یکشنبه, ۰۶ مُحرم ۱۴۴۸هـ| ۲۰۲۶/۰۶/۲۱م
ساعت: مدینه منوره
Menu
القائمة الرئيسية
القائمة الرئيسية

خلافت؛ نظامی‌که قلب‌ها برای بازگشت آن می‌تپند

  • نشر شده در اردن

پس ای مسلمانان؛ برای بازگشت آن دست به کار شوید!

(ترجمه)

به تاریخ 28 رجب سال 1342هـ.ق انگلیس-رأس‌الکفر وقت- به همکاری یک عده از خائنین عرب و ترک باعث انهدام خلافت اسلامی گردید. دقیقاً 98 سال قبل از امروز، خلافت اسلامی تو سط مصطفی کمال خائن و جنایت‌کار ملغی اعلان شد. پس از سقوط خلافت، امت مسلمه تا امروز هم‌چو یتیمی سپری ندارد که بر اساس کتاب الله سبحانه‌وتعالی و سنت رسول الله ﷺ حکم کند؛ بلکه در عوض، کفار استعمارگر بالای امت محمد ﷺ یک عده از حاکمان دست‌نشانده و مزدور را حاکم تعیین نمودند که هرگز از اطاعت آن‌ها دست‌بردار نیستند و پیوسته در اطاعت و غلامی به کفار از هم پیشی می‌گیرند و فقط چیزی را انجام می‌دهند که از سوی کفار به آن‌ها دستور داده می‌شود. آن‌ها چنان در بردگی به سر می‌برند که کفار هم‌چو دانه‌های شطرنج این طرف و آن طرف انتقال می‌دهند... 98 سال است که امت اسلامی هم‌چو خس و خاشاک روی آب، بی‌وزن و بی‌ارزش شده است؛ آن‌هم پس از آن‌که کفار راز قوت آن‌ها و اصل و منشأ عزت‌شان را، که همانا خلافت اسلامی  بود، از میان برداشت.

دشمنان اسلام قبل از ائتلاف‌شان شاهد بودند که دولت خلافت سیزده قرن متمادی در جهان حاکمیت نمود و همواره خیر و عدالت را بر اطراف و اکناف زمین گسترش می‌داد. خلافت یک دولت مستبد نبود و دولتی نبود که بر پول و ثروت دولت‌های دیگر چشم دوخته باشد؛ بل دولتی بود که جز عدالت و خوبی در دایرۀ اطاعت از الله و رسولش به چیزی دیگری متمسک نمی‌گردید. از همین‌رو، خیر و عدالت تنها چیزی بود که با پخش و نشر اسلام در جهان از طریق این دولت(خلافت) ترویج می‌یافت. دولت امت اسلامی سیزده قرن متمادی در عزت و قدرت باقی ماند و همواره تکلیف‌اش را بر مبنای اوامر و نواهی الله سبحانه‌وتعالی اداء می‌کرد که همانا پخش و نشر اسلام و عدالت چیز دیگر نبود و در حقیقت رحمت و مشعلی برای جهانیان بود. اما کفار و دست‌اندرکاران خائن آن‌ها به توطئه‌چینی علیه آن اقدام نمودند و به حملات شبانه‌روزی شان ادامه دادند تا به حاکمیت آن خاتمه دهند. هنگامی‌که آن‌ها به این هدف خبیث‌شان دست یازیدند، سرزمین‌های اسلامی همه و همه با  حرص طمع گرگ‌گونۀ کفار چور و چپاول شدند. این بود که شکل و ساختار آن کاملاً تکه و پارچه شد، فلسطین از دست رفت و مسجدالاقصی توسط اندک‌ترین؛ اما بدترین مردم مورد اهانت قرار گرفت. پس از سقوط خلافت، امت اسلامی  که در رفاه و آسایش بر مبنای اسلام در زیر یک پرچم تحت قیادت یک خلیفه به سر می‌بردند، سرزمین واحدشان به چندین سرزمین کوچک تقسیم گردید. اینک مسلمانان در تحت دولت‌های جداگانه با پرچم‌های چند رنگی و با قانون اساسی دست‌ساختۀ کفار استعمارگر به سر می‌برند که توسط حاکمان مزدور و دست‌نشانده به منظور تأمین منافع استعمار، جنگ علیه اسلام و قادر ساختن استعمارگران توسط سرمایه و ظرفیت‌های امت اسلامی تطبیق می‌گردد.

