چهارشنبه, ۲۷ ربیع الاول ۱۴۴۸هـ| ۲۰۲۶/۰۹/۰۹م
ساعت: مدینه منوره
Menu
القائمة الرئيسية
القائمة الرئيسية

  •   مطابق  
بسم الله الرحمن الرحيم

جوابِ سوال: تعریف نفس از دیدگاه لغت و اصطلاح و منظور از وفات نفس در هنگام خواب

(ترجمه)

به جواب ابی عارف

سوال:

محضر شیخ بزرگوار، شیخ عطاء بن خلیل ابوالرشته امیر حزب‌التحریر حفظه‌الله تعالی!

السلام علیکم و رحمة الله و برکاته!

شیخ بزرگوار، استاد رهبر و امیر گرامی ما که الله سبحانه و تعالی او را گرامی داشته است! از الله سبحانه و تعالی می‌خواهیم که شما و خانوادۀ محترم‌تان همواره در صحت، عافیت و برکت باشید و در حفظ و پناه الله سبحانه و تعالی قرار داشته باشید! آمین!

اما بعد؛ پیشاپیش معذرت، می‌خواهم دربارۀ یک موضوع سوال کنم که از این قرار است:

در کتاب‌های عالم علامه، شیخ تقی‌الدین نبهانی رحمه‌الله با دو اصطلاح «عقل» و «عقلیه» روبه‌رو شدم؛ به‌ویژه در مباحث مربوط به شخصیه اسلامی. شیخ تقی‌الدین نبهانی هر دو اصطلاح را به‌گونه روشن تعریف کرده است؛ بلکه نخست عقل را تعریف نموده و سپس به تعریف عقلیه پرداخته است. اما در کتاب‌های شیخ تقی‌الدین نبهانی، به‌خصوص در مباحث شخصیه اسلامی، تعریفی از «نفس» نیافتم؛ بلکه دیدم که ایشان مستقیماً «نفسیه» را تعریف کرده است.

ازاین‌رو، پرسش من این است: تعریف نفس نزد شیخ تقی‌الدین نبهانی، در صورتی که تعریفی از آن وجود داشته باشد، چیست؟ یا از دیدگاه شما تعریف و حقیقت نفس چیست؟ آیا درست است که نفس را همان نیروی حیاتی بدانیم؟

الله سبحانه و تعالی به‌خاطر پاسخ‌تان به شما پاداش نیک عطا فرماید! از الله سبحانه و تعالی می‌خواهیم که در برابر تمام اعمال نیک‌تان، بهترین پاداش را در دنیا و آخرت نصیب‌تان گرداند! آمین یا رب العالمین! برادرتان محمد عارف بالله بوگور-اندونیزیا

با معذرت سوال دیگری نیز دارم: الله سبحانه و تعالی در قرآن کریم بیان فرموده است که هنگام خواب، نفس‌ها را به‌طور کامل می‌گیرد، منظور از وفات نفس در زمان خواب چیست؟ آیا معنای آن این است که نفس، نیروی عقل حاجات عضوی و غرایز را نیز در بر می‌گیرد؛ اموری که ظاهراً هنگام خواب انسان از فعالیت بازمی‌مانند یا به‌نوعی «می‌میرند»؟ الله سبحانه و تعالی به شما پاداش فراوان عطا فرماید!

جواب:

وعلیکم السلام و رحمة الله و برکاته!

نخست) بلی، در کتاب‌های ما تعریف مشخصی برای «نفس» وجود ندارد؛ زیرا «نفس» یک لفظ مشترک است و معانی آن بر اساس قرینه‌ای که هنگام استعمال همراه آن می‌باشد، تفاوت می‌کند. اما «نفسیه» یک اصطلاح است که معنای معینی بر آن وضع شده و آن معنا همواره در کاربرد با آن همراه است.

