چهارشنبه, ۲۹ صَفر ۱۴۴۸هـ| ۲۰۲۶/۰۸/۱۲م
ساعت: مدینه منوره
Menu
القائمة الرئيسية
القائمة الرئيسية

تقدیم: مفکر سیاسی احمد الخطوانی (ابو حمزه)جمعه، 03 جمادی الثانی 1440هـ.ق / 08 فبروری 2019م

ادامه مطلب...
  • نشر شده در ویدیوها

تقدیم: شیخ معاویه عبدالوهاب عضو حزب التحریر – ولایه سوریه پنج شنبه، 09 جمادی الثانی 1440هـ.ق / 14 فبروری 2019م

ادامه مطلب...

سخنان دکتور مصعب ابو عرقوب عضو دفتر مطبوعاتی حزب التحریر – ولایه سرزمین مبارک (فلسطین)جمعه، 26 جمادی الثانی 1440هـ.ق / 01 فبروری 2019م

ادامه مطلب...

گوشۀ از خطبه جمعۀ استاد اسعد جراد.جمعه، 26 جمادی الثانی 1440هـ.ق / 01 فبروری 2019م

ادامه مطلب...
  • نشر شده در ویدیوها

تقدیم: استاد ابو القاسم عضو حزب التحریر – ولایه سوریه
سه شنبه، 14 جمادی الثانی 1440هـ.ق / 19 فبروری 2019م

تقدیم: استاد ابو القاسم عضو حزب التحریر – ولایه سوریه

سه شنبه، 14 جمادی الثانی 1440هـ.ق / 19 فبروری 2019م
ادامه مطلب...
  • نشر شده در ویدیوها

پنج شنبه، 09 جمادی الثانی 1440هـ.ق / 14 فبروری 2019م

پنج شنبه، 09 جمادی الثانی 1440هـ.ق / 14 فبروری 2019م
ادامه مطلب...

حکام مسلمین؛ شرکای اصلی چین در مبارزه با دین الله و نابودسازی مسلمانان!

(ترجمه)