ای مسلمانان! بدانید که کفار و مفکوره‌های آنان و مزدوران‌شان با شما به خاطر نماز، روزه و حج نمی‌جنگند؛ بلکه آن‌ها علیه نظام حکومت‌داری(علیه خلافت بر منهج نبوت) که الله سبحانه‌وتعالی برای شما انتخاب کرده است، می‌جنگند؛ چون آن‌ها خوب می‌دانند که امت اسلامی بدون خلافت هیچ ارزشی ندارد. پس بدانید که خلافت یگانه نظامی‌ست که از عزت و شرافت شما و از دین شما حفاظت می‌کند. خلافت تنها نظامی‌ست که هرگونه بی‌عدالتی و استبداد را در زمین محو می‌کند. نبود خلافت از صحنۀ زندگی باعث گردیده است تا ما امروز در ذلت، خواری و بحران به سر ببریم. بدانید که تنها نگرانی کفار این است که چگونه بتوانند علیه اسلام سیاسی مبارزه کنند تا آن را نیست و نابود کنند. این نظام سیاسی یگانه نظامی‌ست که اسلام را قانون اساسی مردم قرار داده و بالای مردم تطبیق می‌کند. الله سبحانه‌وتعالی می‌فرماید:

﴿فَلَا وَرَبِّكَ لَا يُؤْمِنُونَ حَتَّىٰ يُحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لَا يَجِدُوا فِي أَنفُسِهِمْ حَرَجًا مِّمَّا قَضَيْتَ وَيُسَلِّمُوا تَسْلِيمًا﴾

[نساء: ٦٥]

ترجمه: به پروردگارت سوگند که آن‌ها مؤمن نخواهند بود؛ مگر این‌که در اختلافات خود، تو را به داوری طلبند و سپس از داوری تو، در دل خود احساس ناراحتی نکنند و کاملاً تسلیم باشند.

بناءً آن‌ها جنگ را  علیه اسلام به راه‌انداخته اند. این جنگ، در واقع جنگی‌ست علیه نظام سیاسی و علیه اسلام به عنوان یک نظام سیاسی، که باید در همه امور زندگی تطبیق گردد، به پیش برده می‌شود.

ای اهل اردن! ذلت و تحقیر، بردگی و غارت ثروت و منابع شما توسط کفار غربی واقعیتی‌ست که در آن به سر می‌برید و آن را تجربه کرده‌اید و به چشم سر مشاهده می‌کنید. مسئلۀ شما مسئلۀ یک قرص نان و یاهم بهبود شرایط زندگی نیست؛ بلکه مسئلۀ از میان برداشتن و ریشه‌کن کردن علت بیماری‌ست که باعث ذلت و رنجش شما گردیده‌ و هرنوع تلاش دیگری‌که برای جداکردن و بیگانه کردن امت نسبت به قضیۀ حیاتی و سرنوشت‌سازشان(خلافت بر منهج نبوت) به پیش برده می‌شود، می‌باشد. از این رو، تغییر بنیادی مبنی بر این واقعیت همانا ازسرگیری زندگی اسلامی از طریق تأسیس دوبارۀ خلافت بر منهج نبوت می‌باشد و بس. این جاست که در تحت قیادت خلیفه‌ای قرار می‌گیریم که توسط امت انتخاب شده و جز بر مبنای شریعت به چیزی دیگری بالای ما حکم نمی‌کند. بی‌گمان ارتش‌ها و نیروهای مسلمان توانائی ازبین بردن این رژیم‌های مستبد و ظالم را دارند؛ مشروط بر این‌که عزم و ارادۀ این کار در میان‌شان ایجاد شود. بهترین مثال در این زمینه، به جاده ریختن میلیون‌ها مسلمان در تونس، الجزایر، مصر، شام، یمن و سایر سرزمین‌های اسلامی است که خواهان سقوط و نابودی نظام‌های موجوده بوده و فریاد می‌زنند که این نظام‌ها با عقیدۀ اسلامی ما در تناقض قرار داشته و باید از میان ما دور شوند. مسلمانان در سرزمین‌های مذکور علی‌الرغم این‌که از رویکرد حکام ظالم و دست‌نشانده علیه خود غافل نیستند و می‌دانند که از سوی آن‌ها مورد ظلم و شکنجه قرار می‌گیرند، آمادۀ هرگونه قربانی برای اسلام اند. از این‌رو، این همه روی‌کردها و ظلم و ستم‌ها از سوی حکام، مانع به جاده ریختن آن‌ها نگردید، هم‌چنان نتوانست که از صدای آن‌ها در مساجد، که برای برانداختن این رژیم‌های مزدور بلند می‌شد، جلوگیری کند.