برای توضیح بیشتر دربارۀ لفظ مشترک، در جلد سوم کتاب «شخصیه اسلامی» صفحۀ ۱۶۴ در باب «اشتراک» چنین آمده است: «اشتراک عبارت است از این‌که یک واژه از آغاز برای دو حقیقت متفاوت وضع شده باشد؛ از آن جهت که هریک حقیقتی جداگانه است. لفظ مشترک نیز واژه‌ای است که برای هریک از دو یا چند معنا وضع شده باشد؛ مانند واژۀ «عین» که برای چشم بینا، کنیز و طلا به‌کار می‌رود و مانند واژۀ «روح» که برای راز حیات، درک رابطۀ انسان با الله سبحانه و تعالی و جبرئیل استعمال می‌شود؛ و نیز دیگر الفاظ مشترک.

لفظ مشترک در زبان عربی وجود دارد، ابوالحسن بصری گفته است: اهل لغت واژۀ «قُرء» را هم بر پاکی و هم بر حیض اطلاق کرده‌اند؛ در حالی‌که این دو ضد یکدیگرند، این امر نشان می‌دهد که لفظ مشترک در زبان وجود دارد. لفظ مشترک در قرآن عظیم نیز آمده است؛ چنان‌که الله سبحانه و تعالی می‌فرماید:

﴿ثَلَاثَةَ قُرُوءٍ﴾ [بقره: 228]

ترجمه: سه دورۀ قُرء.

هم‌چنین می‌فرماید:

﴿وَاللَّيْلِ إِذَا عَسْعَسَ﴾ [تکویر: 17]

ترجمه: سوگند به شب، هنگامی که روی می‌آورد یا پشت می‌کند.

واژۀ «عسعس» هم به معنای روی‌آوردن شب و هم به معنای پشت‌کردن آن است. این امر نشان می‌دهد که لفظ مشترک در زبان عربی وجود دارد. ازاین‌رو، تعیین معنای یک لفظ مشترک و اختصاص‌دادن آن به یکی از معانی‌اش، نیازمند قرینه است؛ بنابراین، باید قرینه‌ای وجود داشته باشد که معنای مورد نظر را روشن سازد.»

پس قرینه برای تعیین یکی از معانی لفظ مشترک ضروری است. واژۀ «نفس» نیز همین‌گونه است و بر اساس قرینه، در معانی گوناگونی به‌کار می‌رود،از جملۀ این معانی مورد زیر است:

نخست: ابوهریره رضی الله عنه روایت کرده است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود:

«أَلَمْ تَرَوْا الْإِنْسَانَ إِذَا مَاتَ شَخَصَ بَصَرُهُ؟ قَالُوا: بَلَى، قَالَ: فَذَلِكَ حِينَ يَتْبَعُ بَصَرُهُ نَفْسَهُ»

ترجمه: آیا ندیده‌اید که وقتی انسان می‌میرد، چشمانش باز و خیره می‌ماند؟گفتند: بلی، رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: «این زمانی است که نگاهش نفس او را دنبال می‌کند.»

در این حدیث چشم یا نگاه، نفس را دنبال می‌کند. بنابراین واژۀ «نفس» در این‌جا برای روشن‌شدن معنایش به قرینه نیاز دارد. این قرینه در حدیث ام‌سلمه رضی الله عنها آمده است. وی روایت کرده است: رسول الله صلی الله علیه وسلم بر ابوسلمه وارد شد، در حالی‌که چشمانش باز مانده بود؛ پس چشمان او را بست و سپس فرمود:

«إِنَّ الرُّوحَ إِذَا قُبِضَ تَبِعَهُ الْبَصَرُ»

ترجمه: هرگاه روح گرفته شود، چشم آن را دنبال می‌کند.

در این حدیث، چشم روح را دنبال می‌کند و هردو حدیث را امام مسلم روایت کرده است. این بدان معناست که نفسی که هنگام وفات چشم آن را دنبال می‌کند، همان روح است؛ چنان‌که در حدیث ام‌سلمه آمده است که چشم، روح را دنبال می‌کند. بنابراین در این مورد، روح و نفس یک معنا دارند.

