اعضای ارشد کمسیون خروج انگلیس از اتحادیۀ اروپا می‌گوید: «این توافقنامه انگلیس را در درجۀ دولت‌های تابع اتحادیۀ اروپا تنازل می‌دهد.»

با وجود این‌که انگلیس از لحاظ قانونی یک دولت شاهی ‌دارای قانون اساسی می‌باشد، خود را به عنوان یک دولت دموکراتیک ارائه می‌دهد؛ دولتی‌که قوانین و حاکمیت در آن مطابق با ارادۀ مردم ساخته می‌شود. اما واقعیت این است که این دولت شاهی صرفاً برای تأمین منافع تعداد خاصی از اشرافیون بوده و تحت کنترول طبقۀ اشرافیونی‌که در رأس آن‌ها شاه قرار دارد، می‌باشد.

سیاست این نهاد انگلیسی این است که به عنوان بخشی از اتحادیۀ اروپا باشد تا بتواند در تصمیمات آن سهمی‌ داشته باشد و در عین حال می‌خواهد که به نوعی از اتحادیۀ اروپا جدا و مستقل باشد تا بتواند در تصمیمات بادارانه‌ای خود مستقلانه عمل نماید. لذا این سیاست دوگانه می‌طلبد که این دولت شاهی هم به وسیله سیاسیون حامی عضویت اتحادیۀ اروپا و هم به وسیلۀ سیاسیون حامی استقلال از اتحادیۀ اروپا تقویت شود؛ با حفظ یک تعادل ظریف بین این دو دسته از سیاسیون.

هدف واقعی از همه‌پرسی "خروج انگلیس از اتحادیۀ اروپا،" بدست آوردن نظر عموم نیست، بلکه هدف این است که به وسیله‌ای یک رأی‌دهی معماری‌ شده از ادامۀ عضویت انگلیس در اتحادیۀ اروپا حمایت ساخته‌گی‌ شود تا سیاسیون مخالف به شکل منطقی از وضع موجود کوتاه بیایند. از بدچانسی، دولت انگلیس در راه‌اندازی رفراندوم، که استعفای نخست وزیر دیوید کامرون را دنبال داشت، به شدت مرتکب خطای فاحشی ‌شد.

آنچه که انگلیس را بعد از این فاجعه مبهوت ساخته است، توجه کامل آن به خروج از اتحادیۀ اروپا می‌باشد؛ چیزی‌که اساسی‌ترین منبع نگرانی‌های ‌انگلیس شده و برای ‌بیرون‌رفت از این بحران آن را وادار به استخدام تمام مهارت‌‌ها و حیله‌گری‌هایش نموده است.

دلیل مذاکرات طولانی‌مدت با اتحادیۀ اروپا ناکارآمدی حکومت‌های ‌انگلیسی نمی‌باشد، بلکه این نهاد انگلیسیی نیاز به زمان دارد تا یک جو سیاسی لازم را برای تحمیل راه‌حل مورد نظر خود پیداکند و می‌خواهد به مشارکت در اتحادیۀ اروپا به هر شکل ممکن، رسمی یا غیررسمی، ادامه دهد. بر اساس برنامۀ روی دست نخست‌وزیر، انگلیس آمادگی ادامۀ مشارکت عمیق خود را در اتحادیۀ اروپا دارد؛ حتی اگر کدام مشارکت رسمی ‌در تصمیم گیری‌های اتحادیه نداشته باشد.

رخداد وضعیت مانند این در پیش چشمان ما، می‌بایست که درسی برای‌ درک این‌که دموکراسی تنها نظریۀ خیالی ‌بوده و در هیچ نقطه‌ای از جهان عملی نشده و هرگز قابل تطبیق نمی‌باشد، باشد. حتی‌در یونان قدیم، دموکراسی تنها محدود به سطح شهرستان‌ها بود و از حقوق شهروندی ‌در آن تنها یک اقلیت کوچکی‌ بیش برخوردار نبود؛ آن‌هم جمعیتی‌که اگر به آن اجازه داده می‌شد. علاوه براین، دموکراسی ‌با طبیعت انسان در تضاد قرار دارد؛ انسانی‌که مخلوقی می‌باشد که چاره‌ای جز زنده‌گی ‌کردن مطابق قانون خالق خود ندارد.