ای مردم! حزب‌التحریر، که شما آن را دهه‌هاست می‌شناسید، رهبری‌ست که هرگز به شما دروغ نگفته و هرگز از مسیر هدف‌مندش کنار نرفته است؛ بلکه در عوض، هم‌چو کوهی استوار و پابرجا مانده است و پیوسته تلاش می‌کند تا تکلیف شرعی(فرض فراموش شدۀ امت، تاج الفروض، خلافت) را به امت یادآوری کند؛ زیرا این یگانه فرضی‌ست که سایر فرایض در تحت آن اجراء می‌گردد. پس چی کسی به جز خلیفه ارتش‌ها را برای آزادسازی الاقصی منسجم نموده و رهبری خواهد کرد؟ چی کسی  به جز خلیفه به این بارانی از بی‌عدالتی‌ها و قتل‌هایی‌که بر سر مسلمانان در سراسر جهان فرو می‌ریزد، پایان می‌دهد؟ چی کسی به جز خلیفه کتاب الله سبحانه‌وتعالی را تطبیق می‌نماید که صدها سال از نزول آن سپری شده است، اصول و قوانین آن را احیاء و قانون اساسی و نظام آن را تطبیق می‌کند؟ چی کسی... چی کسی... چی کسی به جز خلیفه و دولت خلافت؟! فلهذا جای تعجب نیست که حزب‌التحریر که مسئولیت پیش‌برد دعوت به سوی خلافت بر منهج نبوت را دارد، برای بازگشت خلافت، تولید و محصولات آن پیوسته تلاش می‌کند و تا زمانی‌ به کارش توقف نمی‌دهد که به بشارت رسول اللهﷺ که می‌فرماید:

«ثُمَّ تَكُونُ خِلَافَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ»

ترجمه: سپس خلافت بر منهج نبوت قائم خواهد شد.

نایل آید و پیوسته به این کار خود از امت اسلامی و ارتش‌های اسلامی می‌خواهد که برای تأسیس دین الله سبحانه‌وتعالی بر منهج نبوت کار و فعالیت نمایند، ادامه خواهد داد.

مسئلۀ خلیفه مسئله‌ای‌ست که از اهمیت والای برخوردار است؛ چون ترک کردن آن و ترک کردن کار برای بازگشت آن گناه بزرگی‌ست که رسول الله ﷺ در مورد آن می‌فرماید:

«وَمَنْ مَاتَ وَلَيْسَ فِي عُنُقِهِ بَيْعَةٌ، مَاتَ مِيتَةً جَاهِلِيَّةً»

(رواه مسلم)

ترجمه: کسی در حالی بمیرد که بیعتی در گردن او نباشد، به مرگ جاهلیت مرده است.

از این‌رو، موجودیت دولت اسلامی(خلافت) امر لازمی‌ست که برگردن همۀ امت بوده و بیعت وفاداری تنها و تنها برای خلیفه ممکن است. اینست که حزب‌التحریر پیوسته برای بازگشت آن تلاش می‌کند و تا زمانی‌که خلافت بر منهج نبوت را قضیۀ سرنوشت‌ساز مسلمانان قرار ندهد، به کار و فعالیت‌اش ادامه خواهد داد و قطعاً کوتاه نخواهد آمد. پس آیا بر مسلمانان واجب نیست که برای حاکمیت دین الله سبحانه‌وتعالی برخاسته و تلاش نمایند؟ بنابر این، بر ارتش‌های اسلامی لازم است تا دستان‌شان را به دستان ما گذاشته و برای تأسیس این فریضۀ الهی دست به کار شوند و بر الله قادر و توانا اعتماد نمایند و بدانند که پیروزی دین الله سبحانه‌وتعالی برای مسلمانان بسیار نزدیک است.

﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَجِيبُوا لِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُمْ لِمَا يُحْيِيكُمْ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَقَلْبِهِ وَأَنَّهُ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ﴾

[انفال: 24]

ترجمه: ای کسانی‌که ایمان آورده اید! دعوت الله و پیامبر را اجابت کنید، هنگامی که شما را به سوی چیزی می‌خواند که شما را حیات می‌بخشد! و بدانید الله میان انسان و قلب او حایل می‌شود و همه شما(در قیامت) نزد او گردآوری می‌شوید!

حزب‌التحریر-ولایه اردن

ادامه مطلب...

(ترجمه)

اول: اسلام تنها دینی است که الله سبحانه وتعالی آن را برای مردم انتخاب نموده است. پس پذیرفتن ایدیولوژی و نظام دیگری غیر از اسلام برای مردم درست نیست. الله سبحانه وتعالی می‌فرماید:

﴿الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الإِسْلاَمَ دِيناً﴾

[مائده: 3]

ترجمه: امروز(احكام) دين شما را برای‌تان كامل كردم و(با عزّت بخشيدن به شما و استوار داشتن گام‌های‌تان) نعمت خود را بر شما تكميل نمودم و اسلام را به عنوان آئين الله پسند برای شما برگزيدم.