دوم: در کتاب «لسان العرب» (۶/۲۳۳) دربارهٔ معنای «نَفْس» چنین آمده است:

۱.  واژهٔ «نَفْس» گاهی برای تمام وجود انسان به‌کار می‌رود؛ مانند این‌که گفته می‌شود: «نزد من سه نَفْس است»؛ یعنی سه انسان هم‌چنان در این آیهٔ مبارکه:

﴿أَنْ تَقُولَ نَفْسٌ يَا حَسْرَتَا عَلَى مَا فَرَّطْتُ فِي جَنْبِ اللَّهِ﴾ [زمر: 56]

ترجمه: تا مبادا کسی بگوید: دریغا بر من، به‌خاطر کوتاهی‌ای که در حق الله (سبحانه وتعالی) کردم.

۲. «نَفْس» به معنای خون نیز آمده است. هم‌چنان «نَفْس» به معنای چشم‌زخم «نافِس» به معنای کسی که چشم می‌زند و «مَنفوس» به معنای کسی است که چشم خورده است. «نُفوس» نیز به چشم‌های حسود گفته می‌شود؛ چشم‌هایی که دارایی مردم را با حسادت می‌نگرند تا به آن آسیب برسانند. عبارت «ما أَنْفَسَه» یعنی: چه چشم‌زخم شدید و اثرگذاری دارد، این معنا از «لحیانی» نقل شده است. هم‌چنان گفته می‌شود: «فلانی را نَفْس گرفت»؛ یعنی چشم خورد و «نَفَسْتُكَ بِنَفْسٍ» یعنی با چشم‌زخم به تو آسیب رساندم.

۳.  گفته می‌شود: «در آن کار با یکدیگر رقابت کردیم» یا «بر سر آن با هم به رقابت پرداختیم»؛ یعنی به یکدیگر حسادت ورزیدیم و برای پیشی‌گرفتن از هم مسابقه کردیم. در قرآن کریم آمده است:

﴿وَفِي ذَلِكَ فَلْيَتَنَافَسِ الْمُتَنَافِسُونَ﴾ [مطففین: 26]

ترجمه: و در راه رسیدن به چنین نعمتی، رقابت‌کنندگان باید با یکدیگر رقابت کنند.

یعنی علاقه‌مندان و مشتاقان باید برای دست‌یافتن به آن، بر یکدیگر پیشی بگیرند. در حدیث مغیره، عبارت «سَقِيمُ النِّفاس» آمده است؛ یعنی کسی که رقابت، کشمکش و تلاش برای غلبه بر دیگران برای به‌دست‌آوردن چیزی، او را بیمار و ناتوان ساخته است. هم‌چنان در حدیث آمده است:

«... فَوَاللَّهِ لَا الْفَقْرَ أَخْشَى عَلَيْكُمْ، وَلَكِنْ أَخْشَى عَلَيْكُمْ أَنْ تُبْسَطَ عَلَيْكُمُ الدُّنْيَا كَمَا بُسِطَتْ عَلَى مَنْ كَانَ قَبْلَكُمْ، فَتَنَافَسُوهَا كَمَا تَنَافَسُوهَا، وَتُهْلِكَكُمْ كَمَا أَهْلَكَتْهُمْ»

ترجمه: به الله سوگند، من از فقر بر شما نمی‌ترسم؛ بلکه از آن می‌ترسم که دنیا همان‌گونه که بر پیشینیان شما گشوده شد، بر شما نیز گشوده شود؛ سپس همان‌گونه که آنان بر سر آن به رقابت پرداختند، شما نیز برای به‌دست‌آوردن آن با یکدیگر رقابت کنید و دنیا شما را همان‌گونه که آنان را هلاک کرد، به هلاکت برساند.

این واژه از «مُنافَسه» گرفته شده و به معنای علاقهٔ شدید به چیزی و تلاش برای اختصاص‌دادن آن به خود است. پایان نقل از «لسان العرب».

همان‌گونه که دیده می‌شود، تعیین معنای واژهٔ «نَفْس» در هر متن، به قرینۀ نیاز دارد. برای «نَفْس» و مشتقات آن معانی دیگری نیز وجود دارد که تشخیص هریک از آن‌ها نیز به قرینه وابسته است.

از همین‌رو، ما معنای مشخص و ثابتی برای واژهٔ «نَفْس» ذکر نکردیم؛ زیرا معنای آن بر اساس قرینه تعیین می‌شود و ممکن است با توجه به قرینهٔ موجود در همان متن یا در متنی دیگر، متفاوت باشد.