اصرار انگلیس در حفظ هویت مستقل و نیرومند دربرابر اتحادیۀ اروپا، حفظ توازن میان موقف مخالف و موافق آن در خصوص عضویت در اتحادیۀ اروپا را بیشتر به چالش مواجه می‌کند، در حالی‌که هرکشوری‌که عضویت اتحادیۀ اروپا را دارد، با معضلاتی مانند این تا حدودی روبه‌رو است؛ چون مفهوم اتحادیۀ اروپا در اساس خود نادرست بوده و کشورهای عضو آن‌همزمان تلاش دارند تا از حاکمیت ملی خود محافظت کنند.

تنها راه صحیح برای متحد کردن کشورهای مختلف، اینست که هویت ملی آن‌ها از بین رفته ادغام یک رژیم واحد شوند. این‌همان طریقه‌ای است که اسلام برای وحدت امت اسلامی‌ در نظرگرفته است، که عبارت از تشکیل یک دولت واحد بالای تمامی سرزمین‌های اسلامی تحت یک رهبری واحد برای‌ همه مسلمانان، که به خواست الله سبحانه وتعالی جهان شاهد دوبارۀ این وحدت واقعی به تأسیس خلافت راشده برمنهج رسول الله صلی الله علیه وسلم خواهد بود؛ دولتی‌که انسان را از برده‎‌گی برای بشر نجات داده و آن را به درجه‌ای صعود می‌دهد که تنها فروتن و فرمان‌بردار بادار واقعی‌‌اش، حق سبحانه  باشد و بس.

برگرفته از جریدۀ الرایه

نویسنده: استاد فائق نجاح

ادامه مطلب...

زن مسلمان افغان؛ ابزار رقابت‌، لذت و فشار سیاسی در دموکراسی و مربی نسل‌ها و قهرمانان در اسلام

خبر:

روزنامه بریتانیایی گاردین و تعدادی از روزنامه‌های دیگر روز جمعه (30 نومبر) گزارش دادند که چهره‌های ارشد مربوط به تیم فوتبال زنان افغانستان اتهام وارد کرده‌اند که سوء رفتار و تجاوز جنسی در داخل افغانستان به شمول مقر فدراسیون فوتبال و نیز در یک کمپ آموزشی در اردن در ماه فبروری صورت گرفته‌است. به دنبال اعلام لوی سارنوالی افغانستان که گفته است ادعاهای بدرفتاری جنسی در فدراسیون فوتبال افغانستان را بررسی می‌کند. خالده پوپلزی بازیکن و مدیر مسئول پیشین تیم ملی فوتبال بانوان افغانستان می‌گوید، او و برخی بازیکنان دیگر آماده‌اند اسناد و شواهد دست داشته شان را در این باره به لوی سارنوالی بسپارند. او می‌افزاید: در باره ادعاهای شان عکس و فلم‌های در اختیار دارند و پیش از این آن را با فدراسیون جهانی فوتبال «فیفا» شریک کرده‌اند. (منبع: رادیو آزادی)

تبصره:

قطعاً همگی می‌دانند که در تمام عرصه‌های جامعه و لایه‌های معاملات انسانی تحت سایۀ نظام حاکم کفری، این چنین سوء رفتارها و تجاوزهای جنسی بر زنان ادامه دارد. اما بعضی اوقات حساسیت‌ها و رقابت‌های شخصی میان افراد و اکثراً تحرکات موسسات خارجی و برنامه‌های کفار سبب می‌شود، تا این چنین وقایع ناگوار در جامعه مسلمانان همگانی گردد و فضای افکار عامه را به خود اختصاص ‌دهد. آن هم به خاطری‌که کفار توانسته باشند، موارد بس حساس را در میان جوامع مسلمان غیر حساس و عادی سازند. بدون شک این هم یکی از همین موارد بوده و هست.