دوم: اسلام دینی است که الله سبحانه وتعالی ما را به اجرای احکام آن امر نموده است؛ پس سازش و سستی در تطبیق در مورد آن درست نیست. الله سبحانه وتعالی می‌فرماید: ‏

﴿وَمَا كَانَ لِمُؤْمِنٍ وَلَا مُؤْمِنَةٍ إِذَا قَضَى اللَّهُ وَرَسُولُهُ أَمْراً أَن يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ وَمَن يَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَالاً مُّبِيناً﴾

‏[احزاب: 36]

ترجمه: هيچ مرد و زن مؤمنی در كاری‌كه الله و پيامبرش داوری كرده باشند(و آن را مقرّر نموده باشند) اختياری از خود در آن ندارند(و اراده ايشان بايد تابع ارادۀ الله و رسول باشد). هركس هم از دستور الله و پيامبرش سرپيچی كند، گرفتار گمراهی كاملاً آشكاری می‌گردد.‏

سوم: الله سبحانه وتعالی مسئولیت و اعتلای اسلام را بر همه ادیان به عهده گرفته است. او سبحانه وتعالی می‌فرماید: ‏

﴿إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ﴾

[حجر: 9]

ترجمه: ما خود قرآن را فرستاده‌ايم و خود ما پاسدار آن می‌باشيم(و تا روز رستاخيز آن را از دست‌برد دشمنان و از هرگونه تغيير و تبديل زمان محفوظ و مصون می‌داريم).

الله سبحانه وتعالی می‌فرماید:

﴿هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ﴾ ‏

‏[توبه: 33]

ترجمه: الله است كه پيامبر خود(حضرت محمّد‍ﷺ) را همراه با هدايت و دين راستين(به ميان مردم) روانه كرده است تا اين آئين(كامل و شامل) را بر همه آئين‌ها پيروز گرداند(و به منصّۀ ظهورش رساند) هرچند كه مشركان نپسندند.

چهارم: الله سبحانه وتعالی امت اسلامی را برای اقامۀ دین خود و شهادت بر دیگران انتخاب نموده است. او سبحانه وتعالی می‌فرماید: ‏

﴿وَجَاهِدُوا فِي اللَّهِ حَقَّ جِهَادِهِ هُوَ اجْتَبَاكُمْ وَمَا جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِي الدِّينِ مِنْ حَرَجٍ مِّلَّةَ أَبِيكُمْ إِبْرَاهِيمَ هُوَ سَمَّاكُمُ الْمُسْلِمينَ مِن قَبْلُ وَفِي هَذَا لِيَكُونَ الرَّسُولُ شَهِيداً عَلَيْكُمْ وَتَكُونُوا شُهَدَاء عَلَى النَّاسِ فَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ وَاعْتَصِمُوا بِاللَّهِ هُوَ مَوْلَاكُمْ فَنِعْمَ الْمَوْلَى وَنِعْمَ النَّصِيرُ﴾

[حج: 78]

ترجمه: و در راه الله جهاد و تلاش كنيد؛ آن گونه كه شايستۀ جهاد و بايسته تلاش در راه او است(تا در ميدان جهاد اصغر كه نبرد با دشمنان دين است و در پهنۀ جهاد اكبر كه مبارزه با نفس امّاره است، پيروز گرديد). الله شما را(از ميان مردم برای ياری دين خود) برگزيده است(و به شما شخصيّت و عظمت بخشيده است) و در دين كارهای دشوار و سنگين را بر دوش شما نگذاشته است(و بلكه تكاليف و وظائفی مقرّر نموده است كه با فطرت سالم هماهنگ و با توان انسانی سازگار است. اين دين همان) آئين پدرتان ابراهيم است. الله شما را قبلاً(در كتاب‌های پيشين) و در اين(واپسين‌كتاب) مسلمين ناميده است(و افتخار تسليم در برابر فرمان‌های الهی را به شما داده است و شما را الگو و اسوۀ حسنۀ ملّت‌های ديگر كرده است) تا پيامبر(ﷺبا شهادت عملی خود) گواه بر شما باشد(و در روز قيامت رفتار و كردارش مقياس سنجش اعمال شما مسلمانان گردد) و شما هم(با شهادت عملی خود) گواه بر مردمان باشيد(و رفتار و كردارتان به عنوان امت نمونه، محكّ سنجش اعمال سايرين و الگوی بارز الله‌پرستان راستين گردد). پس(برای حصول اين منظور) نماز را بخوانيد و زكات مال بدهید و به الله چنگ زنيد كه سرپرست و ياور شما او است و چه سرور و ياور نيك و چه مددكار و كمك‌كننده خوبی است!

پنجم: وحدت امت اسلامی از فرایض بزرگ اسلام است و امت اسلامی نمی‌تواند اسلام را اقامه و پخش نماید؛ چنانچه الله سبحانه وتعالی بر آنان واجب کرده است؛ مگر زمانی‌که بر یک نفر برای اقامۀ دین اتفاق نمایند. رسول الله صلی الله علیه وسلم می‌فرماید: «مَنْ أَتَاكُمْ وَأَمْرُكُمْ جَمِيعٌ عَلَى رَجُلٍ وَاحِدٍ، يُرِيدُ أَنْ يَشُقَّ عَصَاكُمْ، أَوْ يُفَرِّقَ جَمَاعَتَكُمْ، فَاقْتُلُوهُ»

(بخاری و مسلم)

ترجمه: زمانی‌که بر یک نفر اتفاق داشتید و کسی آمد تا جمع تان را متفرق سازد، گردن او را بزنید.