خبر:
شی جینگ پینگ رئیس جمهور چین به روز پنجشنبه ۳۱ جنوری سال ۲۰۱۹م با شیخ تمیم بن احمد آل ثانی رئیس جمهور قطر در پکینگ دیدار نمود؛ آن‌ها بر عمیق شدن مشارکت استراتیژیک دوجانبه مبتنی بر احترام متقابل، مساوات، منافع دوجانبه و انکشاف مشترک با همدیگر توافق نمودند.
شی جینگ پینگ در این دیدار گفت: «او احترام متقابل، تبادل معلومات و افزایش همکاری رادر امر مبارزه با "تروریزم" و "تندروی" بالای هردو جانب حتمی می‌داند.» هم‌چنان، تمیم بن احمد در هنگام ستایش از موقف سازندۀ چین در امور مختلف و قضایای خاورمیانه و خلیج گفت: «جانب قطر آمادۀ تقویۀ روابط، هم‌سویی و عمیق ساختن همکاری با جانب چین در امر مبارزه با تروریزم و تندروی می‌باشد.» (منبع: روزنامۀ آنلاین نسل امروز)
تبصره:
در جریان جنگی‌که نظام ملحد چین بر ضد اسلام در ترکستان شرقی و با انجام جرائم وحشیانه‌اش علیه برادران و خواهران مسلمان اویغور ما فقط بخاطر این‌که آن‌ها می‌گویند، رب ما الله سبحانه وتعالی است، در اوج بی‌پردگی و تحریک احساسات مسلمانانی‌که قلب‌های‌شان از درد و به سبب آنچه که از اعمال وحشیانه، ستم، شکنجه و پاکسازی نژادی، که به دست ملحدین مجرم چینی به آن‌ها رسیده است، می‌سوزد. مزدور انگلیس در قطر، که تحت حمایت آن می‌باشد، اقدام به دیدار از چین نموده است. او در عین حال بر تعهدش مبنی بر تقویۀ روابط فرهنگی، سیاحتی، رسانه‌ای و تقویۀ روابط دیپلوماسی و اقتصادی استوار بر احترام متقابل با این نظام ملحد و مجرم تأکید ورزید.
بدون شک، این خادم انگلیس فریب بزرگی را توسط اعلان عمیق ساختن همکاری در امر مبارزه با تروریزم و تندروی با کسی‌که مسلمانان را شکنجه نموده و با اسلام زیر نام مبارزه با تروریزم و تندروی می‌جنگد، انجام داده است تا توسط این کار ثابت نماید که او یک شریک پایدار و نیرومند در جنگ جهانی صلیبی، که امریکا آن را بخاطر مبارزه با دین الله سبحانه وتعالی و نابودسازی مسلمانان رهبری می‌کند، می‌باشد. او توسط همکاری‌اش با مجرمینی‌که جنگ تروریزم را علیه مسلمانان به راه انداخته اند، در ارتکاب جرم از آن‌ها کمتر نیست.
قطعاً واضح گردیده است، هر زمانی‌که مصیبت‌ها بالای مسلمانان شدت یافته و آزمایش و شکنجه از سوی دشمنان آن‌ها و دشمنان اسلام بالای‌شان افزایش یافته است، رذالت و جرائم حکام رویبضۀ آن‌ها نیز آشکار گردیده است؛ حکامی‌که از امت خارج شده و از خیانت و یاری نرساندن در هنگام هر مصیبت و فاجعه‌ای که بالای امت می آید، احساس بدی نمی‌داشته باشند. این آشکار شدن و رسوایی سریع از مزدور بودن حکام و دوستی و خدمت‌گذاری آنان به دشمنان الله سبحانه وتعالی و رسولش صلی الله علیه وسلم و محبت‌شان با سرسخت‌ترین دشمنان اسلام و مسلمانان، هیچ دلیلی به جز آواز فریادخواهی، که یقیناً هیچ راهی برای رهایی مسلمانان از ظلم و اهانتی‌که آن‌ها در آن قرار دارند، بدون دور انداختن این حکامی‌که با الله و رسولش در جنگ بوده و با کفار دوستی می‌کنند و نیز دادن دست‌شان به دست کسانی‌که بخاطر برپایی خلافت راشده بر منهاج نبوت، که ریشۀ کافران را قطع، نفوذشان را پایان و تسلط‌شان را بالای گردن بندگان خاتمه خواهد داد، کار می‌کنند، ندارد.

نویسنده: فاطمه بنت محمد
برای رادیوی دفتر مرکزی مطبوعاتی حزب التحریر

ادامه مطلب...

عمران خان به‌منظور واگذاری اقتصاد پاکستان به استیلای غرب با صندوق بین‌المللی پول همکاری می‌کند

  • نشر شده در پاکستان

(ترجمه)

دیدار عمران خان با رئیس صندوق بین‌المللی پول(IMF) به‌تاریخ ۱۰ فبروری ۲۰۱۹م در دبی خبر از خطرات تازه‌ای می‌دهد که به دستان استعمارگران به پاکستان وارد خواهد شد. صندوق بین‌المللی پول یک منبع خسارت‌بار است، چنان‌که در "رهنمود بخش 3-05.130 نیروهای عملیات ویژه جنگ‌های غیر متعارف امریکا که در سپتمبر ۲۰۰۸م نوشته شده‌است: «ارتش ایالات متحده از سازمان‌های مالی استعمارگر، هم‌چون صندوق بین‌المللی پول، بانک جهانی و OECD، به مثابۀ "تسلیحات مالی و آزاد در موقع جنگ و نبردهای عمومی به مقیاس عظیم استفاده می‌کند.»