دوم) اما دربارهٔ پرسش شما پیرامون معنای این آیهٔ مبارکه:

﴿اللَّهُ يَتَوَفَّى الْأَنْفُسَ حِينَ مَوْتِهَا وَالَّتِي لَمْ تَمُتْ فِي مَنَامِهَا فَيُمْسِكُ الَّتِي قَضَى عَلَيْهَا الْمَوْتَ وَيُرْسِلُ الْأُخْرَى إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ﴾ [زمر: 42]

ترجمه: الله (سبحانه وتعالی) جان‌ها را هنگام مرگ‌شان به‌طور کامل می‌گیرد و جان کسانی را که نمرده‌اند نیز هنگام خواب‌شان می‌گیرد؛ سپس آن جانی را که حکم مرگ بر آن رانده است، نگه می‌دارد و جان دیگر را تا زمانی معین بازمی‌فرستد، بی‌گمان در این امر نشانه‌هایی برای مردمی است که می‌اندیشند.

دیدگاه راجح نزد من این است که معنای آیۀ چنین می‌باشد: الله سبحانه وتعالی هنگام مرگ، انسان را به‌طور کامل از همهٔ امور و فعالیت‌های زندگی بازمی‌گیرد، هم‌چنان انسان‌ها را در هنگام خواب، از آزادی حرکت، قدرت تشخیص، تصمیم‌گیری، تصرف و دیگر فعالیت‌های ارادی بازمی‌دارد. برای توضیح بیشتر، مطالبی را که در برخی کتاب‌های تفسیر و شماری از کتاب‌های لغت آمده است، ذکر می‌کنم:

۱. در تفسیر قرطبی، ذیل آیهٔ ۴۲ سورهٔ زمر آمده است:

﴿اللَّهُ يَتَوَفَّى الْأَنْفُسَ حِينَ مَوْتِهَا وَالَّتِي لَمْ تَمُتْ فِي مَنَامِهَا فَيُمْسِكُ الَّتِي قَضَى عَلَيْهَا الْمَوْتَ وَيُرْسِلُ الْأُخْرَى إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ﴾ [زمر: 42]

ترجمه: الله (سبحانه وتعالی) جان‌ها را هنگام مرگ‌شان به‌طور کامل می‌گیرد و جان کسانی را که نمرده‌اند نیز هنگام خواب‌شان می‌گیرد؛ سپس آن جانی را که حکم مرگ بر آن رانده است، نگه می‌دارد و جان دیگر را تا زمانی معین بازمی‌فرستد، بی‌گمان در این امر نشانه‌هایی برای مردمی است که می‌اندیشند.

در این آیه چهار مسئله مطرح است:

مسئلهٔ نخست؛ سخن الله سبحانه وتعالی که می‌فرماید:

﴿اللَّهُ يَتَوَفَّى الْأَنْفُسَ حِينَ مَوْتِهَا﴾ یعنی الله سبحانه وتعالی جان‌ها را هنگامی که مدت عمرشان پایان می‌یابد، می‌گیرد. و دربارهٔ این بخش از آیه: ﴿وَالَّتِي لَمْ تَمُتْ فِي مَنَامِهَا﴾ میان مفسران اختلاف نظر وجود دارد. گفته شده است: الله سبحانه وتعالی انسان‌ها را در هنگام خواب از تصرف و فعالیت بازمی‌دارد، در حالی که ارواح‌شان هم‌چنان در بدن‌های‌شان باقی می‌ماند. سپس می‌فرماید: ﴿فَيُمْسِكُ الَّتِي قَضَى عَلَيْهَا الْمَوْتَ وَيُرْسِلُ الْأُخْرَى﴾ یعنی آن جانی را که مرگ برایش مقدر شده است، نگه می‌دارد و جان دیگر را ـ که جان شخص خوابیده است ـ رها می‌کند و تا زمان فرارسیدن مرگش، دوباره به او امکان فعالیت و تصرف می‌دهد، ابن عیسی نیز همین دیدگاه را بیان کرده است.