ششم: جهاد در راه الله سبحانه وتعالی قلۀ بزرگ اسلام است و تنها طریقۀ شرعی و عملی برای نشر و حمل اسلام به سوی مردم و به هدف بیرون کردن‌شان از تاریکی‌های کفر و جهالت به طرف نور اسلام و عدالت آن می‌باشد. او سبحانه وتعالی می‌فرماید: ‏

﴿قَاتِلُواْ الَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَلاَ بِالْيَوْمِ الآخِرِ وَلاَ يُحَرِّمُونَ مَا حَرَّمَ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَلاَ يَدِينُونَ دِينَ الْحَقِّ مِنَ الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ حَتَّى يُعْطُواْ الْجِزْيَةَ عَن يَدٍ وَهُمْ صَاغِرُونَ﴾

[توبه 29]

ترجمه: با كسانی از اهل كتاب كه نه به الله و نه به روز جزا(چنان كه شايد و بايد) ايمان دارند و نه چيزی را كه الله(در قرآن) و فرستاده‌اش(در سنّت خود) تحريم كرده‌اند، حرام می‌دانند و نه آئين حق را می‌پذيرند، پيكار و كارزار كنيد تا زمانی‌كه(اسلام را گردن می‌نهند و يا اين‌كه) خاضعانه به اندازۀ توانائی جزيه را می‌پردازند(كه يك نوع ماليات سرانه است و از اقليّت‌های مذهبی به خاطر معاف‌بودن از شركت در جهاد و تأمين امنيّت جان و مال آنان گرفته می‌شود).

هفتم: خلافت فریضۀ بزرگی‌ست که به وسیلۀ آن سه فرض بزرگ دیگر تحقق می‌یابد: اقامۀ دین، وحدت مسلمانان و انتشار اسلام به جهان. توسط خلافت سرزمین‌های اشغالی مسلمانان آزاد می‌شود و مسلمانان عزت‌مند می‌شوند؛ نه تنها مشکلات مسلمانان؛ بلکه مشکلات همه جهانیان حل می‌شود. آری، خلافت دولت اسلام است؛ دولتی‌که پیامبر صلی الله علیه وسلم آن را تأسیس نمود و بدون آن مردم به زنده‌گی جاهلی به سر می‌برند. رسول الله صلی الله علیه وسلم می‌فرماید:

«مَنْ خَلَعَ يَداً مِنْ طَاعَةٍ، لَقِيَ اللهَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ لَا حُجَّةَ لَهُ، وَمَنْ مَاتَ وَلَيْسَ فِي عُنُقِهِ بَيْعَةٌ، مَاتَ مِيتَةً جَاهِلِيَّةً»

(رواه مسلم)

ترجمه: کسی‌که یک وجب از طاعت امام(خلیفه) سرپیچی نماید، در قیامت به گونه‌ای با الله سبحانه وتعالی ملاقات می‌کند که هیچ دلیلی ندارد و کسی‌که در حالی بمیرد که با خلیفه بیعت نداشته باشد، در حقیقت به مرگ جاهلیت مرده است.

هشتم: سازمان‌های بین‌المللی؛ از سازمان ملل گرفته تا شورای امنیت...، سازمان‌های منطقه‌ای مانند جامعۀ عربی، سازمان همکاری‌های خلیج و سازمان کنفرانس اسلامی، همۀ این‌ها ابزار دولت‌های غرب استعمار‌گر می‌باشد تا سلطۀشان بر سرزمین‌ها باقی بماند و پروژه‌های خود را اجراء کنند و در رأس آنان تا امت اسلامی به گونۀ شکست خورده باقی بماند و ثروت آنان به غارت برده شود.

نهم: آزادی امت اسلامی از قید استعمار جز با حرکت ارتش‌های امت برای برکناری حکام طاغوت و نظام‌های طاغوتی ممکن نیست تا نفوذ استعمار را از ریشه برکنند و این کار می‌طلبد تا ارتش‌های امت به صف واحد گردآمده و برائت خود را از این نظام‌های مزدور و خائن اعلان کنند و به سوی برکناری آنان و نجات امت از شر آنان بشتابند.

برگرفته از جریدۀ الرایه

ادامه مطلب...

سخنان دکتور مصعب ابو عرقوب عضو دفتر مطبوعاتی حزب التحریر سرزمین مبارک (فلسطین)جمعه، 06 شعبان 1440هـ.ق / 12 اپریل 2019م

ادامه مطلب...
  • نشر شده در ویدیوها

چهارشنبه، 04 شعبان 1440هـ.ق / 10 اپریل 2019مسخنان دکتور اسماعیل یوسانطو پیرامون حکم محکمۀ اداری - اندونیزیا مبنی بر ممنوع قرار دادن حزب التحریر

ادامه مطلب...