واقعیت این است که صندوق بین‌المللی پول یک وسیلۀ استعماری‌ست که به هیچ کشوری اجازه نمی‌دهد تا با دریافت قرضه به پا ایستاد شود و قدرت‌های استعمارگر را به چالش بکشد. این حقیقت برای عمران خان قبل از رسیدن به قدرت واضح شده‌بود. عمران خان در مصاحبه‌ای‌که در روزنامۀ انگلیسی گاردین به‌تاریخ ۱۸ سپتمبر ۲۰۱۱م به نشر رسیده بود، هشدار داد: «کشوری‌که به کمک تکیه کند، مرگ از این بهتر است. این کار سبب می‌شود به ظرفیت‌های‌تان دست نیابید؛ همان کاری‌که استعمار می‌کند. کمک تحقیر است. هر کشوری را که برنامه‌های صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی را دنبال کرده‌است، فقط فقرا را فقیرتر و ثروت‌مندان را ثروت‌مندتر کرده‌است.» اما به تاریخ ۱۰ فبروری ۲۰۱۹م عمران خان با خوشحالی توییت کرد: «در ملاقات امروزم با کریستین لاگارد مدیر عامل صندوق بین‌المللی پول بر سر ضرورت اجرای اصلاحات عمیق ساختاری برای قرار دادن کشور در یک مسیر انکشافی قابل تحمل، که از آسیب‌پذیرترین بخش‌های جامعه حفاظت می‌کند، بین ما همگرایی و تقارب دیدگاه وجود داشت.» اصلاحات عمیق ساختاری دورتر از آن است که سبب جشن و خوشحالی شود. این برنامه‌ها مبنی بر اصل و فرمول استعمار، یعنی توافق واشنگتن می‌باشد و طوری طراحی شده‌است که هژمونی دالر را در تجارت بین‌المللی به قیمت ارز رایج محلی، صنعت و زراعت یک کشور، حفظ می‌کند.

ای مسلمانان پاکستان! عمران خان، به‌طور قطع ثابت کرده‌است که تنها تغییر در چهره‌ها نمی‌تواند در پاکستان تغییر بیاورد. از زمانی‌که این نظام بشری و این قوانین بشری بر پاکستان تحمیل شده‌است، این کشور مدام در رنج و عذاب است. حکام پیشین از حکام کنونی بهتر به نظر می‌رسند، تنها به این دلیل که پاکستان مدام بیشتر در دام استعمار فرو می‌رود. افزایش مالیات، کاهش کمک‌های مالی، سقوط ارزش روپیه و افزایش سرسام‌آور قیمت‌ها به مردم ضربه زده‌است. تا زمانی‌که پاکستان عضو صندوق بین‌المللی پول باشد، این معضل فقط عمیق‌تر می‌شود. اکنون همه مکلف هستیم تا از مدافعان خلافت در برابر خواست‌شان که پاکستان باید تمام سازمان‌های استعماری، خواه صندوق بین‌المللی پول یا سازمان ملل را ترک کند، حمایت کنیم، چون این ابزار به کفار اجازه می‌دهند تا بر امور ما تسلط داشته باشند و آن‌ها حقیقتاً آسیب‌رسان اند. الله سبحانه‌وتعالی فرموده‌است:‌

﴿وَلَن يَجْعَلَ اللَّهُ لِلْكَافِرِينَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ سَبِيلًا﴾
[نساء: ۱۴۱]

ترجمه: و الله(سبحانه و تعالی) هرگز کافران را بر مؤمنان تسلطی نداده‌است.

رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمودند:

«لاَ ضَرَرَ وَلاَ ضِرَارَ»
(موطا ابن مالک و ابن ماجه)

ترجمه: باید نه خسارتی باشد و نه به کسی خسارت وارد شود.

و بر ما لازم است تا شب و روزمان را برای تنها نظامی‌که پاکستان را برای دست‌یابی به ظرفیت حقیقی‌اش، یعنی خلافت به طریقۀ رسول الله صلی الله علیه و سلم، قادر خواهد ساخت، یکی کنیم.

دفتر مطبوعاتی حزب‌التحریر-ولایه پاکستان

ادامه مطلب...