سعید بن جبیر گفته است: الله سبحانه وتعالی ارواح مردگان را هنگام مرگ‌شان و ارواح زندگان را هنگام خواب‌شان می‌گیرد؛ سپس آن ارواح، تا آن اندازه که الله سبحانه وتعالی بخواهد، با یکدیگر آشنا می‌شوند. پس معنای این بخش از آیه: ﴿فَيُمْسِكُ الَّتِي قَضَى عَلَيْهَا الْمَوْتَ وَيُرْسِلُ الْأُخْرَى﴾ این است که الله سبحانه وتعالی آن جانی را که مرگ بر آن مقرر شده است، نگه می‌دارد و جان دیگر را دوباره بازمی‌گرداند.

از رسول الله صلی الله علیه وسلم روایت شده است که فرمودند:

«كَمَا تَنَامُونَ فَكَذَلِكَ تَمُوتُونَ وَكَمَا تُوقَظُونَ فَكَذَلِكَ تُبْعَثُونَ»

ترجمه: همان‌گونه که می‌خوابید، می‌میرید و همان‌گونه که بیدار می‌شوید، برانگیخته خواهید شد.

عمر رضی الله عنه گفته است: «خواب، برادر مرگ است.» هم‌چنان این سخن به‌صورت مرفوع در حدیث جابر بن عبدالله رضی الله عنهما روایت شده است. از رسول الله صلی الله علیه وسلم پرسیده شد: ای رسول الله، آیا اهل بهشت می‌خوابند؟ فرمودند:

«لَا، النَّوْمُ أَخُو الْمَوْتِ وَالْجَنَّةُ لَا مَوْتَ فِيهَا»

ترجمه: نه؛ خواب برادر مرگ است و در بهشت مرگی وجود ندارد.

این روایت را دارقطنی نقل کرده است.

خلاصه:

الف) ما برای واژهٔ «نَفْس» معنای مشخص و ثابتی ذکر نکردیم؛ زیرا معنای آن بر اساس قرینه تعیین می‌شود. از همین‌رو، ممکن است معنای آن با توجه به قرینهٔ موجود در همان متن یا در متنی دیگر متفاوت باشد.

ب) دیدگاه راجح نزد من دربارهٔ معنای این آیهٔ مبارکه:

﴿اللَّهُ يَتَوَفَّى الْأَنْفُسَ حِينَ مَوْتِهَا وَالَّتِي لَمْ تَمُتْ فِي مَنَامِهَا فَيُمْسِكُ الَّتِي قَضَى عَلَيْهَا الْمَوْتَ وَيُرْسِلُ الْأُخْرَى إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ﴾ [زمر: 42]

ترجمه: الله (سبحانه وتعالی) جان‌ها را هنگام مرگ‌شان به‌طور کامل می‌گیرد و جان کسانی را که نمرده‌اند نیز هنگام خواب‌شان می‌گیرد؛ سپس آن جانی را که حکم مرگ بر آن رانده است، نگه می‌دارد و جان دیگر را تا زمانی معین بازمی‌فرستد، بی‌گمان در این امر نشانه‌هایی برای مردمی است که می‌اندیشند.

 این است که الله سبحانه وتعالی هنگام مرگ، انسان را به‌طور کامل از همهٔ امور و فعالیت‌های زندگی بازمی‌دارد‌؛ هم‌چنان انسان‌ها را در هنگام خواب، از آزادی حرکت، قدرت تشخیص، تصمیم‌گیری، تصرف و دیگر فعالیت‌های ارادی بازمی‌دارد.

این دیدگاهی است که من در این مسئله ترجیح می‌دهم و الله سبحانه وتعالی داناتر و باحکمت‌تر است.

برادر تان عطاء بن خلیل ابوالرشته

۲۷ ربیع الاول ۱۴۴۸هـ.ق.

۰۹ سپتمبر ۲۰۲۶م.

مترجم: مصطفی اسلام

Last modified onچهارشنبه, 09 سبتامبر 2026

ابراز نظر نمایید

back to top

سرزمین های اسلامی

سرزمین های اسلامی

کشورهای غربی

سائر لینک ها

بخش های از صفحه