تقدیم: شیخ احمد الصوفی (ابو نزار الشامی)
حزب التحریر -  ولایه لبنانشنبه، 07 شعبان 1440هـ.ق / 13 اپریل 2019م

ادامه مطلب...
  • نشر شده در ویدیوها

به مناسبت یاد بود دردناک سقوط خلافت و ضمن فعالیت‌های جهانی حزب التحریر برای یاد آوری این مصیبت بزرگ به امت و بیدار سازی امت برای بازگرداندن مجد و عظمت گذشته‌ی امت با برپایی دوباره دولت اسلام (خلافت راشده بر منهج نبوت) حزب التحریر – امریکا کنفرانس سالانه‌اش را روز یک شنبه (08 شعبان 1440هـ/ 14 اپریل 2019م) تحت عنوان: "تقویت فامیل؛ متضمن آینده درخشان" برگزار نموده و در آن جمعی از سخنگویان نخبه اشتراک نمودند.

ادامه مطلب...
  • نشر شده در ویدیوها

تقدیم: مفکر سیاسی احمد الخطوانی (ابو حمزه)بیت المقدس – سرزمین مبارک (فلسطین)چهارشنبه، 04 شعبان 1440هـ.ق / 10 اپریل 2019م

ادامه مطلب...

خطبۀ جمعه استاد ابو عمران البرق
بیت المقدس - سرزمین مبارک (فلسطین)جمعه، 06 شعبان 1440هـ.ق / 12 اپریل 2019م

ادامه مطلب...

خطبۀ جمعه استاد ابو عمران البرق
بیت المقدس - سرزمین مبارک (فلسطین)جمعه، 06 شعبان 1440هـ.ق / 12 اپریل 2019م

ادامه مطلب...

(ترجمه)

موقعیت استراتیژیک ایران در وسط منطقه باعث رقابت‌های استعماری بین امریکا، انگلیس و اتحاد جماهیر شوروی گردیده که بیشترین تأثیر و تعادل استراتیژیک جدید امریکا را در برابر نفوذ انگلیس در ایران توسط خامنه‌ای و انقلاب دینی او می‌توان دید؛ نفوذی‌که توسط نظام رضای پهلوی از سال‌های اشغال ایران در سال 1941م، در جریان جنگ‌های جهانی دوم حاکم شده و تا سال 1979م و خلع قدرت رضای پهلوی ادامه داشت.

بدین وسیله امریکا توانست تا از ایران سد و دیواری در برابر تعرضات اتحاد جماهیر شوری و سوسیالیزم بسازد. البته بعد از آن‌که امریکا با فکر مسالمت‌آمیز را که در سال 1961م دو قدرت بزرگ در شهر "وین" به توافق رسیده بودند، برداشت و امریکا از تطبیق ایدیولوژی سوسیالیستی‌که در سال 1978م توسط حزب خلق دموکرات افغانی حاکم شده و با دست یافتن سوسیالیزم در افغانستان در سال 1979م حمایت سیاسی و لوژیستکی از طرف مسکو می‌گردید و روسیه مانند یک خرسی به منطقۀ خلیج که دارای نفت سرسام آوری است، نزدیک شده بود، ترسید.

کسی‌که پی‌گیر مسائل است، این حقیقت را درک کرده و مسائلی‌که تا اکنون پوشیده بود، بعد از این هرج و مرج و از بین رفتن عواملی‌که خیلی از مسائل را در ظاهر پنهان گذاشته بود، دانسته است. اسناد و گزارش‌های مطبوعاتی و رسانه‌ای متعددی وجود دارد که رابطۀ امریکا و خامنه‌ای را از ابتداء و آغاز انقلاب آخندی ایران ثابت می‌سازد؛ از جمله چیزی‌که شبکۀ "بی بی سی" کشف کرده و اسراری را فاش ساخته است که به شکل دیگری رابطۀ امریکا و ایران را ثابت می‌سازد؛ مسأله‌ای ‌که قبلاً به این شکل وجود نداشته است.

خامنه‌ای همیشه تلاش کرده تا روشی را اختیار کند که در ظاهر تندروی را در برابر امریکا به نمایش گذاشته و امریکا را به عنوان شیطان بزرگ تلقی نماید؛ شعاری‌که تحول در ایران آورده و وی را به عنوان یک رهبر و مرشد مردم معرفی کرده و طوری جلوه داد که گویا روابط دوستانه بین امریکا و ایران وجود نداشته و مدعی شده که این‌ها گزارش‌های هستند که اساس ندارند.

در سال 2005م نامه‌ای به دست آمد که چهارچوکات سری رابطۀ امریکا و ایران را واضح‌تر نمود؛ اما بازهم بعضی بخش‌های نامۀ آیت الله خامنه‌ای محرم اعلام شد؛ ولی در سال 2008م دفتر "جیمی کارتر" یک نقل مستندی به نشر سپرد که هیچ بخشی از نامۀ خامنه‌ای را پوشیده نگذاشت.