محمد بن سلمان، قاتل اطفال مکتب در یمن و غاصب ثروت نفتی امت؛ قطعاً در پاکستان خوش نیامده است! Featured

  • نشر شده در پاکستان

(ترجمه)

در حالی‌که دادوبیداد در خصوص افزایش سختی‌ها بالا گرفته است،‌ رژیم بجوا-عمران با آزادی تمام از هیچ هزینه‌ای برای استقبال از محمد بن سلمان حاکم سعودی، که ثروت امت را به شکل بیش از حد فدای هوای نفسش می‌کند،‌ مضایقه نمی‌کند. این درحالی‌ست که قیمت نفت بلندرفته و رژیم بیش از حد نفت را در پرواز جِت‌های جی‌اف-17 نیروی هوای پاکستان در آماده‌سازیِ تشریفات برای جِت‌های محمد بن سلمان می‌سوزاند. حال‌آن‌که مسلمانان کشمیرِ اشغال‌شده از حمایت نظامی محروم می‌شوند. رژیم پاکستان برعلاوه‌ی بیش از صد محافظ سلطنتی عربستانی درحال بسیج‌کردنِ نیروهایش برای حفاظت از محمد بن سلمان است؛ حال‌آن‌که مردم تحت فشار طرح‌های نفرین‌شده‌ی سود بر قرض‌هایی‌که برای تهیه‌ی مسکن گرفته‌اند، قرار دارند. این رژیم، خانۀ نخست‌وزیر را آماده کرده است؛ درحالی‌که محمد بن سلمان با خود 1100 مقام دولتی و تجار، پنج موتر لوازم شخصی‌، هشتاد کانتینر لوازم و لباس و شمار زیادی موتر را با خود می‌آورد؛ درحالی‌که دو هوتل پنج‌ستاره و سه‌صد لندکروزر را به طور کامل ریزرف‌کرده اند. تمام این‌ها برعلاوه‌ی هزینه‌های اقتصادی، شکستن فضای هوایی، ترافیک و قطع ارتباطات تلیفونی است.

محمد بن سلمان کیست که رژیم او را سزاوار استقبال با این هزینه‌ی فراوان و اسراف می‌داند؟! محمد بن سلمان قاتل خاشقچی است، که این سفر پاکستانش برای شکستن انزوای بین‌المللی‌اش می‌باشد تا بتواند به شکل بهتر برای باداران رژیم بجوا-عمران(امریکایی‌ها) خدمت کند. محمد بن سلمان طراح مداخلات سعودیِ وحشی در یمن است که به ریختن خون مسلمانان مخلص آن و پراکنده‌کردن مردم آن در چهار گوشه‌ی جهان منتج شده است. محمد بن سلمان مهندسِ "دیدگاه 2030" است که برای توسعه‌ی نفوذ ویران‌گر اقتصادی و فرهنگی غربی بر سرزمین مبارک حرمین طراحی شده است. محمد بن سلمان جزئی از خانواده‌ی حاکم سعودی‌ست که ثروت نفتی امت را غصب کرده است؛ هرچند اسلام بر آن من‌حیث ثروت عامه برای فایده‌ی تمام امت حکم‌کرده است. محمد بن سلمان آینده‌ی سلطنت سعودی‌ست که براساس تمام آن‌چه الله سبحانه‌وتعالی نازل فرموده،‌ حکومت نمی‌کند؛ علماء را کشته و به زندان می‌اندازد و روابط خود را با اشغال‌گران مسجدالاقصی عادی می‌سازد و محمد بن سلمان فرد اول مافیای اقتصادی‌ست که حالا، تحت نام ثرمایه‌گذاریِ مستقیم خارجی،‌ در تلاش غصب ثروتی از امت می‌باشد که در پاکستان یافت شده است.