هرچند زن در نبود دولت اسلامی در افغانستان، به گونۀ پیهم در معرض این‌گونه خطرات مهلک قرار داشته؛ اما باز هم عزت، کرامت، عفت و لباس زن در افغانستان یکی از خطوط سرخ افغان‌ها را تشکیل می‌داد که بعد از اشغال افغانستان توسط امریکا و ناتو -در طول 18 سال- زن و خانوادۀ مسلمان یکی از اهداف اساسی برنامه‌های سفارت‌خانه‌های کفار بوده که اکثراً توسط موسسات، نهادها و تمام ادارات دولت افغانستان تطبیق می‌گردد. به حدی که هیچ پروژه تا وقتی مورد علاقۀ تمویل کنندگان قرار نمی‌گیرد که پالیسی امریکایی- غربی جندر (جنسیت) در آن مراعات نشده باشد. حتی یکی از تعهدات دولت افغانستان به جامعه جهانی در اکثر کنفرانس‌های بین‌المللی، به شمول کنفرانس جنیوا، همین موضوع بود. لذا این امریکا و غرب است که توسط دولت افغانستان و موسسات غیر دولتی زن مسلمان را با چنین سرنوشت بد دچار ساخته است.

تمام این فجایع علیه زن تحت شعارهای فریبنده، اما ظاهراً زیبا، مانند؛ آزادی‌های فردی، حقوق زن، حمایت از زنان و اطفال، تساوی جنسیتی در ادارات دولتی و غیر دولتی ... صورت می‌گیرد. اما وقتی تمام برنامه‌های که برای تطبیق این شعارها تهیه و تطبیق می‌گردد، به شکل همه‌جانبه مطالعه شود، به وضاحت دریافت می‌گردد که امریکا، غرب و دولت افغانستان عزم خود را جزم نموده‌اند تا اندک‌ترین ارزشی که در زندگی افغان‌ها از آدرس اسلام باقی مانده، آن را از زندگی آنان ریشه‌کن و به جای آن افکار زنان و مردان افغان را توسط افکار غربی که به صراحت با ارزش‌های والای اسلام در تضاد است، مسموم نمایند. تا زن مسلمان افغانستان با استفاده از آزادی شخصی که در چنین دولت‌های دموکراتیک برایش داده شده بی‌مهابا لباس شرعی خود را از تن در آورده و به حالت تبرج وارد بازار کار گردد. به گونۀ با مردان در تمام عرصه‌ها همکار باشد که عفتش مورد تهدید قرار گرفته و حتی در بعضی موارد منجر به زنا شود؛ اما ولی (سرپرست) او اجازۀ ممانعت، محاسبه و کنترول آن را نداشته باشد.

در حالی‌که زن در اسلام عِرض (نفس صاحب شرف، عفت، عزت و کرامت) است و صیانت از آن بر مسلمانان واجب می‌باشد. زن در اسلام مادر، خواهر، دختر و خانم است. زن سرپرست و قایم مقام مرد در امور خانواده است. زن مربی نسل‌ها و قهرمانان امت است. زنان شقایق (نیمه یا تکمیل کننده) مردان است و رسول الله ﷺ در برخورد با آنان همواره توصیه خیر نموده است.

این غرب است که توسط عقل قاصر خود زن را تحت مفهوم جندر از تمام تفاوت‌های فطری و طبیعی جدا ساخته و کاذبانه برایش تفهیم نموده که هر کدام از زن و مرد می‌تواند رول یکدیگر را در جامعه ادا نماید. حتی درین اواخر برنامه‌های تغییر جنسیت را نیز به راه انداخته و در زندگی اجتماعی بشر طوفان مهلکی را برپا نموده است. این مبادی بشریست که جایگاه زن را از بشر بودن به متاع دنیوی پایین آورده و آن را در اعلانات تجارتی، مسابقات زیبایی، نمایشگاه‌های مُد لباس، دفاتر کاری مختلط، محافل مشترک موسیقی و رقص، مسابقات ورزشی نیمه برهنه و غیره بی‌باکانه استفاده می‌کند.