در این مستنند به صراحت بیان شده است که "خامنه‌ای" در نامۀ خود هیچ‌نوع مخالفتی از طرف ایران به امریکا نکرده؛ بلکه برعکس او به این باور بوده که حضور امریکا در ایران برای تعادل اوضاع ایران بر ضد اتحاد جماهیر شوروی و نفوذ احتمالی انگلیس یک امر مبرم و ضروری است. طوری‌که این سند شرح داده، باور خامنه‌ای بر این بوده که همکاری بین اسلام و دیگر ادیان، مخصوصاً نصرانیت ضرورت است و این نامه به تاریخ 6جون1963م به واشنگتن رسید. چنانچه بنابر اسناد موثق خامنه‌ای نامۀ دیگری به ادارۀ "جیمی کارتر" فرستاد که تاریخ آن به 19جنوری1979م یعنی چند هفته قبل از انقلاب ایران بر می‌گردد؛ نامه‌ای که رئیس جمهور امریکا وعدۀ عدم قطع نفت ایران را از غرب نموده و هم‌چنان وعده داده بود که انقلاب ایران بر دیگر دولت‌ها سرایت نکرده و روابط دوستانه‌ای با امریکا برقرار خواهد نمود.

خامنه‌ای در نامۀ دوم‌اش تأکید کرده بود که ایران با امریکا هیچ نوع دشمنی ندارد؛ چنانچه وی گفته بود: «شما شاهد خواهید بود که هیچ‌نوع دشمنی بین ما و امریکا نمی‌باشد. شما خواهید دید که جمهوری اسلامی ایران مبتنی بر ارزش‌های فلسفی و قوانین اسلامی بوده؛ اما کاملاً یک حکومت بشری است که برای صلح و کمک برای بشریت تلاش می‌نماید.» (منبع: اخبار عربی خلیج، 4جون 2016م با اندکی تصرف)

اگر تا اکنون با وجود گزارش‌ها و اسناد متواتر برای افشای واقعیت‌های ایران، نزد خیلی از کسانی‌که در گمراهی سیاسی به سر می‌بردند، کافی نبود، امروزه رویکردهای محسوس و مشهود ایران برای کور و بینا واضح گردیده است. رویکردهای خائنانه‌ای که از روشنی آفتاب در روز، که ابر وغباری وجود نداشته باشد، روشن‌تر است.

با شعله‌ور شدن انقلاب سوریه، دولت ایران بود که به‌سوی سلاح‌ها و شبه‌نظامیان خود شتافت تا در برابر کسانی‌که با پیک حق به صدا در آمده بودند، بجنگد و کسانی‌که دست به انقلاب بزرگی را ‌که بوی عزت و خلافت از آن استشمام می‌گردید، به خاک و خون بکشد. جنگی‌که فروشندگان مناطق جولان و حامیان چهل سالۀ دولت یهود را یاری رسانده و مانع سرنگونی سقوط رژیم یهود شدند؛ آن هم در زمانی‌که هر لحظه زیر پای انقلابیون مسلمان امیدواری از بین رفتن یهود متصور بود. یقیناً ایران ضلعی از مثلث شوم(روسیه، ایران و ترکیه) بوده که قدم به قدم هم‌آهنگ با این مثلث شوم حرکت کرده تا انقلاب مبارک سوریه را زنده به گور کرده و در بدن نظام بعثی جنایتکار سوریه که در حال جان دادن بود، نفس بدمد تا باشد که سرزمین مبارک سوریه را در تحت تسلط ناپاک امریکا باقی بگذارد.

ای وای! آیا شعار "مرگ بر اسرائیل" فراموش شده یا این‌که شیطان بزرگ(امریکا) مطیع اسلام گردیده و اسلام توانسته که جنایات امریکا را بر حق مسلمانان توقف دهد؟! یا این‌که مردم سوریه از دین خود برگشته که قتل جگرگوشه‌گان شان مباح و مشروع گردیده تا میلیون‌ها سوری بی‌گناه مهاجر و بیجا شوند؟!

اما این‌که صدای پشه‌آسای دوام‌دار در مورد سلاح هسته‌ای و یورانیم ایران به گوش می‌رسد، یقیناً این زمزمه‌ها از سیاق استثمار امریکا در این مسأله به شکلی از اشکال بیرون نیست. تنها اختلافات بر اساس رویکردهای دو اداره می‌تواند باشد و این مسأله‌ای است که دست امریکا را باز می‌گذارد تا به بهانۀ هسته‌ای با ایران نزدیک شده، گاهی اوقات تحریم‌ها را از آن بردارد و گاهی اوقات با وضع تحریم‌ها آن را به انزوا بکشد که این یکی از ویژه‌گی‌های استعمار و خصلت‌های روابط سیاسی آن است.