ای مسلمانان پاکستان! این حکام در این‌جا و در تمام جهان اسلام بار دوش امت هستند؛ آن‌ها تنها کسانی هستند که ثروت ما را مصرف می‌کنند، گویا که این ثروت را از پدران‌شان میراث گرفته باشند. آن‌ها تنها کسانی هستند که با بی‌اعتنایی به تجاوز به دین، سرزمین و ثروت ما، منافع استعمارگران را به‌پیش‌می‌برند. بیایید که از این بیشتر شاهد به‌غارت‌رفتن ثروت و کشته‌شدن مردم خود نباشیم. صبر در برابر ظلم، فضیلت و حکمت نیست؛ بل گناه و حماقت است. بیایید که همین حالا تصمیم بگیریم تا همرای حامیان خلافت بر منهج و طریقه‌ی نبوت برای پایانِ قطعی حکومت ظالم، فعالیت کنیم. احمد از حذیفه بن الیمان رحمة الله علیه روایت کرده است که رسول‌الله صلی‌الله علیه وسلم فرموده اند:

«ثُمَّ تَكُونُ مُلْكًا جَبْرِيَّةً فَتَكُونُ مَا شَاءَ اللَّهُ أَنْ تَكُونَ ثُمَّ يَرْفَعُهَا إِذَا شَاءَ أَنْ يَرْفَعَهَا ثُمَّ تَكُونُ خِلَافَةً عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ ثُمَّ سَكَتَ»

ترجمه: بعداً حکومت ظلم حاکم خواهد شد و قضایا برای آن‌ها طوری خواهد بود که الله بخواهد؛ بعداً الله وقتی‌که بخواهد به آن پایان می‌دهد؛ بعداً خلافت بر منهج نبوت خواهد آمد و بعداً او صلی‌الله علیه وسلم سکوت کرد.

دفتر مطبوعاتی حزب‌التحریر-ولایه پاکستان

ادامه مطلب...

(ترجمه)

 در هفتۀ اول فبروی 2019م درجزیرة العرب، شیخ الازهر و پاپ واتیکان تحت نام "اخوت انسانی" پیمانی را به امضاء رساندند. نظریۀ‌ این دو کلان مرد دینی: «جایگاه و نقشی را که باید ادیان در جهان معاصر داشته باشند و هم‌چنین مبنای روابط اتباع ادیان را تعیین می‌کند.» زمانی‌که توسط شیخ ازهر به عنوان نماینده مسلمانان-زاویه‌ای که به سبب جایگاه ازهر در میان مردم مصر، از آن به وی نگاه کرده می‌شود- در جزیرة العرب در سرزمینی‌که اسلام در آن نازل گردیده است، پیمان مذکور به امضاء می‌رسد؛ به این معنی است که آن‌ها می‌خواهند بگویند، این پیمانی است که توسط پاپ نصاری و پاپ مخصوص شما مسلمان‌ها، شیخ الازهر، به امضاء رسیده است؛ زیرا آنان این را نمی‌دانند که اسلام دین کاهنیت و روحانیت نیست. آن‌ها نمی‌دانند که در اسلام تعبیر رجال دین و یا روحانیون و جود نداشته و هیچ‌گاه به ایجاد آن تشویق نشده است و نیز آنان این را هم نمی‌دانند که مسلمانان دین شان را به کسی واگذار نمی‌کنند که وی دین شان را برای جلب رضایت حکام مزدور به فروش رسانده، به امت خیانت و خود را در آغوش غرب اندازد. شیخ الازهر یکی از آن خائنین بوده و بلکه در سرکردگی آنان نیز قرار دارد و هم‌چنین فراموش کرده اند که مردم مصر از سابقۀ این مرد، زمانی‌که عضو کمیته سیاست‌های حزب ملی حاکم در زمان مبارک بود، به خوبی آگاهی دارند.