اسلام دین خالق بشر است که به زن جایگاه اصلی‌اش را داده است. زن در اسلام انسان است، نه متاع؛ صاحب کرامت است، نه اهانت؛ مادر است و در زیر قدم‌هایش بهشت. صیانت و حفاظت از آن بر مردان واجب شده تا سبب حیاء، عفت، طهارت و کرامتش گردد. مسلمانان تا سرحد مرگ جهت حفظ آن غیرت می‌ورزند و در دفاع از آن اگر کشته شوند به شهادت نایل می‌گردند. همین مفکوره سبب می‌شود تا در جامعه دیوثی، رذالت، فحشا و منکر ریشه‌کن گردد. در غیر آن سرنوشت هر زن و دختر در معرض تهدید و رسوایی دنیا و آخرت قرار می‌گیرد.

پس ای خواهر مسلمان! ای مردم غیور افغانستان! برای تاسیس دولت اسلامی (خلافت) و تطبیق همه‌جانبۀ اسلام با ما به پاخیزید و علیه تمام اهداف، شعارها، برنامه‌ها، اسالیب و وسایل کفار استعمارگر، دولت دست نشانده و موسسات شان دست به کار شوید و این دسیسۀ بزرگ علیه زن، خانواده و زندگی اجتماعی مسلمانان را در نطفه خنثی کنید تا در جامعه جلو زنا و تمام انواع رذایل و فحشا را گرفته باشید. چون از یکسو در دنیا رضایت الله متعال راکسب نموده و از سوی دیگر، در آخرت جنتِ که وسعت آن از آسمان و زمین بیشتر است از آنِ خود نماییم.

سیف الله مستنیر

ادامه مطلب...

کمپاین ولایه تونس: "چه کسی بهتر از الله حکم می‌کند"

  • نشر شده در تونس

در این روزها تونس به سبب این‌که کسانی را که حاکم گمان می‌کردیم، از ساده‌ترین نقش‌شان چشم‌پوشی نموده و تعیین نمودن سیاست‌های اقتصادی، مالی، اجتماعی تونس را به کشورهای استعماری صلیبی و کارمندان‌شان در اتحادیۀ اروپا و صندق بین‌المللی پول واگذار نمودند، در یکی از سخت‌ترین دورۀ خود قرار دارد.

در مقابل حالت سختی‌که بر وضع سیاسی این سرزمین پدید آمده است و احزاب موجود در نظام به عوض این‌که به امور امت توجه و اهتمام نمایند، مشغول منازعات داخلی‌شان هستند؛ هم‎چنان در مقابل تنفر مردم از نظام سیاسی و احزاب فرصت‌طلبکه فرصت‌طلبی‌شان در ناحیۀ انتخابات اخیر شهرداری به شکل واضح نمایان می‌گردد- مایان در حزب التحریر-ولایه تونس به امت اعلان می‌داریم که کمپاین سیاسی را جهت راهنمایی اندیشۀ سیاسی به سوی راه‌حل بنیادی مشکلات امت و آزاد نمودن امت از تمامی انواع استعمار و بردگی، که همانا دو باره تأسیس نمودن نظام سیاسی در حکومت‌داری، اقتصاد و جامعه بر اساس اسلام و احکام شرعی می‌باشد، به راه می‌اندازیم.

این کمپاین جدید که عنوان ذیل را: ﴿وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللهِ حُكْماً﴾ یعنی چه کسی بهتر از الله حکم می‌کند، برایش انتخاب نموده‌ایم، به اذن الله سبحانه وتعالی چند هفته دوام خواهد داشت و شایستگی نظام اسلام را در ایجاد تغییر بنیادی برازنده خواهد نمود. از رب العالمین آزادی از ستمگران و  نمایندگان استعمار را و هم‌چنان با عزت و کرامت زندگی نمودن در نظامی‌که از عقیده و تمدن امت پاسبانی نموده و حق امت را در انتخاب حاکم تضمین می‌نماید، استدعا می‌نماییم.

حمزه "پارسا"

ادامه مطلب...