به گونۀ مثال: ادارۀ وقت اوباما روابط خودرا با امضای توافق‌نامۀ هسته‌ای با شش دولت بزرگ به تاریخ 14جولای2015م نزیک کرد و هم‌چنان در جریان داخل شدن در توافق‌نامۀ هسته‌ای ایران گفت: «قطع روابط دیپلوماتیک با ایران منافع ایالات متحدۀ امریکا را ندارد.» هم‌چنان اشاره کرد که توافق‌نامۀ هسته‌ای با ایران روابط دیپلوماتیک امریکا را بدون این‌که در جنگ منطقه داخل شود، قوت می‌بخشد.» گفته شده که اوباما تأکید کرده بود که به اساس توافق‌نامۀ هسته‌ای ایران که به تاریخ 14جولای2015م، با شش قدرت بزرگ به امضاء رسید و در این توافق‌نامه گفته شده بود که ایران دیگر نمی‌تواند بر سلاح هسته‌ای دست یابد و این توافق‌نامه جهان را به امینت بیشتری قرار می‌دهد. (منبع: دنیا الوطن 7 جنوری 2016م)

بر عکس ایران نیز این توافق‌نامه را به فال نیک گرفته؛ چنانچه حسن روحانی رئیس جمهور این کشور شرکت‌های امریکائی و غربی را برای استثمار این کشور فراخواند. حسن روحانی ‌که امریکا را به امضای توافق‌نامۀ هسته‌ای دعوت کرد، به‌خاطر ترس سقوط نظام بشار اسد در سوریه بود. مسأله‌ای ‌که باعث شد تا همه قوت‌های بازی‌گر در پهلوی هم برای جلوگیری از سرنگونی نظام سوریه استاده شوند که ایران بیشترین نقش را در این زمینه بازی نمود؛ اگر ایران به انزوا و تحریم‌ها بالایش ادامه می‌داشت، نمی‌توانست این نقش را بازی کند.

 بناءً ایجاب می‌کرد که ایران از این قیود و تحریم‌ها آزاد باشد تا به صورت راحت‌تری در این میدان حرکت کند و این چیزی است که اکنون اتفاق افتاده و هم‌زمان با انگیزه دادن امریکا برای دخالت نظامی روسیه در سوریه بود و این مسأله مانند زنجیری سه چهرۀ پلید(روسیه، ترکیه و ایران) را با هم‌ نزدیک کرده است. امریکا این سه چهره را به‌صورت آشکار و غیرآشکار برای اقدامات سیاسی و نظامی در سوریه آماده کرد و شهر ایقونۀ سوریه را به آن‌ها تسلیم نمود. هم‌چنان مناطق از دست دادۀ نظام را یکی پی دیگری پس ‌گرفته و تمام این‌ مسائل باعث شد تا نظام جنایتکار سوریه دوباره بر پای خود استاده شده و نفس عمیقی از فرط خستگی بکشد؛ نظامی‌که نزدیک بود از فشار و مبارزات انقلابیون سوریه نفس خود را از دست داده و سر نگون شود.

اما امروزه فرصت‌ها و واقعیت‌های سیاسی در زمان حاکمیت ترامپ در سوریه تفاوت نموده و واقعیت سوریه به نفع نظام جنایتکار بشار تغییر یافته است. امریکا دانست که توافق‌نامۀ ایران باعث شد تا اقتصاد اروپا رشد کند، به همین دلیل ترامپ مانند پلنگی به غرش آمده و جدیداً قیودات و تحریم‌ها را بر ایران وضع نموده و خواست این کشور را به انزوای سیاسی بکشد. بناءً در وسط وضع تحریم‌های ترامپ و باز نمودن فضا بر ایران توسط اوباما، سیاستی مانند سیاست هویچ و چماق است که ایران را به عنوان یک نقطۀ مرکزی سیاسی امریکا باقی می‌گذارد؛ مگر این‌که الله سبحانه وتعالی بر امت مسلمه منت نهاده، خلافت راشده بر منهج نبوت را حاکم سازد تا باشد که دست امریکا را از سرزمین‌های اسلامی کوتاه ساخته و اگر سرزمینی تا آن روز برای امریکا باقی بماند، آن را پس به همان سرزمین‌اش برگرداند. هم‌چنان، احکام الله سبحانه وتعالی را با اجرای قصاص بالای هر خائن و مرتدی جاری نماید.

﴿وَسَيَعلَمُ الذينَ ظَلَموا أَيَّ مُنقَلَبٍ يَنقَلِبون﴾

[شعراء: 227]

ترجمه: و كسانی‌كه ستم می‌كنند، خواهند دانست كه بازگشت‌شان به كجا و سرنوشت‌شان چگونه است!

برگرفته از جریدۀ الرایه

نویسنده: استاد ابوعبدالله "حنیفه"

ادامه مطلب...
Subscribe to this RSS feed

سرزمین های اسلامی

سرزمین های اسلامی

کشورهای غربی

سائر لینک ها

بخش های از صفحه