درین شکی نیست که متن این پیمان در راهروهای استخبارات بین‌المللی، با الفاظ و تعبیرات سیکولری و کلیسایی ترتیب یافته و دین جدیدی را پایه‌گذاری می‌کنند؛ دینی‌که تا کنون نمونه‌ای نداشته و کسی آن را نمی‌شناسد. پناه بر الله! چه گونه کسی‌که به الله عزوجل ایمان دارد، با کسی‌که برای الله سبحانه فرزند و یا همسری نسبت می‌دهد، برابر است؟ هرگز چنین برابری وجود ندارد. الله سبحانه از آنچه که به آن نسبت می‌دهند، منزه بوده و به مراتب بزرگتر است. الله سبحانه وتعالی خالق تمام مخلوقات، دین و حکومتی را بر خاتم پیامبران محمد صلی الله علیه وسلم، نازل نمود که ادیان قبلی را منسوخ و بدیلی برای آن‌ها قرار گرفته است. درین خصوص الله سبحانه چنین می فرماید:

﴿وَأَنزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقاً لِّمَا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ الْكِتَابِ وَمُهَيْمِناً عَلَيْهِ فَاحْكُم بَيْنَهُم بِمَا أَنزَلَ اللَّهُ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ عَمَّا جَاءَكَ مِنَ الْحَقِّ﴾

[مائده: 48]

ترجمه: و این کتاب(قرآن‌) را به حق بر تو نازل کردیم، در حالی‌که کتب پیشین را تصدیق می‌کند و حافظ و نگاهبان آن‌هاست؛ پس بر طبق احکامی‌که الله نازل کرده، در میان آن‌ها حکم کن! از هوی و هوس‌های آنان پیروی نکن! و از احکام الهی، روی مگردان!

و نیز از ابوهریره رضی الله تعالی عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمودند:

«وَالَّذِي نَفْسُ مُحَمَّدٍبِيَدِهِ لاَ يَسْمَعُ بِي أَحَدٌ مِنْ هذِهِ الأُمَّةِ يَهُودِيٌّ وَلاَ نَصْرَانِيٌّ، ثُمَّ يَمُوتُ وَلَمْ يُؤْمِنْ بِالَّذِي أُرْسِلْتُ بِهِ، إِلاَّ كَانَ مِنْ أَصْحَابِ النَّارِ»

 (رواه مسلم)

ترجمه: قسم به ذاتی‌که نفسِ، محمد)صلی الله علیه وسلم) در دست اوست؛ هیچ شخصی نیست که پیام اسلام به او برسد و او یهودی و نصرانی گردد؛ سپس در حالی بمیرد که به شریعت من ایمان نیاروده باشد، مگر آن که از اهل جهنم باشد.

آیا شیخ الازهر از جان‌هایی‌که درین جنگ صلیبی نوین علیه اسلام گرفته می‌شود، بی‌خبر است و یا این‌که وی در ایجاد این دین جدید مهره‌ای از مهره‌های صلیبی‌ها می‌باشد؟ بلکه وی تنها به اعتراف به وجود الله و پیامبرش بسنده کرده از تعطیل شریعت الله سبحانه وتعالی، دوری آن از صحنۀ تطبیق و هتک حرمت مقدسات آن، ابایی ندارد و با قتل عام برادران عقیدوی خویش و به تجاوز به زنان آنان، به وسیله‌ای کسانی‌که آنان را برادران انسانی خود می‌نامد، هیچ مشکلی ندارد. برادر خوانده‌های شیخ ازهر بعد از این‌که برای پرکردن خزانه‌های خود دارائی‌های مردم را غارت کرده، آن‌ها را به فقر و گرسنگی مبتلاء ساختند، نزد برادران شکم‌سیر خود آمده، با مردم گرسنه از سازگاری و انسانیت و از دست کمک پیش کردن سخن می‌گویند. چرا شیخ ازهر در عوض از غرب نمی‌خواهد که از این فقیران محروم از همه چیز دست برداشته و تهی بساط دارائی‌های شان را برای شان نگهدارد؟ مردم دیگر کمکش را نمی‌خواهند؛ همین بس است که مردم را به حال‌شان بگذارد و خود امور خویش را سامان خواهند داد. بگونه‌ای مثال: چرا مردم سوریه را به حال شان نمی‌گذارند؟ چرا آنان را وادار می‌کنند که مزدورامریکا بشار را بپذیرند؟ آیا همانگونه که ادعا می‌کنند، کسانی‌که بشار اسد آنان را قتل عام می‌کند، برادران انسانی آن‌ها نیستند؟ آیا انقلابیون مسلمان سوری شامل این پیمان ساختگی تان نمی‌شوند؟