اردوغان: باید بخاطر ایجاد یک راه‌حل فوری برای بحران یمن اقدام نماییم

اردوغان بعد از گذشت بیشتر از سه سال جنگ خانمانسوز، از وضعیت جاری در یمن سخن به زبان آورده و در حساب تویتر خودش نوشت: «باید بخاطر ایجاد یک راه‌حل فوری برای بحران یمن، که نه تنها قلب‌های مسلمانان؛ بلکه قلب تمام بشریت را جریحه‌دار ساخته است، اقدام نماییم.» او افزود: «بالای همۀ ما لازم است تا در زود‌ترین وقت ممکن از درد مردم مظلوم یمن، که در سرنوشت‌شان تنها گذاشته شده‌اند، چیزی بکاهیم؛ زیرا آن‌ها در یک منطقۀ خالی از ذخایر نفتی زندگی می‌کنند.» این تویت اردوغان همزمان با شرکت وی در"نشست بیست" در ارجنتاین، که در آن در مورد قضایای مختلف مربوط به منطقه بحث و مناقشه صورت گرفت، به روی صفحۀ تویترش ظاهر گردید.

در این روزها زمزمه‌های زیادی از سوی بعضی از کشورها به گوش می‌رسد؛ گویا که این‌ها در مورد ریخته نشدن خون بی‌گناهان در یمن حریص بوده و بخاطر جلوگیری از آن هیچ‌کاری از دست‌شان ساخته نیست.

 اردوغان در گذشته نیز حلب را به دشمنان آن فروخته بود و لازم است تا روی گفته‌های وی در زمینۀ کمپاین گفتگوهای امریکا بر ضد یمن بررسی صورت گیرد، چنانچه کمپاین گفتگوهای امریکا در ۲۷ اکتوبر گذشته بخاطر توقف جنگ جاری در یمن که امریکا آن را از چهارسال به این طرف بخاطر وارد ساختن حوثی‌ها به صنعاء و وارد ساختن فشارها بالای افراد دست‌نشاندۀ انگلیس؛ یعنی تیم صالح و هادی رهبری کرده، آغاز گردیده است، چنان معلوم می‌شود که گویا زمان آن فرا رسیده است تا حوثی‌ها از سوی جامعۀ جهانی به رسمیت شناخته شده و لقب انقلابیون از آن‌ها گرفته شود.

انگلیس نیز خاموش ننشسته و به مشروعیت بخشییدن به هادی و حکومتش اصرار می‌ورزد و نیروهایش را بخاطر جنگیدن با حوثی‌ها در جبهات تنظیم نموده و پیوسته در تلاش کاهش مناطق تحت تسلط آن‌ها بوده است. نه تنها این، بلکه در عقب جلوگیری از انجام گفتگوها که باعث پنهان ساختن مشروعیت نظام یمن از سوی حوثی‌ها می شود، قرار گرفته است و هم‌چنان تصمیمی را در سازمان ملل مبنی بر اعلان آتش‌بس در شهر حدیده رهبری نمود که این کار انگلیس حوثی‌ها را در شک قرار داد.

بدون شک، آنچه را که امریکا و انگلیس از گفتگوها و تحرکات در بخش‌های مختلف انجام می‌دهند، حاکمیت این کشورها را در قضیۀ حل منازعه و سرنوشت مردم یمن به وضوح نشان می‎دهد. چنانچه حقیقت جنگ میان این دو کشور در یمن بطور آشکار معلوم گردیده است؛ جنگی‌که به قیمت خون و دارایی مردم یمن و توسط قتل، بیرون راندن، گرسنگی و انتشار کینه و نفرت در دل‌های آن‌ها تمام شده است و این بهره‌برداری‌های شوم باعث اندک‌ترین بیداری برای طرفداران هیچ یک از دو کشور نگردیده است.

ذبیح‌الله رضوان

ادامه مطلب...
Subscribe to this RSS feed

سرزمین های اسلامی

سرزمین های اسلامی

کشورهای غربی

سائر لینک ها

بخش های از صفحه