 چنین پیمانی را جز دشمن الله سبحانه وتعالی، پیامر صلی الله علیه وسلم، وکتاب و شریعت الله سبحانه وتعالی کسی دیگری نمی‌نویسد و چنین پیمانی را کسی قبول و یا امضاء نمی‌کند، جز کسی‌که قصد جنگ با اسلام و پیروان آن را داشته و بخشی از جنگ جهانی علیه اسلام و مسلمانان باشد. کسی‌که نزد شیخ ازهر آمده و او را وادار به امضای این پیمان نموده، کسی است که از دوستی امت و تعلق آن به دینش به خوبی آگاهی دارد. بنابر این، می‌خواهد امت را از زاویه‌ای شیخ‌های سیکولری‌که در ظاهر عمامه به سرکرده و چپن پوشیده اند، صدمه زده و بدین وسیله مردم را فریب دهد. اما خطر این پیمان در قسمت آگاهان امت قابل تشویش نبوده؛ بلکه عوام ساده‌لوح امت؛ کسانی‌که جذب عمامه شیوخ شده و فریب سمت آنان را می‌خورند، از این پیمان صدمه می‌بینند.

اسلام مانند دیگر دین‌ها نبوده و به آن هیچ دینی برابری نمی‌کند؛ به غیر اسلام هیچ دین دیگری قابل پذیرش نیست. الله سبحانه وتعالی می فرماید:

﴿إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلَامُ... وَمَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الإسلام دِيناً فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِي الْآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِينَ﴾

[آل عمران: 19و 85]

ترجمه: دین در نزد الله، اسلام است... و هرکس جز اسلام(و تسلیم در برابر فرمان حق) آیینی برای خود انتخاب کند، از او پذیرفته نخواهد شد و او در آخرت، از زیانکاران است.

گذاشتن اسلام و ادیان دیگر در یک پله‌، بدعت خطرناکی می‌باشد. هیچ حاکم مسلمان و هیچ عالم شریعتی جرئت چنین کاری را ندارد؛ مگر ستمکاری‌که می‌خواهد اسلام را از اصلش جدا کند و گرنه چگونه یک مسلمان با کسی‌که برای دعوت آن به ایمان به وحدانیت الله سبحانه وتعالی نجات از آتشی‌که الله وعیدش را داده است، مأمور می‌باشد، برابراست؟ الله سبحانه وتعالی می‌فرماید:

﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ آمِنُوا بِمَا نَزَّلْنَا مُصَدِّقاً لِمَا مَعَكُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَطْمِسَ وُجُوهاً فَنَرُدَّهَا عَلَى أَدْبَارِهَا أَوْ نَلْعَنَهُمْ كَمَا لَعَنَّا أَصْحَابَ السَّبْتِ وَكَانَ أَمْرُ اللَّهِ مَفْعُولا﴾

[نساء: 47]

ترجمه: ای کسانی‌که کتاب(الله) به شما داده شده! به آنچه(بر پیامبر خودرا) نازل کردیم(و هماهنگ با نشانه‌هایی است که با شماست)ایمان بیاورید؛ پیش از آن‌که صورت‌هایی را محو کنیم، سپس به پشت سر بازگردانیم، یا آن‌ها را از رحمت خود دور سازیم؛ همان گونه که اصحاب سبت(گروهی از تبهکاران بنی اسرائیل‌) را دور ساختیم و فرمان الله در هر حال انجام شدنی است!

چگونه این تفاوت‌هایی‌که الله سبحانه وتعالی بین اسلام و سایر ادیان و پیام‌های دیگر قرار داده است، از میان برداشته می‌شود؟ الله سبحانه وتعالی چگونگی خطاب به عامۀ پیراوان کفر را در آیه‌ای که شیخ ازهر از آن غافل مانده است، چنین بیان نموده:

﴿لَكُمْ دِينُكُمْ وَلِيَ دِينِ﴾

[کافرون: 6]

ترجمه: آیین شما برای خودتان و آیین من برای خودم!

ای مسلمانان و مخصوصا شما ای مردم مصر! کسی‌که چینین پیمان‌هایی را به امضاء می‌رساند، مجاز نیست که به حیث نمایندۀ شما قرار داشته باشد. کسانی مانند این‌ها سزاوار این فرموۀ الله سبحانه وتعالی می‌باشند:

﴿أَفَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَهَهُ هَوَاهُ وَأَضَلَّهُ اللَّهُ عَلَى عِلْمٍ وَخَتَمَ عَلَى سَمْعِهِ وَقَلْبِهِ وَجَعَلَ عَلَى بَصَرِهِ غِشَاوَةً فَمَنْ يَهْدِيهِ مِنْ بَعْدِ اللَّهِ أَفَلا تَذَكَّرُونَ﴾

[جاثیه: 23]

ترجمه: آیا دیدی کسی را که معبود خود را هوای نفس خویش قرار داده و الله او را با آگاهی(بر این‌که شایسته هدایت نیست) گمراه ساخته و بر گوش و قلبش مُهر زده و بر چشمش پرده‌ای افکنده است؟! با این حال چه کسی می‌تواند غیر از الله او را هدایت کند؟! آیا متذکّر نمی‌شوید؟!

بلی، این واقعیت مناسب برای شیخ ازهراست؛ کسی‌که به خود این اجازه را داده است که مهره‌ای در دست غرب بوده و حربه‌ای علیه اسلام و مسلمانان باشد. چه بسا آزادی و عزتی برایش بود؛ اگر او و هیئت‌مدیرۀ ادعایی وی، خواستار تطبیق اسلام در دولت خلافت راشده بر منهج نبوت می‌بودند؛ خلافتی‌که به خوبی آن را شناخته و از مزایا و ضرورت به آن کاملاً آگاهی دارند. آن‌ها در عوض می‌بایست اردوهای امت اسلامی را خطاب قرار داده و از آن‌ها می‌خواستند که قیادت خویش را برای کسانی بسپارند که در راستای تطبیق اسلام و تأسیس خلافت راشده و تعیین خلیفه و بیعت به آن برای ریاست عامۀ کل امت و نائب آنان در تطبق اسلام تلاش می‌کنند. پس از آن، تنها وثیقه‌ای از پاپ واتیکان پذیرفته می‌شد که درآن فروتنی‌اش را در برابر احکام اسلام ودولت اسلامی، خود اعلان می‌نمود و حقیرانه امید این را داشت که خلیفه، نمایندۀ به حق مسلمانان، جزیۀ آن را قبول نماید.

یا الله هرچه زود‌تر آن روز را بیاور تا عزت خود و ذلت دشمنان خویش را به چشم مشاهده کنیم.

﴿وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ لَجَعَلَكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَلَٰكِن لِّيَبْلُوَكُمْ فِي مَا آتَاكُمْ فَاسْتَبِقُوا الْخَيْرَاتِ إِلَى اللَّهِ مَرْجِعُكُمْ جَمِيعاً فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَ﴾

[مائده: 48]

ترجمه: و اگر الله می‌خواست، همه‌ای شما را امت واحدی قرارمی‌داد؛ ولی الله می‌خواهد شما را در آنچه به شما بخشیده بیازماید(و استعدادهای مختلف شما را پرورش دهد)؛ پس در نیکی‌ها بر یکدیگر سبقت جویید! بازگشت همه شما، به سوی الله است؛ سپس از آنچه در آن اختلاف می‌کردید، به شما خبر خواهد داد.

برگرفته از جریدۀ الرایه

نویسنده: استاد عبد الله عبد الرحمن

ادامه مطلب...
Subscribe to this RSS feed

سرزمین های اسلامی

سرزمین های اسلامی

کشورهای غربی

سائر لینک ها

بخش های از صفحه